🔰بخشبندی بازار
#بخش_بندی_بازار عبارتست از دیدن یک بازار ناهمگن به صورت تعدادی از گروههای کوچک می باشد که که ویژگی ها ،خواسته ها و پاسخ به محصولات متفاوت و رضایت مندی از فروشنده همگن باشد. در حقیقت در فرایند بخش بندی مشتریان به گونه ای در بخش های مختلف تقسیم می شوند که مشتریان شبیه به هم در یک گروه قرار گرفته و گروه های مختلف کم ترین شباهت را به هم داشته باشند.
✅در تعریفی دیگر، تعیین بخشهایی از بازار است که نسبت به یکدیگر متفاوت میباشند. بخشبندی این اجازه را میدهد که شرکت بتواند نیازهای مشتریان بالقوه هر بخش را بهتر پاسخ دهد.
👈🏼بازاریابان از معیارهای زیادی برای برای تقسیم بندی بازار به قصد شناسایی مشتریان جدید استفاده می کنند،اکثر صاحب نظران بازاریابی با معیارهای تقسیم بندی بازارکاتلر شامل :
1⃣ سنجش پذیری (سنجیدن اندازه و قابلیت بازار)
2⃣ در دسترس بودن (قابلیت دستیابی و خدمت رسانی به بخش)
3⃣ قابل اتکا (اندازه و سود دهی مناسب و پایدار)
4⃣ اقدام پذیری(قابلیت برای خدمات دهی و بازاریابی، به سرعت و کیفیت)
موافقند.
📍ریتم بازار، گسترش دانش بازاریابی
https://telegram.me/joinchat/A_22TDvbRqp6NsXocHxTCw
#بخش_بندی_بازار عبارتست از دیدن یک بازار ناهمگن به صورت تعدادی از گروههای کوچک می باشد که که ویژگی ها ،خواسته ها و پاسخ به محصولات متفاوت و رضایت مندی از فروشنده همگن باشد. در حقیقت در فرایند بخش بندی مشتریان به گونه ای در بخش های مختلف تقسیم می شوند که مشتریان شبیه به هم در یک گروه قرار گرفته و گروه های مختلف کم ترین شباهت را به هم داشته باشند.
✅در تعریفی دیگر، تعیین بخشهایی از بازار است که نسبت به یکدیگر متفاوت میباشند. بخشبندی این اجازه را میدهد که شرکت بتواند نیازهای مشتریان بالقوه هر بخش را بهتر پاسخ دهد.
👈🏼بازاریابان از معیارهای زیادی برای برای تقسیم بندی بازار به قصد شناسایی مشتریان جدید استفاده می کنند،اکثر صاحب نظران بازاریابی با معیارهای تقسیم بندی بازارکاتلر شامل :
1⃣ سنجش پذیری (سنجیدن اندازه و قابلیت بازار)
2⃣ در دسترس بودن (قابلیت دستیابی و خدمت رسانی به بخش)
3⃣ قابل اتکا (اندازه و سود دهی مناسب و پایدار)
4⃣ اقدام پذیری(قابلیت برای خدمات دهی و بازاریابی، به سرعت و کیفیت)
موافقند.
📍ریتم بازار، گسترش دانش بازاریابی
https://telegram.me/joinchat/A_22TDvbRqp6NsXocHxTCw
🔰 #اینفوگرافی #بازاریابی_صنعتی
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
عضو شوید 👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A_22TDvbRqp6NsXocHxTCw
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
عضو شوید 👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A_22TDvbRqp6NsXocHxTCw
Forwarded from DM board | دیام برد رسانه بازاریابی
Forwarded from DM board | دیام برد رسانه بازاریابی
🔰 فايل زير توسط گروه مشاوران ريتم بازار، پيرامون مبحث بازاريابي مجدد تهيه و به اشتراك گذاشته شده است. 👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 رازهاي نهفته در لوگوها
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
عضو شوید 👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A_22TDvbRqp6NsXocHxTCw
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
عضو شوید 👇👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/A_22TDvbRqp6NsXocHxTCw
Forwarded from DM board | دیام برد رسانه بازاریابی
🔰در سال ٢٠١٦ كالاهاي زود مصرف بيشترين سهم تبليغات را داشته اند.
