@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
محبوبیت رئیس جمهور سابق ایران در جنگل های آمازون
چند وقت پیش سفری به منطقه #آمازون (در آمریکای_لاتین) داشتیم. در روستای توریستی کوچکی ساکن شدیم. چند جای دیدنی در اطراف آن روستا بود که باید برای دیدن از آنها برنامه ریزی می کردیم. برای اینکه مسیر رفتن به آن مکان ها را مشخص کنیم و همینطور جاهای مختلف را بر اساس جذابیت اولویت بندی کنیم، نیاز به کمک داشتیم.
اول به چند آژانس مسافرتی رفتیم که همه حرف های مشابهی زدند. تصمیم گرفتیم از اهالی روستا کمک بگیریم. از یکی از مغازه دارها سوال پرسیدیم. نمی دانم چرا با آنکه خیلی راحت به زبان #اسپانیولی با او حرف می زدیم، تصور می کرد که ما متوجه حرف های او نمی شویم و با حرکات دست و صورت حرف هایش را می گفت!
بعد از چند دقیقه توضیح دادن از ما خواست کمی منتظر شویم... رفت و با مغازه دار همسایه اش برگشت. او هم شروع کرد به #انگلیسی صحبت کردن با ما و توضیح دادن درباره جاهای دیدنی اطراف آن روستا. ما هم بدون آنکه به روی خودمان بیاوریم از وسط مکالمه به اسپانیولی حرف زدیم!
آقای همسایه از ما درباره ملیت ما پرسید. واکنشش بعد از شنیدن اسم #ایران خیلی جالب بود. چشمانش برق زد و لبخند روی لبانش نشست. دوباره پرسید ایران؟! بعد از شنیدن کلمه تایید، تقریبا در برابر ما تعظیم کرد!
با شوهرم دست داد و خواست من را در آغوش بگیرد که با دیدن دستان به هم چسبیده من او هم با همین حرکت جلوی من خم شد و سرش را به نشانه احترام پایین آورد و یادش آمد که نباید با من دست می داد!
بعد از این ابراز احساسات شروع کرد به تعریف و تمجید از ایران... اطلاعات خوبی درباره مسائل خاورمیانه و جهان داشت. با غرور خاصی از مواضع ایران در مقابل #آمریکا حرف می زد. با هیجان تمام از #احمدی_نژاد اسم می برد. می دانست که دوره ریاست جمهوری اش تمام شده و رئیس جمهور دیگری که مواضع متفاوتی دارد بر سر کار آمده، اما همچنان از احمدی نژاد حرف می زد.
از احساس غرورش می گفت وقتی که احمدی نژاد در برابر #امپریالیسم جهانی ایستاد و با قدرت حرف خودش را زد و نترسید. شاید بیشتر از 5 بار با عبارات مخصوص آقایان و نشان دادن دست هایش مردانگی و شجاعت احمدی نژاد را وصف کرد. :))
نام احمدی نژاد و ایران را در کنار نام #فیدل_کاسترو و #کوبا به عنوان نمادهای مقاومت و ایستادگی در برابر ایالات متحده می آورد. در میان حرف هایش از مظلومیت مردم آمریکای لاتین و سال ها #استثمار این قاره توسط #اسپانیا و بعد از آن آمریکا گفت و از خشم فرو خورده مردم کشورش.
دست ندادن من با او هم موضوع بحث شد. درباره سوء استفاده جنسی #غرب از زن ها به اسم #آزادی صحبت کرد و قوانین #اسلام درباره حجاب را تکریم زنان می دانست. فکر می کنم بیشتر از نیم ساعت مشغول حرف زدن با او بودیم. البته بیشتر او حرف می زد و ما گوش می دادیم.
بعد از تمام شدن حرف هایمان و خداحافظی صورت من و همسرم دیدنی بود؛ کاملا متعجب و البته خوشحال از این همه احساسات یک ساکن #جنگل_آمازون نسبت به کشورمان ایران... از یک طرف اطلاعات به روز او درباره همه مسائل منطقه و ایران برایمان جالب بود و از طرف دیگر آن همه ارادت به رئیس جمهور سابق ایران...
