عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَمَّا عُرِجَ بِي مَرَرْتُ بِقَوْمٍ لَهُمْ أَظْفَارٌ مِنْ نُحَاسٍ يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ وَصُدُورَهُمْ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلاَءِ يَا جِبْرِيلُ قَالَ هَؤُلاَءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ لُحُومَ النَّاسِ وَيَقَعُونَ فِي أَعْرَاضِهِمْ
ابوداود(۴۸۷۸) مسند احمد(۱۳۳۴۰)
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «وقتی به معراج رفتم از كنار گروهی گذشتم كه ناخن های مسی داشتند و چهره ها و سينه های شان را با
آن می خراشيدند؛ گفتم: ای جبريل علیهالسلام اينها چه كسانی هستند؟ گفت: اينان كسانی هستند كه گوشت مردم را می خورند و دست روی عزت و آبروی مردم می گذارند».
آنگاه که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب معراج به آسمان برده می شود، از کنار گروهی می گذرد که بدن شان را با ناخن های مسی می خراشند. از دیدن آنها شگفت زده می شود و در مورد آنها و این کارشان از جبریل علیهالسلام می پرسد. و جبریل علیهالسلام خبر می دهد: آنان کسانی هستند گوشت مردم می خورند (یعنی غیبت مردم میکردند)
و دست روی عزت و آبروی مردم گذاشته و به مردم بد و بیراه کرده. و به آبروی آنها بازی میکردند.
🆔 https://t.iss.one/Helal_t |
ابوداود(۴۸۷۸) مسند احمد(۱۳۳۴۰)
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «وقتی به معراج رفتم از كنار گروهی گذشتم كه ناخن های مسی داشتند و چهره ها و سينه های شان را با
آن می خراشيدند؛ گفتم: ای جبريل علیهالسلام اينها چه كسانی هستند؟ گفت: اينان كسانی هستند كه گوشت مردم را می خورند و دست روی عزت و آبروی مردم می گذارند».
آنگاه که رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب معراج به آسمان برده می شود، از کنار گروهی می گذرد که بدن شان را با ناخن های مسی می خراشند. از دیدن آنها شگفت زده می شود و در مورد آنها و این کارشان از جبریل علیهالسلام می پرسد. و جبریل علیهالسلام خبر می دهد: آنان کسانی هستند گوشت مردم می خورند (یعنی غیبت مردم میکردند)
و دست روی عزت و آبروی مردم گذاشته و به مردم بد و بیراه کرده. و به آبروی آنها بازی میکردند.
🆔 https://t.iss.one/Helal_t |
Telegram
احادیث پیامبر (صلی الله علیه وسلم)
بزرگترین منبع نشر احادیث در انترنت!
👍1
احادیث پیامبر (صلی الله علیه وسلم) pinned «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَمَّا عُرِجَ بِي مَرَرْتُ بِقَوْمٍ لَهُمْ أَظْفَارٌ مِنْ نُحَاسٍ يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ وَصُدُورَهُمْ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلاَءِ يَا جِبْرِيلُ قَالَ هَؤُلاَءِ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ لُحُومَ…»
عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ قُلْتُ لأَنَسٍ أَكَانَتِ الْمُصَافَحَةُ فِي أَصْحَابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ نَعَمْ.
بخاری(۶۲۶۳)
از قتاده رضیاللهعنه روایت است که به انس رضیاللهعنه گفتم: آیا مصافحه (دست دادن) در میان اصحاب رسولالله صلی الله علیه و آله رایج بود؟ او گفت بله.
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ قَالَ رَجُلٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ الرَّجُلُ مِنَّا يَلْقَى أَخَاهُ أَوْ صَدِيقَهُ أَيَنْحَنِي لَهُ قَالَ لاَ. قَالَ أَفَيَلْتَزِمُهُ وَيُقَبِّلُهُ قَالَ لاَ. قَالَ أَفَيَأْخُذُ بِيَدِهِ وَيُصَافِحُهُ قَالَ نَعَمْ
ترمذی(۲۷۲۸) ابن ماجه(۳۷۰۲)
از انس رضی الله عنه روایت است که مردی گفت: ای رسول الله صلیاللهعلیهوسلم، شخصی از ما با برادر يا دوستش ديدار می کند؛ آيا می تواند برای او خم شود؟ فرمود: «لا»: «خير». پرسيد: آيا می تواند او را به آغوش بگيرد و ببوسد؟ فرمود: «لا»: «خير». گفت: آيا می تواند دستش را بگيرد و با او مصافحه کند؟ فرمود: «نَعَم»: «بله».
از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد خم شدن به هنگام ملاقات با دیگری سوال می شود که پاسخ می دهد: نباید برای کسی خم شد؛ در ادامه سوال کننده می پرسد: آیا می تواند او را در آغوش گرفته و برای او خم نشود؟ این بار هم پاسخ منفی است؛ سپس می پرسد: آیا می تواند با او مصافحه نموده و دست بدهد؟ می فرماید: بله.
🆔 https://t.iss.one/Helal_t
بخاری(۶۲۶۳)
از قتاده رضیاللهعنه روایت است که به انس رضیاللهعنه گفتم: آیا مصافحه (دست دادن) در میان اصحاب رسولالله صلی الله علیه و آله رایج بود؟ او گفت بله.
عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ قَالَ رَجُلٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ الرَّجُلُ مِنَّا يَلْقَى أَخَاهُ أَوْ صَدِيقَهُ أَيَنْحَنِي لَهُ قَالَ لاَ. قَالَ أَفَيَلْتَزِمُهُ وَيُقَبِّلُهُ قَالَ لاَ. قَالَ أَفَيَأْخُذُ بِيَدِهِ وَيُصَافِحُهُ قَالَ نَعَمْ
ترمذی(۲۷۲۸) ابن ماجه(۳۷۰۲)
از انس رضی الله عنه روایت است که مردی گفت: ای رسول الله صلیاللهعلیهوسلم، شخصی از ما با برادر يا دوستش ديدار می کند؛ آيا می تواند برای او خم شود؟ فرمود: «لا»: «خير». پرسيد: آيا می تواند او را به آغوش بگيرد و ببوسد؟ فرمود: «لا»: «خير». گفت: آيا می تواند دستش را بگيرد و با او مصافحه کند؟ فرمود: «نَعَم»: «بله».
از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد خم شدن به هنگام ملاقات با دیگری سوال می شود که پاسخ می دهد: نباید برای کسی خم شد؛ در ادامه سوال کننده می پرسد: آیا می تواند او را در آغوش گرفته و برای او خم نشود؟ این بار هم پاسخ منفی است؛ سپس می پرسد: آیا می تواند با او مصافحه نموده و دست بدهد؟ می فرماید: بله.
🆔 https://t.iss.one/Helal_t
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عَنْ أَبِي سَعِيدِ بْنِ الْمُعَلَّى، قَالَ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَلاَ أُعَلِّمُكَ أَعْظَمَ سُورَةٍ فِي الْقُرْآنِ قَبْلَ أَنْ أَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِدِ . قَالَ فَذَهَبَ النَّبِيُّ ـ صلى الله عليه وسلم ـ لِيَخْرُجَ فَأَذْكَرْتُهُ فَقَالَ { الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ} وَهِيَ السَّبْعُ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنُ الْعَظِيمُ الَّذِي أُوتِيتُهُ
بخاری(۴۴۷۴) ابنماجه(۳۷۸۵)
نسائی(۹۱۳)
از ابوسعید رافع بن معلی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود: «آيا پيش از آن که مسجد را ترک کنی، بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو بياموزم؟» سپس دستم را گرفت. هنگامی که می خواستيم از مسجد بيرون برويم، عرض کردم: ای رسول الله صلیاللهعلیهوسلم، شما فرموديد: بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو می آموزم؟ فرمود: «الحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِينَ؛ يعنی همان سوره ی حمد (فاتحه) که دارای هفت آيه می باشد و در هر رکعت نماز تکرار می شود [و شاملِ دو بخش ستايش و دعا می باشد] و همان قرآنِ بزرگی است که به من داده شده است.
سوره ی فاتحه.
این سوره بزرگترین سوره است، زیرا تمامی مقاصد و اهداف قرآن کریم در آن گرد آمده است، به همین دلیل است که به آن ام القرآن می گویند. سپس به وجه تمایز این سوره با سوره های دیگر اشاره می کند، همان ویژگی که این سوره را به بزرگترین سوره ی قرآن تبدیل نموده است. آنجا که می فرماید: هي السبع المثانی یعنی: مسمی به السبع المثانی است. «مثانی» جمع «مثناة» و از ریشه «تثنیه» است، زیرا در هر رکعت از نماز تکرار می شود.
و مشتمل بر دو قسمت است: ثنا (ستایش) و دعا. یا دلیل آن این است که هم از فصاحت برخوردار است و هم از بلاغت معانی.
یا جمع «مثناة» از ریشه «ثناء» می باشد چون شامل ثنا و ستایش الله متعال است. گویا الله را با نام ها و صفات نیکش ستایش می کند، یا از ریشه «الثنایا» است، زیرا الله متعال آن را به این امت اختصاص داده است و موارد دیگری که در وجه تسمیه ی آن ذکر شده است.
والقرآن العظيم یعنی: یکی دیگر از نام های این سوره «القرآن العظیم» است.
که به من داده شده است. و نامیده شدن آن به «قرآن العظیم» به دلیل دربرداشتن مواردی است که به موجودات دنیا و آخرت و احکام و عقاید مربوط می شود.
بخاری(۴۴۷۴) ابنماجه(۳۷۸۵)
نسائی(۹۱۳)
از ابوسعید رافع بن معلی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود: «آيا پيش از آن که مسجد را ترک کنی، بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو بياموزم؟» سپس دستم را گرفت. هنگامی که می خواستيم از مسجد بيرون برويم، عرض کردم: ای رسول الله صلیاللهعلیهوسلم، شما فرموديد: بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو می آموزم؟ فرمود: «الحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِينَ؛ يعنی همان سوره ی حمد (فاتحه) که دارای هفت آيه می باشد و در هر رکعت نماز تکرار می شود [و شاملِ دو بخش ستايش و دعا می باشد] و همان قرآنِ بزرگی است که به من داده شده است.
سوره ی فاتحه.
این سوره بزرگترین سوره است، زیرا تمامی مقاصد و اهداف قرآن کریم در آن گرد آمده است، به همین دلیل است که به آن ام القرآن می گویند. سپس به وجه تمایز این سوره با سوره های دیگر اشاره می کند، همان ویژگی که این سوره را به بزرگترین سوره ی قرآن تبدیل نموده است. آنجا که می فرماید: هي السبع المثانی یعنی: مسمی به السبع المثانی است. «مثانی» جمع «مثناة» و از ریشه «تثنیه» است، زیرا در هر رکعت از نماز تکرار می شود.
و مشتمل بر دو قسمت است: ثنا (ستایش) و دعا. یا دلیل آن این است که هم از فصاحت برخوردار است و هم از بلاغت معانی.
یا جمع «مثناة» از ریشه «ثناء» می باشد چون شامل ثنا و ستایش الله متعال است. گویا الله را با نام ها و صفات نیکش ستایش می کند، یا از ریشه «الثنایا» است، زیرا الله متعال آن را به این امت اختصاص داده است و موارد دیگری که در وجه تسمیه ی آن ذکر شده است.
