Mathematical Musings
دهه ۱۹۷۰ بود، زمانی که روی هندسه جبری کار میکردم به یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی گفته بودم: وقتت رو با آمار تلف نکن، اینها فقط یه مشت دستور آشپزی بیارزش هستند. امروز حرفم رو پس میگیرم. David Mumford
فرضیه پیوستار شبیه این سوال قرون وسطایی هست که:
چند فرشته میتوانند روی نوک یک سوزن بایستند؟
مسالهای که اگر دیدگاه خود را تغییر دهید، بهکلی ناپدید میشود.
❤12👍5👎5👌3🤣3🤔1
Mathematical Musings
ژاکوب سال گذشته یه مقاله نوشته و در اون سناریوهایی که AI ممکن هست نسل بشر رو نابود کنه، بررسی کرده. میگه اینجا حالتهای مختلف رو بررسی کردیم، تا بتونیم جلوی اون رو بگیریم. کلا دلایل نابودی رو دو دسته میکنه: عمدی و غیرعمدی. شاید واقعا رفتنش به OpenAI ریشه…
وقتی خبر از اتفاقات عجیب در ریاضیات در قرن گذشته نداری.
گفته رفتن ژاکوب به OpenAI مثل اینه که مِسی رو بکنی مدیر پروژه.
گفته رفتن ژاکوب به OpenAI مثل اینه که مِسی رو بکنی مدیر پروژه.
🤣12❤7🤔1
Mathematical Musings
اگر این روند ادامه پیدا کنه، همه مسائل اردوش تا انتهای ۲۰۲۸ حل میشه. میگن: روزگار خوبی برای یه حدس ریاضی بودن نیست!
میگن: باید نمودار رو هفتگی یا ماهیانه نشون بدین.
https://erdosstatue.com/#s1
theorem erdos_statue : ∃ s : Statue, s.subject = "Paul Erdős" ∧ s.site ∈ Budapest := by sorryhttps://erdosstatue.com/#s1
🆒11🤔2
Mathematical Musings
میگن: باید نمودار رو هفتگی یا ماهیانه نشون بدین. theorem erdos_statue : ∃ s : Statue, s.subject = "Paul Erdős" ∧ s.site ∈ Budapest := by sorry https://erdosstatue.com/#s1
میگه: روزگار غریبی است نازنین! دهانت را میبویند مبادا حدسی زده باشی!
ظاهرا اون قسمت مربوط به سال ۱۹۸۰ به خاطر اینه که اردوش و گراهام کتابی نوشتند و مسائل رو اونجا لیست کردند.
Old and New Problems and Results in Combinatorial Number Theory
ظاهرا اون قسمت مربوط به سال ۱۹۸۰ به خاطر اینه که اردوش و گراهام کتابی نوشتند و مسائل رو اونجا لیست کردند.
Old and New Problems and Results in Combinatorial Number Theory
🤣24❤2🔥2👌2
Mathematical Musings
ژاکوب سال گذشته یه مقاله نوشته و در اون سناریوهایی که AI ممکن هست نسل بشر رو نابود کنه، بررسی کرده. میگه اینجا حالتهای مختلف رو بررسی کردیم، تا بتونیم جلوی اون رو بگیریم. کلا دلایل نابودی رو دو دسته میکنه: عمدی و غیرعمدی. شاید واقعا رفتنش به OpenAI ریشه…
ژاکوب سایت خودش رو هم راه انداخته در زمینه
AI Safety
با هدف اینکه AI به ضرر انسان کاری نکنه و دوم اینکه چطور مطمئن بشیم خروجی کارهاشون با ارزشهای انسانی سازگار باشه.
https://www.mathforaisafety.org/
AI Safety
با هدف اینکه AI به ضرر انسان کاری نکنه و دوم اینکه چطور مطمئن بشیم خروجی کارهاشون با ارزشهای انسانی سازگار باشه.
https://www.mathforaisafety.org/
❤12👌2🆒2
Mathematical Musings
Photo
حرفه: ریاضیدان
در بین ریاضیدانها این بحث به یه موضوع داغی تبدیل شده که پیشرفت AI به معنی پایان کار حرفه ریاضیدانها است؟
ما معتقدیم پیشرفت AI یه خطر برای کل بشریت و موجودیت انسان هست. امروز بحث بر سر یک حرفه خاص مثلا ریاضیدانها نیست، بحث بر سر بقای کل بشر هست.