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
@Rhythmebazar
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
@Rhythmebazar
🔰گرفتن جايگاه رهبر بازار خيلي مشكله. با وجود اين كه كسب و كار شيپور، از بسياري از جهات نسبت به ديوار برتري داره، اما هنوز نتونسته جاي ديوار رو بگيره
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
@Rhythmebazar
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
@Rhythmebazar
Forwarded from DM board | دیام برد رسانه بازاریابی
قانون پارتو در فروش
#ریتم_بازار
کانال ریتم بازار، مرجع تخصصی گسترش دانش بازاریابی
telegram.me/Rhythmebazar
#ریتم_بازار
کانال ریتم بازار، مرجع تخصصی گسترش دانش بازاریابی
telegram.me/Rhythmebazar
🔰نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبپایه چیست؟
📍تاریخچهی نورومارکتینگ
نورومارکتینگ، ترکیبی از دو واژهی عصب و بازاریابی، و بیانگر فعالیت در دو حوزه و رشتهی مختلف علوم عصبشناسی و مطالعات بازاریابی است. در سال 2002 که این رشته برای اولین بار به جهانیان معرفی شد، مناقشات و بحث و جدلهای زیادی را به همراه داشت اما با به دست آوردن اعتبار و وجههی مناسب در بین افراد حرفهای تبلیغات و بازاریابی، پیشرفت سریعی را آغاز کرد.
امروزه اصطلاح بازاریابی عصبپایه آنگونه که در سال 2002 از آن یاد میشد، به کار نمیرود. در آن زمان تعداد بسیار کمی از شرکتهای امریکایی مثل برایت هاوس و سیلزبرین برای اولین بار از تحقیقات بازاریابی عصبپایه استفاده و لزوم مشورت با متخصصان این زمینه را به شرکتهای دیگر توصیه کردند.
در حالی که روانشناسی عصبی به مطالعهی رابطهی بین مغز و کارکردهای روانشناسی- شناختی آن میپردازد، نورومارکتینگ بر لزوم در نظر گرفتن بررسی رفتار مصرفکننده از دیدگاه مغز انسان تأکید میورزد.
⬅️ شرکت پپسی در دهههای 1970 و 1980 تبلیغی تهیه کرده بود به نام پپسی چلنج که در آن تعدادی آزمون کور صورت میگرفت، به این ترتیب که از افراد خواسته میشد بین کوکاکولا و پپسی بدون اینکه برند نوشابه مشخص باشد، یکی را انتخاب کنند. در نتیجهی این تحقیق معمولاً پپسی انتخاب میشد.
30 سال بعد، این تبلیغ جرقهای را در ذهن فردی به نام دکتر مونتاگ ایجاد کرد. او با یک ابهام روبهرو شده بود؛ اگر افراد مزهی پپسی را ترجیح میدهند، پس چرا کوکاکولا برند رهبر است؟ بنابراین، در سال 2003، وی تصمیم گرفت آن تحقیق را دوباره تکرار کند اما با روشی متفاوت، و با استفاده از امآرآی.
او میخواست بداند چرا افراد محصولی را مصرف میکنند که لزوماً علاقهای به آن ندارند. یافتههای وی اولین جرقههای این علم نوظهور بود. مونتاگ متوجه شد زمانی که آزمونشونده از برند نوشابه اطلاعی ندارد، حوزهی چشایی در مغز او فعال میشود، اما زمانی که برند نوشابه به او گفته میشود، بخش حافظهی او تحرکاتی را نشان میدهد. در نتیجه در این حالت کوکاکولا گزینهی انتخابی است.
بنابراین نورومارکتینگ ثابت میکند که تبلیغات و وفاداری برند، انگیزهی قویتری نسبت به مزه ایجاد میکند. در حالی که نتایج این تحقیق بسیار گمراهکننده به نظر میرسید، دکتر مونتاگ نتوانست فرضیهای منطقی را برای چگونگی انتخاب و ترجیح برند از سوی مغز ارائه دهد. با این حال، نتایج این تحقیق مشخص کرد که قسمتهای خاصی از مغز در شرایطی که مصرفکننده بداند چه برندی را مصرف میکند، بیشتر فعال میشوند و در دستگاه افامآرآی، آن قسمتها روشن میشوند، چرا که جریان خون در آن نواحی شدت مییابد و اثر آن به صورت نقاط روشن در دستگاه مشخص میشود.
