زیر گنبد کبود
اینجا #آلمان 🇩🇪 ساماندهی پارک خودرو در خیابان های شهر- قسمت اول: #رفاه_معلولین 🔹دولت و شهرداری های آلمان به روش های مختلفی مساله پارک خودروها در خیابان ها و فضاهای عمومی را ساماندهی می کنند. زیربنای بسیاری از این روش ها همان ثبت رسمی #آدرس و مشخصات شهروندان…
اینجا #آلمان 🇩🇪
ساماندهی پارک خودرو در خیابان های شهر- قسمت دوم: #ساکنان_محله_های_شلوغ (قسمت اول در پست بالا👆)
🔹وقتی که در محله ای شرکت یا سازمانی شروع به فعالیت می کرد، ساکنان محله به شدت آسیب می دیدند. از شلوغ شدن محله و رفت و آمد زیاد و بالا رفتن اجاره ها گرفته تا ساعت ها گشتن برای جای پارک... اول از همه سازمان هایی که تعداد کارکنانشان از حد مشخصی بالاتر بود، ملزم شدند به داشتن #پارکینگ برای کارمندانشان و مهمانان احتمالی شرکت.
🔹و خب نمی شود که محله با راهکارهای فردی ساکنان اداره شود: که یکی چند تا آجر یا یک گلدان سنگین بگذارد جلوی در خانه و یکی کشیک بدهد که هر کس آمد پارک کند، جلویش را بگیرد! وقتی اسم و آدرس تمامی شهروندان در جایی #ثبت_رسمی شده باشد، کارهای بهتری هم می شود کرد: #شهرداری یک تابلو می زند کنار خیابان شلوغ محله و اعلام می کند که فقط خودروهایی با مجوز فلان شماره حق پارک در این محل را دارند. برای ساکنان محله هم مجوز پارک با شماره مربوطه را صادر می کند (عکس زیر👇). ساکنان خیلی که بخواهند شخصا درگیر شوند، زنگ می زنند به پلیس و شماره ماشین پارک شده ای را که پشت شیشه اش مجوز مربوطه را نگذاشته، اعلام می کنند!
🔹البته که ثبت رسمی اسم و #آدرس برای "همه" است، بنابراین دست #شهرداری برای فروش مجوز پارک در محله به دیگران باز نیست!! تنها به تعداد ساکنان صاحب خودرو که هزینه #پارکینگ سالانه را پرداخت می کنند، مجوز صادر می شود. نهایت تقلبی که می شود کرد این است که یکی از ساکنان محله، جای پارک خودروی خودش را به فرد دیگری بفروشد و البته خودش از آن محروم بماند!
🔻در قسمت های بعد انواع دیگر پارکینگ و علت اصلی کارآمدی نسبی سیستم ساماندهی پارکینگ در آلمان را خواهیم گفت...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/122
ساماندهی پارک خودرو در خیابان های شهر- قسمت دوم: #ساکنان_محله_های_شلوغ (قسمت اول در پست بالا👆)
🔹وقتی که در محله ای شرکت یا سازمانی شروع به فعالیت می کرد، ساکنان محله به شدت آسیب می دیدند. از شلوغ شدن محله و رفت و آمد زیاد و بالا رفتن اجاره ها گرفته تا ساعت ها گشتن برای جای پارک... اول از همه سازمان هایی که تعداد کارکنانشان از حد مشخصی بالاتر بود، ملزم شدند به داشتن #پارکینگ برای کارمندانشان و مهمانان احتمالی شرکت.
🔹و خب نمی شود که محله با راهکارهای فردی ساکنان اداره شود: که یکی چند تا آجر یا یک گلدان سنگین بگذارد جلوی در خانه و یکی کشیک بدهد که هر کس آمد پارک کند، جلویش را بگیرد! وقتی اسم و آدرس تمامی شهروندان در جایی #ثبت_رسمی شده باشد، کارهای بهتری هم می شود کرد: #شهرداری یک تابلو می زند کنار خیابان شلوغ محله و اعلام می کند که فقط خودروهایی با مجوز فلان شماره حق پارک در این محل را دارند. برای ساکنان محله هم مجوز پارک با شماره مربوطه را صادر می کند (عکس زیر👇). ساکنان خیلی که بخواهند شخصا درگیر شوند، زنگ می زنند به پلیس و شماره ماشین پارک شده ای را که پشت شیشه اش مجوز مربوطه را نگذاشته، اعلام می کنند!
🔹البته که ثبت رسمی اسم و #آدرس برای "همه" است، بنابراین دست #شهرداری برای فروش مجوز پارک در محله به دیگران باز نیست!! تنها به تعداد ساکنان صاحب خودرو که هزینه #پارکینگ سالانه را پرداخت می کنند، مجوز صادر می شود. نهایت تقلبی که می شود کرد این است که یکی از ساکنان محله، جای پارک خودروی خودش را به فرد دیگری بفروشد و البته خودش از آن محروم بماند!
🔻در قسمت های بعد انواع دیگر پارکینگ و علت اصلی کارآمدی نسبی سیستم ساماندهی پارکینگ در آلمان را خواهیم گفت...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/122
Telegram
Tick_media
اینجا #آلمان
ثبت رسمی اسم و #آدرس شهروندان و ساماندهی #پارکینگ در محله های شلوغ و مرکز شهر
در #زیرگنبدکبود بخوانید:
https://t.iss.one/tick_idea/416
@tick_idea
ثبت رسمی اسم و #آدرس شهروندان و ساماندهی #پارکینگ در محله های شلوغ و مرکز شهر
در #زیرگنبدکبود بخوانید:
https://t.iss.one/tick_idea/416
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
برخورد با خارجی ها و #مهاجرین
#قسمت_اول : صدای گریه کودک بلند بود و همه فقط نگاه می کردند...
🔸در آن باران شدید، #اتوبوس که رسید، همراه با من و کودک سه ساله ام، بیست سی نفر دیگر سوار شدند. پسرم دوید و روی یک صندلی خالی نشست. انتظار داشتم مثل همیشه با اینکه بین نشستن من و او فاصله می افتد، کسی کنارش ننشیند تا برسم. اما یک مرد آلمانی با کت و شلوار و کراوات رفت که بنشیند همانجا. پسرم به آلمانی می گفت نه و سعی می کرد مرا به آن مرد نشان دهد، دست کوچکش را گذاشت روی صندلی که مانع نشستن مرد شود، اما او توجهی نکرد و اگر من دست کودکم را کنار نمی زدم، می ماند زیر هیکلش! آنجا بود که از نگاه پر از غیظ مرد فهمیدم که کاملا متوجه اوضاع هست و عمدا محل نمی گذارد!
🔸وقتی نشست، من درست روبروی او ایستاده بودم، در حالی که دو تا کیف سنگین، پلاستیک خریدهایم، و دوچرخه پسرم بغلم بود، صدای گریه پسرم هم که مامان مامان می گفت را همه می شنیدند. آن مرد فقط زیرچشمی به پسرم نگاه می کرد و با حالتی عصبی زیر لب کلماتی را به آلمانی می گفت که من نمی فهمیدم، اما قطعا برای آلمانی هایی که ایستاده بودند قابل فهم بود. به انگلیسی به مرد گفتم "فکر می کنم حداقل بتوانید بلند شوید تا پسرم بیاید پیش من بایستد، نه؟!" فقط خم شد به جلو، تا از همان فضای کوچکی که پشتش ایجاد شده بود، پسرم رد شود و بیاید پیش من، و تا چند ایستگاه بعدی که پیاده شویم، دست های کوچکش را به میله های اتوبوس بگیرد که نیفتد... همه فقط نگاه می کردند!
** پی نوشت: این اتفاق دقیقا بعد از اجرای سیاست سال ۲۰۱۵ دولت مرکل بود که در یک سال بیش از یک میلیون نفر #پناهنده و آواره از کشورهای دیگر به آلمان آمدند. بسیاری از مردم ناراضی بودند و بدون اینکه بدانند تو از کدام کشوری و چرا آنجایی، عصبانیتشان را سرت خالی می کردند. بعضی ها هم به وضوح حس ترحم خود را نشان می دادند... البته برای کسانی مثل من که آواره و پناهنده نبودیم، شاید هیچکدام این ها مهم نبود. من هر وقت می خواستم بر می گشتم به کشورم، "اما آن روزها حس و حال مردم #افغان و پناهنده به #ایران را بهتر فهمیدم"...
روایت از #زهرا
🔻در قسمت های بعد، از برخوردهای متفاوت مردم آلمان با خارجی هابیشتر خواهیم نوشت...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
برخورد با خارجی ها و #مهاجرین
#قسمت_اول : صدای گریه کودک بلند بود و همه فقط نگاه می کردند...
🔸در آن باران شدید، #اتوبوس که رسید، همراه با من و کودک سه ساله ام، بیست سی نفر دیگر سوار شدند. پسرم دوید و روی یک صندلی خالی نشست. انتظار داشتم مثل همیشه با اینکه بین نشستن من و او فاصله می افتد، کسی کنارش ننشیند تا برسم. اما یک مرد آلمانی با کت و شلوار و کراوات رفت که بنشیند همانجا. پسرم به آلمانی می گفت نه و سعی می کرد مرا به آن مرد نشان دهد، دست کوچکش را گذاشت روی صندلی که مانع نشستن مرد شود، اما او توجهی نکرد و اگر من دست کودکم را کنار نمی زدم، می ماند زیر هیکلش! آنجا بود که از نگاه پر از غیظ مرد فهمیدم که کاملا متوجه اوضاع هست و عمدا محل نمی گذارد!
🔸وقتی نشست، من درست روبروی او ایستاده بودم، در حالی که دو تا کیف سنگین، پلاستیک خریدهایم، و دوچرخه پسرم بغلم بود، صدای گریه پسرم هم که مامان مامان می گفت را همه می شنیدند. آن مرد فقط زیرچشمی به پسرم نگاه می کرد و با حالتی عصبی زیر لب کلماتی را به آلمانی می گفت که من نمی فهمیدم، اما قطعا برای آلمانی هایی که ایستاده بودند قابل فهم بود. به انگلیسی به مرد گفتم "فکر می کنم حداقل بتوانید بلند شوید تا پسرم بیاید پیش من بایستد، نه؟!" فقط خم شد به جلو، تا از همان فضای کوچکی که پشتش ایجاد شده بود، پسرم رد شود و بیاید پیش من، و تا چند ایستگاه بعدی که پیاده شویم، دست های کوچکش را به میله های اتوبوس بگیرد که نیفتد... همه فقط نگاه می کردند!
** پی نوشت: این اتفاق دقیقا بعد از اجرای سیاست سال ۲۰۱۵ دولت مرکل بود که در یک سال بیش از یک میلیون نفر #پناهنده و آواره از کشورهای دیگر به آلمان آمدند. بسیاری از مردم ناراضی بودند و بدون اینکه بدانند تو از کدام کشوری و چرا آنجایی، عصبانیتشان را سرت خالی می کردند. بعضی ها هم به وضوح حس ترحم خود را نشان می دادند... البته برای کسانی مثل من که آواره و پناهنده نبودیم، شاید هیچکدام این ها مهم نبود. من هر وقت می خواستم بر می گشتم به کشورم، "اما آن روزها حس و حال مردم #افغان و پناهنده به #ایران را بهتر فهمیدم"...
