🌹اندکی تفکر...!!؟؟🤔
🌹🌹🌹🌹🌹 📽۱۷ شعبان، ولادت حضرت رقیّه علیهاالسّلام 👈روایتی متفاوت از خرابهء شام...👆 آیا خرابه داخل قصر یزید قرار داشته؟ ◀️ولادت آن حضرت در مدینهء منوّره بوده است. در کتابهای مختلف، سنّ آن حضرت را سه سال، سه سال و شش ماه، چهار سال، و در برخی کتب متأخّر، سنّ…
🌹🌹🌹🌹🌹
✍۱۷ شعبان، ولادت حضرت رقیّه علیهاالسّلام
◀️شاید برای شما هم سؤال شده باشد که وقتی اسرای کربلا را به شام بردند، شب هنگام چطور صدای گریهء حضرت بیبی رقیه بنت الحسین علیهماالسّلام به گوش یزید ملعون رسید؟ مگر خرابه داخل قصر قرار داشته که صدای گریه او را از خواب بیدار کرد؟
پاسخ این سؤال را میتوانید در این👆 ویدئو کسب نمایید.
◀️ولادت آن حضرت در مدینهء منوّره بوده است. در کتابهای مختلف، سنّ آن حضرت را سه سال، سه سال و شش ماه، چهار سال، و در برخی کتب متأخّر، سنّ آن حضرت را پنج سال، و حتّی هفت سال ذکر کردهاند.(۱)
البتّه در کامل بهائی به چهار سالگی آن حضرت تصریح شده است.
بنابر مشهور سنّ این عُلیا مخدّره سه سال و چند ماه بوده است. در بین اهل ولا و حتّی در بعضی کتابها عنوان سه ساله برای آن حضرت مشهور شده است که اشکالی هم ندارد؛ زیرا وقتی در مورد سنّ کسی میگویند «سه ساله است یا چهار ساله» همیشه مرادشان این نیست که سه سال کامل یا چهار سال کامل دارد، بلکه حدّ تقریبی را بیان میکنند.
◀️بنابر آن چه در سنّ آن حضرت گفته شده، روز ولادت حضرت از ۵ الی ۲۸ شعبان محتمل است و قول قاطعی که به آن استناد شود وجود ندارد. بر همان اساس، سال ولادت یکی از سالهای ۵۴ یا ۵۵ یا ۵۶ و یا ۵۷ قمری خواهد بود.
البتّه به نظر میرسد قولی که به اطمینان نزدیکتر است، سه سال و شش ماه باشد؛ چه آن که در کتابهای قدیمی مقتل، عنوانِ سه سال، و سه سال و چند ماه مشهور است. طبق آن، احتمال ولادت در پنجم شعبان سال ۵۷ قمری در مدینهء طیّبه میرود.
◀️بر این اساس، میشود در آن ایّام برای بزرگداشت و پاسداشت این امانت سیّدالشهداء علیهالسّلام در خرابهء شام، مجلس جشن و سروری بر پا کرد و یاد او را گرامی داشت.🌸
📚منابع:
۱)دائرة المعارف تشیّع، ج ۱، ص ۷۷
۲)کامل بهائی، جزء ۲، باب ۲۵، فصل ۳، ص ۱۷۹، در چاپ انتشارات مرتضوی، ص ۵۲۳
✍بر سر بریدهء پدر افتاد، سر را در آغوش گرفت و با سر پدر درددل مىکند که شاعر زبانحال او را چنین به نظم آورده است:
«پدر بعد از تو محنتها کشیدم!/
بیابانها و صحراها دویدم!/
همى گفتندمان در کوفه و شام/
که اینان خارجند از دین اسلام/
مرا بعد از تو اى شاه یگانه!/
پرستارى نَبُد جز تازیانه/
ز کعب نیزه و از ضرب سیلى/
تنم چون آسمان گشته است نیلى/
به آن سر جمله آن جور و ستمها/
بیابانگردى و درد و المها/
بیان کرد و بگفت اى شاه محشر!/
تو بر گو کى بریدت سر ز پیکر؟/
مرا در خوردسالى دربدر کرد!/
اسیر و دستگیر و بىپدر کرد!/
همى گفت و سر شاهش در آغوش/
بناگه گشت از گفتار خاموش...»
اهلبیت حسین(ع) دیدند که سر به یک طرف و رقیه بطرفى بر زمین افتاد، او را حرکت دادند دیدند جان به جان آفرین تسلیم کرده است.
«صلّی اللّه علیکِ یا بیبی رقیه بنت الحسین الشّهید و رحمة اللّه و برکاته!»
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🌿اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
✍۱۷ شعبان، ولادت حضرت رقیّه علیهاالسّلام
◀️شاید برای شما هم سؤال شده باشد که وقتی اسرای کربلا را به شام بردند، شب هنگام چطور صدای گریهء حضرت بیبی رقیه بنت الحسین علیهماالسّلام به گوش یزید ملعون رسید؟ مگر خرابه داخل قصر قرار داشته که صدای گریه او را از خواب بیدار کرد؟
پاسخ این سؤال را میتوانید در این👆 ویدئو کسب نمایید.
◀️ولادت آن حضرت در مدینهء منوّره بوده است. در کتابهای مختلف، سنّ آن حضرت را سه سال، سه سال و شش ماه، چهار سال، و در برخی کتب متأخّر، سنّ آن حضرت را پنج سال، و حتّی هفت سال ذکر کردهاند.(۱)
البتّه در کامل بهائی به چهار سالگی آن حضرت تصریح شده است.
بنابر مشهور سنّ این عُلیا مخدّره سه سال و چند ماه بوده است. در بین اهل ولا و حتّی در بعضی کتابها عنوان سه ساله برای آن حضرت مشهور شده است که اشکالی هم ندارد؛ زیرا وقتی در مورد سنّ کسی میگویند «سه ساله است یا چهار ساله» همیشه مرادشان این نیست که سه سال کامل یا چهار سال کامل دارد، بلکه حدّ تقریبی را بیان میکنند.
◀️بنابر آن چه در سنّ آن حضرت گفته شده، روز ولادت حضرت از ۵ الی ۲۸ شعبان محتمل است و قول قاطعی که به آن استناد شود وجود ندارد. بر همان اساس، سال ولادت یکی از سالهای ۵۴ یا ۵۵ یا ۵۶ و یا ۵۷ قمری خواهد بود.
البتّه به نظر میرسد قولی که به اطمینان نزدیکتر است، سه سال و شش ماه باشد؛ چه آن که در کتابهای قدیمی مقتل، عنوانِ سه سال، و سه سال و چند ماه مشهور است. طبق آن، احتمال ولادت در پنجم شعبان سال ۵۷ قمری در مدینهء طیّبه میرود.
