Adject
🔹 معنی: فعل نادری است که به معنای "اضافه کردن یا ملحق کردن" به چیزی است. امروزه کمتر استفاده میشود.
🔹 کالوکیشنها:
Adject a clause (اضافه کردن یک بند به جمله)
Adject a term (افزودن یک اصطلاح)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The researcher adjected a new parameter to the experiment to test its validity.
(پژوهشگر یک پارامتر جدید به آزمایش اضافه کرد تا اعتبار آن را بیازماید.)
🔹 لغات مشابه: Annex, Append, Attach
Eject
🔹 معنی: بیرون انداختن، خارج کردن یا اخراج کردن کسی یا چیزی بهزور
🔹 کالوکیشنها:
Eject a disk (بیرون آوردن دیسک)
Eject a pilot (پرتاب کردن خلبان از هواپیما)
Eject a player (اخراج بازیکن از بازی)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The patient’s body ejected the implanted device due to an immune response.
(بدن بیمار به دلیل واکنش ایمنی، دستگاه کاشتهشده را پس زد.)
🔹 لغات مشابه: Expel, Evict, Discharge
Object
🔹 معانی:
(اسم) شیء، موضوع
(فعل) اعتراض کردن، مخالفت کردن
🔹 کالوکیشنها:
Object to a proposal (مخالفت با یک پیشنهاد)
Object of study (موضوع مطالعه)
Object of affection (محبوب یا معشوق)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The surgeon removed a foreign object from the patient’s airway.
(جراح یک جسم خارجی را از مجرای هوایی بیمار خارج کرد.)
🔹 لغات مشابه: Protest, Oppose, Disagree (در معنای فعل)
Deject
🔹 معنی: ناراحت یا افسرده کردن کسی
🔹 کالوکیشنها:
Deject the mood (پایین آوردن روحیه)
Feel dejected (احساس افسردگی کردن)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The prolonged illness dejected the patient, leading to a lack of motivation for recovery.
(بیماری طولانیمدت بیمار را افسرده کرد و باعث شد انگیزهای برای بهبودی نداشته باشد.)
🔹 لغات مشابه: Depress, Dismay, Demoralize
Inject
🔹 معنی: تزریق کردن، وارد کردن (مایع، انرژی یا ایدهای)
🔹 کالوکیشنها:
Inject a drug (تزریق دارو)
Inject enthusiasm (ایجاد شور و شوق)
Inject a new idea (وارد کردن ایده جدید)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The nurse injected the vaccine into the patient’s arm.
(پرستار واکسن را به بازوی بیمار تزریق کرد.)
🔹
لغات مشابه دیگر:
Reject (رد کردن)
Project (پرتاب کردن / پروژه)
Subject (موضوع / تحت تأثیر قرار دادن)
Conject (حدس زدن، گمان بردن - واژهای نادر)
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
🔹 معنی: فعل نادری است که به معنای "اضافه کردن یا ملحق کردن" به چیزی است. امروزه کمتر استفاده میشود.
🔹 کالوکیشنها:
Adject a clause (اضافه کردن یک بند به جمله)
Adject a term (افزودن یک اصطلاح)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The researcher adjected a new parameter to the experiment to test its validity.
(پژوهشگر یک پارامتر جدید به آزمایش اضافه کرد تا اعتبار آن را بیازماید.)
🔹 لغات مشابه: Annex, Append, Attach
Eject
🔹 معنی: بیرون انداختن، خارج کردن یا اخراج کردن کسی یا چیزی بهزور
🔹 کالوکیشنها:
Eject a disk (بیرون آوردن دیسک)
Eject a pilot (پرتاب کردن خلبان از هواپیما)
Eject a player (اخراج بازیکن از بازی)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The patient’s body ejected the implanted device due to an immune response.
(بدن بیمار به دلیل واکنش ایمنی، دستگاه کاشتهشده را پس زد.)
🔹 لغات مشابه: Expel, Evict, Discharge
Object
🔹 معانی:
(اسم) شیء، موضوع
(فعل) اعتراض کردن، مخالفت کردن
🔹 کالوکیشنها:
Object to a proposal (مخالفت با یک پیشنهاد)
Object of study (موضوع مطالعه)
Object of affection (محبوب یا معشوق)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The surgeon removed a foreign object from the patient’s airway.
(جراح یک جسم خارجی را از مجرای هوایی بیمار خارج کرد.)
🔹 لغات مشابه: Protest, Oppose, Disagree (در معنای فعل)
Deject
🔹 معنی: ناراحت یا افسرده کردن کسی
🔹 کالوکیشنها:
Deject the mood (پایین آوردن روحیه)
Feel dejected (احساس افسردگی کردن)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The prolonged illness dejected the patient, leading to a lack of motivation for recovery.
(بیماری طولانیمدت بیمار را افسرده کرد و باعث شد انگیزهای برای بهبودی نداشته باشد.)
🔹 لغات مشابه: Depress, Dismay, Demoralize
Inject
🔹 معنی: تزریق کردن، وارد کردن (مایع، انرژی یا ایدهای)
🔹 کالوکیشنها:
Inject a drug (تزریق دارو)
Inject enthusiasm (ایجاد شور و شوق)
Inject a new idea (وارد کردن ایده جدید)
🔹 جمله در حوزه پزشکی:
The nurse injected the vaccine into the patient’s arm.
(پرستار واکسن را به بازوی بیمار تزریق کرد.)
🔹
لغات مشابه دیگر:
Reject (رد کردن)
Project (پرتاب کردن / پروژه)
Subject (موضوع / تحت تأثیر قرار دادن)
Conject (حدس زدن، گمان بردن - واژهای نادر)
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
🔹 ۱۰ لغت جدید
1️⃣ Bolster → تقویت کردن، حمایت کردن
Collocations: Bolster confidence, bolster immune system, bolster support
Example: The new policy aims to bolster economic growth.
(سیاست جدید هدف دارد که رشد اقتصادی را تقویت کند.)
2️⃣ Surmount → غلبه کردن، فائق آمدن
Collocations: Surmount difficulties, surmount challenges, surmount a crisis
Example: The researcher managed to surmount the technical challenges of the experiment.
(محقق توانست بر چالشهای فنی آزمایش غلبه کند.)
3️⃣ Underscore → تأکید کردن، برجسته کردن
Collocations: Underscore the importance, underscore the need, underscore the urgency
Example: The professor underscored the importance of ethical research.
(استاد اهمیت تحقیقات اخلاقی را برجسته کرد.)
4️⃣ Harness → مهار کردن، بهرهبرداری کردن
Collocations: Harness energy, harness technology, harness resources
Example: Scientists are trying to harness solar energy more efficiently.
(دانشمندان در تلاش هستند که انرژی خورشیدی را کارآمدتر مهار کنند.)
5️⃣ Propagate → گسترش دادن، انتشار دادن
Collocations: Propagate information, propagate waves, propagate rapidly
Example: The virus propagated quickly through the population.
(ویروس به سرعت در جمعیت منتشر شد.)
6️⃣ Discern → تشخیص دادن، تمایز قائل شدن
Collocations: Discern patterns, discern differences, difficult to discern
Example: It is often hard to discern the true impact of a new policy.
(اغلب تشخیص تأثیر واقعی یک سیاست جدید دشوار است.)
