خردِ پارسی
558 subscribers
28 photos
57 videos
1 file
67 links
🦁☀️ خردِ پارسی
🧠 مبارزه با خرافه
⚡️ بیداری عقل
💡 تفکر آزاد
Download Telegram
خردِ پارسی
با حرفهای گنده کسی گنده نمیشه 🗣
ترامپ اعلام کرد که مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، و همسرش دستگیر شده و از کشور خارج شده‌اند.
@Garajetadayoni
16👏7
بشار اسد 12 روزه سقوط کرد
صدام 9 روزه
و مادورو 30دقیقه
اگر مردمت را نداشته باشی هیچ چیزی تو را حفظ نخواهد کرد !
26👌16👍1
رقص اجباری، خوش‌رقصی اختیاری!

روزی حاکم ظالم و ستمگری مهمانی بزرگی برپا کرد و از مردم شهر دعوت کرد. در آن مهمانی، حاکم به یکی از زنان زیبا و جوان دستور داد که برای سرگرمی او و مهمانانش برقصد.

زن که چاره‌ای نداشت و از ترس جان و عواقب، مجبور به اطاعت شد، وسط مجلس رفت و شروع به رقصیدن کرد. اما نه تنها رقصید، بلکه با حرکات متنوع، زیبا، لبخند و اشتیاق زیاد، خیلی دلبرانه و خوش‌رقصی کرد و همه را به وجد آورد.

وقتی مهمانی تمام شد و زن به خانه بازگشت، شوهرش با خشم و ناراحتی به او گفت:

«اول اینکه نباید می‌رقصیدی.
حالا که ناچار شدی و رقصیدی، حداقل کمی شرف و کرامت داشتی؛
این‌قدر متنوع و دلبرانه نمی‌رقصیدی و خوش‌رقصی نمی‌کردی!»

حتی اگر مجبورید و نمی‌توانید سرپیچی کنید، خوش‌رقصی ممنوع!
اگر شرف داری، حداقل خوش‌رقصی نکن!
18👍12👏4
Audio
تاریخ ایران معاصر
طولانیه ولی برای اطلاعات عمومی نیازه
10
Audio
سیاست خارجی ایران: عصر رضاشاه (بخش اول)
8
قسمت صد و بیستم - سیاست ...
NewshaCast
سیاست خارجی ایران: عصر رضاشاه (بخش دوم )
9
حتما توصیه میکنم این سه تا پادکست رو گوش کنید💐
10🙏5
Channel name was changed to «خردِ پارسی»
Forwarded from خردِ پارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیچه به درستی می‌گوید: "اگر هنر نبود، واقعیت هلاک‌مان می‌کرد!
کنسرت آندره ریو با اجرای زیبای اِما کوُک در هلند
با عنوانِ " من اینجام"
وطن

t.iss.one/DRMSV67
16
دیگر برای من پیوندهای خونی و نسبی، ارزش و معنایی ندارند.
با برخی از کسانی که تنها به ظاهر انسان می‌نمایند، هیچ نسبت و خویشاوندی‌ای را به رسمیت نمی‌شناسم.
از این پس، معیار نزدیکی و رابطه میان انسان‌ها نه ژن و خون، که شرف، انسانیت، آزادگی و وجدان است.
امروز دیگر جای بحث و جدل نیست؛ پرده‌ها کنار رفته و صحنه کاملاً روشن است.
کسانی که بویی از شرافت، انسانیت، آزادگی و اخلاق نبرده‌اند — خواه به دلیل فقر فکری، حرص مالی، خودفروختگی یا هر انگیزهٔ دیگری — در قاموس من بیشرف شناخته شده‌اند و هیچ نسبتی با من ندارند.
روح ما به اندازهٔ کافی آزرده و زخمی شده است.
از این پس، خانوادهٔ واقعی من، انسان‌های شریف و باوجدانی هستند که در اطرافم می‌یابم؛
و در فردای بهتری که قطعاً در راه است، اینان هستند که فامیل و خویشاوند حقیقی من خواهند بود.
53👏13👌2
Channel photo updated
از گور برخواسته: ققنوس جاودان ایران

ایران بارها مُرد و خاکستر شد؛ زیر پای اسکندر، مغول، اعراب...
اما هر بار از دل مرگ برخاسته؛ نه آرام، بلکه چون طوفان.