#زندگی_در_اکوادور
—------—
روایت های دست اول از تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام #فرنگ_نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
محبوبیت رئیس جمهور سابق ایران در جنگل های آمازون
چند وقت پیش سفری به منطقه #آمازون (در آمریکای_لاتین) داشتیم. در روستای توریستی کوچکی ساکن شدیم. چند جای دیدنی در اطراف آن روستا بود که باید برای دیدن از آنها برنامه ریزی می کردیم. برای اینکه مسیر رفتن به آن مکان ها را مشخص کنیم و همینطور جاهای مختلف را بر اساس جذابیت اولویت بندی کنیم، نیاز به کمک داشتیم.
اول به چند آژانس مسافرتی رفتیم که همه حرف های مشابهی زدند. تصمیم گرفتیم از اهالی روستا کمک بگیریم. از یکی از مغازه دارها سوال پرسیدیم. نمی دانم چرا با آنکه خیلی راحت به زبان #اسپانیولی با او حرف می زدیم، تصور می کرد که ما متوجه حرف های او نمی شویم و با حرکات دست و صورت حرف هایش را می گفت!
بعد از چند دقیقه توضیح دادن از ما خواست کمی منتظر شویم... رفت و با مغازه دار همسایه اش برگشت. او هم شروع کرد به #انگلیسی صحبت کردن با ما و توضیح دادن درباره جاهای دیدنی اطراف آن روستا. ما هم بدون آنکه به روی خودمان بیاوریم از وسط مکالمه به اسپانیولی حرف زدیم!
آقای همسایه از ما درباره ملیت ما پرسید. واکنشش بعد از شنیدن اسم #ایران خیلی جالب بود. چشمانش برق زد و لبخند روی لبانش نشست. دوباره پرسید ایران؟! بعد از شنیدن کلمه تایید، تقریبا در برابر ما تعظیم کرد!
با شوهرم دست داد و خواست من را در آغوش بگیرد که با دیدن دستان به هم چسبیده من او هم با همین حرکت جلوی من خم شد و سرش را به نشانه احترام پایین آورد و یادش آمد که نباید با من دست می داد!
بعد از این ابراز احساسات شروع کرد به تعریف و تمجید از ایران... اطلاعات خوبی درباره مسائل خاورمیانه و جهان داشت. با غرور خاصی از مواضع ایران در مقابل #آمریکا حرف می زد. با هیجان تمام از #احمدی_نژاد اسم می برد. می دانست که دوره ریاست جمهوری اش تمام شده و رئیس جمهور دیگری که مواضع متفاوتی دارد بر سر کار آمده، اما همچنان از احمدی نژاد حرف می زد.
از احساس غرورش می گفت وقتی که احمدی نژاد در برابر #امپریالیسم جهانی ایستاد و با قدرت حرف خودش را زد و نترسید. شاید بیشتر از 5 بار با عبارات مخصوص آقایان و نشان دادن دست هایش مردانگی و شجاعت احمدی نژاد را وصف کرد. :))
نام احمدی نژاد و ایران را در کنار نام #فیدل_کاسترو و #کوبا به عنوان نمادهای مقاومت و ایستادگی در برابر ایالات متحده می آورد. در میان حرف هایش از مظلومیت مردم آمریکای لاتین و سال ها #استثمار این قاره توسط #اسپانیا و بعد از آن آمریکا گفت و از خشم فرو خورده مردم کشورش.
دست ندادن من با او هم موضوع بحث شد. درباره سوء استفاده جنسی #غرب از زن ها به اسم #آزادی صحبت کرد و قوانین #اسلام درباره حجاب را تکریم زنان می دانست. فکر می کنم بیشتر از نیم ساعت مشغول حرف زدن با او بودیم. البته بیشتر او حرف می زد و ما گوش می دادیم.
بعد از تمام شدن حرف هایمان و خداحافظی صورت من و همسرم دیدنی بود؛ کاملا متعجب و البته خوشحال از این همه احساسات یک ساکن #جنگل_آمازون نسبت به کشورمان ایران... از یک طرف اطلاعات به روز او درباره همه مسائل منطقه و ایران برایمان جالب بود و از طرف دیگر آن همه ارادت به رئیس جمهور سابق ایران...