والقرآن العظيم یعنی: یکی دیگر از نام های این سوره «القرآن العظیم» است.
که به من داده شده است. و نامیده شدن آن به «قرآن العظیم» به دلیل دربرداشتن مواردی است که به موجودات دنیا و آخرت و احکام و عقاید مربوط می شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕ اثبات عقلی وجود الله متعال توسط ائمه اربعه!
✅ امام ابوحنیفه رحمه الله:
برخی از ملحدین از امام ابوحنیفه رحمه الله درباره وجود حق تعالی سؤال کردند، او به آنان گفت: «اجازه بدهید تا درباره کاری که هم اکنون به من خبرش را دادهاند بیندیشم، آنگاه پاسخ شما رامیدهم... به من گفتهاند: کشتیای سنگینبار که حامل انواع کالاهای تجارتیاست، بیهیچ نگهبان و ناخدایی میآید و میرود و امواج دریاها را میشکافد»!.آن گروه دهری مشرب گفتند: «این سخنی که تو میگویی، از زبان هیچ عاقلیبیرون نمیآید»! امام گفت: «پس وای بر شما! آیا یک کشتی به ناخدا نیاز دارد، اما اینهمه موجودات در عالم بالا و پایین، با این نظام متقن و مستحکم خود، هیچآفرینندهای ندارند»؟! همان بود که آن گروه در ماندند و به حق برگشته به دست آن امام همام اسلام آوردند.
✅ امام مالک رحمه الله:
﴿ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فِرَٰشٗا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزۡقٗا لَّكُمۡۖ فَلَا تَجۡعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادٗا وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٢٢﴾
ترجمه: خدای شما کسی است که زمین را برایتان بگسترد و آسمان را (با تمام اجرام و ستارگان، بسان) کاخی بیافرید و از آسمان آب فرو فرستاد و با آن، انواع (گیاهان و درختان و) ثمرات را به وجود آورد تا روزی شما گردند. پس شرکاء و همانندهائی برای خدا به وجود نیاورید، در حالی که شما (از روی فطرت) میدانید (که چنین کاری درست نیست).
ابن کثیر میگوید: «امام مالک رحمه الله در پاسخ به سؤال هارونالرشید از این آیه، به اختلاف زبانها، صداها و نغمهها بریگانگی باری تعالی استدلال کرد».
✅ امام شافعی رحمه الله:
از امام شافعی رحمه الله در باره وجود آفریدگار سؤال کردند، او در پاسخ گفت: «این برگ توت را که میبینید؛ طعم آن یکی است، ولی کرم که آن را میخورد، از آن ابریشم تولید میشود، زنبور که آن را میخورد، از آن عسل تولید میشود، گوسفند و گاو و شتر که ازآن میخورند، از آنان سرگین و پشکل خارج میشود و آهو که از آن میخورد، از آن مشک میتراود. پس همین برگ توت، بزرگترین برهان بر وجود آفریدگار سبحان است».
✅ امام احمد بن حنبل رحمه الله:
از امام احمد حنبل رحمه الله نیز نقل است که در پاسخ به سؤالی راجع به وجود آفریدگار گفت: «در اینجا قلعهای است مستحکم، صاف و براق، نه دری دارد و نه منفذی، بیرون آن چون نقره سپید و درون آن چون طلای سرخ است، بناگاه دیوار آن میشکافد و از آن حیوانی شنوا و بینا، زیبا و رعنا خارج میشود. پس این قلعه، بزرگترین دلیل بر وجود آفریدگار سبحان است». منظور وی از آنقلعه، تخممرغ بود که پرنده از آن پدید میآید.
📚 تفسیر انوار القرآن
#عیان
✅ امام ابوحنیفه رحمه الله:
برخی از ملحدین از امام ابوحنیفه رحمه الله درباره وجود حق تعالی سؤال کردند، او به آنان گفت: «اجازه بدهید تا درباره کاری که هم اکنون به من خبرش را دادهاند بیندیشم، آنگاه پاسخ شما رامیدهم... به من گفتهاند: کشتیای سنگینبار که حامل انواع کالاهای تجارتیاست، بیهیچ نگهبان و ناخدایی میآید و میرود و امواج دریاها را میشکافد»!.آن گروه دهری مشرب گفتند: «این سخنی که تو میگویی، از زبان هیچ عاقلیبیرون نمیآید»! امام گفت: «پس وای بر شما! آیا یک کشتی به ناخدا نیاز دارد، اما اینهمه موجودات در عالم بالا و پایین، با این نظام متقن و مستحکم خود، هیچآفرینندهای ندارند»؟! همان بود که آن گروه در ماندند و به حق برگشته به دست آن امام همام اسلام آوردند.
✅ امام مالک رحمه الله:
﴿ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فِرَٰشٗا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزۡقٗا لَّكُمۡۖ فَلَا تَجۡعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادٗا وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٢٢﴾
ترجمه: خدای شما کسی است که زمین را برایتان بگسترد و آسمان را (با تمام اجرام و ستارگان، بسان) کاخی بیافرید و از آسمان آب فرو فرستاد و با آن، انواع (گیاهان و درختان و) ثمرات را به وجود آورد تا روزی شما گردند. پس شرکاء و همانندهائی برای خدا به وجود نیاورید، در حالی که شما (از روی فطرت) میدانید (که چنین کاری درست نیست).
ابن کثیر میگوید: «امام مالک رحمه الله در پاسخ به سؤال هارونالرشید از این آیه، به اختلاف زبانها، صداها و نغمهها بریگانگی باری تعالی استدلال کرد».