سال ۲۰۲۶ سال سرنوشتسازی برای ریاضیات هست. هر هفته قضیههایی اثبات میشه که هر کدوم به تنهایی مسیر حرفهای یه ریاضیدان رو میتونست تعیین کنه. با پرامپتهایی در این حد: "حل کن و تسلیم نشو"
فیلدز مدالیست امسال یعنی ژاکوب گفته:
دیدگاه خوشبینانه میگه: ریاضیات در نهایت مثل همیشه سربلند از این مهلکه بیرون میاد، منتها ریاضیدانها باید سریع خودشون رو با شرایط جدید سازگار کنند.
و دیدگاه بدبینانه میگه: ریاضیدانها میشن اپراتورهایی که در حال فشاردادن یه دکمه برای اثبات یه قضیه هستند.
خود ژاکوب ریاضیات رو رها کرد و به OpenAI رفت تا در زمینه
AI Safety
کار کنه. چرا؟ چون AI ممکنه همه ما رو نابود کنه.
دو تا حدس وجود داره:
حدس ۱:
ریاضیات(اونطور که امروز میفهمیم) به پایان برسه.
حدس ۲:
کل نسل بشر تا سال ۲۰۵۰ منقرض بشه، به زبان دقیقتر:
P(انقراض کل بشر تا ۲۰۵۰)>= 10%
این یه دیدگاه افراطی نیست، سعی میکنم در یه قالب علمی حدس دوم رو شرح بدم، هر چند اینها دیدگاه شخصی من هستند. دومین هدف من از نوشتن این مقاله این هست که بگم ریاضیدانها نقش مهمی در کاهش خطرات AI دارند.
ایشون هم ظاهرا دیدگاههای ژاکوب رو در مورد AI دارند.
https://alkjash.github.io/ai-risk/#alignment
در بین ریاضیدانها این بحث به یه موضوع داغی تبدیل شده که پیشرفت AI به معنی پایان کار حرفه ریاضیدانها است؟
ما معتقدیم پیشرفت AI یه خطر برای کل بشریت و موجودیت انسان هست. امروز بحث بر سر یک حرفه خاص مثلا ریاضیدانها نیست، بحث بر سر بقای کل بشر هست.
سال ۲۰۲۶ سال سرنوشتسازی برای ریاضیات هست. هر هفته قضیههایی اثبات میشه که هر کدوم به تنهایی مسیر حرفهای یه ریاضیدان رو میتونست تعیین کنه. با پرامپتهایی در این حد: "حل کن و تسلیم نشو"
فیلدز مدالیست امسال یعنی ژاکوب گفته:
فکر میکنم ظرف دو سال آینده، هوش مصنوعی در انجام ریاضیات از ریاضیدانان بهتر خواهد شد.
دیدگاه خوشبینانه میگه: ریاضیات در نهایت مثل همیشه سربلند از این مهلکه بیرون میاد، منتها ریاضیدانها باید سریع خودشون رو با شرایط جدید سازگار کنند.
و دیدگاه بدبینانه میگه: ریاضیدانها میشن اپراتورهایی که در حال فشاردادن یه دکمه برای اثبات یه قضیه هستند.
خود ژاکوب ریاضیات رو رها کرد و به OpenAI رفت تا در زمینه
AI Safety
کار کنه. چرا؟ چون AI ممکنه همه ما رو نابود کنه.
دو تا حدس وجود داره:
حدس ۱:
ریاضیات(اونطور که امروز میفهمیم) به پایان برسه.
حدس ۲:
کل نسل بشر تا سال ۲۰۵۰ منقرض بشه، به زبان دقیقتر:
P(انقراض کل بشر تا ۲۰۵۰)>= 10%
این یه دیدگاه افراطی نیست، سعی میکنم در یه قالب علمی حدس دوم رو شرح بدم، هر چند اینها دیدگاه شخصی من هستند. دومین هدف من از نوشتن این مقاله این هست که بگم ریاضیدانها نقش مهمی در کاهش خطرات AI دارند.
ایشون هم ظاهرا دیدگاههای ژاکوب رو در مورد AI دارند.
https://alkjash.github.io/ai-risk/#alignment
❤10🤣6👍2🔥2🤔2🆒2
Mathematical Musings
Photo
اردوش افسانهای هزاران سوال مطرح کرده بود: صورت ساده ولی ریاضیات پشت اون بسیار عمیق. مثل حدس udp که توسط AI حل شد. از ایده اون برای حل مسالهای دیگه هم استفاده شد.