روایت از #زهرا
🔻در قسمت های بعد، از برخوردهای متفاوت مردم آلمان با خارجی هابیشتر خواهیم نوشت...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
Forwarded from زیر گنبد کبود
اینجا #آلمان 🇩🇪
🔸به فروشگاه #ودافون رفته بودیم برای خرید سیمکارت. نگهبان #فروشگاه مردی #افغان بود. وقتی فهمید آلمانی خوب بلد نیستیم سعی کرد به ما کمک کند. برای بستن قرارداد از ما #پاسپورت خواستند، که به دست آن مرد افغان دادیم. پاسپورت های ما را گرفت با نگاهی پر از #حسرت (به معنی دقیق کلمه) به آن نگاه کرد و در حالی که انگار با خودش حرف می زد، آرام رویش را خواند: جمهوری اسلامی ایران. بعد نگاهی به ما انداخت و با لبخندی کمرنگ و تلخ گفت: ایران هر چند سال هم که موندیم بهمون از اینا ندادن! گفتیم: حالا که حتما آلمانی اش را دارید! در حالی که همچنان نگاهش به جلد پاسپورت ما بود، آرام گفت: بله!...
🔸شبیه کودکی که مدت ها حسرت ماشین پلاستیکی و نه چندان به درد بخوری را کشیده و هرگز به آن نرسیده. حالا در بزرگسالی ماشینی بهتر با امکاناتی بیشتر را سوار شده، اما همچنان به #اسباب_بازی کودکانی که آن ماشین پلاستیکی را دارند با حسرت نگاه می کند.
* پی نوشت: منظور از "اسباب بازی نه چندان به درد بخور" صرفا این است که پاسپورت ایرانی محدودیت های زیادی دارد و پاسپورت آلمانی آزادی بیشتری در سفر کردن ها و... فراهم می کند.
روایت از #همسفر
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
🔸به فروشگاه #ودافون رفته بودیم برای خرید سیمکارت. نگهبان #فروشگاه مردی #افغان بود. وقتی فهمید آلمانی خوب بلد نیستیم سعی کرد به ما کمک کند. برای بستن قرارداد از ما #پاسپورت خواستند، که به دست آن مرد افغان دادیم. پاسپورت های ما را گرفت با نگاهی پر از #حسرت (به معنی دقیق کلمه) به آن نگاه کرد و در حالی که انگار با خودش حرف می زد، آرام رویش را خواند: جمهوری اسلامی ایران. بعد نگاهی به ما انداخت و با لبخندی کمرنگ و تلخ گفت: ایران هر چند سال هم که موندیم بهمون از اینا ندادن! گفتیم: حالا که حتما آلمانی اش را دارید! در حالی که همچنان نگاهش به جلد پاسپورت ما بود، آرام گفت: بله!...
🔸شبیه کودکی که مدت ها حسرت ماشین پلاستیکی و نه چندان به درد بخوری را کشیده و هرگز به آن نرسیده. حالا در بزرگسالی ماشینی بهتر با امکاناتی بیشتر را سوار شده، اما همچنان به #اسباب_بازی کودکانی که آن ماشین پلاستیکی را دارند با حسرت نگاه می کند.
* پی نوشت: منظور از "اسباب بازی نه چندان به درد بخور" صرفا این است که پاسپورت ایرانی محدودیت های زیادی دارد و پاسپورت آلمانی آزادی بیشتری در سفر کردن ها و... فراهم می کند.
روایت از #همسفر
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
اینجا #اتریش 🇦🇹
هفت هشت بار کودکتان را در صندلی مخصوص ننشانید، تمام درآمد ماهانه تان را باید جریمه بدهید!
🔸یک ماشین بدون راننده کرایه کرده بودیم و صندلی #ایمنی مخصوص #کودک در ماشین نداشتیم. دختر کوچکم در بغلم بود و شیر می خورد، که #پلیس ماشین مان را متوقف کرد و بخاطر ننشستن بچه در صندلی مخصوص و ایمن، دویست و پنجاه یورو جریمه شدیم!
🔸ماشین را روشن کردیم که برویم، و هنوز از شوک #جریمه به این سنگینی در نیامده بودیم، که افسر پلیس به همسرم گفت: " کجااا؟! شما هنوز صندلی مخصوص کودک ندارید. خانم و بچه پیاده میشن و با وسیله نقلیه عمومی تشریف می یارن منزل. شما می تونید برید!"
**پی نوشت:
طبق #قانون کودکان از اول تولد تا قد صد و چهل سانتی متر، باید در صندلی مخصوص کودک بنشینند و این قانون در عمل بسیار جدی گرفته می شود.
دویست و پنجاه یورو تقریبا معادل یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان و حدود یک هشتم حقوق خالص متوسط در شهر #وین است.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
هفت هشت بار کودکتان را در صندلی مخصوص ننشانید، تمام درآمد ماهانه تان را باید جریمه بدهید!
🔸یک ماشین بدون راننده کرایه کرده بودیم و صندلی #ایمنی مخصوص #کودک در ماشین نداشتیم. دختر کوچکم در بغلم بود و شیر می خورد، که #پلیس ماشین مان را متوقف کرد و بخاطر ننشستن بچه در صندلی مخصوص و ایمن، دویست و پنجاه یورو جریمه شدیم!
🔸ماشین را روشن کردیم که برویم، و هنوز از شوک #جریمه به این سنگینی در نیامده بودیم، که افسر پلیس به همسرم گفت: " کجااا؟! شما هنوز صندلی مخصوص کودک ندارید. خانم و بچه پیاده میشن و با وسیله نقلیه عمومی تشریف می یارن منزل. شما می تونید برید!"
**پی نوشت:
طبق #قانون کودکان از اول تولد تا قد صد و چهل سانتی متر، باید در صندلی مخصوص کودک بنشینند و این قانون در عمل بسیار جدی گرفته می شود.
دویست و پنجاه یورو تقریبا معادل یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان و حدود یک هشتم حقوق خالص متوسط در شهر #وین است.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
اینجا #فرانسه 🇫🇷
به خاطر #دانشگاه و کارم، دوستان فرانسوی زیادی دارم و در جمع ها و مهمانی هایشان زیاد شرکت می کنم. تا به حال ندیده ام که در یک #مهمانی کسی #گوشی به دست باشد و با مطالب گوشی سرگرم باشد. اصولا در مهمانی ها گوشی کسی را نمی بینید. تنها وقتی که پیش آمده گوشی #موبایل در مهمانی ببینم، موقع جستجو برای مطلبی در اینترنت بوده که مثلا جمع در آن باره در حال صحبت کردن بوده اند و سوالی برایشان پیش آمده که خواسته اند سریع جوابش را پیدا کنند.
روایت از #آزاده
اینجا #آلمان 🇩🇪
در دو دانشگاهی که من در اینجا درس خوانده ام، تا به حال ندیده ام که به جز ایرانی ها، کره ای ها و چینی ها، کسی گوشی اش را سر کلاس روی میز یا دم دست بگذارد. دانشجوهای دکترا معمولا وقتی در حال کار در دفترشان هستند، گوشی خود را جایی می گذارند که در دسترس و دید نباشد. بخشی از #آموزش های مجموعه کارگاه های "استارت زدن برای #دکترا" در دانشگاه ما به این موضوع می پرداخت: اینکه صرف در دسترس بودن گوشی (حتی اگر زنگی نزند و شما هم اهل چک کردن مدام آن نباشید) چقدر می تواند از تمرکز شما موقع کار و تحقیق کم کند و در بلند مدت چقدر در کاهش کارایی و کیفیت کار شما موثر خواهد بود...
روایت از #زهرا
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
به خاطر #دانشگاه و کارم، دوستان فرانسوی زیادی دارم و در جمع ها و مهمانی هایشان زیاد شرکت می کنم. تا به حال ندیده ام که در یک #مهمانی کسی #گوشی به دست باشد و با مطالب گوشی سرگرم باشد. اصولا در مهمانی ها گوشی کسی را نمی بینید. تنها وقتی که پیش آمده گوشی #موبایل در مهمانی ببینم، موقع جستجو برای مطلبی در اینترنت بوده که مثلا جمع در آن باره در حال صحبت کردن بوده اند و سوالی برایشان پیش آمده که خواسته اند سریع جوابش را پیدا کنند.
روایت از #آزاده
اینجا #آلمان 🇩🇪
در دو دانشگاهی که من در اینجا درس خوانده ام، تا به حال ندیده ام که به جز ایرانی ها، کره ای ها و چینی ها، کسی گوشی اش را سر کلاس روی میز یا دم دست بگذارد. دانشجوهای دکترا معمولا وقتی در حال کار در دفترشان هستند، گوشی خود را جایی می گذارند که در دسترس و دید نباشد. بخشی از #آموزش های مجموعه کارگاه های "استارت زدن برای #دکترا" در دانشگاه ما به این موضوع می پرداخت: اینکه صرف در دسترس بودن گوشی (حتی اگر زنگی نزند و شما هم اهل چک کردن مدام آن نباشید) چقدر می تواند از تمرکز شما موقع کار و تحقیق کم کند و در بلند مدت چقدر در کاهش کارایی و کیفیت کار شما موثر خواهد بود...
روایت از #زهرا
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
آقای پلیس و کودکان قانون مدار
🔸کلا محله خلوتی بود، آن روز هم خلوت تر از همیشه. هیچ ماشینی رد نمی شد. به همین دلیل هم #چراغ_راهنمایی در آن #خیابان تقریبا همیشه خاموش بود.
🔸چند ده متر از چراغ راهنمایی گذشته بودیم و می خواستم همانجا از #خیابان رد شوم که #کودک هفت ساله ام شروع کرد به اعتراض، که "آقای #پلیس به مدرسه مان آمده و به ما یاد داده که حتما باید دکمه چراغ راهنمایی را بزنیم تا چراغ برای ماشین ها قرمز شود و بعد ما رد بشویم. اجازه نداریم از جای دیگری از خیابان رد شویم! مامان در #دانشگاه شما هیچ وقت پلیس نیامده؟!"
و بعد طبق #دستورالعمل از خیابان رد شد(ویدئو در پایین👇)، بدون اینکه من احساس کنم وجودم برای #امنیت او وسط خیابان لازم است!
**پی نوشت:
اطراف مدرسه ها، علاوه بر چراغ راهنمایی مخصوص، معمولا پر از تابلوهای"حداکثر سرعت مجاز ۳۰" است. با اینکه خیلی از جاها تا ده تا سرعت بالاتر را هم جریمه نمی کنند، در محوطه اطراف #مدرسه، قوانین خیلی سختگیرانه تر است. گاهی ماشین های بدون آرم پلیس کنار خیابان نزدیک مدرسه پارک می شوند. در این ماشین ها هیچ موجود زنده ای نیست که شما بتوانید ببینید و یا با او چانه بزنید: فقط یک #دوربین، که از فاصله خیلی نزدیک قابل تشخیص است و حتی اگر با سرعت ۳۳ از کنارش رد شوید، برگه #جریمه را به زودی در صندوق پستی تان دریافت خواهید کرد.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/123
آقای پلیس و کودکان قانون مدار
🔸کلا محله خلوتی بود، آن روز هم خلوت تر از همیشه. هیچ ماشینی رد نمی شد. به همین دلیل هم #چراغ_راهنمایی در آن #خیابان تقریبا همیشه خاموش بود.