◀️بر این اساس، میشود در آن ایّام برای بزرگداشت و پاسداشت این امانت سیّدالشهداء علیهالسّلام در خرابهء شام، مجلس جشن و سروری بر پا کرد و یاد او را گرامی داشت.🌸
📚منابع:
۱)دائرة المعارف تشیّع، ج ۱، ص ۷۷
۲)کامل بهائی، جزء ۲، باب ۲۵، فصل ۳، ص ۱۷۹، در چاپ انتشارات مرتضوی، ص ۵۲۳
✍بر سر بریدهء پدر افتاد، سر را در آغوش گرفت و با سر پدر درددل مىکند که شاعر زبانحال او را چنین به نظم آورده است:
«پدر بعد از تو محنتها کشیدم!/
بیابانها و صحراها دویدم!/
همى گفتندمان در کوفه و شام/
که اینان خارجند از دین اسلام/
مرا بعد از تو اى شاه یگانه!/
پرستارى نَبُد جز تازیانه/
ز کعب نیزه و از ضرب سیلى/
تنم چون آسمان گشته است نیلى/
به آن سر جمله آن جور و ستمها/
بیابانگردى و درد و المها/
بیان کرد و بگفت اى شاه محشر!/
تو بر گو کى بریدت سر ز پیکر؟/
مرا در خوردسالى دربدر کرد!/
اسیر و دستگیر و بىپدر کرد!/
همى گفت و سر شاهش در آغوش/
بناگه گشت از گفتار خاموش...»
اهلبیت حسین(ع) دیدند که سر به یک طرف و رقیه بطرفى بر زمین افتاد، او را حرکت دادند دیدند جان به جان آفرین تسلیم کرده است.
«صلّی اللّه علیکِ یا بیبی رقیه بنت الحسین الشّهید و رحمة اللّه و برکاته!»
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🌿اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
Forwarded from 🌹اندکی تفکر...!!؟؟🤔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌹🌹🌹🌹
📹دلتنگیهای عاشقانهء دختر شهید #فاطمیون "حمید احسانی"
🥀تمامی آرزوهایم را فدای #حضرت_زینب(س) و #حضرت_رقیه(س) کردم...💔😭
◀️ویوئو متعلّق به سال ۲۰۱۹ میباشد.
🤲الهی بحقّ مظلومیت طفل سه سالهء امام حسین علیهالسّلام، بیبی رقیه سلام اللّه علیها، ریشهء تمامی خائنین به خون شهدا و مکتب راستین اهلبیت علیهمالسّلام را بخشکان!
🕊شادی روح پرفتوح شهدای گلگون کفن از صدر اسلام تا کنون، خصوصاً شهدای گمنام و مظلوم فاطمیون حمد و سوره و صلوات...
«اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم!»
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🌿اندکی تفکر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
📹دلتنگیهای عاشقانهء دختر شهید #فاطمیون "حمید احسانی"
🥀تمامی آرزوهایم را فدای #حضرت_زینب(س) و #حضرت_رقیه(س) کردم...💔😭
◀️ویوئو متعلّق به سال ۲۰۱۹ میباشد.
🤲الهی بحقّ مظلومیت طفل سه سالهء امام حسین علیهالسّلام، بیبی رقیه سلام اللّه علیها، ریشهء تمامی خائنین به خون شهدا و مکتب راستین اهلبیت علیهمالسّلام را بخشکان!
🕊شادی روح پرفتوح شهدای گلگون کفن از صدر اسلام تا کنون، خصوصاً شهدای گمنام و مظلوم فاطمیون حمد و سوره و صلوات...
«اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم!»
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🌿اندکی تفکر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
دعاے ندبه
Channel: @yaaamaaahdi
💐💐💐💐💐
🎧دعای شریف: #ندبه
🎤با نوای: #استاد_محسن_فرهمند
#ویژهء صبح جمعه
😔با هم میشنویم این دعای شریف را و ندبهکنان، سلامتی و ظهور امام عزیزمان را از باری تعالی مسئلت مینماییم...🤲
💠امام مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف فرمودند:
«أَکْثِرُوا الدُّعآءَ بِتَعْجِیلِ الفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ؛
برای نزدیک شدن ظهور و فرج زیاد دعا کنید، به راستی همین دعا فرج شماست.»
📚کمال الدّین، ج ٢، ص ٢٣٩
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
🎧دعای شریف: #ندبه
🎤با نوای: #استاد_محسن_فرهمند
#ویژهء صبح جمعه
😔با هم میشنویم این دعای شریف را و ندبهکنان، سلامتی و ظهور امام عزیزمان را از باری تعالی مسئلت مینماییم...🤲
💠امام مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف فرمودند:
«أَکْثِرُوا الدُّعآءَ بِتَعْجِیلِ الفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ؛
برای نزدیک شدن ظهور و فرج زیاد دعا کنید، به راستی همین دعا فرج شماست.»
📚کمال الدّین، ج ٢، ص ٢٣٩
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💐💐💐💐💐
📽ما بیکس نیستیم...🥹
✍️ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر(عجّ) با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره)
◀️محدّث نوری در نجم الثّاقب آن دیدار را چنین گزارش میدهد:
علّامه مجلسي(رحمه اللّه) در كتاب «بحارالانوار»، داستان محمّد ابن عيسي را ذكر كردهاند. در دوران سيطرهء آشكار انگليسیها بر جزاير خليجفارس، به كمك آنها رژيمی بر بحرين تسلّط يافت و مستقرّ شد كه با مذهب اهلبيت(علیهمالسّلام) ميانهء خوبی نداشت. استعمار اروپا براي آن كه مردم مسلمان را راضی نگه دارد، يك مرد سنّی متعصّبی را حاكم آنجا قرار داده بود و چون بيشتر ساكنان بحرين را شيعيان و دوستداران خاندان وحی و رسالت تشكيل ميدادند، نظام حاكم با آنان سازگاری نداشت.
◀️امير جزيره، فردي سنّيمذهب و متعصّب بوده و وزيري داشت كه عنصري خشن و كينهتوز و نسبت به خاندان وحي و رسالت و دوستداران آنان، بسيار بدانديش و بدخواه بود...
💠امام عصر(عجّ) فرمودند:
«همانا علم ما به احوال شما احاطه دارد و کوچکترین چیزی از خبرهای شما از ما پنهان نیست.»