ذکر این نکته حائز اهمیت است که برند قدرتمندی همچون کوکاکولا، قدرت تسخیر قسمتی از قشای جلویی مغز (که در فرایند تصمیمگیری دخیل است) را دارد. قسمت جلویی مغز به عنوان مرکز کارکردهای اجرایی اییاف در مغز در نظر گرفته میشود که مسئول توجه، کنترل حافظهی کوتاهمدت و بیشتر فعالیتهای مربوط به فکر کردن مثل برنامهریزی است. بنابراین، با توجه به این تحقیق، در شرایطی که مصرفکنندگان از نوشیدن برند کوکاکولا آگاه باشند، در بیشتر موارد کوکاکولا را بر پپسی ترجیح خواهند داد و ناحیهی کارکردهای اجرایی مغز آنها فعال و روشن خواهد شد. اما زمانی که آنها ندانند محصول چه برندی را مینوشند، طعم پپسی را به کوکاکولا ترجیح میدهند.
در این حالت فعالترین قسمت مغز فرد، مرکز کارکردهای اجرایی نیست بلکه، قسمتی قدیمی در ساختار لیمبیک است. این قسمت از مغز، مسئول رفتارهای غریزی و احساسی ما است. اگرچه آزمایش صورت گرفته بر روی کوکاکولا و پپسی به تنهایی نمیتواند همهی محققان تبلیغات و بازاریابی را قانع کند، اما تمامی آنها را از وجود پدیدهای ناشناخته آگاه ساخت که در صورت کشف حقایق و راهکارهای مربوط به آن، میتوان گامی بلند در عرصهی بازاریابی، تبلیغات، تحقیقات بازاریابی و رفتار مصرفکننده برداشت.
🔴در واقع با انجام این مطالعه و با توجه به نتایج حاصل شده، موج عظیمی از انتقادات به سمت نورومارکتینگ سرازیر شد؛ زیرا عدهای بر این عقیدهاند که این دانش میتواند بدون تمایل آگاهانهی فرد، انتخاب او را تحت تأثیر قرار دهد. مجلهی ماهیت علم عصبشناسی در سال 2004 با انتشار مقالهای با عنوان فریب مغز، جنبهی اخلاقیات را در این حوزه زیر سؤال برد.
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
@Rhythmebazar
📍تاریخچهی نورومارکتینگ
نورومارکتینگ، ترکیبی از دو واژهی عصب و بازاریابی، و بیانگر فعالیت در دو حوزه و رشتهی مختلف علوم عصبشناسی و مطالعات بازاریابی است. در سال 2002 که این رشته برای اولین بار به جهانیان معرفی شد، مناقشات و بحث و جدلهای زیادی را به همراه داشت اما با به دست آوردن اعتبار و وجههی مناسب در بین افراد حرفهای تبلیغات و بازاریابی، پیشرفت سریعی را آغاز کرد.
امروزه اصطلاح بازاریابی عصبپایه آنگونه که در سال 2002 از آن یاد میشد، به کار نمیرود. در آن زمان تعداد بسیار کمی از شرکتهای امریکایی مثل برایت هاوس و سیلزبرین برای اولین بار از تحقیقات بازاریابی عصبپایه استفاده و لزوم مشورت با متخصصان این زمینه را به شرکتهای دیگر توصیه کردند.
در حالی که روانشناسی عصبی به مطالعهی رابطهی بین مغز و کارکردهای روانشناسی- شناختی آن میپردازد، نورومارکتینگ بر لزوم در نظر گرفتن بررسی رفتار مصرفکننده از دیدگاه مغز انسان تأکید میورزد.
⬅️ شرکت پپسی در دهههای 1970 و 1980 تبلیغی تهیه کرده بود به نام پپسی چلنج که در آن تعدادی آزمون کور صورت میگرفت، به این ترتیب که از افراد خواسته میشد بین کوکاکولا و پپسی بدون اینکه برند نوشابه مشخص باشد، یکی را انتخاب کنند. در نتیجهی این تحقیق معمولاً پپسی انتخاب میشد.
