Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پرده خوانی در اصفهان، تخت فولاد، اوائل دهه 1350
به اطلاع کلیه پژوهشگران، اساتید، طلاب و دانشجویان میرساند فعالیتهای کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران به علت نقل و انتقال تا اطلاع ثانوی متوقف شده است.
زمان بازگشایی و آدرس، اعلام خواهد شد.
زمان بازگشایی و آدرس، اعلام خواهد شد.
سامانه مدیریت اسناد سنا - سها
https://sohalibrary.com
/بسیاری از کتابهایی که در حوزه تاریخ نیاز دارید اینجا میتوانید بیابید
https://sohalibrary.com
/بسیاری از کتابهایی که در حوزه تاریخ نیاز دارید اینجا میتوانید بیابید
سندنامه_۱۷_اسناد_خسارات_متفقین_به_ایران_در_دوره_اشغال.pdf
17.1 MB
سندنامه ۱۷ اسناد خسارات متفقین به ایران در دوره اشغال.pdf
Forwarded from یادداشت های کتابدار
چند روز پیش فایل صوتی مناظره و مباحثه ای درباره اصالت داستان «رقیه» دختر خردسال امام حسین (ع)، را گوش می دادم. در سالیان اخیر موافقان و ناقدان درباره این داستان زیاد سخن گفته اند؛ و در اینجا قصد مطرح کردن آن را ندارم. فقط آنکه در آن مباحثه، ناقد محترم نکات خوبی در نقد اصالت این داستان مطرح کردند ولی در بخشی از سخنان خود احتمال شگفتی درباره کتاب کامل بهائی دادند. متن سخن ایشان به این صورت است:«این احتمال به طور جدی وجود دارد که یک نفری در عصر علامه مجلسی این کتاب (کامل بهائی) را از خودش نوشته، شخصیت ها را هم ساخته و پرداخته کرده است ...». همچنین ناقد به استناد اینکه هیچ گزارشی از همعصران عمادالدین طبری، درباره او نداریم و تمام اطلاعات ما از او منحصر به کتاب او است در وجود تاریخی او تشکیک می کند و می گوید: «این امکان واقعا وجود دارد کسی در سده های بعدی یک شخصیت تخیلی به نام حسن بن علی بن محمد عمادالدین طبری .... را از خودش به وجود بیاورد و یک کتاب (کامل بهائی) را (به نام او) می نویسد ...».
احتمالی که ایشان درباره جعل کتاب کامل بهائی در قرن یازدهم مطرح کردند اصلا قابل پذیرش نیست. با مراجعه به فنخا می بینیم، حداقل 24 نسخه از این کتاب باقی مانده، که دو نسخه نسبتا کهن آن را متعلق به قرن هشتم دانسته اند، همچنین نسخه ای متعلق به قرن نهم، و دو نسخه هم متعلق به قرن دهم. این نسخه ها به خوبی نشان می دهد این کتاب در قرن هشتم و نهم این کتاب وجود داشته است. به علاوه عمادالدین طبری آثاری دیگری هم دارد که از برخی از آنان نسخه های از قرن نهم یا دهم موجود است(مانند مناقب الطاهرین؛ مجلس 5462؛ کتاب 876ق). همچنین باید به کتاب دیگری از عماد الدین اشاره کرد که توسط یکی از افراد خانواده سرشناس فتحان در قم، به نام عبدالملک بن اسحاق بن فتحان واعظ در حدود نیمه اول قرن نهم به فارسی ترجمه شده است. این کتاب به کوشش و مقدمه عالمانه استاد رسول جعفریان به نام «اخبار و احادیث و حکایات در فضائل اهل بیت رسول (ص) ....» منتشر شده است. آقای جعفریان به نحو شایسته ای در مقدمه این کتاب به معرفی آثار و فوائد کتابشناسی آثار او پرداخته است همچنین در کتاب تاریخ تشیع در ایران.
این نکته که بخشی از مطالب و گزارش های تاریخی این کتاب فاقد اعتبار تاریخی است و صبغه داستان پردازانه دارد نظر درستی است، اما اینکه ناقد خواسته کتاب کامل بهائی را جعلی متاخر بداند و اساس وجود عمادالدین طبری را انکار کند نظری دقیق به نظر نمی رسد. باید بدانیم اطلاع ما از بسیاری از رجال و عالمان امامی قبل از صفوی تنها بر اساس اطلاعات آمده در نسخه های خطی است و هیچ گزارش مستقل از تراجم نگاران درباره آن افراد نداریم. نگاهی به کتاب ریاض العلماء و طبقات اعلام الشیعه این مطلب را نشان می دهد.
@libmazaheb
احتمالی که ایشان درباره جعل کتاب کامل بهائی در قرن یازدهم مطرح کردند اصلا قابل پذیرش نیست. با مراجعه به فنخا می بینیم، حداقل 24 نسخه از این کتاب باقی مانده، که دو نسخه نسبتا کهن آن را متعلق به قرن هشتم دانسته اند، همچنین نسخه ای متعلق به قرن نهم، و دو نسخه هم متعلق به قرن دهم. این نسخه ها به خوبی نشان می دهد این کتاب در قرن هشتم و نهم این کتاب وجود داشته است. به علاوه عمادالدین طبری آثاری دیگری هم دارد که از برخی از آنان نسخه های از قرن نهم یا دهم موجود است(مانند مناقب الطاهرین؛ مجلس 5462؛ کتاب 876ق). همچنین باید به کتاب دیگری از عماد الدین اشاره کرد که توسط یکی از افراد خانواده سرشناس فتحان در قم، به نام عبدالملک بن اسحاق بن فتحان واعظ در حدود نیمه اول قرن نهم به فارسی ترجمه شده است. این کتاب به کوشش و مقدمه عالمانه استاد رسول جعفریان به نام «اخبار و احادیث و حکایات در فضائل اهل بیت رسول (ص) ....» منتشر شده است. آقای جعفریان به نحو شایسته ای در مقدمه این کتاب به معرفی آثار و فوائد کتابشناسی آثار او پرداخته است همچنین در کتاب تاریخ تشیع در ایران.
این نکته که بخشی از مطالب و گزارش های تاریخی این کتاب فاقد اعتبار تاریخی است و صبغه داستان پردازانه دارد نظر درستی است، اما اینکه ناقد خواسته کتاب کامل بهائی را جعلی متاخر بداند و اساس وجود عمادالدین طبری را انکار کند نظری دقیق به نظر نمی رسد. باید بدانیم اطلاع ما از بسیاری از رجال و عالمان امامی قبل از صفوی تنها بر اساس اطلاعات آمده در نسخه های خطی است و هیچ گزارش مستقل از تراجم نگاران درباره آن افراد نداریم. نگاهی به کتاب ریاض العلماء و طبقات اعلام الشیعه این مطلب را نشان می دهد.
@libmazaheb