وحید یامین پور
24.4K subscribers
1.8K photos
605 videos
41 files
629 links
Islamic Republic of IRAN🇮🇷/ Writer ✒️

شبکه های اجتماعی:
https://zil.ink/yaminpour
Download Telegram
4_6021380639587042656.mp3
28 MB
🔸️سخنرانی وحید یامین پور
شرحی بر کتاب فتح خون(شهید آوینی)،
دوگانه باطن و ظاهر، امام باطن قبله است.

🔹️هیئت خدام الرضا علیه السلام

جلسه دوم

🆔 @yaminpour
4_6021380639587042657.mp3
30.1 MB
🔸️سخنرانی وحید یامین پور
شرحی بر کتاب فتح خون(شهید آوینی)،
دشواری تشخیص محکمات از متشابهات

🔹️هیئت خدام الرضا علیه السلام

جلسه سوم

🆔 @yaminpour
4_6021380639587042658.mp3
17 MB
🔸️سخنرانی وحید یامین پور
شرحی بر کتاب فتح خون(شهید آوینی)،
فتنه خواص ساکت

🔹️هیئت خدام الرضا علیه السلام

جلسه چهارم

🆔 @yaminpour
4_6028586838795486307.mp3
19.8 MB
🔸️سخنرانی وحید یامین پور
شرحی بر کتاب فتح خون(شهید آوینی)،
ابتلاء مومن ابتلاء جامعه مومنین

🔹️هیئت خدام الرضا علیه السلام

جلسه پنجم

🆔 @yaminpour
Forwarded from جهان آرا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▶️ #کلیپ / #مکتب_امام
💢 خاطره #امام_خمینی از ترس ساواکی ها از مجالس #عزای_اباعبدالله (ع)
🔸 ایناها که هیچ؛ قدرت های بزرگ از دستگاه عظیم مردمی امام حسین (ع) می ترسند.


🆔 @jahanaraofoghtv
🆔 @Ofogh_tv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸پاسخ دکتر اسفندياري به مرحوم قابل
📌احمد قابل، پژوهشگر دين، مدعاي کتاب شهيد جاويد مبني بر تصميم به قيام امام حسين را رد کرده است. محمد اسفندياري در برنامه شب گذشته‌ي سوره به ادعاي احمد قابل پاسخ داده است.
📺شبکه‌ی ۴
ساعت ۲۳
@sooreh_tv
این تصویر تاریخی یعنی زعیم شیعه ولو تنها هیچگاه نخواهد گذاشت چراغ مجلس ذکر حسین علیه‌السلام خاموش شود.
🆔️ @yaminpour
‏چرا در خوزستان همه‌ی کاردها به استخوان می‌رسد؟!
ماهشهر، غیزانیه، هفت‌تپه...
و حالا روستای ابوالفضل

@yaminpour
آب بگذاشت، آبرو برداشت...
🔻رحمت و نفرت

نیچه در تبارشناسی اخلاق، ایده‌ای اساسی درنقد اخلاقِ رحم و شفقت مسیحی طرح می‌کند که خلاصه آن اینست:
در پس چهره اخلاق رحم و شفقت مسیحی، کین‌توزی و نفرت یهودی نهان است.

من به تفصیل این ایده کاری ندارم و علاقه‌مندان را به دو اثر "فراسوی نیک و بد" و "تبارشناسی اخلاق" #نیچه و "کین‌توزی" از ماکس شلر ارجاع می‌دهم.

مساله من میزان خشونت، کین‌ورزی و تهاجم و پرخاشی است که در لحن آقای #آقامیری موج می‌زند، چیزی که درست درجهت خلاف فحوای کلام و محتوای گزاره‌هایی است که او بر زبان می‌راند.

سخن، تنها چینش دستوری کلمات نیست. آنچه سخن را جان و جهت می‌بخشد، "لحن" و "طرز" کلام است.