چند روز پیش هم اعلام کردند که یه مدل داخلیشون به اسم Astra، ده تا مساله رو حل کرده(در واقع ده تایی که از بین یه سری مساله حل شده select شده بودند)
ولی مسالههای اردوش چطور سروسامان پیدا کرد؟ توسط یه ریاضیدان انگلیسی به اسم
Thomas Bloom
چی خونده بود؟
arithmetic combinatorics
کِی دکتری گرفت؟
۲۰۱۴
الان کجا کار میکنه؟
University of Manchester
چرا مسالههای اردوش رو لیست کرد؟
واسه استفاده شخصی خودش.
بعد چی شد؟
گفت چه کاریه یه سایت بزنم و بذارم بقیه هم از این لیست استفاده کنند و اینطوری بود که
erdosproblems.com
متولد شد.
حالا هدفش چی بود؟
اینکه هر مسالهای که حل میشه خط بزنه و بگه حل شد؟ نه میخواست محدودیتهای دانش ریاضی رو مشخص کنه.
مسائلی که اردوش و رفقا مبهم بیان کرده بودند رو بیان درستترش رو نوشت، سال ۲۰۲۵ بخش کامنتها رو فعال کرد و یه گروه رو شکل داد.
کاربرهای سایت همه ریاضیدانهای حرفهای و تاپ نبودند البته. یکی مثل
Wouter van Doorn
کسی که میگه این سایت زندگیاش رو تغییر داد. برای یه شرکت کار میکنه، البته ارشد ریاضی داره و یکی از فعالترین کاربرهای این سایت. سال ۲۰۲۴ شش ماه مرخصی گرفت و گفت: میخوام روی این مسالهها کار کنم. چند سال دیگه کی میدونه چی میشه؟
اکتبر ۲۰۲۵ اولین مسالهاش رو حل کرد. مساله ۱۱۰۲ اردوش رو.
سر یه مساله کاربری کامنت گذاشت و نوشت: استدلالت ظاهرا ایراد داره. چند پیام بینشون ردوبدل شد و در نهایت اون کاربر قانع شد که استدلال درسته. اون کاربر نوشت:
اون کاربر کی بود؟ تائو.
بدون اون سایت و فضای دموکراتیکی که ایجاد کرده بود هیچکدوم از این اتفاقها ممکن نبود. اینجا مهم نبود شما کی هستید. ریاضیدان درجه یک از دانشگاه فلان، استاد دانشگاه فلان، جوان، پیر، مرد یا زن.
ولی داستان دیگهای هم هست، داستان دو جوان بیستوچند ساله
Kevin Barreto, Liam Price
توی تابستون ۲۰۲۵ با هم دوست شدند. یکی دانشجوی کارشناسی و یکی هم لیسانس رو نگرفته بود دانشگاه رو ول کرده بود.
منتها فهمیدند که اگه به gpt بگن این مساله open هست و حلش کن به مشکل بر میخورند، سعی کردند مدل رو
gaslight
کنند، که مساله خیلی هم سخت نیست و قابل حل هست. اونها صبح کریسمس مساله ۳۳۳ رو با کمک AI کردند. هرچند بعدا معلوم شد که خود اردوش قبلا این مساله رو حل کرده.
چند روز بعد مساله دیگهای رو حل کردند.
آقای
Doorn
میگه:
چند روز پیش هم اعلام کردند که یه مدل داخلیشون به اسم Astra، ده تا مساله رو حل کرده(در واقع ده تایی که از بین یه سری مساله حل شده select شده بودند)
ولی مسالههای اردوش چطور سروسامان پیدا کرد؟ توسط یه ریاضیدان انگلیسی به اسم
Thomas Bloom
چی خونده بود؟
arithmetic combinatorics
کِی دکتری گرفت؟
۲۰۱۴
الان کجا کار میکنه؟
University of Manchester
چرا مسالههای اردوش رو لیست کرد؟
واسه استفاده شخصی خودش.
بعد چی شد؟
گفت چه کاریه یه سایت بزنم و بذارم بقیه هم از این لیست استفاده کنند و اینطوری بود که
erdosproblems.com
متولد شد.
حالا هدفش چی بود؟
اینکه هر مسالهای که حل میشه خط بزنه و بگه حل شد؟ نه میخواست محدودیتهای دانش ریاضی رو مشخص کنه.
مسائلی که اردوش و رفقا مبهم بیان کرده بودند رو بیان درستترش رو نوشت، سال ۲۰۲۵ بخش کامنتها رو فعال کرد و یه گروه رو شکل داد.
