Mathematical Musings
4.07K subscribers
2.29K photos
135 videos
164 files
1.04K links
Nature is written in mathematical language.
Download Telegram
Mathematical Musings
Photo
یه خانمی نوشته:
شما در سال کلی کتاب می‌خونید، ولی من امسال فقط اینارو خوندم:
داستایفسکی به روسی، کافکا به آلمانی، پروست به فرانسوی. ما مثل هم نیستیم!
(با لحن خاص این آدم‌ها بخونید)

یه ریاضیدانی خیلی مودبانه جواب داده:
منطق پشت انتخاب این کتاب‌ها رو نمی‌فهمم، چرا باید این نویسنده‌ها رو بخونید؟ دلیل انتخاب چیه؟ و چرا به زبان اصلی؟ یه فرانسوی تحصیل‌کرده اگر بخواد اثر معروف پروست رو بخونه، چند سالی طول می‌کشه. شما چطور همچین کاری کردید؟ مثل این می‌مونه کسی بگه من همه آثار گروتندیک و.. خوندم. چرا باید همچین کاری بکنه؟

حالا این که خوب و منطقی جواب داده.
چند سال پیش یه چهره معروف رسانه‌ای که CSکار هم هست، یه لیستی از یه سری کتاب معرفی کرد و گفت: می‌خوام هفته‌ای یه کتاب بخونم. طالب طبق معمول با لحنی تند علیه ایشون موضع گرفت و گفت: خیلی از آثار ادبی و کتاب‌ها رو، مخصوصا کلاسیک‌ها رو نمی‌شه هفته‌ای یه دونه خوند. این کتاب‌ها باید
absorbed & distilled
بشن. اصلا بعضی‌ها نمی‌فهمند کسی که می‌گه من هفته‌ای یه دونه از این کتاب‌ها رو می‌خونم شارلاتان تمام عیاره. ژست پوچ، توخالی و پر از ادعا نگیر. یه مشت احمق، طرف تو هستند. به خودم افتخار می‌کنم که ظرف سه سال ده بار درخواستش بابت حضور در پادکست‌هاش رو رد کردم.
مرتیکه Research Scientist! با این عنوان چی کار می‌کنی؟ می‌ری تو کتابخونه MIT؟
33👍11👎4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیزیک برای پرنده‌ها/علیه سنجاب‌ها
لینک
🤣28🔥84🤔1
پل اردوش برای بعضی کلمات تعابیر خاص خودش رو داشت.
به بچه‌ها می‌گفت: اپسیلون
به نوه‌ها می‌گفت: اپسیلون به توان ۲
به زن‌ها می‌گفت: رئیس
به مردها می‌گفت: برده
به کسی که ریاضی رو کنار گذاشته بود می‌گفت: مُرده!
به کسی که درباره ریاضی حرف می‌زد: واعظ
به اخبار می‌گفت: سم
و به کتابی که پیش خدا هست و اثبات‌های قشنگ توی اون، می‌گفت:
The Book
🤣5410🫡4🆒4👎1
ظاهرا
Michael Kapovich
ریاضیدان روسی-آمریکایی درگذشت.
زمینه کاری‌اش
low-dimensional geometry and topology
بود.
همسرش هم خانم
Jennifer Schultens
بود که یه ریاضیدان هست و در همون زمینه کار می‌کنه.
دو تا از برادرهاش هم ریاضیدان بودند.
ظاهرا مدت طولانی درگیر مبارزه با سرطان بود.
به هر حال RIP.
37👍2🆒2
می‌گه: علم به
deviant thinking
نیاز داره. تو سایر حوزه‌ها و در همه شئون زندگی یکنواختی می‌بینیم، در علم هم وضع همین شده.
مقالات قدیمی سبک خودشون رو داشتند، الان همه یکنواخت شدند. فرمت یکسان و شبیه هم رو در مقالات مثلا پزشکی ببینید:
introduction, methods, results, and discussion
وقتی شیوه نوشتن رو استاندارد کردی، در واقع همون بلا رو سر شیوه فکر کردن هم میاری.
زندگی دانشمندهای مشهور رو بخونید، همه زندگی‌های عجیب و غریب داشتند، الان توی دانشگاه کی رو مثلِ اونا پیدا می‌کنید؟ پدیده‌ای که اسم اون رو می‌شه گذاشت:
the flight of the Weird Nerd from academia.
اکی، آدم‌های باهوشی هستند، ولی مالِ این نیستند که:
rock the boat.
https://www.experimental-history.com/p/the-decline-of-deviance
21
Mathematical Musings
در مورد IQ اینقدر مطلب گذاشتم نمی‌دونم به کدوم reply بزنم، ولی به این زدم. سوال: یه آدم با IQ مثلا ۹۰ با سی‌سال تلاش سخت می‌تونه فیزیکدان بشه؟ جواب یه ریاضیدان: ۱. سوال اشکال داره. ۲. فیزیک‌دان کیه؟ کسی که دکتری فیزیک می‌گیره؟ خیلی معیار سختی نیست. کسی که…
می‌گه: فرض کن، یه بچه‌ای کلاس سوم هست و درسش ضعیفه.
استعدادش پایینه یا هنوز شکوفا نشده؟

