معامله دوشس.pdf
6.3 MB
🤍نام رمان : #جلد_اول #معامله_دوشس
#the_Duchess_Deal
🤍ژانر : #عاشقانه #تاریخی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #تسا_دیر
#Tessa_Dare
🤍خلاصه :
دوک جوان و بسیارجذاب اشبوری، زخم های بسیار بدی در جنگ واترلو برداشته که چهره اش را تغییر داده بود.آنابل نامزدیش را با او به هم زد. دوک برای حفظ عنوان و ثروتش نیاز به وارث داشت و تصمیم به ازدواج گرفت. وقتی اما گلادستون دختر کشیش بخش، با لباس عروس در کتابخانه اش ظاهر شد، بلافاصله تصمیم گرفت با او ازدواج کند. با چند شرط ساده:
1- آنها فقط شب ها زن و شوهرند.
2-بدون بوسه
3- بدون چراغ وروشنایی
4-هیچ پرسشی در مورد زخم ها نباشد.
5- آخرین و مهم ترین شرط...
به محض حامله شدن هرگز دوباره با هم نمی خوابند.
ولی اِما هم قوانین خودش را داشت...
#the_Duchess_Deal
🤍ژانر : #عاشقانه #تاریخی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #تسا_دیر
#Tessa_Dare
🤍خلاصه :
دوک جوان و بسیارجذاب اشبوری، زخم های بسیار بدی در جنگ واترلو برداشته که چهره اش را تغییر داده بود.آنابل نامزدیش را با او به هم زد. دوک برای حفظ عنوان و ثروتش نیاز به وارث داشت و تصمیم به ازدواج گرفت. وقتی اما گلادستون دختر کشیش بخش، با لباس عروس در کتابخانه اش ظاهر شد، بلافاصله تصمیم گرفت با او ازدواج کند. با چند شرط ساده:
1- آنها فقط شب ها زن و شوهرند.
2-بدون بوسه
3- بدون چراغ وروشنایی
4-هیچ پرسشی در مورد زخم ها نباشد.
5- آخرین و مهم ترین شرط...
به محض حامله شدن هرگز دوباره با هم نمی خوابند.
ولی اِما هم قوانین خودش را داشت...
دلوین.PDF
13.7 MB
#دلوین
💫ژانر : #عاشقانه
💫نویسنده : #حدیثه_ورمز
🌼خلاصه :
هلما دختری جسور و زرنگ که عکس های محرمانه ی اصیلزادهی بزرگ شهر امیرفرهام رحیمی را به دست می آورد و شروع به اخاذی از او می کند اما بعد از گرفتن پولی هنگفت تمامی آن عکس ها را در فضایمجازی منتشر می کند و پا روی حیثیت خانواده ی رحیمی می گذارد...
ماجرا این جا تمام نمیشود امیرفرهام خشن و عصبی در پی تلافی کار هلما جوری وانمود می کند که دختر داخل عکس خود هلما است و او را وادار می کند سر سفره ی عقد با او بشیند...
عقدی صوری که جایی ثبت نمیشود و هلمایی که بیخبر به خانه او می رود و...
💫ژانر : #عاشقانه
💫نویسنده : #حدیثه_ورمز
🌼خلاصه :
هلما دختری جسور و زرنگ که عکس های محرمانه ی اصیلزادهی بزرگ شهر امیرفرهام رحیمی را به دست می آورد و شروع به اخاذی از او می کند اما بعد از گرفتن پولی هنگفت تمامی آن عکس ها را در فضایمجازی منتشر می کند و پا روی حیثیت خانواده ی رحیمی می گذارد...
ماجرا این جا تمام نمیشود امیرفرهام خشن و عصبی در پی تلافی کار هلما جوری وانمود می کند که دختر داخل عکس خود هلما است و او را وادار می کند سر سفره ی عقد با او بشیند...
عقدی صوری که جایی ثبت نمیشود و هلمایی که بیخبر به خانه او می رود و...
ماه طوفان.pdf
4.7 MB
#ماه_طوفان
💫ژانر : #عاشقانه
💫نویسنده : #زینب_ایلخانی
🌼خلاصه :
فریماه مرتضوی که به همراه برادرش در یک موسسه مالی اعتباری ( برادرش رییس ) است ، به خاطر طمع برادرش به اجبار پولی را نزول می کند، که با مزاحمت سردسته یکی از بزرگ ترین ارازل و اوباش ( باند مافیایی کلاه مخملی ) رو به رو می شود و طبق این ماجرا با طوفان صفاری آشنا می شود که..
💫ژانر : #عاشقانه
💫نویسنده : #زینب_ایلخانی
🌼خلاصه :
فریماه مرتضوی که به همراه برادرش در یک موسسه مالی اعتباری ( برادرش رییس ) است ، به خاطر طمع برادرش به اجبار پولی را نزول می کند، که با مزاحمت سردسته یکی از بزرگ ترین ارازل و اوباش ( باند مافیایی کلاه مخملی ) رو به رو می شود و طبق این ماجرا با طوفان صفاری آشنا می شود که..