کاربرهای سایت همه ریاضیدانهای حرفهای و تاپ نبودند البته. یکی مثل
Wouter van Doorn
کسی که میگه این سایت زندگیاش رو تغییر داد. برای یه شرکت کار میکنه، البته ارشد ریاضی داره و یکی از فعالترین کاربرهای این سایت. سال ۲۰۲۴ شش ماه مرخصی گرفت و گفت: میخوام روی این مسالهها کار کنم. چند سال دیگه کی میدونه چی میشه؟
اکتبر ۲۰۲۵ اولین مسالهاش رو حل کرد. مساله ۱۱۰۲ اردوش رو.
سر یه مساله کاربری کامنت گذاشت و نوشت: استدلالت ظاهرا ایراد داره. چند پیام بینشون ردوبدل شد و در نهایت اون کاربر قانع شد که استدلال درسته. اون کاربر نوشت:
I see how your argument works now. Nice!
اون کاربر کی بود؟ تائو.
بدون اون سایت و فضای دموکراتیکی که ایجاد کرده بود هیچکدوم از این اتفاقها ممکن نبود. اینجا مهم نبود شما کی هستید. ریاضیدان درجه یک از دانشگاه فلان، استاد دانشگاه فلان، جوان، پیر، مرد یا زن.
ولی داستان دیگهای هم هست، داستان دو جوان بیستوچند ساله
Kevin Barreto, Liam Price
توی تابستون ۲۰۲۵ با هم دوست شدند. یکی دانشجوی کارشناسی و یکی هم لیسانس رو نگرفته بود دانشگاه رو ول کرده بود.
منتها فهمیدند که اگه به gpt بگن این مساله open هست و حلش کن به مشکل بر میخورند، سعی کردند مدل رو
gaslight
کنند، که مساله خیلی هم سخت نیست و قابل حل هست. اونها صبح کریسمس مساله ۳۳۳ رو با کمک AI کردند. هرچند بعدا معلوم شد که خود اردوش قبلا این مساله رو حل کرده.
چند روز بعد مساله دیگهای رو حل کردند.
آقای
Doorn
میگه:
اگر بخواین پیانو بزنید، قرار نیست یک ماشین استخدام کنید که بهتر از شما این کار را انجام بده. شما پیانو میزنید چون از این کار لذت میبرید. من از ریاضیات میبرم.https://www.quantamagazine.org/why-the-legendary-erdos-problems-are-falling-to-ai-20260803/
❤15👌3
Mathematical Musings
بهش میگن: as an example of a difficult question in algebraic geometry that can be understood using little beyond a knowledge of calculus. اسمش هست Jacobian conjecture اگه یه تابع چند جملهای داشته باشی از فضای n بعدی به خودش و دترمینان ماتریس ژاکوبین اون…
یکی گفته: امشب بازی فینال جامجهانی رو دوباره گذاشتم که پخش بشه و همزمان میخوام با AI یه مساله open رو حل کنم!
تائو گفته بود: ریاضیات این بحران رو پشتسر میذاره. ولی این دیگه اسمش بحران نیست به نظرم.
تائو گفته بود: ریاضیات این بحران رو پشتسر میذاره. ولی این دیگه اسمش بحران نیست به نظرم.
🤣25❤2🫡2
Mathematical Musings
Photo
آقای
Edward Robert Robson
معمار انگلیسی بود که در سال ۱۹۱۷ درگذشت.
کار مهمش چی بوده؟ مدارس لندن رو در سالهای ۱۸۷۰ و بعدش ایشون طراحی کردند. یه کتاب هم در این زمینه نوشتند. قرار بود توی لندنِ اون سالها کلی مدرسه بسازند، برای همین به کلی کشور اروپایی سفر کرد و تا جایی که میتونست مشاهده کرد و یاد گرفت. یه کتاب هم نوشت به اسم
School Architecture
به چنان جزئیاتی در طراحی مدرسه توجه کرده که حیرتانگیزه. حتی در مورد رنگ آجرهای مدرسه که باید چطور باشه که مثلا کمی از اون فضای یکنواختی که در لندن(اون زمان) حاکم هست اون رو خارج کنه. ورودی دخترها و بچههای کوچیک رو یکی کرده بود، چون میگفت دخترها معمولا خواهر و برادرهای خودشون رو که کم سنوسالتر هستند با خودشون به مدرسه میارن(اون بچهها به کلاسهای مخصوص خودشون میرفتند). فضای کلاس دخترها به خاطر حجم بیشتر لباسشون(شنل و شال و...) بیشتر از پسرها بود.