در مورد سخنرانی اخیر آقامیری، تضاد میان محتوا و لحن گفتار، بس آشکار است. به خشونت‌بار ترین لحن، خشونت محکوم می‌شود و به تهاجمی‌ترین طرز، سخن از رحم و مهربانی می‌رود.
دروغ همیشه کذب منطقی نیست، دروغ همچنین ناسازی لحن و محتوا و دوگانگی حال و قال است.

اما مساله من در اینجا نه مساله‌ای اخلاقی و قضاوتی روانشناختی است. من درمقام افشای "باطن" ضمیر کسی نیستم بلکه می‌خواهم نیروی ستیزه‌جو، ضدگفتگو و خشونت‌باری را که در متن (و نه در باطن) گفتار دین رحمانی شبه‌روشنفکرانه وجود دارد منعکس سازم. نیرویی که پیش از طرح هر تزی، در کار تشدید تقابلهای دوقطبی است.

بعد از دیدن این سخنرانی به یاد ایده نیچه افتادم و از ژرفای نفرتی که درپس کلماتی "درباره رحم و محبت" موج می‌زند شگفت‌زده شدم.

گرچه گفتار امثال آقامیری نازلتر از آنست که مصداق حقیقی تحلیل نیچه باشد، لیکن این تحلیل برای نشان دادن بحران ذاتی ایده‌های شبه‌مسیحی مدعی "اسلام رحمانی" در ایران معاصر بشدت راهگشاست.

چنانچه در خصوص بزرگترین نماینده روشنفکری دینی یعنی عبدالکریم سروش نیز این وضع را شاهدیم، کسی که فحوای سخن و موضوع گفتارش رواداری و تساهل و آزادفکری است حال‌آنکه لحن و طرز و سیره سخن و گفتارش، یکسره جدلی پرخاشگر و مملو از توهین و هتک و برچسب‌زنی است.

نیچه خود به امتداد این انحطاط فریبکارانه اخلاق مسیحی در عصر مدرن اشارات بسیار نموده است.

ازهمین سنخ است پدیده آشنای "استبداد روشنفکرانه" و خشونت آزادیخواهانه.

بسیاری آقامیری را بخاطر مضمون سخنانش رد یا تایید می‌کنند، اما آنچه درین پدیده برای من معنی‌دار است اینست که ظهور و رونق چنین چهره‌هایی به‌رغم برخی ظواهر کُمیک، نه‌تنها کمکی به بهبود روحیه رواداری و تفاهم و همسخنی در جامعه نمی‌کند، بلکه هر نوع گفتگوی عقلانی و همدلانه را از پیش مخدوش می‌سازد.

اما در اینجا چند پرسش اساسی باید پیش کشیده شود:

این کین‌توزی و ستیزه‌جویی که در پس گفتار رحم و رواداری نهان گردیده، در چه ساختار و بستر اجتماعی و فرهنگی ریشه دارد؟

موضوع یا ابژه این نفرت دقیقا چیست؟

و چرا این گفتار چنین مورد سمع و قبول بخشی از بدنه اجتماعی واقع می‌شود؟

یکی از زوایایی که ذهن مرا مشغول داشته، مساله بستر رشد و تکثیر چنین چهره‌های نوخواسته‌ای است: شبکه‌های اجتماعی سلبریتی‌پروری که هیاهو را جایگزین گفتگو کرده‌اند، آزادی را در ولگردی و مصرف خلاصه می‌کنند و فرهنگ را به رسانه فرومی‌کاهند و از این مسیر آنرا دست‌آموز اقتصاد سرمایه‌سالار می‌سازند.

