Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر محمد رسولی: جای اندیشکده ایراناندیشی آتوسا بهعنوان نهادی مستقل، خالی بود
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر محمد رسولی، شاهنامهپژوه و حقوقدان، در پیامی ویدیویی به مناسبت تأسیس «اندیشکده ایراناندیشی آتوسا» ضمن تبریک به مدیران این اندیشکده اظهار کرد که چشمانداز روشنی پیشِروی آن قرار دارد و پیشتر جای نهادی غیردولتی و مستقل در این حوزه خالی بود.
🔸وی در ادامهی پیام خود به شاهنامهی فردوسی پرداخت و گفت: «شاهنامه یکی از منابع مهم تاریخ ایران بهشمار میرود و اندیشکده ایراناندیشی آتوسا میتواند با بهرهگیری از فناوریهای نوین و رویکردی هنری، در ترویج و گسترش شناخت این اثر گرانسنگ نقشآفرین باشد.»
🔸این شاهنامهپژوه در پایان افزود: «اساتید و پژوهشگران برجستهای با این اندیشکده همکاری دارند که این خود نشانهی چشمانداز روشن آن است. امیدوارم فعالیتهای این مجموعه به پژوهشها و کشفهای علمی تازهای در عرصهی تاریخ ایران بینجامد.»
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر محمد رسولی، شاهنامهپژوه و حقوقدان، در پیامی ویدیویی به مناسبت تأسیس «اندیشکده ایراناندیشی آتوسا» ضمن تبریک به مدیران این اندیشکده اظهار کرد که چشمانداز روشنی پیشِروی آن قرار دارد و پیشتر جای نهادی غیردولتی و مستقل در این حوزه خالی بود.
🔸وی در ادامهی پیام خود به شاهنامهی فردوسی پرداخت و گفت: «شاهنامه یکی از منابع مهم تاریخ ایران بهشمار میرود و اندیشکده ایراناندیشی آتوسا میتواند با بهرهگیری از فناوریهای نوین و رویکردی هنری، در ترویج و گسترش شناخت این اثر گرانسنگ نقشآفرین باشد.»
🔸این شاهنامهپژوه در پایان افزود: «اساتید و پژوهشگران برجستهای با این اندیشکده همکاری دارند که این خود نشانهی چشمانداز روشن آن است. امیدوارم فعالیتهای این مجموعه به پژوهشها و کشفهای علمی تازهای در عرصهی تاریخ ایران بینجامد.»
@Atusa_thinktank
👍17👎9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر زاگرس زند: اندیشکده ایراناندیشی آتوسا باید استقلال فکری، سیاسی و مالی داشته باشد
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸زاگرس زند، به مناسبت تأسیس اندیشکدهی ایراناندیشی آتوسا در پیامی اظهار داشت:
🔸«سالها بود که پژوهشگران دانشگاهی و خارج از دانشگاه هشدار میدادند که «ایران» دیگر محور، کانون پژوهش و مسئلهی اصلی مطالعات علمی نیست؛ اما این واقعیت نادیده گرفته میشد. با این حال، تحولات سالهای اخیر نشان داد که مسیر گذشته نادرست بوده و حتی بسیاری از کسانی که در ابتدا مخالف این دیدگاه بودند، امروز به اهمیت «کانونی شدن ایران» پی برده و به این نگرش گرایش یافتهاند.»
وی در ادامه، در توصیه به اندیشکده آتوسا افزود:
🔸«اندیشکده آتوسا باید استقلال فکری، سیاسی و مالی خود را حفظ کند. این اندیشکده نباید خود را در تقابل با دانشگاه تعریف کند، بلکه باید در کنار آن قرار گیرد و در همکاری سازنده با آن فعالیت نماید. البته این امر به معنای پیروی کامل از سیاستها و رویکردهای دانشگاه نیست؛ بلکه لازم است اندیشکده مسیر اندیشهای مستقل، آزادانه و خلاقانهی خود را دنبال کند»
ادامه در ویدیو بالا
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸زاگرس زند، به مناسبت تأسیس اندیشکدهی ایراناندیشی آتوسا در پیامی اظهار داشت:
🔸«سالها بود که پژوهشگران دانشگاهی و خارج از دانشگاه هشدار میدادند که «ایران» دیگر محور، کانون پژوهش و مسئلهی اصلی مطالعات علمی نیست؛ اما این واقعیت نادیده گرفته میشد. با این حال، تحولات سالهای اخیر نشان داد که مسیر گذشته نادرست بوده و حتی بسیاری از کسانی که در ابتدا مخالف این دیدگاه بودند، امروز به اهمیت «کانونی شدن ایران» پی برده و به این نگرش گرایش یافتهاند.»
وی در ادامه، در توصیه به اندیشکده آتوسا افزود:
🔸«اندیشکده آتوسا باید استقلال فکری، سیاسی و مالی خود را حفظ کند. این اندیشکده نباید خود را در تقابل با دانشگاه تعریف کند، بلکه باید در کنار آن قرار گیرد و در همکاری سازنده با آن فعالیت نماید. البته این امر به معنای پیروی کامل از سیاستها و رویکردهای دانشگاه نیست؛ بلکه لازم است اندیشکده مسیر اندیشهای مستقل، آزادانه و خلاقانهی خود را دنبال کند»
ادامه در ویدیو بالا
@Atusa_thinktank
👍12👎9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محمد رسولیپور: پیوند زنجیره دانش دانشگاهی با بدنه پویای فرهنگ و هنر، راهی برای خلق آثار اصیل و اثرگذار
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸محمد رسولیپور، «مدیر پروژه فرهنگی ایرانشهر»، در پیامی به مناسبت تأسیس اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا» اظهار داشت:
🔸پیدایش نهادی که «ایران» را در مرکز توجه قرار میدهد، در روزگار کنونی ضرورتی انکارناپذیر و نویدبخش است.
وی در ادامه افزود:
🔸امید است این اندیشکده بتواند با پژوهشهای عمیق و بیانی شیوا، گنجینهی غنی تاریخ، فلسفه، جهانبینی و هویت ایرانی را به شکلی در دسترس برای آفرینندگان فرهنگ — از هنرمندان و نویسندگان گرفته تا فیلمسازان و دیگر خلاقان — فراهم کند.
🔸پیوند زنجیرهی دانش دانشگاهی با بدنهی پویای فرهنگ و هنر، زمینهساز خلق آثاری اصیل و اثرگذار خواهد بود؛ آثاری که ریشه در خاک بارور و الهامبخش این سرزمین دارند.
ادامه در ویدیو بالا
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸محمد رسولیپور، «مدیر پروژه فرهنگی ایرانشهر»، در پیامی به مناسبت تأسیس اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا» اظهار داشت:
🔸پیدایش نهادی که «ایران» را در مرکز توجه قرار میدهد، در روزگار کنونی ضرورتی انکارناپذیر و نویدبخش است.
وی در ادامه افزود:
🔸امید است این اندیشکده بتواند با پژوهشهای عمیق و بیانی شیوا، گنجینهی غنی تاریخ، فلسفه، جهانبینی و هویت ایرانی را به شکلی در دسترس برای آفرینندگان فرهنگ — از هنرمندان و نویسندگان گرفته تا فیلمسازان و دیگر خلاقان — فراهم کند.
🔸پیوند زنجیرهی دانش دانشگاهی با بدنهی پویای فرهنگ و هنر، زمینهساز خلق آثاری اصیل و اثرگذار خواهد بود؛ آثاری که ریشه در خاک بارور و الهامبخش این سرزمین دارند.
ادامه در ویدیو بالا
@Atusa_thinktank
👍16👎10
Forwarded from بهنام جودی
دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی با همکاری انجمن علمی-دانشجویی تاریخ دانشگاه تهران برگزار میکند:
نشست نقد و بررسی کتاب تاریخ مفاهیم و مفاهیم بنیادین
با حضور
دکتر بهنام جودی (مترجم اثر و دانشآموختۀ اندیشۀسیاسی)
دکتر فاطمه سادات میررضی (دانشآموختۀ تاریخ دانشگاه تهران)
دکتر رامین البرزی (دانشآموختۀ علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس)
دکتر امید غیاثی (دانشآموختۀ تاریخ دانشگاه تهران)
زمان: دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶
مکان: دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، تالار کمال
اخبار علمی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
@Historyandidea
@scientific_events_UT
نشست نقد و بررسی کتاب تاریخ مفاهیم و مفاهیم بنیادین
با حضور
دکتر بهنام جودی (مترجم اثر و دانشآموختۀ اندیشۀسیاسی)
دکتر فاطمه سادات میررضی (دانشآموختۀ تاریخ دانشگاه تهران)
دکتر رامین البرزی (دانشآموختۀ علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس)
دکتر امید غیاثی (دانشآموختۀ تاریخ دانشگاه تهران)
زمان: دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶
مکان: دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، تالار کمال
اخبار علمی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
@Historyandidea
@scientific_events_UT
👍16👎8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر بهزاد کریمی: در روزگاری که در آن قرار داریم، اندیشیدن به ایدهی ایران و کیان ایران دشوار شده است
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر بهزاد کریمی، استاد گروه ایرانشناسی دانشگاه میبد، در پیامی ویدیویی به مناسبت تأسیس اندیشکده ایراناندیشی آتوسا اظهار کرد:
🔸«در سالهای اخیر، کارهای ارزنده و درخشانی در مؤسسه آتوسا انجام شده که جای آن در عرصهی تاریخ و علوم سیاسی خالی بود.»