📚بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
📽ما بیکس نیستیم...🥹
✍️ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر(عجّ) با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره)
◀️محدّث نوری در نجم الثّاقب آن دیدار را چنین گزارش میدهد:
علّامه مجلسي(رحمه اللّه) در كتاب «بحارالانوار»، داستان محمّد ابن عيسي را ذكر كردهاند. در دوران سيطرهء آشكار انگليسیها بر جزاير خليجفارس، به كمك آنها رژيمی بر بحرين تسلّط يافت و مستقرّ شد كه با مذهب اهلبيت(علیهمالسّلام) ميانهء خوبی نداشت. استعمار اروپا براي آن كه مردم مسلمان را راضی نگه دارد، يك مرد سنّی متعصّبی را حاكم آنجا قرار داده بود و چون بيشتر ساكنان بحرين را شيعيان و دوستداران خاندان وحی و رسالت تشكيل ميدادند، نظام حاكم با آنان سازگاری نداشت.
◀️امير جزيره، فردي سنّيمذهب و متعصّب بوده و وزيري داشت كه عنصري خشن و كينهتوز و نسبت به خاندان وحي و رسالت و دوستداران آنان، بسيار بدانديش و بدخواه بود...
💠امام عصر(عجّ) فرمودند:
«همانا علم ما به احوال شما احاطه دارد و کوچکترین چیزی از خبرهای شما از ما پنهان نیست.»
📚بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
🌹اندکی تفکر...!!؟؟🤔
💐💐💐💐💐 📽ما بیکس نیستیم...🥹 ✍️ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر(عجّ) با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره) ◀️محدّث نوری در نجم الثّاقب آن دیدار را چنین گزارش میدهد: علّامه مجلسي(رحمه اللّه) در كتاب «بحارالانوار»، داستان محمّد ابن عيسي را ذكر كردهاند. در…
💐💐💐💐💐
✍ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره)
#بخش_اول
◀️مقام امام زمان(علیهالسّلام) در بحرین همان جایی بوده که حدود چهار قرن پیش یکی از روحانیون شیعه به نام «محمّد ابن عیسی» با امام زمان(علیهالسّلام) دیدار کرده و حضرت صاحبالزّمان(عجّ) وعدهء پیروزی شیعیان را به وی دادند.
◀️محدّث نوری در نجم الثّاقب آن دیدار را چنین گزارش میدهد:
علّامه مجلسي(رحمه اللّه) در كتاب «بحارالانوار»، داستان محمّد ابن عيسي را ذكر كردهاند. در دوران سيطرهء آشكار انگليسیها بر جزاير خليجفارس، به كمك آنها رژيمی بر بحرين تسلّط يافت و مستقرّ شد كه با مذهب اهلبيت(علیهمالسّلام) ميانهء خوبی نداشت. استعمار اروپا براي آن كه مردم مسلمان را راضی نگه دارد، يك مرد سنّی متعصّبی را حاكم آنجا قرار داده بود و چون بيشتر ساكنان بحرين را شيعيان و دوستداران خاندان وحی و رسالت تشكيل ميدادند، نظام حاكم با آنان سازگاری نداشت.
◀️امير جزيره، فردي سنّيمذهب و متعصّب بوده و وزيري داشت كه عنصري خشن و كينهتوز و نسبت به خاندان وحي و رسالت و دوستداران آنان، بسيار بدانديش و بدخواه بود. او همواره در پي نقشهاي بود تا شيعيان را زير فشار قرار دهد و به هر صورت ممكن آنان را از راه و رسم خويش بازگرداند و به راه و رسم حاکم درآورد، امّا هرگز در اين كار موفّق نبود و در برابر منطق و استدلال قويّ آنان، ضعيف و ناتوان ميماند. از اين رو مدّتها فكر كرد و با يك نقشهء شيطاني، روزي نزد امير رفت و گفت: قربان! قدرت خدا را بنگر و سند حقّانيت و درستي مذهب اهلسنّت را.
امير ديد، وزير اناري آورده است كه روي آن به طور طبيعي با خطّ برجسته نوشته شده بود:
«لا إله إلّا اللّه محمّدٌ رسول اللّه و ابوبكر و عمر و عثمان و علي خلفاء رسول اللّه.»
حاكم انار را گرفت و خوب به آن نگاه كرد و كاملاً يقين پيدا كرد كه اين نوشتهها طبيعي روي آن نوشته شده است. از اين رو به وزير گفت: اين انار دليل محكمي است بر بطلان مذهب شيعه كه ميگويند علي(ع) خليفهء بلافصل پيغمبر اكرم(ص) است. به نظر تو ما با آنها چه كنيم؟
وزير بدانديش و توطئهگر گفت: قربان! شيعيان مردان غيرمنطفي هستند، حتّي دلايل محكم را هم نميپذيرند. من معتقدم بزرگان آنها را حاضر كن و به آنها اين انار را نشان بده و آنها را مخيّر كن كه يكي از اين راهها را برگزينند.
امير گفت: كدام راهها؟
وزير گفت: يا براي اين دليل استوار و محكم ما، پاسخي بياورند كه نخواهند توانست. يا به حكومت جزيه بدهند، يا به مذهب ما درآيند، يا مردانشان را قتلعام و زنانشان را به اسارت گرفته و اموالشان را به غنيمت بگيريم.
حاكم(كه سخت تحت تأثير او قرار گرفته بود) پذيرفت. از اين رو دستور داد بزرگان شيعه بايد در فلان روز همه در دربار جمع شوند كه ميخواهم موضوع مهمّي را با آنها در ميان بگذارم.
روز موعود فرا رسيد، بزرگان شيعه همه به دعوت حكومت گرد آمدند. هنگامي كه مجلس آماده شد، حاكم انار را به شيعيان نشان داد و آنگاه تصميم خويش را نيز به اطّلاع حاضران رساند و پيشنهاد وزير را به آنها گفت كه بايد در اسرع وقت جواب را بگويند، وگرنه بايد يكي از سه راه باقیمانده را برگزينند.
بزرگان شيعه وقتي انار را ديدند و تهديد حاكم را شنيدند، دچار اضطراب شديدي شدند، بدنشان لرزيد و حالشان متغيّر شد، چرا كه پاسخ مناسبي نداشتند. به همين جهت، تنها راهي كه به نظرشان رسيد، اين بود كه سه روز مهلت خواستند، تا تصميم خود را بگيرند. پس از پايان مجلس، شيعيان، خود با ترس و خوف در مجلسي جمع شدند و با يكديگر مشورت كردند تا چارهاي بينديشند. پس از گفتوگوي بسيار، هنگامي كه از همه جا نوميد و مأيوس شده بودند، تصميم گرفتند كه به فريادرس درماندگان، حضرت وليّعصر صاحب الزّمان(علیهالسّلام) توسّل جويند و حلّ مشكل جامعهء خويش را از ایشان بخواهند. براي اين كار ده تن از شايستگان را از ميان خويش برگزيدند و آنان نيز از ميان خويش سه تن را انتخاب نمودند تا هر كدام شبي رو به بيابان نهد و ضمن راز و نياز با خدا و توسّل به حجّت حق حضرت مهدي(علیهالسّلام)، از او مدد بخواهد.
