🔹 ۱۰ لغت جدید امروز (پیشرفته + آکادمیک) همراه با کالوکیشن و مثال
1️⃣ Scrutinize → با دقت بررسی کردن، موشکافی کردن
Collocations: scrutinize details, scrutinize a document, scrutinize behavior
Example: The scientist scrutinized the experiment results for any errors.
(دانشمند نتایج آزمایش را برای یافتن هرگونه خطا موشکافی کرد.)
2️⃣ Substantiate → اثبات کردن، مستند کردن
Collocations: substantiate a claim, substantiate an argument, substantiate evidence
Example: The lawyer was unable to substantiate his allegations.
(وکیل نتوانست ادعاهای خود را اثبات کند.)
3️⃣ Condone → نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن از
Collocations: condone violence, condone unethical behavior, refuse to condone
Example: The company does not condone any form of discrimination.
(این شرکت هیچ نوع تبعیضی را نادیده نمیگیرد.)
4️⃣ Disseminate → انتشار دادن، پخش کردن
Collocations: disseminate information, disseminate knowledge, disseminate propaganda
Example: The internet helps disseminate knowledge faster than ever before.
(اینترنت به انتشار دانش سریعتر از هر زمان دیگری کمک میکند.)
5️⃣ Underscore → تأکید کردن بر، برجسته کردن
Collocations: underscore the importance, underscore a point, underscore a need
Example: The professor underscored the importance of critical thinking.
(استاد بر اهمیت تفکر انتقادی تأکید کرد.)
6️⃣ Alleviate → کاهش دادن، تسکین دادن
Collocations: alleviate pain, alleviate stress, alleviate poverty
Example: The new policy aims to alleviate economic hardship.
(سیاست جدید به دنبال کاهش سختیهای اقتصادی است.)
7️⃣ Reiterate → تکرار کردن، دوباره تأکید کردن
Collocations: reiterate a point, reiterate a warning, reiterate concerns
Example: The CEO reiterated his commitment to sustainability.
(مدیرعامل بار دیگر تعهد خود را به پایداری تأکید کرد.)
8️⃣ Preclude → جلوگیری کردن از، مانع شدن
Collocations: preclude the possibility, preclude success, preclude discussion
Example: Lack of funding precluded the completion of the project.
(کمبود بودجه مانع از تکمیل پروژه شد.)
9️⃣ Supplant → جایگزین کردن، جای کسی را گرفتن
Collocations: supplant a tradition, supplant an old method, supplant a leader
Example: Online learning has supplanted traditional classroom education in many areas.
(آموزش آنلاین در بسیاری از زمینهها جای آموزش سنتی کلاس درس را گرفته است.)
🔟 Exonerate → تبرئه کردن، بیگناه اعلام کردن
Collocations: exonerate from blame, exonerate completely, exonerate an innocent person
Example: The new evidence exonerated him from all charges.
(مدارک جدید او را از تمام اتهامات تبرئه کرد.)
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
1️⃣ Scrutinize → با دقت بررسی کردن، موشکافی کردن
Collocations: scrutinize details, scrutinize a document, scrutinize behavior
Example: The scientist scrutinized the experiment results for any errors.
(دانشمند نتایج آزمایش را برای یافتن هرگونه خطا موشکافی کرد.)
2️⃣ Substantiate → اثبات کردن، مستند کردن
Collocations: substantiate a claim, substantiate an argument, substantiate evidence
Example: The lawyer was unable to substantiate his allegations.
(وکیل نتوانست ادعاهای خود را اثبات کند.)
3️⃣ Condone → نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن از
Collocations: condone violence, condone unethical behavior, refuse to condone
Example: The company does not condone any form of discrimination.
(این شرکت هیچ نوع تبعیضی را نادیده نمیگیرد.)
4️⃣ Disseminate → انتشار دادن، پخش کردن
Collocations: disseminate information, disseminate knowledge, disseminate propaganda
Example: The internet helps disseminate knowledge faster than ever before.
(اینترنت به انتشار دانش سریعتر از هر زمان دیگری کمک میکند.)
5️⃣ Underscore → تأکید کردن بر، برجسته کردن
Collocations: underscore the importance, underscore a point, underscore a need
Example: The professor underscored the importance of critical thinking.
(استاد بر اهمیت تفکر انتقادی تأکید کرد.)
6️⃣ Alleviate → کاهش دادن، تسکین دادن
Collocations: alleviate pain, alleviate stress, alleviate poverty
Example: The new policy aims to alleviate economic hardship.
(سیاست جدید به دنبال کاهش سختیهای اقتصادی است.)
7️⃣ Reiterate → تکرار کردن، دوباره تأکید کردن
Collocations: reiterate a point, reiterate a warning, reiterate concerns
Example: The CEO reiterated his commitment to sustainability.
(مدیرعامل بار دیگر تعهد خود را به پایداری تأکید کرد.)
