🪟از پنجره ها
517 subscribers
630 photos
38 videos
43 files
514 links
نوشته هایی
از جنس
خاک..
شاید
سرد
شاید زندگی بخش
شاید ارزشمند
و
شاید
رهااااااا
به هر سو....
______________
📖🎙️🩺🔎👩🏻‍⚕️🧠

کانال مطالعه من
@study_challenges

✉️راه‌ارتباطی:
@med_experience_admin
Download Telegram
Forwarded from s planet. (Shr)
افتادنِ یک امتحان هم بخشی از مسیر پاس کردنش هست. اینا خیلی استرس های مینوری هستن در برابر مسائلِ واقعی زندگی. در حد خودت بخون، پاس شدی که احسنت بهت. پاس نشدی هم فدا سرت.
12🤣1
توییتر دانشگاه تهرانی ها
صحبت های یک خانم خطاب به ترامپ در مراسم ۲۲ بهمن -Sahn- @uttweet
حتی ایشون هم برنامه ای برای موندن توی ایران نداره!!!👀😂😂
🤣11👍1🥴1
بچه ها من این روزا «خیلی» درس نمیخونم..!
نه تنها درس، که تقریبا کاری انجام نمیدم..
شبا خوابم نمی‌بره و روزها تا ظهر خواابم..
و زندگی و روانم فلج شده!
و خب این چرخه‌ی باطل دائما تکرار میشه و اضطراب و افسردگیم تشدید پیدا میکنه!

درسته توی این شرایط سختی که هستیم، این چیزا طبیعیه

و مشکل از اینجا شروع میشه که حتی اگه من زندگی رو تعطیل کنم، آزمون و امتحانا تعطیل نمیشن!😬

از اونجایی که تمرکز کردن توی این شرایط خییییلی خییییلی سخته ..خواستم یه چالش ۳ روزه‌ی مطالعه بذارم:

▪️پومودرو های ۵۰ دقیقه ای از ۸ صبح تا ۱۰ شب.

▫️چرا ۵۰ دقیقه ای؟! چون بیشتر از این تمرکز برام سخته.

▫️چرا ۳ روزه؟ باید ببینم بازدهی اش چطوره؟! اگه خوب بود احتمالا ۳ روز ۳ روز تمدیدش میکنیم(:

ازتون دعوت میکنم در این چالش باهامون همراه بشین.

اولین روز چالش، فردا (
جمعه ۲۴ بهمن) هست، که لینک روم ها و schedule رو در کانال مطالعه ام میذارم.

📖
کانال مطالعه ی من
9❤‍🔥2👎1🤣1
آخه نگاه کنین پیامشو..🥹🩷
قربون ابراز احساساتش برم من آخه!🥹
نوشته موش هام رو هم دوست داره😂🩷🫂


پ.ن:
۱. امضا: آریانا ۸ ساله.🎀
۲. خوش‌به حال دنیای رنگارنگ بچه ها که از این همه غم و سوگ فاصله داره.
💘73🥴1😍1
https://www.youtube.com/live/F8HLDldWEXM?si=C7dexJWKgW0_3B4C


خلاصه ١٣ دقیقه ای از جلسه "اگه با دوره راهنمایی برمی گشتم" با تشکر از حدود سی نفری که بزرگوارانه مشورت دادند...

ممنون از همه!
🤣1
Forwarded from اطلاع رسانی مهر ۱۴۰۱ (Mohsen)
🚨 فوری و مهم 🚨
شش ماه حبس برای عباس قراگوزلو، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز، صادر شد.
پس از بیش از یک ماه بازداشت، حکم نهایی آمد: شش ماه زندان.

این حکم شاید تخفیف بخورد، اما دیگر نمی‌توانیم با «شاید» و «احتمالاً» زندگی کنیم؛ هر لحظه ممکن است دیر شود.