اسکندر تخت‌جمشید را سوزاند، ایرانیان آتش را بلعیدند و اشکانیان و ساسانیان را زادند.
مغول میلیون‌ها نفر را کشت، کتابخانه‌ها را آتش زد، ایرانیان قلبش را فتح کردند؛ رصدخانه مراغه را ساختند و جامع‌التواریخ را به نگارش درآوردند، و با تیموریان به اوج هنر پارسی رسیدند.
اعراب ساسانیان را فرو ریختند، دو قرن سکوت و خفقان بر ایران حاکم شد، اما ایرانیان راه جدیدی برای مبارزه یافتند؛ تشیع که یک جریان اعتراضی در مقابل خلفای اموی و عباسی بود را برجسته و ایرانی کردند؛ سوگ سیاوش را به عزای حسین پیوند زدند و روح قهرمانی و اسطوره‌ای ایران‌زمین را به شخصیت‌های مذهبی تشیع نسبت دادند و در ادامه آل‌بویه و صفویان را ساختند و خلافت عربی را به زانو درآوردند.

اما در عصر حاضر، مردم احساس می‌کنند همان تشیع که روزی سپر و شمشیر ایرانیان در مقابل اعراب بود، به دست حاکمان فعلی به ابزاری برای سرکوب و تحقیر ایرانیان تبدیل شده!

و این بار در جستجوی راه دیگری برای مبارزه به رقص و شادی پناه آورده‌اند:
در دل خون و سوگ، مردم می‌رقصند، آواز می‌خوانند، دست می‌زنند، جامه سفید می‌پوشند و فریاد می‌کشند.

این سوگواری نیست؛ قیام یک تمدن است.
رقص در نهایت اندوه، دردی جان‌کاه که آمیخته با آگاهی است؛ غمی که از حقیقت زاده شده و آینده‌ای تابناک را نوید می‌دهد.

ایران ققنوس است؛ بارها مرده و زنده شده!
امروز هم با رقص شجاعانه در دل مرگ، دوباره بال می‌گشاید؛
نه برای بازگشت به دیروز،
بلکه برای فتح فردایی آزاد، جاودان و پرشکوه.

این بار ققنوس خروشان است.
و آسمان منتظر پروازش.

#ققنوس #ایران_برمی_خیزد
👍175🔥2👌1
انهدام ناو هواپیمابر آمریکایی: آیا واقعاً ممکن است؟

ناوهای هواپیمابر آمریکایی، مثل USS Abraham Lincoln از کلاس نیمیتز، نماد قدرت دریایی ایالات متحده هستند؛ غول‌های ۱۰۰ هزار تنی که بیش از ۳۳۰ متر طول دارند، با سرعت ۳۰+ گره حرکت می‌کنند و ده‌ها جنگنده را حمل می‌کنند. اما سوال اصلی اینجاست: غرق کردن یکی از این قلعه‌های شناور چقدر سخت است؟

فوق‌العاده سخت – تقریباً نزدیک به غیرممکن با سلاح‌های معمولی، مگر در شرایط رویایی برای مهاجم.

