کلمه "infirmary" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
29%
بیمارستان یا درمانگاه
10%
داروخانه
61%
. محل قرنطینه
0%
. آزمایشگاه
ریشه: Tain
از لاتین Tenere، به معنی نگه داشتن یا حفظ کردن.
بارها کلمات مرتبط با این ریشه سوال کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت بوده است
1. Retain
Re- (دوباره) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگه داشتن یا حفظ کردن.
2. Contain
Con- (با هم) + Tain (نگه داشتن)
معنی: شامل شدن یا دربر داشتن.
3. Obtain
Ob- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: به دست آوردن یا کسب کردن.
4. Sustain
Sus- (زیر) + Tain (نگه داشتن)
معنی: پشتیبانی کردن یا حفظ کردن.
5. Maintain
Main- (دست) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگهداری یا حفظ کردن.
@rayaclass
6. Detain
De- (پایین/جدا) + Tain (نگه داشتن)
معنی: بازداشت کردن یا نگه داشتن موقت.
7. Entertain
Enter- (میان) + Tain (نگه داشتن)
معنی: سرگرم کردن یا پذیرایی کردن.
@rayaclass
8. Pertinent
Per- (کاملاً) + Tain (نگه داشتن) + -ent
معنی: مرتبط یا مناسب.
9. Attain
At- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: رسیدن به هدف یا موفقیت.
10. Abstain
Ab- (دور) + Tain (نگه داشتن)
معنی: خودداری کردن یا پرهیز کردن.
@rayaclass
از لاتین Tenere، به معنی نگه داشتن یا حفظ کردن.
بارها کلمات مرتبط با این ریشه سوال کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت بوده است
1. Retain
Re- (دوباره) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگه داشتن یا حفظ کردن.
2. Contain
Con- (با هم) + Tain (نگه داشتن)
معنی: شامل شدن یا دربر داشتن.
3. Obtain
Ob- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: به دست آوردن یا کسب کردن.
4. Sustain
Sus- (زیر) + Tain (نگه داشتن)
معنی: پشتیبانی کردن یا حفظ کردن.
5. Maintain
Main- (دست) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگهداری یا حفظ کردن.
@rayaclass
6. Detain
De- (پایین/جدا) + Tain (نگه داشتن)
معنی: بازداشت کردن یا نگه داشتن موقت.
7. Entertain
Enter- (میان) + Tain (نگه داشتن)
معنی: سرگرم کردن یا پذیرایی کردن.
@rayaclass
8. Pertinent
Per- (کاملاً) + Tain (نگه داشتن) + -ent
معنی: مرتبط یا مناسب.
9. Attain
At- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: رسیدن به هدف یا موفقیت.
10. Abstain
Ab- (دور) + Tain (نگه داشتن)
معنی: خودداری کردن یا پرهیز کردن.
@rayaclass
لغات مهم که در متنهای آزمون ارشد تکرار شده
@rayaclass
1. Tease out - فهمیدن
Example: Researchers worked hard to tease out the effects of the new drug.
پژوهشگران برای فهمیدن اثرات داروی جدید سخت تلاش کردند.
2. Comorbidity - چند ابتلایی
Example: Diabetes often presents with comorbidities like hypertension.
دیابت اغلب با چند ابتلایی مثل فشار خون همراه است.
@rayaclass
3. Enactment - تصویب
Example: The enactment of new health policies improved patient care.
تصویب سیاستهای جدید بهبود مراقبت از بیماران را به دنبال داشت.
4. Lenient - ملایم
Example: The doctor took a lenient approach to the patient’s treatment plan.
پزشک رویکرد ملایمی در طرح درمان بیمار اتخاذ کرد.
@rayaclass
5. Discern - تشخیص دادن
Example: It is sometimes difficult to discern the early signs of cancer.
گاهی اوقات تشخیص علائم اولیه سرطان دشوار است.
