NEGAH
188 subscribers
378 photos
160 videos
386 links
نگاهی نو به آنچه در اطراف ما میگذرد.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴اثرات فروپاشی حداکثری!
اینگونه یکدیگر را لو‌میدهند..کیف کنید:

اعتراف مسئول اطلاعات سپاه از تذکر، احضار، دستگیری و زندان "نیروهای سپاه و اطلاعات ناجا و وزارت…" که زاویه دار شده بودند (یعنی برانداز شدند) !!





@NEGAH1357
Audio
🌞

ای شادی!
آزادی!
ای شادیِ آزادی!
روزی که تو باز آیی
با این دل غم‌پرورد
من با تو چه خواهم کرد؟

غم‌هامان سنگین است
دل‌هامان خونین است
از سر تا پامان خون می‌بارد
‌‌‌...
وقتی که زبان از لب می‌ترسید
وقتی که قلم از کاغذ شک داشت
...
وقتی که در آن کوچه تاریکی
شب از پیِ شب می‌رفت
...
ما بانگ تو را با فوران خون
چون سنگی در مرداب،
بر بام و در افکندیم
...
آزادی، آزادی، آزادی ...

@NEGAH1357
1💔1
🔴❤️فرزند ایران و جان فدای میهن...


ای سرزمین اجدادی..!!!

کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمان باور خود خواهند دید؟؟؟

ای مادر ما، ایران جان ...!!

زخم تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟؟؟

ای سرزمین مقدس چندین هزار ساله اجدادی..

چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد...

ای ما نثار عافیت تو..!!!


@NEGAH1357
❇️قطع شبکه های خبری و سیاسی فارسی زبان در یاهست

🔹 تمام کانال‌های خبری و سیاسی فارسی‌زبان که از طریق ماهواره‌ی Yahsat، یک ماهواره‌ی ارتباطی مستقر در امارات که در سراسر خاورمیانه استفاده گسترده‌ای دارد، پخش می‌شوند، ظاهراً از آنتن خارج شده‌اند. دلیل این قطع پخش هنوز مشخص نیست.


@NEGAH1357
یادش بخیر یه زمانی کاترین شکدم آبروی جهان اسلام بود


@NEGAH1357
🌎 ‏گزارش‌های تایید نشده حاکی از آن است که هیبت‌الله آخوندزاده، رهبر امارت اسلامی افغانستان، به همراه فرماندهان ارشد طالبان در حملات هوایی پاکستان به مقر این گروه در کابل کشته شده‌اند


@NEGAH1357
آیا خشونت و مطالعه با هم رابطه دارند؟

ژیلا شریعت‌پناه:

موسسه مطالعاتی اقتصاد و صلح ، تازه‌ترین گزارش خود را با عنوان «شاخص جهانی صلح» را منتشر کرد.

در این بررسی مهربان‌ترین کشورها عبارتند از:

۱- ایسلند ۲- دانمارک ۳- اتریش ۴- نیوزیلند ۵- سوئیس ۶- فنلاند ۷- کانادا ۸- ژاپن ۹- استرالیا ۱۰- جمهوری چک

همچنین قهرآمیزترین کشورها عبارتند :

۱۶۲- سوریه ۱۶۱- عراق ۱۶۰- افغانستان ۱۵۹- سودان شمالی ۱۵۸- آفریقای مرکزی ۱۵۷- سومالی ۱۵۶- سودان ۱۵۵- کنگو ۱۵۴- پاکستان ۱۵۳- کره شمالی ۱۵۲- روسیه ۱۵۱- نیجریه

جالب این که ایران با بیش از ۶ میلیون نزاع خیابانی در سال! و بیش از ۱۵ میلیون پرونده قضایی از زد و خورد و قتل و طلاق و تجاوز و ... تازه در سال گذشته رتبه ای بهتر از ۱۳۸ در جدول نیافته است .

در این گزارش، اروپا آرام‌ترین قاره جهان و آسیا دعوایی‌ترین قاره ی کره‌ی زمین است.

جالب‌تر این که ۳۰ کشور آرام جهان، در صدر کشورهای پر مطالعه هستند و بدون استثنا سرانه‌ی مطالعه کشورهای خشونت‌آمیز بسیار پایین است!

این بدان معناست که کسانی که کمتر کتاب می خوانند، افراد بی‌سوادترند! بیشتر دعوا می کنند و آرامش کمتر دارند! که کشور ما از آخر رتبه بیست و چهارم را دارد.

جالبتر از آن : تمامی کشور های مسلمان با هر نوع تفکر ۹۰٪ در جنگ و درگیری هستند.

چه چیز باعث این نوع درگیریها و جنگهاست؟
-  عدم مطالعه و نداشتن سواد کافی !!
-  اعتقاد به خرافات که منشاء آن بیسوادی و عدم مطالعه است یکی از مهمترین عوامل در افزایش افراط‌گرایی و تفریط است .
تمامی طرفین درگیر ، کشته‌های خود را جهادگر و شهید می‌نامند. در حالی که قربانی بی‌سوادی هستند و بس!!
تمامی زمامداران با سوءاستفاده از بی‌سوادی مردم و خرافات به خواسته هایشان می‌رسند.

برای مثال : مردم ما وقتی در تکاپوی رفتن به ترکیه و آنتالیا هستند در سواحل همین کشورها محال است اروپایی ها را بدون کتاب ببینند. اما ما مسافرت می کنیم تا پاساژگردی کنیم. فرق ندارد کجا ! چه ترکیه چه سفرحج، چه قطب شمال یا سفر بی‌بازگشت به مریخ ، کتاب از وسایل چمدان ما نیست.