#زندگی_در_اکوادور
—------—
روایت های دست اول از تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال تلگرام #فرنگ_نوشت
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
سال اولی که به #اکوادور آمدم، یکی از تلخ ترین خاطراتم رقم خورد. برای شرکت در مراسم کارناوال به شهر Ambato رفته بودیم. این شهر یکی از بهترین مراسم های کارناوال را در اکوادور برگزار می کند. برای آن روزها، برنامه های متنوعی تدارک دیده شده بود؛ از برگزاری کارناوال رقص گرفته تا کنسرت موسیقی و گاوبازی.
روز دوم کارناوال بلیط مراسم گاوبازی که توسط گاوبازهای مشهور اسپانیایی، فرانسوی و اکوادوری اجرا می شد تهیه کردیم. نه من و نه همسرم تا آن روز تجربه دیدن چنین برنامه ای را نداشتیم. تنها چیزی که در ذهن داشتیم فیلم هایی بود که در این رابطه دیده بودیم. فکر می کردم مثل همان فیلم ها، یک نفر یک تکه پارچه قرمز را جلوی گاو می گیرد تا او را گمراه کند. اما موضوع خیلی جدی تر از این حرف ها بود.
مراسم شروع شد. یک گاو بزرگ و سیاه وارد میدان شد. بعد از آن پنج، شش نفر با لباس های یک شکل و با پارچه های صورتی در دست، از درهای مختلف وارد میدان شدند و پشت حفاظ هایی که در اطراف میدان تعبیه شده بودند، ایستادند. هر بار چند نفر از آنها وارد میدان می شدند. آنها سعی می کردند گاو را دوره کرده و گیج کنند. بعد تیرهایی شبیه نیزه کوچک را به سمت گاو پرتاب می کردند و سریعا پشت حفاظ می رفتند. افرادی که این کار را بر عهده دارند، «بندرییِرو» (Banderilleros) نامیده می شوند. کار آنها، خسته و زخمی کردن گاو است.
کار این گروه چند دقیقه ای طول کشید. مرحله بعدی ورود «پیکادور» (Picador) به میدان بود. پیکادور دستیار دیگر گاوباز اصلی است که سوار بر اسبی زره پوش وارد میدان می شود و با نیزه بلندی که در دست دارد سعی می کند ضربه ای به پشت کمر حیوان وارد کند. بعد از اتمام کار پیکادور، باز هم بندرییِرو ها با پارچه های صورتی شان حیوان را دواندند تا حسابی خونش ریخته شود. در این مرحله گاهی حیوان بیچاره از فرط خستگی روی پاهای خود می نشست و توان ادامه مبارزه را نداشت. البته این اتفاق اصلا خوشایند تماشاچیان نبود؛ تماشاچیان مشتاقی که [تا قبل از آن] با هر آزارِ حیوان، فریاد OLE را سر می دادند و شادی می کردند.
بعد از آن، نوبت به گاوباز اصلی یا «ماتادور» (Matador) رسید. ماتادور یا قاتل، همان فرد مشهوری است که خیلی ها برای دیدن گاوبازی اش مشتاق هستند و افتخار پایان دادن به بازی از آنِ اوست. ماتادور با لباسی متفاوت وارد شد. پارچه ای قرمز در یک دست و شمشیری در دست دیگرش داشت. با ژست هایی به نشانه غرور و قدرت، گاوِ خسته، بی رمق و زخمی را که دیگر خونی در بدن نداشت، به تمسخر می گرفت. تا جایی که هنوز حیوان توان مقاومت داشت او را به این طرف و آن طرف می کشاند و تحقیرش می کرد. زمانی که گاو از فرط ناتوانی دیگر واکنشی به تحریک های ماتادور نشان نمی داد، وقت پایان بازی بود.
ماتادور شمشیرش را تا دسته در نخاع گاو فرو برد. گاو بر زمین افتاد و مردم فریاد شادی بر آوردند. دستیاران ماتادور چاقویی برایش آوردند. او گوش گاو را برید و دور میدان چرخاند تا جمعیت با صدای بلند او را تشویق کنند. چند نفر آمدند و با اسب، لاشه حیوان را از زمین بیرون بردند.
