🔰 گذار از علوم پزشکی مدرن
🔘 بخش ۱
✍️ احمد رهدار
🔸اسلام امروز در مواجهه تمدنی با غرب، در دو ساحت دست برتر دارد؛ یکی مسأله خانواده است، نه فقط به این علت که در چند قرن اخیر سیاستهای مربوط به خانواده در دنیای غرب غلط بوده، بلکه علاوه بر این، به این علت که محتوا و شکل مباحثی که اسلام در حوزه خانواده مطرح کرده، بسیار غنی و کارآمد است و دوم مسأله پزشکی است.
🔹عرصه پزشکی به دو علت، میتواند بستر مناسب همآوردی اسلام با دنیای غرب باشد.
1️⃣یکی به دلیل بنبستهای درونی پزشکی مدرن، که البته این بنبستها ضرورتاً از جنس بنبستهای علمی نیست،
بلکه اولاً به دلیل روزافزونی هزینههای آن است که هرچند شاید با خدماتش هم متناسب باشد ولی به هر حال، از منظر توده مردمی که باید هزینه درمان را پرداخت کنند، قابل توجیه نیست، همچنان که از منظر دولت که بخش قابل توجهی از هزینههای تولید در پزشکی را میپردازد، نیز توجیهپذیر نمیباشد.
ثانیاً به دلیل سبک درمان در پزشکی مدرن است که شبیه بحرانهایی مثل بحرانهای زیستمحیطی در مدرنیته ـ که هر راهحلی برای آن، غرب را از چاله به چاه میاندازد ـ میباشد؛ چرا که هر درمانی در این مکتب طبی، در نهایت منجر به آسیب به دیگر بخشهای بدن میشود. این مسأله را در گذشته، تنها خواص (اعم از پزشکان و …) میدانستند، اما اینک تبدیل به یک باور عمومی شده است.
2️⃣دوم به دلیل ظهور یک رقیب جدی و تا حدودی کارآمد به نام طب سنتی ـ اسلامی که برخلاف گذشته، خود را حداقل در حوزه بیماریهای خاص و حاد، با هزینههایی بسیار کمتر از هزینههای پزشکی مدرن در دسترس مردم قرار داده است.
🔘 بخش ۲
🔸در جهان امروز، ارزیابی پزشکی مدرن با یکی از دو دیدگاه ذیل صورت میگیرد:
1️⃣ دیدگاه نخست پزشکی را با رویکرد پدیدارشناسانه تحلیل کرده و آن را صرفاً از حیث نتایجی که مستقیماً بر خودش مبتنی است ارزیابی مینماید نه از حیث ربطهایی که به دیگر اجزای عالم کنونی دارد.
2️⃣دیدگاه دوم ـکه مورد پذیرش ما نیز میباشد ـ بر این باور است که علم پزشکی را باید در درون یک بسته به نام مدرنیته و خود مدرنیته را به صورت یک نظامواره تحلیل کرد. بر این اساس، پزشکی مدرن از فلسفه مدرن، از ریاضیات مدرن، از تکنولوژی مدرن، از اقتصاد مدرن و از سیاست مدرن جدا نخواهد بود و لذا با این درک که پزشکی مدرن درون یک اُرگانیسم عمل میکند، نقدهایی که به کلیت عالم مدرن وارد است، به اجزای آن نیز تسرّی پیدا میکند. به عبارت دیگر؛ هرچند بسیاری از اشکالاتی که متوجه پزشکی مدرن است، ارتباط مستقیمی به آن ندارد، اما نمیتوان آن را کاملاً از این نتایج دور انگاشت.
🔹از سوی دیگر، اگر به لحاظ روشی علم پزشکی را تحلیل کرد، باید آن را در حوزه انسانشناختی فلسفی نیز بررسی نمود؛ زیرا موضوع پزشکی، انسان است، هر تعریفی از انسان در انسانشناسی غربی، امتداد آن در حوزه بدن که مربوط به پزشکی هست نیز سرایت میکند. به عنوان مثال؛ اگر «ماکیاولی» انسان مفید را به انسانی که مثل روباه، جوهر مکرش فعال شده است تعریف میکند، اگر «توماس هابز» انسانها را گرگ یکدیگر تعریف میکند، اگر «لامارک» و «داروین» انسانها را در ادامه تطور میمون تلقی میکنند، اگر «نیچه» در جمعبندی خود از انسانی که میتواند روباه، گرگ و میمون باشد، آن را ابرحیوان تعریف میکند و…، نتیجه عملی همه این دیدگاهها، در روشهای درمانی انسان این میشود که انسان به جسم تقلیل یابد و جسم او نیز با جسم حیوان مشابهتانگاری شود. از همین روست که بسیاری از داروها و درمانهای اکتشافی پزشکی مدرن، بدون هیچ مانع جدی انسانشناسانه ابتدا روی سگ، گربه و دیگر حیوانات تست و در صورت پاسخ مثبت، به بدن انسان نیز تزریق میشود.