شب اوّل، يكي از سه نفر رفت و از شامگاه تا بامداد به نماز و دعا و استغاثه پرداخت، ولي دست خالي بازگشت. نفر دوّم شب دوّم رفت، امّا او هم كاري از پيش نبرد و مأيوسانه به نزد شیعيان بازگشت. شیعيان فوقالعاده مضطرب شدند. تنها يك شب ديگر فرصت دارند كه جواب مسأله را آماده كنند و اگر آن شب هم مأيوس برگردند و شب سپري گردد، بايد آمادهء مشكلات فراوان و يا كشته شدن گردند. همهء مردم دست به دعا برداشتند.
#ادامه_دارد...
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
✍ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره)
#بخش_اول
◀️مقام امام زمان(علیهالسّلام) در بحرین همان جایی بوده که حدود چهار قرن پیش یکی از روحانیون شیعه به نام «محمّد ابن عیسی» با امام زمان(علیهالسّلام) دیدار کرده و حضرت صاحبالزّمان(عجّ) وعدهء پیروزی شیعیان را به وی دادند.
◀️محدّث نوری در نجم الثّاقب آن دیدار را چنین گزارش میدهد:
علّامه مجلسي(رحمه اللّه) در كتاب «بحارالانوار»، داستان محمّد ابن عيسي را ذكر كردهاند. در دوران سيطرهء آشكار انگليسیها بر جزاير خليجفارس، به كمك آنها رژيمی بر بحرين تسلّط يافت و مستقرّ شد كه با مذهب اهلبيت(علیهمالسّلام) ميانهء خوبی نداشت. استعمار اروپا براي آن كه مردم مسلمان را راضی نگه دارد، يك مرد سنّی متعصّبی را حاكم آنجا قرار داده بود و چون بيشتر ساكنان بحرين را شيعيان و دوستداران خاندان وحی و رسالت تشكيل ميدادند، نظام حاكم با آنان سازگاری نداشت.
◀️امير جزيره، فردي سنّيمذهب و متعصّب بوده و وزيري داشت كه عنصري خشن و كينهتوز و نسبت به خاندان وحي و رسالت و دوستداران آنان، بسيار بدانديش و بدخواه بود. او همواره در پي نقشهاي بود تا شيعيان را زير فشار قرار دهد و به هر صورت ممكن آنان را از راه و رسم خويش بازگرداند و به راه و رسم حاکم درآورد، امّا هرگز در اين كار موفّق نبود و در برابر منطق و استدلال قويّ آنان، ضعيف و ناتوان ميماند. از اين رو مدّتها فكر كرد و با يك نقشهء شيطاني، روزي نزد امير رفت و گفت: قربان! قدرت خدا را بنگر و سند حقّانيت و درستي مذهب اهلسنّت را.
امير ديد، وزير اناري آورده است كه روي آن به طور طبيعي با خطّ برجسته نوشته شده بود:
«لا إله إلّا اللّه محمّدٌ رسول اللّه و ابوبكر و عمر و عثمان و علي خلفاء رسول اللّه.»
حاكم انار را گرفت و خوب به آن نگاه كرد و كاملاً يقين پيدا كرد كه اين نوشتهها طبيعي روي آن نوشته شده است. از اين رو به وزير گفت: اين انار دليل محكمي است بر بطلان مذهب شيعه كه ميگويند علي(ع) خليفهء بلافصل پيغمبر اكرم(ص) است. به نظر تو ما با آنها چه كنيم؟
وزير بدانديش و توطئهگر گفت: قربان! شيعيان مردان غيرمنطفي هستند، حتّي دلايل محكم را هم نميپذيرند. من معتقدم بزرگان آنها را حاضر كن و به آنها اين انار را نشان بده و آنها را مخيّر كن كه يكي از اين راهها را برگزينند.
امير گفت: كدام راهها؟
وزير گفت: يا براي اين دليل استوار و محكم ما، پاسخي بياورند كه نخواهند توانست. يا به حكومت جزيه بدهند، يا به مذهب ما درآيند، يا مردانشان را قتلعام و زنانشان را به اسارت گرفته و اموالشان را به غنيمت بگيريم.
حاكم(كه سخت تحت تأثير او قرار گرفته بود) پذيرفت. از اين رو دستور داد بزرگان شيعه بايد در فلان روز همه در دربار جمع شوند كه ميخواهم موضوع مهمّي را با آنها در ميان بگذارم.
روز موعود فرا رسيد، بزرگان شيعه همه به دعوت حكومت گرد آمدند. هنگامي كه مجلس آماده شد، حاكم انار را به شيعيان نشان داد و آنگاه تصميم خويش را نيز به اطّلاع حاضران رساند و پيشنهاد وزير را به آنها گفت كه بايد در اسرع وقت جواب را بگويند، وگرنه بايد يكي از سه راه باقیمانده را برگزينند.
بزرگان شيعه وقتي انار را ديدند و تهديد حاكم را شنيدند، دچار اضطراب شديدي شدند، بدنشان لرزيد و حالشان متغيّر شد، چرا كه پاسخ مناسبي نداشتند. به همين جهت، تنها راهي كه به نظرشان رسيد، اين بود كه سه روز مهلت خواستند، تا تصميم خود را بگيرند. پس از پايان مجلس، شيعيان، خود با ترس و خوف در مجلسي جمع شدند و با يكديگر مشورت كردند تا چارهاي بينديشند. پس از گفتوگوي بسيار، هنگامي كه از همه جا نوميد و مأيوس شده بودند، تصميم گرفتند كه به فريادرس درماندگان، حضرت وليّعصر صاحب الزّمان(علیهالسّلام) توسّل جويند و حلّ مشكل جامعهء خويش را از ایشان بخواهند. براي اين كار ده تن از شايستگان را از ميان خويش برگزيدند و آنان نيز از ميان خويش سه تن را انتخاب نمودند تا هر كدام شبي رو به بيابان نهد و ضمن راز و نياز با خدا و توسّل به حجّت حق حضرت مهدي(علیهالسّلام)، از او مدد بخواهد.
شب اوّل، يكي از سه نفر رفت و از شامگاه تا بامداد به نماز و دعا و استغاثه پرداخت، ولي دست خالي بازگشت. نفر دوّم شب دوّم رفت، امّا او هم كاري از پيش نبرد و مأيوسانه به نزد شیعيان بازگشت. شیعيان فوقالعاده مضطرب شدند. تنها يك شب ديگر فرصت دارند كه جواب مسأله را آماده كنند و اگر آن شب هم مأيوس برگردند و شب سپري گردد، بايد آمادهء مشكلات فراوان و يا كشته شدن گردند. همهء مردم دست به دعا برداشتند.
