بَیان
8.47K subscribers
171 photos
112 videos
5 files
213 links
می‌خوانم. می‌نویسم.
https://x.com/farzad_bayan
Download Telegram
بَیان pinned Deleted message
برای آهنگ If You Go Away با اجرای فرهاد مهراد یک موزیک ویدیوی انیمیشنی ساختم.

اولین باری که این قطعه رو شنیدم عاشقش شدم. این آهنگ در اصل یک قطعه‌ی بلژیکیه که اجراهای مختلفی ازش به زبان انگلیسی وجود داره و اجرای فرهاد مهراد یکی از اون‌هاست (و من شخصاً بیشتر از همه‌ی اجراها باهاش ارتباط می‌گیرم و دوستش دارم).

این موزیک ویدیو رو اینجا می‌تونید تماشا کنید:
https://youtu.be/s1wTP92H8r4

@bayanz
از بین تمام شبکه‌های اجتماعی بزرگ، اینستاگرام مضرترین پلتفرم برای سلامت روان (در ارتباط با اضطراب، افسردگی، تنهایی، تصویر بدنی، خواب، زورگویی و...) و یوتیوب مثبت‌ترین ارزیابی شده. توییتر هم در جایگاه دوم (برآیند کمی منفی).

این نتایج در سال ۲۰۱۷ از پیمایشی که بر روی ۱۴۷۹ جوان ۱۴-۲۴ ساله در انگلستان انجام شد به دست اومده.

*تجربه‌ی شخصی: ۷ سال در اینستاگرام فعال بودم. ۱ سالی می‌شه که بیشتر فعالیتم در یوتیوبه (از خیلی سال قبل‌تر در یوتیوب تماشاگر بودم، اما چیزی منتشر نمی‌کردم). مختصر این که احساس می‌کنم برای مغزم، یوتیوب بشقاب سبزیجات تازه و اینستاگرام کوکوی دو شب مانده‌ست.

منبع:
Status of Mind: Social media and young
people’s mental health

https://www.rsph.org.uk/static/uploaded/d125b27c-0b62-41c5-a2c0155a8887cd01.pdf

@bayanz
6
Nothing Else Matters - نسخه وطنی

So cute, no matter how dumb,
couldn't be much more this numb,
Forever, regretting who we are,
and nothing else matters.

never edited myself this way
life is ours, we mess it our way
all the shorts I don't just wear
and nothing else matters

trash I seek and I find in you
everyday we're just going through
عمر من گذشت و حاصل کو؟
and nothing else matters

گفتن کبابه ولی دودش بود
گفتن ثوابه ولی سودش کو؟
I don't know

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این شعر رو با هم‌فکری افراد مختلفی که ایده دادن نوشتیم. اینجا تگشون کردم:
https://www.instagram.com/p/COPgOmEH0Vf/

این مدل هم‌فکری گروهی تجربه‌ی خیلی جذابی بود و کل این شعر در چند ساعت دراومد. اگه دوست دارید اجراش کنید (بخونیدش) توضیحات پست اینستاگرام رو ببینید.

@bayanz
1
نکته‌ای در مورد تبلیغات

تصور عده‌ای هم اینه که هدف تبلیغات فقط دیده شدن برند و محصوله و هر تبلیغ داغونی که وایرال می‌شه، یعنی موفق شده. بعضی‌ها هم می‌گن برندها از قصد این تبلیغات داغون رو می‌سازن که «ضدتبلیغ»‌ بشه، که اینم برداشت اشتباهیه. حالا ضدتبلیغ چیه و چرا هر تبلیغ مزخرفی ضدتبلیغ نیست؟

ضد تبلیغ، تبلیغیه که از تاکتیک به اصطلاح «روانشناسی معکوس» استفاده می‌کنه. فرم خیلی ابتداییش اینه که برند می‌گه «این محصول به درد تو نمی‌خوره، نخرش» و شما حتی ترغیب می‌شی که بخریش.

ضدتبلیغ‌ها هم می‌تونن موفق یا ناموفق باشن. مثلاً این تبلیغ برگرکینگ (تصویر در بالا) یکی از نمونه‌های موفق ضدتبلیغه. می‌گه برگرهای ما بعد از یه مدت تبدیل به یک همچین آشغالی می‌شن (بله، چون نگهدارنده ندارن). و این احتمالاً شما رو ترغیب می‌کنه از این برگر سالم بخورید.

ضدتبلیغ‌ها عامدانه برند/محصول رو دست می‌ندازن، باهاش شوخی می‌کنن یا پیام ضد و نقیضی به مخاطب ارائه می‌دن؛ و در نهایت یک ضدتبلیغ خوب نظر مخاطب رو در مورد اون محصول جلب می‌کنه. پس هر تبلیغ داغونی که نتونسته در رسوندن پیامش موفق عمل کنه ضدتبلیغ نیست و البته هر ضدتبلیغی هم موفق نیست.