✅ امام شافعی رحمه الله:
از امام شافعی رحمه الله در باره وجود آفریدگار سؤال کردند، او در پاسخ گفت: «این برگ توت را که میبینید؛ طعم آن یکی است، ولی کرم که آن را میخورد، از آن ابریشم تولید میشود، زنبور که آن را میخورد، از آن عسل تولید میشود، گوسفند و گاو و شتر که ازآن میخورند، از آنان سرگین و پشکل خارج میشود و آهو که از آن میخورد، از آن مشک میتراود. پس همین برگ توت، بزرگترین برهان بر وجود آفریدگار سبحان است».
✅ امام احمد بن حنبل رحمه الله:
از امام احمد حنبل رحمه الله نیز نقل است که در پاسخ به سؤالی راجع به وجود آفریدگار گفت: «در اینجا قلعهای است مستحکم، صاف و براق، نه دری دارد و نه منفذی، بیرون آن چون نقره سپید و درون آن چون طلای سرخ است، بناگاه دیوار آن میشکافد و از آن حیوانی شنوا و بینا، زیبا و رعنا خارج میشود. پس این قلعه، بزرگترین دلیل بر وجود آفریدگار سبحان است». منظور وی از آنقلعه، تخممرغ بود که پرنده از آن پدید میآید.
📚 تفسیر انوار القرآن
#عیان
عن أبي قتادة رضي الله عنه قال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُنْجِيَهُ اللَّهُ مِنْ كُرَبِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلْيُنَفِّسْ عَنْ مُعْسِرٍ أَوْ يَضَعْ عَنْهُ
مسلم(۱۵۶۳)
از ابوقتاده رضی الله عنه روایت است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: هرکس خوشحال می شود الله متعال او را از سختی های روز قيامت نجات دهد، به بدهکارِ تنگ دست مهلت دهد يا بخشی از بدهیِ وی را ببخشد.
(مَنْ سَرَّهُ) یعنی کسی که شادمان و خوشحال می شود و دوست دارد
(أنْ يُنَجِّيَهُ اللهُ مِنْ كَرْبِ يَوْمِ القِيَامَةِ)
الله متعال او را از سختی ها و دشواری ها و آزمایشات روز قیامت نجات دهد. (فَلْيُنَفِّسْ عَنْ مُعْسِرٍ)
زمانی که وقت وصول طلبش رسید، دریافت آن را به تاخیر بیندازد و در مهلت دادن به بدهکار تا زمانی که قادر به پرداخت بدهی اش باشد، آسانگیر باشد. (أَوْ يَضَعْ عَنْهُ)
یا بخشی و یا همه ی بدهی اش را ببخشد و از آن درگذرد. و در این مورد رفتاری همراه با تسامح داشته باشد.
الله متعال می فرماید:
(وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)
و اگر (شخصِ بدهکار) تنگدست بود، تا (هنگام) گشایش (و تواناییِ بازپرداخت، به او) مهلت دهید و (اگر توانایی پرداخت نداشت،) بخشیدن آن (بدهی) برایتان بهتر است، اگر (ثواب این کار را) بدانید
مسلم(۱۵۶۳)
از ابوقتاده رضی الله عنه روایت است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: هرکس خوشحال می شود الله متعال او را از سختی های روز قيامت نجات دهد، به بدهکارِ تنگ دست مهلت دهد يا بخشی از بدهیِ وی را ببخشد.
(مَنْ سَرَّهُ) یعنی کسی که شادمان و خوشحال می شود و دوست دارد
(أنْ يُنَجِّيَهُ اللهُ مِنْ كَرْبِ يَوْمِ القِيَامَةِ)
الله متعال او را از سختی ها و دشواری ها و آزمایشات روز قیامت نجات دهد. (فَلْيُنَفِّسْ عَنْ مُعْسِرٍ)
زمانی که وقت وصول طلبش رسید، دریافت آن را به تاخیر بیندازد و در مهلت دادن به بدهکار تا زمانی که قادر به پرداخت بدهی اش باشد، آسانگیر باشد. (أَوْ يَضَعْ عَنْهُ)
یا بخشی و یا همه ی بدهی اش را ببخشد و از آن درگذرد. و در این مورد رفتاری همراه با تسامح داشته باشد.
الله متعال می فرماید:
(وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)
و اگر (شخصِ بدهکار) تنگدست بود، تا (هنگام) گشایش (و تواناییِ بازپرداخت، به او) مهلت دهید و (اگر توانایی پرداخت نداشت،) بخشیدن آن (بدهی) برایتان بهتر است، اگر (ثواب این کار را) بدانید
بْنِ يَزِيدَ عَنْ تَمِيمٍ الدَّارِيِّ أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم قَالَ الدِّينُ النَّصِيحَةُ " قُلْنَا لِمَنْ قَالَ لِلَّهِ وَلِكِتَابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ
مسلم(۵۵) ابوداود(۴۹۴۴)
نسائی(۴۱۹۷) مسنداحمد(۱۶۹۴۰)
از تمیم داری رضی الله عنه روایت است که رسولالله صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: دین نصیحت است. گفتیم: برای چه کسی؟ فرمود: برای الله و برای کتابش و برای پیامبرش و برای امامان (حاکمان) مسلمان و عموم آنان.
رسولالله صلی الله علیه وسلم خبر داده است که مبنای دین اخلاص و صداقت است تا همانگونه که الله واجب ساخته ادا شود، بدون کوتاهی یا فریب و ناخالصی.
از رسولالله صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: نصیحت و خیرخواهی برای چه کسانی است؟ ایشان فرمودند:
نخست: نصیحت و خیرخواهی برای الله سبحانه و تعالی: با اخلاص عمل برای او و شریک نیاوردن به او و اینکه به ربوبیت و الوهیت و اسماء و صفات او ایمان بیاوریم و امر او را بزرگ بداریم و به سوی ایمان به او دعوت دهیم.