#ادامه_دارد...
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
🌹اندکی تفکر...!!؟؟🤔
💐💐💐💐💐 ✍ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره) #بخش_اول ◀️مقام امام زمان(علیهالسّلام) در بحرین همان جایی بوده که حدود چهار قرن پیش یکی از روحانیون شیعه به نام «محمّد ابن عیسی» با امام زمان(علیهالسّلام)…
💐💐💐💐💐
✍ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره)
#بخش_دوم
◀️شب سوّم، جناب محمّد ابن عيسي را(كه از بهترين مردان علم و تقواي آن سامان بود) به بيابان فرستادند.
آن بزرگوار با سر و پای برهنه به صحرا رفت و در درگاه خدا با قلبی خاضع و خاشع و پر از اخلاص، به نماز و دعا و گريه و زاری پرداخت و از خدا خواست كه به وسيلهء حجّت و خليفهاش، امام عصر صاحب الزّمان(علیهالسّلام) بندگانش را مدد كند و با چشمان اشكبار و دلي پرنور و شور، چهره بر خاك نهاد و حضرت مهدي(علیهالسّلام) را به فريادرسی طلبيد.
◀️ندای دلنشین
در اوج سوز و گداز و مناجات بود كه ندای دلنشينی گوشش را نوازش داد. خوب گوش داد. متوجّه شد شخصي اسم او را میبرد و به او ميگويد: محمّد ابن عيسي! چرا سر به صحرا نهاده و در غم و اندوه گرفتار آمدهاي؟
پاسخ داد: بندهء خدا! مرا به حال خود واگذار كه براي كاری خطير آمدهام.
پرسيد: كارت چيست؟
پاسخ داد: جز به مولا و آقايم امام زمان(عجّ) نخواهم گفت.
فرمود: محمّد ابن عيسي، خواستهات را بگو، من صاحبالزّمان هستم.
پاسخ داد: اگر به راستی شما آقايم هستيد، نياز به بيان نيست.
فرمود: بله راست میگويی. شما براي گرفتاری شيعيان در خصوص انار و تهديد حاكم، سر به صحرا گذاشتهای.
محمّد ابن عيسي میگويد: وقتي اين كلام معجزهآسا را از مولايم شنيدم، متوجّه او شدم و به او عرض كردم: شما میدانيد چه بر سر ما آوردهاند و شما امام ماييد و قدرت داريد كه اين بلا را از ما دور كنيد.
حضرت وليّعصر(علیهالسّلام) فرمود: اي محمّد ابن عيسي! در خانهء وزير، درخت اناری است كه وقتی انارهايش درشت شد، او قالبی خاص از گِل را به صورت انار ساخت و آن را به طور دقيق به دو نيم نمود و مابين آنها را تهی ساخته، آنگاه جملات مورد نظر خويش را به طور معكوس در داخل آن قالب حك كرده و بر روي انار نارس محكم بسته است. وقتي انار داخل آن قالب بزرگ ميشد، اثر آن نوشتهها روي انار به مرور زمان نوشته شده و باقي میماند. از اين رو فردا نزد امير میروي و به او میگويی پاسخ را آوردهام، امّا تنها در خانهء وزير خواهم گفت. وقتي شما چنين بگويی، وزير تلاش میكند به صورتی، خود را پيش از شما به خانه برساند و قالب را نابود سازد. شما نبايد اجازه بدهی برود و يا با كسي سخن بگويد. به همراه امير و وزير و ديگران هنگامی كه به سرای وزير وارد شديد، سمت راست حياط، غرفهای است كه درب آن بسته است. بگو درب آن را بگشايند. هنگامی كه وارد شدی در طاقچهء اتاق، كيسهء خاصّی است و آن قالب گِلين در آنجا قرار گرفته است. آن را بردار و در برابر امير بگذار و انار را در آن قالب بگذار تا براي حاكم، حقيقت معلوم شود و بدانند كه اين توطئهء ابليس است نه كار خدا.
بگو ما از درون انار خبر میدهيم و اگر انار را بشكنند، دانهاي ندارد و جز دود و خاكستر در درونش نخواهيد يافت. از وزير بخواه تا آن انار را بشكند، آنگاه خواهی ديد كه جز دود چيزی در درون آن نيست و دود آن بر چهره و ريش پليدش خواهد نشست.
محمّد ابن عيسی وقتي اين مطلب را از مولاي خود حضرت بقيّةاللّه(علیهالسّلام) شنيد، بسيار خوشحال شد. زمين ادب را مقابل آن حضرت بوسيد و با خوشحالی به ميان مردم برگشت، تا مژدهء لطف حضرت مهدی(علیهالسّلام) را به آنها بدهد.
◀️بامداد آن شب جاودانه، بزرگان شيعه همراه با محمّد ابن عيسي به كاخ امير رفتند و گفتند كه پاسخ لازم را آوردهاند، امّا تنها در خانهء وزير بيان خواهند كرد. وزير از شنيدن اين جمله بر خود لرزيد. امّا به روی خويش نياورد و سعی كرد با خوشرويی اجازه بگيرد كه برای آماده ساختن اوضاع به سرای خويش، پيش از همه برود. امّا محمّد ابن عيسي نپذيرفت و به حاكم گفت: شرط جواب دادن ما اين است كه همه با هم به خانهء وزير برويم. وقتی به خانهء وزير رسيدند، محمّد ابن عيسی وارد منزل شد و طبق نشانیای كه مولايش به او داده بودند، يكسره به سراغ اتاق و طاقچهء آن رفت و قالب گِلي را از داخل كيسه بيرون آورد و به حاكم و همهء ناظرين نشان داد و حاكم، متوجّه خيانت و حيلهگري وزير شد.
#ادامه_دارد...
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
✍ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره)
#بخش_دوم
◀️شب سوّم، جناب محمّد ابن عيسي را(كه از بهترين مردان علم و تقواي آن سامان بود) به بيابان فرستادند.
آن بزرگوار با سر و پای برهنه به صحرا رفت و در درگاه خدا با قلبی خاضع و خاشع و پر از اخلاص، به نماز و دعا و گريه و زاری پرداخت و از خدا خواست كه به وسيلهء حجّت و خليفهاش، امام عصر صاحب الزّمان(علیهالسّلام) بندگانش را مدد كند و با چشمان اشكبار و دلي پرنور و شور، چهره بر خاك نهاد و حضرت مهدي(علیهالسّلام) را به فريادرسی طلبيد.