🔸چند ده متر از چراغ راهنمایی گذشته بودیم و می خواستم همانجا از #خیابان رد شوم که #کودک هفت ساله ام شروع کرد به اعتراض، که "آقای #پلیس به مدرسه مان آمده و به ما یاد داده که حتما باید دکمه چراغ راهنمایی را بزنیم تا چراغ برای ماشین ها قرمز شود و بعد ما رد بشویم. اجازه نداریم از جای دیگری از خیابان رد شویم! مامان در #دانشگاه شما هیچ وقت پلیس نیامده؟!"
و بعد طبق #دستورالعمل از خیابان رد شد(ویدئو در پایین👇)، بدون اینکه من احساس کنم وجودم برای #امنیت او وسط خیابان لازم است!
**پی نوشت:
اطراف مدرسه ها، علاوه بر چراغ راهنمایی مخصوص، معمولا پر از تابلوهای"حداکثر سرعت مجاز ۳۰" است. با اینکه خیلی از جاها تا ده تا سرعت بالاتر را هم جریمه نمی کنند، در محوطه اطراف #مدرسه، قوانین خیلی سختگیرانه تر است. گاهی ماشین های بدون آرم پلیس کنار خیابان نزدیک مدرسه پارک می شوند. در این ماشین ها هیچ موجود زنده ای نیست که شما بتوانید ببینید و یا با او چانه بزنید: فقط یک #دوربین، که از فاصله خیلی نزدیک قابل تشخیص است و حتی اگر با سرعت ۳۳ از کنارش رد شوید، برگه #جریمه را به زودی در صندوق پستی تان دریافت خواهید کرد.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/123
Telegram
Tick_media
اینجا #آلمان
روبروی یک #مدرسه در محله ای خلوت...
در #زیرگنبدکبود بخوانید...
https://t.iss.one/tick_idea/421
@tick_idea
روبروی یک #مدرسه در محله ای خلوت...
در #زیرگنبدکبود بخوانید...
https://t.iss.one/tick_idea/421
@tick_idea
#برف روبی پیاده روی جلوی خانه
اینجا #سوییس 🇨🇭
🔹وظیفه اهل خانه است که پیاده روی جلوی خانه شان را #برفروبی و یخ زدایی کنند و اگر عابری مقابل خانه ای لیز بخورد و کارش به بیمارستان بکشد، اهل خانه مسئول جبران خسارت خواهند بود. اهالی محله موظفند کار برفروبی جلوی خانه افراد پیر و ناتوان را به نوبت بر عهده بگیرند.
اینجا #آمریکا 🇺🇸
🔹در ایالت #بوستون برای برفروبی پیاده روی جلوی خانه به عرض ۴۲ اینچ (حدود یک متر) تا ۲۴ ساعت پس از آمدن برف فرصت دارید. البته شن مخصوص برای اینکار به رایگان در اختیارتان قرار خواهد گرفت. اگر این کار را انجام ندهید و یا شکایتی از طرف مردم به دست مسئولان برسد، اخطار دریافت خواهید کرد. اگر در بازدید بعدی ماموران #شهرداری، باز هم اینکار انجام نشده باشد، آنها کسانی را برای اینکار اعزام می کنند و شما صورتحساب را در صندوق پستی تان دریافت خواهید کرد. #جریمه در #بوستون آمریکا می تواند تا ۲۵۰ دلار برسد.
** پی نوشت: در #اتریش، #آلمان و برخی ایالت های #آمریکا نیز قوانین سفت و سختی برای این مساله وجود دارد.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
اینجا #سوییس 🇨🇭
🔹وظیفه اهل خانه است که پیاده روی جلوی خانه شان را #برفروبی و یخ زدایی کنند و اگر عابری مقابل خانه ای لیز بخورد و کارش به بیمارستان بکشد، اهل خانه مسئول جبران خسارت خواهند بود. اهالی محله موظفند کار برفروبی جلوی خانه افراد پیر و ناتوان را به نوبت بر عهده بگیرند.
اینجا #آمریکا 🇺🇸
🔹در ایالت #بوستون برای برفروبی پیاده روی جلوی خانه به عرض ۴۲ اینچ (حدود یک متر) تا ۲۴ ساعت پس از آمدن برف فرصت دارید. البته شن مخصوص برای اینکار به رایگان در اختیارتان قرار خواهد گرفت. اگر این کار را انجام ندهید و یا شکایتی از طرف مردم به دست مسئولان برسد، اخطار دریافت خواهید کرد. اگر در بازدید بعدی ماموران #شهرداری، باز هم اینکار انجام نشده باشد، آنها کسانی را برای اینکار اعزام می کنند و شما صورتحساب را در صندوق پستی تان دریافت خواهید کرد. #جریمه در #بوستون آمریکا می تواند تا ۲۵۰ دلار برسد.
** پی نوشت: در #اتریش، #آلمان و برخی ایالت های #آمریکا نیز قوانین سفت و سختی برای این مساله وجود دارد.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
#بیمه_سمورهای_جونده!
🔸در این روزهای سرد #زمستان، اگر شما در آلمان زندگی می کردید و صاحب #خودرو بودید، از جمله نگرانی هایتان این بود که صبح سوار ماشینتان شوید و دیگر روشن نشود، یا بعد از اینکه مقدار کمی با آن رفتید، ناگهان موتورش بسوزد و از کار بیفتد و کلی خرج روی دستتان بگذارد! علت آن می تواند سمورهای جونده ای باشد که شب های سرد #زمستان، خوابیدن در کنار موتور و لوله های گرم داخل ماشین شما را به سرمای بیرون ترجیح می دهند(عکس زیر👇).
🔹اما آنها لوله ها و اجزای پلاستیکی ماشین شما را به عنوان غذا نمی خورند. این یک مکانیزم دفاع از قلمرو برای سمورهاست. اگر آنها توسط بوی ناآشنا احساس کنند که جای خواب گرم و نرمشان (داخل کاپوت ماشین شما) توسط سمورهای دیگری هم استفاده شده، شروع می کنند به جویدن اجزای ماشین! بنابراین اگر ماشینتان را در جای جدیدی غیر از محوطه کوچه همیشگی پارک کنید، این خطر بیشتر خواهد بود!
🔹بعضی از آلمانی ها اول فصل سرما با مراجعه به مراکز تعمیر و خدمات خودرو، زیر بدنه ماشینشان را پلاستیکی از جنس مخصوص می کشند، یا از اسپری های مخصوص ضدسمور (!) روی اجزای پلاستیکی و لوله های ماشین استفاده می کنند، تا #ریسک این اتفاق کمتر شود.
🔹و البته تقریبا برای هر ریسکی که در آلمان با آن مواجه هستید، می توانید یک نوع #بیمه هم پیدا کنید: بعضی از شرکت های بیمه خودرو، در تعریف خدمات بیمه بدنه ماشین، بیمه سمور(!) هم ارائه می کنند و حتی در این مورد با هم رقابت می کنند! بعضی شان فقط در صورتی خسارت پرداخت می کنند که موتور ماشین کلا از کار افتاده باشد و روشن نشود، بعضی دیگر، علاوه بر آن، اگر حواستان نباشد و ماشینی را که لوله ها و دم و دستگاهش جویده شده را روشن کنید و راه بیفتید و موتور ماشین بسوزد، خسارت کل را پرداخت می کنند. بستگی دارد بیمه تان از چه نوعی باشد و چقدر بخواهید هزینه نگرانی هایتان برای ماشین بکنید!
** پی نوشت: به این سمورها در زبان آلمانی #Marder می گویند. می توانید با جستجوی بیشتر درباره این جانوران بامزه و شاید کمی ترسناک بخوانید.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/125
#بیمه_سمورهای_جونده!
🔸در این روزهای سرد #زمستان، اگر شما در آلمان زندگی می کردید و صاحب #خودرو بودید، از جمله نگرانی هایتان این بود که صبح سوار ماشینتان شوید و دیگر روشن نشود، یا بعد از اینکه مقدار کمی با آن رفتید، ناگهان موتورش بسوزد و از کار بیفتد و کلی خرج روی دستتان بگذارد! علت آن می تواند سمورهای جونده ای باشد که شب های سرد #زمستان، خوابیدن در کنار موتور و لوله های گرم داخل ماشین شما را به سرمای بیرون ترجیح می دهند(عکس زیر👇).
🔹اما آنها لوله ها و اجزای پلاستیکی ماشین شما را به عنوان غذا نمی خورند. این یک مکانیزم دفاع از قلمرو برای سمورهاست. اگر آنها توسط بوی ناآشنا احساس کنند که جای خواب گرم و نرمشان (داخل کاپوت ماشین شما) توسط سمورهای دیگری هم استفاده شده، شروع می کنند به جویدن اجزای ماشین! بنابراین اگر ماشینتان را در جای جدیدی غیر از محوطه کوچه همیشگی پارک کنید، این خطر بیشتر خواهد بود!
🔹بعضی از آلمانی ها اول فصل سرما با مراجعه به مراکز تعمیر و خدمات خودرو، زیر بدنه ماشینشان را پلاستیکی از جنس مخصوص می کشند، یا از اسپری های مخصوص ضدسمور (!) روی اجزای پلاستیکی و لوله های ماشین استفاده می کنند، تا #ریسک این اتفاق کمتر شود.
🔹و البته تقریبا برای هر ریسکی که در آلمان با آن مواجه هستید، می توانید یک نوع #بیمه هم پیدا کنید: بعضی از شرکت های بیمه خودرو، در تعریف خدمات بیمه بدنه ماشین، بیمه سمور(!) هم ارائه می کنند و حتی در این مورد با هم رقابت می کنند! بعضی شان فقط در صورتی خسارت پرداخت می کنند که موتور ماشین کلا از کار افتاده باشد و روشن نشود، بعضی دیگر، علاوه بر آن، اگر حواستان نباشد و ماشینی را که لوله ها و دم و دستگاهش جویده شده را روشن کنید و راه بیفتید و موتور ماشین بسوزد، خسارت کل را پرداخت می کنند. بستگی دارد بیمه تان از چه نوعی باشد و چقدر بخواهید هزینه نگرانی هایتان برای ماشین بکنید!
** پی نوشت: به این سمورها در زبان آلمانی #Marder می گویند. می توانید با جستجوی بیشتر درباره این جانوران بامزه و شاید کمی ترسناک بخوانید.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/125
Telegram
Tick_media
اینجا #آلمان
سرمای زمستان و #بیمه سمورهای جونده!
در #زیرگنبدکبود بخوانید:
https://t.iss.one/tick_idea/423
@tick_idea
سرمای زمستان و #بیمه سمورهای جونده!