7️⃣ Expedite → تسریع کردن، شتاب دادن
Collocations: Expedite the process, expedite delivery, expedite approval
Example: The company took steps to expedite the production of the vaccine.
(شرکت اقداماتی انجام داد تا تولید واکسن را تسریع کند.)
8️⃣ Coalesce → ادغام شدن، به هم پیوستن
Collocations: Coalesce into a single entity, coalesce around an idea, coalesce over time
Example: The two departments coalesced into a more efficient unit.
(دو بخش در یک واحد کارآمدتر ادغام شدند.)
9️⃣ Extrapolate → استنتاج کردن، برونیابی کردن
Collocations: Extrapolate data, extrapolate from results, difficult to extrapolate
Example: The scientists extrapolated future climate patterns from current data.
(دانشمندان الگوهای آب و هوایی آینده را از دادههای کنونی استنتاج کردند.)
🔟 Fortify → مستحکم کردن، تقویت کردن
Collocations: Fortify defenses, fortify the immune system, fortify against threats
Example: The government is working to fortify the country's cybersecurity.
(دولت در حال کار برای تقویت امنیت سایبری کشور است.)
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
1️⃣ Bolster → تقویت کردن، حمایت کردن
Collocations: Bolster confidence, bolster immune system, bolster support
Example: The new policy aims to bolster economic growth.
(سیاست جدید هدف دارد که رشد اقتصادی را تقویت کند.)
2️⃣ Surmount → غلبه کردن، فائق آمدن
Collocations: Surmount difficulties, surmount challenges, surmount a crisis
Example: The researcher managed to surmount the technical challenges of the experiment.
(محقق توانست بر چالشهای فنی آزمایش غلبه کند.)
3️⃣ Underscore → تأکید کردن، برجسته کردن
Collocations: Underscore the importance, underscore the need, underscore the urgency
Example: The professor underscored the importance of ethical research.
(استاد اهمیت تحقیقات اخلاقی را برجسته کرد.)
4️⃣ Harness → مهار کردن، بهرهبرداری کردن
Collocations: Harness energy, harness technology, harness resources
Example: Scientists are trying to harness solar energy more efficiently.
(دانشمندان در تلاش هستند که انرژی خورشیدی را کارآمدتر مهار کنند.)
5️⃣ Propagate → گسترش دادن، انتشار دادن
Collocations: Propagate information, propagate waves, propagate rapidly
Example: The virus propagated quickly through the population.
(ویروس به سرعت در جمعیت منتشر شد.)
6️⃣ Discern → تشخیص دادن، تمایز قائل شدن
Collocations: Discern patterns, discern differences, difficult to discern
Example: It is often hard to discern the true impact of a new policy.
(اغلب تشخیص تأثیر واقعی یک سیاست جدید دشوار است.)
7️⃣ Expedite → تسریع کردن، شتاب دادن
Collocations: Expedite the process, expedite delivery, expedite approval
Example: The company took steps to expedite the production of the vaccine.
(شرکت اقداماتی انجام داد تا تولید واکسن را تسریع کند.)
8️⃣ Coalesce → ادغام شدن، به هم پیوستن
Collocations: Coalesce into a single entity, coalesce around an idea, coalesce over time
Example: The two departments coalesced into a more efficient unit.
(دو بخش در یک واحد کارآمدتر ادغام شدند.)
9️⃣ Extrapolate → استنتاج کردن، برونیابی کردن
Collocations: Extrapolate data, extrapolate from results, difficult to extrapolate
Example: The scientists extrapolated future climate patterns from current data.
(دانشمندان الگوهای آب و هوایی آینده را از دادههای کنونی استنتاج کردند.)
🔟 Fortify → مستحکم کردن، تقویت کردن
Collocations: Fortify defenses, fortify the immune system, fortify against threats
Example: The government is working to fortify the country's cybersecurity.
(دولت در حال کار برای تقویت امنیت سایبری کشور است.)
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
❤2
چهارگزینهای برای "Consent":
کلمه "consent" به چه معناست؟
کلمه "consent" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
17%
اعتراض کردن
74%
رضایت دادن یا موافقت کردن
2%
جلوگیری کردن
6%
نادیده گرفتن
❤1
🔍 Assimilation
یک واژه چندمنظوره است که بسته به متن، معانی متفاوتی دارد. حالا کالوکیشنهای مرتبط با این لغت را ارائه میکنم تا درک بهتری از کاربردهای آن داشته باشید:
✅ Collocations with "Assimilation"
1️⃣ Cultural Assimilation → آمیختگی فرهنگی
Example: Immigrants often face challenges in cultural assimilation when moving to a new country.
(مهاجران اغلب در فرآیند آمیختگی فرهنگی هنگام مهاجرت به یک کشور جدید با چالشهایی مواجه میشوند.)
2️⃣ Assimilation of knowledge/concepts → درک و یادگیری مفاهیم
Example: The assimilation of new scientific theories requires a deep understanding of fundamental principles.
(درک نظریههای علمی جدید نیازمند فهم عمیق اصول بنیادی است.)
3️⃣ Assimilation of nutrients/food → جذب مواد مغذی
Example: The body's assimilation of vitamins is essential for maintaining good health.
(جذب ویتامینها توسط بدن برای حفظ سلامتی ضروری است.)
4️⃣ Rapid assimilation → جذب یا درک سریع
Example: The student’s rapid assimilation of complex mathematical concepts impressed the professor.
(درک سریع مفاهیم پیچیده ریاضی توسط دانشجو، استاد را تحت تأثیر قرار داد.)
5️⃣ Complete assimilation → یکپارچگی کامل
Example: The minority group's complete assimilation into mainstream society took several generations.
(یکپارچگی کامل گروه اقلیت در جامعهی اصلی چندین نسل طول کشید.)
6️⃣ Assimilation process → فرآیند جذب/ادغام
Example: The assimilation process of foreign words into the language can take centuries.
(فرآیند جذب واژگان خارجی در زبان میتواند قرنها طول بکشد.)
📌 تمرین:
یک جمله با استفاده از "assimilation" بسازید و برای ادمین بفرستید تا بررسی کنم! 🚀
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
یک واژه چندمنظوره است که بسته به متن، معانی متفاوتی دارد. حالا کالوکیشنهای مرتبط با این لغت را ارائه میکنم تا درک بهتری از کاربردهای آن داشته باشید:
✅ Collocations with "Assimilation"
1️⃣ Cultural Assimilation → آمیختگی فرهنگی
Example: Immigrants often face challenges in cultural assimilation when moving to a new country.
(مهاجران اغلب در فرآیند آمیختگی فرهنگی هنگام مهاجرت به یک کشور جدید با چالشهایی مواجه میشوند.)
2️⃣ Assimilation of knowledge/concepts → درک و یادگیری مفاهیم
Example: The assimilation of new scientific theories requires a deep understanding of fundamental principles.
(درک نظریههای علمی جدید نیازمند فهم عمیق اصول بنیادی است.)
3️⃣ Assimilation of nutrients/food → جذب مواد مغذی
Example: The body's assimilation of vitamins is essential for maintaining good health.
(جذب ویتامینها توسط بدن برای حفظ سلامتی ضروری است.)
4️⃣ Rapid assimilation → جذب یا درک سریع
Example: The student’s rapid assimilation of complex mathematical concepts impressed the professor.
