Forwarded from Linuxor ?
(الگوریتم یادگرفتن هر چیزی) اگه میخواین درسی بخونید یا چیزی یاد بگیرید و حالتون به هم میخوره ازش، قطعا مشکل از مدرس و منبع آموزشی هستش نه شما.
یه کوه رو در نظر بگیرید به طریق مختلفی میشه جاده کشی کرد و به نوک قله اون رسید، بعضی جاده ها مستقیمن و شیب خیلی زیاد، بعضی جاده ها شیبشون خیلی کمه و دور کوه میچرخن و طولانی ان تا برسن به نوک قله. حالا شما اگه همینطوری بخواید برید شروع کنید مثلا یه کتاب رندوم یا داکیومنشن بخونید این ماشین شما ممکنه توان حرکت روی این شیب رو نداشته باشه و وسط کار بگید اه این چیه من اصلا به این علاقه ندارم، باید با چیزهای با شیب کمتر شروع کنید مثلا ویدیو و یا حتی دوره های پروژه محور. ولی یه مشکلی وجود داره چطوری بفهمیم یه آموزش متانسب با شیب ما هست یا نه؟
با فرض اینکه جلمه بالا رو قبول کردید بیاید یه راه حل الگوریتمی برای این قضیه پیدا کنیم. برای این کار فرض کنید ما 30 روز می خوایم برای یادگیری یه چیزی هزینه کنیم، حالا اگه بیایم 30 روز رو شانسی با یه آموزش با شیب بالا شروع کنیم ممکنه شکست بخوریم، ولی با روش بجاش اگه بتونیم 5 روزش رو صرف پیدا کردن 5 نوع منبع متفاوت کنیم و هر منبع رو 1 روز تستی بخونیم، برای پیداکردن متانسب ترین شیب به خودمون، حالا 20 روز فرصت داریم که با بهینه ترین شیب به سمت قله حرکت کنیم. و این الگوریتم نسبت به حالت کورکورانه چیزی یادگرفتن خیلی بهینه تره. (این روش همیشه خوب جواب میده حتی اگه ماشینتون داره از قله بالا میره و به این روش اعتقادی ندارید، چون ممکنه با این روش مسیر بهتری پیدا کنید).
نکته: این یه الگوریتم اکتشافی خیلی سادس، خیلیا از نسخه پیشرفته ترش دارن استفاده میکنن و نتیجه خیلی خوبیم دارن میگیرن. (توی هوش مصنوعی هم از یه چیزی شبیه این به اسم Multi-Armed Bandit استفاده میشه)
@Linuxor
یه کوه رو در نظر بگیرید به طریق مختلفی میشه جاده کشی کرد و به نوک قله اون رسید، بعضی جاده ها مستقیمن و شیب خیلی زیاد، بعضی جاده ها شیبشون خیلی کمه و دور کوه میچرخن و طولانی ان تا برسن به نوک قله. حالا شما اگه همینطوری بخواید برید شروع کنید مثلا یه کتاب رندوم یا داکیومنشن بخونید این ماشین شما ممکنه توان حرکت روی این شیب رو نداشته باشه و وسط کار بگید اه این چیه من اصلا به این علاقه ندارم، باید با چیزهای با شیب کمتر شروع کنید مثلا ویدیو و یا حتی دوره های پروژه محور. ولی یه مشکلی وجود داره چطوری بفهمیم یه آموزش متانسب با شیب ما هست یا نه؟
با فرض اینکه جلمه بالا رو قبول کردید بیاید یه راه حل الگوریتمی برای این قضیه پیدا کنیم. برای این کار فرض کنید ما 30 روز می خوایم برای یادگیری یه چیزی هزینه کنیم، حالا اگه بیایم 30 روز رو شانسی با یه آموزش با شیب بالا شروع کنیم ممکنه شکست بخوریم، ولی با روش بجاش اگه بتونیم 5 روزش رو صرف پیدا کردن 5 نوع منبع متفاوت کنیم و هر منبع رو 1 روز تستی بخونیم، برای پیداکردن متانسب ترین شیب به خودمون، حالا 20 روز فرصت داریم که با بهینه ترین شیب به سمت قله حرکت کنیم. و این الگوریتم نسبت به حالت کورکورانه چیزی یادگرفتن خیلی بهینه تره. (این روش همیشه خوب جواب میده حتی اگه ماشینتون داره از قله بالا میره و به این روش اعتقادی ندارید، چون ممکنه با این روش مسیر بهتری پیدا کنید).