@philosophyofsocialscience
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian
🔘 بخش ۱
✍️ احمد رهدار
🔸اسلام امروز در مواجهه تمدنی با غرب، در دو ساحت دست برتر دارد؛ یکی مسأله خانواده است، نه فقط به این علت که در چند قرن اخیر سیاستهای مربوط به خانواده در دنیای غرب غلط بوده، بلکه علاوه بر این، به این علت که محتوا و شکل مباحثی که اسلام در حوزه خانواده مطرح کرده، بسیار غنی و کارآمد است و دوم مسأله پزشکی است.
🔹عرصه پزشکی به دو علت، میتواند بستر مناسب همآوردی اسلام با دنیای غرب باشد.
1️⃣یکی به دلیل بنبستهای درونی پزشکی مدرن، که البته این بنبستها ضرورتاً از جنس بنبستهای علمی نیست،
بلکه اولاً به دلیل روزافزونی هزینههای آن است که هرچند شاید با خدماتش هم متناسب باشد ولی به هر حال، از منظر توده مردمی که باید هزینه درمان را پرداخت کنند، قابل توجیه نیست، همچنان که از منظر دولت که بخش قابل توجهی از هزینههای تولید در پزشکی را میپردازد، نیز توجیهپذیر نمیباشد.
ثانیاً به دلیل سبک درمان در پزشکی مدرن است که شبیه بحرانهایی مثل بحرانهای زیستمحیطی در مدرنیته ـ که هر راهحلی برای آن، غرب را از چاله به چاه میاندازد ـ میباشد؛ چرا که هر درمانی در این مکتب طبی، در نهایت منجر به آسیب به دیگر بخشهای بدن میشود. این مسأله را در گذشته، تنها خواص (اعم از پزشکان و …) میدانستند، اما اینک تبدیل به یک باور عمومی شده است.
2️⃣دوم به دلیل ظهور یک رقیب جدی و تا حدودی کارآمد به نام طب سنتی ـ اسلامی که برخلاف گذشته، خود را حداقل در حوزه بیماریهای خاص و حاد، با هزینههایی بسیار کمتر از هزینههای پزشکی مدرن در دسترس مردم قرار داده است.
🔘 بخش ۲
🔸در جهان امروز، ارزیابی پزشکی مدرن با یکی از دو دیدگاه ذیل صورت میگیرد:
1️⃣ دیدگاه نخست پزشکی را با رویکرد پدیدارشناسانه تحلیل کرده و آن را صرفاً از حیث نتایجی که مستقیماً بر خودش مبتنی است ارزیابی مینماید نه از حیث ربطهایی که به دیگر اجزای عالم کنونی دارد.
2️⃣دیدگاه دوم ـکه مورد پذیرش ما نیز میباشد ـ بر این باور است که علم پزشکی را باید در درون یک بسته به نام مدرنیته و خود مدرنیته را به صورت یک نظامواره تحلیل کرد. بر این اساس، پزشکی مدرن از فلسفه مدرن، از ریاضیات مدرن، از تکنولوژی مدرن، از اقتصاد مدرن و از سیاست مدرن جدا نخواهد بود و لذا با این درک که پزشکی مدرن درون یک اُرگانیسم عمل میکند، نقدهایی که به کلیت عالم مدرن وارد است، به اجزای آن نیز تسرّی پیدا میکند. به عبارت دیگر؛ هرچند بسیاری از اشکالاتی که متوجه پزشکی مدرن است، ارتباط مستقیمی به آن ندارد، اما نمیتوان آن را کاملاً از این نتایج دور انگاشت.
🔹از سوی دیگر، اگر به لحاظ روشی علم پزشکی را تحلیل کرد، باید آن را در حوزه انسانشناختی فلسفی نیز بررسی نمود؛ زیرا موضوع پزشکی، انسان است، هر تعریفی از انسان در انسانشناسی غربی، امتداد آن در حوزه بدن که مربوط به پزشکی هست نیز سرایت میکند. به عنوان مثال؛ اگر «ماکیاولی» انسان مفید را به انسانی که مثل روباه، جوهر مکرش فعال شده است تعریف میکند، اگر «توماس هابز» انسانها را گرگ یکدیگر تعریف میکند، اگر «لامارک» و «داروین» انسانها را در ادامه تطور میمون تلقی میکنند، اگر «نیچه» در جمعبندی خود از انسانی که میتواند روباه، گرگ و میمون باشد، آن را ابرحیوان تعریف میکند و…، نتیجه عملی همه این دیدگاهها، در روشهای درمانی انسان این میشود که انسان به جسم تقلیل یابد و جسم او نیز با جسم حیوان مشابهتانگاری شود. از همین روست که بسیاری از داروها و درمانهای اکتشافی پزشکی مدرن، بدون هیچ مانع جدی انسانشناسانه ابتدا روی سگ، گربه و دیگر حیوانات تست و در صورت پاسخ مثبت، به بدن انسان نیز تزریق میشود.
@philosophyofsocialscience
#نویسندگان_حوزوی
@howzavian