◀️ندای دلنشین
در اوج سوز و گداز و مناجات بود كه ندای دلنشينی گوشش را نوازش داد. خوب گوش داد. متوجّه شد شخصي اسم او را میبرد و به او ميگويد: محمّد ابن عيسي! چرا سر به صحرا نهاده و در غم و اندوه گرفتار آمدهاي؟
پاسخ داد: بندهء خدا! مرا به حال خود واگذار كه براي كاری خطير آمدهام.
پرسيد: كارت چيست؟
پاسخ داد: جز به مولا و آقايم امام زمان(عجّ) نخواهم گفت.
فرمود: محمّد ابن عيسي، خواستهات را بگو، من صاحبالزّمان هستم.
پاسخ داد: اگر به راستی شما آقايم هستيد، نياز به بيان نيست.
فرمود: بله راست میگويی. شما براي گرفتاری شيعيان در خصوص انار و تهديد حاكم، سر به صحرا گذاشتهای.
محمّد ابن عيسي میگويد: وقتي اين كلام معجزهآسا را از مولايم شنيدم، متوجّه او شدم و به او عرض كردم: شما میدانيد چه بر سر ما آوردهاند و شما امام ماييد و قدرت داريد كه اين بلا را از ما دور كنيد.
حضرت وليّعصر(علیهالسّلام) فرمود: اي محمّد ابن عيسي! در خانهء وزير، درخت اناری است كه وقتی انارهايش درشت شد، او قالبی خاص از گِل را به صورت انار ساخت و آن را به طور دقيق به دو نيم نمود و مابين آنها را تهی ساخته، آنگاه جملات مورد نظر خويش را به طور معكوس در داخل آن قالب حك كرده و بر روي انار نارس محكم بسته است. وقتي انار داخل آن قالب بزرگ ميشد، اثر آن نوشتهها روي انار به مرور زمان نوشته شده و باقي میماند. از اين رو فردا نزد امير میروي و به او میگويی پاسخ را آوردهام، امّا تنها در خانهء وزير خواهم گفت. وقتي شما چنين بگويی، وزير تلاش میكند به صورتی، خود را پيش از شما به خانه برساند و قالب را نابود سازد. شما نبايد اجازه بدهی برود و يا با كسي سخن بگويد. به همراه امير و وزير و ديگران هنگامی كه به سرای وزير وارد شديد، سمت راست حياط، غرفهای است كه درب آن بسته است. بگو درب آن را بگشايند. هنگامی كه وارد شدی در طاقچهء اتاق، كيسهء خاصّی است و آن قالب گِلين در آنجا قرار گرفته است. آن را بردار و در برابر امير بگذار و انار را در آن قالب بگذار تا براي حاكم، حقيقت معلوم شود و بدانند كه اين توطئهء ابليس است نه كار خدا.
بگو ما از درون انار خبر میدهيم و اگر انار را بشكنند، دانهاي ندارد و جز دود و خاكستر در درونش نخواهيد يافت. از وزير بخواه تا آن انار را بشكند، آنگاه خواهی ديد كه جز دود چيزی در درون آن نيست و دود آن بر چهره و ريش پليدش خواهد نشست.
محمّد ابن عيسی وقتي اين مطلب را از مولاي خود حضرت بقيّةاللّه(علیهالسّلام) شنيد، بسيار خوشحال شد. زمين ادب را مقابل آن حضرت بوسيد و با خوشحالی به ميان مردم برگشت، تا مژدهء لطف حضرت مهدی(علیهالسّلام) را به آنها بدهد.
◀️بامداد آن شب جاودانه، بزرگان شيعه همراه با محمّد ابن عيسي به كاخ امير رفتند و گفتند كه پاسخ لازم را آوردهاند، امّا تنها در خانهء وزير بيان خواهند كرد. وزير از شنيدن اين جمله بر خود لرزيد. امّا به روی خويش نياورد و سعی كرد با خوشرويی اجازه بگيرد كه برای آماده ساختن اوضاع به سرای خويش، پيش از همه برود. امّا محمّد ابن عيسي نپذيرفت و به حاكم گفت: شرط جواب دادن ما اين است كه همه با هم به خانهء وزير برويم. وقتی به خانهء وزير رسيدند، محمّد ابن عيسی وارد منزل شد و طبق نشانیای كه مولايش به او داده بودند، يكسره به سراغ اتاق و طاقچهء آن رفت و قالب گِلي را از داخل كيسه بيرون آورد و به حاكم و همهء ناظرين نشان داد و حاكم، متوجّه خيانت و حيلهگري وزير شد.
#ادامه_دارد...
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
🌹اندکی تفکر...!!؟؟🤔
💐💐💐💐💐 ✍ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره) #بخش_دوم ◀️شب سوّم، جناب محمّد ابن عيسي را(كه از بهترين مردان علم و تقواي آن سامان بود) به بيابان فرستادند. آن بزرگوار با سر و پای برهنه به صحرا رفت…
💐💐💐💐💐
✍ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره)
#بخش_پایانی
محمّد ابن عيسي گفت: جناب امير! نشانهء ديگري نيز برای حقانيّت ما وجود دارد و آن خبر دادن از درون انار است. پس از بيان محمّد ابن عيسي از درون انار، وزير آن را باز كرد، طبق فرمودهء صاحبالزّمان(علیهالسّلام) دود و خاكستر از درون آن به سر و صورت وزير نشست.
حاكم از كشف حقيقت و نيز اين خبر حيرتآور غرق در بهت و تعجّب شد و از محمّد ابن عيسی پرسيد: اين مطالب را از كجا دانستي؟
محمّد ابن عيسي گفت: اين مطلب را از امام زمان، حجّت خدا حضرت حجّت ابن الحسن المهدي(علیهالسّلام) گرفتهام.
حاكم سؤال كرد: امام شما كيست؟
جناب محمّد ابن عيسي، نام يكيك از ائمّهء اطهار(علیهمالسّلام) را با حضرت صاحب الزّمان(علیهالسّلام) برد و خاطرنشان ساخت كه او پناه و ملجأ ما در زمان ماست.
امير گفت: اينك دستت را بده تا من نيز به مذهب اهلبيت(علیهمالسّلام) ايمان بياورم. و گفت:
أنا أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أنّ محمّداً عبدُه و رسولُه و أنّ الخليفة بعده بلافصل أميرالمؤمنين علي علیهالسّلام ثم أقرّ بالأئمّة إلى آخِرهم عليهمالسّلام.
من به یکتایی خدا شهادت میدهم و این که محمّد بنده و رسول اوست و خلیفهء بلافصل او امیرالمومنین علی علیهالسّلام است و سپس به یکایک امامان اقرار کرد تا آخرین تن ایشان(حضرت صاحب الزّمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف).