نصیحت برای کتاب او یعنی قرآن کریم: چنانکه معتقد باشیم این کتاب کلام او و آخرین کتاب اوست و همهٔ شریعتهای پیش از خود را منسوخ نموده است. و آن را بزرگ داشته و چنانکه شایسته است تلاوت کنیم. به محکمش عمل کنیم و در برابر متشابهش تسلیم باشیم و از آن در برابر تاویل اهل تحریف دفاع کنیم و از مواعظ آن پند گیریم و علومش را ترویج دهیم و به سوی آن فرا بخوانیم.
نصیحت برای پیامبرش رسولالله صلی الله علیه وسلم معتقد باشیم که او آخرین پیامبران است و او را در اخباری که آورده تایید و تصدیق کنیم، امرش را اطاعت نموده و از نهی او دوری کنیم. و حقش را بزرگ بداریم و او را گرامی بداریم و دعوتش را گسترش دهیم و شریعتش را منتشر کنیم و تهمتها را از او دور سازیم.
نصیحت برای حاکمان مسلمان: با یاری آنان در مسیر حق و نزاع و مخالفت نکردن با آنان در امر حکومت و شنیدن و اطاعت کردن از آنان در طاعت الله.
نصیحت برای مسلمانان: با نیکی در حق آنان و دعوتشان و خودداری از آزار و اذیت آنان و محبت الله پسندانه نسبت به آنان و همکاری با آنان در راه نیکوکاری و تقوا.
مسلم(۵۵) ابوداود(۴۹۴۴)
نسائی(۴۱۹۷) مسنداحمد(۱۶۹۴۰)
از تمیم داری رضی الله عنه روایت است که رسولالله صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: دین نصیحت است. گفتیم: برای چه کسی؟ فرمود: برای الله و برای کتابش و برای پیامبرش و برای امامان (حاکمان) مسلمان و عموم آنان.
رسولالله صلی الله علیه وسلم خبر داده است که مبنای دین اخلاص و صداقت است تا همانگونه که الله واجب ساخته ادا شود، بدون کوتاهی یا فریب و ناخالصی.
از رسولالله صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: نصیحت و خیرخواهی برای چه کسانی است؟ ایشان فرمودند:
نخست: نصیحت و خیرخواهی برای الله سبحانه و تعالی: با اخلاص عمل برای او و شریک نیاوردن به او و اینکه به ربوبیت و الوهیت و اسماء و صفات او ایمان بیاوریم و امر او را بزرگ بداریم و به سوی ایمان به او دعوت دهیم.
نصیحت برای کتاب او یعنی قرآن کریم: چنانکه معتقد باشیم این کتاب کلام او و آخرین کتاب اوست و همهٔ شریعتهای پیش از خود را منسوخ نموده است. و آن را بزرگ داشته و چنانکه شایسته است تلاوت کنیم. به محکمش عمل کنیم و در برابر متشابهش تسلیم باشیم و از آن در برابر تاویل اهل تحریف دفاع کنیم و از مواعظ آن پند گیریم و علومش را ترویج دهیم و به سوی آن فرا بخوانیم.
نصیحت برای پیامبرش رسولالله صلی الله علیه وسلم معتقد باشیم که او آخرین پیامبران است و او را در اخباری که آورده تایید و تصدیق کنیم، امرش را اطاعت نموده و از نهی او دوری کنیم. و حقش را بزرگ بداریم و او را گرامی بداریم و دعوتش را گسترش دهیم و شریعتش را منتشر کنیم و تهمتها را از او دور سازیم.
نصیحت برای حاکمان مسلمان: با یاری آنان در مسیر حق و نزاع و مخالفت نکردن با آنان در امر حکومت و شنیدن و اطاعت کردن از آنان در طاعت الله.
نصیحت برای مسلمانان: با نیکی در حق آنان و دعوتشان و خودداری از آزار و اذیت آنان و محبت الله پسندانه نسبت به آنان و همکاری با آنان در راه نیکوکاری و تقوا.
عَن اَبو هُرَيْرَةَ، قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ الرِّيحُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ . قَالَ سَلَمَةُ فَرَوْحُ اللَّهِ تَأْتِي بِالرَّحْمَةِ وَتَأْتِي بِالْعَذَابِ فَإِذَا رَأَيْتُمُوهَا فَلاَ تَسُبُّوهَا وَسَلُوا اللَّهَ خَيْرَهَا وَاسْتَعِيذُوا بِاللَّهِ مِنْ شَرِّهَا.
ابوداود(۵۰۹۷) ابنماجه(۳۷۲۷)
مسنداحمد(۷۴۱۳)
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که فرمود: باد از رحمتِ الله نسبت به بندگانش می باشد که گاهی با خود رحمت به همراه دارد و گاهی هم عذاب. وقتی آن را ديديد، به آن بد و بیراه نگوييد. بلکه از الله خير و منفعتش را درخواست نماييد و از شرّ آن به الله پناه ببريد.
ابوداود(۵۰۹۷) ابنماجه(۳۷۲۷)
مسنداحمد(۷۴۱۳)
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که فرمود: باد از رحمتِ الله نسبت به بندگانش می باشد که گاهی با خود رحمت به همراه دارد و گاهی هم عذاب. وقتی آن را ديديد، به آن بد و بیراه نگوييد. بلکه از الله خير و منفعتش را درخواست نماييد و از شرّ آن به الله پناه ببريد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هیچ زندانی تنگتر از زندانِ هوای نفس نیست، و هیچ بندی سختتر از بندِ شهوت وجود ندارد.»