8️⃣ Preclude → جلوگیری کردن از، مانع شدن
Collocations: preclude the possibility, preclude success, preclude discussion
Example: Lack of funding precluded the completion of the project.
(کمبود بودجه مانع از تکمیل پروژه شد.)
9️⃣ Supplant → جایگزین کردن، جای کسی را گرفتن
Collocations: supplant a tradition, supplant an old method, supplant a leader
Example: Online learning has supplanted traditional classroom education in many areas.
(آموزش آنلاین در بسیاری از زمینهها جای آموزش سنتی کلاس درس را گرفته است.)
🔟 Exonerate → تبرئه کردن، بیگناه اعلام کردن
Collocations: exonerate from blame, exonerate completely, exonerate an innocent person
Example: The new evidence exonerated him from all charges.
(مدارک جدید او را از تمام اتهامات تبرئه کرد.)
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
😁1
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
Intimidate
معنی: ترساندن، مرعوب کردن، تهدید کردن
کالوکیشنها:
intimidate someone into (doing) something → کسی را مجبور به انجام کاری از طریق تهدید کردن
They were intimidated into signing the contract. (آنها را با تهدید مجبور به امضای قرارداد کردند.)
feel intimidated by → احساس ترس یا فشار از طرف کسی یا چیزی
She felt intimidated by his aggressive attitude. (او از رفتار تهاجمی او احساس ترس کرد.)
use intimidation tactics → استفاده از تاکتیکهای ترساندن
The gang used intimidation tactics to control the neighborhood. (باند از تاکتیکهای ترساندن برای کنترل محله استفاده کرد.)
---
کلمات مشابه از نظر املایی:
Intimate → نزدیک، صمیمی (به عنوان فعل: بازگو کردن، آشکار کردن)
They have an intimate relationship. (آنها رابطه نزدیکی دارند.)
He intimated that he was planning to resign. (او اشاره کرد که قصد دارد استعفا دهد.)
Intimidation → عمل تهدید یا ترساندن
He refused to give in to intimidation. (او تسلیم تهدید نشد.)
Intimidating → ترسناک، رعبآور
The interview process was very intimidating. (فرآیند مصاحبه بسیار ترسناک بود.)
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
Intimidate
معنی: ترساندن، مرعوب کردن، تهدید کردن
کالوکیشنها:
intimidate someone into (doing) something → کسی را مجبور به انجام کاری از طریق تهدید کردن
They were intimidated into signing the contract. (آنها را با تهدید مجبور به امضای قرارداد کردند.)
feel intimidated by → احساس ترس یا فشار از طرف کسی یا چیزی
She felt intimidated by his aggressive attitude. (او از رفتار تهاجمی او احساس ترس کرد.)
use intimidation tactics → استفاده از تاکتیکهای ترساندن
The gang used intimidation tactics to control the neighborhood. (باند از تاکتیکهای ترساندن برای کنترل محله استفاده کرد.)
---
کلمات مشابه از نظر املایی:
Intimate → نزدیک، صمیمی (به عنوان فعل: بازگو کردن، آشکار کردن)
They have an intimate relationship. (آنها رابطه نزدیکی دارند.)
He intimated that he was planning to resign. (او اشاره کرد که قصد دارد استعفا دهد.)
Intimidation → عمل تهدید یا ترساندن
He refused to give in to intimidation. (او تسلیم تهدید نشد.)
Intimidating → ترسناک، رعبآور
The interview process was very intimidating. (فرآیند مصاحبه بسیار ترسناک بود.)
@rayaclass
👏2❤1
ریشه: -nosis
از یونانی gnosis به معنی "دانش" یا "شناخت". این ریشه در کلماتی به کار میرود که به فرآیند شناخت، تشخیص یا آگاهی مرتبط هستند.
1. Diagnosis
Dia- (از میان) + -gnosis (شناخت)
معنی: تشخیص بیماری یا مشکل از طریق بررسی علائم.
2. Prognosis
Pro- (پیش) + -gnosis (شناخت)
معنی: پیشبینی نتیجه یک بیماری یا وضعیت بر اساس اطلاعات موجود.
3. Gnosis
بدون پیشوند، از یونانی gnosis به معنی "دانش معنوی" یا "بینش".
4. Agnostic
A- (بدون) + -gnostic (دانش)
معنی: فردی که باور دارد دانش قطعی درباره وجود خدا یا مسائل ماورایی غیرممکن است.
5. Cognition
Co- (با) + -gnition (شناخت)
معنی: فرآیند ذهنی درک، یادگیری و شناخت.
6. Recognize
Re- (دوباره) + -cognize (شناخت)
معنی: شناختن چیزی که قبلاً دیده یا تجربه کردهایم.
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
از یونانی gnosis به معنی "دانش" یا "شناخت". این ریشه در کلماتی به کار میرود که به فرآیند شناخت، تشخیص یا آگاهی مرتبط هستند.