(درک سریع مفاهیم پیچیده ریاضی توسط دانشجو، استاد را تحت تأثیر قرار داد.)
5️⃣ Complete assimilation → یکپارچگی کامل
Example: The minority group's complete assimilation into mainstream society took several generations.
(یکپارچگی کامل گروه اقلیت در جامعهی اصلی چندین نسل طول کشید.)
6️⃣ Assimilation process → فرآیند جذب/ادغام
Example: The assimilation process of foreign words into the language can take centuries.
(فرآیند جذب واژگان خارجی در زبان میتواند قرنها طول بکشد.)
📌 تمرین:
یک جمله با استفاده از "assimilation" بسازید و برای ادمین بفرستید تا بررسی کنم! 🚀
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلمه "deteriorate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
82%
بدتر شدن یا وخیم شدن
4%
بهبود یافتن
12%
تثبیت شدن
2%
تقویت کردن
این لغات خیلی مفید و پرکاربرد هستند، مخصوصاً در متون علمی، پزشکی و آکادمیک. حالا بر اساس این لغات، ۱۰ لغت پیشرفته جدید همراه با کالوکیشن و مثال بهت میدم تا دایره لغاتت قویتر بشه.
🔹 ۱۰ لغت جدید امروز: (پیشرفته + آکادمیک)
1️⃣ Discern → تشخیص دادن، تمیز دادن
Collocations: discern patterns, discern differences, discern a problem
Example: It is often difficult to discern the early symptoms of a disease.
(تشخیص علائم اولیه یک بیماری اغلب دشوار است.)
2️⃣ Suppress → سرکوب کردن، مهار کردن
Collocations: suppress emotions, suppress a reaction, suppress immune response
Example: Certain medications can suppress the immune system.
(برخی داروها میتوانند سیستم ایمنی را سرکوب کنند.)
3️⃣ Exert → اعمال کردن (قدرت، نیرو، فشار)
Collocations: exert pressure, exert influence, exert effort
Example: The heart must exert enough force to pump blood throughout the body.
(قلب باید نیروی کافی برای پمپاژ خون در سراسر بدن اعمال کند.)
4️⃣ Deviate → منحرف شدن، دور شدن
Collocations: deviate from the norm, deviate from a path, deviate from guidelines
Example: The new treatment deviates from traditional medical approaches.
(درمان جدید از روشهای پزشکی سنتی منحرف شده است.)
5️⃣ Implore → التماس کردن، درخواست کردن
Collocations: implore help, implore forgiveness, implore someone to do something
Example: The patient implored the doctor to find an alternative treatment.
(بیمار از پزشک التماس کرد که درمان جایگزینی پیدا کند.)
6️⃣ Condone → نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن
Collocations: condone violence, condone behavior, condone a mistake
Example: The hospital does not condone any form of malpractice.
(بیمارستان هیچ نوع سوءرفتاری را نادیده نمیگیرد.)
7️⃣ Refute → رد کردن، نقض کردن
Collocations: refute a theory, refute an argument, refute allegations
Example: The scientist refuted the previous claims with new evidence.
(دانشمند ادعاهای قبلی را با شواهد جدید رد کرد.)
8️⃣ Underscore → تأکید کردن، برجسته کردن
Collocations: underscore the importance, underscore a point, underscore a need
Example: The study underscores the significance of early diagnosis.
(این مطالعه بر اهمیت تشخیص زودهنگام تأکید میکند.)
9️⃣ Invoke → استناد کردن، فراخواندن
Collocations: invoke a law, invoke a rule, invoke a memory
Example: The researcher invoked previous studies to support his argument.
(محقق برای پشتیبانی از استدلال خود به مطالعات قبلی استناد کرد.)
🔟 Reiterate → تکرار کردن، بازگو کردن
Collocations: reiterate a statement, reiterate a warning, reiterate a concern
Example: The doctor reiterated the importance of following the treatment plan.
(پزشک بر اهمیت پیروی از برنامه درمانی تأکید کرد.)
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
🔹 ۱۰ لغت جدید امروز: (پیشرفته + آکادمیک)
1️⃣ Discern → تشخیص دادن، تمیز دادن
Collocations: discern patterns, discern differences, discern a problem
Example: It is often difficult to discern the early symptoms of a disease.
(تشخیص علائم اولیه یک بیماری اغلب دشوار است.)
2️⃣ Suppress → سرکوب کردن، مهار کردن
Collocations: suppress emotions, suppress a reaction, suppress immune response
Example: Certain medications can suppress the immune system.
(برخی داروها میتوانند سیستم ایمنی را سرکوب کنند.)
3️⃣ Exert → اعمال کردن (قدرت، نیرو، فشار)
Collocations: exert pressure, exert influence, exert effort
Example: The heart must exert enough force to pump blood throughout the body.
(قلب باید نیروی کافی برای پمپاژ خون در سراسر بدن اعمال کند.)
4️⃣ Deviate → منحرف شدن، دور شدن
Collocations: deviate from the norm, deviate from a path, deviate from guidelines
Example: The new treatment deviates from traditional medical approaches.
(درمان جدید از روشهای پزشکی سنتی منحرف شده است.)
5️⃣ Implore → التماس کردن، درخواست کردن
Collocations: implore help, implore forgiveness, implore someone to do something
Example: The patient implored the doctor to find an alternative treatment.
(بیمار از پزشک التماس کرد که درمان جایگزینی پیدا کند.)
6️⃣ Condone → نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن
Collocations: condone violence, condone behavior, condone a mistake
Example: The hospital does not condone any form of malpractice.
(بیمارستان هیچ نوع سوءرفتاری را نادیده نمیگیرد.)
7️⃣ Refute → رد کردن، نقض کردن
Collocations: refute a theory, refute an argument, refute allegations
Example: The scientist refuted the previous claims with new evidence.
(دانشمند ادعاهای قبلی را با شواهد جدید رد کرد.)
8️⃣ Underscore → تأکید کردن، برجسته کردن
Collocations: underscore the importance, underscore a point, underscore a need
Example: The study underscores the significance of early diagnosis.
(این مطالعه بر اهمیت تشخیص زودهنگام تأکید میکند.)
9️⃣ Invoke → استناد کردن، فراخواندن
Collocations: invoke a law, invoke a rule, invoke a memory
Example: The researcher invoked previous studies to support his argument.
(محقق برای پشتیبانی از استدلال خود به مطالعات قبلی استناد کرد.)
🔟 Reiterate → تکرار کردن، بازگو کردن
Collocations: reiterate a statement, reiterate a warning, reiterate a concern
Example: The doctor reiterated the importance of following the treatment plan.
(پزشک بر اهمیت پیروی از برنامه درمانی تأکید کرد.)
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
🔥1
🔹 مرور لغات همراه با کالوکیشن و مثالها
1️⃣ Perseverance → پشتکار، استقامت
Collocations: show perseverance, require perseverance, perseverance in research
Example: Success in scientific research requires perseverance and dedication.
(موفقیت در تحقیقات علمی نیاز به پشتکار و تعهد دارد.)
2️⃣ Preserve → محافظت کردن، حفظ کردن
Collocations: preserve nature, preserve culture, preserve integrity
Example: We must preserve the environment for future generations.