در #زیرگنبدکبود بخوانید:
https://t.iss.one/tick_idea/423
@tick_idea
اینجا #هلند 🇪🇬
#سیستم_آموزشی : "#دانستن کافی نیست..."
🔸دنبال مدرسه ابتدایی خوب برای فرزندم بودم. در بازدیدم از یکی از مدارس ابتدایی، دیدم که دو گروه از دانش آموزان تقریبا ده ساله در حیاط مدرسه در حال کشمکش با هم هستند و گاهی هم همدیگر را هول می دهند!
🔸با مدیر مدرسه که حرف می زدم گفتم که برای من این بی نظمی ها باعث دغدغه و نگرانی است. توضیح داد که صحنه ای که در حیاط دیده ام، بخشی از درس "چگونگی #اعتراض_مدنی_مسالمت_آمیز" بوده : "گروهی از دانش آموزان نقش مردم معترض را دارند و گروهی هم #پلیس، که قرار است سعی کنند با کمترین خشونت معترضین را در محدوده #قانون که برایشان تعریف شده، کنترل کنند. ما به دانش آموزان می گوییم که اعتراض مسالمت آمیز حق آنهاست، اما بدون تمرین عملی و تکرار این موارد از همان سال های آغازین #مدرسه، آنها نحوه انجام اعتراض مسالمت آمیز و برخورد درست با آن را یاد نخواهند گرفت."
** پی نوشت: این متن از محتوای کانال ره توشه های هلند (@Rahtoosheha) گرفته و بازنویسی شده است. برای مطالعه متن اصلی (نوشته آقای #ابراهیم_رحیمی) می توانید به لینک کانال مراجعه کنید.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
#سیستم_آموزشی : "#دانستن کافی نیست..."
🔸دنبال مدرسه ابتدایی خوب برای فرزندم بودم. در بازدیدم از یکی از مدارس ابتدایی، دیدم که دو گروه از دانش آموزان تقریبا ده ساله در حیاط مدرسه در حال کشمکش با هم هستند و گاهی هم همدیگر را هول می دهند!
🔸با مدیر مدرسه که حرف می زدم گفتم که برای من این بی نظمی ها باعث دغدغه و نگرانی است. توضیح داد که صحنه ای که در حیاط دیده ام، بخشی از درس "چگونگی #اعتراض_مدنی_مسالمت_آمیز" بوده : "گروهی از دانش آموزان نقش مردم معترض را دارند و گروهی هم #پلیس، که قرار است سعی کنند با کمترین خشونت معترضین را در محدوده #قانون که برایشان تعریف شده، کنترل کنند. ما به دانش آموزان می گوییم که اعتراض مسالمت آمیز حق آنهاست، اما بدون تمرین عملی و تکرار این موارد از همان سال های آغازین #مدرسه، آنها نحوه انجام اعتراض مسالمت آمیز و برخورد درست با آن را یاد نخواهند گرفت."
** پی نوشت: این متن از محتوای کانال ره توشه های هلند (@Rahtoosheha) گرفته و بازنویسی شده است. برای مطالعه متن اصلی (نوشته آقای #ابراهیم_رحیمی) می توانید به لینک کانال مراجعه کنید.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا #آلمان
برای رفت و آمد به #مدرسه، بسیاری از کودکان اسکوتر و #دوچرخه را ترجیح می دهند، حتی در سرمای #زمستان!
#زیرساخت_شهری
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
برای رفت و آمد به #مدرسه، بسیاری از کودکان اسکوتر و #دوچرخه را ترجیح می دهند، حتی در سرمای #زمستان!
#زیرساخت_شهری
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
#پیام_ادمین
سلام دوستان، و ممنون از توجه و پیام های دلگرم کننده شما.
در دو تا از پیام های کانال درباره هلند، پرچم مصر به جای پرچم هلند گذاشته شده است! این اشتباه به خاطر ریز بودن آیکون های پرچم در تلگرام رخ داده و امیدوارم عذرخواهی ما را بپذیرید.
از همراهی و توجه شما متشکریم.
#هلند 🇳🇱 #مصر 🇪🇬
سلام دوستان، و ممنون از توجه و پیام های دلگرم کننده شما.
در دو تا از پیام های کانال درباره هلند، پرچم مصر به جای پرچم هلند گذاشته شده است! این اشتباه به خاطر ریز بودن آیکون های پرچم در تلگرام رخ داده و امیدوارم عذرخواهی ما را بپذیرید.
از همراهی و توجه شما متشکریم.
#هلند 🇳🇱 #مصر 🇪🇬
اینجا #آلمان 🇩🇪
صبح های آرام #مدرسه
🔸هفته ای چند روز، مدرسه برای تمام دانش آموزان چند نوع #میوه می خرد و در جعبه هایی می گذارند پایین پله ها(عکس زیر👇). هر بار وظیفه یکی از والدین داوطلب است که ده دقیقه ای وقت بگذارد و میوه های کلاس فرزندش را پوست بکند و بچیند تا بچه ها همان زنگ اول سر کلاس میوه بخورند. من هم دو هفته پیش اسمم را نوشتم که امروز نوبت من! یک ربع زودتر آمدن و دیرتر ترک کردن مدرسه، باعث شد فرآیندهای صبحگاهی مدرسه را کامل تر ببینم:
🔹صف بستن و برنامه صبحگاهی برای کل مدرسه وجود ندارد. بچه ها باید تا ساعت هشت خود را به کلاس برسانند. به جز چند نفر ثابت دقیقه نودی، معمولا همه هر روز ده دقیقه ای زودتر در کلاس هستند.
🔹در مدرسه یک ربع مانده به هشت باز می شود، بچه ها اول می روند به اتاقک کنار در کلاسشان، که پر از جالباسی است. کاپشن و کلاه و...، همه را به همان جالباسی که اسمشان رویش زده شده، آویزان می کنند، کفش هایشان را عوض می کنند و بدون وسیله اضافی، با یک کیف وارد کلاس می شوند.
🔹معلم های تمام کلاس ها، هر روز بدون استثنا، قبل از تمام بچه ها وارد کلاس شده و منتظر آنها هستند. در این پنج ماه که از سال تحصیلی گذشته، یک بار هم نشده که ببینم بچه ها آمده اند و #معلم نه!
🔹آنهایی که زودتر رسیده اند، یک ربعی وقت دارند که تکالیفشان را با هم چک کنند، از معلم سوال بپرسند یا بازی کنند. معلم در این یک ربع همیشه مشغول گپ زدن با بچه ها یا #والدین آنهاست (عکس پایین👇). این موقع همیشه می توانید فرصتی برای صحبت با معلم فرزندتان پیدا کنید.
🔹صدای زنگ ساعت هشت که می آید، دیگر هیچ کدام از والدین اجازه ندارند صحبتی با معلم بکنند. همان معلمی که چند دقیقه قبل با روی باز جواب تک تک والدین را می داد و با بچه ها می گفت و می خندید، حالا حتی نمی گذارد حرفتان تمام شود، نهایتا صبر می کند شما به فعل جمله تان برسید، تا اشاره کند به ساعتش و بگوید: "کلاس ما شروع شده، برای شما وقتی تعیین می کنم تا صحبت کنیم" و سریع رو می کند به بچه ها، که یعنی شما باید کلاس را ترک کنید. این صحنه را بارها برای والدین مختلف دیده ام، و هیچ کس این کار را تکرار نمی کند!
🔹معلم آواز آهنگین "صبح به خیر" را می خواند و بچه ها دسته جمعی تکرار می کنند. بعد هم چند نرمش صبحگاهی آرام، که نحوه و ترتیب انجام آنها در همان #آواز آرام معلم مشخص می شود.
🔸به جز آن چند نفری که همیشه دقیقه نود بدو بدو خودشان را می رسانند، در صبح های مدرسه، همه چیز آرام است: صدای زنگ، ریتم آواز معلم، و نرمش ها... و بچه ها بدون آنکه هیجان زیادی نشان بدهند، در خواندن و #ورزش کردن، کاملا همراهند...
**پی نوشت: بدلیل مقررات سفت و سخت مدارس درباره انتشار عکس بچه ها، صورت ها در عکس زیر تار شده است. به زودی درباره این #قوانین خواهیم نوشت...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/126
صبح های آرام #مدرسه
🔸هفته ای چند روز، مدرسه برای تمام دانش آموزان چند نوع #میوه می خرد و در جعبه هایی می گذارند پایین پله ها(عکس زیر👇). هر بار وظیفه یکی از والدین داوطلب است که ده دقیقه ای وقت بگذارد و میوه های کلاس فرزندش را پوست بکند و بچیند تا بچه ها همان زنگ اول سر کلاس میوه بخورند. من هم دو هفته پیش اسمم را نوشتم که امروز نوبت من! یک ربع زودتر آمدن و دیرتر ترک کردن مدرسه، باعث شد فرآیندهای صبحگاهی مدرسه را کامل تر ببینم:
🔹صف بستن و برنامه صبحگاهی برای کل مدرسه وجود ندارد. بچه ها باید تا ساعت هشت خود را به کلاس برسانند. به جز چند نفر ثابت دقیقه نودی، معمولا همه هر روز ده دقیقه ای زودتر در کلاس هستند.
🔹در مدرسه یک ربع مانده به هشت باز می شود، بچه ها اول می روند به اتاقک کنار در کلاسشان، که پر از جالباسی است. کاپشن و کلاه و...، همه را به همان جالباسی که اسمشان رویش زده شده، آویزان می کنند، کفش هایشان را عوض می کنند و بدون وسیله اضافی، با یک کیف وارد کلاس می شوند.
🔹معلم های تمام کلاس ها، هر روز بدون استثنا، قبل از تمام بچه ها وارد کلاس شده و منتظر آنها هستند. در این پنج ماه که از سال تحصیلی گذشته، یک بار هم نشده که ببینم بچه ها آمده اند و #معلم نه!
🔹آنهایی که زودتر رسیده اند، یک ربعی وقت دارند که تکالیفشان را با هم چک کنند، از معلم سوال بپرسند یا بازی کنند. معلم در این یک ربع همیشه مشغول گپ زدن با بچه ها یا #والدین آنهاست (عکس پایین👇). این موقع همیشه می توانید فرصتی برای صحبت با معلم فرزندتان پیدا کنید.
🔹صدای زنگ ساعت هشت که می آید، دیگر هیچ کدام از والدین اجازه ندارند صحبتی با معلم بکنند. همان معلمی که چند دقیقه قبل با روی باز جواب تک تک والدین را می داد و با بچه ها می گفت و می خندید، حالا حتی نمی گذارد حرفتان تمام شود، نهایتا صبر می کند شما به فعل جمله تان برسید، تا اشاره کند به ساعتش و بگوید: "کلاس ما شروع شده، برای شما وقتی تعیین می کنم تا صحبت کنیم" و سریع رو می کند به بچه ها، که یعنی شما باید کلاس را ترک کنید. این صحنه را بارها برای والدین مختلف دیده ام، و هیچ کس این کار را تکرار نمی کند!
🔹معلم آواز آهنگین "صبح به خیر" را می خواند و بچه ها دسته جمعی تکرار می کنند. بعد هم چند نرمش صبحگاهی آرام، که نحوه و ترتیب انجام آنها در همان #آواز آرام معلم مشخص می شود.