جوانی که باید جان انسان‌ها را نجات دهد، حالا خودش در بند است.
زندان جای دانشجو نیست؛ جای او کلاس درس، بیمارستان و آینده روشن این کشور است.
از همه فعالان صنفی، نمایندگان محترم و دوستان: لطفاً در پخش این پیام کوتاهی نکنید.
از مسئولین محترم دانشگاه و دانشکده - دکتر صیادی، دکتر پالیزی، دکتر نظری، دکتر دهقان نیری، دکتر پروری و دکتر صحتی - صمیمانه درخواست داریم پیگیری فوری انجام داده و برای شکستن این حکم فشار بیاورند.
صدای عباس باشیم. آزادی‌اش حق است، نه لطف.
Forwarded from Gregory Hausdorff
حکم ۶ ماه حبس برای یک دانشجوی پزشکی، نه‌تنها غیرقابل‌قبوله، بلکه آشکارا برخلاف رسالت دانشگاه و اصول بدیهی عدالت آموزشی و حتی منشور حقوق دانشجوییه.
دانشجویی که توی مسیر فرساینده پزشکی قدم گذاشته، باید طبق آیین‌نامه‌های آموزشی و اخلاق حرفه‌ای، در محیط علمی و بالینی حمایت بشه؛ نه اینکه با یک حکم سنگین از مسیر آموزش و خدمتش جدا بشه.
دورکردن یک دانشجو از محیط بالینی، عملاً نقض حق آموزش، حق دسترسی به مهارت‌های بالینی و حق توسعه حرفه‌ایه.
وقتی یک پزشک آینده رو از آموزش محروم می‌کنیم، فقط به یک نفر ضربه نزدیم؛ به سلامت جامعه لطمه زدیم.سرمایه‌گذاری انسانی و آموزشی روی یک دانشجوی پزشکی سال‌ها طول می‌کشه. حذف اون از چرخه آموزش یعنی هدررفت سرمایه عمومی، و این با هیچ منطقی، چه آموزشی چه حقوقی قابل‌دفاع نیست.

ما از جامعه پزشکی، اساتید، دانشجویان و فعالان علوم پزشکی دعوت می‌کنیم با اعلام حمایت اخلاقی و انسانی، بر اهمیت بازگشت این دانشجو به روند طبیعی تحصیل تاکید کنند.
این حمایت نه حمایت از یک فرد، بلکه دفاع از ارزش‌های بنیادی آموزش، کرامت دانشجو و آینده نظام سلامت کشور است
دانشجو سرمایه انسانی کشور است؛
جای دانشجو زندان نیست.
صدای او باشیم!

#عباس_قراگوزلو
2👎1🤣1
هستند کسانی که از بسیاری که دارند اندکی می‌دهند - آن‌ هم برای نام، و این خواهشِ پنهان بخششِ آن‌ها را آلوده می‌کند.
و هستند کسانی که اندکی دارند و همه را می‌دهند. این کسان به زندگی و برکتِ باور دارند، و دست‌شان هرگز تهی نمی‌شود.
...و آیا چیزی هست که بتوانی دادنش را دریغ کنی؟
هرآنچه داری روزی داده خواهد شد؛
پس هم امروز بده، تا فصلِ دهش از آنِ تو باشد، نه از آنِ میراث‌‌خوارانت.

پیامبر - جبران خلیل جبران

@PageNo8 📖
4👎1🤣1
برنامه ی «اکنون» یکی از پناهگاه‌های من در این روز هاست..
این دو روز روایتِ «خانم شرمین نادری» را شنیدم!🤍🕊
از عشقش به بچه های ایران گریه ام گرفت..🥲
به مهری که در دل داشت عااااجزانه قبطه خوردم!
و در نهایت دلم خواست مانند او بیشتر خاطره و نامه بنویسم!
اما مشتاقانه منتظرم کمی از دغدغه های آکادمیک این روز ها کم شود تا آخرین کتابش* را به خودم هدیه بدهم!

*نام کتاب: بعد از خواندن پاره نکردیم| نشر خوب


به امید آرامش و آبادی برای ایران.🕊🤍
🕊5👎1🤣1
#همینجوری
هر وقت درمورد وقوع جنگ اورثینک میکنم،
یاد وقاحت و حقارت ج.ا میوفتم..
میبینم ج.ا برای دو روز بیشتر حکومت کردن ده هاااا هزار نفر رو کشت!💔
برای جلوگیری از نابودیش، توافق با آمریکا که دیگه براش شوخیه!