اکثر تبلیغاتی که هر ازگاهی در شبکه‌های اجتماعی توسط مردم مورد تمسخر قرار می‌گیرن، به‌نظر من صرفاً تبلیغات ضعیفی‌ان که می‌خواستند یک چیزی بگن (ما خیلی خفن و کول و باحالیم) اما مخاطب چیز دیگری برداشت می‌کنه (شما خیلی لوس و تو دل‌نرو و cringe-worthy هستید).

@bayanz
2
Tell Me What You Want: The Science of Sexual Desire and How it Can Help You Improve Your Sex Life

by Justin Lehmiller (Social psychologist & sex researcher)
1
بَیان
Tell Me What You Want: The Science of Sexual Desire and How it Can Help You Improve Your Sex Life by Justin Lehmiller (Social psychologist & sex researcher)
این کتابی رو که چند روز پیش شروع کرده بودم، امروز تموم کردم.

کمتر پیش میاد کتابی رو به این سرعت بخونم، مگر این که مثل این کتاب، بسیار خواندنی باشه!

نویسنده‌ی این کتاب، جاستین لِمیلر (Ph.D روان‌شناسی اجتماعی) بزرگ‌ترین پژوهش انجام شده در رابطه با فانتزی‌های جنسی مردم آمریکا رو اجرا کرده. در فصول ابتدایی کتاب، نویسنده نتایج این پژوهشِ مفصل رو گزارش و تفسیر می‌کنه. و در فصول انتهایی، بر اساس یافته‌های علم روان‌شناسی، در مورد اهمیت درک انواع فانتزی‌های جنسی و تاثیرش در غلبه بر احساس شرم و اضطراب مرتبط با اون‌ها، ریسک و بازده (و در مواردی راهکارهای) عملی کردن انواع فانتزی‌ها و پیشنهاداتی برای بهبود زندگی جنسی صحبت می‌کنه.

چند نکته هست که به‌نظرم این کتاب رو بسیار ارزشمند کرده. این نکات تک‌تک مهمن، اما پیدا کردنشون در کنار هم بسیار مهم‌تر (و البته نادر):

- مبتنی بر پژوهش‌های علمیه (از جمله پژوهش بزرگی که خودش انجام داده).
- با این حال، نویسنده خیلی خوب به محدودیت‌های پژوهش‌های انجام شده واقفه (و بر همین اساس دائماً مخاطب رو از نتیجه‌گیری‌های عجولانه بر حذر می‌داره)

- نویسنده، به واسطه‌ی پژوهشی که انجام داده، درک روشنی از افکار و اعمال اشخاص مورد تحقیقش داره (شاید بدیهی به‌نظر بیاد، اما کافیه برای مثال کتاب Evil نوشته‌ی Roy F. Baumeister رو - که او هم روان‌شناس اجتماعیه - با این کتاب مقایسه کنید تا تفاوت رویکرد رو ببینید)

- به‌نظرم کتاب کاملاً اندازه‌ست. نه اضافه‌گویی داره و نه کم‌گویی (البته به بعضی مسائل مرتبط، به دلیل کمبود داده‌های پژوهشی کمتر پرداخته شده که قابل درکه، اگرچه ممکنه این موضوع بعضی از خواننده‌ها رو ناامید کنه)

- در آخر این که نویسنده بالانس خوبی بین ارائه‌ی شواهد علمی و ارائه‌ی پیشنهادات عملی برقرار کرده که البته بدون دومی هم کتاب خوبی می‌بود و صرفاً ژانرش عوض می‌شد. الان یک non-fiction self-help به‌حساب میاد (البته من زیاد در قید ژانر کتاب‌ها نیستم کلاً).

@bayanz
4
اولویت در دوستی

در سال‌های اخیر زیاد می‌شنوم که دوستی و وقت گذاشتن برای یکدیگر رو از منظر «اولویت» تحلیل می‌کنند. «اگر کسی اولویت دیگری باشه براش وقت می‌ذاره». تحلیل از منظر اولویت، ساده و سرراسته و احتمالاً به همین دلیل مورد استقبال. با این حال به‌نظرم دستِ کم ۳ احتمال خطا داره:

۱- اولویت بیشتر از این که شبیه یک جایگاه ویژه در «قلب» دیگری باشه، شبیه یک سلسله‌مراتبه؛ اینطور نیست که ما اولویت دیگری هستیم یا نیستیم. در بهترین حالت (که به‌نظرم تقریباً بی‌معنیه) می‌شه گفت ما جایی در سلسله مراتب اولویت دیگری قرار داریم. اما چرا بی‌معنی؟ چون اولویت‌های هر فرد کاملاً سیاله. این هفته امتحان دارم و شرکت در یک دورهمی دوستانه اولویت ]اول[ من نیست، اما دلیل نمی‌شه هفته‌ی دیگه هم اولویت‌های مشابهی داشته باشم. به همین ترتیب ملاقات فلان دوست صمیمی، شاید امروز اولویت دوم من باشه، اما از معاشرتمون به‌قدری لذت ببرم (یا برعکس زده بشم) که معاشرت با این دوست فردا اولویت اول یا دهم من بشه. سلسله‌مراتبی با این حد از سیالیت که در لحظه می‌تونه زیر و رو بشه، بعیده مبنای خوبی برای ارزیابی کیفیت دوستی‌ها باشه.

۲- وقتی حرف از اولویت زده می‌شه، معلوم نیست چه چیزهایی در رده‌بندی قرار می‌گیرند. بعضی افراد صرفاً به اولویت‌بندی آدم‌ها اشاره دارند (یعنی صرفاً اشخاص در رده‌بندی حضور دارند) بعضی‌ها اولویت‌ها رو شامل همه‌چیز می‌دونن (تو کارِت رو به من اولویت دادی). در هر صورت، نکته اینجاست که بعید به‌نظر میاد برای تداوم دوستی نیازی به کسب جایگاه اول در این سلسله‌مراتب باشه. چنانچه شخص می‌تونه با چندین نفر دوستی‌های صمیمی‌ای داشته باشه و هیچ‌یک هم در جایگاه اول اولویت‌های او نباشن.

۳- اولویت افراد بسته به این که چه مقیاس زمانی‌ای (کوتاه مدت یا بلندمدت) مدنظر ماست، تفاوت می‌کنه: اولویت من در یک مقیاس روزانه اینه که ورزش کنم، با دوستی معاشرت کنم، و کتابم رو بخونم. اما اولویت من در یک مقیاس چند ساله، اینه که در شغلم پیشرفت کنم، رابطه‌م رو با فلانی عمیق‌تر کنم و... وقتی از این حرف می‌زنیم که اولویت دیگری هستیم یا نیستیم، منظور ما در چه مقیاس زمانی‌ایه؟ (توجه داریم که حتی وقتی منظور ما «همین لحظه»ست، همچنان پاسخ شخص با نگاه به یک مقیاس زمانی در آینده‌ست).

«برای من مهمه که با تو معاشرت کنم، اما نه وقتی دارم خفه می‌شم یا از گرسنگی می‌میرم. وقتی خیلی گرسنه‌ام، اولویت من غذا خوردنه، نه معاشرت کردن. یا دوست دارم با هم بیرون بریم و قدم بزنیم، اما برای این که بتونم خرج زندگیم رو بدم باید کار کنم. پس در بازه‌ی صبح تا ظهر، اولویت من کار کردنه، نه در تخت ماندن پیش تو. آیا کارم رو به تو اولویت دادم؟ اگر منظورت از «تو» کنار هم بودن و وقت گذروندن با هم‌دیگه‌ست، در یک چشم‌انداز کوتاه چند ساعته آره احتمالاً؛ و در یک چشم‌انداز بلندتر نه. به‌طور کلی حاضرم برای تداوم ارتباطمون از کارم هم استعفا بدم و همینطور روزهایی رو مرخصی بگیرم یا از کارم بزنم. اما همین امروز، فکر می‌کنم اولویت دادن کارم به کنار هم موندن انتخاب بهتری باشه.»

این سه نکته رو باید در کنار هم معنا کرد؛ و هریک به‌تنهایی ناقص یا بی‌معنا می‌تونه باشه. مختصر این که جملاتی مثل «من اولویت تو هستم یا نیستم؟» یا «نگاه کنید ببینید اولویت دیگری هستید یا نه» به عقیده‌ی من (با توجه به ۳ خطای احتمالی مطرح شده) معنای روشنی نداره، یا برای این که داشته باشه، لازمه اول روی تعاریف پایه‌ای توافقی حاصل بشه.

فرزاد بیان

@bayanz
8
هِی دوستان

چقدر وقته اینجا چیزی نگفتم.
این کانال همیشه برام پناهگاه امن فکری بوده. در کنار شلوغی اینستا و توییتر و تا حد کمتری یوتوب، اینجا آرام و خوش آب و هواست!

آمدم آلمان. شاید بدونید. ریز به ریز اتفاقات رو دارم ویدیو می‌سازم. خیلی وقت‌گیره اما خوش می‌گذره. مثل همین الان که ساعت از ۱ نیمه شب گذشته و تازه ادیت آخرین قسمت تموم شد.