این دردناک ترین خاطره من از اکوادور بود. در طول این بازی خشن فقط گریه تسکینم می داد. هیچوقت فکر نمی کردم برای گاوهایی که اینقدر ابهت دارند، این طور اشک بریزم. چند بار در طول شش گاوبازی، چیزی نمانده بود که چند نفر از بندرییِرو ها توسط شاخ گاو مجروح شوند. با تمام وجود از این اتفاق خوشحال شده بودم و دعا می کردم که بلایی سر آنها بیاید! البته هر بار جان سالم به در بردند و اتفاقی برایشان نیافتاد.
این بازی وحشتناک هم میراث دیگر #اسپانیا برای مردم #آمریکای_لاتین است. با دیدن این صحنه ها اوج تمدن اروپایی ها و بی فرهنگی لاتینی ها در نظرم مجسم شد! با خودم فکر می کردم اگر مثلا این بازی مخصوص بومیان قاره #آمریکا بود، آن وقت بازتابش در دنیا چه شکلی پیدا می کرد؟!
این را هم بگویم که #رئیس_جمهور اکوادور چند سال قبل با برگزاری رفراندومی تصمیم گیری درباره ادامه انجام این بازی را به عهده مردم گذاشت. مردم هم با اکثریت آرا، رای به برچیده شدن بساط این نوع گاوبازی در کشورشان دادند. البته فقط در یک شهر (همین شهری که ما برای دیدن گاوبازی رفته بودیم) این طرح رای نیاورد و هنوز هم در آنجا این بازی انجام می شود.
متاسفانه آن طرح به شکلی بود که رای مردم هر شهر فقط برای همونجا تاثیر داشت. یادم هست وقتی برای دیدن گاوبازی رفته بودیم مردم مرتب شعار مرگ بر #کوره_آ (رئیس جمهور اکوادور) را سر می دادند. آن موقع نمی دونستم دلیلش چیست ولی بعدا فهمیدم دلیل این شعارها تمایل رئیس جمهور به برگزاری رفراندوم و تعطیلی این بازی ها بوده است.
#زندگی_در_اکوادور
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
سال اولی که به #اکوادور آمدم، یکی از تلخ ترین خاطراتم رقم خورد. برای شرکت در مراسم کارناوال به شهر Ambato رفته بودیم. این شهر یکی از بهترین مراسم های کارناوال را در اکوادور برگزار می کند. برای آن روزها، برنامه های متنوعی تدارک دیده شده بود؛ از برگزاری کارناوال رقص گرفته تا کنسرت موسیقی و گاوبازی.
روز دوم کارناوال بلیط مراسم گاوبازی که توسط گاوبازهای مشهور اسپانیایی، فرانسوی و اکوادوری اجرا می شد تهیه کردیم. نه من و نه همسرم تا آن روز تجربه دیدن چنین برنامه ای را نداشتیم. تنها چیزی که در ذهن داشتیم فیلم هایی بود که در این رابطه دیده بودیم. فکر می کردم مثل همان فیلم ها، یک نفر یک تکه پارچه قرمز را جلوی گاو می گیرد تا او را گمراه کند. اما موضوع خیلی جدی تر از این حرف ها بود.
مراسم شروع شد. یک گاو بزرگ و سیاه وارد میدان شد. بعد از آن پنج، شش نفر با لباس های یک شکل و با پارچه های صورتی در دست، از درهای مختلف وارد میدان شدند و پشت حفاظ هایی که در اطراف میدان تعبیه شده بودند، ایستادند. هر بار چند نفر از آنها وارد میدان می شدند. آنها سعی می کردند گاو را دوره کرده و گیج کنند. بعد تیرهایی شبیه نیزه کوچک را به سمت گاو پرتاب می کردند و سریعا پشت حفاظ می رفتند. افرادی که این کار را بر عهده دارند، «بندرییِرو» (Banderilleros) نامیده می شوند. کار آنها، خسته و زخمی کردن گاو است.