6. Donor - اهدا کننده
Example: The donor provided a kidney for transplantation.
اهدا کننده یک کلیه برای پیوند فراهم کرد.
7. Nephrectomy - برداشتن کلیه
Example: Nephrectomy is often performed to treat kidney cancer.
برداشتن کلیه اغلب برای درمان سرطان کلیه انجام میشود.
8. Aesthetic - مربوط به زیبایی
Example: The surgery had both functional and aesthetic benefits.
جراحی هم از نظر عملکردی و هم از نظر زیبایی مفید بود.
9. Intersection - تقاطع
Example: Public health lies at the intersection of medicine and social science.
سلامت عمومی در تقاطع پزشکی و علوم اجتماعی قرار دارد.
10. Biocompatible - سازگار با بافتهای زنده
Example: The implant was made of biocompatible materials.
ایمپلنت از مواد سازگار با بافتهای زنده ساخته شده بود.
@rayaclass
@rayaclass
1. Tease out - فهمیدن
Example: Researchers worked hard to tease out the effects of the new drug.
پژوهشگران برای فهمیدن اثرات داروی جدید سخت تلاش کردند.
2. Comorbidity - چند ابتلایی
Example: Diabetes often presents with comorbidities like hypertension.
دیابت اغلب با چند ابتلایی مثل فشار خون همراه است.
@rayaclass
3. Enactment - تصویب
Example: The enactment of new health policies improved patient care.
تصویب سیاستهای جدید بهبود مراقبت از بیماران را به دنبال داشت.
4. Lenient - ملایم
Example: The doctor took a lenient approach to the patient’s treatment plan.
پزشک رویکرد ملایمی در طرح درمان بیمار اتخاذ کرد.
@rayaclass
5. Discern - تشخیص دادن
Example: It is sometimes difficult to discern the early signs of cancer.
گاهی اوقات تشخیص علائم اولیه سرطان دشوار است.
6. Donor - اهدا کننده
Example: The donor provided a kidney for transplantation.
اهدا کننده یک کلیه برای پیوند فراهم کرد.
7. Nephrectomy - برداشتن کلیه
Example: Nephrectomy is often performed to treat kidney cancer.
برداشتن کلیه اغلب برای درمان سرطان کلیه انجام میشود.
8. Aesthetic - مربوط به زیبایی
Example: The surgery had both functional and aesthetic benefits.
جراحی هم از نظر عملکردی و هم از نظر زیبایی مفید بود.
9. Intersection - تقاطع
Example: Public health lies at the intersection of medicine and social science.
سلامت عمومی در تقاطع پزشکی و علوم اجتماعی قرار دارد.
10. Biocompatible - سازگار با بافتهای زنده
Example: The implant was made of biocompatible materials.
ایمپلنت از مواد سازگار با بافتهای زنده ساخته شده بود.
@rayaclass
🥰1
کلمه "undermine" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
64%
تضعیف کردن
19%
حمایت کردن
7%
تقویت کردن
10%
حذف کردن
👏1
کلمه "debilitate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
67%
تضعیف کردن
11%
ترمیم کردن
3%
تحریک کردن
19%
4. بهبود دادن
لغات ذیل همگی به معنای کاهش دادن وکم کردن دردو.....بارها و بارها مورد سوال بودهاند
1.Relieve
معنی: کاهش دادن، خلاص کردن، فرونشاندن
جمله 1: Painkillers can relieve the severe headaches caused by migraines.
(مسکنها میتوانند سردردهای شدید ناشی از میگرن را کاهش دهند.)
جمله 2: Inhalers are used to relieve breathing difficulties in asthma patients.
(از اسپریهای تنفسی برای کاهش مشکلات تنفسی در بیماران مبتلا به آسم استفاده میشود.)
---
2. Alleviate
معنی: تسکین دادن، کم کردن
جمله 1: Cold compresses can alleviate swelling and discomfort after surgery.