راه‌حل جادویی چیه؟ بریم IQاش رو اندازه بگیریم! هر آدمی یه مقدار ثابت و پنهان از هوش داره(که در روز ازل تعیین شده براش)، که ما اون رو اندازه می‌گیریم و به شما می‌گیم!

می‌گه: اینجوری نیست. فقط چی رو اندازه می‌گیره؟
here and now behavioral performance
و دیگر هیچ!
👍185
اگه خوابتون نمیاد، اینا اعداد ۰ تا ۱۰ هستند، یه بار بنویسید، تمومه.
🤣454👌4👎2
تمام مشکلات بشر از ناتوانی انسان در نشستن در یک اتاق، به‌تنهایی سرچشمه می‌گیرد.
پاسکال
37👌11🤣9🔥3👎1🤔1
فکر می‌کنم نکته عجیب درباره ساینتیست بودن این است که باید همزمان به کاری که انجام می‌دهی خیلی قوی باور داشته باشی، در حالی که مدام هم باید آن را زیر سوال ببری و حفظ این تعادل کار سختی است.
Lisa Randall
25👌5🔥3👍2
یه قضیه است توی set theory که اگه از یکی دو تا اصطلاح تخصصی‌تر چشم‌پوشی کنیم کم و بیش قابل درکه. طرف برای همین رفته یه داستان یه صفحه‌ای درسته کرده یا به قول خودش یه
metaphor
می‌گه:
فرض کن، داری از یک کوه (کاردینال κ) بالا می‌ری و خدایانی جلوت رو می‌گیرن که روی یک مجموعه خاص (stationary set) ایستادن.
اگر بخوای از دستشون فرار کنی، اون‌ها هم هرکدوم به یک نقطه پایین‌تر می‌رن (مثل تابع کاهشی) و... بقیه ماجرا.

این کارهم تا حدی متداوله برای به خاطر سپردن چیزها. هر چند ممکنه از نظر شخص دیگه گیج‌کننده باشه ولی خود طرف می‌فهمه حداقل.
منتها باید حواسمون باشه که در داستان‌سرایی و ساده‌سازی یا شهودی دیدن زیاده روی نکنیم.
فکر کنم توی مانکرز بود یا کتاب دیگه‌ای هر چی می‌گفت، شهودی‌اش رو هم می‌گفت. بعد یه جا(فکر کنم توی بحث توپولوژی خارج قسمتی) دیگه دقت ریاضی با توضیح دم‌دستی یا شهودی جور در نمیومد. دیگه اونجا نوشت: توی این کارها زیاده روی نکنید!
👌115
Mathematical Musings
اردوش، بیگانگان و ارواح خبیثه یکی از مشهورترین جملاتی که به اردوش نسبت می‌دن دشواری محاسبه Ramsey numbers هست: پیدا کردن R(5) خیلی خیلی سخته ولی R(6)  غیرممکنه. می‌گه: من اولین جایی که این تعبیر رو اردوش به کار برده پیدا کردم، اینجوری گفته: اگه یه روح خبیث…
یه ریاضیدانی نوشته اگر AI بیاد و
R(n,n)
رو پیدا کنه، من بهش می‌گم حالا برو
R(n+1,n+1)
رو پیدا کن! نگران نباشید تموم نمی‌شه مسائل.
اگه فرمول بسته براش پیدا کرد چی؟
خیلی بعیده، این مساله یکی از
notorious
ترین مساله‌های ریاضی هست.بعضی کران‌های بالا و پایین‌اش سال‌ها است که دست نخورده.
👍11🤣2
Mathematical Musings
تمام مشکلات بشر از ناتوانی انسان در نشستن در یک اتاق، به‌تنهایی سرچشمه می‌گیرد. پاسکال
تولد پاسکال هست. عمر کوتاه(۳۹ سال) و دستاوردهای زیاد.
مادرش رو در سه سالگی از دست داد، پدرش ریاضیدانی آماتور بود، پدر دوباره ازدواج نکرد و زمانش رو صرف فرزندش کرد. البته چندان موافق ریاضی‌خوندن پسرش نبود و سعی کرد اون رو از ریاضیات دور نگه داره.
فهرست کارهاش در ریاضیات و فیزیک طولانی هست.
یه تجربه دینی شدید هم در یه شب داشته که خیلی معروفه و یادداشتی در اون باره می‌نویسه که بخشی از اون اینه:
آتش. خدای ابراهیم، خدای اسحاق، خدای یعقوب، نه خدای فیلسوفان و دانشمندان.