و دراینجا سوال اخیر پیش می‌آید: خطابه پرخاشگرانه آقامیری درباره رحم و شفقت و ترند شدن آن، چقدر خلق سرمایه کرده‌است؟

#سید_حسین_شهرستانی
@parvayenaghd

https://www.instagram.com/p/CEpUNQ3se5o/?igshid=ptk4unpexqwp
🔻"دشمن‌شناسیِ وارونه" و شاقولی به نام "عبدالله شهبازی"؛
خط تاریخی «روح‌الله حسینیان بهایی است» از کجا شروع شد؟

🔹مهمترین بحثی که شهبازی در دو دهه اخیر طرح کرده و پرورشش داده بحث "یهودیان مخفی" و "بهائیان مخفی" است. اگر مواضع سیاسی شهبازی از اواسط دهه هفتاد به بعد را مرور کنیم چه چیزی می‌بینیم جز ایجاد تضادها و دعواهای جعلی در تاریخ و بر مبنای آنها حمله کردن به افراد مختلف؟ جز فراموشی دوگانه‌های انقلابی و مکتبی مثل اسلام ناب و اسلام آمریکایی، انقلابی- محافظه‌کار، انقلابی –متحجر، مکتبی-غربزده و "محور قرار گرفتن" بحثهایی مثل نَسب یهودی فامیل مادری فلانی یا شهرت روستای پدری فلان فرد به یهودی بودن و ارتباط سنتی خاندان آن دیگری با بریتانیا و امثالهم؟

🔹اینگونه است که نیروهای انقلابی و ارزشی سرِ قلم خود را به سمت جبهه داخل برمی‌گردانند و گاهی با توجه به اینکه دماوند یکی ازخاستگاه‌های یهودیان مخفی است دنبال اثبات مشکوک بودن "حسین شریعتمداری" و "الویری" هستند، گاهی در جستجوی بهائی مخفی بودن "حسینیان" و "احمدی‌نژاد" و "روحانی" هستند، گاهی "سعید امامی"، گاهی "حبیب‌الله عسگر اولادی" به خاطر اینکه آخر فامیلی‌اش مسلمان دارد، گاهی حسین طائب به خاطر اینکه باید دید واقعا فامیلی‌اش با "ط" است یا با "ت" و اگر با "ت" بود باید دید اجدادشان از چه چیزی تائب بوده‌اند!

🔹همه مشغول کشف خاندان و تبار بهایی و یهودی هم و ارتباطشان با شبکه‌های مخفی و تودرتوی استعماری هستند. این مشت نمونه خروارها که ذکر شد و در سالهای اخیر شنیده‌ایم چیزی جز میوه‌های بذری است که عبدالله شهبازی در اذهان برخی کاشته است؟ و هیچ کدام از آنها که این نگاه شکاکانه را از شهبازی به ارث برده‌اند هیچگاه به این فکر نمی‌کنند که یک مسلمانِ توده‌ای‌شده‌ی دوباره مسلمان شده‌ی باسواد، چه بلائی بر سر شامه تحلیلی و قطب‌نمای سیاسی ما آورده و به قول رهبری دستگاه محاسباتی ما را مختل کرده است؟ یک توده‌ای تواب! مرجع فکری و تحلیلی برخی می‌شود و رجال انقلاب را بهایی مخفی و یهودی مخفی و عامل شبکه‌ها و سرویسهای اطلاعاتی می‌کند و خود را دیده‌بانی تکلیف‌مدار برای حفظ میراث انقلاب از گزند نفوذی‌ها معرفی می‌کند!

🔹آیا هیچ کدام از آن "برادران" و نهادهای مختلف و افراد ذی‌نفوذی که به شهبازی دسترسی‌های بالای سندی و امنیتی دادند، دستش را گرفته و این طرف و آن طرف بردند و پرزنتش کردند و برایش پروژه جور کردند و پایش را به فلان محافل و جلسات سطح بالای مملکتی باز کردند احساس پشیمانی و ندامت نمی‌کنند؟ مثلا موسسه تاریخ معاصر که زیر بال و پر او را گرفت و پرورشش داد! یا سایت Khamenei.ir که هرچند وقت یکبار میزبان یادداشت یا گفتگویی از شهبازی است!