1. Diagnosis
Dia- (از میان) + -gnosis (شناخت)
معنی: تشخیص بیماری یا مشکل از طریق بررسی علائم.
2. Prognosis
Pro- (پیش) + -gnosis (شناخت)
معنی: پیشبینی نتیجه یک بیماری یا وضعیت بر اساس اطلاعات موجود.
3. Gnosis
بدون پیشوند، از یونانی gnosis به معنی "دانش معنوی" یا "بینش".
4. Agnostic
A- (بدون) + -gnostic (دانش)
معنی: فردی که باور دارد دانش قطعی درباره وجود خدا یا مسائل ماورایی غیرممکن است.
5. Cognition
Co- (با) + -gnition (شناخت)
معنی: فرآیند ذهنی درک، یادگیری و شناخت.
6. Recognize
Re- (دوباره) + -cognize (شناخت)
معنی: شناختن چیزی که قبلاً دیده یا تجربه کردهایم.
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
ریشه: Levi-
از لاتین levare به معنی "سبک کردن" یا "بلند کردن". این ریشه در کلماتی به کار میرود که به کاهش وزن، سبک کردن یا کاهش سختی چیزی مرتبط هستند.
1. Levitate
Levi- (سبک کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: معلق شدن یا شناور ماندن در هوا بدون حمایت فیزیکی.
2. Alleviate
Al- (بهسوی) + Levi- (سبک کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: کاهش دادن درد، سختی یا مشکلات.
3. Elevate
E- (بیرون یا بالا) + Levi- (بلند کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: بالا بردن چیزی از نظر فیزیکی، روحی یا اجتماعی.
4. Levity
Levi- (سبکی) + -ty (اسمساز)
معنی: سبُکسری یا شوخی کردن در شرایطی که جدیت لازم است.
5. Lever
Levi- (بلند کردن)
معنی: اهرمی که برای بلند کردن یا حرکت دادن اجسام استفاده میشود.
6. Leverage
Levi- (بلند کردن) + -age (اسمساز)
معنی: استفاده از نیروی مکانیکی یا نفوذ برای به دست آوردن مزیت.
7. Levitate
Levi- (سبک شدن) + -tate (حالت یا عمل)
معنی: معلق ماندن در هوا، معمولاً بهصورت جادویی یا علمی.
این ریشه به مفاهیمی مثل سبُکی، بلند کردن و کاهش سختی مرتبط است.
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
از لاتین levare به معنی "سبک کردن" یا "بلند کردن". این ریشه در کلماتی به کار میرود که به کاهش وزن، سبک کردن یا کاهش سختی چیزی مرتبط هستند.
1. Levitate
Levi- (سبک کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: معلق شدن یا شناور ماندن در هوا بدون حمایت فیزیکی.
2. Alleviate
Al- (بهسوی) + Levi- (سبک کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: کاهش دادن درد، سختی یا مشکلات.
3. Elevate
E- (بیرون یا بالا) + Levi- (بلند کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: بالا بردن چیزی از نظر فیزیکی، روحی یا اجتماعی.
4. Levity
Levi- (سبکی) + -ty (اسمساز)
معنی: سبُکسری یا شوخی کردن در شرایطی که جدیت لازم است.
5. Lever
Levi- (بلند کردن)
معنی: اهرمی که برای بلند کردن یا حرکت دادن اجسام استفاده میشود.
6. Leverage
Levi- (بلند کردن) + -age (اسمساز)
معنی: استفاده از نیروی مکانیکی یا نفوذ برای به دست آوردن مزیت.
7. Levitate
Levi- (سبک شدن) + -tate (حالت یا عمل)
معنی: معلق ماندن در هوا، معمولاً بهصورت جادویی یا علمی.
این ریشه به مفاهیمی مثل سبُکی، بلند کردن و کاهش سختی مرتبط است.
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
لیست کلماتی که در انگلیسی به معنی "بدتر شدن" هستند همراه با ریشهشناسی و مثالها را در زیر مشاهده میکنید:
---
### ریشه: -acerb
از لاتین *acerbus* به معنی "تلخ" یا "سخت". این ریشه در کلماتی مرتبط با تشدید، تحریک، یا بدتر شدن استفاده میشود.
1. Exacerbate
- پیشوند: *Ex-* ("خارج") + *-acerb* ("تلخ") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تشدید کردن، بدتر کردن.
- مثال:
- "Stress can exacerbate chronic pain."
- "The medication exacerbated her symptoms."
---
### ریشه: -ter (از لاتین *deterior*)
به معنی "پایینتر" یا "بدتر".
2. Deteriorate
- ریشه: لاتین *deterior* ("بدتر") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تحلیل رفتن، وضعیت بدتر شدن.
- مثال:
- "The patient’s health deteriorated rapidly."