🔸به جز آن چند نفری که همیشه دقیقه نود بدو بدو خودشان را می رسانند، در صبح های مدرسه، همه چیز آرام است: صدای زنگ، ریتم آواز معلم، و نرمش ها... و بچه ها بدون آنکه هیجان زیادی نشان بدهند، در خواندن و #ورزش کردن، کاملا همراهند...
**پی نوشت: بدلیل مقررات سفت و سخت مدارس درباره انتشار عکس بچه ها، صورت ها در عکس زیر تار شده است. به زودی درباره این #قوانین خواهیم نوشت...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/126
Telegram
Tick_media
اینجا #آلمان
صبح های آرام #مدرسه...
در #زیرگنبدکبود بخوانید:
https://t.iss.one/tick_idea/427
@tick_idea
صبح های آرام #مدرسه...
در #زیرگنبدکبود بخوانید:
https://t.iss.one/tick_idea/427
@tick_idea
زیر گنبد کبود
اینجا #آلمان 🇩🇪 #فرهنگ و #قوانین_شهروندی #سیستم_آموزشی (مربوط به پست قبل👆) 🔷 اگر درباره ویژگی اصلی آلمانی ها در اینترنت جستجو کنید، قطعا "اهمیت دادن به #برنامه_ریزی از قبل" جزء اولین خصوصیاتی است که می بینید: "They are masters of planning ahead." 🔶 چند ماه…
اینجا #آلمان 🇩🇪
#قوانین سفت و سخت درباره #مصاحبه با کودکان و انتشار #عکس آنها (ادامه از پست قبل)
🔸چند ماه قبل از اینکه زمان ثبت نام فرزندم در کلاس اول برسد، از مدرسه ای که در محله مان بود و اصلا نمی شناختمش، نامه آمد که برای جلسه پیش ثبت نام فرزندم در فلان تاریخ و فلان ساعت به همراه او برویم #مدرسه... (با مراجعه به پست #پربیننده ریپلای شده بالا👆، درباره این جلسه و هدف آن بیشتر بخوانید.)
🔸در همان جلسه یکی از مستندات عریض و طویلی که گذاشتند جلوم و با حوصله بند بند متن آلمانی آن را برایم توضیح دادند، درباره "حقوق مدرسه برای استفاده از عکس یا نظرات #کودک دبستانی شما در جاهای مختلف" بود.
🔸مثلا پرسیده بود که: آیا با مصاحبه کردن سازمان ها، نهاد ها، دانشجوها یا... با فرزندم موافق هستم یا نه؟ آیا اجازه دارند از کودک من فیلم بگیرند؟ آیا روزنامه ها یا نشریات مختلف اجازه دارند نظرات کودک مرا در مصاحبه احتمالی شان با او، بدون نام منتشر کنند؟ آیا می توانند از عکسی که فرزندم در آن حضور دارد استفاده کنند؟ آیا عکس فرزندم می تواند در وبسایت مدرسه یا شبکه های اجتماعی استفاده شود یا نه...؟ تک تک شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و... را نام برده بود و برای هر کدام جداگانه باید علامت می زدم که موافق هستم یا نه!
🔸از همان ابتدا همه چیز باید روشن و مکتوب باشد و هیچ ابهامی نباید باقی بماند...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
#قوانین سفت و سخت درباره #مصاحبه با کودکان و انتشار #عکس آنها (ادامه از پست قبل)
🔸چند ماه قبل از اینکه زمان ثبت نام فرزندم در کلاس اول برسد، از مدرسه ای که در محله مان بود و اصلا نمی شناختمش، نامه آمد که برای جلسه پیش ثبت نام فرزندم در فلان تاریخ و فلان ساعت به همراه او برویم #مدرسه... (با مراجعه به پست #پربیننده ریپلای شده بالا👆، درباره این جلسه و هدف آن بیشتر بخوانید.)
🔸در همان جلسه یکی از مستندات عریض و طویلی که گذاشتند جلوم و با حوصله بند بند متن آلمانی آن را برایم توضیح دادند، درباره "حقوق مدرسه برای استفاده از عکس یا نظرات #کودک دبستانی شما در جاهای مختلف" بود.
🔸مثلا پرسیده بود که: آیا با مصاحبه کردن سازمان ها، نهاد ها، دانشجوها یا... با فرزندم موافق هستم یا نه؟ آیا اجازه دارند از کودک من فیلم بگیرند؟ آیا روزنامه ها یا نشریات مختلف اجازه دارند نظرات کودک مرا در مصاحبه احتمالی شان با او، بدون نام منتشر کنند؟ آیا می توانند از عکسی که فرزندم در آن حضور دارد استفاده کنند؟ آیا عکس فرزندم می تواند در وبسایت مدرسه یا شبکه های اجتماعی استفاده شود یا نه...؟ تک تک شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و... را نام برده بود و برای هر کدام جداگانه باید علامت می زدم که موافق هستم یا نه!
🔸از همان ابتدا همه چیز باید روشن و مکتوب باشد و هیچ ابهامی نباید باقی بماند...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
اینجا #انگلیس 🇬🇧
#یونیفورم و لباس یکدست در #مدرسه
🔹تقریبا تمام #مدارس #قانون خاصی برای لباس پوشیدن دانش آموزان دارند. گاهی دانش آموزان خاطی را که از قوانین درست پیروی نکرده باشند، به خانه می فرستند و اجازه حضور در کلاس به آنها نمی دهند... #قوانین مربوط به #لباس یکدست در مدارس، گاهی به بحث های داغی میان محققان، مسئولان و رسانه های انگلیس تبدیل می شود.
🔸موافقان یونیفورم مدرسه معتقدند که پوشیدن لباس های یکدست به دانش آموزان کمک می کند که در فضای مدرسه جا بیفتند و #هویت دانش آموزی پیدا کنند. بعضی می گویند اینکه مجبور نباشند از آخرین مد لباس بخرند تا فرزندانشان مقابل دوستان کم نیاورند، از مزایای یونیفورم مدرسه است و این به نفع هزینه های خانواده است. یکی از تولیدکنندگان یونیفورم مدرسه در انگلیس به اسم تراتکس (Trutex) در سال 2017 تحقیقی منتشر کرد که نشان می داد پوشیدن یونیفورم در مدرسه باعث کم شدن رفتارهای قلدرانه (Bullying) در میان دانش آموزان می شود. گاهی هم تحقیقاتی صورت گرفته که رابطه مثبت میان نمرات و نتایج تحصیلی و الزام به پوشیدن یونیفورم در مدارس را نشان می دهد و علت آن را تمرکز بیشتر دانش آموزان بر #تحصیل و یادگیری بیان می کند.
🔸اما کماکان خیلی ها مخالف این روند در انگلیس هستند: عده ای از والدین الزام یونیفورم پوشیدن در مدارس را گران و محدودکننده آزادی های خانواده می دانند و می گویند "این فقط یک بیزنس پولساز برای مدارس و تولیدکنندگان روپوش مدرسه است. آنها هر سال ما را به فروشگاه هایشان می کشانند تا در کنار روپوش مدرسه، کلی اجناس دیگر از آنها بخریم ." (والدین انگلیسی به طور متوسط سالانه بیش از 200 پوند -نزدیک به یک و نیم میلیون تومان- برای خرید یونیفورم مدرسه فرزندانشان هزینه می کنند). عده ای از مسئولین مدارس و معلمان هم می گویند که تمرکز بسیاری از بحث ها و مشکلاتشان با دانش آموزان، این است که چرا از قوانین یونیفورم مدرسه درست پیروی نمی کنند، در حالی که تمرکز در مدرسه باید بر #یادگیری و #تعلیم باشد. کمپین هایی از والدین و مسئولان مدارس در مخالفت با این قوانین تشکیل شده که تاکید دارند "اگر ما به دانش آموزان تفهیم کنیم که آنقدر عاقل و بالغ هستند که بتوانند لباسشان را خودشان انتخاب کنند و همچنان در چارچوب قوانین رفتار کنند، برای #رشد_اجتماعی و شخصیت آنها بسیار بهتر است." این افراد معتقدند که "اگر در جامعه و در میان خانواده ها، #فرهنگ چشم و همچشمی و #تفاخر وجود داشته باشد، این رفتارها در مدرسه هم خود را نشان خواهد داد، و حتی اگر ما دانش آموزان را با محدود کردن پوشش یا مدل موی سر از این کار بازداریم، راهی دیگر پیدا خواهند کرد. باید ارزش ها و هنجار های فرهنگی از روش های دیگر به دانش آموزان یاد داده شود، نه محدود کردن لباس و مدل مویشان!" آنها همچنین می گویند هیچ تحقیق درست و قابل اعتمادی، بهبود نتایج و نمرات دانش آموزان در اثر الزام به لباس پوشیدن یکدست را تایید نمی کند...
🔹عده ای از والدین و مسئولان #آموزش هم می گویند که در شرایط کنونی برداشتن قانون الزام پوشش خاص در مدارس یک چالش جدی است، چون "وقتی قانونی وجود داشته و ناگهان محدودیت ناشی از آن برداشته می شود، حداقل در کوتاه مدت، رفتار جامعه بی ثبات و معمولا افراطی است، و حتی در صورتی که ثابت شود این کار به نفع عموم است، باید چاره ای برای مشکلات احتمالی در زمان گذار اندیشید."
🔻برای مطالعه بیشتر در این خصوص می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید:
https://en.wikipedia.org/wiki/School_uniforms_in_England
و مقالات پی نوشت آن
https://www.bristolpost.co.uk/news/bristol-news/school-uniform-ban-blazer-ridiculous-65908
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
#یونیفورم و لباس یکدست در #مدرسه
🔹تقریبا تمام #مدارس #قانون خاصی برای لباس پوشیدن دانش آموزان دارند. گاهی دانش آموزان خاطی را که از قوانین درست پیروی نکرده باشند، به خانه می فرستند و اجازه حضور در کلاس به آنها نمی دهند... #قوانین مربوط به #لباس یکدست در مدارس، گاهی به بحث های داغی میان محققان، مسئولان و رسانه های انگلیس تبدیل می شود.
🔸موافقان یونیفورم مدرسه معتقدند که پوشیدن لباس های یکدست به دانش آموزان کمک می کند که در فضای مدرسه جا بیفتند و #هویت دانش آموزی پیدا کنند. بعضی می گویند اینکه مجبور نباشند از آخرین مد لباس بخرند تا فرزندانشان مقابل دوستان کم نیاورند، از مزایای یونیفورم مدرسه است و این به نفع هزینه های خانواده است. یکی از تولیدکنندگان یونیفورم مدرسه در انگلیس به اسم تراتکس (Trutex) در سال 2017 تحقیقی منتشر کرد که نشان می داد پوشیدن یونیفورم در مدرسه باعث کم شدن رفتارهای قلدرانه (Bullying) در میان دانش آموزان می شود. گاهی هم تحقیقاتی صورت گرفته که رابطه مثبت میان نمرات و نتایج تحصیلی و الزام به پوشیدن یونیفورم در مدارس را نشان می دهد و علت آن را تمرکز بیشتر دانش آموزان بر #تحصیل و یادگیری بیان می کند.