❗️متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://plink.ir/VBcph
🔻نقدی بر تاریخ‌نگاری عبدالله شهبازی و صف‌بندی سیاسی کاذب او

❗️پس از جوابیه منفعلانه آقای شهبازی که فرار رو به جلو بود، میخواستم مطلبی درباره تبعات مشی و شیوه ایشان در تاریخنگاری بنویسم. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم دوستی یادداشتی فرستاده که علیرغم مختصر بودنش، بسیار فاخر است. لذا فعلا مطلب ایشان را منتشر میکنم. هرچند قرار بود من این محتوا را بنگارم، قطعا با قلمی تند و تیزتر می‌نوشتم. بخشی از این یادداشت که لینک متن کاملش در انتهای این پست است به شرح زیر است:


🔹آقای شهبازی در کتاب "زرسالاران یهود" به خوبی تئوری الیگارشی جهانی یهودیان را تشریح و تبیین کرد و مسیر نوینی را در تحقیقات تاریخی معاصر گشود. او به چارچوب مهمی در شناخت سیاست داخلی و جهانی رسید: چارچوب الیگارشی.

🔹شهبازی انقلاب اسلامی و تحولات چهار دهه اخیر را بر اساس همین چارچوب تحلیل می کند. در عصر پهلوی زرسالاران یهودی و تشکیلات وابسته‌اش، یعنی بهاییت، بر همه امور کشور مسلط بودند. از این منظر، با وقوع انقلاب اسلامی تنها شاه و خاندان پهلوی و خاندان‌های وابسته به آن‌ها بودند که مجبور شدند حکومت و کشور را ترک کنند، اما شبکه حاکم توانست خودش را در داخل کشور ترمیم کند و با یارگیری جدید شبکه را بازسازی کند. روح تمام سخنان آقای شهبازی درباره تاریخ معاصر همین است و اگر پوسته‌های سخنش را بشکافیم به هسته‌ای جز این نمی‌رسیم.

🔹کلید فهم مسائل امروز کشور در گرو فهمیدن دو کانون بحران است: 1_بحران ٧٨_٧٧ 2. کانون بحران سال ٨٨. در سال ١٣٧٧ اگر موضوع قتل‌های زنجیره‌ای بخشی از نیروهای سیاسی - اطلاعاتی را به دو جبهه تقسیم کرد، تحولات امروز را فقط با آن ترازو نمی‌توان سنجید. بسیاری از افرادی که در دوران اصلاحات و صف‌بندی مربوط به قتل‌های زنجیره‌ای، دشمن یکدیگر محسوب می شدند و آقای شهبازی می‌کوشد آن تقسیم‌بندی را ملاک قرار دهد، در سال ١٣٨٨ در یک جبهه بودند.

🔹راستی این چه سِری است که در سال ٨٨ همسو با فتنه‌گران داخلی، شبکه بهاییت و صهیونیست‌ها و سرویس‌های اسراییل و آمریکا و انگلیس با جامه سبز از درِ مقابله با انقلاب و رأی اکثریت برآمدند و آنوقت اسناد این رسوایی را مرکز اسناد انقلاب اسلامی تحت مسئولیت آقای حسینیان کتاب کرد و حسین شریعتمداری در کیهان به مقابله رسانه‌ای با آن پرداخت. دونفری که طبق تقسیم‌بندی‌های کانون اول، که مورد علاقه آقای شهبازی است، مقابل هم قرار داشتند و یکی صراحتاً سعید امامی را «شهید» و دیگری «جاسوس موساد» می‌دانست.

🔹مرحوم حسینیان از اول انقلاب و برخورد با عباس امیرانتظام، تا برخورد با باند مهدی هاشمی، تقابل با افراطیون اصلاحات، و در سال های آخر تقابل با اصحاب فتنه همسویی خود با انقلاب اسلامی و خط امام و رهبری را نشان داد. بخش مهمی از کتاب‌های افشای بهاییت را مرکز اسناد در دوره ایشان چاپ کرد. حسینیان دست نویسندگان را برای نوشتن هرگونه تحقیق عمیقی درباره بهاییت باز گذاشته بود. با این اوصاف، حسینیان نفوذ کرد تا کدام اقدام را به نفع شبکه انجام دهد!؟ یا مانع از کدام اقدام شود؟ دوستان اطراف حسینیان کدام اعضای شبکه بهاییت و یهود بودند که قاعدتاً می بایست به اسراییل و شبکه یهودیان و بهاییان خارج از کشور ختم می‌شدند؟ اگر به صرف نام خانوادگی و محل زیست است که امروز بخشی از یهودیان شیراز نام خانوادگی «شهبازی» دارند. آیا رواست که به همین اتهام عبدالله شهبازی نیز یهودی خطاب شود؟