(کمپرس سرد میتواند تورم و ناراحتی پس از جراحی را تسکین دهد.)
جمله 2: Meditation is often recommended to alleviate anxiety and stress.
(مدیتیشن اغلب برای کاهش اضطراب و استرس توصیه میشود.)
---
3. Palliate
معنی: تسکین دادن
جمله 1: Palliative care focuses on relieving the symptoms of terminal illnesses.
(مراقبت تسکینی بر کاهش علائم بیماریهای لاعلاج تمرکز دارد.)
جمله 2: The doctor prescribed medication to palliate the patient’s chronic pain.
(پزشک دارویی برای تسکین درد مزمن بیمار تجویز کرد.)
---
4. Ease
معنی: کاهش دادن، تسکین دادن
جمله 1: Warm baths can ease joint pain caused by arthritis.
(حمامهای گرم میتوانند درد مفاصل ناشی از آرتروز را کاهش دهند.)
جمله 2: Medication is often used to ease postoperative discomfort.
(اغلب از دارو برای کاهش ناراحتی پس از عمل استفاده میشود.)
---
5. Mitigate
معنی: کاهش دادن یا کم کردن اثرات منفی
جمله 1: Proper hydration can mitigate the effects of dehydration during illness.
(آبرسانی مناسب میتواند اثرات کمآبی در طول بیماری را کاهش دهد.)
جمله 2: Vaccines are crucial in mitigating the spread of infectious diseases.
(واکسنها در کاهش گسترش بیماریهای عفونی حیاتی هستند.)
---
6. Assuage
معنی: تسکین دادن یا آرام کردن
جمله 1: The doctor provided painkillers to assuage the patient’s discomfort.
(پزشک برای تسکین ناراحتی بیمار مسکن تجویز کرد.)
جمله 2: Psychological counseling can help assuage feelings of guilt in patients.
(مشاوره روانشناسی میتواند به کاهش احساس گناه در بیماران کمک کند.)
---
7. Soothe
معنی: آرام کردن، فرونشاندن
جمله 1: The ointment helps soothe irritated skin.
(این پماد به آرام کردن پوست تحریکشده کمک میکند.)
جمله 2: Gentle massages can soothe muscle tension in patients with chronic pain.
(ماساژهای ملایم میتوانند تنش عضلانی را در بیماران مبتلا به درد مزمن کاهش دهند.)
---
8. Subside
معنی: فروکش کردن، کاهش یافتن
جمله 1: After taking the medication, the patient’s fever began to subside.
(پس از مصرف دارو، تب بیمار شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: The swelling around the injury will subside within a few days.
(تورم اطراف جراحت ظرف چند روز فروکش خواهد کرد.)
---
9. Abate
معنی: کاهش یافتن، فروکش کردن
جمله 1: The fever started to abate after the first dose of antibiotics.
(تب پس از اولین دوز آنتیبیوتیک شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: Early treatment can abate the progression of the disease.
(درمان زودهنگام میتواند پیشرفت بیماری را کاهش دهد.)
---
10. Calm
معنی: آرام کردن یا کاهش اضطراب
جمله 1: The nurse administered medication to calm the patient’s severe anxiety.
(پرستار دارویی برای کاهش اضطراب شدید بیمار تجویز کرد.)
جمله 2: Deep breathing techniques can calm the body during panic attacks.
(تکنیکهای تنفس عمیق میتوانند بدن را در طول حملات پانیک آرام کنند.)
@rayaclass
1.Relieve
معنی: کاهش دادن، خلاص کردن، فرونشاندن
جمله 1: Painkillers can relieve the severe headaches caused by migraines.
(مسکنها میتوانند سردردهای شدید ناشی از میگرن را کاهش دهند.)
جمله 2: Inhalers are used to relieve breathing difficulties in asthma patients.
(از اسپریهای تنفسی برای کاهش مشکلات تنفسی در بیماران مبتلا به آسم استفاده میشود.)