سپس دستور داد وزير را إعدام كنند و از آن پس از شيعيان عذرخواهی كرد و سياست خوشرفتاری با شيعيان را در پيش گرفت. اين داستان در ميان مردم بحرين مشهور است و جناب محمّد ابن عيسي(ره) نيز در بحرين معروف است و مردم به زیارت قبر او میروند.(۱)
📚منبع:
۱)بحارالانوار ج ۵۲، ص ۱۸۰
نجم ثاقب محدّث نوری، ص ۵۵۶ – ۵۶۱ حکایت چهل و نهم(شیعیان بحرین)
💠امام عصر علیهالسّلام فرمودند:
«إنّا یحیط علمنا بأنبائکم و لا یعزب عنّا شیئ من اخبارکم.
همانا علم ما به احوال شما احاطه دارد و کوچکترین چیزی از خبرهای شما از ما پنهان نیست.»
📚بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
✍ماجرای انار وزیر و ملاقات حضرت ولیّعصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف با محمّد ابن عیسای بحرینی(ره)
#بخش_پایانی
محمّد ابن عيسي گفت: جناب امير! نشانهء ديگري نيز برای حقانيّت ما وجود دارد و آن خبر دادن از درون انار است. پس از بيان محمّد ابن عيسي از درون انار، وزير آن را باز كرد، طبق فرمودهء صاحبالزّمان(علیهالسّلام) دود و خاكستر از درون آن به سر و صورت وزير نشست.
حاكم از كشف حقيقت و نيز اين خبر حيرتآور غرق در بهت و تعجّب شد و از محمّد ابن عيسی پرسيد: اين مطالب را از كجا دانستي؟
محمّد ابن عيسي گفت: اين مطلب را از امام زمان، حجّت خدا حضرت حجّت ابن الحسن المهدي(علیهالسّلام) گرفتهام.
حاكم سؤال كرد: امام شما كيست؟
جناب محمّد ابن عيسي، نام يكيك از ائمّهء اطهار(علیهمالسّلام) را با حضرت صاحب الزّمان(علیهالسّلام) برد و خاطرنشان ساخت كه او پناه و ملجأ ما در زمان ماست.
امير گفت: اينك دستت را بده تا من نيز به مذهب اهلبيت(علیهمالسّلام) ايمان بياورم. و گفت:
أنا أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أنّ محمّداً عبدُه و رسولُه و أنّ الخليفة بعده بلافصل أميرالمؤمنين علي علیهالسّلام ثم أقرّ بالأئمّة إلى آخِرهم عليهمالسّلام.
من به یکتایی خدا شهادت میدهم و این که محمّد بنده و رسول اوست و خلیفهء بلافصل او امیرالمومنین علی علیهالسّلام است و سپس به یکایک امامان اقرار کرد تا آخرین تن ایشان(حضرت صاحب الزّمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف).
سپس دستور داد وزير را إعدام كنند و از آن پس از شيعيان عذرخواهی كرد و سياست خوشرفتاری با شيعيان را در پيش گرفت. اين داستان در ميان مردم بحرين مشهور است و جناب محمّد ابن عيسي(ره) نيز در بحرين معروف است و مردم به زیارت قبر او میروند.(۱)
📚منبع:
۱)بحارالانوار ج ۵۲، ص ۱۸۰
نجم ثاقب محدّث نوری، ص ۵۵۶ – ۵۶۱ حکایت چهل و نهم(شیعیان بحرین)
💠امام عصر علیهالسّلام فرمودند:
«إنّا یحیط علمنا بأنبائکم و لا یعزب عنّا شیئ من اخبارکم.
همانا علم ما به احوال شما احاطه دارد و کوچکترین چیزی از خبرهای شما از ما پنهان نیست.»
📚بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🍀اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
Forwarded from 🌹اندکی تفکر...!!؟؟🤔 (۱ + ۱ = ۵...)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽باز غروب جمعه رسید و گاهِ دلتنگی و بیقراری...
کجایی ای تنهاترینم⁉️😭
✍"باز هم جمعهای دیگر گذشت،
ولی، تو نیامدی مولای من...
شعرِ من باز بیقافیه ماند...
واژههایش معلّق،
جملاتش ناتکمیل،
بندهایش از هم گسسته...
کی میآیی مولای خوبم؟!
تا شعرِ من کامل شود..."😭💔
🖊 #بانو_مزاری🌸
💠امام حسین علیهالسّلام:
«دوران غیبت مهدی(عجّ) آنقدر طول خواهد کشید که بسیاری از شیعیان ما شک خواهند کرد و میگویند اگر واقعاً آمدن منجی حقیقت داشت تاکنون باید ظهور میکرد.»
📚کمال الدّین تمام النّعمه ج ۱، ح ۳۱
💠امام_حسن_عسکری(ع) فرمودند:
«به خدا سوگند فرزندم مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه، قطعاً غيبتى میگزیند كه در اين غيبت، هیچکس از هلاكت نجات نمییابد؛
مگر كسى كه خداى تعالی او را بر امامت ايشان(امام زمان علیهالسّلام)، ثابت بدارد و به دعای بر تعجيل فرج حضرتش موفّق بدارد.»
📚كمال الدّين، ص۳۸۴
إعلام الورى، ج۲، ص۲۴۸
✅تعجــــیل در فــرج امــــام زمان(عجّ) سهم شما تنها چهارده صلوات‼️
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_لولیک_الفرج
#بحق_زهرای_مرضیه_سلام_الله_علیها
#و_بحق_دماء_الشهداء
#آمین_یا_رب_العالمین!
#محتاج_دعا...
@Andaki_tafakkor
کجایی ای تنهاترینم⁉️😭
✍"باز هم جمعهای دیگر گذشت،
ولی، تو نیامدی مولای من...
شعرِ من باز بیقافیه ماند...
واژههایش معلّق،
جملاتش ناتکمیل،
بندهایش از هم گسسته...
کی میآیی مولای خوبم؟!
تا شعرِ من کامل شود..."😭💔
🖊 #بانو_مزاری🌸
💠امام حسین علیهالسّلام:
«دوران غیبت مهدی(عجّ) آنقدر طول خواهد کشید که بسیاری از شیعیان ما شک خواهند کرد و میگویند اگر واقعاً آمدن منجی حقیقت داشت تاکنون باید ظهور میکرد.»
📚کمال الدّین تمام النّعمه ج ۱، ح ۳۱
💠امام_حسن_عسکری(ع) فرمودند:
«به خدا سوگند فرزندم مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه، قطعاً غيبتى میگزیند كه در اين غيبت، هیچکس از هلاكت نجات نمییابد؛
مگر كسى كه خداى تعالی او را بر امامت ايشان(امام زمان علیهالسّلام)، ثابت بدارد و به دعای بر تعجيل فرج حضرتش موفّق بدارد.»