(باید محیط زیست را برای نسلهای آینده حفظ کنیم.)
3️⃣ Prevent → جلوگیری کردن، پیشگیری کردن
Collocations: prevent a disease, prevent a problem, prevent an accident
Example: Vaccination can prevent many infectious diseases.
(واکسیناسیون میتواند از بسیاری از بیماریهای عفونی جلوگیری کند.)
4️⃣ Protect → حفظ کردن، حمایت کردن
Collocations: protect someone from harm, protect wildlife, protect information
Example: Wearing sunscreen protects your skin from UV radiation.
(استفاده از کرم ضدآفتاب از پوست شما در برابر اشعه UV محافظت میکند.)
5️⃣ Prevail → چیره شدن، غالب شدن، شایع شدن
Collocations: prevail over difficulties, prevail in a competition, a prevailing trend
Example: Justice will eventually prevail over corruption.
(در نهایت، عدالت بر فساد چیره خواهد شد.)
6️⃣ Protest → اعتراض کردن
Collocations: protest against injustice, peaceful protest, student protest
Example: Many people protested against the new government policies.
(بسیاری از مردم علیه سیاستهای جدید دولت اعتراض کردند.)
7️⃣ Promote → ترفیع دادن، ترویج کردن
Collocations: promote a product, promote awareness, promote an employee
Example: The campaign aims to promote healthy eating habits.
(این کمپین به دنبال ترویج عادات غذایی سالم است.)
8️⃣ Pretend → وانمود کردن
Collocations: pretend to be sick, pretend not to know, pretend innocence
Example: He pretended not to hear my question.
(او وانمود کرد که سؤال مرا نشنیده است.)
9️⃣ Predict → پیشبینی کردن
Collocations: predict future trends, predict an outcome, predict the weather
Example: Scientists can predict earthquakes with increasing accuracy.
(دانشمندان میتوانند زلزلهها را با دقت بیشتری پیشبینی کنند.)
---
🔹 ۱۰ لغت جدید امروز (پیشرفته + آکادمیک)
1️⃣ Provoke → تحریک کردن، برانگیختن
Collocations: provoke anger, provoke a reaction, provoke conflict
Example: His speech provoked a strong reaction from the audience.
(سخنرانی او واکنش شدیدی از سوی مخاطبان برانگیخت.)
2️⃣ Attain → دستیابی پیدا کردن، رسیدن به
Collocations: attain a goal, attain success, attain a high level
Example: She finally attained her dream of becoming a doctor.
(او سرانجام به رؤیای خود برای پزشک شدن دست یافت.)
3️⃣ Infer → استنباط کردن، نتیجهگیری کردن
Collocations: infer meaning, infer from evidence, infer a conclusion
Example: From his tone, we can infer that he was unhappy with the decision.
(از لحن او میتوان نتیجه گرفت که از این تصمیم ناراضی بود.)
4️⃣ Expedite → تسریع کردن، سرعت بخشیدن
Collocations: expedite a process, expedite approval, expedite recovery
Example: The company is taking steps to expedite the production of vaccines.
(این شرکت در حال برداشتن گامهایی برای تسریع تولید واکسنها است.)
5️⃣ Conceal → پنهان کردن
Collocations: conceal information, conceal a fact, conceal emotions
Example: He tried to conceal his disappointment.
(او سعی کرد ناامیدی خود را پنهان کند.)
6️⃣ Compel → مجبور کردن، وادار کردن
Collocations: compel someone to do something, compel action, compel attention
Example: The law compels companies to provide a safe working environment.
(قانون شرکتها را مجبور میکند که محیط کاری ایمنی فراهم کنند.)
7️⃣ Denounce → محکوم کردن، نکوهش کردن
Collocations: denounce corruption, denounce a crime, denounce publicly
Example: The government denounced the attack as an act of terrorism.
(دولت این حمله را به عنوان یک اقدام تروریستی محکوم کرد.)
8️⃣ Exemplify → نمونهای از چیزی بودن، مثال آوردن
Collocations: exemplify good behavior, exemplify a trend, exemplify leadership
Example: His dedication exemplifies the qualities of a great leader.
(تعهد او نمونهای از ویژگیهای یک رهبر بزرگ است.)
1️⃣ Perseverance → پشتکار، استقامت
Collocations: show perseverance, require perseverance, perseverance in research
Example: Success in scientific research requires perseverance and dedication.
(موفقیت در تحقیقات علمی نیاز به پشتکار و تعهد دارد.)
2️⃣ Preserve → محافظت کردن، حفظ کردن
Collocations: preserve nature, preserve culture, preserve integrity
Example: We must preserve the environment for future generations.
(باید محیط زیست را برای نسلهای آینده حفظ کنیم.)
3️⃣ Prevent → جلوگیری کردن، پیشگیری کردن
Collocations: prevent a disease, prevent a problem, prevent an accident
Example: Vaccination can prevent many infectious diseases.
(واکسیناسیون میتواند از بسیاری از بیماریهای عفونی جلوگیری کند.)
4️⃣ Protect → حفظ کردن، حمایت کردن
Collocations: protect someone from harm, protect wildlife, protect information
Example: Wearing sunscreen protects your skin from UV radiation.
(استفاده از کرم ضدآفتاب از پوست شما در برابر اشعه UV محافظت میکند.)
5️⃣ Prevail → چیره شدن، غالب شدن، شایع شدن
Collocations: prevail over difficulties, prevail in a competition, a prevailing trend
Example: Justice will eventually prevail over corruption.
(در نهایت، عدالت بر فساد چیره خواهد شد.)
6️⃣ Protest → اعتراض کردن
Collocations: protest against injustice, peaceful protest, student protest
Example: Many people protested against the new government policies.
(بسیاری از مردم علیه سیاستهای جدید دولت اعتراض کردند.)
7️⃣ Promote → ترفیع دادن، ترویج کردن
Collocations: promote a product, promote awareness, promote an employee
Example: The campaign aims to promote healthy eating habits.
(این کمپین به دنبال ترویج عادات غذایی سالم است.)
8️⃣ Pretend → وانمود کردن
Collocations: pretend to be sick, pretend not to know, pretend innocence
Example: He pretended not to hear my question.
(او وانمود کرد که سؤال مرا نشنیده است.)
9️⃣ Predict → پیشبینی کردن
Collocations: predict future trends, predict an outcome, predict the weather
Example: Scientists can predict earthquakes with increasing accuracy.
(دانشمندان میتوانند زلزلهها را با دقت بیشتری پیشبینی کنند.)
---
🔹 ۱۰ لغت جدید امروز (پیشرفته + آکادمیک)
1️⃣ Provoke → تحریک کردن، برانگیختن
Collocations: provoke anger, provoke a reaction, provoke conflict
Example: His speech provoked a strong reaction from the audience.
(سخنرانی او واکنش شدیدی از سوی مخاطبان برانگیخت.)
2️⃣ Attain → دستیابی پیدا کردن، رسیدن به
Collocations: attain a goal, attain success, attain a high level
Example: She finally attained her dream of becoming a doctor.
(او سرانجام به رؤیای خود برای پزشک شدن دست یافت.)
3️⃣ Infer → استنباط کردن، نتیجهگیری کردن
Collocations: infer meaning, infer from evidence, infer a conclusion
Example: From his tone, we can infer that he was unhappy with the decision.