🔸اما کماکان خیلی ها مخالف این روند در انگلیس هستند: عده ای از والدین الزام یونیفورم پوشیدن در مدارس را گران و محدودکننده آزادی های خانواده می دانند و می گویند "این فقط یک بیزنس پولساز برای مدارس و تولیدکنندگان روپوش مدرسه است. آنها هر سال ما را به فروشگاه هایشان می کشانند تا در کنار روپوش مدرسه، کلی اجناس دیگر از آنها بخریم ." (والدین انگلیسی به طور متوسط سالانه بیش از 200 پوند -نزدیک به یک و نیم میلیون تومان- برای خرید یونیفورم مدرسه فرزندانشان هزینه می کنند). عده ای از مسئولین مدارس و معلمان هم می گویند که تمرکز بسیاری از بحث ها و مشکلاتشان با دانش آموزان، این است که چرا از قوانین یونیفورم مدرسه درست پیروی نمی کنند، در حالی که تمرکز در مدرسه باید بر #یادگیری و #تعلیم باشد. کمپین هایی از والدین و مسئولان مدارس در مخالفت با این قوانین تشکیل شده که تاکید دارند "اگر ما به دانش آموزان تفهیم کنیم که آنقدر عاقل و بالغ هستند که بتوانند لباسشان را خودشان انتخاب کنند و همچنان در چارچوب قوانین رفتار کنند، برای #رشد_اجتماعی و شخصیت آنها بسیار بهتر است." این افراد معتقدند که "اگر در جامعه و در میان خانواده ها، #فرهنگ چشم و همچشمی و #تفاخر وجود داشته باشد، این رفتارها در مدرسه هم خود را نشان خواهد داد، و حتی اگر ما دانش آموزان را با محدود کردن پوشش یا مدل موی سر از این کار بازداریم، راهی دیگر پیدا خواهند کرد. باید ارزش ها و هنجار های فرهنگی از روش های دیگر به دانش آموزان یاد داده شود، نه محدود کردن لباس و مدل مویشان!" آنها همچنین می گویند هیچ تحقیق درست و قابل اعتمادی، بهبود نتایج و نمرات دانش آموزان در اثر الزام به لباس پوشیدن یکدست را تایید نمی کند...
🔹عده ای از والدین و مسئولان #آموزش هم می گویند که در شرایط کنونی برداشتن قانون الزام پوشش خاص در مدارس یک چالش جدی است، چون "وقتی قانونی وجود داشته و ناگهان محدودیت ناشی از آن برداشته می شود، حداقل در کوتاه مدت، رفتار جامعه بی ثبات و معمولا افراطی است، و حتی در صورتی که ثابت شود این کار به نفع عموم است، باید چاره ای برای مشکلات احتمالی در زمان گذار اندیشید."
🔻برای مطالعه بیشتر در این خصوص می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید:
https://en.wikipedia.org/wiki/School_uniforms_in_England
و مقالات پی نوشت آن
https://www.bristolpost.co.uk/news/bristol-news/school-uniform-ban-blazer-ridiculous-65908
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
زیر گنبد کبود
اینجا #آلمان 🇩🇪 #نگاه_از_بیرون _ قسمت اول 🔸در دانشگاه گوته در #فرانکفورت، دوست #یهودی من #الکساندر همیشه سوالات زیادی درباره #اسلام و شیعه از من می پرسید. می گفت که می خواهد بداند این چه جور دینی است، و می خواهد از نزدیک بیشتر اسلام را بشناسد... دلیلش هم…
▪️▪️ #tick_now ▪️▪️
اینجا #آلمان 🇩🇪
به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س)
🔹با همین #الکساندر نشسته بودیم و باز مثل همیشه داشت سوالاتی درباره #اسلام و #شیعه می پرسید (می توانید پست مرتبط بالا را بخوانید👆).
🔹آن روز گیر داده بود به مقام #زن در اسلام و می گفت "شماها زن را آدم نمی دانید، احترام و ارزش ندارد در مقابل مردانتان. می گفت که بارها شده که در کشورش با مسلمانانی حرف زده که آقا و خانوم ایستاده اند و وقتی او سلام کرده به خانم، همسرش جواب داده و گفته شما با من حرف بزن! می گفت حتی اجازه جواب سلام دادن به زن هایتان نمی دهید، چه برسد به نظر دادن!!"
به او گفتم که #فرهنگ بعضی از مردم اینطور هست و این ربطی به دینشان ندارد. پیامبر بین مردمی شروع به تبلیغ اسلام کرد که دخترانشان را زنده به گور می کردند. همان موقع که مردم تحقیرش می کردند که دختردار شده، او دست فاطمه را می گرفت و جلوی چشم همه می بوسید. و نوشته اند که هر وقت (چه فاطمه دو ساله بود و چه ده ساله و چه هجده ساله) وقتی پیش پدر می آمد، پیامبر تمام قد می ایستاد و چند قدم هم به پیشواز دخترش می رفت (کانت کلما دخلت علی ابیها قام الیها)...
🔹در همان #دانشگاه گوته، دوست مشترکی داشتیم به اسم طوبی، که دختری بود اهل #ترکیه، و خانواده اش از آن سفت و سخت های مذهبی و از اهل سنت بودند. خودش اما، همیشه می گفت که دین ندارد، و به اندازه کافی با خانواده اش که برایش نماد دین بودند جنگیده تا توانسته به عنوان یک دختر درسش را ادامه بدهد، و برسد به اینجا که تنها در یک کشور غیراسلامی در رشته حقوق تحصیل کند. الکساندر اشاره کرد به حرف های همین دوستمان. گفتم متاسفانه بعد از پیامبر اسلام، پیروانش چند دسته شدند، و بعضی شان شدند مطیع کسانی که پیامبر هر چه کرد، نتوانست عادت تحقیر زنان را در میانشان از بین ببرد. از کسانی که پیشوایانشان زن را تحقیر می کردند، چنین رفتارهایی بعید نیست👇
**پی نوشت: چند روز بعد از رحلت پیامبر و ماجرای آتش درب خانه علی (ع)، فاطمه زهرا (س) در بستر بیماری افتاد و امید به بهبودی او از بین رفت. آن دو نفر اصرار کردند که به عیادتش بروند. فرمود کسانی را که به خانواده و اهل بیت پیامبر ظلم کردند و حق وصی او را غصب، نمی پذیرم. بالاخره به وساطت علی (ع)، آمدند عیادت. فاطمه حدیث معروف پیامبر را که خداوند به خاطر خشنودی فاطمه خشنود می شود و به غضب او غضبناک، یادآوری کرد و به آن دو نفر گفت که بدانید من از شما ناخشنودم و روز قیامت علیه شما در پیشگاه خدا و پیامبر خواهم ایستاد. نوشته اند که وقتی آن دو نفر از در خانه علی بیرون می آمدند، شانه های ابوبکر از گریه می لرزید. "عمر به او گفت: به خاطر حرف یک زن، اینطور به هم ریخته ای؟!!!"
▪️▪️روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س)
🔹با همین #الکساندر نشسته بودیم و باز مثل همیشه داشت سوالاتی درباره #اسلام و #شیعه می پرسید (می توانید پست مرتبط بالا را بخوانید👆).
🔹آن روز گیر داده بود به مقام #زن در اسلام و می گفت "شماها زن را آدم نمی دانید، احترام و ارزش ندارد در مقابل مردانتان. می گفت که بارها شده که در کشورش با مسلمانانی حرف زده که آقا و خانوم ایستاده اند و وقتی او سلام کرده به خانم، همسرش جواب داده و گفته شما با من حرف بزن! می گفت حتی اجازه جواب سلام دادن به زن هایتان نمی دهید، چه برسد به نظر دادن!!"
به او گفتم که #فرهنگ بعضی از مردم اینطور هست و این ربطی به دینشان ندارد. پیامبر بین مردمی شروع به تبلیغ اسلام کرد که دخترانشان را زنده به گور می کردند. همان موقع که مردم تحقیرش می کردند که دختردار شده، او دست فاطمه را می گرفت و جلوی چشم همه می بوسید. و نوشته اند که هر وقت (چه فاطمه دو ساله بود و چه ده ساله و چه هجده ساله) وقتی پیش پدر می آمد، پیامبر تمام قد می ایستاد و چند قدم هم به پیشواز دخترش می رفت (کانت کلما دخلت علی ابیها قام الیها)...
🔹در همان #دانشگاه گوته، دوست مشترکی داشتیم به اسم طوبی، که دختری بود اهل #ترکیه، و خانواده اش از آن سفت و سخت های مذهبی و از اهل سنت بودند. خودش اما، همیشه می گفت که دین ندارد، و به اندازه کافی با خانواده اش که برایش نماد دین بودند جنگیده تا توانسته به عنوان یک دختر درسش را ادامه بدهد، و برسد به اینجا که تنها در یک کشور غیراسلامی در رشته حقوق تحصیل کند. الکساندر اشاره کرد به حرف های همین دوستمان. گفتم متاسفانه بعد از پیامبر اسلام، پیروانش چند دسته شدند، و بعضی شان شدند مطیع کسانی که پیامبر هر چه کرد، نتوانست عادت تحقیر زنان را در میانشان از بین ببرد. از کسانی که پیشوایانشان زن را تحقیر می کردند، چنین رفتارهایی بعید نیست👇
**پی نوشت: چند روز بعد از رحلت پیامبر و ماجرای آتش درب خانه علی (ع)، فاطمه زهرا (س) در بستر بیماری افتاد و امید به بهبودی او از بین رفت. آن دو نفر اصرار کردند که به عیادتش بروند. فرمود کسانی را که به خانواده و اهل بیت پیامبر ظلم کردند و حق وصی او را غصب، نمی پذیرم. بالاخره به وساطت علی (ع)، آمدند عیادت. فاطمه حدیث معروف پیامبر را که خداوند به خاطر خشنودی فاطمه خشنود می شود و به غضب او غضبناک، یادآوری کرد و به آن دو نفر گفت که بدانید من از شما ناخشنودم و روز قیامت علیه شما در پیشگاه خدا و پیامبر خواهم ایستاد. نوشته اند که وقتی آن دو نفر از در خانه علی بیرون می آمدند، شانه های ابوبکر از گریه می لرزید. "عمر به او گفت: به خاطر حرف یک زن، اینطور به هم ریخته ای؟!!!"
▪️▪️روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
حساب یک سنت هم نباید گم شود...
🔸چند ماه پیش یک لوستر و یک آباژور خریده بودم از یکی از #فروشگاه های بزرگ لوازم خانگی به اسم XXXLutz. لوستر را همان موقع بهم تحویل دادند و گفتند برای آباژور باید حدود یک ماه صبر کنم تا از #اتریش به انبار آلمان بیاورند و تحویل بگیرم. فاکتور را برای مجموع خریدم نوشتند و من بخشی از آن را که مربوط به لوستر بود، همان موقع پرداخت کردم، و بقیه را گذاشتم برای همان موقع که آباژور را تحویل بگیرم...