این در حالی است که فقط و فقط با روزی ۳۰ دقیقه مطالعه، جایگاه ما از صد و سی و چهارمین کشور نزاع دوست دنیا ، به جمع ۱۰ کشور صلح‌ طلب دنیا میتواند تغییر جایگاه دهد!

نکته‌ی مهم این است که مطالعه حالت ویروسی دارد و اگر یکی از افراد خانواده کتابخوان باشد، سایر اعضای خانواده به این ویروس مبتلا می شوند! پس در مرحله اول باعث رشد و پیشرفت خودمان و نسل آینده شویم و در مرحله بعد باور کنیم که اگر خودمان تغییر کنیم باعث توسعه کشورمان خواهیم شد.



@NEGAH1357
شما حتی واکسن وارد نکردی برای ملت، حالا میخوای اورانیوم غنی کنی که دارو بسازی براشون؟!!!!


سوال دانشجو

#اجتماعی
@NEGAH1357
▪️"رقص" در روایتی منسوب به دکتر
« عبدالحسین زرینکوب »:

میرقصیدیم!
پیش ﺍﺯ یورش اعراب؛
ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ، ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ، ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ، ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ و میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
میخواستیم دفع بلا کنیم، جشن ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ...
ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ، میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه:
ﺟﺸﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﻗﺺ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ و ﺷﺎﺩﯼ...
ﺗﯿﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺎﻧﮕﺎﻥ؛
آﺫﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﻤﻦﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻭﺭﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ ﮔﺎﻥ ﻭ ﺧﺮﺩﺍﺩﮔﺎﻥ...
ﺳﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻮﺭﯼ ﻭ ﺳﺮﻭﺵ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ، آن هم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ ﺳﻮﮒ ﺳﯿﺎﻭﺵ!...
ﻣُﺮﺩﮔﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ....

برای تمام عشق های تکه پاره شده
برای سیاوش، برای تهمینه، برای تویی که نامت را نمی‌دانم، برای تویی که شاید هیچ گاه چهره ات را نبینم،
توضیح نماینده تهران درباره اجساد شناسایی نشده ۵۰ زن

سراج عضو کمیسیون اجتماعی درباره خبر انجمن جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس مبنی بر اینکه پیکر ۵۰ زن در کهریزک همچنان بدون شناسایی و بدون هویت باقی مانده است، گفت:

🔹️ برخی اجساد شناسایی نشده‌اند. یعنی نه کسی دنبالشان آمده است و نه مدارک شناسایی همراه‌شان بوده است. بنابراین باید از مسیرهای مختلف برویم تا اینها را شناسایی کنیم./ایلنا

⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️⬛️


🔳پنجاه زن؛ زخم‌هایی که هنوز نفس می‌کشند

جعفر گودرزی

🌺 پنجاه زن…
نه عددند، نه آمارند، نه حاشیه‌ی یک خبر خسته؛ پنجاه مکث‌اند در گلوی زمان، پنجاه جای خالی که هنوز کسی جرئت نکرده با صدای بلند نامشان کند.

آن‌ها فقط بدن‌های بی‌نام نیستند؛ آیینه‌های شکسته‌اند، تکه‌هایی که اگر کنار هم چیده شوند، صورتِ واقعیِ بی‌تفاوتیِ ما را نشان می‌دهند.

می‌گویند شناسایی نشده‌اند؛ نه دستی دنبالشان آمده، نه مدرکی در جیب‌های خاموششان مانده، و همین سکوت، سنگین‌تر از هر خبر، روی شانه‌های شهر افتاده است.

اما سؤال مثل خاری در ذهن می‌ماند: چگونه انسانی می‌تواند آن‌قدر تنها شود که حتی بعد از مرگ، کسی نامش را صدا نزند؟ چرا پنجاه زن؟ چرا پنجاه داستانِ زنانه که بی‌صدا از صفحه‌ی جهان کنده شده‌اند و هنوز کسی جرئت نکرده آخرین خطشان را بخواند؟ شاید پیش از مرگ، بارها در سایه‌ها مرده بودند؛ در صف‌های بی‌توجهی، در ازدحام عبورهای بی‌نگاه، در شهرهایی که پر از جمعیت‌اند اما خالی از دیدن.

پنجاه زن…
پنجاه دادخواستِ باز بر میزِ خاموشِ وجدان جمعی؛ پنجاه پتک که باید بر سقفِ خواب‌زده‌ی ما فرود بیاید تا بفهمیم فاجعه همیشه با انفجار نمی‌آید، گاهی آرام، مثل برفی سرد، روی شانه‌های عادت می‌نشیند و ما را زیر سکوتِ خودمان دفن می‌کند.

بی‌هویتی فقط نداشتن کارت نیست؛ بی‌هویتی یعنی جامعه‌ای که حافظه‌اش را قسطی فروخته، شهری که آن‌قدر شلوغ شده که گم‌شدن پنجاه زن حتی صدای ترمز وجدانش را هم درنمی‌آورد.

چرا پنجاه زن مانده‌اند؟ آیا کسی سال‌ها پیش آن‌ها را از دفترِ دیدن خط زده بود؟ یا ترس، نامشان را از زبان نزدیک‌ترین آدم‌ها ربود؟ یا ما آن‌قدر به عادی‌شدن فاجعه خو گرفته‌ایم که حتی دنبال پاسخ هم نمی‌رویم؟

جامعه‌ای که زن‌هایش را فقط وقتی می‌بیند که تیتر شوند،مدت‌هاست
گورکنِ زنده‌هاست.