وی در ادامه، دربارهی مفهوم ایرانشناسی افزود:
🔸«به نظر من، اگر بتوانیم در حوزههای گوناگون علوم انسانی ـ و حتی فراتر از آن ـ ساختارها و الگوهای کلان را از منظر یافتن دستگاهی فکری، خردی و نوعی حکمت که ریشه در فرهنگ ایران دارد، کاوش و بررسی کنیم، در واقع دست به کاری ایرانشناسانه زدهایم.»
دکتر کریمی همچنین تصریح کرد:
🔸«در روزگاری که در آن بهسر میبریم، متأسفانه اندیشیدن به کیان ایران و ایدهی ایران کاری دشوار شده است.»
ادامهی سخنرانی دکتر کریمی را میتوانید در ویدیوی بالا مشاهده فرمایید.
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر بهزاد کریمی، استاد گروه ایرانشناسی دانشگاه میبد، در پیامی ویدیویی به مناسبت تأسیس اندیشکده ایراناندیشی آتوسا اظهار کرد:
🔸«در سالهای اخیر، کارهای ارزنده و درخشانی در مؤسسه آتوسا انجام شده که جای آن در عرصهی تاریخ و علوم سیاسی خالی بود.»
وی در ادامه، دربارهی مفهوم ایرانشناسی افزود:
🔸«به نظر من، اگر بتوانیم در حوزههای گوناگون علوم انسانی ـ و حتی فراتر از آن ـ ساختارها و الگوهای کلان را از منظر یافتن دستگاهی فکری، خردی و نوعی حکمت که ریشه در فرهنگ ایران دارد، کاوش و بررسی کنیم، در واقع دست به کاری ایرانشناسانه زدهایم.»
دکتر کریمی همچنین تصریح کرد:
🔸«در روزگاری که در آن بهسر میبریم، متأسفانه اندیشیدن به کیان ایران و ایدهی ایران کاری دشوار شده است.»
ادامهی سخنرانی دکتر کریمی را میتوانید در ویدیوی بالا مشاهده فرمایید.
@Atusa_thinktank
👍19👎6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سایه اقتصادینیا: زبان فارسی یکی از ارکان مهم هویت ملی ایرانیان است
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸سایه اقتصادینیا، مدرس زبان فارسی در دانشگاه جرجتاون واشنگتن دیسی، در پیامی ویدیویی به مناسبت تأسیس اندیشکدهی «ایراناندیشی آتوسا»، ضمن تبریک به مناسبت آغاز به کار این اندیشکده و یادآوری همکاریهای پیشین خود با مؤسسهی آتوسا، اظهار داشت:
🔸«زبان فارسی یکی از ارکان اصلی و بنیادین هویت ملی ما ایرانیان است. اندیشکدهی ایراناندیشی آتوسا شایسته است در برنامهها و فعالیتهای خود، این موضوع را بهطور جدی مورد توجه قرار دهد و بخشی از تلاشهای خود را به پاسداشت و گسترش زبان فارسی اختصاص دهد.»
🔸اقتصادینیا همچنین افزود: «ایراناندیشی و ایرانشناسی مسیری دلانگیز، اما خطیر است که نیازمند دقت و مراقبت فراوان است.»
🔻ادامهی سخنان سایه اقتصادینیا در ویدیوی بالا قابل مشاهده است.
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸سایه اقتصادینیا، مدرس زبان فارسی در دانشگاه جرجتاون واشنگتن دیسی، در پیامی ویدیویی به مناسبت تأسیس اندیشکدهی «ایراناندیشی آتوسا»، ضمن تبریک به مناسبت آغاز به کار این اندیشکده و یادآوری همکاریهای پیشین خود با مؤسسهی آتوسا، اظهار داشت:
🔸«زبان فارسی یکی از ارکان اصلی و بنیادین هویت ملی ما ایرانیان است. اندیشکدهی ایراناندیشی آتوسا شایسته است در برنامهها و فعالیتهای خود، این موضوع را بهطور جدی مورد توجه قرار دهد و بخشی از تلاشهای خود را به پاسداشت و گسترش زبان فارسی اختصاص دهد.»
🔸اقتصادینیا همچنین افزود: «ایراناندیشی و ایرانشناسی مسیری دلانگیز، اما خطیر است که نیازمند دقت و مراقبت فراوان است.»
🔻ادامهی سخنان سایه اقتصادینیا در ویدیوی بالا قابل مشاهده است.
@Atusa_thinktank
👍27👎11
طباطبایی و مسئله ایران: از فضای تجربه تا افق انتظار
✍ دکتر امید غیاثی: معاون پژوهشی و راهبردی اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸در آستانه هشتادمین زادروز روانشاد جواد طباطبایی، همچنان فضای ایراندوستی و ایراناندیشی از اندیشه و نظام فکری او بسیار متاثر است. طباطبایی کانونیترین دغدغه خود را اندیشیدن به ایران و تاسیس علم ایران میدانست و در سیر آثار او، میتوان نشانههای متفکران متعددی را جست که مورد توجه طباطبایی برای نیل به این مقصود قرار گرفته بودند. درواقع میتوان گفت طباطبایی تا پایان عمر درگیر روشِ به مسئله بدل کردن ایران بود تا زوایا و خبایای منتقل کردن ایران به جایگاه object را نشان دهد.
🔸در آثار اولیه طباطبایی، وی با الهام از پدیدارشناسی روح هگل و عکسِ تبارشناسی فوکو تلاش میکند منحنی زوال اندیشه و انحطاط تاریخی ایران را توضیح دهد. در این مقطع میتوان تمرکز طباطبایی بر مفهوم تجدد را بسیار کلیدی دانست. به بیان دقیقتر، طباطبایی تلاش میکند با خوانش تاریخ از منظری فلسفی، سنت را بازخوانی کرده و تاکید بسیاری میکند که نظام سنت قدمایی توان طرح پرسش را از دست داده است و ما ناچاریم با مبانی مدرنیته و نظام مفهومی دوران جدید سنت را به پرسش بگیریم. از طرح مداوم مسئله تجدد و نقد نظام سنت قدمایی است که به نظر میرسد توجه طباطبایی به سنت بیشتر جلب میشود و تاکید ویژه او اینبار به یک معنا دوسویه میشود. تاکید طباطبایی همچنان بر تجدد و نقطه عزیمت مفهومی-فلسفی ما در مواجهه با جهان از مدرنیته است، اما در عین حال تاکید میکند که نظریهای که نتوان آن را به محک مواد تاریخ ایران زد، ربطی به مسئله و نسبت ما با ایران ندارد. در اینجا طباطبایی توجه بیشتری به سنت میکند، اما همچنان پای در زمین تجدد دارد و میتوان گفت نگرشی تعدیلیافته در کاربست نظریهها و روشهای جدید در مورد فهم تاریخ ایران در اندیشه او بروز مییابد.
🔸طباطبایی ضمن تاکید بر استفاده از نظام مفاهیم مدرن، تاکید دیگری نیز میکند که بدون سنت نمیتوان اندیشید. در این گام به زعم نگارنده دو متفکر بیش از پیش مدنظر او قرار میگیرند. راینهارت کوزلک و هانس بلومنبرگ با تکیه روششناسیهای خاص خود تلاش کرده بودند برآمدن جهان مدرن از دلِ جهان قدیم را توضیح دهند و طباطبایی نیز با این نگاه، تلاش میکند سنت ایرانی را فهم کرده تا دریابد چه مولفههایی از آن میتواند همچنان در دوران جدید معنادار باشد. تفاوت مهمی میان تلاش او و کار کوزلک و بلومنبرگ وجود دارد و آن این است که طباطبایی در حالی با این مسئله مواجه شد، که مدرنیته یک نص بیرونی است که منطقش را بر نصوص سنت ما تحمیل کرده است و این وضعیت، موقعیت او را در قیاس با کوزلک و بلومنبرگ متفاوت میسازد. در این مرحله است که او تلاش میکند با طرح مسئله زمان تاریخی و درک جهان مفاهیم ایران پیشامدرن، افقی به سوی آینده بگشاید. تاکید او بر «نواحی جدید در قدیم» همچنان که از ایدئولوژیک شدن سنت جلوگیری میکند، به دنبال یافتن روزنههایی در نظام سنت قدمایی است که به تعبیر شمس تبریزی، نوری از آن به داخل بتابد. با وامگیری از دو مفهوم راینهارت کوزلک در طرح مسئله مفاهیم بنیادین تاریخی- فضای تجربه و افق انتظار- میتوان گفت که طباطبایی با برقراری یک نسبت نقادانه با سنت، تلاش کرد تا با پرتوافکنی بر سنت از نفس افتاده اما هنوز نمرده، از آن فضای تجربه و تجربه زیسته هر آنچه معنادار است را از ایران قدیم به افق انتظار ایران آینده منتقل کند. این نگاه ضمن توجه به سنت، تاکیدی مهم برمعنادار بودن امر قدیم و نسبت آن با امر جدید دارد. اموری که نسبتشان را در مواجهه انسان ایرانی امروز با جهان از دست دادهاند، با الهام از فیلسوف آلمانی، هانس گئورگ گادامر، در نظام فکری طباطبایی درباره ایران، به قلمرو گذشته تعلق دارند و نه قلمرو تاریخ.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
@Atusa_thinktank
✍ دکتر امید غیاثی: معاون پژوهشی و راهبردی اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸در آستانه هشتادمین زادروز روانشاد جواد طباطبایی، همچنان فضای ایراندوستی و ایراناندیشی از اندیشه و نظام فکری او بسیار متاثر است. طباطبایی کانونیترین دغدغه خود را اندیشیدن به ایران و تاسیس علم ایران میدانست و در سیر آثار او، میتوان نشانههای متفکران متعددی را جست که مورد توجه طباطبایی برای نیل به این مقصود قرار گرفته بودند. درواقع میتوان گفت طباطبایی تا پایان عمر درگیر روشِ به مسئله بدل کردن ایران بود تا زوایا و خبایای منتقل کردن ایران به جایگاه object را نشان دهد.