### چرا این ناوها اینقدر سرسخت‌اند؟
- ساختار مثل شهر ضدآب: هزاران محفظه آب‌بند جداگانه (watertight compartments) دارد. اگر یک بخش آسیب ببیند، آب فقط همان‌جا می‌ماند و کل کشتی غرق نمی‌شود. بدنه از فولاد ضخیم و لایه‌های Kevlar در نقاط حساس ساخته شده.
- آزمایش واقعی آمریکایی‌ها: در سال ۲۰۰۵، نیروی دریایی آمریکا عمداً یک ناو قدیمی (USS America) را هدف قرار داد. هفته‌ها بمباران، موشک، اژدر و انفجار کردند – اما بعد از ۴ هفته هنوز شناور بود! در نهایت با انفجار کنترل‌شده غرقش کردند. ناوهای نیمیتز حتی مقاوم‌تر هستند.
- دفاع چندلایه مثل پیاز دفاعی:
- لایه دور: ۷۰–۹۰ جنگنده (F-35، F/A-18) که تهدید را از صدها کیلومتر دورتر نابود می‌کنند.
- لایه میانی: ناوشکن‌ها و رزمناوهای همراه با موشک‌های پیشرفته Aegis.
- لایه نزدیک: توپ‌های Gatling (۴۵۰۰ گلوله در دقیقه) و موشک‌های کوتاه‌برد که موشک‌های نزدیک را مثل آب‌پاش می‌زنند.
- حرکت مداوم و رادارهای پیشرفته: ناو همیشه در حال حرکت است؛ بعد از ۹۰ دقیقه، منطقه احتمالی‌اش به هزاران کیلومتر مربع می‌رسد. رادارها و سیستم‌های جنگ الکترونیک، موشک‌ها را گمراه می‌کنند.

واقعیت در برابر ادعاها
حتی تحلیل‌های روسی و چینی (درباره موشک‌های «قاتل ناو» مثل DF-21D) نشان می‌دهد برای موفقیت نیاز به ده‌ها یا صدها موشک همزمان، هماهنگی کامل، غافلگیری و شانس زیاد است – چیزی که در واقعیت جنگی بسیار نادر است. هیچ ناو هواپیمابر آمریکایی از جنگ جهانی دوم تاکنون در نبرد واقعی غرق نشده.

در نهایت، این ناوها نه فقط برای حمله، بلکه برای «زنده ماندن و ادامه جنگ» طراحی شده‌اند. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان می‌گویند: بهترین راه نابود کردن یک ناو آمریکایی، ساختن یکی مثل خودشه!
👍114🤯1
نمی‌دونم فیلم برادران لیلا رو دیدین یا نه، اما صحنه‌هاش گاهی مثل آینه‌ای تلخ جلوی باورهای پنهان خیلی از آدمها می‌ایسته.

برادران لیلا داستان یک خانواده معمولی ایرانیه که زیر فشار فقر و بحران اقتصادی دارن از هم می‌پاشن. مرکز همه چیز اسماعیل جورابلو هست؛ پدر خانواده، پیرمردی که عمرش رو صرف «بزرگ دیده شدن» کرده، بدون اینکه واقعاً رفاه فرزندانش براش اولویتی داشته باشه.

اسماعیل جورابلو آدمیه که فقط خودش و افکار خودش براش مهمه. براش مهمه همه بهش توجه کنن، به افکارش احترام بذارن و کوچک‌ترین مخالفتی باهاش نداشته باشن. این رفتار متکبرانه‌اش در جای‌جای فیلم دیده می‌شه. مثلاً در بیمارستان وقتی نوه‌اش به دنیا میاد، فقط بعد از شنیدن «پسر» برای نوه‌ش لبخند می‌زنه. حتی انتخاب اسم نوه رو فقط حق خودش می‌دونه. با اینکه سواد خواندن و نوشتن نداره، وقتی با مقایسه اسم غلام در آگهی فوت و اسم شناسنامه متوجه میشه به جای غلام (بزرگ فامیل که به‌تازگی فوت کرده) اسم بچه رو چیز دیگری گذاشتن (پویان)، بچه‌ها رو مجبور می‌کنه اسم بچه رو به غلام تغییر بدن.

در این فیلم مادر خانواده هم همیشه همراه پدره، نه برای حمایت منطقی از بچه‌ها، بلکه برای توجیه و پوشش دادن اشتباهات پدر خانواده، حاج اسماعیل جورابلو.
حتی در سکانسی نشون می‌ده حاج اسماعیل به جای سرویس بهداشتی، مستقیم توی سینک آشپزخانه (جایی که غذا آماده می‌شه) ادرار می‌کنه. لیلا با نفرت و خشم، سینک رو تمیز می‌کنه، اما مادر نه اعتراضی می‌کنه، نه اقدامی برای جلوگیری؛ فقط سکوت می‌کنه یا توجیه می‌کنه تا ظاهر خانواده حفظ بشه. این الگو تکرار می‌شه: مادر نقص‌های پدر رو پوشش می‌ده، حتی اگر به ضرر واقعی بچه‌ها باشه.