پنجاه زن…
پنجاه جنازه نیستند؛پنجاه سیلی‌اند
بر صورتِ خواب‌آلودِ وجدانی
که هر روز با بی‌تفاوتی ریش می‌تراشد
و خودش را در آینه، سالم‌تر از حقیقت می‌بیند.
پنجاه زخم بی‌نام بر پیشانی شهری که هر روز آینه را پاک می‌کند تا خودش را بی‌گناه‌تر ببیند.

و هولناک‌تر از مرگ این است که انسانی برود و جهان حتی جای خالی نامش را حس نکند؛ انگار نه کسی آمده بود، نه کسی رفته است.

و گزنده‌تر از همه، ما هم مُرده‌ایم…
نه یک بار، نه آرام،بلکه هر روز، با هر نگاه که از کنار نبودشان گذشت،با هر ثانیه‌ای که زندگیِ بی‌دردمان ادامه یافت،ما هم کمی خاک شدیم،پشت دیوار سکوت، در خلوتِ بی‌اعتنایی.

انگار نه پنجاه زن، که فقط پنجاه ثانیه از حوصله‌مان کم شده بود…

@NEGAH1357
🔴❤️‏همه چيز التيام خواهد يافت.
بدنت بهبودی می‌يابد،
قلبت شفا می‌گيرد،
زخم‌ها خوب می‌شوند،
ذهن ترميم می‌شود
و روح برمی‌‌‌گردد.
شادمانی باز خواهد گشت
و دوران بد هميشگی نيست ...


@NEGAH1357
🔺اتنیک یا پولیس؟ نزاع بر سر معنای سیاست است!

🖌️سالار صیف

🔻امشب کسی در بی‌بی‌سی گفت که از واژه «اتنیک» به‌جای «اقوام» به دلیل احترام به آن‌ها استفاده می‌کند.
اما واژه اتنیک ذاتاً مودبانه نیست. «اتنیک» از واژه یونانی (ethnos) آمده است که در یونانی باستان برای اشاره به «دیگری» به کار می‌رفت، نه برای خودِ یونانیان. یونانی‌ها خود را با واژه‌هایی مانند demos (یا پولیس) تعریف می‌کردند، اما ethnos اغلب برای اقوام بیرون از پولیس (شهر) و عمدتاً برای «قبایل و عشایر غیرمتمدن و وحشی» استفاده می‌شد. در قرون وسطی همین واژه به معنای کافر به کار می‌رفت. در ترجمه یونانی کتاب مقدس هم، ethnos به معنای «اقوام غیر یهود» به کار رفت یعنی بار معنایی «غیریّت» و «بیگانه» در آن مستتر شد. در لاتین نیز به معنای «کافران» یا «غیریهودی/غیرمسیحی‌ها» استفاده می‌شد.
در آمریکای شمالی به آسیایی‌ها و آفریقایی‌های مهاجری که به‌صورت «کلونی منزوی» زندگی می‌کردند و بخشی از هسته‌ملّی کشور نبودند، اتنیک گفته شد.

در ادبیات علوم اجتماعی پس از دهه هفتاد میلادی، اتنیک با منازعه خشونت‌آمیز ملازمه دارد، در واقع مفهوم اتنیک و کشمکش لازم و ملزوم یکدیگر دانسته شده‌اند و ده‌ها کتاب با نام Ethnic Conflict نوشته شده که منازعات خشونت‌بار قومی در آفریقا، آسیا یا شرق اروپا را مطالعه کرده‌اند.

ولی آن نیروی سیاسی که پیوسته علاقه دارد سیاست اتنیک را دنبال کند و از مفهوم اقوام [خویشاوندان] ایرانی منزجر است، بنیاد سیاسی خود را بر منازعه و جنگ/بحران داخلی قرار داده است.