- "Air quality deteriorates in winter."
---
### ریشه: -grav
از لاتین *gravis* به معنی "سنگین" یا "شدید".
3. Aggravate
- پیشوند: *Ag-* (تقویتکننده) + *-grav* ("سنگین") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: بدتر کردن، تشدید کردن.
- مثال:
- "Smoking aggravates lung conditions."
- "The injury was aggravated by excessive movement."
---
### ریشه: -relaps
از لاتین *relabi* ("لغزیدن به عقب").
4. Relapse
- پیشوند: *Re-* ("دوباره") + *-laps* ("لغزش")
- معنی: بازگشت بیماری پس از بهبودی.
- مثال:
- "He relapsed into depression after a year."
- "Cancer relapse requires urgent care."
---
### ریشه: -gener (از لاتین *degenerare*)
به معنی "انحراف از استاندارد".
5. Degenerate
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-gener* ("نژاد/استاندارد") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: انحطاط، تحلیل عملکرد یا ساختار.
- مثال:
- "The tissue degenerated due to inflammation."
- "Degenerative diseases like Alzheimer’s."
---
### ریشه: -clin (از لاتین *declinare*)
به معنی "خم شدن" یا "انحراف".
6. Decline
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-clin* ("خم شدن")
- معنی: کاهش تدریجی یا بدتر شدن.
- مثال:
- "Cognitive decline in elderly patients."
- "Liver function declined sharply."
---
### ریشه: -gress (حرکت به سمت منفی)
7. Regress
- پیشوند: *Re-* ("عقب") + *-gress* ("حرکت")
- معنی: بازگشت به حالت قبلی (اغلب بدتر).
- مثال:
- "The child regressed after trauma."
- "Regression of tumor size post-treatment."
---
### کالوکیشنهای کلیدی:
- Exacerbate: Symptoms, pain, condition.
- Deteriorate: Health, condition, relationship.
- Aggravate: Injury, situation, conflict.
- Relapse: Disease, addiction, symptoms.
- Decline: Function, health, performance.
---
### تفاوتهای کاربردی:
- Exacerbate vs. Aggravate: هر دو به معنی "بدتر کردن" هستند، اما در پزشکی بیشتر از exacerbate برای علائم بیماری استفاده میشود.
- Deteriorate برای وضعیت کلی (سلامتی، روابط، محیط) به کار میرود.
- Relapse مختص بازگشت بیماری پس از بهبودی موقت است.
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
---
### ریشه: -acerb
از لاتین *acerbus* به معنی "تلخ" یا "سخت". این ریشه در کلماتی مرتبط با تشدید، تحریک، یا بدتر شدن استفاده میشود.
1. Exacerbate
- پیشوند: *Ex-* ("خارج") + *-acerb* ("تلخ") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تشدید کردن، بدتر کردن.
- مثال:
- "Stress can exacerbate chronic pain."
- "The medication exacerbated her symptoms."
---
### ریشه: -ter (از لاتین *deterior*)
به معنی "پایینتر" یا "بدتر".
2. Deteriorate
- ریشه: لاتین *deterior* ("بدتر") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تحلیل رفتن، وضعیت بدتر شدن.
- مثال:
- "The patient’s health deteriorated rapidly."
- "Air quality deteriorates in winter."
---
### ریشه: -grav
از لاتین *gravis* به معنی "سنگین" یا "شدید".
3. Aggravate
- پیشوند: *Ag-* (تقویتکننده) + *-grav* ("سنگین") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: بدتر کردن، تشدید کردن.
- مثال:
- "Smoking aggravates lung conditions."
- "The injury was aggravated by excessive movement."
---
### ریشه: -relaps
از لاتین *relabi* ("لغزیدن به عقب").
4. Relapse
- پیشوند: *Re-* ("دوباره") + *-laps* ("لغزش")
- معنی: بازگشت بیماری پس از بهبودی.
- مثال:
- "He relapsed into depression after a year."
- "Cancer relapse requires urgent care."
---
### ریشه: -gener (از لاتین *degenerare*)
به معنی "انحراف از استاندارد".
5. Degenerate
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-gener* ("نژاد/استاندارد") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: انحطاط، تحلیل عملکرد یا ساختار.
- مثال:
- "The tissue degenerated due to inflammation."
- "Degenerative diseases like Alzheimer’s."
---
### ریشه: -clin (از لاتین *declinare*)
به معنی "خم شدن" یا "انحراف".
6. Decline
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-clin* ("خم شدن")
- معنی: کاهش تدریجی یا بدتر شدن.
- مثال:
- "Cognitive decline in elderly patients."
- "Liver function declined sharply."
---
### ریشه: -gress (حرکت به سمت منفی)
7. Regress
- پیشوند: *Re-* ("عقب") + *-gress* ("حرکت")
- معنی: بازگشت به حالت قبلی (اغلب بدتر).