🔸در آثار اولیه طباطبایی، وی با الهام از پدیدارشناسی روح هگل و عکسِ تبارشناسی فوکو تلاش میکند منحنی زوال اندیشه و انحطاط تاریخی ایران را توضیح دهد. در این مقطع میتوان تمرکز طباطبایی بر مفهوم تجدد را بسیار کلیدی دانست. به بیان دقیقتر، طباطبایی تلاش میکند با خوانش تاریخ از منظری فلسفی، سنت را بازخوانی کرده و تاکید بسیاری میکند که نظام سنت قدمایی توان طرح پرسش را از دست داده است و ما ناچاریم با مبانی مدرنیته و نظام مفهومی دوران جدید سنت را به پرسش بگیریم. از طرح مداوم مسئله تجدد و نقد نظام سنت قدمایی است که به نظر میرسد توجه طباطبایی به سنت بیشتر جلب میشود و تاکید ویژه او اینبار به یک معنا دوسویه میشود. تاکید طباطبایی همچنان بر تجدد و نقطه عزیمت مفهومی-فلسفی ما در مواجهه با جهان از مدرنیته است، اما در عین حال تاکید میکند که نظریهای که نتوان آن را به محک مواد تاریخ ایران زد، ربطی به مسئله و نسبت ما با ایران ندارد. در اینجا طباطبایی توجه بیشتری به سنت میکند، اما همچنان پای در زمین تجدد دارد و میتوان گفت نگرشی تعدیلیافته در کاربست نظریهها و روشهای جدید در مورد فهم تاریخ ایران در اندیشه او بروز مییابد.
🔸طباطبایی ضمن تاکید بر استفاده از نظام مفاهیم مدرن، تاکید دیگری نیز میکند که بدون سنت نمیتوان اندیشید. در این گام به زعم نگارنده دو متفکر بیش از پیش مدنظر او قرار میگیرند. راینهارت کوزلک و هانس بلومنبرگ با تکیه روششناسیهای خاص خود تلاش کرده بودند برآمدن جهان مدرن از دلِ جهان قدیم را توضیح دهند و طباطبایی نیز با این نگاه، تلاش میکند سنت ایرانی را فهم کرده تا دریابد چه مولفههایی از آن میتواند همچنان در دوران جدید معنادار باشد. تفاوت مهمی میان تلاش او و کار کوزلک و بلومنبرگ وجود دارد و آن این است که طباطبایی در حالی با این مسئله مواجه شد، که مدرنیته یک نص بیرونی است که منطقش را بر نصوص سنت ما تحمیل کرده است و این وضعیت، موقعیت او را در قیاس با کوزلک و بلومنبرگ متفاوت میسازد. در این مرحله است که او تلاش میکند با طرح مسئله زمان تاریخی و درک جهان مفاهیم ایران پیشامدرن، افقی به سوی آینده بگشاید. تاکید او بر «نواحی جدید در قدیم» همچنان که از ایدئولوژیک شدن سنت جلوگیری میکند، به دنبال یافتن روزنههایی در نظام سنت قدمایی است که به تعبیر شمس تبریزی، نوری از آن به داخل بتابد. با وامگیری از دو مفهوم راینهارت کوزلک در طرح مسئله مفاهیم بنیادین تاریخی- فضای تجربه و افق انتظار- میتوان گفت که طباطبایی با برقراری یک نسبت نقادانه با سنت، تلاش کرد تا با پرتوافکنی بر سنت از نفس افتاده اما هنوز نمرده، از آن فضای تجربه و تجربه زیسته هر آنچه معنادار است را از ایران قدیم به افق انتظار ایران آینده منتقل کند. این نگاه ضمن توجه به سنت، تاکیدی مهم برمعنادار بودن امر قدیم و نسبت آن با امر جدید دارد. اموری که نسبتشان را در مواجهه انسان ایرانی امروز با جهان از دست دادهاند، با الهام از فیلسوف آلمانی، هانس گئورگ گادامر، در نظام فکری طباطبایی درباره ایران، به قلمرو گذشته تعلق دارند و نه قلمرو تاریخ.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
@Atusa_thinktank
👍22👎6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مقصودعلی صادقیگندمانی: دغدغه میهن، بزرگترین اندیشه پایداری ایران بوده است
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر مقصودعلی صادقیگندمانی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، در پیامی ویدئویی به مناسبت تأسیس اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا» گفت:
🔸عبارت «ایراناندیشی» که در عنوان اندیشکده آمده است، هم به مفهوم «اندیشه» اشاره دارد و هم بیانگر دغدغه و دلبستگی نسبت به ایران است.
وی در ادامه افزود:
🔸در طول تاریخ ایران، بزرگترین اندیشهای که در میان ایرانیان، بهویژه ایرانیان فرهیخته، وجود داشته است، اندیشه «میهن» بوده؛ نگرانی و حساسیتی نسبت به سرنوشت کشور، هویت ملی، فرهنگ و تمدن این سرزمین. پایداری و استقامت ایران در گذر تاریخ، برآمده از همین دغدغه حفظ هویت و فرهنگ ایرانی است.
🔻ادامه سخنان دکتر صادقیگندمانی را در ویدئو بالا مشاهده بفرمایید.
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر مقصودعلی صادقیگندمانی، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، در پیامی ویدئویی به مناسبت تأسیس اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا» گفت:
🔸عبارت «ایراناندیشی» که در عنوان اندیشکده آمده است، هم به مفهوم «اندیشه» اشاره دارد و هم بیانگر دغدغه و دلبستگی نسبت به ایران است.
وی در ادامه افزود:
🔸در طول تاریخ ایران، بزرگترین اندیشهای که در میان ایرانیان، بهویژه ایرانیان فرهیخته، وجود داشته است، اندیشه «میهن» بوده؛ نگرانی و حساسیتی نسبت به سرنوشت کشور، هویت ملی، فرهنگ و تمدن این سرزمین. پایداری و استقامت ایران در گذر تاریخ، برآمده از همین دغدغه حفظ هویت و فرهنگ ایرانی است.
🔻ادامه سخنان دکتر صادقیگندمانی را در ویدئو بالا مشاهده بفرمایید.
@Atusa_thinktank
👍18👎13
جشن پیروزی نور بر تاریکی
✍️مریم روشنبین: عضو شورای علمی اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
ویژهنامۀ پاییزی
🔸در آستانهٔ شب چله (یلدا) و به مناسبت ثبت جهانی جشن دیوالی، لازم دیدم نگاهی تطبیقی به هماهنگیها و همپوشانیهای معنایی و آیینی این دو جشن پاییزی بیندازم. با وجود آنکه پژوهشگران بارها در گفتارهای خود به خویشاوندی عمیق فرهنگی ایران و هند ـ همچون دو خواهر تمدنی ـ اشاره کردهاند، در عمل رویکردهای پژوهشیِ رایج در هر دو حوزه کمتر به این مشابهتها توجه نشان داده است. بسیاری از پژوهشگران هندی شناخت دقیقی از ایران باستان ندارند و در مقابل، پژوهشگران ایرانی اغلب پدیدههای فرهنگی ایران را در قیاس با یونان، روم و بینالنهرین میسنجند و حوزهٔ هند را کمتر وارد گفتوگو میکنند.
🔸نگارنده، افزون بر مطالعات کتابخانهای دربارهٔ فرهنگ هند و نیز بر پایهٔ تجربهٔ همزیستی، متوجه شباهتهایی معنادار میان جشن دیوالی، شب چله (یلدا) و نیز جشن مهم دیگر ایرانی، یعنی مهرگان، شده است.