اسماعیل سکه‌های طلا رو سال‌ها پنهان می‌کنه — نه برای نجات خانواده از فقر، بلکه برای هدیه دادن در عروسی فامیل و فخر «بزرگ خاندان» بودن. وقتی لیلا پیشنهاد می‌کنه برای رفع مشکلات مالی بچه‌های خانواده با سکه‌ها مغازه‌ای بخرن، او سکه‌ها رو با دروغ نمی‌ده!

پدر با سیاست‌های غلط خودش باعث نابودی خانواده می‌شه و براش رفاه و امنیت خانواده هیچ ارزشی نداره. اما اوج و سکانس جنجالی فیلم در لحظه سیلی لیلا به صورت پدر اتفاق می‌افته! انفجار فروخورده سال‌ها تحقیر، دروغ و تحمیل باورهای پوسیده؛ سیلی به «احترام کورکورانه» و سنت «همیشه حق با بزرگ‌ترهاست» و...

اما در پایان داستان، پدر روی صندلی، سیگار به دست، سر خم‌شده، وسط جشن تولد یک دختربچه و رقص و شادی دخترها می‌میره. فقط علیرضا متوجه می‌شه و شوکه می‌مونه، جشن ادامه داره. لیلا می‌فهمه؛ لحظه‌ای لبخند تلخ می‌زنه... بعد اشک. مرگ خاموش و تنها!

اسماعیل جورابلو نماد خیلی از ماست: آدم‌هایی با ضعف درونی، خطای فکری و خودمحوری که خانواده رو با بی‌فکری نابود می‌کنن و در نهایت در تنهایی مطلق و انزوا می‌میرن. نماد کسانی که با توجیه و سکوت، ساختارهای پوسیده رو نگه می‌دارن؛ نسلی که می‌گه «چون بزرگ‌ترم، حق با منه» — حتی وقتی واقعیت خلافش رو فریاد می‌زنه.

فیلم آینه‌ای‌ست جلوی باورهایی مثل «سنت بر منطق اولویت داره»، «احترام یعنی اطاعت بدون سوال».

نسل جدید با زور و تحمیل قانع نمی‌شه؛ فقط منطق، گفت‌وگو و احترام دوطرفه کار می‌کنه.

اگر این صحنه‌ها براتون آشنا به نظر می‌رسه، فیلم برادران لیلا رو ببینین. شاید اون سیلی به باورهای خودمون بخوره... و شاید شروع یک تغییر واقعی بشه — قبل از اینکه خانواده‌مون هم به همان تنهایی پایان فیلم برسه.

در مقیاس کلان پدر خانواده می‌تونه نماد خیلی از آدمها باشه.
16👍12💯3🕊1
عاشقان زندگی در کام مرگ

اگر صفحه‌های مجازی کشته‌های اعتراضات اخیر را ورق بزنید و کمی بیشتر این آدم‌ها را بشناسین، یک چیز خیلی زود به چشم میاد: 
آن‌ها آدم‌های افسرده و به‌ته‌خط‌رسیده نبودند که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته باشند. 
برعکس؛ پرشورترین، زنده‌ترین و عاشق‌ترین آدم‌های این روزگار بودند.

عکس‌ها و ویدیوهایشان پر است از خنده‌های رها و بی‌پروا، سفرهای پرهیجان، لحظه‌های گرم کنار خانواده و رفیق‌ها، پست‌های رنگارنگ و پر از امید و شادی. 