نکته: این یه الگوریتم اکتشافی خیلی سادس، خیلیا از نسخه پیشرفته ترش دارن استفاده میکنن و نتیجه خیلی خوبیم دارن میگیرن. (توی هوش مصنوعی هم از یه چیزی شبیه این به اسم Multi-Armed Bandit استفاده میشه)
@Linuxor
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Anarchonomy
برای ضربه زدن به اشرار باید بدونید چطور کار میکنند، تا بابت هر حرکتی که انجام میدن تعجب نکنید. وسط جنگ، وقت تعجب کردن نیست.
در روزگاران قدیم پادشاهی در چین حکمرانی میکرد که دو پسر داشت. پسر بزرگتر آماده به دست گرفتن قدرت بود. اما خود پادشاه پسر کوچکترش رو ترجیح میداد. بنابراین دنبال راهی بود تا از شر پسر بزرگتر خلاص بشه. طبق رسم اون زمان، پسر بزرگتر رو به عنوان گروگان فرستاد به دربار یک حاکم دیگه که باش رقابت داشت. اون زمان امانت دادن فرزند مثل ارائه این تضمین بود که از سمت ما به شما حملهای انجام نخواهد شد. و نقشهای طراحی کرد که به نظر برسه در یک درگیری، پسرش در همونجایی که به عنوان گروگان زندگی میکنه، کشته میشه. اما همهچیز طبق نقشه پیش نمیره و پسر فرار میکنه و زنده میمونه. وقتی برمیگرده، پدر وانمود میکنه که خوشحاله که پسر بزرگش زندهست و به پاس شجاعتش، یک مقام فرماندهی بش میده. اما این فقط برای روابط عمومی بود. پسر بزرگ فهمیده بود موضوع چیه، و پر از نفرت شده بود. بنابراین تصمیم گرفت پدرش رو بکشه. اما شرایط طوری نبود که بشه راحت حذفش کرد، چون طرفداران و مدافعان زیادی داشت. پس لازم بود افرادی رو انتخاب کنه، که اگه بشون گفت پدرم رو بزنید، تردید نکنند. برای گلچین کردن این افراد یک تیر مخصوص ساخت که نوکش طوری تراشیده شده بود که وقتی پرتاب میشد صدایی شبیه سوت ایجاد میکرد. در تمرینات ازین تیر استفاده میکرد و به افرادش گفته بود هرجا صدای سوت تیر من رو شنیدید، تیرتون رو دقیقا به همون سمت پرتاب کنید. ابتدا چند حیوان رو به عنوان هدف انتخاب کرد، و همه افراد صدای سوت رو دنبال میکردند و دقیقا به همون هدف میزدند. مرحله بعد اسب خودش رو هدف گرفت. اینبار چندنفر از افرادش تردید کردند. چون به نظرشون رسید این درست نیست که آدم اسب فرمانده خودش رو بزنه. اون چندنفری رو که تردید کرده بودند همونجا اعدام کرد. مرحله بعد اسب پدرش رو هدف گرفت. و اندفعه هم چندنفر تردید کردند، و بلافاصله اعدام شدند. مرحله بعد زن خودش رو هدف کرد. این رو دیگه خیلیها نمیتونستند بزنند. کی حاضر میشه زن فرماندهش رو بکشه؟ این بار هم تردید کنندهها اعدام شدند. در نهایت تعداد خیلی کمی باقی موندند. دیگه مطمئن بود اینها هرچیزی رو میزنند. و با خیال راحت دستور تیراندازی به پدرش رو بشون داد، و اونها هم انجام دادند. بعد ازون برادر کوچکتر رو هم به قتل رسوند، و به همون چیزی که میخواست رسید.
تو فرم استخدام تشکیلات اوباشسالار نمیپرسند «آیا حاضرید به بچه شانزده ساله که در وسط تظاهرات در حال فرار کردن است از پشت شلیک کنید؟». اوباش رو با تردیدهاشون فیلتر میکنند. کسی که در کشتن سگ ولگرد تردید میکنه رو همون اول میذارن کنار. در مرحله بعد کسی که در فحاشی به خانواده مردم تردید می کنه میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در آزار دادن متهم تردید میکنه، میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در تجاوز به زندانی تردید میکنه میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در دفن کردن شبانه کسی که همکارش به قتل رسونده تردید میکنه میذارن کنار. و نهایتا کسی که در شکنجه دادن کسی که هیچ گناهی مرتکب نشده تردید میکنه میذارن کنار. کسانی که باقی میمونند، از پشت به بچه شانزده ساله هم شلیک خواهند کرد.