سیاست، همان‌طور که از نامش پیداست، مناسبات مدنی مربوط به شهر (پولیس) است و بیرون از شهر، در کوهستان [مثلاً قندیل] یا در میان قبیله [زندگی چادرنشینی]، سیاست (پولیس) وجود ندارد. پس مردم یا در شهر [و امروز به تعبیر هگل در دولت-کشور] زندگی می‌کنند یا در کوه و بیابان، بدون قانون و البته بدون مناسبات شهروندانه [مدنی]. اما آن نیروی سیاسی که بخواهد مناسبات شهروندانه را از میان بردارد و جامعه را تبدیل به جماعت [اجتماع بدون منفعت مشترک] کند، دشمن خیر عمومی و در نتیجه دشمن جمهوری است. زیرا جمهوری بیش از آنکه فرم حکومت باشد، محتوای حکومت است. جمهوری Respublic از دو جزء Res به معنای «امر» و پابلیک به معنای عمومی تشکیل شده است [پوزش از خواننده به خاطر توضیح واضحات] و جمهوری نیز حکومتی است که «امر عام» یا خیر عمومی را دنبال می‌کند. آن فعال سیاسی در بی‌بی‌سی که خود را جمهوری‌خواه «می‌پنداشت»، در واقع حتی به جمهوری‌خواهی نزدیک هم نبود، تا چه رسد به اینکه بتواند یک امر عمومی را دنبال کند.
اما چرا موضوع‌ْکردنِ اتنیک، با سیاست سازگار نیست؟ چون اصلاً این پاردایم اصولاً سیاسی (مدنی، مربوط به مناسبات شهروندانه) نیست. مناسبات شهروندانه (یا در لاتین کلاسیک کیویتاس: civitas) به معنای «جماعت سازمان‌یافته شهروندان» است. اگر بحث ما ناظر به پولیس و شهر به‌مثابه پیکره سیاسی باشد، «نظم مدنی» یا «حیات‌مدنی» با اتنیک (در معنای اول یونانی) منافات دارد از آن رو که سیاست با هر تعریفی وظیفه ندارد که بربریت‌های جدید تولید کند (حتی اگر دغدغه فرهنگ‌مند کردن انسان را هم نداشته باشد). بلکه به دنبال قانونمندی و تولید نظم است.
اما مناسبات شهروندی درون یک دولت معنا دارد و جایی است که حقوق و تکالیف سیاسیِ «فرد» تعیین می‌شود و اتفاقاً تمام بحث در مورد مفهوم فرد و فردیت انسان است. از سوی دیگر اتنیک؛ جماعت؛ قبیله و... جایی نیستند که بتوان درون آن از انتخابِ آزادِ فرد سخن گفت زیرا پاردایم آن فردیتی وجود ندارد و اصولا فردی شکل نمی‌گیرد که حقوقی هم داشته باشد.
آن نیروی حزبی که به جای فردِ شهروند، اتنیک را موضوع خود قرار دهد، به دنبال جنگ داخلی از طریق همان اتنیک‌سازی است نه سیاست‌ورزی برای رسیدن به وحدتی بالاتر که غایت آن خیرجمعی است و بیش از همه در عالم فعالیّت سیاسی به معنای وارد کردن یک نیروی مخرب بنیادگرا به مناسبات مدنی است که هدف از آن روشن است.
استراتژی برساختن موهومی توهین‌آمیز به نام اتنیک از شهروند ایرانی (که حامل ملیّت و فردیّت است) کژراهه‌ای است که نه تنها فرد، بلکه مفهوم کشور را نیز منحل می‌کند درحالیکه ما میخواهیم همه کثرت‌ها را مشمول نظم شوند، و طبیعت مناسبات اجتماعی ایران دست نخورده باقی بماند. چنانچه ارگانیسم تاریخی ایران به مرور و در طول تاریخ، همه کثرت‌های موجود را برگرفته (و در عین حفظ آن) مشمول نظم‌طبیعی کرده که در قالب «ادغام  ساختاریافته» (رفع و ترفیع) قابل توضیح است در جایی دیگری توضیح خواهم داد). فقط در قالب این نظم‌ملّی است که می‌توان همه کثرت‌ها را درون وحدت طبیعی و تاریخی حفظ کرد.