- مثال:
- "The child regressed after trauma."
- "Regression of tumor size post-treatment."
---
### کالوکیشنهای کلیدی:
- Exacerbate: Symptoms, pain, condition.
- Deteriorate: Health, condition, relationship.
- Aggravate: Injury, situation, conflict.
- Relapse: Disease, addiction, symptoms.
- Decline: Function, health, performance.
---
### تفاوتهای کاربردی:
- Exacerbate vs. Aggravate: هر دو به معنی "بدتر کردن" هستند، اما در پزشکی بیشتر از exacerbate برای علائم بیماری استفاده میشود.
- Deteriorate برای وضعیت کلی (سلامتی، روابط، محیط) به کار میرود.
- Relapse مختص بازگشت بیماری پس از بهبودی موقت است.
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
❤1
۱. Obstruct (مسدود کردن، مانع شدن)
ob- (مقابل، در برابر) + struct (ساختن) → سد راه ساختن
۲. Obscure (مبهم، نامشخص کردن)
ob- (برابر، در برابر) + scurus (تاریک) → چیزی را در تاریکی فرو بردن
۳. Obstinate (لجوج، سرسخت)
ob- (برابر، در برابر) + stinare (ایستادن) → در برابر تغییر مقاومت کردن
۴. Obdurate (سنگدل، لجوج)
ob- (برابر، مقابل) + durare (سخت بودن) → سرسخت بودن در برابر تغییر
۵. Obviate (جلوگیری کردن، رفع کردن)
ob- (برابر) + via (راه) → سد راه چیزی شدن و آن را متوقف کردن
۶. Obliterate (محو کردن، از بین بردن)
ob- (برابر) + litera (حرف، نوشته) → نوشتار یا اثری را کاملاً پاک کردن
۷. Opponent (رقیب، مخالف)
op- (برابر، در برابر) + ponere (قرار دادن) → کسی که در برابر چیزی قرار میگیرد
۸. Oppression (سرکوب، ظلم)
op- (برابر) + premere (فشار آوردن) → تحت فشار قرار دادن
۹. Opprobrium (بدنامی، رسوایی)
op- (برابر) + probrum (سرزنش، بیاحترامی) → مورد سرزنش و بیآبرویی قرار گرفتن
۱۰. Oppugn (زیر سؤال بردن، به چالش کشیدن)
op- (برابر) + pugnare (جنگیدن) → به جنگ یک ایده یا نظر رفتن
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
@rayaclass
ob- (مقابل، در برابر) + struct (ساختن) → سد راه ساختن
۲. Obscure (مبهم، نامشخص کردن)
ob- (برابر، در برابر) + scurus (تاریک) → چیزی را در تاریکی فرو بردن
۳. Obstinate (لجوج، سرسخت)
ob- (برابر، در برابر) + stinare (ایستادن) → در برابر تغییر مقاومت کردن
۴. Obdurate (سنگدل، لجوج)
ob- (برابر، مقابل) + durare (سخت بودن) → سرسخت بودن در برابر تغییر
۵. Obviate (جلوگیری کردن، رفع کردن)
ob- (برابر) + via (راه) → سد راه چیزی شدن و آن را متوقف کردن
۶. Obliterate (محو کردن، از بین بردن)
ob- (برابر) + litera (حرف، نوشته) → نوشتار یا اثری را کاملاً پاک کردن
۷. Opponent (رقیب، مخالف)
op- (برابر، در برابر) + ponere (قرار دادن) → کسی که در برابر چیزی قرار میگیرد
۸. Oppression (سرکوب، ظلم)
op- (برابر) + premere (فشار آوردن) → تحت فشار قرار دادن
۹. Opprobrium (بدنامی، رسوایی)
op- (برابر) + probrum (سرزنش، بیاحترامی) → مورد سرزنش و بیآبرویی قرار گرفتن
۱۰. Oppugn (زیر سؤال بردن، به چالش کشیدن)
op- (برابر) + pugnare (جنگیدن) → به جنگ یک ایده یا نظر رفتن
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
@rayaclass
❤1
کلمه "palliate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
85%
تسکین دادن یا کاهش شدت بیماری
7%
درمان قطعی کردن
7%
تشدید کردن
2%
جلوگیری کامل از بیماری
❤2
.
کلمه "obstetric" به چه معناست؟
کلمه "obstetric" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
53%
مربوط به زایمان و بارداری
25%
مربوط به بیماریهای عفونی
3%
مرتبط با بیماریهای قلبی
19%
مربوط به جراحیهای ارتوپدی
❤2
کلمه idiopathic از نظر ریشهشناسی از اجزای زیر تشکیل شده است:
idio-: از یونانی ἴδιος (idios) به معنای "شخصی، خاص، ویژه"
path-: از یونانی πάθος (pathos) به معنای "رنج، بیماری، احساس"
-ic: پسوند صفتساز در یونانی و لاتین که به معنای "مربوط به" است
معنای کلی بر اساس ریشهها
Idiopathic به معنای "بیماری با علت ناشناخته یا خاص" است. این واژه معمولاً در پزشکی برای توصیف بیماریها یا شرایطی به کار میرود که علت مشخص و شناختهشدهای ندارند.