هرکس که در مقابل مردم قرار گرفته، اتفاقی و تصادفی اونجا قرار نگرفته. همه بدون استثناء از فیلتر عبور کردهاند. ولی نه از فیلترهای اداری. بلکه از فیلتر تیرهایی که سوت میکشند.
در روزگاران قدیم پادشاهی در چین حکمرانی میکرد که دو پسر داشت. پسر بزرگتر آماده به دست گرفتن قدرت بود. اما خود پادشاه پسر کوچکترش رو ترجیح میداد. بنابراین دنبال راهی بود تا از شر پسر بزرگتر خلاص بشه. طبق رسم اون زمان، پسر بزرگتر رو به عنوان گروگان فرستاد به دربار یک حاکم دیگه که باش رقابت داشت. اون زمان امانت دادن فرزند مثل ارائه این تضمین بود که از سمت ما به شما حملهای انجام نخواهد شد. و نقشهای طراحی کرد که به نظر برسه در یک درگیری، پسرش در همونجایی که به عنوان گروگان زندگی میکنه، کشته میشه. اما همهچیز طبق نقشه پیش نمیره و پسر فرار میکنه و زنده میمونه. وقتی برمیگرده، پدر وانمود میکنه که خوشحاله که پسر بزرگش زندهست و به پاس شجاعتش، یک مقام فرماندهی بش میده. اما این فقط برای روابط عمومی بود. پسر بزرگ فهمیده بود موضوع چیه، و پر از نفرت شده بود. بنابراین تصمیم گرفت پدرش رو بکشه. اما شرایط طوری نبود که بشه راحت حذفش کرد، چون طرفداران و مدافعان زیادی داشت. پس لازم بود افرادی رو انتخاب کنه، که اگه بشون گفت پدرم رو بزنید، تردید نکنند. برای گلچین کردن این افراد یک تیر مخصوص ساخت که نوکش طوری تراشیده شده بود که وقتی پرتاب میشد صدایی شبیه سوت ایجاد میکرد. در تمرینات ازین تیر استفاده میکرد و به افرادش گفته بود هرجا صدای سوت تیر من رو شنیدید، تیرتون رو دقیقا به همون سمت پرتاب کنید. ابتدا چند حیوان رو به عنوان هدف انتخاب کرد، و همه افراد صدای سوت رو دنبال میکردند و دقیقا به همون هدف میزدند. مرحله بعد اسب خودش رو هدف گرفت. اینبار چندنفر از افرادش تردید کردند. چون به نظرشون رسید این درست نیست که آدم اسب فرمانده خودش رو بزنه. اون چندنفری رو که تردید کرده بودند همونجا اعدام کرد. مرحله بعد اسب پدرش رو هدف گرفت. و اندفعه هم چندنفر تردید کردند، و بلافاصله اعدام شدند. مرحله بعد زن خودش رو هدف کرد. این رو دیگه خیلیها نمیتونستند بزنند. کی حاضر میشه زن فرماندهش رو بکشه؟ این بار هم تردید کنندهها اعدام شدند. در نهایت تعداد خیلی کمی باقی موندند. دیگه مطمئن بود اینها هرچیزی رو میزنند. و با خیال راحت دستور تیراندازی به پدرش رو بشون داد، و اونها هم انجام دادند. بعد ازون برادر کوچکتر رو هم به قتل رسوند، و به همون چیزی که میخواست رسید.
تو فرم استخدام تشکیلات اوباشسالار نمیپرسند «آیا حاضرید به بچه شانزده ساله که در وسط تظاهرات در حال فرار کردن است از پشت شلیک کنید؟». اوباش رو با تردیدهاشون فیلتر میکنند. کسی که در کشتن سگ ولگرد تردید میکنه رو همون اول میذارن کنار. در مرحله بعد کسی که در فحاشی به خانواده مردم تردید می کنه میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در آزار دادن متهم تردید میکنه، میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در تجاوز به زندانی تردید میکنه میذارن کنار. مرحله بعد کسی که در دفن کردن شبانه کسی که همکارش به قتل رسونده تردید میکنه میذارن کنار. و نهایتا کسی که در شکنجه دادن کسی که هیچ گناهی مرتکب نشده تردید میکنه میذارن کنار. کسانی که باقی میمونند، از پشت به بچه شانزده ساله هم شلیک خواهند کرد.