🔸طی آن یک ماه نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم آباژور را نخرم! نگران بودم که قبول نکنند سفارشی را که رسیدنش به انبار بیشتر از یک ماه طول کشیده، کنسل کنم. اما فقط گفتند "چون فاکتور را امضا کرده اید، برای کنسل کردن سفارش باید به فروشگاه بیایید و شخصا برگه را امضا کنید".
🔸وقتی به فروشگاه رفتم عجله داشتم، اما مسئول فروشگاه برای آن یک امضای من، یک ربعی بود که داشت با حوصله مدارک و صفحات مختلف برگه سفارش مرا مرور می کرد. پرسیدم یک کنسل کردن مگر چقدر باید طول بکشد؟! گفت "مشکل اینجاست که فروشنده ای که فاکتور را برای شما نوشته، مبلغ دریافتی از شما را گرد کرده به عدد روند بعدی. یعنی شما برای لوستر، کمی پول اضافه پرداخت کرده اید(که قرار بوده از مبلغ آباژور کسر شود). حالا که سفارش آباژور را کنسل می کنید، ما باید آن یک یورو و هشتاد و پنج سنت را به شما برگردانیم و دارم فکر می کنم چطوری این مبلغ را وارد فاکتور جدید بکنم"!! گفتم ۱/۸۵ یورو مهم نیست و من عجله دارم. اصرار داشت که حساب های فروشگاه اشتباه خواهد شد و برای هر سنت که از مشتری بیشتر گرفته اند باید پاسخگو باشند.
🔸ده دقیقه بعد، چند طبقه پله برقی فروشگاه به آن بزرگی را آمدم پایین، تا بروم و از صندوق یک یورو و هشتاد و پنج سنت تحویل بگیرم، و به عذرخواهی مسئول صندوق فروشگاه از اتفاق پیش آمده گوش بدهم...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
حساب یک سنت هم نباید گم شود...
🔸چند ماه پیش یک لوستر و یک آباژور خریده بودم از یکی از #فروشگاه های بزرگ لوازم خانگی به اسم XXXLutz. لوستر را همان موقع بهم تحویل دادند و گفتند برای آباژور باید حدود یک ماه صبر کنم تا از #اتریش به انبار آلمان بیاورند و تحویل بگیرم. فاکتور را برای مجموع خریدم نوشتند و من بخشی از آن را که مربوط به لوستر بود، همان موقع پرداخت کردم، و بقیه را گذاشتم برای همان موقع که آباژور را تحویل بگیرم...
🔸طی آن یک ماه نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم آباژور را نخرم! نگران بودم که قبول نکنند سفارشی را که رسیدنش به انبار بیشتر از یک ماه طول کشیده، کنسل کنم. اما فقط گفتند "چون فاکتور را امضا کرده اید، برای کنسل کردن سفارش باید به فروشگاه بیایید و شخصا برگه را امضا کنید".
🔸وقتی به فروشگاه رفتم عجله داشتم، اما مسئول فروشگاه برای آن یک امضای من، یک ربعی بود که داشت با حوصله مدارک و صفحات مختلف برگه سفارش مرا مرور می کرد. پرسیدم یک کنسل کردن مگر چقدر باید طول بکشد؟! گفت "مشکل اینجاست که فروشنده ای که فاکتور را برای شما نوشته، مبلغ دریافتی از شما را گرد کرده به عدد روند بعدی. یعنی شما برای لوستر، کمی پول اضافه پرداخت کرده اید(که قرار بوده از مبلغ آباژور کسر شود). حالا که سفارش آباژور را کنسل می کنید، ما باید آن یک یورو و هشتاد و پنج سنت را به شما برگردانیم و دارم فکر می کنم چطوری این مبلغ را وارد فاکتور جدید بکنم"!! گفتم ۱/۸۵ یورو مهم نیست و من عجله دارم. اصرار داشت که حساب های فروشگاه اشتباه خواهد شد و برای هر سنت که از مشتری بیشتر گرفته اند باید پاسخگو باشند.
🔸ده دقیقه بعد، چند طبقه پله برقی فروشگاه به آن بزرگی را آمدم پایین، تا بروم و از صندوق یک یورو و هشتاد و پنج سنت تحویل بگیرم، و به عذرخواهی مسئول صندوق فروشگاه از اتفاق پیش آمده گوش بدهم...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
اینجا #آلمان 🇩🇪
#فرهنگ_مصرف: چیزی که بد است، بی استفاده ماندن وسایل است، نه استفاده از وسایل #دست_دوم!
🔸چند وقت پیش یک نوشته در آشپزخانه #دانشگاه زده بودند که "من در تعطیلات سال نو، حمام خانه ام را تمیز کردم و یک سری وسیله پیدا کردم که یا استفاده نکرده ام، و یا مقدار قابل توجهی از آنها باقی مانده و دیگر استفاده نخواهم کرد. پس راحت باشید و هر چه می خواهید بردارید!" بعد هم یک سری لاک و رنگ و نرم کننده مو، و چند کرم گرانقیمت ایتالیایی را انداخته بود توی یک کارتن کوچک که هر کس خواست بردارد و حداقل بی استفاده نمانند...
** پی نوشت: خیلی عادی است که در محل کار یا جایی در راهرو یا آشپزخانه دانشگاه با این صحنه روبرو شوید (عکس پایین👇) که مثلا "اینها وسایلی است که به هر دلیل صاحبانشان از آنها استفاده نمی کنند، پس اگر به چیزی نیاز دارید، با خیال راحت بردارید."
#کتاب که خیلی معمول است، گاهی حتی یک نوشته جذاب هم درباره محتوای کتاب می گذارند که افراد را تشویق کند به خواندنش...خیلی چیزهای دیگر هم هست: لوازم آشپزخانه، ساعت رومیزی، لوازم التحریر...
برداشتن و استفاده از چنین وسایلی از نظرشان عار و مایه خجالت نیست. خیلی راحت جلوی دیگران اجناس را بررسی می کنند و اگر لازم ببینند، بر می دارند و استفاده می کنند.
🔻درباره فرهنگ استفاده از وسایل دست دوم مطالب دیگری هم داشته ایم. به عنوان مثال چند پست #پربیننده مرتبط در گذشته را می توانید در ادامه بخوانید...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/128
#فرهنگ_مصرف: چیزی که بد است، بی استفاده ماندن وسایل است، نه استفاده از وسایل #دست_دوم!
🔸چند وقت پیش یک نوشته در آشپزخانه #دانشگاه زده بودند که "من در تعطیلات سال نو، حمام خانه ام را تمیز کردم و یک سری وسیله پیدا کردم که یا استفاده نکرده ام، و یا مقدار قابل توجهی از آنها باقی مانده و دیگر استفاده نخواهم کرد. پس راحت باشید و هر چه می خواهید بردارید!" بعد هم یک سری لاک و رنگ و نرم کننده مو، و چند کرم گرانقیمت ایتالیایی را انداخته بود توی یک کارتن کوچک که هر کس خواست بردارد و حداقل بی استفاده نمانند...
** پی نوشت: خیلی عادی است که در محل کار یا جایی در راهرو یا آشپزخانه دانشگاه با این صحنه روبرو شوید (عکس پایین👇) که مثلا "اینها وسایلی است که به هر دلیل صاحبانشان از آنها استفاده نمی کنند، پس اگر به چیزی نیاز دارید، با خیال راحت بردارید."
#کتاب که خیلی معمول است، گاهی حتی یک نوشته جذاب هم درباره محتوای کتاب می گذارند که افراد را تشویق کند به خواندنش...خیلی چیزهای دیگر هم هست: لوازم آشپزخانه، ساعت رومیزی، لوازم التحریر...
برداشتن و استفاده از چنین وسایلی از نظرشان عار و مایه خجالت نیست. خیلی راحت جلوی دیگران اجناس را بررسی می کنند و اگر لازم ببینند، بر می دارند و استفاده می کنند.
🔻درباره فرهنگ استفاده از وسایل دست دوم مطالب دیگری هم داشته ایم. به عنوان مثال چند پست #پربیننده مرتبط در گذشته را می توانید در ادامه بخوانید...
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود ...
@tick_idea
https://t.iss.one/tick_media/128
Telegram
Tick_media
اینجا #آلمان
نگهداری وسایل، بدون استفاده از آنها ممنوع!
در #زیرگنبدکبود بخوانید:
https://t.iss.one/tick_idea/432
@tick_idea
نگهداری وسایل، بدون استفاده از آنها ممنوع!
در #زیرگنبدکبود بخوانید:
https://t.iss.one/tick_idea/432
@tick_idea
Forwarded from زیر گنبد کبود
اینجا #آلمان
#فرهنگ_عمومی_مصرف
اشپرمول #sperrmüll
هم محله ای ها با تعیین یک روز مشخص، هر آنچه که نیاز ندارند، در #خیابان می گذارند و هر کسی که بخواهد می تواند هر چیزی را به #رایگان بردارد.
@tick_idea
#فرهنگ_عمومی_مصرف
اشپرمول #sperrmüll
هم محله ای ها با تعیین یک روز مشخص، هر آنچه که نیاز ندارند، در #خیابان می گذارند و هر کسی که بخواهد می تواند هر چیزی را به #رایگان بردارد.
@tick_idea
Forwarded from زیر گنبد کبود
اینجا #آلمان 🇩🇪
#فرهنگ_عمومی_مصرف
#اشپرمول (#sperrmüll) به معنی #زباله حجیم است.
🔷 در آلمان مجتمع های بزرگ به تنهایی و #ساختمان های کم جمعیت تر به صورت محله ای، تاریخی را به عنوان روز اشپرمول، تعیین می کنند و به #شهرداری منطقه اطلاع می دهند:
🔹در این روز ساکنان آن #محله یا ساختمان، هر وسیله ای را که لازم ندارند، در محل مشخصی در #خیابان قرار می دهند.
🔹این #وسایل ممکن است کهنه و غیرقابل استفاده، یا باکیفیت و کاملا به درد بخور باشند. با توجه به #هزینه بالای #حمل_و_نقل در آلمان، گاه اتفاق می افتد که خانواده ها ترجیح می دهند به جای "#اسباب_کشی" به شهر دیگر، بعضی از وسایلشان را از نو بخرند. این افراد نیز سعی می کنند با برنامه ریزی قبلی، اسباب و وسایل خود را در روز اشپرمول در محل مشخص شده بگذارند.
🔹اگر کسی به وسیله ای که در خیابان قرار داده شده، احتیاج داشته باشد، می تواند به #رایگان آن را بردارد.
🔹بعد از حدود ۲۴ ساعت، ماشین های حمل زباله حجیم از طرف شهرداری، تمامی وسایل باقیمانده را جمع آوری و به محل های #بازیافت زباله منتقل می کنند.
🔷🔶 روایت های شنیدنی از #زیرگنبدکبود، از همین نزدیکی ها و آن سوی مرزها. روایت هایی که الهام بخش ذهن است...
@tick_idea
#فرهنگ_عمومی_مصرف
#اشپرمول (#sperrmüll) به معنی #زباله حجیم است.