— ابن القیم رحمهالله
الداء والدواء، صفحه (۱۹۰)
— ابن القیم رحمهالله
الداء والدواء، صفحه (۱۹۰)
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ خُبَيْبٍ، عَنْ أَبِيهِ، أَنَّهُ قَالَ خَرَجْنَا فِي لَيْلَةِ مَطَرٍ وَظُلْمَةٍ شَدِيدَةٍ نَطْلُبُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِيُصَلِّيَ لَنَا فَأَدْرَكْنَاهُ فَقَالَ أَصَلَّيْتُمْ. فَلَمْ أَقُلْ شَيْئًا فَقَالَ قُلْ فَلَمْ أَقُلْ شَيْئًا ثُمَّ قَالَ قُلْ فَلَمْ أَقُلْ شَيْئًا ثُمَّ قَالَ قُلْ. فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَقُولُ قَالَ{ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ } وَالْمُعَوِّذَتَيْنِ حِينَ تُمْسِي وَحِينَ تُصْبِحُ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ تَكْفِيكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ
ابوداود(۵۰۸۲)ترمذی(۳۵۷۵)
نسائی(۵۴۲۸) مسنداحمد(۲۲۶۶۴)
از عبدالله بن خُبَیب رضی الله عنه روایت است که در شبی بارانی و بسیار تاریک در پی رسول الله صلی الله علیه وسلم بیرون آمدیم تا برای ما نماز بگزارد، پس او را یافتم و ایشان فرمودند: «قُلْ»: «بگو» و من چیزی نگفتم، سپس فرمود: «قُلْ»: «بگو» ولی من چیزی نگفتم، سپس فرمود: «قُلْ»: «بگو» گفتم: چه بگویم؟ فرمود: «{قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} هنگام صبح و شام سه بار {قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} و معوذتین را بخوان، تو را از همه چیز کفایت میکند.
ابوداود(۵۰۸۲)ترمذی(۳۵۷۵)
نسائی(۵۴۲۸) مسنداحمد(۲۲۶۶۴)
از عبدالله بن خُبَیب رضی الله عنه روایت است که در شبی بارانی و بسیار تاریک در پی رسول الله صلی الله علیه وسلم بیرون آمدیم تا برای ما نماز بگزارد، پس او را یافتم و ایشان فرمودند: «قُلْ»: «بگو» و من چیزی نگفتم، سپس فرمود: «قُلْ»: «بگو» ولی من چیزی نگفتم، سپس فرمود: «قُلْ»: «بگو» گفتم: چه بگویم؟ فرمود: «{قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} هنگام صبح و شام سه بار {قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} و معوذتین را بخوان، تو را از همه چیز کفایت میکند.
قلب
همـانندزمین مـیخشکد آنڪَاه ڪہ از:
ذڪر اللّهﷻ
توحید اللّهﷻ
محبّت اللّهﷻ
شناخت اللّهﷻ
دعاونیایش با اللّهﷻ
تہی و خـالـے ڪَردد.
قلب
همـانندزمین مـیخشکد آنڪَاه ڪہ از:
ذڪر اللّهﷻ
توحید اللّهﷻ
محبّت اللّهﷻ
شناخت اللّهﷻ
دعاونیایش با اللّهﷻ
تہی و خـالـے ڪَردد.
عَنْ أَبِي وَاقِدٍ اللَّيْثِيِّ رضي الله عنه:
أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمَّا خَرَجَ إِلَى حُنَيْنٍ مَرَّ بِشَجَرَةٍ لِلْمُشْرِكِينَ يُقَالُ لَهَا: ذَاتُ أَنْوَاطٍ يُعَلِّقُونَ عَلَيْهَا أَسْلِحَتَهُمْ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ، اجْعَلْ لَنَا ذَاتَ أَنْوَاطٍ كَمَا لَهُمْ ذَاتُ أَنْوَاطٍ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «سُبْحَانَ اللهِ! هَذَا كَمَا قَالَ قَوْمُ مُوسَى {اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ}
الأعراف (۱۳۸)
وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَتَرْكَبُنَّ سُنَّةَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ
ترمذی(۲۱۸۰) مسند احمد(۲۱۸۹۷)
از ابوواقِد لِیثی رضی الله عنه روایت است که: وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای نبرد حُنین خارج شدند از کنار یکی از درختهای مشرکان عبور کردند که آن را «ذات اَنواط» مینامیدند و اسلحهٔ خود را بر آن میآویختند، پس [برخی از همراهان ایشان] گفتند: یا رسول الله، برای ما نیز ذات انواطی قرار دهید همانگونه که آنان ذات انواط دارند. پس رسول صلی الله علیه وسلم [از روی تعجب] فرمودند: «سبحان الله! این [سخن] همانند سخن قوم موسی است که گفتند: (همان گونه كه آنان معبودانی دارند، براى ما [نیز] معبودی تعیین کن). قسم به آنکه جانم به دست اوست، از راه و روش کسانی که پیش از شما بودند پیروی خواهید کرد».
أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَمَّا خَرَجَ إِلَى حُنَيْنٍ مَرَّ بِشَجَرَةٍ لِلْمُشْرِكِينَ يُقَالُ لَهَا: ذَاتُ أَنْوَاطٍ يُعَلِّقُونَ عَلَيْهَا أَسْلِحَتَهُمْ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ، اجْعَلْ لَنَا ذَاتَ أَنْوَاطٍ كَمَا لَهُمْ ذَاتُ أَنْوَاطٍ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «سُبْحَانَ اللهِ! هَذَا كَمَا قَالَ قَوْمُ مُوسَى {اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ}
الأعراف (۱۳۸)
وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَتَرْكَبُنَّ سُنَّةَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ
ترمذی(۲۱۸۰) مسند احمد(۲۱۸۹۷)
از ابوواقِد لِیثی رضی الله عنه روایت است که: وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای نبرد حُنین خارج شدند از کنار یکی از درختهای مشرکان عبور کردند که آن را «ذات اَنواط» مینامیدند و اسلحهٔ خود را بر آن میآویختند، پس [برخی از همراهان ایشان] گفتند: یا رسول الله، برای ما نیز ذات انواطی قرار دهید همانگونه که آنان ذات انواط دارند. پس رسول صلی الله علیه وسلم [از روی تعجب] فرمودند: «سبحان الله! این [سخن] همانند سخن قوم موسی است که گفتند: (همان گونه كه آنان معبودانی دارند، براى ما [نیز] معبودی تعیین کن). قسم به آنکه جانم به دست اوست، از راه و روش کسانی که پیش از شما بودند پیروی خواهید کرد».
❤1
چگونه از رمضان استقبال کنیم؟
مفتی عبدالرحمن احراری
☑️ سلسله احکامات رمضان
👤 استاد عبدالرحمن احراری
🎙 درس اول: (چگونه از رمضان استقبال کنیم؟)
⏰ مدت ارائه: 4 دقیقه
☁️ حجم: 1 MB
#رمضان
👤 استاد عبدالرحمن احراری
🎙 درس اول: (چگونه از رمضان استقبال کنیم؟)
⏰ مدت ارائه: 4 دقیقه
☁️ حجم: 1 MB
#رمضان
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مَا مِنْ قَوْمٍ يَقُومُونَ مِنْ مَجْلِسٍ لاَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ فِيهِ إِلاَّ قَامُوا عَنْ مِثْلِ جِيفَةِ حِمَارٍ وَكَانَ لَهُمْ حَسْرَةً
ابوداود(۴۸۵۵) مسند احمد(۱۰۸۲۵)
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «هر گروهی از مجلسی برخيزند که در آن الله متعال را ياد نکرده اند، گويا از لاشه ی الاغی مُرده برخاسته اند و اين مجلس برای آنان مايه ی حسرت و افسوس خواهد بود.
کسانی که در مجلسی گردهم آمده و در آن ذکر و یادی از الله متعال نکنند.
وضعیت شان همچون کسانی است که مهمان سفره ای با پذیرایی لاشه ی الاغ می باشند.
لاشه ای که در نهایت بدبویی و پلیدی است؛ و از این مجلس چنان بر می خیزند مانند کسانی که از این لاشه بر می خیزند.
و این مثالی است برای کوتاهی در ذکر و یاد الله بنابراین از اینکه فرصت های خود را غنیمت نشمرده و در آنها کوتاهی کردند و عمر گرانبهای خود را در مسیری تلف کردند که سودی نداشت، به شدت اظهار ندامت و پشیمانی می کنند. شایسته ی هر مسلمانی است که تلاش کند مجالس وی، مجلس طاعت و عبادت باشد؛ و باید از مجالس لهو و بیهوده فرار کند چنانکه از بدبویی و تعفن و پلیدی گریزان است.
ناگفته نماند مجالس ذکر دسته جمعی و با صدای بلند نهی شده است.
انسان در برابر عمر و وقتی که در اختیار دارد و فرصت هایی که الله متعال در اختیار او قرار می دهد، مسئول است و در برابر آنها محاسبه می شود که خیر و شر آنها به خود او بازمی گردد.
https://t.iss.one/Helal_t
ابوداود(۴۸۵۵) مسند احمد(۱۰۸۲۵)
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «هر گروهی از مجلسی برخيزند که در آن الله متعال را ياد نکرده اند، گويا از لاشه ی الاغی مُرده برخاسته اند و اين مجلس برای آنان مايه ی حسرت و افسوس خواهد بود.
کسانی که در مجلسی گردهم آمده و در آن ذکر و یادی از الله متعال نکنند.
وضعیت شان همچون کسانی است که مهمان سفره ای با پذیرایی لاشه ی الاغ می باشند.
لاشه ای که در نهایت بدبویی و پلیدی است؛ و از این مجلس چنان بر می خیزند مانند کسانی که از این لاشه بر می خیزند.
و این مثالی است برای کوتاهی در ذکر و یاد الله بنابراین از اینکه فرصت های خود را غنیمت نشمرده و در آنها کوتاهی کردند و عمر گرانبهای خود را در مسیری تلف کردند که سودی نداشت، به شدت اظهار ندامت و پشیمانی می کنند. شایسته ی هر مسلمانی است که تلاش کند مجالس وی، مجلس طاعت و عبادت باشد؛ و باید از مجالس لهو و بیهوده فرار کند چنانکه از بدبویی و تعفن و پلیدی گریزان است.
ناگفته نماند مجالس ذکر دسته جمعی و با صدای بلند نهی شده است.
انسان در برابر عمر و وقتی که در اختیار دارد و فرصت هایی که الله متعال در اختیار او قرار می دهد، مسئول است و در برابر آنها محاسبه می شود که خیر و شر آنها به خود او بازمی گردد.
https://t.iss.one/Helal_t
نهی از تعجیل عقوبت دنیوی
امام مسلم از حضرت انس ـ رضی الله عنه ـ نقل میکند که پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ به عیادت یکی از صحابه که به سبب مریضی بسیار ضعیف شده بود رفتند و فرمودند:
آیا برای خودت دعایی کرده بودی؟ او گفت: بله. من دعا کردم که یا الله اگر میخواهی مرا در آخرت مجازات کنی، پس در همین دنیا من را مجازات کن.