فرهیختگان

@NEGAH1357
🟣ترمیدور

جرج برنارد شاو نویسند‌ی مشهور سوسیالیست ایرلندی روزی با یکی از شاگردانش در هاید پارک لندن نشسته بود.
روزنامه‌فروشی فریاد می‌زد:
فوق‌العاده، فوق‌العاده، درباره‌‌ی انقلاب اسپانیا...
شاگرد خواست روزنامه را بخرد تا خبر فوق‌العاده را بخواند، ولی برنارد شاو گفت:
لازم نیست آن‌را بخری، من فلسفه‌‌اش را به تو می‌گویم:
گوزن‌های کوهی معمولاً دسته‌دسته به چراگاه می‌روند، و همین‌که سیر می‌شوند، از خوردن بازمی‌ایستند و با حال سستی و مستی به گردش مشغول می‌شوند.
در این‌حال، دسته‌های گوزن گرسنه‌ی دیگری از‌‌ پی می‌آیند و به این‌ها شاخ می‌زنند. گوزن‌های سیر چون حال دفاع ندارند، ناچار عقب می‌روند و جای خود را به گرسنگان جدید می‌دهند.
و آن‌ها هم که سیر شدند مجبورند جای خود را به گرسنگان آینده بدهند.این یعنی انقلاب...
🔸️واژه انقلاب،(revolution)بر دو معنا دلالت دارد: تغییر بر اثر حرکت، و حرکتی که به نقطه آغاز باز می گردد. در مفهوم مدرن که در دوران انقلاب فرانسه ابداع شد معنای تغییری که توأم با حرکتی رو به جلو است غالب است. اما حتی در این انگاره هم رگه هایی از مفهوم پیشین که در آن دورانی این واژه غالب بود به چشم می آید.
🔸️بر مبنای چرخه ای و رجعتی هر انقلابی این گونه است که اکثریت حکومت شوندگان یک جامعه بر علیه اقلیت حکومت کنندگان بر آن جامعه به پا خواسته و دستگاه قدرت را از چنگ آنان درآورده و در ید عده ای دیگر که شعارهای عامه پسند و مورد نظر عامه سر داده قرار می دهند.حکومت کنندگان جدید نیز معمولاً بعد از گذشت زمانی همان شیوه حکومت کنندگان قبل از وقوع انقلاب با رنگ و لعابی دیگر در پیش می گیرند.
🔸️از بررسی انقلاب های بزرگ سیاسی در کشورهای فرانسه، روسیه، و آمریکا تنها انقلابی که به دموکراسی منتهی شد، انقلاب آمریکا بود. دو انقلاب دیگر به بن بست استبداد برخوردند.
فرانسه بعدها در فرآیندی به حکومت جمهور و دموکراسی رسبد.
🔸️یک انقلاب در چه حالتی موفق شده است؟
هر انقلابی در نهایت به سه نتیجه می رسد.
١- یک انقلاب، تا زمانی که از شعارهایش عقب‌تر است، یک انقلاب بدهکار است؛
٢-و تا زمانی که علیه شعارهایش عمل می‌کند، یک انقلاب شکست‌خورده است.
٣- و اگر موجب آزادی بیان، گسترانیدن بال عدالت، برابری همگان در برابر قانون، اجرای دموکراسی واقعی، رفع فقر اقتصادی و فلاکت معیشتی گردید، یک انقلاب موفق و تاثیرگذار بوده است.
🔸️ کرین بریتنون، با بررسی انقلاب های بزرگ دنیا می نویسد:
هر انقلابی سه مرحله طی می کند:
مرحله نخست؛ در این مرحله میانه روها به حکومت می رسند.
مرحله دوم، این بار تندروها که سهم دلخواه خود را به دست نیاورده میانه روها را کنار زده و خود زمام امور را به دست می گیرند.
مرحله سوم،مرحله ترمیدور؛ چون شیوه عمل انقلابیون حاکم، حکومت اقلیت بر اکثریت با تامین منافع خویش بوده، در این حالت انقلاب نیز به نتیجه سوم یعنی آزادی و عدالت نرسیده؛ اداره مملکت به بدهکاری و شکست انجامیده و حل این مسائل با شعار درمان و وعده درمان نشده. راه درمان بدهکاری و شکست، حل مسائلی‌ست که قرار بوده حل شوند، ولی حل نشدند.
از این جا اکثریت از آنان روی گردان شده و روند و رویه انقلاب وارد فضای ترمیدور؛ یعنی واکنش میانه روی و عقلانیت سیاسی و فروکش کردن التهابات ناشی از انقلاب می گردد.
🔸️در حالت ترمیدور، ذهن ها به این سوال بی پاسخ رسیده که اگر قرار بر حکومت ماندگار یک عده خاص که در اداره امور ناموفق و به دنبال تامین منافع خود بوده، چرا انقلاب سیاسی صورت گرفته است؟
🔸️تاریخ پاسخ می دهد از آن جایی که حکومت گران نتوانسته اند شعارهای و وعده های داده شده را عملی کنند و خود گرفتار پدیده غفلت در پرتو قدرت شده اند. مردم که دسته دسته به انقلاب گران پیوسته چون این نوع حکومت رنج آنان را افزون نموده؛ گروه گروه از آن خارج کردند.
این پروسه در طول تاریخ براندازی سلسله ها و جایگزینی یکی با دیگری با حمایت مردم از یک فرادست که معمولا وجه کاریزمایی داشته اتفاق افتاده است. در مواردی هم که حکومت مشروعیت خود را از دین و مذهب گرفته و از قدرت برای منافع شخصی و گروهی با استثمار اکثریت عوام بهره برده اگر رهبر یک گروه حقیقت طلب برای آگاهی نوع بشر به مخالفت با دستگاه قدرت به عنوان یک انقلاب گر برخاسته، همان مشروعیت دستگاه قدرت که از دین و مذهب گرفته، عوام را به تحریک دستگاه قدرت در مقابل وی قرار داده و سبب حذف آن شده اند.
🔸اصل اساسی در روند شکست یک حکومت؛ ماندگاری فرد یا افراد در مدت زمان طولانی و سلطه بر امور و برتری اقلیتی به طرفداری از خود با بهره از منافع حکومت برای خود است. این به زعم «لرد اکتون» که می گفت:
«قدرت فساد آور است.»
چون حکومت گران که لذت و منافع قدرت به مذاق آنان خوش آمده در هراس از دست داده آن هر عمل غیر انسانی انجام می دهند.


🖌دکترع پرویزی


@NEGAH1357
گالانت:
هفته‌ های آینده دهه‌ های آینده در خاورمیانه را شکل خواهند داد

پ ن :
۹ صبح فردا ،
مهلت ۱۰ روزه ترامپ به ایران به پایان می‌رسد.


@NEGAH1357
🔴باختِ عمامه‌داران قمارباز: سقوط از محراب به باتلاق
— جراحیِ قداست با تیغِ هجو و پایانِ افسانۀ حکومتِ صالحان

✍🏻 #محتسب‌_التزویر

🔸 شعارهای متهورانۀ دانشجویان در سال‌های اخیر—از هجویه‌های رادیکالِ «نه اینوری نه اونوری...» و تمسخرِ گزنده‌ی فیزیکی در «عدس‌پلو با ماستش...»، تا فریادهای خشمگینِ «دلای ما خونیه...» و تحقیرِ «موش‌علی» که با خوارسازیِ حاکم، نویدِ بازگشتِ رقیب را می‌دهد—نهایتاً در نقطۀ عطفِ خود به شعارِ «خامنه‌ایِ روسی... عشق سعید طوسی» رسیده است. این کلمات فراتر از یک تخلیۀ هیجانی، در واقع یک «گیوتینِ کلامی» و یک «مانیفستِ عبور» هستند.

🔸 این زبانِ عریانِ نخبگان با پیوند زدنِ «عالی‌ترین مقام سیاسی» به «فرودست‌ترین لایه‌های رسوایی اخلاقی» و وابستگیِ به بیگانه، عملِ جراحیِ بی‌رحمانه‌ای را روی پیکره‌ی قداستِ تصنعی انجام می‌دهد. دانشجو با این شعارها، هالۀ تقدسِ قدرت‌ساخته را می‌درد تا نشان دهد وقتی «اخلاقِ رسمی» به ابزار سرکوب تبدیل می‌شود، «هتکِ آگاهانه» و «هجوِ ساختارشکن» تنها راهِ خلع‌سلاح کردنِ قدرت است.