هرکس که در مقابل مردم قرار گرفته، اتفاقی و تصادفی اونجا قرار نگرفته. همه بدون استثناء از فیلتر عبور کردهاند. ولی نه از فیلترهای اداری. بلکه از فیلتر تیرهایی که سوت میکشند.
❤1
پسر جدی جدی اینترنتو رومون بستن هرکیم صداش در اومد کشتن، هرکیم نکشتن بردنش ناکجا آباد هیچکسم صداش در نیومد.
دوس دارم ببینم تا کجا پیش میره :)
دوس دارم ببینم تا کجا پیش میره :)
Forwarded from 𝐃𝐫 𝐓𝐞𝐥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴ویدیویی که از دست جمهوری اسلامی دررفت و به شکل عجیبی سوژه رسانههای دنیا شده؛
بازخوردهاش هم خیلی سنگینه؛ طوری که مردم تو دنیا دارن این لحظه رو با صحنههای حماسی سریال Game of Thrones مقایسه میکنن.
@DrTeL
17دی، چند نفر برای فرار از دست نیروهای سرکوب میرن داخل یه ساختمون، لحظهای که دیگه راهی نمونده، یه نفر خودشو فدا میکنه و میایسته پشت در و خودش رو سپر میکنه تا جلوی ورود نیروهایِ سرکوب رو بگیره تا بقیه بتونن فرار کنن.
نکته عجیب تر این ماجرا اینجاست که همراه بعضی از نیروهای سرکوب قمه بوده!
این صحنه به شکل عجیبی ویروسی و وایرال شده و تو کلی از رسانههای خارجی داره دستبهدست میچرخه.
بازخوردهاش هم خیلی سنگینه؛ طوری که مردم تو دنیا دارن این لحظه رو با صحنههای حماسی سریال Game of Thrones مقایسه میکنن.
@DrTeL
❤2
Forwarded from APT IRAN
ما اعلام میکنیم که موفق شدهایم کلیه سامانهها، سیستمهای ایزوله، زیرساختها و تمامی زیرمجموعهها (از جمله مراکز آپای استانی)، دسترسیهای VPN و گزارشهای ارسالی مرکز ماهر را بهطور کامل تحت کنترل خود درآوریم و این مرکز را مورد نفوذ کامل قرار دهیم.
◾️هدف ما از انجام این عملیات، ارسال یک پیام روشن به سایر سازمانها بوده است تا مسیر و موضع خود را مشخص کنند. ما در اقدامات خود شوخی نداریم.
◾️فرایند نفوذ به این مرکز حدود سه ماه به طول انجامید و در نهایت، با کنار هم قرار دادن اجزای مختلف، موفق شدیم به دسترسی کامل دست پیدا کنیم.
◾️دلیل اقدام ما، قدیمی بودن سازوکارها و زیرساختهای این مرکز و عدم تناسب توان فنی آن با مسئولیت سنگینی است که بر عهده گرفته است. این مرکز با وجود دریافت بودجههای قابل توجه، از انجام صحیح وظایف خود ناتوان بوده و این منابع، طبق اطلاعات موجود، توسط شبکههایی فاسد به سرقت رفتهاند.
◾️در این مدت، بارها هانترهای مختلف با ما تماس گرفتهاند و اعلام کردهاند که حقالزحمه فعالیتهایشان از سوی مرکز ماهر پرداخت نشده است. این مجموعه فاقد دانش و شایستگی لازم برای جایگاهی است که در اختیار دارد و تنها به بهرهبرداری بدون انجام وظیفه مشغول است.
◾️ما این مرکز را تسخیر کردیم تا در وهله نخست درس عبرتی برای خود این مجموعه و در ادامه برای سازمانهای زیرمجموعه و حتی نهادهای بالادستی باشد. وظیفه شما انجام صحیح مسئولیتهایتان است و در صورتی که این وظایف بهدرستی انجام نشوند، ما به سراغ شما خواهیم آمد.