پ.ن: این روزا به هیچ سیاستی امیدوار نیستم؛ صرفا امیدم رو به شاااااااید های دوردستی گره زدم که درصد کمی‌ش وابسته به تلاش خودمه..!
پس به خاطر همون یه اپسیلون درصد.. به خاطر همون یه فوتون نور امید، تلاش میکنم و مسیرم رو ادامه میدم.
💔124👎4
evergreen chiilyosa 🌿🌌
مدتیه که ذهنم درگیر موضوع اسلام واقعی هست خصوصا توی شرایط کنونی عمیقا کنجکاوم بدونم برداشت هایی که از متن قرآن میشه و حتی ترجمه ها و تفاسیر، تا چه حد درستن؟ بخاطر همینم از دیروز که ماه رمضان شروع شده سعی میکنم روزی چند صفحه قرآن بخونم، همراه ترجمه، نه صرفا…
در راستای پیام های اسما🤍؛
باید بگم این روزها شاهد و حتی گاها تجربه کننده ی تنفری که به اسلام میشه هستم.

اما هنوز فکر میکنم درجامعه ی ما این خوانشی که از اسلام شده، ۱۸۰ درجه متفاوت از ماهیت و هدف این دین هست!

و فعلا مهم ترین چیزی که باعث شده من با وجود این همه نابرابری و ظلمی که در جامعه اتفاق افتاده و مسبب «ظاهری» اون «اسلام» شناخته میشه؛ هنوز هم اندک اعتقادی به این دین داشته باشم اینه:

۱. دعوت دائمی قرآن به تفکر و آزاد اندیشی
۲. بهترین انسان ها از نظر قرآن، «خردمندان» اند.(نه کسی که صرفا عبادت میکنه و..!!)

و این همه ارزش و احترام قائل شدن برای تفکر و تعقل، به قدر زیادی برای من ارزشمند، والا، کافی و وافی هست که بتونم مطمئن باشم اسلام واقعی خیییلی متفاوت تر از چیزیه که تاحالا دیدم!
15👎6👌5
نمیدونم این روز ها داستان پانچ رو شنیدید یا نه؟!


پانج یه بچه‌میمون ماکاک‌ه که توی باغ‌وحش Ichikawa City Zoo در ژاپن به دنیا میاد.
همه‌چیز عادی شروع می‌شه، اما بعد از یه مدت، مادرش به دلایل رفتاری (که تو میمون‌ها چیز عجیبی نیست) دیگه قبولش نمی‌کنه و طردش می‌کنه..
و پانچ می‌مونه و یه دنیا‌ی خیلی بزرگ‌تر از توانش.
طبیعی بود که بره سمت بقیه‌ی میمون‌ها.. اما اونها هم طرد و اذیتش می‌کنند.

کم‌کم پانچ نشونه‌های اضطراب و ترس رو بروز میده.
کارکنان باغ‌وحش که این وضعیت رو می‌بینند، یه عروسک اورانگوتان نرم و پرزدار می‌ذارن کنارش.
و اینجاست که پانچ خیلی زود به اون عروسک وابسته می‌شه و هر وقت می‌ترسه یا بقیه‌ی میمون‌ها اذیتش می‌کنند، می‌ره سراغ همون عروسک و باهاش آروم می‌شه.🥺❤️‍🩹
6💘1
🪟از پنجره ها
نمیدونم این روز ها داستان پانچ رو شنیدید یا نه؟! پانج یه بچه‌میمون ماکاک‌ه که توی باغ‌وحش Ichikawa City Zoo در ژاپن به دنیا میاد. همه‌چیز عادی شروع می‌شه، اما بعد از یه مدت، مادرش به دلایل رفتاری (که تو میمون‌ها چیز عجیبی نیست) دیگه قبولش نمی‌کنه و طردش می‌کنه..…
داستان پانچ فقط قصه ی یه بچه‌ میمون تنها نیست!
و اگه دقیق تر بهش نگاه کنیم
یه روایت نزدیک و دردناک از تجربه‌ ی انسانی ماست..!

اون لحظه ای که دلهره های این جهان ناشناخته به پانچ هجوم میارن و اون از سمت منابع امنیت و آرامشش، یعنی مادر و هم نوعان، طرد میشه..
میتونیم حدس بزنیم چقدر این جهان ناشناخته، با حس طرد شدگی و تنهایی، براش تاریک تر و وحشتناک تر میشه..💔
میتونیم انتظار داشته باشیم که ممکنه از این به بعد "رابطه" براش بیشتر منبع تهدید محسوب بشه تا منبع آرامش..!