🔻در ادامه این قمار باختۀ آخوند شیعه و سقوطِ اعتبارش را از چهار منظر واکاوی می‌کنیم:

۱. آینه‌ی دقِ طوسی؛ تعفن در قلبِ کارخانه‌ی انسان‌سازی

🔻وقتی نهاد دین مدعی شد که می‌تواند «انسانِ ترازِ مکتب» تربیت کند، تمامِ اعتبار خود را گرو گذاشت. حالا نام «سعید طوسی» در شعار دانشجو، به مثابه یک «آینۀ دق» است که روبروی حاکمیت گرفته شده تا پارادوکسِ «ظاهرِ مذهبی/باطنِ رسوا» را عیان کند.

▪️سقوطِ اخلاقی: این شعار فریاد می‌زند که پروژۀ «تربیت اسلامی» نه تنها شکست خورده، بلکه به «تولیدِ ریاکاری و فساد» در امن‌ترین لایه‌های خود رسیده است.

▪️ابتذالِ امرِ قدسی: دانشجو با نشاندنِ نامِ رهبر در کنارِ نامِ یک متهم به رسوایی جنسی، قداست را از عرش به فرش می‌کشد. لباسی که مدعیِ طهارت بود، حالا در باتلاقِ تناقضاتِ خود دست‌وپا می‌زند.

۲. کفنِ روسی بر پیکرِ «استقلال»

🔻بزرگترین سرمایۀ نمادین روحانیت شیعه در دو سدۀ اخیر، ادعای «استقلال» بود. شعار «خامنه‌ای روسی»، مرگِ این سرمایه‌ی تاریخی و پیوندِ «خیانت ملی» با «حقارت فردی» را اعلام می‌کند.

▪️استعمارِ نوین: روحانیتی که با شعار «نه شرقی، نه غربی» به قدرت رسید، حالا برای بقای خود به «کفیلِ روسی» باج می‌دهد.

▪️تجارتِ دین و ملیت: این یعنی دیانتِ گره‌خورده به قدرت، حتی حاضر است آخرین سنگرِ خود یعنی «عزت ملی» را هم حراج کند. روحانیت از مقامِ «پناهگاه مردم» به مقامِ «کارگزار بیگانه» و به‌کارگیرندۀ مزدوران خارجی برای سرکوبِ وحشیانه‌ی ملتِ خود سقوط کرده است.

۳. تیغِ هجو؛ تنها سلاحِ کارآمد علیه «هاله»

🔻چرا دانشجو به «رکاکت» روی می‌آورد؟ چون «هجو» تنها اسیدی است که می‌تواند «هاله‌ی قداست» را حل کند. این یک استراتژی برای زمینی کردنِ کسی است که می‌خواهد نقدناپذیر و آسمانی بماند.

▪️شکستنِ طلسمِ ترس: وقتی نخبگانِ دانشگاه‌های شریف، تهران و اصفهان ابایی از دریدنِ تابوها ندارند، یعنی دیوارِ ترس فرو ریخته و نظام دیگر هیچ کنترلی روی «زبانِ جامعه» ندارد.

▪️پایانِ زبانِ محترمانه: وقتی مطالباتِ مدنی با سرکوب خشن پاسخ داده می‌شود، جامعه به سمتِ «زبانِ عریان» کوچ می‌کند تا نشان دهد دیگر هیچ احترامی برای «لباس» و «جایگاهِ» طرف مقابل قائل نیست.

۴. بن‌بستِ الهیاتِ سیاسی؛ زایمانِ معکوس

🔻حکومت دینی که با هدفِ «دینی کردنِ جامعه» روی کار آمد، حالا به بزرگترین کارخانه‌ی تولیدِ «بیزاری از دین» تبدیل شده است.

▪️سکولاریسم تهاجمی: دانشجو دیگر وارد بحث کلامی نمی‌شود؛ او کلا «میزِ بازیِ دینی» را به هم می‌ریزد. این سکولاریسم نه از کتاب‌های فلسفی، بلکه از بطنِ فساد و ناکارآمدیِ حاکمیت زاده شده است.

▪️گسست کامل: حاکمیت هنوز در پیِ «بهشتِ اجباری» است، درحالیکه نسلِ جدید، خودِ حاکمیت را به عنوانِ «جهنمِ موجود» بازنمایی می‌کند.

📉 از محراب تا باتلاق
نهادِ روحانیت با ورود به قدرت، واردِ قماری شد که در آن «اعتبارِ چندصدساله» را به پای «قدرتِ چندروزه» ریخت. آن‌ها محراب را به سنگرِ قدرت تبدیل کردند و حالا در باتلاقِ پیامدهای آن گرفتار شده‌اند؛ جایی که هر دست‌وپا زدنی برای بقا، آن‌ها را بیشتر در تعفنِ وابستگی و رسوایی غرق می‌کند. برای نسلِ آگاه، دیگر نه «عبا» نشانۀ تقواست و نه «عمامه» نشانی از دانش؛ هر دو به نمادهای ساختاریِ فساد و سرکوب بدل شده‌اند.


@NEGAH1357
1
🔸#کرد، نخست ایرانی‌ و سپس کرد است. آذری، بلوچ، فارس، عرب، رشتی، مازنی، لر و ...نخست ایرانی هستند و بعد عرب و بلوچ و ...هستند.