دوست داشتید می‌تونید اینجا تماشا کنید:
https://www.youtube.com/farzadbayan

ارادت.
3
توهم زبانی

در ایران یک توهمی داشتم که زبان انگلیسیم خیلی خوبه. چون راحت با زبان انگلیسی حرف می‌زدم، می‌خوندم و می‌نوشتم و نمره‌ی تافلم هم ۱۰۷ بود. پس از مهاجرت فهمیدم که در دنیای رقابتی همون ۱۰-۲۰ درصد چقدر تعیین‌کننده‌ست. بین فهمیده شدن و تحت تاثیر قرار دادن فاصله‌ی زیادی هست.

این نظر و تجربه‌ی من در مورد زبان انگلیسیه که حداقل ۲۰ ساله کم‌وبیش باهاش سر و کار دارم و با خط‌کش‌های مرسوم توش fluent به حساب میام.

خلاصه اما قبل از این که ناامید بشید اینو بگم که قضیه برای من اصلاً‌ دراماتیک نیست؛ چون به فرض که رقابتی هم باشه (که هست) اولاً دلیلی نداره نفر اول و بهترینِ هرچیزی باشیم و دوم، با مهارت‌های دیگه می‌شه کمبودها رو جبران کرد.

*عددها دقیق نیست. ۱۰-۲۰ درصد زبان معنی خاصی نمی‌ده. اما منظورم رو فکر کنم گرفتید.

@bayanz
8
از چی می‌ترسی؟

تازگی با یکی از دوستان آلمانی، یک ویدیویی ساختیم که به‌نظرم اومد ارزشش رو داره که اینجا در تلگرام هم به اشتراک بذارم. در آلمان از مردم پرسیدیم که «بیشتر از هر چیزی از چی می‌ترسید؟»

https://youtu.be/uhIytg1U8wk

ساختن این سبک ویدیو برای من یکی کار ساده‌ای نبود و نیست، اما از نتیجه راضیم.

@bayanz
6
فرار قانونی از زندان

در آلمان، هلند، بلژیک، سوئد، اتریش و یکسری کشور دیگه، فرار از زندان جریمه نداره. یعنی اگر کسی از زندان فرار کنه، چنان‌چه در حین فرار مرتکب جرمی نشه، صرفاً به‌خاطر فرار جرمی مرتکب نشده و بر زمان حبسش اضافه نمی‌شه. دلیلش هم اینه که طبق فلسفه قانون این کشور‌ها، تمایل به فرار در ذات انسانه.
حالا نمی‌دونم این اطلاعات به درد کدومتون قراره بخوره 😏

منابع این قانون رو اینجا می‌تونید ببینید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Prison_escape#Punishment

@bayanz
39
آمار مرگ‌ومیر کرونا در آلمان از ابتدا تا کنون. هفته‌ی گذشته، به‌طور میانگین روزی ۱۵۴ کشته.
3
نگاه ریسکگرا

کسی از شما مشورتی می‌خواد: فلان کار رو بکنم یا نه؟

۱- شما با شناختی که از شرایط طرف و تجربه‌ی قبلی افراد در شرایط مشابه داری، می‌گی «ریسکش بالاست. به‌نظرم احتمال موفقیتش خیلی پایینه.» طرف می‌گه باشه. می‌ره کار رو انجام می‌ده و موفق هم می‌شه. می‌گه دیدی چرت گفتی؟

۲- در یک شرایط دیگه، به‌طرف می‌گی «ایده‌ی بدی به‌نظر نمیاد، ریسکش کمه. احتمال این که جواب بده زیاده.» طرف می‌ره کار رو انجام می‌ده و شکست می‌خوره. می‌گه دیدی چرت گفتی؟

شخصی که معنای ریسک و احتمالِ موفقیت و شکست رو درک نکرده، بر اساس نتیجه، دقت پیش‌بینی رو قضاوت می‌کنه.

اگر هواشناسی گفت فردا با احتمال ۹۹٪ باران می‌باره، و فردا باران نبارید، پیش‌بینی هواشناسی غلط نبوده. زمانی می‌تونیم بگیم پیش‌بینی غلط بوده که فردا رو ۱۰۰ بار تکرار کنیم (که غیرممکنه) و ببینیم چند بار از این ۱۰۰ بار باران می‌باره. اگر ۹۹ بار بارید و یک بار نبارید، پیش‌بینی صددرصد درست بوده.

شخصی با تفکر ریسک‌گرا، تصویرِ بزرگ‌تر رو می‌بینه، احتمالات موفقیت و شکست رو محاسبه می‌کنه و در سطح خرد، برای خودش تصمیم می‌گیره. نتیجه هر چی که باشه، صرفاً یک عدد داده‌ست در جامعه‌ی آماری.

فرزاد بیان

@bayanz
63