🔷 در آلمان مجتمع های بزرگ به تنهایی و #ساختمان های کم جمعیت تر به صورت محله ای، تاریخی را به عنوان روز اشپرمول، تعیین می کنند و به #شهرداری منطقه اطلاع می دهند:
🔹در این روز ساکنان آن #محله یا ساختمان، هر وسیله ای را که لازم ندارند، در محل مشخصی در #خیابان قرار می دهند.
🔹این #وسایل ممکن است کهنه و غیرقابل استفاده، یا باکیفیت و کاملا به درد بخور باشند. با توجه به #هزینه بالای #حمل_و_نقل در آلمان، گاه اتفاق می افتد که خانواده ها ترجیح می دهند به جای "#اسباب_کشی" به شهر دیگر، بعضی از وسایلشان را از نو بخرند. این افراد نیز سعی می کنند با برنامه ریزی قبلی، اسباب و وسایل خود را در روز اشپرمول در محل مشخص شده بگذارند.
🔹اگر کسی به وسیله ای که در خیابان قرار داده شده، احتیاج داشته باشد، می تواند به #رایگان آن را بردارد.
🔹بعد از حدود ۲۴ ساعت، ماشین های حمل زباله حجیم از طرف شهرداری، تمامی وسایل باقیمانده را جمع آوری و به محل های #بازیافت زباله منتقل می کنند.
🔷🔶 روایت های شنیدنی از #زیرگنبدکبود، از همین نزدیکی ها و آن سوی مرزها. روایت هایی که الهام بخش ذهن است...
@tick_idea
#فرهنگ_عمومی و #آداب_اجتماعی
اینجا #ژاپن 🇯🇵
🔹فین کردن در مکان های عمومی بسیار زننده و زشت تلقی می شود. اگر فردی احساس کند آب بینی اش در حال سرازیر شدن است، به آرامی و تا حد ممکن بی صدا آن را بالا می کشد تا بتواند در جایی مثل دستشویی یا حمام با آب، بینی اش را بشوید!
اینجا #آلمان 🇩🇪
🔸برعکس ژاپن، اینجا فین کردن در مکان های عمومی حتی با شدت و صدای بلند هیچ اشکالی ندارد. یعنی مثلا ممکن است استادتان سر کلاس، وسط درس دادن دستمال دستش بگیرد و بلند فین کند! یا دانشجو از استاد سوال کند و همانطور که استاد در حال جواب دادن به اوست، شروع کند به فین کردن. در اتوبوس، پارک، سینما، و حتی گاهی سر میز شام، می بینید که آدم ها به راحتی اینکار را انجام می دهند. خیلی که بخواهند مودب باشند، یک "ببخشید" هم می گویند و تمام!
🔹این کار آلمانی ها برای شرقی ها و همچنین آمریکایی ها عجیب و معمولا ناخوشایند است. اما آلمانی ها اصرار دارند اینکه کسی کنار شما بنشیند و بارها هر چند به آرامی آب بینی اش را بالا بکشد، آزاردهنده تر است.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #ژاپن 🇯🇵
🔹فین کردن در مکان های عمومی بسیار زننده و زشت تلقی می شود. اگر فردی احساس کند آب بینی اش در حال سرازیر شدن است، به آرامی و تا حد ممکن بی صدا آن را بالا می کشد تا بتواند در جایی مثل دستشویی یا حمام با آب، بینی اش را بشوید!
اینجا #آلمان 🇩🇪
🔸برعکس ژاپن، اینجا فین کردن در مکان های عمومی حتی با شدت و صدای بلند هیچ اشکالی ندارد. یعنی مثلا ممکن است استادتان سر کلاس، وسط درس دادن دستمال دستش بگیرد و بلند فین کند! یا دانشجو از استاد سوال کند و همانطور که استاد در حال جواب دادن به اوست، شروع کند به فین کردن. در اتوبوس، پارک، سینما، و حتی گاهی سر میز شام، می بینید که آدم ها به راحتی اینکار را انجام می دهند. خیلی که بخواهند مودب باشند، یک "ببخشید" هم می گویند و تمام!
🔹این کار آلمانی ها برای شرقی ها و همچنین آمریکایی ها عجیب و معمولا ناخوشایند است. اما آلمانی ها اصرار دارند اینکه کسی کنار شما بنشیند و بارها هر چند به آرامی آب بینی اش را بالا بکشد، آزاردهنده تر است.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
اینجا #آمریکا 🇺🇸
#روز _مادر، و تلاش بنیانگذارش برای فسخ آن!
🔹مادر خانم "آنا جارویس" در جنگ های داخلی آمریکا به عنوان یک فعال اجتماعی در زمینه صلح کار می کرد و سعی داشت به سربازان زخمی آمریکا از هر دو طرف جنگ کمک کند. او اوایل قرن بیستم فوت کرد و دخترش آنا در کلیسای اندروز یک مراسم یادبود برایش گرفت و تلاش کرد این روز را به عنوان روزی برای بزرگداشت مقام مادر معرفی کند. سال ۱۹۰۸ کنگره آمریکا پیشنهاد او را با تمسخر رد کردند: "پس باید روزی هم به مادرشوهر اختصاص دهیم!" اما تلاش های آنا بالاخره در سال ۱۹۱۱ به نتیجه رسید و دهم ماه می شد روز مادر.
🔸آنا از #گل_میخک سفید برای بزرگداشت مادرش استفاده کرد. می گفت: "سفیدی آن نماد خلوص و پاکی عشق مادر و بوی خوش آن نماد دعاهای مادر است. میخک گلبرگ هایش را نمی ریزد و آن ها را با قلبش در آغوش می گیرد..." و میخک شد نماد هدیه برای روز مادر...
🔹کمی بعد کارخانه ها و شرکت ها شروع کردند به #تجاری_سازی نمادهای روز مادر، و از تولید کارت های تبریک و شکلات و آب نبات با طرح ها و نوشته های مرتبط، کلی پول در آوردند. نزدیک روز مادر که می شد، همه می خواستند میخک سفید بخرند و قیمت آن بالا و بالاتر می رفت. تعداد تولید میخک سفید جوابگوی آن همه تقاضا نبود، و شرکت ها فکر کردند که چرا از این پتانسیل پول بیشتری در نیاورند؟! میخک قرمز را معرفی کردند، که مثلا این را برای مادران زنده هدیه بخرید و سفید را به یادبود آنهایی که رفته اند!... آنا جارویس با این تجاری سازی ها خیلی مخالفت کرد، و حتی از چند تا از این شرکت ها رسما شکایت کرد. می گفت که اینها معنا و مفهوم والای روز مادر را خدشه دار کرده اند: "یعنی چه که متنی به مادرت هدیه بدهی که از پیش نوشته شده؟!! یک متن پرینت شده فقط این معنی را می دهد که شما تنبل تر از آن بوده اید که برای زنی که بخاطرتان همه کار کرده، حرف دلتان را بنویسید! و شکلات؟!! بسته ای را به مادرتان هدیه می دهید و بعد بیشترش را خودتان می خورید و لذت می برید!!"
🔸مخالفت های آنا با غول های تجاری سازی روز مادر، به جایی نرسید، و فقط باعث شد که شرایط اقتصادی زندگی خود و خانواده اش سخت شود. او اواخر عمر با خواهرش زندگی می کرد. در سال ۱۹۴۳، پنج سال قبل از مرگش، سعی کرد امضا جمع کند برای لغو کردن رسمی که خودش بنیانگذار آن بود. اما به زودی به آسایشگاه منتقل شد و کارش بی نتیجه ماند. هزینه های آسایشگاه را چند نفر از همان هایی دادند که از فروش گل و کارت تبریک روز مادر، کلی پول به جیب زده بودند...
🔻میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر بر شما مبارک.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea
#روز _مادر، و تلاش بنیانگذارش برای فسخ آن!
🔹مادر خانم "آنا جارویس" در جنگ های داخلی آمریکا به عنوان یک فعال اجتماعی در زمینه صلح کار می کرد و سعی داشت به سربازان زخمی آمریکا از هر دو طرف جنگ کمک کند. او اوایل قرن بیستم فوت کرد و دخترش آنا در کلیسای اندروز یک مراسم یادبود برایش گرفت و تلاش کرد این روز را به عنوان روزی برای بزرگداشت مقام مادر معرفی کند. سال ۱۹۰۸ کنگره آمریکا پیشنهاد او را با تمسخر رد کردند: "پس باید روزی هم به مادرشوهر اختصاص دهیم!" اما تلاش های آنا بالاخره در سال ۱۹۱۱ به نتیجه رسید و دهم ماه می شد روز مادر.
🔸آنا از #گل_میخک سفید برای بزرگداشت مادرش استفاده کرد. می گفت: "سفیدی آن نماد خلوص و پاکی عشق مادر و بوی خوش آن نماد دعاهای مادر است. میخک گلبرگ هایش را نمی ریزد و آن ها را با قلبش در آغوش می گیرد..." و میخک شد نماد هدیه برای روز مادر...
🔹کمی بعد کارخانه ها و شرکت ها شروع کردند به #تجاری_سازی نمادهای روز مادر، و از تولید کارت های تبریک و شکلات و آب نبات با طرح ها و نوشته های مرتبط، کلی پول در آوردند. نزدیک روز مادر که می شد، همه می خواستند میخک سفید بخرند و قیمت آن بالا و بالاتر می رفت. تعداد تولید میخک سفید جوابگوی آن همه تقاضا نبود، و شرکت ها فکر کردند که چرا از این پتانسیل پول بیشتری در نیاورند؟! میخک قرمز را معرفی کردند، که مثلا این را برای مادران زنده هدیه بخرید و سفید را به یادبود آنهایی که رفته اند!... آنا جارویس با این تجاری سازی ها خیلی مخالفت کرد، و حتی از چند تا از این شرکت ها رسما شکایت کرد. می گفت که اینها معنا و مفهوم والای روز مادر را خدشه دار کرده اند: "یعنی چه که متنی به مادرت هدیه بدهی که از پیش نوشته شده؟!! یک متن پرینت شده فقط این معنی را می دهد که شما تنبل تر از آن بوده اید که برای زنی که بخاطرتان همه کار کرده، حرف دلتان را بنویسید! و شکلات؟!! بسته ای را به مادرتان هدیه می دهید و بعد بیشترش را خودتان می خورید و لذت می برید!!"
🔸مخالفت های آنا با غول های تجاری سازی روز مادر، به جایی نرسید، و فقط باعث شد که شرایط اقتصادی زندگی خود و خانواده اش سخت شود. او اواخر عمر با خواهرش زندگی می کرد. در سال ۱۹۴۳، پنج سال قبل از مرگش، سعی کرد امضا جمع کند برای لغو کردن رسمی که خودش بنیانگذار آن بود. اما به زودی به آسایشگاه منتقل شد و کارش بی نتیجه ماند. هزینه های آسایشگاه را چند نفر از همان هایی دادند که از فروش گل و کارت تبریک روز مادر، کلی پول به جیب زده بودند...
🔻میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر بر شما مبارک.
🔷🔶 روایت های شنیدنی و الهام بخش از #زیرگنبدکبود...
@tick_idea