اعتقاد داشت پنجرههای کلاس باید زیاد باشه و محل قرارگیری اونها هم مهم هست تا نور درست منتقل بشه به داخل کلاس. میزها رو هم دونفره چید.
نور طبیعی، تهویه مناسب، چیدمان میزها(برای تمرکز دانشآموزان) و دید معلم.
در مورد تهویه مناسب میگن خیلی جاها بعد از کرونا تازه یادشون اومد که کلاس تهویه مناسب میخواد. البته این کارها مخالفانی هم داشت.
خودش در مورد کارهاش گفته بود:
طبقه متوسط و پایین در انگلیس در حال درک اهمیت آموزش هستند، ولی فهمیدن اهمیت خود ساختمان مدرسه زمان میبره.
Edward Robert Robson
معمار انگلیسی بود که در سال ۱۹۱۷ درگذشت.
کار مهمش چی بوده؟ مدارس لندن رو در سالهای ۱۸۷۰ و بعدش ایشون طراحی کردند. یه کتاب هم در این زمینه نوشتند. قرار بود توی لندنِ اون سالها کلی مدرسه بسازند، برای همین به کلی کشور اروپایی سفر کرد و تا جایی که میتونست مشاهده کرد و یاد گرفت. یه کتاب هم نوشت به اسم
School Architecture
به چنان جزئیاتی در طراحی مدرسه توجه کرده که حیرتانگیزه. حتی در مورد رنگ آجرهای مدرسه که باید چطور باشه که مثلا کمی از اون فضای یکنواختی که در لندن(اون زمان) حاکم هست اون رو خارج کنه. ورودی دخترها و بچههای کوچیک رو یکی کرده بود، چون میگفت دخترها معمولا خواهر و برادرهای خودشون رو که کم سنوسالتر هستند با خودشون به مدرسه میارن(اون بچهها به کلاسهای مخصوص خودشون میرفتند). فضای کلاس دخترها به خاطر حجم بیشتر لباسشون(شنل و شال و...) بیشتر از پسرها بود.
اعتقاد داشت پنجرههای کلاس باید زیاد باشه و محل قرارگیری اونها هم مهم هست تا نور درست منتقل بشه به داخل کلاس. میزها رو هم دونفره چید.
نور طبیعی، تهویه مناسب، چیدمان میزها(برای تمرکز دانشآموزان) و دید معلم.
در مورد تهویه مناسب میگن خیلی جاها بعد از کرونا تازه یادشون اومد که کلاس تهویه مناسب میخواد. البته این کارها مخالفانی هم داشت.
خودش در مورد کارهاش گفته بود:
طبقه متوسط و پایین در انگلیس در حال درک اهمیت آموزش هستند، ولی فهمیدن اهمیت خود ساختمان مدرسه زمان میبره.
❤16🔥4👍3👎1
بیشتر ما واقعا استدلال نمیکنیم. وقتی موقعیتی پیش میآید، بهصورت شهودی عمل میکنیم، بعد، از آن بازخورد میگیریم (یا بهنوعی از طریق تجربه و پیامدها یاد میگیریم). در بهترین حالت، مضطرب میشویم و بین چند گزینه محدود و مبهم که در ذهنمان داریم، مدام رفتوبرگشت میکنیم.
اما برای اثبات یک قضیه، مجبورید واقعا استدلال کنید. تا زمانی که ننشینید و با تمام وجود تلاش نکنید یک قضیه جدید را که قبلا نمیدانستید ثابت کنید، واقعا نمیفهمید دقت و تفکر عمیق یعنی چه.
هرچه دنیا پیچیدهتر شود، این مهارت ارزشمندتر میشود و دنیا قرار است خیلی خیلی پیچیده شود!
❤29🤔1
من فقط برای یافتن حقیقت، به سمت ریاضیات نیامدهام. بخش بزرگی از دلیل آن این است که از انجام آن لذت میبرم و در آن مهارت دارم. همچنین آن را زیبا میدانم و خوشحالم که میتوانم روزهایم را صرف درک چیزهای زیبا کنم. از چالش، روندی که منجر به حل مساله میشود، حل نهایی مسالهها، یافتن استراتژیها و درگیر شدن با مسائل لذت میبرم... افراد زیادی هستند که لذت اصلیشان از ریاضیات از حل مساله ناشی میشود. اگر این ناپدید شود، مسالهای پیشپاافتاده نیست و بسیاری از آنها ممکن است دیگر نخواهند این کار را انجام دهند.
❤26👍4👎1