دیوالی: جشن نور و پیروزی
🔸دیوالی یا «جشن چراغها» از مهمترین جشنهای هندوست و از نظر جایگاه فرهنگی و اجتماعی میتوان آن را همسنگ نوروز در ایران دانست. این جشن پنجروزه با آیینهایی چون روشنکردن چراغ، آتشبازی، دید و بازدید، پذیرایی با شیرینی، کشیدن رنگولی، و خانهتکانی پیش از جشن همراه است. خانهها چراغانی میشوند و هر شهر و روستا با آیینهای محلی خاص خود به پیشواز دیوالی میرود.
🔸در روایتهای کلاسیک، دیوالی یادآور بازگشت رامَه و پیروزی او بر نیروهای شر است؛ پیروزی نور بر تاریکی و پیمانداری بر پیمانشکنی. این جشن در متون کهن با عنوانهایی مرتبط با «چراغ» یاد شده و در گذر زمان دچار تحولاتی آیینی و تفسیری شده است.
از نظر زمانی، دیوالی جشنی پاییزی است که بر پایهٔ تقویم قمری–شمسی باستانی هند (مشابه تقویم)، در میانهٔ ماه کارتیکَه (Kārtika) برابر با آبان برگزار میشود؛ شبی بیماه که در آن، چراغها نماد غلبهٔ نور بر تاریکیاند .
مهرگان و شب چله: پیروزی نور بر تاریکی
🔸با همین چشمانداز، میتوان شباهتهای دیوالی را با جشن مهرگان و شب چله دریافت و حتی فراتر از آن، همانندیهایی میان رفتارهای آیینیِ پیش از دیوالی و آیینهای پاکسازی پیش از نوروز مشاهده کرد.
🔸مهرگان، جشن ستایش ایزد مهر (میترا)، قدمتی پیشاهخامنشی دارد و در منابع گاه بهعنوان جشن پیروزی فریدون بر ضحاک، یعنی غلبهٔ خیر بر شر، تفسیر شده است . همچنین این جشن با فصل برداشت محصول و نظم کیهانی مرتبط دانسته میشود.
🔸شب چله یا یلدا، در اصل به نظام شمارش زمان در «زمستان بزرگ» بازمیگردد؛ این جشن که احتمالاً برای آذر برگزار میشده پایان فصل پاییز و شروع فصل زمستان را نوید میداده است. در دوران اسلامی شاید به دلایل محدودیت مذهبی و برای حفظ جشن به شب چله تغییر نام پیدا کرده و در ارتباط با انقلاب زمستانی قرار گرفته است. نمادهایی که بر خوان شب چله نهاده میشود همگی تأکید ویژه بر رنگ سرخ یا ارغوانی دارد، یادآور نور و روشنی. تأکیدی که در دیگر جشنهای ایرانی به این شدت دیده نمیشود. بهنظر میرسد این جشن جشنی مردمی بوده و ارتباط چندانی با تقویم رسمی آن روزگاران نداشته است. در گذر زمان و بر اثر تحولات زبانی و فرهنگی، نام «یلدا» ـ واژهای سریانی به معنای «زایش» ـ برای این شب رواج یافته است.
جمعبندی
🔸بهنظر میرسد با اندکی درنگ و توجه به این همزمانیها و همپوشانیها شاید بتوان به مشابهتهای بیشتری دربارۀ سنتهای هند و ایران و از خلال آن به سنتهای هندوایرانی و پیشاهندوایرانی دست یافت. به باور نگارنده شباهتهای میان دیوالی، مهرگان و شب چله، شایستهٔ بررسیهای تطبیقی عمیقتر است. و ما را در دریافت تصویری بهتر و روشنتر از گذشتۀ خود یاری میدهد.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
@Atusa_thinktank
✍️مریم روشنبین: عضو شورای علمی اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
ویژهنامۀ پاییزی
🔸در آستانهٔ شب چله (یلدا) و به مناسبت ثبت جهانی جشن دیوالی، لازم دیدم نگاهی تطبیقی به هماهنگیها و همپوشانیهای معنایی و آیینی این دو جشن پاییزی بیندازم. با وجود آنکه پژوهشگران بارها در گفتارهای خود به خویشاوندی عمیق فرهنگی ایران و هند ـ همچون دو خواهر تمدنی ـ اشاره کردهاند، در عمل رویکردهای پژوهشیِ رایج در هر دو حوزه کمتر به این مشابهتها توجه نشان داده است. بسیاری از پژوهشگران هندی شناخت دقیقی از ایران باستان ندارند و در مقابل، پژوهشگران ایرانی اغلب پدیدههای فرهنگی ایران را در قیاس با یونان، روم و بینالنهرین میسنجند و حوزهٔ هند را کمتر وارد گفتوگو میکنند.
🔸نگارنده، افزون بر مطالعات کتابخانهای دربارهٔ فرهنگ هند و نیز بر پایهٔ تجربهٔ همزیستی، متوجه شباهتهایی معنادار میان جشن دیوالی، شب چله (یلدا) و نیز جشن مهم دیگر ایرانی، یعنی مهرگان، شده است.
دیوالی: جشن نور و پیروزی
🔸دیوالی یا «جشن چراغها» از مهمترین جشنهای هندوست و از نظر جایگاه فرهنگی و اجتماعی میتوان آن را همسنگ نوروز در ایران دانست. این جشن پنجروزه با آیینهایی چون روشنکردن چراغ، آتشبازی، دید و بازدید، پذیرایی با شیرینی، کشیدن رنگولی، و خانهتکانی پیش از جشن همراه است. خانهها چراغانی میشوند و هر شهر و روستا با آیینهای محلی خاص خود به پیشواز دیوالی میرود.
🔸در روایتهای کلاسیک، دیوالی یادآور بازگشت رامَه و پیروزی او بر نیروهای شر است؛ پیروزی نور بر تاریکی و پیمانداری بر پیمانشکنی. این جشن در متون کهن با عنوانهایی مرتبط با «چراغ» یاد شده و در گذر زمان دچار تحولاتی آیینی و تفسیری شده است.
از نظر زمانی، دیوالی جشنی پاییزی است که بر پایهٔ تقویم قمری–شمسی باستانی هند (مشابه تقویم)، در میانهٔ ماه کارتیکَه (Kārtika) برابر با آبان برگزار میشود؛ شبی بیماه که در آن، چراغها نماد غلبهٔ نور بر تاریکیاند .
مهرگان و شب چله: پیروزی نور بر تاریکی
🔸با همین چشمانداز، میتوان شباهتهای دیوالی را با جشن مهرگان و شب چله دریافت و حتی فراتر از آن، همانندیهایی میان رفتارهای آیینیِ پیش از دیوالی و آیینهای پاکسازی پیش از نوروز مشاهده کرد.
🔸مهرگان، جشن ستایش ایزد مهر (میترا)، قدمتی پیشاهخامنشی دارد و در منابع گاه بهعنوان جشن پیروزی فریدون بر ضحاک، یعنی غلبهٔ خیر بر شر، تفسیر شده است . همچنین این جشن با فصل برداشت محصول و نظم کیهانی مرتبط دانسته میشود.
🔸شب چله یا یلدا، در اصل به نظام شمارش زمان در «زمستان بزرگ» بازمیگردد؛ این جشن که احتمالاً برای آذر برگزار میشده پایان فصل پاییز و شروع فصل زمستان را نوید میداده است. در دوران اسلامی شاید به دلایل محدودیت مذهبی و برای حفظ جشن به شب چله تغییر نام پیدا کرده و در ارتباط با انقلاب زمستانی قرار گرفته است. نمادهایی که بر خوان شب چله نهاده میشود همگی تأکید ویژه بر رنگ سرخ یا ارغوانی دارد، یادآور نور و روشنی. تأکیدی که در دیگر جشنهای ایرانی به این شدت دیده نمیشود. بهنظر میرسد این جشن جشنی مردمی بوده و ارتباط چندانی با تقویم رسمی آن روزگاران نداشته است. در گذر زمان و بر اثر تحولات زبانی و فرهنگی، نام «یلدا» ـ واژهای سریانی به معنای «زایش» ـ برای این شب رواج یافته است.
جمعبندی
🔸بهنظر میرسد با اندکی درنگ و توجه به این همزمانیها و همپوشانیها شاید بتوان به مشابهتهای بیشتری دربارۀ سنتهای هند و ایران و از خلال آن به سنتهای هندوایرانی و پیشاهندوایرانی دست یافت. به باور نگارنده شباهتهای میان دیوالی، مهرگان و شب چله، شایستهٔ بررسیهای تطبیقی عمیقتر است. و ما را در دریافت تصویری بهتر و روشنتر از گذشتۀ خود یاری میدهد.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
@Atusa_thinktank
👍23👎7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر جواد مرشدلو: ایرانِ امروز در چنبرهای از بحرانهای گوناگون گرفتار آمده است
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر جواد مرشدلو، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، در پیامی ویدیویی به مناسبت تأسیس «اندیشکده ایراناندیشی آتوسا» گفت:
🔸امروز شاهد ظهور نسل تازهای از دانشآموختگان و دانشجویان تاریخ هستیم که بهرغم دشواریها و تنگناهای همیشگی، با دغدغهای ژرف و اندیشهمندانه به بازاندیشی در مسئله ایران پرداختهاند و میکوشند از چشماندازی نو به این موضوع بنگرند.
استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در ادامه افزود:
🔸ایرانِ کهن، امروز در چنبرهای از بحرانهای گوناگون گرفتار آمده است که ابعادی پیچیده و بیسابقه یافتهاند. در چنین وضعیتی، هر کوشش و تکاپویی در جهت نکوداشت «روایت ایران» در تمامیت تاریخی، فرهنگی و تمدنی آن، و نیز مواجههی انتقادی با اکنون خطیرش، در خورِ ستایش است.
🔻ادامهی سخنان دکتر مرشدلو را در ویدیوی بالا مشاهده فرمایید.
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر جواد مرشدلو، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس، در پیامی ویدیویی به مناسبت تأسیس «اندیشکده ایراناندیشی آتوسا» گفت:
🔸امروز شاهد ظهور نسل تازهای از دانشآموختگان و دانشجویان تاریخ هستیم که بهرغم دشواریها و تنگناهای همیشگی، با دغدغهای ژرف و اندیشهمندانه به بازاندیشی در مسئله ایران پرداختهاند و میکوشند از چشماندازی نو به این موضوع بنگرند.
استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس در ادامه افزود:
🔸ایرانِ کهن، امروز در چنبرهای از بحرانهای گوناگون گرفتار آمده است که ابعادی پیچیده و بیسابقه یافتهاند. در چنین وضعیتی، هر کوشش و تکاپویی در جهت نکوداشت «روایت ایران» در تمامیت تاریخی، فرهنگی و تمدنی آن، و نیز مواجههی انتقادی با اکنون خطیرش، در خورِ ستایش است.
🔻ادامهی سخنان دکتر مرشدلو را در ویدیوی بالا مشاهده فرمایید.
@Atusa_thinktank
👍23👎3
ایراندوستان در تلاش برای اعتلای میهن
ویژهبرنامه افتتاحیه اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا»
🔸به مناسبت تأسیس اندیشکده ایراناندیشی آتوسا، خانم دکتر نادیا حاجیپور، پژوهشگر زبانهای باستانی در پژوهشگاه علوم انسانی، یادداشتی نگاشتهاند که در آن به تلاشهای ایراندوستان برای اعتلای میهن پرداخته شده است.
🔻یادداشت خانم دکتر حاجیپور را در لینک زیر مطالعه بفرمایید:👇👇
https://telegra.ph/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-12-18
ویژهبرنامه افتتاحیه اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا»
🔸به مناسبت تأسیس اندیشکده ایراناندیشی آتوسا، خانم دکتر نادیا حاجیپور، پژوهشگر زبانهای باستانی در پژوهشگاه علوم انسانی، یادداشتی نگاشتهاند که در آن به تلاشهای ایراندوستان برای اعتلای میهن پرداخته شده است.
🔻یادداشت خانم دکتر حاجیپور را در لینک زیر مطالعه بفرمایید:👇👇
https://telegra.ph/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-12-18
Telegraph
ایران دوستان در تلاس برای اعتلای ایران
ایراندوستان در تلاش برای اعتلای میهن ویژهبرنامه افتتاحیه اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا» به مناسبت تأسیس اندیشکده ایراناندیشی آتوسا، خانم دکتر نادیا حاجیپور، استاد زبانهای باستانی در پژوهشگاه علوم انسانی، یادداشتی نگاشتهاند که در آن به تلاشهای ایراندوستان…
👍18👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روشنک مرادی غریبوند: ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به نواندیشان و تجددخواهان نیاز دارد
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸روشنک مرادی غریبوند، عضو اتاق بازرگانی امارات و رئیس اندیشکده تجارت و صنعت پارادایم، در پیامی به مناسبت تأسیس اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا» اظهار داشت:
🔸«ایران برای حفظ میراث تاریخی خود و همچنین برای شکوفایی و احیای آن، به نواندیشان و تجددخواهانی نیاز دارد که به ما یادآوری کنند چه بودهایم و نشان دهند که چه میتوانیم باشیم.»
🔻ادامه سخنان خانم مرادی غریبوند را میتوانید در ویدئوی بالا مشاهده بفرمایید.
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸روشنک مرادی غریبوند، عضو اتاق بازرگانی امارات و رئیس اندیشکده تجارت و صنعت پارادایم، در پیامی به مناسبت تأسیس اندیشکده «ایراناندیشی آتوسا» اظهار داشت:
🔸«ایران برای حفظ میراث تاریخی خود و همچنین برای شکوفایی و احیای آن، به نواندیشان و تجددخواهانی نیاز دارد که به ما یادآوری کنند چه بودهایم و نشان دهند که چه میتوانیم باشیم.»
🔻ادامه سخنان خانم مرادی غریبوند را میتوانید در ویدئوی بالا مشاهده بفرمایید.
@Atusa_thinktank
👍27👎6
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا pinned «جشن پیروزی نور بر تاریکی ✍️مریم روشنبین: عضو شورای علمی اندیشکده ایراناندیشی آتوسا ویژهنامۀ پاییزی 🔸در آستانهٔ شب چله (یلدا) و به مناسبت ثبت جهانی جشن دیوالی، لازم دیدم نگاهی تطبیقی به هماهنگیها و همپوشانیهای معنایی و آیینی این دو جشن پاییزی بیندازم.…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ریشه شکلگیری شب چله
🔸مراسم شب چله یا یلدا از جمله آیینهای باستانی باقیمانده از روزگار کهن در نزد ایرانیان است. مراسم و باورهای این شب با شیوه زندگی روستایی و شبانی نیاکان ما پیوند داشت، در ویدئو حاضر به ریشههای شکل گیری شب چله یا یلدا میپردازیم.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
نویسنده متن: شهرام عضدی
تدوین: مهسا و زهرا آقامیری
@Atusa_thinktank
🔸مراسم شب چله یا یلدا از جمله آیینهای باستانی باقیمانده از روزگار کهن در نزد ایرانیان است. مراسم و باورهای این شب با شیوه زندگی روستایی و شبانی نیاکان ما پیوند داشت، در ویدئو حاضر به ریشههای شکل گیری شب چله یا یلدا میپردازیم.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
نویسنده متن: شهرام عضدی
تدوین: مهسا و زهرا آقامیری
@Atusa_thinktank
👍20👎6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر سید سعید میرمحمد صادق: اندیشکده باید برای طرحهای خود پیوست اقتصادی داشته باشد
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر سید سعید میرمحمد صادق، پژوهشگر تاریخ ایران، در پیامی به مناسبت تأسیس «اندیشکده ایراناندیشی آتوسا» اظهار داشت:
🔸برای قوام و پایداری یک مؤسسه و تضمین آینده کاری آن، ضروری است که به طرحها و برنامههای اندیشکده با نگاه اقتصادی پرداخته شود و پیوست اقتصادی همراه داشته باشد. منظور از نگاه اقتصادی آن است که برنامههایی تهیه و اجرا شوند که در کنار توجه به مباحث ایراناندیشی، بتوانند نیازهای سازمانها و نهادهای مختلف را پاسخ دهند.
🔸در دهههای اخیر، سازمانها و نهادهای متعددی شکل گرفتهاند که «اندیشکده ایراناندیشی» میتواند با ارائه طرحها و خدمات مناسب، بخشی از نیازهای آنها را پوشش دهد و همچنین منابع پایداری برای ادامه فعالیت خود ایجاد کند.
🔻ادامه پیام دکتر میرمحمد صادق را در ویدیو بالا مشاهده بفرمایید
@Atusa_thinktank
ویژه برنامه افتتاحیه اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸دکتر سید سعید میرمحمد صادق، پژوهشگر تاریخ ایران، در پیامی به مناسبت تأسیس «اندیشکده ایراناندیشی آتوسا» اظهار داشت:
🔸برای قوام و پایداری یک مؤسسه و تضمین آینده کاری آن، ضروری است که به طرحها و برنامههای اندیشکده با نگاه اقتصادی پرداخته شود و پیوست اقتصادی همراه داشته باشد. منظور از نگاه اقتصادی آن است که برنامههایی تهیه و اجرا شوند که در کنار توجه به مباحث ایراناندیشی، بتوانند نیازهای سازمانها و نهادهای مختلف را پاسخ دهند.
🔸در دهههای اخیر، سازمانها و نهادهای متعددی شکل گرفتهاند که «اندیشکده ایراناندیشی» میتواند با ارائه طرحها و خدمات مناسب، بخشی از نیازهای آنها را پوشش دهد و همچنین منابع پایداری برای ادامه فعالیت خود ایجاد کند.