30 سال بعد، این تبلیغ جرقهای را در ذهن فردی به نام دکتر مونتاگ ایجاد کرد. او با یک ابهام روبهرو شده بود؛ اگر افراد مزهی پپسی را ترجیح میدهند، پس چرا کوکاکولا برند رهبر است؟ بنابراین، در سال 2003، وی تصمیم گرفت آن تحقیق را دوباره تکرار کند اما با روشی متفاوت، و با استفاده از امآرآی.
او میخواست بداند چرا افراد محصولی را مصرف میکنند که لزوماً علاقهای به آن ندارند. یافتههای وی اولین جرقههای این علم نوظهور بود. مونتاگ متوجه شد زمانی که آزمونشونده از برند نوشابه اطلاعی ندارد، حوزهی چشایی در مغز او فعال میشود، اما زمانی که برند نوشابه به او گفته میشود، بخش حافظهی او تحرکاتی را نشان میدهد. در نتیجه در این حالت کوکاکولا گزینهی انتخابی است.
بنابراین نورومارکتینگ ثابت میکند که تبلیغات و وفاداری برند، انگیزهی قویتری نسبت به مزه ایجاد میکند. در حالی که نتایج این تحقیق بسیار گمراهکننده به نظر میرسید، دکتر مونتاگ نتوانست فرضیهای منطقی را برای چگونگی انتخاب و ترجیح برند از سوی مغز ارائه دهد. با این حال، نتایج این تحقیق مشخص کرد که قسمتهای خاصی از مغز در شرایطی که مصرفکننده بداند چه برندی را مصرف میکند، بیشتر فعال میشوند و در دستگاه افامآرآی، آن قسمتها روشن میشوند، چرا که جریان خون در آن نواحی شدت مییابد و اثر آن به صورت نقاط روشن در دستگاه مشخص میشود.
ذکر این نکته حائز اهمیت است که برند قدرتمندی همچون کوکاکولا، قدرت تسخیر قسمتی از قشای جلویی مغز (که در فرایند تصمیمگیری دخیل است) را دارد. قسمت جلویی مغز به عنوان مرکز کارکردهای اجرایی اییاف در مغز در نظر گرفته میشود که مسئول توجه، کنترل حافظهی کوتاهمدت و بیشتر فعالیتهای مربوط به فکر کردن مثل برنامهریزی است. بنابراین، با توجه به این تحقیق، در شرایطی که مصرفکنندگان از نوشیدن برند کوکاکولا آگاه باشند، در بیشتر موارد کوکاکولا را بر پپسی ترجیح خواهند داد و ناحیهی کارکردهای اجرایی مغز آنها فعال و روشن خواهد شد. اما زمانی که آنها ندانند محصول چه برندی را مینوشند، طعم پپسی را به کوکاکولا ترجیح میدهند.
در این حالت فعالترین قسمت مغز فرد، مرکز کارکردهای اجرایی نیست بلکه، قسمتی قدیمی در ساختار لیمبیک است. این قسمت از مغز، مسئول رفتارهای غریزی و احساسی ما است. اگرچه آزمایش صورت گرفته بر روی کوکاکولا و پپسی به تنهایی نمیتواند همهی محققان تبلیغات و بازاریابی را قانع کند، اما تمامی آنها را از وجود پدیدهای ناشناخته آگاه ساخت که در صورت کشف حقایق و راهکارهای مربوط به آن، میتوان گامی بلند در عرصهی بازاریابی، تبلیغات، تحقیقات بازاریابی و رفتار مصرفکننده برداشت.
🔴در واقع با انجام این مطالعه و با توجه به نتایج حاصل شده، موج عظیمی از انتقادات به سمت نورومارکتینگ سرازیر شد؛ زیرا عدهای بر این عقیدهاند که این دانش میتواند بدون تمایل آگاهانهی فرد، انتخاب او را تحت تأثیر قرار دهد. مجلهی ماهیت علم عصبشناسی در سال 2004 با انتشار مقالهای با عنوان فریب مغز، جنبهی اخلاقیات را در این حوزه زیر سؤال برد.
📍ريتم بازار، گسترش دانش بازاريابي
@Rhythmebazar