---
2. Alleviate
معنی: تسکین دادن، کم کردن
جمله 1: Cold compresses can alleviate swelling and discomfort after surgery.
(کمپرس سرد میتواند تورم و ناراحتی پس از جراحی را تسکین دهد.)
جمله 2: Meditation is often recommended to alleviate anxiety and stress.
(مدیتیشن اغلب برای کاهش اضطراب و استرس توصیه میشود.)
---
3. Palliate
معنی: تسکین دادن
جمله 1: Palliative care focuses on relieving the symptoms of terminal illnesses.
(مراقبت تسکینی بر کاهش علائم بیماریهای لاعلاج تمرکز دارد.)
جمله 2: The doctor prescribed medication to palliate the patient’s chronic pain.
(پزشک دارویی برای تسکین درد مزمن بیمار تجویز کرد.)
---
4. Ease
معنی: کاهش دادن، تسکین دادن
جمله 1: Warm baths can ease joint pain caused by arthritis.
(حمامهای گرم میتوانند درد مفاصل ناشی از آرتروز را کاهش دهند.)
جمله 2: Medication is often used to ease postoperative discomfort.
(اغلب از دارو برای کاهش ناراحتی پس از عمل استفاده میشود.)
---
5. Mitigate
معنی: کاهش دادن یا کم کردن اثرات منفی
جمله 1: Proper hydration can mitigate the effects of dehydration during illness.
(آبرسانی مناسب میتواند اثرات کمآبی در طول بیماری را کاهش دهد.)
جمله 2: Vaccines are crucial in mitigating the spread of infectious diseases.
(واکسنها در کاهش گسترش بیماریهای عفونی حیاتی هستند.)
---
6. Assuage
معنی: تسکین دادن یا آرام کردن
جمله 1: The doctor provided painkillers to assuage the patient’s discomfort.
(پزشک برای تسکین ناراحتی بیمار مسکن تجویز کرد.)
جمله 2: Psychological counseling can help assuage feelings of guilt in patients.
(مشاوره روانشناسی میتواند به کاهش احساس گناه در بیماران کمک کند.)
---
7. Soothe
معنی: آرام کردن، فرونشاندن
جمله 1: The ointment helps soothe irritated skin.
(این پماد به آرام کردن پوست تحریکشده کمک میکند.)
جمله 2: Gentle massages can soothe muscle tension in patients with chronic pain.
(ماساژهای ملایم میتوانند تنش عضلانی را در بیماران مبتلا به درد مزمن کاهش دهند.)
---
8. Subside
معنی: فروکش کردن، کاهش یافتن
جمله 1: After taking the medication, the patient’s fever began to subside.
(پس از مصرف دارو، تب بیمار شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: The swelling around the injury will subside within a few days.
(تورم اطراف جراحت ظرف چند روز فروکش خواهد کرد.)
---
9. Abate
معنی: کاهش یافتن، فروکش کردن
جمله 1: The fever started to abate after the first dose of antibiotics.
(تب پس از اولین دوز آنتیبیوتیک شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: Early treatment can abate the progression of the disease.
(درمان زودهنگام میتواند پیشرفت بیماری را کاهش دهد.)
---
10. Calm
معنی: آرام کردن یا کاهش اضطراب
جمله 1: The nurse administered medication to calm the patient’s severe anxiety.
(پرستار دارویی برای کاهش اضطراب شدید بیمار تجویز کرد.)
جمله 2: Deep breathing techniques can calm the body during panic attacks.
(تکنیکهای تنفس عمیق میتوانند بدن را در طول حملات پانیک آرام کنند.)
@rayaclass
کلمه "imperative" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
58%
ضروری یا واجب
5%
اختیاری
21%
بیاهمیت
17%
پیشگیرانه
کلمات ذیل همگی به معنای تضعیف کردن بارها سوال کنکور بوده
@rayaclass
1. Debilitate
معنی: تضعیف کردن، ناتوان کردن
جمله 1: Prolonged illnesses can debilitate the immune system.