(از لحن او میتوان نتیجه گرفت که از این تصمیم ناراضی بود.)
4️⃣ Expedite → تسریع کردن، سرعت بخشیدن
Collocations: expedite a process, expedite approval, expedite recovery
Example: The company is taking steps to expedite the production of vaccines.
(این شرکت در حال برداشتن گامهایی برای تسریع تولید واکسنها است.)
5️⃣ Conceal → پنهان کردن
Collocations: conceal information, conceal a fact, conceal emotions
Example: He tried to conceal his disappointment.
(او سعی کرد ناامیدی خود را پنهان کند.)
6️⃣ Compel → مجبور کردن، وادار کردن
Collocations: compel someone to do something, compel action, compel attention
Example: The law compels companies to provide a safe working environment.
(قانون شرکتها را مجبور میکند که محیط کاری ایمنی فراهم کنند.)
7️⃣ Denounce → محکوم کردن، نکوهش کردن
Collocations: denounce corruption, denounce a crime, denounce publicly
Example: The government denounced the attack as an act of terrorism.
(دولت این حمله را به عنوان یک اقدام تروریستی محکوم کرد.)
8️⃣ Exemplify → نمونهای از چیزی بودن، مثال آوردن
Collocations: exemplify good behavior, exemplify a trend, exemplify leadership
Example: His dedication exemplifies the qualities of a great leader.
(تعهد او نمونهای از ویژگیهای یک رهبر بزرگ است.)
👍1
9️⃣ Devour → بلعیدن، با اشتیاق زیاد مصرف کردن
Collocations: devour a meal, devour books, devour resources
Example: He devoured the entire book in one night.
(او کل کتاب را در یک شب بلعید.)
🔟 Undermine → تضعیف کردن، تحلیل بردن
Collocations: undermine authority, undermine confidence, undermine efforts
Example: Continuous criticism can undermine a child’s self-esteem.
(انتقاد مداوم میتواند عزت نفس کودک را تضعیف کند.)
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
Collocations: devour a meal, devour books, devour resources
Example: He devoured the entire book in one night.
(او کل کتاب را در یک شب بلعید.)
🔟 Undermine → تضعیف کردن، تحلیل بردن
Collocations: undermine authority, undermine confidence, undermine efforts
Example: Continuous criticism can undermine a child’s self-esteem.
(انتقاد مداوم میتواند عزت نفس کودک را تضعیف کند.)
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
👍2
کلمه "consensus" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
72%
توافق جمعی یا اجماع
5%
مخالفت شدید
13%
3. تردید
10%
انکار
🔹 ۱۰ لغت جدید امروز (پیشرفته + آکادمیک) همراه با کالوکیشن و مثال
1️⃣ Scrutinize → با دقت بررسی کردن، موشکافی کردن
Collocations: scrutinize details, scrutinize a document, scrutinize behavior
Example: The scientist scrutinized the experiment results for any errors.
(دانشمند نتایج آزمایش را برای یافتن هرگونه خطا موشکافی کرد.)
2️⃣ Substantiate → اثبات کردن، مستند کردن
Collocations: substantiate a claim, substantiate an argument, substantiate evidence
Example: The lawyer was unable to substantiate his allegations.
(وکیل نتوانست ادعاهای خود را اثبات کند.)
3️⃣ Condone → نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن از
Collocations: condone violence, condone unethical behavior, refuse to condone
Example: The company does not condone any form of discrimination.
(این شرکت هیچ نوع تبعیضی را نادیده نمیگیرد.)
4️⃣ Disseminate → انتشار دادن، پخش کردن
Collocations: disseminate information, disseminate knowledge, disseminate propaganda
Example: The internet helps disseminate knowledge faster than ever before.
(اینترنت به انتشار دانش سریعتر از هر زمان دیگری کمک میکند.)
5️⃣ Underscore → تأکید کردن بر، برجسته کردن
Collocations: underscore the importance, underscore a point, underscore a need
Example: The professor underscored the importance of critical thinking.
(استاد بر اهمیت تفکر انتقادی تأکید کرد.)
6️⃣ Alleviate → کاهش دادن، تسکین دادن
Collocations: alleviate pain, alleviate stress, alleviate poverty
Example: The new policy aims to alleviate economic hardship.
(سیاست جدید به دنبال کاهش سختیهای اقتصادی است.)
7️⃣ Reiterate → تکرار کردن، دوباره تأکید کردن
Collocations: reiterate a point, reiterate a warning, reiterate concerns
Example: The CEO reiterated his commitment to sustainability.
(مدیرعامل بار دیگر تعهد خود را به پایداری تأکید کرد.)
8️⃣ Preclude → جلوگیری کردن از، مانع شدن
Collocations: preclude the possibility, preclude success, preclude discussion
Example: Lack of funding precluded the completion of the project.
(کمبود بودجه مانع از تکمیل پروژه شد.)
9️⃣ Supplant → جایگزین کردن، جای کسی را گرفتن
Collocations: supplant a tradition, supplant an old method, supplant a leader
Example: Online learning has supplanted traditional classroom education in many areas.
(آموزش آنلاین در بسیاری از زمینهها جای آموزش سنتی کلاس درس را گرفته است.)
🔟 Exonerate → تبرئه کردن، بیگناه اعلام کردن
Collocations: exonerate from blame, exonerate completely, exonerate an innocent person
Example: The new evidence exonerated him from all charges.
(مدارک جدید او را از تمام اتهامات تبرئه کرد.)
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
1️⃣ Scrutinize → با دقت بررسی کردن، موشکافی کردن
Collocations: scrutinize details, scrutinize a document, scrutinize behavior
Example: The scientist scrutinized the experiment results for any errors.
(دانشمند نتایج آزمایش را برای یافتن هرگونه خطا موشکافی کرد.)
2️⃣ Substantiate → اثبات کردن، مستند کردن
Collocations: substantiate a claim, substantiate an argument, substantiate evidence
Example: The lawyer was unable to substantiate his allegations.
(وکیل نتوانست ادعاهای خود را اثبات کند.)
3️⃣ Condone → نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن از
Collocations: condone violence, condone unethical behavior, refuse to condone
Example: The company does not condone any form of discrimination.
(این شرکت هیچ نوع تبعیضی را نادیده نمیگیرد.)
4️⃣ Disseminate → انتشار دادن، پخش کردن
Collocations: disseminate information, disseminate knowledge, disseminate propaganda
Example: The internet helps disseminate knowledge faster than ever before.
(اینترنت به انتشار دانش سریعتر از هر زمان دیگری کمک میکند.)
5️⃣ Underscore → تأکید کردن بر، برجسته کردن
Collocations: underscore the importance, underscore a point, underscore a need
Example: The professor underscored the importance of critical thinking.
(استاد بر اهمیت تفکر انتقادی تأکید کرد.)
6️⃣ Alleviate → کاهش دادن، تسکین دادن
Collocations: alleviate pain, alleviate stress, alleviate poverty
Example: The new policy aims to alleviate economic hardship.
(سیاست جدید به دنبال کاهش سختیهای اقتصادی است.)
7️⃣ Reiterate → تکرار کردن، دوباره تأکید کردن
Collocations: reiterate a point, reiterate a warning, reiterate concerns
Example: The CEO reiterated his commitment to sustainability.