🔻ادامه پیام دکتر میرمحمد صادق را در ویدیو بالا مشاهده بفرمایید
@Atusa_thinktank
👍14👎5
بهرام بیضایی و ایران: به مثابه یک تاریخاندیش
✍دکتر امید غیاثی: معاون پژوهشی اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸بهرام بیضایی در زادروز خود از میان ما رفت و ایرانیان در سوگ یکی از برجستهترین چهرههای فرهنگی و هنری خود نشستند. بهرام بیضایی چنان که همگان میدانند، تنها کارگردان صرف یا نمایشنامهنویس نبود، بلکه در وهله نخست یک پژوهشگر بود. «نمایش در ایران» که در جوانی نوشت هنوز مرجع مهمی است و نگارنده نیز در پایاننامه ارشد خود در رشته تاریخ به آن ارجاع داده است. نوع نگاه بیضایی به تاریخ و فرهنگ ایران، ما را بر آن میدارد که او را در زمره اندیشمندان تاریخ ایران قرار دهیم. علاقه او به فرهنگ عامه و اسطورهها، در همه جای آثارش دیده میشود که ما را به سوی فهم نظام ارزشهای اجتماعی در دل تاریخ ایران و نقاط مثبت و منفی آن سوق میدهد. او در کودکی با شنیدن داستان «سلطان مار» از مادربزرگش، جذب داستان، قصهگویی و اهمیت آن شد و به گفته خودش چنان فهم اسطورهای در آثارش جاری شد، که حتی ناخودآگاه سراغش می آمد و از فیلم «سگکشی» به عنوان مصداق این امر نام میبرد.
🔸 بیضایی با شاهنامه زندگی کرد و مانند یک پژوهشگر، به دل تاریخ رفت تا دریابد هزار و یک شب حامل کدام فرهنگ بوده است و به ما تلنگری بزند که «هزار افسان» کجاست؟ و ما به یاد بیاوریم که ژانری پر اهمیت در تاریخ خود داشتهایم که آن را افسان نامیده بودیم و با ژانرهای جدید و رایج که تلاش کردهایم متون گذشته خود را در قالب آن تعریف کنیم، لزوماً اینهمان نیست. تذکرهای او ما را به سوی پدیدار ایران در طی تاریخ رهنمون میکند و گوشههایی را از زاویه هنر و نمایش نشان میدهد که در تاریخنگاری رسمی کمتر بدان پرداختهاند. او بخوبی در «مرگ یزدگرد» نشان میدهد یک گزاره تاریخی چگونه میتواند لایههای گوناگون واقعیت را در دل خود حمل کند و در زمان خواندن شاهنامه فراموش نمی کند که مهم ترین سوگنامه ایرانی یعنی رستم و سهراب، یک وجه مغفول مانده دارد و آن، سوگ تهمینه است. او با تصویرسازی از گفتگوی مردم معمولی در زمان فتح تهران توسط مشروطه خواهان، فهم انسانی ایرانی از مفهوم قانون را برجسته میکند تا اهمیت این جهان مفهومی را در قالبی چون نمایشنامه بیان کند. بیضایی ضمن نقادی، با تلاش برای نشان دادن ریشههای هنوز معنادار در سنت ایرانی، تجدد را همچنان در افق انسان ایرانی زنده نگه داشته است.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
@Atusa_thinktank
✍دکتر امید غیاثی: معاون پژوهشی اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
🔸بهرام بیضایی در زادروز خود از میان ما رفت و ایرانیان در سوگ یکی از برجستهترین چهرههای فرهنگی و هنری خود نشستند. بهرام بیضایی چنان که همگان میدانند، تنها کارگردان صرف یا نمایشنامهنویس نبود، بلکه در وهله نخست یک پژوهشگر بود. «نمایش در ایران» که در جوانی نوشت هنوز مرجع مهمی است و نگارنده نیز در پایاننامه ارشد خود در رشته تاریخ به آن ارجاع داده است. نوع نگاه بیضایی به تاریخ و فرهنگ ایران، ما را بر آن میدارد که او را در زمره اندیشمندان تاریخ ایران قرار دهیم. علاقه او به فرهنگ عامه و اسطورهها، در همه جای آثارش دیده میشود که ما را به سوی فهم نظام ارزشهای اجتماعی در دل تاریخ ایران و نقاط مثبت و منفی آن سوق میدهد. او در کودکی با شنیدن داستان «سلطان مار» از مادربزرگش، جذب داستان، قصهگویی و اهمیت آن شد و به گفته خودش چنان فهم اسطورهای در آثارش جاری شد، که حتی ناخودآگاه سراغش می آمد و از فیلم «سگکشی» به عنوان مصداق این امر نام میبرد.
🔸 بیضایی با شاهنامه زندگی کرد و مانند یک پژوهشگر، به دل تاریخ رفت تا دریابد هزار و یک شب حامل کدام فرهنگ بوده است و به ما تلنگری بزند که «هزار افسان» کجاست؟ و ما به یاد بیاوریم که ژانری پر اهمیت در تاریخ خود داشتهایم که آن را افسان نامیده بودیم و با ژانرهای جدید و رایج که تلاش کردهایم متون گذشته خود را در قالب آن تعریف کنیم، لزوماً اینهمان نیست. تذکرهای او ما را به سوی پدیدار ایران در طی تاریخ رهنمون میکند و گوشههایی را از زاویه هنر و نمایش نشان میدهد که در تاریخنگاری رسمی کمتر بدان پرداختهاند. او بخوبی در «مرگ یزدگرد» نشان میدهد یک گزاره تاریخی چگونه میتواند لایههای گوناگون واقعیت را در دل خود حمل کند و در زمان خواندن شاهنامه فراموش نمی کند که مهم ترین سوگنامه ایرانی یعنی رستم و سهراب، یک وجه مغفول مانده دارد و آن، سوگ تهمینه است. او با تصویرسازی از گفتگوی مردم معمولی در زمان فتح تهران توسط مشروطه خواهان، فهم انسانی ایرانی از مفهوم قانون را برجسته میکند تا اهمیت این جهان مفهومی را در قالبی چون نمایشنامه بیان کند. بیضایی ضمن نقادی، با تلاش برای نشان دادن ریشههای هنوز معنادار در سنت ایرانی، تجدد را همچنان در افق انسان ایرانی زنده نگه داشته است.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
@Atusa_thinktank
👍34👎6
دانشگاه و قبایی که بر تنش زار میزند
✍ دکتر بهزاد کریمی: استاد گروه ایرانشناسی دانشگاه میبد
1. دانشگاه در جهان و بهویژه در ایران مرجعیت روشنفکرانهی خود را از دست داده است. زمانی در دههی 1960 دانشگاهها مأمن اندیشهورزی و پایگاه تبلیغ تفکراتِ غالباً چپ بودند و از طریق تأثیر اجتماعی خودْ دولتها و مجامع بینالمللی را مجبور به پذیرش ایدههای خود میکردند. این دوران، اما به سر آمده است.
2. فروپاشی شوروی و آشنا شدن با حقایق تلخ پشت پردهی آن، استبداد انسانستیز دولتهای بلوک شرق، ناکامی در دستیابی به اهداف جاهطلبانهای که برای چند دهه موجب تحرک و ایجاد جنبشهای چپ میشد، پستمدرنیسم، کالایی شدن دانش و زبان بیش از حد تخصصی همگی باعث شدند دانشگاه چونان یک مُبلّغ بزرگ و راهبر اجتماعی و سیاسی مقام و موقع خویش را از دست بدهد.
3. در ایران اوضاع بهمراتب بدتر بوده است. ناکامیهای سامان سیاسی مستقرِ برآمده از انقلابی که با پرچمداری روشنفکران چپ پدید آمد – چه آنچه ایجاد شده است را دلخواه این روشنفکران بدانیم یا ندانیم – همگان را وادار به بازخوانی انتقادی تاریخ معاصر کرده است.
4. موضوع دیگر، ساختار دانشگاهی است که در چند دههی اخیر هرچه بیشتر مستحکم شده است؛ ساختاری که در آن فرم جای محتوا، ایدهئولوژی جای دانش و رنکینگ جای تفکر را گرفته است. در چنین ساختاری است که استاد در پستوهای دانشگاه فارغ از جهان بیرون و با هدف ترفیع و ارتقاء مبدّل به ماشینِ نوشتن مقالههایی شده است که مخاطبان متخصصش گاه از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمیرود. افزون بر این، دانشجویانی که محصول نظام معیوب آموزش و پرورش هستند بدون داشتن دانش یا ایده، ناخواسته به تحکیم این ساختار کمک میکنند؛ دانشجویانی ساکت و منفعل که عموماً گاه از نگارش یک نوشتار ساده با جملهبندی درست عاجزند. نه پرسشی در کار است و نه بحثی درمیگیرد. نه استادی که زندگیاش در گرو چرخش قلم فلان مقام دانشگاهی است جرأت درانداختن بحث جدی و چالشی و روزآمد را داراست و نه دانشجو توان علمی طرح پرسش درست و مرتبط با اوضاع جامعه را دارد. این وضعیت در کنار کنترلهای امنیتی و سیاسی دانشگاه را به زائدهای در کنار دیگر زوائد متصل به یک آپاراتوس بوروکراتیک تبدیل کرده است و استاد را تا حد یک کارمند دونپایه و دانشجو را به سطح یک دانشآموز دبیرستانی فروکاهیده است.