کار این گروه چند دقیقه ای طول کشید. مرحله بعدی ورود «پیکادور» (Picador) به میدان بود. پیکادور دستیار دیگر گاوباز اصلی است که سوار بر اسبی زره پوش وارد میدان می شود و با نیزه بلندی که در دست دارد سعی می کند ضربه ای به پشت کمر حیوان وارد کند. بعد از اتمام کار پیکادور، باز هم بندرییِرو ها با پارچه های صورتی شان حیوان را دواندند تا حسابی خونش ریخته شود. در این مرحله گاهی حیوان بیچاره از فرط خستگی روی پاهای خود می نشست و توان ادامه مبارزه را نداشت. البته این اتفاق اصلا خوشایند تماشاچیان نبود؛ تماشاچیان مشتاقی که [تا قبل از آن] با هر آزارِ حیوان، فریاد OLE را سر می دادند و شادی می کردند.
بعد از آن، نوبت به گاوباز اصلی یا «ماتادور» (Matador) رسید. ماتادور یا قاتل، همان فرد مشهوری است که خیلی ها برای دیدن گاوبازی اش مشتاق هستند و افتخار پایان دادن به بازی از آنِ اوست. ماتادور با لباسی متفاوت وارد شد. پارچه ای قرمز در یک دست و شمشیری در دست دیگرش داشت. با ژست هایی به نشانه غرور و قدرت، گاوِ خسته، بی رمق و زخمی را که دیگر خونی در بدن نداشت، به تمسخر می گرفت. تا جایی که هنوز حیوان توان مقاومت داشت او را به این طرف و آن طرف می کشاند و تحقیرش می کرد. زمانی که گاو از فرط ناتوانی دیگر واکنشی به تحریک های ماتادور نشان نمی داد، وقت پایان بازی بود.
ماتادور شمشیرش را تا دسته در نخاع گاو فرو برد. گاو بر زمین افتاد و مردم فریاد شادی بر آوردند. دستیاران ماتادور چاقویی برایش آوردند. او گوش گاو را برید و دور میدان چرخاند تا جمعیت با صدای بلند او را تشویق کنند. چند نفر آمدند و با اسب، لاشه حیوان را از زمین بیرون بردند.
این دردناک ترین خاطره من از اکوادور بود. در طول این بازی خشن فقط گریه تسکینم می داد. هیچوقت فکر نمی کردم برای گاوهایی که اینقدر ابهت دارند، این طور اشک بریزم. چند بار در طول شش گاوبازی، چیزی نمانده بود که چند نفر از بندرییِرو ها توسط شاخ گاو مجروح شوند. با تمام وجود از این اتفاق خوشحال شده بودم و دعا می کردم که بلایی سر آنها بیاید! البته هر بار جان سالم به در بردند و اتفاقی برایشان نیافتاد.
این بازی وحشتناک هم میراث دیگر #اسپانیا برای مردم #آمریکای_لاتین است. با دیدن این صحنه ها اوج تمدن اروپایی ها و بی فرهنگی لاتینی ها در نظرم مجسم شد! با خودم فکر می کردم اگر مثلا این بازی مخصوص بومیان قاره #آمریکا بود، آن وقت بازتابش در دنیا چه شکلی پیدا می کرد؟!
این را هم بگویم که #رئیس_جمهور اکوادور چند سال قبل با برگزاری رفراندومی تصمیم گیری درباره ادامه انجام این بازی را به عهده مردم گذاشت. مردم هم با اکثریت آرا، رای به برچیده شدن بساط این نوع گاوبازی در کشورشان دادند. البته فقط در یک شهر (همین شهری که ما برای دیدن گاوبازی رفته بودیم) این طرح رای نیاورد و هنوز هم در آنجا این بازی انجام می شود.
متاسفانه آن طرح به شکلی بود که رای مردم هر شهر فقط برای همونجا تاثیر داشت. یادم هست وقتی برای دیدن گاوبازی رفته بودیم مردم مرتب شعار مرگ بر #کوره_آ (رئیس جمهور اکوادور) را سر می دادند. آن موقع نمی دونستم دلیلش چیست ولی بعدا فهمیدم دلیل این شعارها تمایل رئیس جمهور به برگزاری رفراندوم و تعطیلی این بازی ها بوده است.