مثالها
Idiopathic epilepsy → صرع با علت ناشناخته
Idiopathic pulmonary fibrosis → فیبروز ریوی با علت نامعلوم
در کل، این کلمه نشاندهنده حالتی است که منشأ آن مشخص نیست و در بسیاری از شاخههای پزشکی استفاده میشود.
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
@rayaclass
idio-: از یونانی ἴδιος (idios) به معنای "شخصی، خاص، ویژه"
path-: از یونانی πάθος (pathos) به معنای "رنج، بیماری، احساس"
-ic: پسوند صفتساز در یونانی و لاتین که به معنای "مربوط به" است
معنای کلی بر اساس ریشهها
Idiopathic به معنای "بیماری با علت ناشناخته یا خاص" است. این واژه معمولاً در پزشکی برای توصیف بیماریها یا شرایطی به کار میرود که علت مشخص و شناختهشدهای ندارند.
مثالها
Idiopathic epilepsy → صرع با علت ناشناخته
Idiopathic pulmonary fibrosis → فیبروز ریوی با علت نامعلوم
در کل، این کلمه نشاندهنده حالتی است که منشأ آن مشخص نیست و در بسیاری از شاخههای پزشکی استفاده میشود.
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
@rayaclass
کلمه "autonomy" به چه معناست
Anonymous Quiz
87%
استقلال یا خودمختاری
6%
وابستگی
1%
محدودیت
5%
کنترل خارجی
کلمه "enervate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
22%
تقویت کردن
41%
تضعیف کردن یا تحلیل بردن
28%
انرژی بخشیدن
8%
سرعت بخشیدن
کلمه "debilitate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
81%
ناتوان یا ضعیف کردن
8%
تقویت کردن
8%
بهبود بخشیدن
3%
افزایش دادن
کلمه "atrophy" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
89%
تحلیل رفتن یا ضعیف شدن عضلات یا بافتها
2%
رشد کردن
3%
تقویت شدن
6%
بهبود یافتن
🌟 بررسی عمیقتر تفاوتهای Remedy و Remission 🌟
برای تحلیل عمیقتر تفاوتهای Remedy و Remission، به بررسی جزئیتر معانی، کاربردهای تخصصی و مثالهای متنوع در زمینههای مختلف میپردازیم:
---
۱. Remedy (درمان / راهحل) 🩺💡
ریشهشناسی دقیقتر:
از لاتین remedium (ترکیب re- = بازگشت + mederi = التیام بخشیدن).
تأکید بر حل مشکل یا بازگرداندن سلامت.
کاربردهای کلیدی با مثالهای پیشرفته:
🔹 الف) پزشکی:
Targeted remedy
"Monoclonal antibodies offer a targeted remedy for autoimmune diseases."
(پادتنهای تکدودمانه یک درمان هدفمند برای بیماریهای خودایمنی ارائه میدهند.)
🔹 ب) حقوقی:
Equitable remedy (راهحل عادلانه در حقوق)
"The court ordered an injunction as an equitable remedy to stop the copyright infringement."
(دادگاه دستور توقف نقض حق تکثیر را به عنوان یک راهحل عادلانه صادر کرد.)
🔹 ج) فناوری:
Software bug remedy
"The latest update includes a remedy for the security vulnerability."
(آپدیت جدید شامل راهحلی برای آسیبپذیری امنیتی است.)
تفاوتهای ظریف:
Remedy vs. Cure:
Remedy: ممکن است موقت یا علامتی باشد (مثل مسکن).
Cure: درمان قطعی (مثل آنتیبیوتیک برای عفونت باکتریایی).
"Painkillers are a palliative remedy, not a cure for arthritis."
---
۲. Remission (فروکش بیماری / بخشودگی) 🕊️🩹
ریشهشناسی دقیقتر:
از لاتین remissio (ترکیب re- = بازگشت + mittere = فرستادن/رها کردن).
مفهوم اصلی: کاهش شدت یا تعلیق موقت.
کاربردهای کلیدی با مثالهای پیشرفته:
🔹 الف) پزشکی (حالتهای مختلف):
Complete vs. Partial remission
"The scans showed complete remission of the tumor."
(نابودی کامل تومور)
"Her symptoms are in partial remission."
(کاهش نسبی علائم)
🔹 ب) مالی و حقوقی:
Tax remission (معافیت مالیاتی)
"The government granted tax remission to startups in 2023."
Prison sentence remission
"He received a 6-month remission for good behavior."