5. طبیعی است که در این اوضاع و احوال، دانشگاه هرچه بیشتر تودهای میشود. این بدان معناست که دانشگاه ادامهی جامعهی تودهای است. به همین خاطر است که به جای شنیدن حرفهای حسابی یا صدور کتابها و مقالات معنادار شعارهایی از کعبهی علمش شنیده میشود که منطقاً باید از چالهمیدان و دروازهغار انتظار شنیدنش را داشت.
6. همیشه دانشگاه در مظان این اتهام بوده است که با جامعه پیوند ارگانیک نداشته و دنبالهرو ایدههای انتزاعی خود بوده است. تجربهی تاریخی انقلاب سال 57 که در آن دانشگاهیان یکی از راهبران بودند و پیامدهایش، توده را نسبت به دانشگاه بیگانه و در عین حال بدبین کرده است. اکنون باید این پرسش را پیش کشید که آیا پیوندی که اکنون میان دانشگاه و جامعه برقرار شده است، چگونه چیزی است؟ و آیا این همان اتهام قدیمی عدم ارتباط با جامعه را رفع کرده است؟ دموکراسیخواهان و عقلای چپ باید به این بیندیشند و آیا ببینند چگونه میتوان این پدیده را فهمید؟ چپهایی که مدعی همزبانی با تودهها هستند چگونه میتوانند گوش خود را به شعارهای پراکنده، اما گسترده در ایران ببندند؟ این مسئلهای جدی است.
7. مسئلهی دیگری که حاصل مشاهدات و تجربهی زیستهی من در چندسال اخیر است، مؤید تضعیف اندیشهی چپ در دانشگاهها به موازات تقویت اندیشههای راست در بین معدود دانشجویان فعال و علاقهمند در چارچوب گروهها و نهادهای دانشجویی است. چپها مخاطبان خود را در دانشگاه از دست دادهاند و صدایشان از حلقه و محفل خودشان آنسوتر نمیرود، اما به لطف رسانههای همفکر در بیرون از دانشگاه موجآفرین هستند و بیش از آنچه هستند بزرگ نمایانده میشوند. از سوی دیگر اما روز به روز به تعداد دانشجویان فعال راستگرا که حول کلمهی «ایران» گرد هم میآیند افزوده میشود. دوستان خردمند چپ ما باید در این تحولات تأمل کنند و به سراغ تحلیل این روندها بروند.
8. البته که این وضعیت نمیتواند مطلوب باشد. انتظار از دانشگاه این است که یک سروگردن بالاتر از تودهها باشد؛ دانشگاه باید آیندهنگر باشد؛ دانشگاه باید آسیبها و مزایای اتخاذ یک مسیر سیاسی و اجتماعی را برای تصمیمگیران و توده بهشکلی قابل فهم توضیح دهد و اصولاً به گمانم فلسفهی وجود علوم انسانی در دانشگاه باید چنین چیزی باشد.
ادامه یادداشت در پست بعدی👇👇👇
@Atusa_thinktank
✍ دکتر بهزاد کریمی: استاد گروه ایرانشناسی دانشگاه میبد
1. دانشگاه در جهان و بهویژه در ایران مرجعیت روشنفکرانهی خود را از دست داده است. زمانی در دههی 1960 دانشگاهها مأمن اندیشهورزی و پایگاه تبلیغ تفکراتِ غالباً چپ بودند و از طریق تأثیر اجتماعی خودْ دولتها و مجامع بینالمللی را مجبور به پذیرش ایدههای خود میکردند. این دوران، اما به سر آمده است.
2. فروپاشی شوروی و آشنا شدن با حقایق تلخ پشت پردهی آن، استبداد انسانستیز دولتهای بلوک شرق، ناکامی در دستیابی به اهداف جاهطلبانهای که برای چند دهه موجب تحرک و ایجاد جنبشهای چپ میشد، پستمدرنیسم، کالایی شدن دانش و زبان بیش از حد تخصصی همگی باعث شدند دانشگاه چونان یک مُبلّغ بزرگ و راهبر اجتماعی و سیاسی مقام و موقع خویش را از دست بدهد.
3. در ایران اوضاع بهمراتب بدتر بوده است. ناکامیهای سامان سیاسی مستقرِ برآمده از انقلابی که با پرچمداری روشنفکران چپ پدید آمد – چه آنچه ایجاد شده است را دلخواه این روشنفکران بدانیم یا ندانیم – همگان را وادار به بازخوانی انتقادی تاریخ معاصر کرده است.
4. موضوع دیگر، ساختار دانشگاهی است که در چند دههی اخیر هرچه بیشتر مستحکم شده است؛ ساختاری که در آن فرم جای محتوا، ایدهئولوژی جای دانش و رنکینگ جای تفکر را گرفته است. در چنین ساختاری است که استاد در پستوهای دانشگاه فارغ از جهان بیرون و با هدف ترفیع و ارتقاء مبدّل به ماشینِ نوشتن مقالههایی شده است که مخاطبان متخصصش گاه از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمیرود. افزون بر این، دانشجویانی که محصول نظام معیوب آموزش و پرورش هستند بدون داشتن دانش یا ایده، ناخواسته به تحکیم این ساختار کمک میکنند؛ دانشجویانی ساکت و منفعل که عموماً گاه از نگارش یک نوشتار ساده با جملهبندی درست عاجزند. نه پرسشی در کار است و نه بحثی درمیگیرد. نه استادی که زندگیاش در گرو چرخش قلم فلان مقام دانشگاهی است جرأت درانداختن بحث جدی و چالشی و روزآمد را داراست و نه دانشجو توان علمی طرح پرسش درست و مرتبط با اوضاع جامعه را دارد. این وضعیت در کنار کنترلهای امنیتی و سیاسی دانشگاه را به زائدهای در کنار دیگر زوائد متصل به یک آپاراتوس بوروکراتیک تبدیل کرده است و استاد را تا حد یک کارمند دونپایه و دانشجو را به سطح یک دانشآموز دبیرستانی فروکاهیده است.
5. طبیعی است که در این اوضاع و احوال، دانشگاه هرچه بیشتر تودهای میشود. این بدان معناست که دانشگاه ادامهی جامعهی تودهای است. به همین خاطر است که به جای شنیدن حرفهای حسابی یا صدور کتابها و مقالات معنادار شعارهایی از کعبهی علمش شنیده میشود که منطقاً باید از چالهمیدان و دروازهغار انتظار شنیدنش را داشت.
6. همیشه دانشگاه در مظان این اتهام بوده است که با جامعه پیوند ارگانیک نداشته و دنبالهرو ایدههای انتزاعی خود بوده است. تجربهی تاریخی انقلاب سال 57 که در آن دانشگاهیان یکی از راهبران بودند و پیامدهایش، توده را نسبت به دانشگاه بیگانه و در عین حال بدبین کرده است. اکنون باید این پرسش را پیش کشید که آیا پیوندی که اکنون میان دانشگاه و جامعه برقرار شده است، چگونه چیزی است؟ و آیا این همان اتهام قدیمی عدم ارتباط با جامعه را رفع کرده است؟ دموکراسیخواهان و عقلای چپ باید به این بیندیشند و آیا ببینند چگونه میتوان این پدیده را فهمید؟ چپهایی که مدعی همزبانی با تودهها هستند چگونه میتوانند گوش خود را به شعارهای پراکنده، اما گسترده در ایران ببندند؟ این مسئلهای جدی است.
7. مسئلهی دیگری که حاصل مشاهدات و تجربهی زیستهی من در چندسال اخیر است، مؤید تضعیف اندیشهی چپ در دانشگاهها به موازات تقویت اندیشههای راست در بین معدود دانشجویان فعال و علاقهمند در چارچوب گروهها و نهادهای دانشجویی است. چپها مخاطبان خود را در دانشگاه از دست دادهاند و صدایشان از حلقه و محفل خودشان آنسوتر نمیرود، اما به لطف رسانههای همفکر در بیرون از دانشگاه موجآفرین هستند و بیش از آنچه هستند بزرگ نمایانده میشوند. از سوی دیگر اما روز به روز به تعداد دانشجویان فعال راستگرا که حول کلمهی «ایران» گرد هم میآیند افزوده میشود. دوستان خردمند چپ ما باید در این تحولات تأمل کنند و به سراغ تحلیل این روندها بروند.