(بیماریهای طولانیمدت میتوانند سیستم ایمنی را تضعیف کنند.)
جمله 2: Chemotherapy can temporarily debilitate the patient’s overall strength.
(شیمیدرمانی میتواند بهطور موقت قدرت کلی بیمار را کاهش دهد.)
---
2. Weaken
معنی: ضعیف کردن
جمله 1: A lack of essential nutrients can weaken the body’s natural defenses.
(کمبود مواد مغذی ضروری میتواند دفاع طبیعی بدن را تضعیف کند.)
جمله 2: Chronic stress may weaken the effectiveness of the immune response.
(استرس مزمن ممکن است اثربخشی پاسخ ایمنی را کاهش دهد.)
---
3. Undermine
معنی: تحلیل بردن، سست کردن
جمله 1: Smoking can undermine the body’s ability to heal from injuries.
(سیگار کشیدن میتواند توانایی بدن در بهبود زخمها را کاهش دهد.)
جمله 2: Long-term use of steroids can undermine bone density.
(استفاده طولانیمدت از استروئیدها میتواند تراکم استخوان را کاهش دهد.)
---
4. Exhaust
معنی: تخلیه کردن انرژی یا کاهش قدرت
جمله 1: Prolonged physical labor can exhaust a person’s strength quickly.
(کار بدنی طولانیمدت میتواند بهسرعت قدرت فرد را تخلیه کند.)
جمله 2: Severe illnesses often exhaust the body’s immune system.
(بیماریهای شدید اغلب سیستم ایمنی بدن را خسته میکنند.)
---
5. Impair
معنی: مختل کردن، آسیب زدن
جمله 1: Excessive alcohol consumption can impair liver function.
(مصرف بیش از حد الکل میتواند عملکرد کبد را مختل کند.)
جمله 2: Vision can be impaired temporarily due to certain medications.
(بینایی ممکن است بهطور موقت به دلیل مصرف برخی داروها مختل شود.)
---
6. Deteriorate
معنی: بدتر شدن، تحلیل رفتن
جمله 1: Without treatment, the patient’s condition may deteriorate rapidly.
(بدون درمان، وضعیت بیمار ممکن است بهسرعت بدتر شود.)
جمله 2: Poor nutrition can deteriorate bone density over time.
(تغذیه نامناسب میتواند به مرور تراکم استخوان را کاهش دهد.)
@rayaclass
@rayaclass
1. Debilitate
معنی: تضعیف کردن، ناتوان کردن
جمله 1: Prolonged illnesses can debilitate the immune system.
(بیماریهای طولانیمدت میتوانند سیستم ایمنی را تضعیف کنند.)
جمله 2: Chemotherapy can temporarily debilitate the patient’s overall strength.
(شیمیدرمانی میتواند بهطور موقت قدرت کلی بیمار را کاهش دهد.)
---
2. Weaken
معنی: ضعیف کردن
جمله 1: A lack of essential nutrients can weaken the body’s natural defenses.
(کمبود مواد مغذی ضروری میتواند دفاع طبیعی بدن را تضعیف کند.)
جمله 2: Chronic stress may weaken the effectiveness of the immune response.
(استرس مزمن ممکن است اثربخشی پاسخ ایمنی را کاهش دهد.)
---
3. Undermine
معنی: تحلیل بردن، سست کردن
جمله 1: Smoking can undermine the body’s ability to heal from injuries.
(سیگار کشیدن میتواند توانایی بدن در بهبود زخمها را کاهش دهد.)
جمله 2: Long-term use of steroids can undermine bone density.
(استفاده طولانیمدت از استروئیدها میتواند تراکم استخوان را کاهش دهد.)