در ویکی‌پدیای انگلیسی اون مثلث فقط به اسم خودشه و در ویکی‌پدیای فارسی اسم خیام هم هست کنارش!
البته در متن به تاریخچه مفصل اون اشاره شده، ولی عموما به اسم مثلث پاسکال می‌شناسند.
👍267
یه خانمی نوشته: مقاله‌ام رویژن خورد، هیچی مثل چاپ مقاله ریاضی دوپامین بشر رو بالا نمی‌بره.
یکی هم نوشته سالی دو تا citationایی که از مقالاتم می‌گیرم تنها دلخوشی‌های زندگی‌ام هستند.
البته از این مقاله‌بازها و مقاله‌سازها نیست و کارش درسته.
محتوایی که در یوتیوب تولید می‌کنه رو رندم به ۱۰ تا آدم توی خیابون نشون بدین هر ۱۰ تا می‌گن یه تخته‌اش کمه(ولی نیست)
21🤣1
این میم هم خوب بود. حق مطلب رو ادا کرد.
امروز تولد Bohr پسر هم هست. در همون سالی به دنیا اومد که پدر نوبل گرفت. خودش هم بعدا نوبل فیزیک گرفت.
ظاهرا Bohr پدر همسر فوق‌العاده‌ای هم داشته، خانم
Margrethe
حضور پررنگ و نقش اساسی در کارهای همسر. زمانی گفته بود:
با همسرم به روستا رفتم و یک مقاله بسیار طولانی نوشتیم.

همه‌اش به همسرش گیر می‌داد که این مفاهیم رو ساده‌تر توضیح بده، بازهم ساده‌تر...
ظاهرا Bohr پسر بعدها گفته بود:
My mother was the natural and indispensable center...
33👏6
Blood strip
🤔11
Mathematical Musings
Blood strip
چرا بچه‌ها مثل والدین خودشون هستند؟ آره، درسته‌. چون والدین ژن‌ها رو به بچه‌ها منتقل می‌کنند. همه ما بحث انتقال ژن رو خیلی خوب بلدیم! ولی والدین فقط ژن رو منتقل نمی‌کنند، اونا "محیط زندگی" رو هم به بچه‌ها منتقل می‌کنند. این وسط داره یه
cultural transmission
هم اتفاق می‌افته. خب حالا که چی؟ مدل‌های ساده ژنتیکی نقش ژن‌ها رو خیلی زیادتر از اون چیزی که هست در نظر می‌گیرند.
طبق اون مدل‌ها، فرزندخونده‌ها که ژن مشترکی ندارند ولی در یک خانواده بزرگ شدند، باید شباهتشون صفر باشه، ولی نیست. اما حتی تاثیر مستقیم و ساده والدین و محیطی که فراهم می‌کنند توضیح‌دهنده نیست، یعنی کافی نیست. یه چیزی هست به اسم
Dynastic Effects
احتمالا این هم نقش داشته باشه.
فرض کنید بچه‌ای رو به دوتا پزشک بدین و اونا، اون رو به فرزندخوندگی قبول کنند. پدر و مادر پزشک، دوستان پزشک، پدربزرگ و مادربزرگ آدم حسابی، محله مرفه و انتظارات بالا. نتیجه؟ ممکنه احتمال موفقیت مثلا تحصیلی اون فرد بالا بره.
وقتی اعضای یه خانواده رو می‌بینیم شبیه هم هستند(حتی پسرعموها، دختردایی‌ها و...منظور کل اون خاندان) درجا نتیجه می‌گیریم: به خاطر ژنشونه!
شاید محیط‌های خانوادگی الگویی بسازند که دقیقا اثر ژنتیک رو داشته باشه.
👍283👎1
می‌گه: می‌بینم، پس می‌فهمم!
حالا این که یه چیز ساده و کلی هست، ولی چیزهایی از این دست به نظرم خیلی خوبه.
25