و اینجا دقیقا همونجایی هست که میره سراغ اون عروسک؛ یا بهتر بگم یک "رابطه‌ی جایگزین"!
چیزی که نه طردش می‌کنه، نه قضاوت و نه ناپدید می‌شه!

و همه ی اینا باعث میشه ارتباط با یک موجود بی‌جان، هزاااران بار ارزشمند تر و امن تر از این باشه که ریسک دوباره ی طرد شدن توسط یه موجود زنده رو تجربه کنه!

و اگه با خودمون صادق باشیم، چند نفر از ما همین کار رو با خودمون نمی‌کنیم؟!
فقط شکل رابطه های جایگزین‌مون متفاوته..

میخوام بگم نه "وابستگی" ذاتاً بده ، نه "انتخابِ تنها بودن" همیشه درست ترینه..
حقیقت اینه که بدون رابطه‌ی امن یا می‌شکنیم یا جایگزین می‌سازیم؛ و خیلی وقت‌ها، اون جایگزین‌ها کافی و پاسخگوی واقعی ما نیستن و فقط کمک‌مون می‌کنن برای زنده موندن!


و این بیش از پیش بهمون یاداوری میکنه برای اینکه بتونیم در کنار همه ی رنج هایی که تجربه میکنیم، قوی بمونیم و ادامه بدیم به یک «پناه امن و انسانی» نیاز داریم!

همون چیزی که آلن دوباتن درموردش میگه:
«در عمیق‌ترین لحظات ناامیدی، آنچه نجات‌مان می‌دهد، نه امیدهای بزرگ، بلکه نشانه‌هایی ساده‌ است که بگوید تنها نیستیم


و شاید، در نهایت بهتر باشه از خودمون بپرسیم:

آیا ما برای همدیگه اون پناهِ امن هستیم؟

رابطه ی جایگزین ما چیه/کیه؟

تا کی قراره پناه ما رابطه های جایگزین باشن؟

و بعد از اون همه احساس طرد شدن و تنهایی ، آیا جرئت دوباره ایستادن و اعتماد کردن را خواهیم داشت؟!



پ.ن: چقدر میفهممت پانچ!💔🫂

@med_experience
💔6💘2
Forwarded from مَکطِبّ🕯🕊
انگار ذات ما انسان ها؛
با انس گرفتن و ارتباط داشتن عجین شده؛

بعد؛ تک تک ِاین عروسک هایِ زیبایی که نرم در آغوششون میگیریم؛
روزی به نوبت گوشه‌نشینِ اتاقِ تنهایی های ما میشن... ( یا حتی خودمون گوشه نشینشون میکنیم)

تا اینکه روزی عکسِ خودمون رو در آب رودِ زندگی میبینیم...
خودمون رو در آغوش میگیریم...
خودمون رو پیدا میکنیم از انباریِ خاک گرفته‌ی گذشته‌ و
خیال هامون رو میبخشیم.
عروسک هامون رو میبخشیم.
جایِ خالیِ اون ها که باید میبودند اما نبودند رو هم...
میبخشیم.

حالا کمی امنیّت داریم!
حالا میشه امید[وار] بود.
2
مَکطِبّ🕯🕊
انگار ذات ما انسان ها؛ با انس گرفتن و ارتباط داشتن عجین شده؛ بعد؛ تک تک ِاین عروسک هایِ زیبایی که نرم در آغوششون میگیریم؛ روزی به نوبت گوشه‌نشینِ اتاقِ تنهایی های ما میشن... ( یا حتی خودمون گوشه نشینشون میکنیم) تا اینکه روزی عکسِ خودمون رو در آب رودِ زندگی…
از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم…
و خوشا به حال کسی که روزی بتونه خودش رو در آغوش بگیره!
و با مهربانی و فهم، تمام آنچه بر او گذشته رو ببخشه.
شاید بخشی از امنیّت واقعی از همین نقطه شروع بشه؛
جایی که وقتی بعد از پیاده شدن و گشتن در ایستگاه های فراوان روزگار ، بالاخره خودمون رو پیدا میکنیم..
و چمدان های خاک گرفته ی عروسک هامون رو نه انکار میکنیم و نه اجازه می‌دهیم سنگینی شان همراهمان بماند!