8. البته که این وضعیت نمیتواند مطلوب باشد. انتظار از دانشگاه این است که یک سروگردن بالاتر از تودهها باشد؛ دانشگاه باید آیندهنگر باشد؛ دانشگاه باید آسیبها و مزایای اتخاذ یک مسیر سیاسی و اجتماعی را برای تصمیمگیران و توده بهشکلی قابل فهم توضیح دهد و اصولاً به گمانم فلسفهی وجود علوم انسانی در دانشگاه باید چنین چیزی باشد.
ادامه یادداشت در پست بعدی👇👇👇
@Atusa_thinktank
👍20👎2
ادامه یادداشت پست قبلی👆
9. این نوشتار اصلاً منکر فعالیتهای استادان نواندیش و فعال حوزهی علوم انسانی نیست، ولی آنها خود بهتر میدانند که در حکم قطرهای هستند در برابر دریای یک ساختار متصلب و اجزای منفعل و هم بدین معنا نیست که نگارندهی این سطور در گرداب این ساختار فرونیفتاده است و دست و پا نمیزند. باشد که رستگار شویم.
@Atusa_thinktank
9. این نوشتار اصلاً منکر فعالیتهای استادان نواندیش و فعال حوزهی علوم انسانی نیست، ولی آنها خود بهتر میدانند که در حکم قطرهای هستند در برابر دریای یک ساختار متصلب و اجزای منفعل و هم بدین معنا نیست که نگارندهی این سطور در گرداب این ساختار فرونیفتاده است و دست و پا نمیزند. باشد که رستگار شویم.
@Atusa_thinktank
👍21
برای نان یا برای آزادی و تجددخواهی؟
تحلیل کوتاه از چیستی و کیستی ماهیت اعتراضات اخیر مردم ایران
✍ اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
تحولات اعتراضی معاصر در ایران را میتوان بهمثابه تبلور یک تضاد تاریخی میان دو رویکرد سیاسی ـ اجتماعی درک کرد؛ رویکردی که خواهان بازتعریف جایگاه انسان ایرانی در نسبت با مدرنیته، آزادی و توسعه است، و رویکردی که در چنبرهی بازتولید سنت به انحا گوناگون و ایدئولوژیهای واپسگرا و تجددستیز گرفتار مانده است.
در روزگار کنونی، خیابانهای ایران صحنهٔ بازنمایی و در تداوم این تعارض است: تعارضی که دیگر صرفاً نزاعی اقتصادی یا معیشتی (برای نان) نیست، بلکه به سطحی از «خودآگاهی تاریخی» و هویتی رسیده است که خواهان بازاندیشی در نسبت «ایران» با پروژهی مدرنیته و تجدد و تبلور آن در زمین واقعیت جامعه ایران است.
مطالعهٔ تاریخ تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران، برخلاف روایتهای ایدئولوژیک مسلطِ پس از انقلاب ۱۳۵۷، نشان میدهد که محور بنیادین پویاییهای تاریخی ایران در دوگانهٔ «تجددخواهی/ ارتجاع» قابل فهم است. این دوگانه، ریشه در تلاش نیروهایی دارد که از عصر قاجار تا امروز، میکوشیدند ایران را از مدار پوسیدگی نهادی و عقبافتادگی به سوی عقلانیت مدرن و نوسازی فرهنگی و اقتصادی و بازسازی نهاد دولتِ تاریخیِ ایران از یکسو و شهروند مداری از سوی دیگر سوق دهند.
در مقابل، نیروهای ارتجاعی ـ چه در قالب ایدئولوژیک کردن دین و چه در صورتهای چپگرای ضددولت و ضد ملیت ایرانی ـ در مقاطع گوناگون تاریخی، در لحظههای سرنوشتساز، بهنحوی پارادوکسیکال با یکدیگر همپوشانی پیدا کردهاند و در عمل در برابر پروژهٔ تجدد و نوسازی ایستادهاند. این همپوشانی تاریخی میان واپسگرایی دینی و آرمانگرایی رمانتیک چپ، مسیری را رقم زده است که بازسازی دولت مدرن در ایران را همواره در وضعیت تعلیق و بحران قرار داده است و اعتراضات امروز را میتوان ادامهٔ این کشمکش تاریخی دانست: تقابل میان نیروهایی که به نقادی و بازسازی سنت تاریخی، عقلانیت مدنی، فردگرایی اخلاقی و نهادهای دموکراتیک و توسعه ایران حول محور ایرانگرایی باور دارند، در برابر نیروهایی که همچنان وفادار به روایتهای بسته، اقتدارگرایانه و ضدتجدد از جامعه و سیاستاند و یا بدنبال بدست آوردن موضعی در مناسبات قدرت هستند که تجربه اصلاحطلبان و رابطه آنها با جامعه را برای ایرانیان تداعی میکند. از این منظر، خیابان ایرانی امروز نه صرفاً میدان نزاعی اجتماعی، که صحنهٔ تداوم پروژهٔ دیرینهٔ «تجددخواهی در ایران» است؛ پروژهای که در جستوجوی آزادی، انسانیت و عقلانیت مدرن، همچنان در برابر ژنِ تاریخی ارتجاع ایستاده است. هیچگاه نباید فراموش کرد که تجدد ایرانی از مشروطه حامل یک پیام بوده است که انسان ایرانی به مثابه یک شهروند دولت ملی را در افق قرار داده است.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
۱۸ دی ماه ۱۴۰۴
@Atusa_thinktank
تحلیل کوتاه از چیستی و کیستی ماهیت اعتراضات اخیر مردم ایران
✍ اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
تحولات اعتراضی معاصر در ایران را میتوان بهمثابه تبلور یک تضاد تاریخی میان دو رویکرد سیاسی ـ اجتماعی درک کرد؛ رویکردی که خواهان بازتعریف جایگاه انسان ایرانی در نسبت با مدرنیته، آزادی و توسعه است، و رویکردی که در چنبرهی بازتولید سنت به انحا گوناگون و ایدئولوژیهای واپسگرا و تجددستیز گرفتار مانده است.
در روزگار کنونی، خیابانهای ایران صحنهٔ بازنمایی و در تداوم این تعارض است: تعارضی که دیگر صرفاً نزاعی اقتصادی یا معیشتی (برای نان) نیست، بلکه به سطحی از «خودآگاهی تاریخی» و هویتی رسیده است که خواهان بازاندیشی در نسبت «ایران» با پروژهی مدرنیته و تجدد و تبلور آن در زمین واقعیت جامعه ایران است.
مطالعهٔ تاریخ تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران، برخلاف روایتهای ایدئولوژیک مسلطِ پس از انقلاب ۱۳۵۷، نشان میدهد که محور بنیادین پویاییهای تاریخی ایران در دوگانهٔ «تجددخواهی/ ارتجاع» قابل فهم است. این دوگانه، ریشه در تلاش نیروهایی دارد که از عصر قاجار تا امروز، میکوشیدند ایران را از مدار پوسیدگی نهادی و عقبافتادگی به سوی عقلانیت مدرن و نوسازی فرهنگی و اقتصادی و بازسازی نهاد دولتِ تاریخیِ ایران از یکسو و شهروند مداری از سوی دیگر سوق دهند.
در مقابل، نیروهای ارتجاعی ـ چه در قالب ایدئولوژیک کردن دین و چه در صورتهای چپگرای ضددولت و ضد ملیت ایرانی ـ در مقاطع گوناگون تاریخی، در لحظههای سرنوشتساز، بهنحوی پارادوکسیکال با یکدیگر همپوشانی پیدا کردهاند و در عمل در برابر پروژهٔ تجدد و نوسازی ایستادهاند. این همپوشانی تاریخی میان واپسگرایی دینی و آرمانگرایی رمانتیک چپ، مسیری را رقم زده است که بازسازی دولت مدرن در ایران را همواره در وضعیت تعلیق و بحران قرار داده است و اعتراضات امروز را میتوان ادامهٔ این کشمکش تاریخی دانست: تقابل میان نیروهایی که به نقادی و بازسازی سنت تاریخی، عقلانیت مدنی، فردگرایی اخلاقی و نهادهای دموکراتیک و توسعه ایران حول محور ایرانگرایی باور دارند، در برابر نیروهایی که همچنان وفادار به روایتهای بسته، اقتدارگرایانه و ضدتجدد از جامعه و سیاستاند و یا بدنبال بدست آوردن موضعی در مناسبات قدرت هستند که تجربه اصلاحطلبان و رابطه آنها با جامعه را برای ایرانیان تداعی میکند. از این منظر، خیابان ایرانی امروز نه صرفاً میدان نزاعی اجتماعی، که صحنهٔ تداوم پروژهٔ دیرینهٔ «تجددخواهی در ایران» است؛ پروژهای که در جستوجوی آزادی، انسانیت و عقلانیت مدرن، همچنان در برابر ژنِ تاریخی ارتجاع ایستاده است. هیچگاه نباید فراموش کرد که تجدد ایرانی از مشروطه حامل یک پیام بوده است که انسان ایرانی به مثابه یک شهروند دولت ملی را در افق قرار داده است.
اندیشکده ایراناندیشی آتوسا
۱۸ دی ماه ۱۴۰۴
@Atusa_thinktank
👍23👎6