ما سبکساریم از لغزیدن ما چاره نیست...
عاقلان با این گرانسنگی چرا لغزیده اند؟؟
-پروین اعتصامی
Channel : @Reihanak_ha
عاقلان با این گرانسنگی چرا لغزیده اند؟؟
-پروین اعتصامی
Channel : @Reihanak_ha
❤1
Forwarded from مَفقودْ/گم/Lost
اون جماعتی که همواره دارن تو دلم رخت میشورن،اگه میومدن بیرون جورابامو میشستن،میتونستیم بیشتر باهم تعامل سازنده داشته باشیم...
هر وقت بابامو در حال تماشای حسن ریوندی با لبخندی به پهنای خلیج فارس می بینم دردی جانکاه به اعماق روحم رخنه می کنه و یه جون از جون های مبارکم کم میشه...
Channel :@Reihanak_ha
Channel :@Reihanak_ha
احتمال می دم الآن " خادما دارن گریه کنون صحنتو جارو میزنن " و ما میایم امروز حرم تصدقتون بریم آقای امام رضای خوشگلم...
Channel : @Reihanak_ha
Channel : @Reihanak_ha
می دونین وقتی دونه دونه میاین شناس و ناشناس میگین براتون دعا کنم چقدر دلم برای دلتنگی دلای چغوکی و جیگرتون قیری ویری میره؟
شاید نتونم اسم تک تک تونو ببرم ولی یه جامعه کبیره به انضمام یه دعای توسل از طرف تک تک تون با بوس میفرستم سمت گنبد. خوبه؟💚
شاید نتونم اسم تک تک تونو ببرم ولی یه جامعه کبیره به انضمام یه دعای توسل از طرف تک تک تون با بوس میفرستم سمت گنبد. خوبه؟💚
❤1
یادمه تو دوران جاهلیتم یه بار تو شهربازی ملت نشسته بودم که با یه خانوم مسافر اصفهانی گرم گرفتم.
وسط حرفامون یهو یه آه بلند کشید گفت : خوش به حال شما مشهدیا! حتما همش می رین حرم امام رضا نه؟
منم خیلی بی تفاوت شونه مو انداختم بالا و گفتم : نه لزوما! من خودم الآن 6 ماهه نرفتم...
از سردی لحنم یه جوریش شد.
گفت : ناراحت نشو عزیزم ولی شما مشهدیا خیلی ناشکرین!
فقط امیدوارم خدا یه روز این نعمت رو ازتون نگیره!
خدا کنه حال دل ما شهرستانیا رو نفهمی...
راستش اون موقع نمی فهمیدم چی میگفت...
تا پنج سال بعد هم نفهمیدم چی گفت...
تا همین امروز نفهمیده بودم!
وسط حرفامون یهو یه آه بلند کشید گفت : خوش به حال شما مشهدیا! حتما همش می رین حرم امام رضا نه؟
منم خیلی بی تفاوت شونه مو انداختم بالا و گفتم : نه لزوما! من خودم الآن 6 ماهه نرفتم...
از سردی لحنم یه جوریش شد.
گفت : ناراحت نشو عزیزم ولی شما مشهدیا خیلی ناشکرین!
فقط امیدوارم خدا یه روز این نعمت رو ازتون نگیره!
خدا کنه حال دل ما شهرستانیا رو نفهمی...
راستش اون موقع نمی فهمیدم چی میگفت...
تا پنج سال بعد هم نفهمیدم چی گفت...
تا همین امروز نفهمیده بودم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1
چقدر خدا مظلومانه تو قرآن میگه :
" وَ لَا تَشْتَرُواْ بِآیَتِی ثَمَنًا قَلِیلاً "
" و آیات مرا به بهای اندک نفروشید..."
Channel : @Reihanak_ha
" وَ لَا تَشْتَرُواْ بِآیَتِی ثَمَنًا قَلِیلاً "
" و آیات مرا به بهای اندک نفروشید..."
Channel : @Reihanak_ha
❤2
" إِذَا لَمْ يَكُنْ مَا تُرِيدُ، فَلَا تُبَلْ مَا كُنْتَ"
اگر به آن چه که می خواستی نرسیدی ، از آن چه هستی نگران نباش.