(مدیرعامل بار دیگر تعهد خود را به پایداری تأکید کرد.)
8️⃣ Preclude → جلوگیری کردن از، مانع شدن
Collocations: preclude the possibility, preclude success, preclude discussion
Example: Lack of funding precluded the completion of the project.
(کمبود بودجه مانع از تکمیل پروژه شد.)
9️⃣ Supplant → جایگزین کردن، جای کسی را گرفتن
Collocations: supplant a tradition, supplant an old method, supplant a leader
Example: Online learning has supplanted traditional classroom education in many areas.
(آموزش آنلاین در بسیاری از زمینهها جای آموزش سنتی کلاس درس را گرفته است.)
🔟 Exonerate → تبرئه کردن، بیگناه اعلام کردن
Collocations: exonerate from blame, exonerate completely, exonerate an innocent person
Example: The new evidence exonerated him from all charges.
(مدارک جدید او را از تمام اتهامات تبرئه کرد.)
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
😁1
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
Intimidate
معنی: ترساندن، مرعوب کردن، تهدید کردن
کالوکیشنها:
intimidate someone into (doing) something → کسی را مجبور به انجام کاری از طریق تهدید کردن
They were intimidated into signing the contract. (آنها را با تهدید مجبور به امضای قرارداد کردند.)
feel intimidated by → احساس ترس یا فشار از طرف کسی یا چیزی
She felt intimidated by his aggressive attitude. (او از رفتار تهاجمی او احساس ترس کرد.)
use intimidation tactics → استفاده از تاکتیکهای ترساندن
The gang used intimidation tactics to control the neighborhood. (باند از تاکتیکهای ترساندن برای کنترل محله استفاده کرد.)
---
کلمات مشابه از نظر املایی:
Intimate → نزدیک، صمیمی (به عنوان فعل: بازگو کردن، آشکار کردن)
They have an intimate relationship. (آنها رابطه نزدیکی دارند.)
He intimated that he was planning to resign. (او اشاره کرد که قصد دارد استعفا دهد.)
Intimidation → عمل تهدید یا ترساندن
He refused to give in to intimidation. (او تسلیم تهدید نشد.)
Intimidating → ترسناک، رعبآور
The interview process was very intimidating. (فرآیند مصاحبه بسیار ترسناک بود.)
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
Intimidate
معنی: ترساندن، مرعوب کردن، تهدید کردن
کالوکیشنها:
intimidate someone into (doing) something → کسی را مجبور به انجام کاری از طریق تهدید کردن
They were intimidated into signing the contract. (آنها را با تهدید مجبور به امضای قرارداد کردند.)
feel intimidated by → احساس ترس یا فشار از طرف کسی یا چیزی
She felt intimidated by his aggressive attitude. (او از رفتار تهاجمی او احساس ترس کرد.)
use intimidation tactics → استفاده از تاکتیکهای ترساندن
The gang used intimidation tactics to control the neighborhood. (باند از تاکتیکهای ترساندن برای کنترل محله استفاده کرد.)
---
کلمات مشابه از نظر املایی:
Intimate → نزدیک، صمیمی (به عنوان فعل: بازگو کردن، آشکار کردن)
They have an intimate relationship. (آنها رابطه نزدیکی دارند.)
He intimated that he was planning to resign. (او اشاره کرد که قصد دارد استعفا دهد.)
Intimidation → عمل تهدید یا ترساندن
He refused to give in to intimidation. (او تسلیم تهدید نشد.)
Intimidating → ترسناک، رعبآور
The interview process was very intimidating. (فرآیند مصاحبه بسیار ترسناک بود.)
@rayaclass
👏2❤1
ریشه: -nosis
از یونانی gnosis به معنی "دانش" یا "شناخت". این ریشه در کلماتی به کار میرود که به فرآیند شناخت، تشخیص یا آگاهی مرتبط هستند.
1. Diagnosis
Dia- (از میان) + -gnosis (شناخت)
معنی: تشخیص بیماری یا مشکل از طریق بررسی علائم.
2. Prognosis
Pro- (پیش) + -gnosis (شناخت)
معنی: پیشبینی نتیجه یک بیماری یا وضعیت بر اساس اطلاعات موجود.
3. Gnosis
بدون پیشوند، از یونانی gnosis به معنی "دانش معنوی" یا "بینش".
4. Agnostic
A- (بدون) + -gnostic (دانش)
معنی: فردی که باور دارد دانش قطعی درباره وجود خدا یا مسائل ماورایی غیرممکن است.
5. Cognition
Co- (با) + -gnition (شناخت)
معنی: فرآیند ذهنی درک، یادگیری و شناخت.
6. Recognize
Re- (دوباره) + -cognize (شناخت)
معنی: شناختن چیزی که قبلاً دیده یا تجربه کردهایم.
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
از یونانی gnosis به معنی "دانش" یا "شناخت". این ریشه در کلماتی به کار میرود که به فرآیند شناخت، تشخیص یا آگاهی مرتبط هستند.
1. Diagnosis
Dia- (از میان) + -gnosis (شناخت)
معنی: تشخیص بیماری یا مشکل از طریق بررسی علائم.
2. Prognosis
Pro- (پیش) + -gnosis (شناخت)
معنی: پیشبینی نتیجه یک بیماری یا وضعیت بر اساس اطلاعات موجود.
3. Gnosis
بدون پیشوند، از یونانی gnosis به معنی "دانش معنوی" یا "بینش".
4. Agnostic
A- (بدون) + -gnostic (دانش)
معنی: فردی که باور دارد دانش قطعی درباره وجود خدا یا مسائل ماورایی غیرممکن است.
5. Cognition
Co- (با) + -gnition (شناخت)
معنی: فرآیند ذهنی درک، یادگیری و شناخت.
6. Recognize
Re- (دوباره) + -cognize (شناخت)
معنی: شناختن چیزی که قبلاً دیده یا تجربه کردهایم.
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
ریشه: Levi-
از لاتین levare به معنی "سبک کردن" یا "بلند کردن". این ریشه در کلماتی به کار میرود که به کاهش وزن، سبک کردن یا کاهش سختی چیزی مرتبط هستند.
1. Levitate
Levi- (سبک کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: معلق شدن یا شناور ماندن در هوا بدون حمایت فیزیکی.
2. Alleviate
Al- (بهسوی) + Levi- (سبک کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: کاهش دادن درد، سختی یا مشکلات.
3. Elevate
E- (بیرون یا بالا) + Levi- (بلند کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: بالا بردن چیزی از نظر فیزیکی، روحی یا اجتماعی.
4. Levity
Levi- (سبکی) + -ty (اسمساز)
معنی: سبُکسری یا شوخی کردن در شرایطی که جدیت لازم است.
5. Lever
Levi- (بلند کردن)
معنی: اهرمی که برای بلند کردن یا حرکت دادن اجسام استفاده میشود.
6. Leverage
Levi- (بلند کردن) + -age (اسمساز)
معنی: استفاده از نیروی مکانیکی یا نفوذ برای به دست آوردن مزیت.
7. Levitate
Levi- (سبک شدن) + -tate (حالت یا عمل)
معنی: معلق ماندن در هوا، معمولاً بهصورت جادویی یا علمی.
این ریشه به مفاهیمی مثل سبُکی، بلند کردن و کاهش سختی مرتبط است.
