Forwarded from Absolute Post-Lovecraftian [Left] Terrorism (nyar)
👾 شیزوفلسفه 👾
اسطوره مسیح
اسطوره مسیح میتواند بهمثابه انتقال یک الگوی رستگاریِ سیاسی ـ اقتصادی از بحران جمهوری روم به کیهانشناسی مسیحی خوانده شود. مسیح، اسطورهایشدنِ مسئلهای است که جمهوری روم قرنها بهصورت سیاسی با آن درگیر بود: چگونه بدهی، فقر، زمین، شهروندی، جنگ داخلی و فروپاشی نظم را میتوان با ظهور یک «منجی» حل کرد؟
❤2
🌝 میمفلسفه 🌝
(۱) کاپیتالیسم (پادشاهی): لیبرالیسمِ قشر حاکم؛ مالکیت و آزادی مبادله در بالاترین طبقه متمرکز میشود و بازار، ابزار بازتولید قدرت نخبگان است.
(۲) سوسیالیسم (اشرافیت): لیبرالیسمِ قشر متوسط؛ دولت و نهادهای عمومی بخشی از مخاطرات و هزینههای زندگی را اجتماعی میکنند، اما ساختار طبقاتی و سلسلهمراتب اقتصادی همچنان پابرجاست.
(۳) کمونیسم (جمهوری): لیبرالیسمِ قشر کارگر؛ وعدهٔ تعمیم آزادی مادی و دسترسی به ثروت به تودههای کارگر، از طریق اجتماعیکردن ابزار تولید و توزیع.
(۲) سوسیالیسم (اشرافیت): لیبرالیسمِ قشر متوسط؛ دولت و نهادهای عمومی بخشی از مخاطرات و هزینههای زندگی را اجتماعی میکنند، اما ساختار طبقاتی و سلسلهمراتب اقتصادی همچنان پابرجاست.
(۳) کمونیسم (جمهوری): لیبرالیسمِ قشر کارگر؛ وعدهٔ تعمیم آزادی مادی و دسترسی به ثروت به تودههای کارگر، از طریق اجتماعیکردن ابزار تولید و توزیع.