🔹 ج) مذهبی (کلام مسیحی):
Remission of sins
"Baptism symbolizes the remission of sins in Christianity."
نکات تشخیصی:
Remission در پزشکی به معنای درمان قطعی نیست، بلکه کاهش موقت علائم است.
"Even in remission, cancer survivors require regular check-ups."
---
جملات ترکیبی برای درک بهتر:
۱. "While chemotherapy induced remission, researchers continued seeking a permanent remedy."
(اگرچه شیمیدرمانی موجب فروکش بیماری شد، محققان به دنبال درمان دائم بودند.)
۲. "The judge granted remission of the fine but emphasized that legal remedies must be pursued."
(قاضی بخشودگی جریمه را اعطا کرد اما تأکید کرد که راهحلهای قانونی باید پیگیری شوند.)
---
جمعبندی نهایی:
✨ Remedy → فعالانه مشکل را حل میکند (درمان/راهحل).
✨ Remission → غیرفعالانه وضعیت را کاهش میدهد (تعلیق/کاهش).
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
برای تحلیل عمیقتر تفاوتهای Remedy و Remission، به بررسی جزئیتر معانی، کاربردهای تخصصی و مثالهای متنوع در زمینههای مختلف میپردازیم:
---
۱. Remedy (درمان / راهحل) 🩺💡
ریشهشناسی دقیقتر:
از لاتین remedium (ترکیب re- = بازگشت + mederi = التیام بخشیدن).
تأکید بر حل مشکل یا بازگرداندن سلامت.
کاربردهای کلیدی با مثالهای پیشرفته:
🔹 الف) پزشکی:
Targeted remedy
"Monoclonal antibodies offer a targeted remedy for autoimmune diseases."
(پادتنهای تکدودمانه یک درمان هدفمند برای بیماریهای خودایمنی ارائه میدهند.)
🔹 ب) حقوقی:
Equitable remedy (راهحل عادلانه در حقوق)
"The court ordered an injunction as an equitable remedy to stop the copyright infringement."
(دادگاه دستور توقف نقض حق تکثیر را به عنوان یک راهحل عادلانه صادر کرد.)
🔹 ج) فناوری:
Software bug remedy
"The latest update includes a remedy for the security vulnerability."
(آپدیت جدید شامل راهحلی برای آسیبپذیری امنیتی است.)
تفاوتهای ظریف:
Remedy vs. Cure:
Remedy: ممکن است موقت یا علامتی باشد (مثل مسکن).
Cure: درمان قطعی (مثل آنتیبیوتیک برای عفونت باکتریایی).
"Painkillers are a palliative remedy, not a cure for arthritis."
---
۲. Remission (فروکش بیماری / بخشودگی) 🕊️🩹
ریشهشناسی دقیقتر:
از لاتین remissio (ترکیب re- = بازگشت + mittere = فرستادن/رها کردن).
مفهوم اصلی: کاهش شدت یا تعلیق موقت.
کاربردهای کلیدی با مثالهای پیشرفته:
🔹 الف) پزشکی (حالتهای مختلف):
Complete vs. Partial remission
"The scans showed complete remission of the tumor."
(نابودی کامل تومور)
"Her symptoms are in partial remission."
(کاهش نسبی علائم)
🔹 ب) مالی و حقوقی:
Tax remission (معافیت مالیاتی)
"The government granted tax remission to startups in 2023."
Prison sentence remission
"He received a 6-month remission for good behavior."
🔹 ج) مذهبی (کلام مسیحی):
Remission of sins
"Baptism symbolizes the remission of sins in Christianity."
نکات تشخیصی:
Remission در پزشکی به معنای درمان قطعی نیست، بلکه کاهش موقت علائم است.
"Even in remission, cancer survivors require regular check-ups."
---
جملات ترکیبی برای درک بهتر:
۱. "While chemotherapy induced remission, researchers continued seeking a permanent remedy."
(اگرچه شیمیدرمانی موجب فروکش بیماری شد، محققان به دنبال درمان دائم بودند.)
۲. "The judge granted remission of the fine but emphasized that legal remedies must be pursued."
(قاضی بخشودگی جریمه را اعطا کرد اما تأکید کرد که راهحلهای قانونی باید پیگیری شوند.)
---
جمعبندی نهایی:
✨ Remedy → فعالانه مشکل را حل میکند (درمان/راهحل).
✨ Remission → غیرفعالانه وضعیت را کاهش میدهد (تعلیق/کاهش).
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
👏3❤1👍1
عبارت "embark on" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
72%
شروع کردن یا آغاز کردن یک کار یا سفر
8%
متوقف کردن
7%
ترک کردن
14%
به تاخیر انداختن
Forwarded from مرجع ارشد و دکتری فیزیک پزشکی
مهلت ثبتنام و ویرایش اطلاعات برای داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد رشتههای گروه علوم پزشکی سال ۱۴۰۴ تمدید شد.