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
از لاتین levare به معنی "سبک کردن" یا "بلند کردن". این ریشه در کلماتی به کار میرود که به کاهش وزن، سبک کردن یا کاهش سختی چیزی مرتبط هستند.
1. Levitate
Levi- (سبک کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: معلق شدن یا شناور ماندن در هوا بدون حمایت فیزیکی.
2. Alleviate
Al- (بهسوی) + Levi- (سبک کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: کاهش دادن درد، سختی یا مشکلات.
3. Elevate
E- (بیرون یا بالا) + Levi- (بلند کردن) + -ate (فعلساز)
معنی: بالا بردن چیزی از نظر فیزیکی، روحی یا اجتماعی.
4. Levity
Levi- (سبکی) + -ty (اسمساز)
معنی: سبُکسری یا شوخی کردن در شرایطی که جدیت لازم است.
5. Lever
Levi- (بلند کردن)
معنی: اهرمی که برای بلند کردن یا حرکت دادن اجسام استفاده میشود.
6. Leverage
Levi- (بلند کردن) + -age (اسمساز)
معنی: استفاده از نیروی مکانیکی یا نفوذ برای به دست آوردن مزیت.
7. Levitate
Levi- (سبک شدن) + -tate (حالت یا عمل)
معنی: معلق ماندن در هوا، معمولاً بهصورت جادویی یا علمی.
این ریشه به مفاهیمی مثل سبُکی، بلند کردن و کاهش سختی مرتبط است.
✅ ♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
لیست کلماتی که در انگلیسی به معنی "بدتر شدن" هستند همراه با ریشهشناسی و مثالها را در زیر مشاهده میکنید:
---
### ریشه: -acerb
از لاتین *acerbus* به معنی "تلخ" یا "سخت". این ریشه در کلماتی مرتبط با تشدید، تحریک، یا بدتر شدن استفاده میشود.
1. Exacerbate
- پیشوند: *Ex-* ("خارج") + *-acerb* ("تلخ") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تشدید کردن، بدتر کردن.
- مثال:
- "Stress can exacerbate chronic pain."
- "The medication exacerbated her symptoms."
---
### ریشه: -ter (از لاتین *deterior*)
به معنی "پایینتر" یا "بدتر".
2. Deteriorate
- ریشه: لاتین *deterior* ("بدتر") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تحلیل رفتن، وضعیت بدتر شدن.
- مثال:
- "The patient’s health deteriorated rapidly."
- "Air quality deteriorates in winter."
---
### ریشه: -grav
از لاتین *gravis* به معنی "سنگین" یا "شدید".
3. Aggravate
- پیشوند: *Ag-* (تقویتکننده) + *-grav* ("سنگین") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: بدتر کردن، تشدید کردن.
- مثال:
- "Smoking aggravates lung conditions."
- "The injury was aggravated by excessive movement."
---
### ریشه: -relaps
از لاتین *relabi* ("لغزیدن به عقب").
4. Relapse
- پیشوند: *Re-* ("دوباره") + *-laps* ("لغزش")
- معنی: بازگشت بیماری پس از بهبودی.
- مثال:
- "He relapsed into depression after a year."
- "Cancer relapse requires urgent care."
---
### ریشه: -gener (از لاتین *degenerare*)
به معنی "انحراف از استاندارد".
5. Degenerate
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-gener* ("نژاد/استاندارد") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: انحطاط، تحلیل عملکرد یا ساختار.
- مثال:
- "The tissue degenerated due to inflammation."
- "Degenerative diseases like Alzheimer’s."
---
### ریشه: -clin (از لاتین *declinare*)
به معنی "خم شدن" یا "انحراف".
6. Decline
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-clin* ("خم شدن")
- معنی: کاهش تدریجی یا بدتر شدن.
- مثال:
- "Cognitive decline in elderly patients."
- "Liver function declined sharply."
---
### ریشه: -gress (حرکت به سمت منفی)
7. Regress
- پیشوند: *Re-* ("عقب") + *-gress* ("حرکت")
- معنی: بازگشت به حالت قبلی (اغلب بدتر).
- مثال:
- "The child regressed after trauma."
- "Regression of tumor size post-treatment."
---
### کالوکیشنهای کلیدی:
- Exacerbate: Symptoms, pain, condition.
- Deteriorate: Health, condition, relationship.
- Aggravate: Injury, situation, conflict.
- Relapse: Disease, addiction, symptoms.
- Decline: Function, health, performance.
---
### تفاوتهای کاربردی:
- Exacerbate vs. Aggravate: هر دو به معنی "بدتر کردن" هستند، اما در پزشکی بیشتر از exacerbate برای علائم بیماری استفاده میشود.
- Deteriorate برای وضعیت کلی (سلامتی، روابط، محیط) به کار میرود.
- Relapse مختص بازگشت بیماری پس از بهبودی موقت است.
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
---
### ریشه: -acerb
از لاتین *acerbus* به معنی "تلخ" یا "سخت". این ریشه در کلماتی مرتبط با تشدید، تحریک، یا بدتر شدن استفاده میشود.
1. Exacerbate
- پیشوند: *Ex-* ("خارج") + *-acerb* ("تلخ") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تشدید کردن، بدتر کردن.
- مثال:
- "Stress can exacerbate chronic pain."
- "The medication exacerbated her symptoms."
---
### ریشه: -ter (از لاتین *deterior*)
به معنی "پایینتر" یا "بدتر".
2. Deteriorate
- ریشه: لاتین *deterior* ("بدتر") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: تحلیل رفتن، وضعیت بدتر شدن.
- مثال:
- "The patient’s health deteriorated rapidly."
- "Air quality deteriorates in winter."
---
### ریشه: -grav
از لاتین *gravis* به معنی "سنگین" یا "شدید".
3. Aggravate
- پیشوند: *Ag-* (تقویتکننده) + *-grav* ("سنگین") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: بدتر کردن، تشدید کردن.
- مثال:
- "Smoking aggravates lung conditions."
- "The injury was aggravated by excessive movement."
---
### ریشه: -relaps
از لاتین *relabi* ("لغزیدن به عقب").
4. Relapse
- پیشوند: *Re-* ("دوباره") + *-laps* ("لغزش")
- معنی: بازگشت بیماری پس از بهبودی.
- مثال:
- "He relapsed into depression after a year."
- "Cancer relapse requires urgent care."
---
### ریشه: -gener (از لاتین *degenerare*)
به معنی "انحراف از استاندارد".
5. Degenerate
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-gener* ("نژاد/استاندارد") + *-ate* (فعلساز)
- معنی: انحطاط، تحلیل عملکرد یا ساختار.
- مثال:
- "The tissue degenerated due to inflammation."
- "Degenerative diseases like Alzheimer’s."
---
### ریشه: -clin (از لاتین *declinare*)
به معنی "خم شدن" یا "انحراف".
6. Decline
- پیشوند: *De-* ("پایین") + *-clin* ("خم شدن")
- معنی: کاهش تدریجی یا بدتر شدن.
- مثال:
- "Cognitive decline in elderly patients."
- "Liver function declined sharply."
---
### ریشه: -gress (حرکت به سمت منفی)
7. Regress
- پیشوند: *Re-* ("عقب") + *-gress* ("حرکت")
- معنی: بازگشت به حالت قبلی (اغلب بدتر).