گویی این عزیزان زندگی را با تمام وجود چشیده بودند و چون زندگی را عمیقاً دوست داشتند، خوب فهمیده بودند که اگر این روند ادامه پیدا کند، همین شادی، همین عشق، همین رنگ‌ها برای خودشان و برای نسل بعد هم نابود خواهد شد. 
برای همین بود که زندگی پر از عشق و امیدشان را با تمام وجود در کام مرگ گذاشتند؛ 
تا ما بیدار بشیم و به هوش بیایم!

آن‌ها رفتند تا ما زنده‌تر بشیم. 

چراغ‌های درخشان زندگی را که حتی در دل تاریکی مرگ، هنوز هم راه آزادی و شادی را برای ما روشن نگه داشته‌اند، فراموش نکنیم!

یادشان جاودان.
29👍1🔥1💔1
وقتی مردم زودتر می‌فهمند ...

در کشورهای تراز اول، باهوش‌ترین و موفق‌ترین افراد – از کارآفرینان نخبه و مشاوران شخصیت‌های بزرگ گرفته تا نویسندگان، حقوقدانان و وکلای خبره، تحلیل‌گران سیاسی و اقتصاددانان برجسته، و فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی، اجتماعی و سیاسی دانشگاه‌های بزرگ و معتبر – وارد عرصه سیاست، پارلمان و مناصب حاکمیتی می‌شوند.

اما در ایران، با نگاهی کوتاه و واقع‌بینانه:
چند درصد مسئولان کلان – در مجلس، دولت و ارکان اصلی نظام – از میان این نخبگان متخصص و تحلیل‌گر وارد قدرت شده‌اند؟
چند درصدشان نویسنده، تحلیل‌گر سیاسی، وکیل خبره یا قانون‌دان برجسته‌اند؟
در مقابل، بخش بزرگی از تصمیم‌گیران را کسانی تشکیل می‌دهند که عمدتاً سابقه‌شان در حوزه‌های علمیه یا مشاغل نظامی است.

این ترکیب باعث شده سطح تحلیل و درک مسئولان از واقعیت‌های جامعه، اغلب پایین‌تر از میانگین مردم باشد و مسئولین، همیشه چند گام از مردم عقب‌ترند و نمی‌توانند بازی‌های پیچیده سیاسی را درست تحلیل کنند.

مردم از همان ابتدا گفتند:
«مذاکره کنید؛ قدرت سیاسی-اقتصادی ما در حدی نیست که با ابرقدرت‌ها بجنگیم.»

وقتی با ابرقدرت می‌جنگیم، نتیجه‌اش چیزی جز استعمار نوین نیست: فروش نفت و کالاها با تحریم و به قیمتی بسیار پایین‌تر از بازار، خرید نیازها با چندین واسطه و گران‌تر!
و در نهایت، حتی قدرت‌های بزرگ مانند چین و روسیه اجازه نمی‌دهند آن‌قدر قدرت بگیریم که رقیب‌شان شویم.
رویکرد عقلانی همان بود که محمدعلی فروغی بزرگ گفته بود و مردم به آن رسیده بودند:
«سیاست عرصه آرزواندیشی نیست؛ عرصه ممکن‌هاست.»

بسیاری از کشورها همین مسیر تدریجی را پیمودند و نمونه‌های موفق کم نبود؛ اما شما یک کلام گفتید: «آمریکا شیطان بزرگ است و باید با او جنگید».
حال اگر آمریکا شیطان بزرگ است، چه شده که نماینده ولایت و امام عصر – که مدعی‌اش بودید – پای میز مذاکره با شیطان بزرگ نشسته است؟

مردم بارها با رأی سلبی، عدم شرکت در انتخابات و شیوه‌های مختلف راه درست را نشان دادند؛ اما نخواستید بفهمید و
امروز در دوراهی جنگ و تسلیم ایستاده‌ایم:
آیا مذاکره یا جنگ فعلی، آمریکا و اسرائیل را نابود خواهد کرد یا مسیر دیگری در پیش است ؟

فاصله فهم سیاسی-اجتماعی مردم با فهم تصمیم‌گیران، امروز فرسنگ‌هاست.
12👌6👍4🔥1