اکیپ نامزدهای اجباری.pdf
1.8 MB
#اکیپ_نامزد_های_اجباری
💫ژانر: #عاشقانه #کلکلی
🌼خلاصه
یه اتفاق در گوشه ای دنیا…
شاید دلیل محکمی برای وجود منو تو باشد
منو تویی که در کنار هم سر…
یه بازی بچگانه…
یه حماقت احمقانه…
یه تصادف عاشقانه…
یه نگاه دلبرانه…
به سمت هم جذب شدیم
هر کدوم با افکار و نقشه هایی که داشتیم
اما در نهایت مسیرمون تغییر کرد
قطار زندگی ترمز کشیدو منو تو
با کله توی قلب های هم پرت میشن
💫ژانر: #عاشقانه #کلکلی
🌼خلاصه
یه اتفاق در گوشه ای دنیا…
شاید دلیل محکمی برای وجود منو تو باشد
منو تویی که در کنار هم سر…
یه بازی بچگانه…
یه حماقت احمقانه…
یه تصادف عاشقانه…
یه نگاه دلبرانه…
به سمت هم جذب شدیم
هر کدوم با افکار و نقشه هایی که داشتیم
اما در نهایت مسیرمون تغییر کرد
قطار زندگی ترمز کشیدو منو تو
با کله توی قلب های هم پرت میشن
جیوه سیاه.pdf
7.1 MB
#جیوه_سیاه
💫 ژانر : #عاشقانه #کلکلی #هیجانی #صحنهدار
💫نویسنده : #رزمشکیحک
🌼خلاصه :
من سرگرد ایمان شایانم ؛ کسی که خلاف های زیادی رو با اقتدا به شغلش انجام داده !حالا یه سروان کوچولوی جذاب و لوند وارد اداره من شده و از من مدارکی رو داره که نباید داشته باشه !حالا اگه من بخوام اونو زیرم داشته باشم چه اتفاقی میوفته ؟
نکته:
توجه داشته باشید که در جلد دوم این رمان نام دکتر آشوب پارسا به دکتر سایه پارسا تغییر کرده است
💫 ژانر : #عاشقانه #کلکلی #هیجانی #صحنهدار
💫نویسنده : #رزمشکیحک
🌼خلاصه :
من سرگرد ایمان شایانم ؛ کسی که خلاف های زیادی رو با اقتدا به شغلش انجام داده !حالا یه سروان کوچولوی جذاب و لوند وارد اداره من شده و از من مدارکی رو داره که نباید داشته باشه !حالا اگه من بخوام اونو زیرم داشته باشم چه اتفاقی میوفته ؟
نکته:
توجه داشته باشید که در جلد دوم این رمان نام دکتر آشوب پارسا به دکتر سایه پارسا تغییر کرده است
عاشق_آشکار_شده_جلد_چهارم_مجموعه_انجمن_برادری_خنجر_سیاه.pdf
6.2 MB
🤍نام رمان : #عاشق_آشکار_شده
#LOVER_REVEALED
(#جلد_چهارم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
باچ اونیل جنگجوی بالفطرهست. پلیس سابق دایره جنایی جان سخت. تنها آدمیه که اجازه پیدا کرده وارد حلقه انجمن برادری خنجرسیاه بشه. و میخواد بیشتر وارد دنیای خون آشامها بشه_پ بخشی از جنگ بالسره. اون هیچ چیزبرای ازدست دادن نداره. قلبش متعلق به خونآشامه اشراف زاده زیبای که امکان نداره بهش برسه. اما اگه نمیتونسه ماریسا رو داشته باشه پس حداقل میتونسته کنار برادرها بجنگه. تقدیر اون رو با دادن چیزی که بهش نیازداره نفرین میکنه. وقتی باچ فداکاری میکنه تایک خون آشام غیرنظامی رو از دست لسرها نجات بده قربانی تاریک ترین نیروی جنگ میشه. درحالی که رهاشده تا بمیره به طور معجزه آسایی پیدا میشه. وانجمن برادری ماریسا رو فرا میخونه تا اونو نجات بده. اماشاید حتی عشق ماریسا اون قدرکافی نباشه که باچ روبرگردونه...
#LOVER_REVEALED
(#جلد_چهارم #مجموعه #انجمن_برادری_خنجر_سیاه)
🤍ژانر : #عاشقانه #خون_آشامی #اروتیک #بزرگسال #خارجی
✍نویسنده : #جسیکا_برد
#J_R_WARD
🤍خلاصه :
باچ اونیل جنگجوی بالفطرهست. پلیس سابق دایره جنایی جان سخت. تنها آدمیه که اجازه پیدا کرده وارد حلقه انجمن برادری خنجرسیاه بشه. و میخواد بیشتر وارد دنیای خون آشامها بشه_پ بخشی از جنگ بالسره. اون هیچ چیزبرای ازدست دادن نداره. قلبش متعلق به خونآشامه اشراف زاده زیبای که امکان نداره بهش برسه. اما اگه نمیتونسه ماریسا رو داشته باشه پس حداقل میتونسته کنار برادرها بجنگه. تقدیر اون رو با دادن چیزی که بهش نیازداره نفرین میکنه. وقتی باچ فداکاری میکنه تایک خون آشام غیرنظامی رو از دست لسرها نجات بده قربانی تاریک ترین نیروی جنگ میشه. درحالی که رهاشده تا بمیره به طور معجزه آسایی پیدا میشه. وانجمن برادری ماریسا رو فرا میخونه تا اونو نجات بده. اماشاید حتی عشق ماریسا اون قدرکافی نباشه که باچ روبرگردونه...