و با فهمی عمیق از اینکه که چرا روزی لازم بودند و چگونه ما را تا این‌جا رساندند، سفر را رها تر ادامه می‌دهیم!
4
🪟از پنجره ها
در راستای پیام های اسما🤍؛ باید بگم این روزها شاهد و حتی گاها تجربه کننده ی تنفری که به اسلام میشه هستم. اما هنوز فکر میکنم درجامعه ی ما این خوانشی که از اسلام شده، ۱۸۰ درجه متفاوت از ماهیت و هدف این دین هست! و فعلا مهم ترین چیزی که باعث شده من با وجود این…
عالی گفتین خانم دکتر عزیز🥰
این ها دلایلی هستن که ما در کنار بدبینی ای که به اسلام داریم (که اونم بخش اعظمش معلومه به چه علت بوده!)، نمیتونیم همچنان ازش کامل روی برگردونیم و مشتاقیم بدونیم حقیقت این دین رو

متاسفانه اسلام بعضا قربانی تفاسیر مردانه شده،
البته این صرفا اصطلاحه، منظور من هدف قرار دادن جنس مرد و کلا مردها نیست،
منظور من مفسران مردی هست که به جای بیان حقیقت آیات، اون هارو تغییر دادن،
حالا یا عمدی بوده و به قصد افزایش محدودیت در جنس زن و تاکید بر اینکه احکام اکثرا برای زنان هست و مردها آزادن،
یا هم غیرعمدی بوده و از روی کم آگاهی،
که بازهم قابل قبول نیست، چون کسی که همچین مسئولیت سنگینی رو قبول میکنه طبیعتا میدونه جز بیان حقیقت _تا جایی که قدرت عقل انسان اجازه میده_ وظیفه دیگه ای نداره
3
evergreen chiilyosa 🌿🌌
متاسفانه اسلام بعضا قربانی تفاسیر مردانه شده،
دقیقاااا!
تاریخ نشون میده هر وقت یک منظومه ی فکری (از دین گرفته تا هر ایدئولوژی دیگه) به جای معنا و اخلاق، تبدیل به ابزاری برای قدرت و سلطنت بشه، این مدل انحراف‌ها رخ میده..

حالا این قدرت‌ورزی می‌تونه در سطح حکومت باشه یا حتی در روابط اجتماعی و خانوادگی!

و معمولا اولین جایی که خودش رو نشون می‌ده، کنترل و محدود کردن «دیگری»هست، به‌ویژه وقتی مبلغانش تلاش می‌کنند باورها بدون «تفکر» و صرفا با عنوان «تقدس» ، شکل بگیرن!
👍4
Forwarded from سِرتِرالین
دکتر بهاری مدیر گروهمون بود
فوق تخصص گوارش و از تاپ های مشهد
یعنی مثلا تو اون نقطه ای وایساده بود، که من آرزومه...

اون روزا که درگیر افسردگی شدید و انصراف و سختیاش بودم
سه هفته بیمارستان نرفته بودم
امتحانام عقب افتاده بود

صدام کرد تو اتاقش

گفت: چی شده پسرجان؟؟؟؟
( این مرد حتی تو چهره م نگاه نمیکرد که مبادا خجالت بکشم و نتونم حرف بزنم)

جریان رو براش گفتم
جلوش چشام خیس شد
قشنگ گوش داد و بعد گفت:

ببین. من الان که اینجام ی جاهایی حسرت خوردم که چرا انقد تند تند و با عجله اومدم جلو. چرا بیشتر حواسم به خودم و خانواده م نبود؟
دو سال دیرتر به این جایگاه میرسیدم هم اتفاقی نمیفتاد
الان تو این سن کمت، یک سال برات خیلیه و فک میکنی عقب افتادی
اما تو هشتاد سالگی دیگه خیلی برات مهم نیست که فلان چیز رو توی ۳۰ سالگیت به دست اوردی یا ۲۹ سالگی
برو.
اون چیزی که باید جمع کنی خودتی. خودت رو اول جمع کن. بعد بیا ادامه بده
نگران هیچی هم نباش

و من هر روز به این جمله ش فک میکنم که:
تو هشتاد سالگی، یه سال خیلی نیست...


#همینجوری
8