🔸 ایران #تجزیه‌ناپذیر است چرا که اگر #ایران نباشد هیچ به شمار خواهیم آمد. #تجزیه‌طلبان بی‌وطن‌هایی هستند که هویتی ندارند!

#امید_فراغت روزنامه‌نگار

@NEGAH1357
🔴خانم جین ماریوت،
افسر نخبه MI6،
که در سالهای ۲۰۱۰‌ و ۲۰۱۱ به عنوان "معاون سفیر انگلیس" در تهران بوده،
در گزارش خود به مجلس عوام انگلیس در مورد سیستم آموزشی ایران نوشته است:

آموزش در ایران،
نتایج شگفت‌آوری  به بار آورده است:

دانش آموزان درجه یک و تیزهوش در کنکور به رشته های پزشکی و مهندسی می روند.
دانش آموزان درجه دو‌  به رشته‌های مدیریت و اقتصاد می‌روند و در پایان بر فارغ‌التحصیلان درجه یک مدیریت می‌کنند.

شاگردان درجه سه به
رشته های سیاسی می‌روند و رهبران کشور می‌شوند و بر فارغ‌التحصیلان درجه یک و دو ریاست می‌کنند.

اما‌ آنهایی که از گروه های بالا هوشی ضعیف‌تر و در سطح دانش پائین‌تری هستند به سمت نیروهای نظامی و انتظامی می‌روند و بر سیاست مداران حکمروائی می‌کنند و هرگاه که اراده کنند آنها را برکنار ، یازندانی می کنند یا می‌کشند.

*اما واقعیت تعجب آور این است:*
آنها که اصلا به مدرسه نرفته‌‌ و تحصیلات رسمی آکادمیک ندارند،
و در پائین ترین سطح علم و دانش روز هستند ،
روحانی می‌شوند و همه  گروه های بالا از دستورات آنها  پیروی می‌کنند!؟
و نتیجه اداره اوضاع کشورشان پس از چهل و چند سال کشور داری این می شود که مردم دربدترین شرایط ممکن زندگی و کشورشان درشرف نابودیست.


@NEGAH1357
🔴خطای محاسباتی در دست‌کم گرفتن توان نظامی آمریکا

✍️فرشته پزشک

دست‌کم گرفتن توان نظامی بزرگترین و گران‌ترین ارتش جهان یک خطای محاسباتی بزرگ است. ما درباره ارتشی صحبت می‌کنیم که دهه‌ها تجربه عملیات مستمر موفق و ناموفق، شبکه پایگاه‌های جهانی، زنجیره لجستیک بی‌رقیب و توان ترکیبی دریایی، هوایی، فضایی و سایبری دارد. این تصور که ارتش آمریکا با وجود آوردن این حجم از تجهیزات به منطقه فقط توان چند روز درگیری با جمهوری اسلامی را دارد، یا اگر درگیر شود انبار تسلیحاتی‌اش تخلیه می‌شود، اگر تحلیل و ضد اطلاعات نباشد شبیه شوخی است. کشوری که ظرفیت تولید نظامی‌اش در مقیاس صنعتی و جنگی تعریف شده و بخش بزرگی از تسلیحات کشورهای دیگر را هم تامین می‌کند، انبار تسلیحاتش با یک درگیری منطقه‌ای خالی نمی‌شود. اصولا طراحی نیروی نظامی آمریکا بر پایه بازدارندگی لایه‌مند و قابلیت تداوم عملیات در جبهه‌های مختلف است، نه حملات مقطعی و کوچک. اگر ایالات متحده واقعا فقط چند روز توان عملیات در برابر جا داشته باشد، آن وقت چگونه می‌تواند در برابر چین در یک بحران بزرگ‌تر بایستد؟ چگونه می‌تواند در برابر روسیه بازدارندگی ایجاد کند؟ متحدانش از ژاپن و کشورهای خاورمیانه گرفته تا اروپا چطور می‌توانند به تضمین‌های امنیتی‌اش اطمینان کنند؟ کشوری که ظرفیت نظامی‌اش محدود به چند روز باشد که دیگر ابرقدرت نیست و بازدارندگی‌اش هم معتبر نخواهد بود. متحدانش اعتمادشان را از دست می‌دهند و رقبا دقیقا از همین نقطه ضعف برای آزمودن و فرسودنش استفاده می‌کنند.

بازدارندگی یعنی طرف مقابل باور کند که رقیبش هم توان و قابلیت دارد و هم اراده ادامه دادن. «چند روز» یعنی نبود تداوم، و نبود تداوم یعنی فروپاشی اعتبار. اگر چنین ضعفی واقعی بود، چین و روسیه تا امروز بارها آن را آزموده بودند. فراموش نکنیم آمریکا بزرگترین تولیدکننده سلاح در دنیا است و نیاز تسلیحاتی بسیاری از کشورها، علاوه بر خودش، را تامین می‌کند.

با نگاه به حجم تجهیزات مستقر، نوع آرایش نیرو، سامانه‌های پشتیبانی و لجستیک و همچنین هماهنگی با متحدان می‌توان فهمید ایالات متحده توان هزینه‌سازی جا علیه منافع خود و هم‌پیمانانش را دست‌کم نمی‌گیرد. این حجم از استقرار یک پیام روشن دارد: جدی گرفته شدن تهدیدات جمهوری اسلامی، آمادگی و توان استمرار.