به گزارش تسنیم، مهلت ثبتنام و ویرایش اطلاعات برای داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد رشتههای گروه علوم پزشکی سال 1404 تمدید شد.
بر اساس اعلام معاونت آموزشی وزارت بهداشت، داوطلبان عادی و استعدادهای درخشان میتوانند از تاریخ 17 فروردین 1404 نسبت به ثبتنام یا ویرایش اطلاعات خود اقدام کنند.
آزمون کارشناسی ارشد گروه علوم پزشکی سال 1404 در روزهای 8 و 9 خرداد ماه 1404 برگزار خواهد شد.
https://t.iss.one/medicalphys
به گزارش تسنیم، مهلت ثبتنام و ویرایش اطلاعات برای داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد رشتههای گروه علوم پزشکی سال 1404 تمدید شد.
بر اساس اعلام معاونت آموزشی وزارت بهداشت، داوطلبان عادی و استعدادهای درخشان میتوانند از تاریخ 17 فروردین 1404 نسبت به ثبتنام یا ویرایش اطلاعات خود اقدام کنند.
آزمون کارشناسی ارشد گروه علوم پزشکی سال 1404 در روزهای 8 و 9 خرداد ماه 1404 برگزار خواهد شد.
https://t.iss.one/medicalphys
Telegram
مرجع ارشد و دکتری فیزیک پزشکی
کانال ویژه آزمون
فیزیک پزشکی
تصویربرداری پزشکی
ارشد (فیزیک-ریاضی -اتمی وهسته ای زبان )
دکتری (ریاضی فیزیک-رادیولوژی- سونوگرافی-MRI-فیزیک پزشکی -سی تی اسکن .........)
www.hampaketab.ir
مشاوره
نکات کنکوری
حل تست
تلفن :
09384443526
02188956957
فیزیک پزشکی
تصویربرداری پزشکی
ارشد (فیزیک-ریاضی -اتمی وهسته ای زبان )
دکتری (ریاضی فیزیک-رادیولوژی- سونوگرافی-MRI-فیزیک پزشکی -سی تی اسکن .........)
www.hampaketab.ir
مشاوره
نکات کنکوری
حل تست
تلفن :
09384443526
02188956957
کلمه "convalescent" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
54%
. فردی که در حال بهبودی از بیماری است
16%
بیمار بدحال
3%
پزشک
27%
فردی که دچار بیماری مزمن است
کلمه "ambiguous" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
15%
واضح و روشن
3%
مستقیم و صریح
82%
مبهم و دوپهلو
0%
کاملاً اشتباه
کلمه "constrict" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
15%
گسترش دادن
73%
فشرده یا منقبض کردن
5%
آرام کردن
7%
حذف کردن
تصور کن در یک آشپزخانه سلطنتی هستی:
سرآشپز که خوشحال و content است، در حال تهیه غذایی است که باید هم قابل شرب (potable) باشد، هم خوشمزه (palatable).
اما ناگهان، تپش قلب (palpitation) میگیرد چون متوجه میشود نمک زیادی ریخته! او برای اطمینان، غذا را لمس میکند (palpation) و میفهمد زیادی داغ است.
در این بین، کمکآشپز با حالت از خود راضی (complacency) میگوید:
"همه چیز خوبه، شکایتی ندارم (complain)!"
ولی رئیس آشپزخانه فریاد میزنه:
"با قانون (legality) بازی نکن! اینجا فقط افراد واجد شرایط (eligible) میتونن بمونن!"
سرآشپز که خوشحال و content است، در حال تهیه غذایی است که باید هم قابل شرب (potable) باشد، هم خوشمزه (palatable).
اما ناگهان، تپش قلب (palpitation) میگیرد چون متوجه میشود نمک زیادی ریخته! او برای اطمینان، غذا را لمس میکند (palpation) و میفهمد زیادی داغ است.
در این بین، کمکآشپز با حالت از خود راضی (complacency) میگوید:
"همه چیز خوبه، شکایتی ندارم (complain)!"
ولی رئیس آشپزخانه فریاد میزنه:
"با قانون (legality) بازی نکن! اینجا فقط افراد واجد شرایط (eligible) میتونن بمونن!"
👏3👍2🥰1
Raya زبان ارشد و دکتری وزرات بهداشت
تصور کن در یک آشپزخانه سلطنتی هستی: سرآشپز که خوشحال و content است، در حال تهیه غذایی است که باید هم قابل شرب (potable) باشد، هم خوشمزه (palatable). اما ناگهان، تپش قلب (palpitation) میگیرد چون متوجه میشود نمک زیادی ریخته! او برای اطمینان، غذا را لمس میکند…
در داستان بالا چندین کلمه مشابه که بارها در کنکور مورد سوال بوده قرار داده شده .لغات را با معنی به ادمین بفرستید
@hamrah10
@hamrah10
❤3👏1