❗️برای مطالعه کامل این یادداشت، گزینه instant view را بزنید.
https://plink.ir/qBrdY
خواندن رمان #ارتداد دارویی برای روح تب‌دارم در این روزها بود. در طول خواندنش، بارها و بارها خدا را شکر کردم و به خودم نهیب زدم که مبادا کفران نعمت کنم.

#وحید_یامین_پور در ارتداد، به شیوه‌ای نو، یک نعمت بسیار بزرگ را یادآوری می‌کند: "نعمت پیروزی انقلاب اسلامی." و برای ما ماهیان خوش‌بخت آب‌نشین، روایت می‌کند که اگر آب نبود، چه بلایی در انتظارمان بود.

یامین‌پور با کتاب خواندنی #نخل_و_نارنج شگفت‌زده‌مان کرده و اکنون با ارتداد، می‌کوشد نام خود را به عنوان یک داستان‌نویس تثبیت کند.

ارتداد تخیل فرداهای یک #اگر بزرگ است: اگر امت در اجرای دستور امام در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، ترس به دل راه می‌داد، فردا چه می‌شد؟
و همین خیال‌پردازی اندیشمندانه نویسنده، پیامدهای آن ترس را در بستر تاریخ بازسازی می‌کند.

بنابرین ارتداد همین که می‌تواند شکر نعمت انقلاب را در دلمان پایدار کند، نمره قبولی می‌گیرد و در فهرست رمانهای #ادبیات_استراژیک قرار می‌گیرد.

اما رمان ارتداد از منظر پیرنگ داستانی، اثری قوی به شمار نمی‌رود و چیرگی محتوا بر قالب، فرصت درخشش داستانی یک رمان انقلابی را کم کرده.

از سوی دیگر، وامداری نویسنده به نثر مرحوم #نادر_ابراهیمی چشمگیر است و خوانندگانی که این شیوه نوشتن را دوست دارند، از ارتداد خوششان خواهد آمد.

انتشارات #سوره_مهر ، چاپ هشتم رمان ارتداد را در ۲۴۵ صفحه و به قیمت ۳۵ هزار تومان منتشر کرده.

#کتاب_خوب #کتاب #رمان #داستان #معرفی_کتاب #یامین_پور #پرفروش #انقلاب #انقلاب_اسلامی #پهلوی #رضا_پهلوی #امام #امام_خمینی #خمینی #رهبر #خامنه_ای #بهشتی #مطهری #طالقانی #متوسلیان #ایران #لبنان

https://www.instagram.com/p/CExNJHkJQp5/
📝مجلس را به هم بریز!
تحلیلی از تاریخ جریان عدالتخواهی و وضعیت کنونی‌اش، به مناسبت تحرکات اخیر آن