اما در آن سو به نظر می‌رسد لااقل برخی درک دقیقی از میزان قدرت، ظرفیت تولید و مهم‌تر از آن اراده سیاسی آمریکا، یا بهتر است بگوییم دونالد ترامپ، ندارند. اراده در معادلات جنگ به اندازه توان سخت اهمیت دارد. دست‌کم گرفتن اراده دونالد ترامپ برای ایجاد تغییر در خاورمیانه خطای محاسباتی است. خطای محاسباتی و دست‌کم گرفتن رقیب و دشمن یکی از اشتباهات مهلک، اما رایج، در سیاست و جنگ است. تاریخ بارها نشان داده حکومت‌ها نه فقط به خاطر ضعف، بلکه به خاطر برآورد غلط از طرف مقابل زمین خورده‌اند.

@NEGAH1357
🔴❤️«‏جنگ پايان خواهد يافت
و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
و باقى می‌ماند آن مادر پيرى كه چشم به راه فرزند شهيدش است
و آن دختر جوانى كه منتظر معشوق خويش است
و فرزندانى كه به انتظار پدر قهرمانشان نشسته‌اند
نمی‌دانم چه كسى وطن را فروخت
اما ديدم چه كسى بهاىِ آن را پرداخت».

👈محمود درويش


@NEGAH1357
🔸در سال ۱۳۹۲ کتابی با عنوان "۱۴۰۱ سال نابودی اسرائیل" نوشته "حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعبدالله حسینی" منتشر شد که با استفاده از آیات قرآنی و علوم غیبی و زبان ریاضی پیشگویی کرده بود که اسرائیل در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲ میلادی) سقوط خواهد کرد و از بین خواهد رفت...


چقدر بابت این توهمات پول پرداخت شده و چقدر مردم هزینه داده اند!

حماقتی که پوستین دیانت بپوشد و آبروی ایمان را سکه بازار سیاست‌ بازان کند، از هر دشمنی خطرناک‌تر است.
اخبار حملات وحشیانه اسرائیل به غزه و مواضع ایران را که می‌خوانم و کلیشه "انتقام سخت" و "واکنش در زمان و مکان مناسب" را که می‌شنوم ، به یاد کتاب "سال نابودی اسرائیل" می‌افتم که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد، در این کتاب ادعا می‌شود که بر اساس محاسبه اعجاز عددی آیات قرآن، نابودی اسرائیل در سال ۱۴۰۱ هجری شمسی اتفاق خواهد افتاد. (جزئیات محاسبات در کتاب موردنظر موجود است)
و اما نویسنده کتاب، حجه‌الاسلام حسینی، از مدیران حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مشهد، استاد جامعه المصطفی و رئیس مرکز اسلامی ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی و مشاور دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و... بود،
بعد از مراسم رونمایی کتاب‌ ایشان که با حضور مشاهیری مثل علی‌رضا قزوه و اساتید بنام دیگری برگزار شد، در مصاحبه‌هایش، از دیدار با مسؤولان بلندپایه ایران و حزب‌الله لبنان و خشنودی و استقبال فراوان آنها از مطالب این کتاب گفت (مصاحبه نویسنده) و اکنون که ۲ سال و اندی از تاریخ پیش‌بینی‌شده او گذشته و ادعای محاسبات قرآنی‌اش غلط از آب در آمده، اسرائیل نه تنها نابود نشد بلکه کمر به انهدام ما بسته، مُهر خاموشی بر لب زده و احتمالاً در فکر محاسبه مجدد ابجد آیات و تألیف جلد دوم این کتاب است. الله اعلم (نقد رسول جعفریان بر این کتاب)
این قبیل متوهمانِ ایده‌پرداز و استراتژیست‌های آخرالزمان‌باز، ابلهانه یا شیادانه، درّه را بسان قلّه می‌آرایند و از آیات و روایات و آمارهای جعلی مایه می‌گذارند و توهمات خود را به خورد تصمیم‌ گیران کشور می‌دهند و باد نخوت در پوستین این جماعت می‌دمند و مواجب هنگفت و مناصب دولتی متعدد می‌گیرند.
یکی از
*طرح اقتصاد مدینه‌النبی رونمایی می‌کند
*آن دیگری از آمادگی لشکر اجنه برای حمله به اسرائیل خیال می‌بافد
*و آن یکی، ایده انتقال مسافر با آبزیان مطابق الگوی یونس(ع) می‌دهد
* و این یکی، اختیار دادستان را یک بند‌انگشت کمتر از خدا می‌داند
*و آن یکی از استقرار تک‌تیراندازهای سعودی در اطراف کعبه برای هدف قرار دادن امام زمان در لحظه ظهور خبر می‌دهد
* و شخصی هاله نور می‌بیند
*و فردی از رهنمودهای امام زمان در دیدارش با مسؤولان می‌گوید
* و مجنونی ظهور را چنان نزدیک می‌داند که مملکت را بی‌نیاز از برنامه‌ریزی می‌پندارد و مدیریت آنی و بی‌برنامه را با تکیه بر روایات اسلامی پیشنهاد می‌کند و...

کاش این موارد، صرفاً کار شیادان بود که در آن صورت تکلیف، عیان بود. مشکل آنجاست که شیادیِ سازمان‌یافته، لباس حماقتِ دین‌دارانه می‌پوشد و تبدیل به جهلِ مقدس می‌شود؛
مطالب کتاب "سال نابودی اسرائیل" توسط برخی مسؤولان کشور، واقعاً باور می‌شود و مبنای تصمیم‌‌گیری‌های مملکتی قرار می‌گیرد.
 
دکتر علی آزاد استاد دانشگاه الهیات مشهد


@NEGAH1357