#زندگی_در_اکوادور
—------—
روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
آیا می دانید پورتوریکو یک کشور مستقل نیست؟
#پورتوریکو (Puerto Rico) از نواحی غیرضمیمه به خاک #آمریکا بهشمار میآید که تحت حاکمیت سیاسی ایالات متحده قرار دارد. جمعیت پورتوریکو سه میلیون و ۶۶۷ هزار نفر و زبانهای رسمی آن اسپانیایی و انگلیسی است. پورتوریکو بیش از ۴۰۰ سال در کنترل #اسپانیا بود تا اینکه پس از شکست اسپانیا از آمریکا در سال 1898، این جزیره به کنترل ایالات متحده درآمد. نام پورتوریکو از زبان اسپانیایی گرفته شده و به معنای «بندر ثروتمند» است.
پورتوریکو کشور بلاتکلیفی است که نه از یک دولت ملی مستقل بهرهمند میباشد و نه ایالتی از ایالتهای آمریکا محسوب میشود.
جزیره پورتوریکو هماکنون تحت حاکمیت سیاسی ایالات متحده آمریکا قرار دارد، #دلار آمریکا پول رایج آن است و شهروندانش با گذرنامه آمریکایی سفر میکنند؛ با این وجود مجمعالجزایر پورتوریکو در #سنا ی آمریکا #سناتور ندارد و تنها یک «نماینده بدون حق رای» در #کنگره ایالات متحده آمریکا دارد.
هرچند که ساکنان این جزیره شهروند آمریکا بشمار میآیند اما نمیتوانند در #انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کنند.
پورتوریکو یک کشور مستقل نیست و هیچ سفارتخانهای در این کشور وجود ندارد و دفاتر دولتی سطح اول به همان صورتی که در دولت آمریکا تعریف شده در آن وجود ندارد. در جریان همهپرسی غیررسمی و غیر الزامآوری که در سال ۲۰۱۲ برگزار شد، بیش از نیمی از رایدهندگان پورتوریکوییتبار از وضعیت دوگانگی سیاسی این مجمع الجزایر ناراضی بوده و چیزی بیش از ۶۰ درصد آنان نیز خواهان آن بودند تا این کشور به عنوان پنجاه و یکمین ایالت آمریکا به رسمیت شناخته شود. آنان ایالتی شدن این کشور را حتی به خودمختاری کامل آن ترجیح دادند.
#قانون_اساسی آمریکا قدرت پذیرش ایالت جدید را به کنگره اعطا نموده اما کنگره تمایلی به الحاق پنجاه و یکمین ایالت به اتحادیه نداشته است. یکی از دلایل مهم مخالفت با این مساله نگرانی احزاب آمریکا از رای دادن مردم پورتوریکو به حزب مخالف شان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است.
محصولات پورتوریکو عبارت است از: شکر، قهوه، تنباکو، پنبه دانه، الوار، و درختان صنعتی و غیره. پرندگان اهلی و حیوانات شکاری بسیار دارد و ماهی نیز در سواحل آن فراوان است. صادرات پورتوریکو را عمدتاً فراوردههای دارویی و لوازم الکترونیکی تشکیل میدهند. گردشگری و بانکداری نیز از جمله صنایع مهم در پورتوریکو میباشد.
—------—
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
آیا می دانید پورتوریکو یک کشور مستقل نیست؟
#پورتوریکو (Puerto Rico) از نواحی غیرضمیمه به خاک #آمریکا بهشمار میآید که تحت حاکمیت سیاسی ایالات متحده قرار دارد. جمعیت پورتوریکو سه میلیون و ۶۶۷ هزار نفر و زبانهای رسمی آن اسپانیایی و انگلیسی است. پورتوریکو بیش از ۴۰۰ سال در کنترل #اسپانیا بود تا اینکه پس از شکست اسپانیا از آمریکا در سال 1898، این جزیره به کنترل ایالات متحده درآمد. نام پورتوریکو از زبان اسپانیایی گرفته شده و به معنای «بندر ثروتمند» است.
پورتوریکو کشور بلاتکلیفی است که نه از یک دولت ملی مستقل بهرهمند میباشد و نه ایالتی از ایالتهای آمریکا محسوب میشود.
جزیره پورتوریکو هماکنون تحت حاکمیت سیاسی ایالات متحده آمریکا قرار دارد، #دلار آمریکا پول رایج آن است و شهروندانش با گذرنامه آمریکایی سفر میکنند؛ با این وجود مجمعالجزایر پورتوریکو در #سنا ی آمریکا #سناتور ندارد و تنها یک «نماینده بدون حق رای» در #کنگره ایالات متحده آمریکا دارد.