- مثال:
- "The child regressed after trauma."
- "Regression of tumor size post-treatment."
---
### کالوکیشنهای کلیدی:
- Exacerbate: Symptoms, pain, condition.
- Deteriorate: Health, condition, relationship.
- Aggravate: Injury, situation, conflict.
- Relapse: Disease, addiction, symptoms.
- Decline: Function, health, performance.
---
### تفاوتهای کاربردی:
- Exacerbate vs. Aggravate: هر دو به معنی "بدتر کردن" هستند، اما در پزشکی بیشتر از exacerbate برای علائم بیماری استفاده میشود.
- Deteriorate برای وضعیت کلی (سلامتی، روابط، محیط) به کار میرود.
- Relapse مختص بازگشت بیماری پس از بهبودی موقت است.
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
❤1
۱. Obstruct (مسدود کردن، مانع شدن)
ob- (مقابل، در برابر) + struct (ساختن) → سد راه ساختن
۲. Obscure (مبهم، نامشخص کردن)
ob- (برابر، در برابر) + scurus (تاریک) → چیزی را در تاریکی فرو بردن
۳. Obstinate (لجوج، سرسخت)
ob- (برابر، در برابر) + stinare (ایستادن) → در برابر تغییر مقاومت کردن
۴. Obdurate (سنگدل، لجوج)
ob- (برابر، مقابل) + durare (سخت بودن) → سرسخت بودن در برابر تغییر
۵. Obviate (جلوگیری کردن، رفع کردن)
ob- (برابر) + via (راه) → سد راه چیزی شدن و آن را متوقف کردن
۶. Obliterate (محو کردن، از بین بردن)
ob- (برابر) + litera (حرف، نوشته) → نوشتار یا اثری را کاملاً پاک کردن
۷. Opponent (رقیب، مخالف)
op- (برابر، در برابر) + ponere (قرار دادن) → کسی که در برابر چیزی قرار میگیرد
۸. Oppression (سرکوب، ظلم)
op- (برابر) + premere (فشار آوردن) → تحت فشار قرار دادن
۹. Opprobrium (بدنامی، رسوایی)
op- (برابر) + probrum (سرزنش، بیاحترامی) → مورد سرزنش و بیآبرویی قرار گرفتن
۱۰. Oppugn (زیر سؤال بردن، به چالش کشیدن)
op- (برابر) + pugnare (جنگیدن) → به جنگ یک ایده یا نظر رفتن
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
@rayaclass
ob- (مقابل، در برابر) + struct (ساختن) → سد راه ساختن
۲. Obscure (مبهم، نامشخص کردن)
ob- (برابر، در برابر) + scurus (تاریک) → چیزی را در تاریکی فرو بردن
۳. Obstinate (لجوج، سرسخت)
ob- (برابر، در برابر) + stinare (ایستادن) → در برابر تغییر مقاومت کردن
۴. Obdurate (سنگدل، لجوج)
ob- (برابر، مقابل) + durare (سخت بودن) → سرسخت بودن در برابر تغییر
۵. Obviate (جلوگیری کردن، رفع کردن)
ob- (برابر) + via (راه) → سد راه چیزی شدن و آن را متوقف کردن
۶. Obliterate (محو کردن، از بین بردن)
ob- (برابر) + litera (حرف، نوشته) → نوشتار یا اثری را کاملاً پاک کردن
۷. Opponent (رقیب، مخالف)
op- (برابر، در برابر) + ponere (قرار دادن) → کسی که در برابر چیزی قرار میگیرد
۸. Oppression (سرکوب، ظلم)
op- (برابر) + premere (فشار آوردن) → تحت فشار قرار دادن
۹. Opprobrium (بدنامی، رسوایی)
op- (برابر) + probrum (سرزنش، بیاحترامی) → مورد سرزنش و بیآبرویی قرار گرفتن
۱۰. Oppugn (زیر سؤال بردن، به چالش کشیدن)
op- (برابر) + pugnare (جنگیدن) → به جنگ یک ایده یا نظر رفتن
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
@rayaclass
❤1
کلمه "palliate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
85%
تسکین دادن یا کاهش شدت بیماری
7%
درمان قطعی کردن
7%
تشدید کردن
2%
جلوگیری کامل از بیماری
❤2
.
کلمه "obstetric" به چه معناست؟
کلمه "obstetric" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
53%
مربوط به زایمان و بارداری
25%
مربوط به بیماریهای عفونی
3%
مرتبط با بیماریهای قلبی
19%
مربوط به جراحیهای ارتوپدی
❤2
کلمه idiopathic از نظر ریشهشناسی از اجزای زیر تشکیل شده است:
idio-: از یونانی ἴδιος (idios) به معنای "شخصی، خاص، ویژه"
path-: از یونانی πάθος (pathos) به معنای "رنج، بیماری، احساس"
-ic: پسوند صفتساز در یونانی و لاتین که به معنای "مربوط به" است
معنای کلی بر اساس ریشهها
Idiopathic به معنای "بیماری با علت ناشناخته یا خاص" است. این واژه معمولاً در پزشکی برای توصیف بیماریها یا شرایطی به کار میرود که علت مشخص و شناختهشدهای ندارند.
مثالها
Idiopathic epilepsy → صرع با علت ناشناخته
Idiopathic pulmonary fibrosis → فیبروز ریوی با علت نامعلوم
در کل، این کلمه نشاندهنده حالتی است که منشأ آن مشخص نیست و در بسیاری از شاخههای پزشکی استفاده میشود.
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
@rayaclass
idio-: از یونانی ἴδιος (idios) به معنای "شخصی، خاص، ویژه"
path-: از یونانی πάθος (pathos) به معنای "رنج، بیماری، احساس"
-ic: پسوند صفتساز در یونانی و لاتین که به معنای "مربوط به" است
معنای کلی بر اساس ریشهها
Idiopathic به معنای "بیماری با علت ناشناخته یا خاص" است. این واژه معمولاً در پزشکی برای توصیف بیماریها یا شرایطی به کار میرود که علت مشخص و شناختهشدهای ندارند.
مثالها
Idiopathic epilepsy → صرع با علت ناشناخته
Idiopathic pulmonary fibrosis → فیبروز ریوی با علت نامعلوم
در کل، این کلمه نشاندهنده حالتی است که منشأ آن مشخص نیست و در بسیاری از شاخههای پزشکی استفاده میشود.
♦️لطفاً کانال زبان ارشد و دکتری وزارت بهداشت را به دوستان خود معرفی کنید
@rayaclass
@rayaclass
@rayaclass
کلاس دوره جامع و کامل ریشه شناسیترم بهار
برای ثبت نام
۰۹۳۸۴۴۴۳۵۲۶
@rayaclass
کلمه "autonomy" به چه معناست
Anonymous Quiz
87%
استقلال یا خودمختاری
6%
وابستگی
1%
محدودیت
5%
کنترل خارجی
کلمه "enervate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
22%
تقویت کردن
41%
تضعیف کردن یا تحلیل بردن
28%
انرژی بخشیدن
8%
سرعت بخشیدن
کلمه "debilitate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
81%
ناتوان یا ضعیف کردن
8%
تقویت کردن
8%
بهبود بخشیدن
3%
افزایش دادن