---
4. Exhaust
معنی: تخلیه کردن انرژی یا کاهش قدرت
جمله 1: Prolonged physical labor can exhaust a person’s strength quickly.
(کار بدنی طولانیمدت میتواند بهسرعت قدرت فرد را تخلیه کند.)
جمله 2: Severe illnesses often exhaust the body’s immune system.
(بیماریهای شدید اغلب سیستم ایمنی بدن را خسته میکنند.)
---
5. Impair
معنی: مختل کردن، آسیب زدن
جمله 1: Excessive alcohol consumption can impair liver function.
(مصرف بیش از حد الکل میتواند عملکرد کبد را مختل کند.)
جمله 2: Vision can be impaired temporarily due to certain medications.
(بینایی ممکن است بهطور موقت به دلیل مصرف برخی داروها مختل شود.)
---
6. Deteriorate
معنی: بدتر شدن، تحلیل رفتن
جمله 1: Without treatment, the patient’s condition may deteriorate rapidly.
(بدون درمان، وضعیت بیمار ممکن است بهسرعت بدتر شود.)
جمله 2: Poor nutrition can deteriorate bone density over time.
(تغذیه نامناسب میتواند به مرور تراکم استخوان را کاهش دهد.)
@rayaclass
👍1
کلمه "condemn" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
81%
محکوم کردن
6%
تحسین کردن
11%
تأیید کردن
3%
اجتناب کردن
دانستن
کالوکیشن های کلمات میتواند کمک شایانی در پاسخ به سوالهای لغت کند
کلمه alleviate (به معنی کاهش دادن یا تسکین دادن) در حوزه پزشکی کاربرد زیادی دارد و با کلمات مختلفی همنشین میشود. در زیر برخی از collocations رایج با معنی فارسی و جملهای در حیطه پزشکی آمده است:
---
1. Alleviate pain
معنی: کاهش درد
جمله: Doctors often use opioids to alleviate severe pain in cancer patients.
ترجمه: پزشکان اغلب از داروهای مخدر برای کاهش درد شدید در بیماران مبتلا به سرطان استفاده میکنند.
---
2. Alleviate symptoms
معنی: تسکین علائم
جمله: The antihistamine helped alleviate the symptoms of the allergic reaction.
ترجمه: آنتیهیستامین به تسکین علائم واکنش آلرژیک کمک کرد.
---
3. Alleviate discomfort
معنی: کاهش ناراحتی
جمله: Applying a cold compress can alleviate the discomfort caused by swelling.
ترجمه: استفاده از کمپرس سرد میتواند ناراحتی ناشی از تورم را کاهش دهد.
---
4. Alleviate suffering
معنی: کاهش رنج
جمله: Palliative care aims to alleviate suffering in patients with terminal illnesses.
ترجمه: مراقبت تسکینی به کاهش رنج بیماران مبتلا به بیماریهای لاعلاج میپردازد.
@rayaclass
---
5. Alleviate pressure
معنی: کاهش فشار
جمله: Surgery is sometimes necessary to alleviate pressure on the spinal cord.
ترجمه: گاهی جراحی برای کاهش فشار بر روی نخاع ضروری است.
@rayaclass
---
6. Alleviate anxiety
معنی: کاهش اضطراب
@rayaclass
جمله: Deep breathing exercises can help alleviate anxiety in patients before surgery.
ترجمه: تمرینات تنفس عمیق میتوانند به کاهش اضطراب بیماران قبل از جراحی کمک کنند.
@rayaclass
کالوکیشن های کلمات میتواند کمک شایانی در پاسخ به سوالهای لغت کند
کلمه alleviate (به معنی کاهش دادن یا تسکین دادن) در حوزه پزشکی کاربرد زیادی دارد و با کلمات مختلفی همنشین میشود. در زیر برخی از collocations رایج با معنی فارسی و جملهای در حیطه پزشکی آمده است:
---
1. Alleviate pain
معنی: کاهش درد
جمله: Doctors often use opioids to alleviate severe pain in cancer patients.