هرچند که ساکنان این جزیره شهروند آمریکا بشمار میآیند اما نمیتوانند در #انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کنند.
پورتوریکو یک کشور مستقل نیست و هیچ سفارتخانهای در این کشور وجود ندارد و دفاتر دولتی سطح اول به همان صورتی که در دولت آمریکا تعریف شده در آن وجود ندارد. در جریان همهپرسی غیررسمی و غیر الزامآوری که در سال ۲۰۱۲ برگزار شد، بیش از نیمی از رایدهندگان پورتوریکوییتبار از وضعیت دوگانگی سیاسی این مجمع الجزایر ناراضی بوده و چیزی بیش از ۶۰ درصد آنان نیز خواهان آن بودند تا این کشور به عنوان پنجاه و یکمین ایالت آمریکا به رسمیت شناخته شود. آنان ایالتی شدن این کشور را حتی به خودمختاری کامل آن ترجیح دادند.
#قانون_اساسی آمریکا قدرت پذیرش ایالت جدید را به کنگره اعطا نموده اما کنگره تمایلی به الحاق پنجاه و یکمین ایالت به اتحادیه نداشته است. یکی از دلایل مهم مخالفت با این مساله نگرانی احزاب آمریکا از رای دادن مردم پورتوریکو به حزب مخالف شان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است.
محصولات پورتوریکو عبارت است از: شکر، قهوه، تنباکو، پنبه دانه، الوار، و درختان صنعتی و غیره. پرندگان اهلی و حیوانات شکاری بسیار دارد و ماهی نیز در سواحل آن فراوان است. صادرات پورتوریکو را عمدتاً فراوردههای دارویی و لوازم الکترونیکی تشکیل میدهند. گردشگری و بانکداری نیز از جمله صنایع مهم در پورتوریکو میباشد.
—------—
https://telegram.me/joinchat/Abx14DvCMEWJX5rtprp0Hg
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
موسسه Gallup گزارشی منتشر کرده از درصد افرادی که درکشورهای #اروپا بعد از استفاده از توالت دست هاشون رو با آب و صابون می شویند.
طبق این گزارش در #هلند تنها 50 درصد افراد بعد از توالت دست هاشون رو با آب و صابون می شویند.
آمار چند کشور دیگر:
#ایتالیا 57 %
#اسپانیا 61 %
#فرانسه 62 %
#انگلیس 75 %
#ترکیه 85 %
#بوسنی 96 %
در مطالعه دیگری در سال ۲۰۱۱ نشان داده شده: 95 درصد مردم #بریتانیا ادعا کردهاند دست های خود را میشویند ولی تنها یک دهم آنها واقعا این کار را انجام میدادند.
جالب است بدانید در #آمريكا و بسیاری از کشورهایی اروپایی بعد از قضای حاجت اصلا خودشان را با آب نمی شویند بلکه به دستمال کاغذی اکتفا می کنند.
#Gallup #Independent
@euro_life
www.yon.ir/Jdxl
#اینفوگرافیک آمار سایر کشورهای اروپایی را در عکس زیر مشاهده نمایید.
@farang_nevesht
موسسه Gallup گزارشی منتشر کرده از درصد افرادی که درکشورهای #اروپا بعد از استفاده از توالت دست هاشون رو با آب و صابون می شویند.
طبق این گزارش در #هلند تنها 50 درصد افراد بعد از توالت دست هاشون رو با آب و صابون می شویند.
آمار چند کشور دیگر:
#ایتالیا 57 %
#اسپانیا 61 %
#فرانسه 62 %
#انگلیس 75 %
#ترکیه 85 %
#بوسنی 96 %
در مطالعه دیگری در سال ۲۰۱۱ نشان داده شده: 95 درصد مردم #بریتانیا ادعا کردهاند دست های خود را میشویند ولی تنها یک دهم آنها واقعا این کار را انجام میدادند.
جالب است بدانید در #آمريكا و بسیاری از کشورهایی اروپایی بعد از قضای حاجت اصلا خودشان را با آب نمی شویند بلکه به دستمال کاغذی اکتفا می کنند.