✍️محمد مهدی میرزایی پور

هجمه علیه علیرضا پناهیان موجب شد بیش از هر زمان دیگری آنچه که امروز «جریان عدالتخواه» نامیده می‌شود به عنوان یک شیوه سیاسی «خاص» شناخته شود. آنچه که امروز جریان عدالتخواه می‌نامیم نخستین بار در اواخر دوره اصلاحات ظاهر شد، هرچند در دهه‌های گذشته نیز مفهوم عدالت طرح شده بود. این زمان درست اوج دوره‌ای است که از پایان جنگ آغاز شده بود و طی آن سیاستِ واقعیات‌گرا سعی داشت نیاز سیاست به گفتار/شعار را نفی کند. در شرایطی که این «تجدیدِ نظر طلبی» به اوج خودش رسیده بود، کلمه‌ی پُر طنینِ «عدالت» مطرح شد. کلمه‌ای که از سویی می‌خواست بر انسداد سیاسی رویکردهای واقعیات‌گرا غلبه کند و افقی قابل مشارکت را پیش روی مردم بگشاید و از سویی دوری کند از اینکه ایدئال‌گرا باشد و تنها درباره آرمان‌هایی دور و دراز و دست‌نیافتنی سخن‌سرایی کند. قرار بود کلمه‌ای و گفتاری در میان باشد. کلمه‌ای که هر کس بتواند با شنیدن آن چیزی از سیاست بفهمد و به این ترتیب سیاستی مردمی باشد. عدالتخواهی در آن دوران پیش و بیش از هر چیز امکان، لزوم و بلکه قدرت گفتار را یادآوری و درخواست می‌کرد.

کلمه عدالت زمزمه‌ای مشترک شد که هر بار و هر جا به شکلی تازه به زبان می‌آمد و شنیده می‌شد، به همه مسائل سیاست نظر داشت و نه صرفاً بخشی از آن‌ها. هم به ویژه‌خواری و رابطه‌سالاری اعتراض می‌کرد، هم به مذاکرات هسته‌ای و احتمال ضربه به جایگاه جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور حساسیت نشان می‌داد. هم به مسأله فلسطین -به عنوان مثال در مورد جنگ 22 روزه غزه- واکنش نشان می‌داد و هم لزوم رسیدگی به محرومان را یادآوری می‌کرد. مطالبه‌ی مبارزه با فساد –که البته همواره مخاطبش مرجعی رسمی، یعنی قوه قضائیه بود- تنها بخشی از حرکتی بود که جریان عدالتخواه را تشکیل می‌داد. توافقی همگانی وجود داشت که این کلمات نه علیه دولت بلکه به‌عکس یادآور معنای سیاست و سازنده‌ی دولت است. به همین دلیل هرگز اینگونه نبود که کسی بتواند به صورت گزینشی در یکی از این حرکات شرکت جویَد ولی در سایر اتفاق‌ها ساکت باشد یا تحرکات سایر عدالتخواهان را محکوم کند. این حرکات جهت مشخصی داشت و مشارکت در بخشی از آن به معنای مشارکت در کل آن بود. این حرکتِ عمومی و سازنده بود که توانست دولتی را روی کار بیاورد که مردم آن درکی از اهدافش داشتند و احساس می‌کردند در آن سهمی دارند و به آن امید داشتند.

کلمه عدالت و افادات آن، امروز به هیچ وجه از آنچه «عدالتخواهی» خوانده می‌شود به گوش نمی‌رسد. عدالتخواهی که روزی یادآور نیاز به گفتار در سیاست و قدرت آن بود، امروز همه گفتارها را پوچ و بی‌معنی معرفی می‌کند. منظور از کنایه‌ی عدالتخواهانه‌ی «همه هم‌دستند»، دیگر فقط این نیست که تفاوتی بین سیاستمداران ایران نیست و همه‌ی حرف‌هاشان بی‌معناست، بلکه این است که گفتن و شنیدن اساساً بی‌فایده است، باید از گفتن و شنیدن از اساس خسته و ناامید بود. قرار نیست به جای گفتارهای خسته و خسته‌کننده‌ی سیاسیون دوباره لحنی امیدوار و امیدوارکننده به میدان بیاید، بلکه حالا که کلمات ابزار بازی سیاسی هستند اصلاً باید کنارشان گذاشت. اگر سال‌ها با کسی بنشینی و چیزی از او بشنوی و به او اعتماد کنی ساده‌لوحی، با یک افشاگری ساده می‌شود زیر پایت را خالی کرد. عدالت که آمده بود مردم را به سیاست امیدوار کند، حالا رسالت اصلیش ناامید کردن آن‌ها از سیاست و زدن ریشه‌ی سیاست است. در جهانِ سیاهی که همه‌چیزش دروغ است، هیچ فرقی میان این و آن نیست.