پیامبر فرمودند: سبحان الله! تو توان گرفت الله را نداری. چرا نگفتی: یا الله به من خیر دنیا (عبادت و عافیت) و خیر آخرت (مغفرت و بهشت) عطا کن. و از آتش محافظتم کن. پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ برای او دعای عافیت کرد و الله به او شفا عطا کرد. (مسلم/2688)
امام مسلم از حضرت انس ـ رضی الله عنه ـ نقل میکند که پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ به عیادت یکی از صحابه که به سبب مریضی بسیار ضعیف شده بود رفتند و فرمودند:
آیا برای خودت دعایی کرده بودی؟ او گفت: بله. من دعا کردم که یا الله اگر میخواهی مرا در آخرت مجازات کنی، پس در همین دنیا من را مجازات کن.
پیامبر فرمودند: سبحان الله! تو توان گرفت الله را نداری. چرا نگفتی: یا الله به من خیر دنیا (عبادت و عافیت) و خیر آخرت (مغفرت و بهشت) عطا کن. و از آتش محافظتم کن. پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ برای او دعای عافیت کرد و الله به او شفا عطا کرد. (مسلم/2688)
حُسنِ خاتمه این نیست که انسان در مسجد بمیرد،
یا در حالت سجده جان بدهد،
یا در حالی از دنیا برود که قرآن در دستش باشد.
بهترینِ عالم و پیامبر محبوب ما رسولالله ﷺ، روی بسترش کنار
مادر ما عایشه رضی الله عنه از دنیا رفت.
و بهترینِ صحابه، ابوبکر صدیق رضیاللهعنه، نیز روی بستر وفات کرد.
خالد بن ولید رضیاللهعنه، «سیفالله مسلول»، که در بیش از صد جنگ شرکت کرد، او هم بر بستر جان سپرد.
پس حُسنِ خاتمه یعنی چه؟
حُسنِ خاتمه یعنی انسان بمیرد در حالی که از شرک پاک باشد.
حُسنِ خاتمه یعنی از نفاق دور باشد.
حُسنِ خاتمه یعنی از بدعتها بریده و به قرآن و سنت پابند باشد، با ایمانی سالم، بیتحریف و بیانکار.
حُسن خاتمه یعنی اینکه در قلبت محبت قتال و جنگیدین
با دشمنان الله باشد تا نظام الله در سرزمین الله غالب
شود .
حُسنِ خاتمه یعنی بمیرد در حالی که بارِ خون و مال و آبروی مردم بر دوش نداشته باشد؛
نه ستمگر باشد و نه متجاوز؛
حق الله را ادا کرده باشد و حق بندگان الله را نیز.
حُسنِ خاتمه یعنی با دلی سالم، نیتی پاک و اخلاقی نیک از دنیا برود؛ در حالی که در دلش کینه و نفرتی نسبت به هیچ مسلمانی نباشد.
حُسنِ خاتمه یعنی نمازهایش را به وقت بخواند،
به خانوادهاش وفادار باشد،
حق همسر و فرزند را ادا کند،
صلهٔ رحم نماید، همسایهاش را آزار ندهد،
بر خردسالان رحم کند و بزرگان را احترام.
بار الها!
عاقبت ما را در همهٔ امور نیکو بگردان،
و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات بده.
بار الها! پایان کار ما را نیکو بساز،
و بازگشت ما را به سوی خودت بازگشتی زیبا قرار ده؛
نه خوارکننده و نه رسواکننده.
و به ما و همهٔ مسلمانان «حُسنِ خاتمه» نصیب بفرما. آمین
یا در حالت سجده جان بدهد،
یا در حالی از دنیا برود که قرآن در دستش باشد.
بهترینِ عالم و پیامبر محبوب ما رسولالله ﷺ، روی بسترش کنار
مادر ما عایشه رضی الله عنه از دنیا رفت.
و بهترینِ صحابه، ابوبکر صدیق رضیاللهعنه، نیز روی بستر وفات کرد.
خالد بن ولید رضیاللهعنه، «سیفالله مسلول»، که در بیش از صد جنگ شرکت کرد، او هم بر بستر جان سپرد.
پس حُسنِ خاتمه یعنی چه؟
حُسنِ خاتمه یعنی انسان بمیرد در حالی که از شرک پاک باشد.
حُسنِ خاتمه یعنی از نفاق دور باشد.
حُسنِ خاتمه یعنی از بدعتها بریده و به قرآن و سنت پابند باشد، با ایمانی سالم، بیتحریف و بیانکار.
حُسن خاتمه یعنی اینکه در قلبت محبت قتال و جنگیدین
با دشمنان الله باشد تا نظام الله در سرزمین الله غالب
شود .
حُسنِ خاتمه یعنی بمیرد در حالی که بارِ خون و مال و آبروی مردم بر دوش نداشته باشد؛
نه ستمگر باشد و نه متجاوز؛
حق الله را ادا کرده باشد و حق بندگان الله را نیز.
حُسنِ خاتمه یعنی با دلی سالم، نیتی پاک و اخلاقی نیک از دنیا برود؛ در حالی که در دلش کینه و نفرتی نسبت به هیچ مسلمانی نباشد.
حُسنِ خاتمه یعنی نمازهایش را به وقت بخواند،
به خانوادهاش وفادار باشد،
حق همسر و فرزند را ادا کند،
صلهٔ رحم نماید، همسایهاش را آزار ندهد،
بر خردسالان رحم کند و بزرگان را احترام.
بار الها!
عاقبت ما را در همهٔ امور نیکو بگردان،
و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات بده.
بار الها! پایان کار ما را نیکو بساز،
و بازگشت ما را به سوی خودت بازگشتی زیبا قرار ده؛
نه خوارکننده و نه رسواکننده.
و به ما و همهٔ مسلمانان «حُسنِ خاتمه» نصیب بفرما. آمین
❤2