#Gallup #Independent
@euro_life
www.yon.ir/Jdxl
#اینفوگرافیک آمار سایر کشورهای اروپایی را در عکس زیر مشاهده نمایید.
@farang_nevesht
#فرنگ_نوشت
این روزها به علت آلودگی هوا در شهر #مادرید طرح زوج و فرد اجرا می شود.
ماشین هایی که حداقل 3 سرنشین دارند، از این قانون استثناء شده اند.
#اسپانیا 🇪🇸
@Farang_nevesht
این روزها به علت آلودگی هوا در شهر #مادرید طرح زوج و فرد اجرا می شود.
ماشین هایی که حداقل 3 سرنشین دارند، از این قانون استثناء شده اند.
#اسپانیا 🇪🇸
@Farang_nevesht
🔺قانون سقط جنین در دنیا
🔹در اکثر کشورهای دنیا نوعی از سقط جنین قانونی است. در بعضی از کشورها (مانند #آمریکا و #کانادا و #فرانسه و #اسپانیا و ...) سقط جنین به طور کلی آزاد است و جنین تا قبل از اینکه به دنیا بیاید دارای حق حیات نیست.
🔹در بعضی دیگر از کشورها سقط جنین در شرایط خاص جایز است، مثلا در شرایطی که برای مادر یا فرزند خطری ایجاد شده باشد (مانند ایران و ایرلند شمالی و برزیل و عربستان و ...)
🔹و تعداد انگشتشماری از کشورهای دنیا وجود دارند که به هیچ وجه من الوجوه در آنها سقط جنین قانونی نیست. این کشورها اعتقاد دارند که زندگی آن قدر مقدس است که انسان به هیچ بهانهای حق ندارد کودکی که در حال شکل گیری است را از آن محروم کند. یعنی حتی اگر نطفه از طریق تجاوز جنسی به وجود آمده باشد و مادر در حال مرگ باشد، سقط جنین جایز نیست. این کشورها عبارتند از:
- شیلی، جمهوری دومینیکن، ال سالوادور، نیکاراگوئا، مالتا، واتیکان، سودان جنوبی
منبع: @drbazargan
@Farang_nevesht
____
🔸روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADvCMEXIOV_h2NmojA
🔹در اکثر کشورهای دنیا نوعی از سقط جنین قانونی است. در بعضی از کشورها (مانند #آمریکا و #کانادا و #فرانسه و #اسپانیا و ...) سقط جنین به طور کلی آزاد است و جنین تا قبل از اینکه به دنیا بیاید دارای حق حیات نیست.
🔹در بعضی دیگر از کشورها سقط جنین در شرایط خاص جایز است، مثلا در شرایطی که برای مادر یا فرزند خطری ایجاد شده باشد (مانند ایران و ایرلند شمالی و برزیل و عربستان و ...)
🔹و تعداد انگشتشماری از کشورهای دنیا وجود دارند که به هیچ وجه من الوجوه در آنها سقط جنین قانونی نیست. این کشورها اعتقاد دارند که زندگی آن قدر مقدس است که انسان به هیچ بهانهای حق ندارد کودکی که در حال شکل گیری است را از آن محروم کند. یعنی حتی اگر نطفه از طریق تجاوز جنسی به وجود آمده باشد و مادر در حال مرگ باشد، سقط جنین جایز نیست. این کشورها عبارتند از:
- شیلی، جمهوری دومینیکن، ال سالوادور، نیکاراگوئا، مالتا، واتیکان، سودان جنوبی
منبع: @drbazargan
@Farang_nevesht
____
🔸روایت خاطرات و تجربه های جالب و مفید ساکنان خارج از کشور در کانال #فرنگ_نوشت
https://t.iss.one/joinchat/AAAAADvCMEXIOV_h2NmojA
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 در محله های دور از مرکز شهر توریستی #بارسلون، برای پیاده راه های با شیب زیاد ریل های برقی نصب کرده اند.
#اسپانیا 🇪🇸
🔻تجربیات جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
@Farang_nevesht
#اسپانیا 🇪🇸
🔻تجربیات جالب و مفید ساکنان خارج از کشور
@Farang_nevesht