ادامه در 👇
ادامه از 👆

عدالتخواهی دیگر نه یک حرکت عمومی بلکه یک جریان خصوصی است که صرفاً در حال مصرف یا سوء مصرف میراث عدالت است، نمی‌تواند این میراث را معنا کند، اما در مطالباتی که زمانی سیاسی بود و می‌توانست هنوز هم سیاسی باشد متعصب است. نه درک پلیسی و امنیتیِ عدالتخواهان از مبارزه با فساد -که هر لحظه می‌تواند بازیچه انتقام‌جویی‌های سیاسی گوناگون شود-، نه اشک‌هایش برای محرومان و اقشار فقیر و نه اعتراض‌هایش به ویژه‌خواری‌ها و سازشکاری‌ها، دیگر قابل‌باور نیست. از سر و روی این کارها پوچی و ناامیدی می‌بارد، هرچند سر و صدای زیادی داشته باشد. چه چیزی جز گروهی خشن و غیر قابل اعتماد و تعامل که به هر آنکه در سیاست باشد بدگمان است باقی مانده؟ گروهی که فکر می‌کند عدالت را می‌توان به نام اشخاص زد یا با ساخت یک طوفان توییتری، از هر آنکه علیه آن‌ها حرفی بزند انتقام گرفت. مردم رنج‌دیده اما کم سر و صدا خیلی وقت است که از این بازی بیرون افتاده‌اند، در حالیکه رنج و سکوت‌شان توسط اینان مصادره می‌شود.

شعار «مجلس را به هم بریز!» که در انتخابات مجلس فعلی شعار عدالتخواهان بود، تنها مربوط به مجلس شورای اسلامی نمی‌شد، بلکه به مجلسی نظر داشت که در آن، ایرانیان با خوب و بد و کم و زیادشان می‌سازند، چیزهایی برای دلگرم بودن دارند و به کار و آینده امیدوار می‌مانند. این عدالتخواهی که شانس سیاسی نداشت و ندارد، اما آنچه مایه‌ی تأسف است این است که الگوی رفتار جریان عدالتخواه به سیاست سرایت کرده، سیاسیون هم خلأ برنامه و هدف را با این کارها پر می‌کنند. ای‌بسا پناهیان هم به واسطه تقلیدِ گاه و بیگاهش از این رفتارها در اتفاقی که برایش افتاد بی تقصیر نباشد. باید امیدوار بود که دست کم سیاسیون چشم باز کنند و از بازی با این ابزارهای خطرناک به امیدهای واهی دست بردارند. باید در برابر طمع ترور رقیب سیاسی خویشتندار بود تا اصل و ریشه سیاست حفظ شود. در غیر این صورت هرچند موفقیتی کوتاه و کوچک بدست بیاید، پریشانی و ناامیدیِ فراگیر پدران و پسران را هم به هم بدبین می‌کند، چه رسد به اینکه مجلسی در سیاست باقی بگذارد.

◼️

امروز فرصت ماست
🔸علم و سیاست فارسی🔸
@elmosiasatfarsi
درباره سریال "بوم و بانو"

@yaminpour
‏بحرین ۴۱ ساله و امارات ۴۸ ساله رابطه برقرار کردن با رژیمی که ۷۲ سال سن داره برای توطئه علیه کشوری که کوچکترین درخت زیتونش ۲۰۰ ساله است!
#فلسطين 🇵🇸

🆔️ @yaminpour
صداوسیمایی که در اغلب مسائل اصلی کشور هیچ واکنش به موقع و موثری ندارد، در شکایت کردن از منتقدانش تمام امکاناتش را بسیج می‌کند.
جهان‌آرا را تعطیل کردند و حالا از ما بابت نقد و نهی از منکرمان شکایت کرده‌اند.

🆔️ @yaminpour