◾️در ایران، جایی برای سوءاستفاده و مفتخوری وجود ندارد. اگر ضعفها و ناکارآمدیهای اینچنینی وجود نداشت، شرایط به این نقطه نمیرسید.
◾️بسیاری از سامانههای این مرکز فرسوده و قدیمی هستند. ما در حال حاضر نیز این توانایی را داریم که بخش قابل توجهی از خدمات این مرکز را از کار بیندازیم و ضربهای اساسی وارد کنیم، اما هدف ما اصلاح ساختارها است، نه تخریب.
◾️در ادامه، بهمنظور اثبات ادعاهای مطرحشده، نمونههایی از اطلاعات استخراجشده را در قالب تصاویر منتشر خواهیم کرد.
◾️هدف ما از انجام این عملیات، ارسال یک پیام روشن به سایر سازمانها بوده است تا مسیر و موضع خود را مشخص کنند. ما در اقدامات خود شوخی نداریم.
◾️فرایند نفوذ به این مرکز حدود سه ماه به طول انجامید و در نهایت، با کنار هم قرار دادن اجزای مختلف، موفق شدیم به دسترسی کامل دست پیدا کنیم.
◾️دلیل اقدام ما، قدیمی بودن سازوکارها و زیرساختهای این مرکز و عدم تناسب توان فنی آن با مسئولیت سنگینی است که بر عهده گرفته است. این مرکز با وجود دریافت بودجههای قابل توجه، از انجام صحیح وظایف خود ناتوان بوده و این منابع، طبق اطلاعات موجود، توسط شبکههایی فاسد به سرقت رفتهاند.
◾️در این مدت، بارها هانترهای مختلف با ما تماس گرفتهاند و اعلام کردهاند که حقالزحمه فعالیتهایشان از سوی مرکز ماهر پرداخت نشده است. این مجموعه فاقد دانش و شایستگی لازم برای جایگاهی است که در اختیار دارد و تنها به بهرهبرداری بدون انجام وظیفه مشغول است.
◾️ما این مرکز را تسخیر کردیم تا در وهله نخست درس عبرتی برای خود این مجموعه و در ادامه برای سازمانهای زیرمجموعه و حتی نهادهای بالادستی باشد. وظیفه شما انجام صحیح مسئولیتهایتان است و در صورتی که این وظایف بهدرستی انجام نشوند، ما به سراغ شما خواهیم آمد.
◾️در ایران، جایی برای سوءاستفاده و مفتخوری وجود ندارد. اگر ضعفها و ناکارآمدیهای اینچنینی وجود نداشت، شرایط به این نقطه نمیرسید.
◾️بسیاری از سامانههای این مرکز فرسوده و قدیمی هستند. ما در حال حاضر نیز این توانایی را داریم که بخش قابل توجهی از خدمات این مرکز را از کار بیندازیم و ضربهای اساسی وارد کنیم، اما هدف ما اصلاح ساختارها است، نه تخریب.
◾️در ادامه، بهمنظور اثبات ادعاهای مطرحشده، نمونههایی از اطلاعات استخراجشده را در قالب تصاویر منتشر خواهیم کرد.
🔥3
Forwarded from سید فرندز / برنامه نویسی / هک و امنیت / تکنولوژی (Mohammad Khoshnava)
حضرات ادعا میکنن که عدم بازگشت اینترنت حاصل مشکل فنیه (😂)، بعد هم تمام سولوشن هایی که دیشب وصل میشدن، امروز از کار افتادن.
خجالت نکشید عزیزان، اشکالی نداره. بلند بگید که کل شبکه همراه خصوصا فلان اوپراتور رو تبدیل به سندباکس کردید و دارید سیستم های فیلترینگتون رو به aggressive ترین شکل ممکن تست میکنید.
#پست_کپی_منبع_نامعلوم
✅ @SEYED_BAX
خجالت نکشید عزیزان، اشکالی نداره. بلند بگید که کل شبکه همراه خصوصا فلان اوپراتور رو تبدیل به سندباکس کردید و دارید سیستم های فیلترینگتون رو به aggressive ترین شکل ممکن تست میکنید.
#پست_کپی_منبع_نامعلوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from Note (Mr.05)
https://digiato.com/iran-technology-news/reconnecting-internet-technically-complicated
یه گندی زدن که خودشون توش موندن
یه گندی زدن که خودشون توش موندن