#حکمت۶۹نهجالبلاغه
Channel : @Reihanak_ha
اگر به آن چه که می خواستی نرسیدی ، از آن چه هستی نگران نباش.
#حکمت۶۹نهجالبلاغه
Channel : @Reihanak_ha
❤1
❤1
مقوی ترین وگوارا ترین تغذیه تو جهان دونات حرم و چپوندش تو معده وسطِ وسط صحن گوهرشاده :)
#وصف_العیش
Channel : @Reihanak_ha
#وصف_العیش
Channel : @Reihanak_ha
❤1
اونایی که کلی تک بیتی و شعر بلدن حکم کسایی و دارن که برا هر پی امی یه گیف دارن...
Channel : @Reihanak_ha
Channel : @Reihanak_ha
وضعیت یه جوری شده اگه بخوای از عملکرد مسئولی دفاع کنی حتماً اولش باید بگی «نمیخوام دفاع کنم ولی ...»
Channel : @Reihanak_ha
Channel : @Reihanak_ha
چارچوب کلی زندگی من بر این اساسه:
اگه اسلام به چیزی گفته اوکی ، حله!
اگه گفته نه که پس قضیه کلا منحله...
نه زیر بارِ چیز اضافه ای برو ،
نه اعتقادی رو الکی و بی بهونه سلاخی کن...
Channel : @Reihanak_ha
اگه اسلام به چیزی گفته اوکی ، حله!
اگه گفته نه که پس قضیه کلا منحله...
نه زیر بارِ چیز اضافه ای برو ،
نه اعتقادی رو الکی و بی بهونه سلاخی کن...
Channel : @Reihanak_ha
بابام اولش که رفته بود اینجا سرکار میومد میگفت :
" مدیرمون به فلکه عدل خمینی می گفت عدل پهلوی با خنده می گفتیم بیخیال...
اومد گفت خمینی بی سواد و هندیه هیچی نگفتم سرمو گرم کارم کردم.
فاطمیه اومد گفت این عزاداریا همه خرافات و افسانهست...
با این که کفری شده بودم چیزی نگفتم زدم بیرون...
امروز برداشت به رهبری گفت
" مرتیکه ی مادر فلان عرضه نداره مملکتو اداره کنه..."
منم دیگه زدم به سیم آخر ،
در دفترشو محکم بستم ،
فرم های کاریمو جر دادم و اومدم بیرون...
دیگه نمیرم اونجا کار کنم..."
هیچی دیگه فکر کنم از فردا باس نون خشک بخوریم...
" مدیرمون به فلکه عدل خمینی می گفت عدل پهلوی با خنده می گفتیم بیخیال...
اومد گفت خمینی بی سواد و هندیه هیچی نگفتم سرمو گرم کارم کردم.
فاطمیه اومد گفت این عزاداریا همه خرافات و افسانهست...
با این که کفری شده بودم چیزی نگفتم زدم بیرون...
امروز برداشت به رهبری گفت
" مرتیکه ی مادر فلان عرضه نداره مملکتو اداره کنه..."
منم دیگه زدم به سیم آخر ،
در دفترشو محکم بستم ،
فرم های کاریمو جر دادم و اومدم بیرون...
دیگه نمیرم اونجا کار کنم..."
هیچی دیگه فکر کنم از فردا باس نون خشک بخوریم...
گرافات شوریدهی یک گیاهِ توافق کرده
بابام اولش که رفته بود اینجا سرکار میومد میگفت : " مدیرمون به فلکه عدل خمینی می گفت عدل پهلوی با خنده می گفتیم بیخیال... اومد گفت خمینی بی سواد و هندیه هیچی نگفتم سرمو گرم کارم کردم. فاطمیه اومد گفت این عزاداریا همه خرافات و افسانهست... با این که کفری شده…
با این که نونمون آجر شده ولی قبول دارم نون اونا برکت نداشت...
هرچند از صبح نشستیم پای نیازمندی های روزنامه ی خراسان ولی من فهمیدم بابام چقد میتونه جذاب و خوب و قربونش برم باشه.
حاجی خیلی نوکرتیم...
هرچند از صبح نشستیم پای نیازمندی های روزنامه ی خراسان ولی من فهمیدم بابام چقد میتونه جذاب و خوب و قربونش برم باشه.
حاجی خیلی نوکرتیم...
❤3