📚كمال الدّين، ص۳۸۴
إعلام الورى، ج۲، ص۲۴۸
✅تعجــــیل در فــرج امــــام زمان(عجّ) سهم شما تنها چهارده صلوات‼️
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_لولیک_الفرج
#بحق_زهرای_مرضیه_سلام_الله_علیها
#و_بحق_دماء_الشهداء
#آمین_یا_رب_العالمین!
#محتاج_دعا...
@Andaki_tafakkor
Forwarded from 🌹اندکی تفکر...!!؟؟🤔
🌿🌿🌿🌿🌿
✍حکایتی بسیار زیبا...
✦❀•┈┈┈•✦❀ ✦❀•┈┈┈•✦❀
زنی ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺖ هر شب قبل از خواب ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺍو ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﺪ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍینگوﻧﻪ ﻧﻮﺷﺖ:😊
"ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺻﺪﺍﯼ ﺧُﺮﺧُﺮ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮم ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮفها ﺷﺎﻛﯽ ﺍﺳﺖ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ در خیابانها پرﺳﻪ نمیزﻧﺪ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﻣﯽپرداﺯﻡ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻐﻞ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﯿﻜﺎﺭ ﻧﯿﺴﺘﻢ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﻟﺒاسهاﯾﻢ ﻛﻤﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻏﺬﺍﯼ ﻛﺎﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺍﺭﻡ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ پاﯾﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺍﺯ پا
ﻣﯽﺍﻓﺘﻢ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ ﻛﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﻭ پنجرﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﻛﻨﻢ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﯿﻤﺎﺭ میشوم،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﻡ ﻛﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺳﺎﻟﻢ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺟﯿﺒﻢ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ میکند،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼشان ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺨﺮﻡ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛه ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺯﻧﮓ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩﺍﻡ!"
*ﺁﺭﯼ... ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽﺍﻧﺪﯾﺸﺪ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎً میبایست
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ!!*
✨ﺧﺪایا شکرت✨
✦❀•┈┈┈•✦❀ ✦❀•┈┈┈•✦❀
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🌷اندکی تفکر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
https://t.iss.one/joinchat/AAAAAEAZVJvRRI3SWLmmpQ
✍حکایتی بسیار زیبا...
✦❀•┈┈┈•✦❀ ✦❀•┈┈┈•✦❀
زنی ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺖ هر شب قبل از خواب ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺍو ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﺪ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍینگوﻧﻪ ﻧﻮﺷﺖ:😊
"ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺻﺪﺍﯼ ﺧُﺮﺧُﺮ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮم ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮفها ﺷﺎﻛﯽ ﺍﺳﺖ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ در خیابانها پرﺳﻪ نمیزﻧﺪ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﻣﯽپرداﺯﻡ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻐﻞ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﯿﻜﺎﺭ ﻧﯿﺴﺘﻢ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﻟﺒاسهاﯾﻢ ﻛﻤﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻏﺬﺍﯼ ﻛﺎﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺍﺭﻡ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ پاﯾﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺍﺯ پا
ﻣﯽﺍﻓﺘﻢ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ ﻛﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﻭ پنجرﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﻛﻨﻢ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﯿﻤﺎﺭ میشوم،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﻡ ﻛﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺳﺎﻟﻢ ﻫﺴﺘﻢ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺟﯿﺒﻢ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ میکند،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼشان ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺨﺮﻡ!
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﻜﺮ ﻛه ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺯﻧﮓ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ،
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩﺍﻡ!"
*ﺁﺭﯼ... ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽﺍﻧﺪﯾﺸﺪ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎً میبایست
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ!!*
✨ﺧﺪایا شکرت✨
✦❀•┈┈┈•✦❀ ✦❀•┈┈┈•✦❀
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🌷اندکی تفکر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
https://t.iss.one/joinchat/AAAAAEAZVJvRRI3SWLmmpQ
🌹اندکی تفکر...!!؟؟🤔
🍀🍀🍀🍀🍀 📽اتباع بیگانه یا اتباع علوی⁉️ ✍میدانم با گذاشتن این پست، دنبالکنندگان زیادی از صفحهء اینستاگرام و کانال تلگرامم ریزش خواهد کرد. ولی مهم نیست، مهم بیان حقیقت و روشنگری برای آن دسته از مؤمنین و طالبان حقیقتی هست که دچار سردرگمی شدهاند امّا در باطن…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌹🌹🌹🌹🌹
📽روایتهای ناشنیده و یا بسیارکم شنیده شده از آیندهء افغانستان(خراسان)‼️
🔹خراسان بزرگ و یاران #مهدی موعود عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف!
🔹آیا میدانستید تعدادی از یاران امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف از دیار #افغانستان خواهند بود؟
🔹اهل خراسان بزرگ بار دیگر افتخار خواهند آفرید، همانطور که حکومت تاریک بنیامیّه را در گذشته دو بار ساقط نمودند.
📌تماشای این ویدئو را از دست ندهید تا از حقیقتهای شگفتانگیز #پرده بردارید!
#اخراج_افغانی_مطالبهء_عبری👿✡️
⚠️«وقتی قرآن، روایات و تاریخ اسلام را میخوانیم، وضعیت فعلی مهاجرین از دو حال خارج نیست:
یا مهاجرین اصلاً مسلمان حساب نمیشوند،
یا حکومتهای اسلامی، اسلامی نیستند.
اگر هم حالت سوّمی هست شما بگویید‼️»
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🌿اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor
📽روایتهای ناشنیده و یا بسیارکم شنیده شده از آیندهء افغانستان(خراسان)‼️
🔹خراسان بزرگ و یاران #مهدی موعود عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف!
🔹آیا میدانستید تعدادی از یاران امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف از دیار #افغانستان خواهند بود؟
🔹اهل خراسان بزرگ بار دیگر افتخار خواهند آفرید، همانطور که حکومت تاریک بنیامیّه را در گذشته دو بار ساقط نمودند.
📌تماشای این ویدئو را از دست ندهید تا از حقیقتهای شگفتانگیز #پرده بردارید!
#اخراج_افغانی_مطالبهء_عبری👿✡️
⚠️«وقتی قرآن، روایات و تاریخ اسلام را میخوانیم، وضعیت فعلی مهاجرین از دو حال خارج نیست:
یا مهاجرین اصلاً مسلمان حساب نمیشوند،
یا حکومتهای اسلامی، اسلامی نیستند.
اگر هم حالت سوّمی هست شما بگویید‼️»
«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج!»
آمین!
#محتاج_دعا...
🌿اندکی تفکّر...!!؟؟🤔🤔🤔
@Andaki_tafakkor