ترجمه: پزشکان اغلب از داروهای مخدر برای کاهش درد شدید در بیماران مبتلا به سرطان استفاده میکنند.
---
2. Alleviate symptoms
معنی: تسکین علائم
جمله: The antihistamine helped alleviate the symptoms of the allergic reaction.
ترجمه: آنتیهیستامین به تسکین علائم واکنش آلرژیک کمک کرد.
---
3. Alleviate discomfort
معنی: کاهش ناراحتی
جمله: Applying a cold compress can alleviate the discomfort caused by swelling.
ترجمه: استفاده از کمپرس سرد میتواند ناراحتی ناشی از تورم را کاهش دهد.
---
4. Alleviate suffering
معنی: کاهش رنج
جمله: Palliative care aims to alleviate suffering in patients with terminal illnesses.
ترجمه: مراقبت تسکینی به کاهش رنج بیماران مبتلا به بیماریهای لاعلاج میپردازد.
@rayaclass
---
5. Alleviate pressure
معنی: کاهش فشار
جمله: Surgery is sometimes necessary to alleviate pressure on the spinal cord.
ترجمه: گاهی جراحی برای کاهش فشار بر روی نخاع ضروری است.
@rayaclass
---
6. Alleviate anxiety
معنی: کاهش اضطراب
@rayaclass
جمله: Deep breathing exercises can help alleviate anxiety in patients before surgery.
ترجمه: تمرینات تنفس عمیق میتوانند به کاهش اضطراب بیماران قبل از جراحی کمک کنند.
@rayaclass
کلمه "intervene" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
89%
مداخله کردن
5%
نادیده گرفتن
2%
3. عقبنشینی کردن
5%
جلوگیری کردن
کلمه carry out به معنای انجام دادن، اجرا کردن یا به اتمام رساندن است. این فعل در زمینههای مختلف، از جمله پزشکی، برای بیان انجام اقدامات، آزمایشها یا پروسهها به کار میرود. در ادامه برخی از همنشینیهای رایج (collocations) همراه با ترجمه و جمله آورده شده است:
---
1. Carry out a test
معنی: انجام دادن آزمایش
جمله: The laboratory technician will carry out a blood test to check for infections.
ترجمه: تکنسین آزمایشگاه یک آزمایش خون انجام خواهد داد تا عفونتها بررسی شوند.
---
2. Carry out a procedure
معنی: انجام دادن یک پروسه یا عمل
جمله: The surgeon will carry out a minimally invasive procedure to remove the tumor.
ترجمه: جراح یک عمل کمتهاجمی برای برداشتن تومور انجام خواهد داد.
@rayaclass
---
3. Carry out research
معنی: انجام دادن تحقیق
جمله: Scientists are carrying out research to develop a vaccine for the new virus.
ترجمه: دانشمندان در حال انجام تحقیقات برای تولید واکسن برای ویروس جدید هستند.
@rayaclass
---
4. Carry out an experiment
معنی: انجام دادن آزمایش علمی
جمله: The researchers carried out an experiment to test the drug's effectiveness.
ترجمه: پژوهشگران آزمایشی انجام دادند تا اثربخشی دارو را بررسی کنند.
@rayaclass
---
5. Carry out an examination
معنی: انجام معاینه
جمله: The doctor will carry out a physical examination to determine the cause of your symptoms.
ترجمه: پزشک معاینه بدنی انجام خواهد داد تا علت علائم شما را مشخص کند.
@rayaclass
---
6. Carry out a survey
معنی: انجام دادن نظرسنجی
جمله: The hospital carried out a patient satisfaction survey to improve its services.
ترجمه: بیمارستان نظرسنجی رضایت بیماران را برای بهبود خدمات خود انجام داد.
---
7. Carry out treatment
معنی: انجام درمان
جمله: The team of specialists carried out the treatment plan as scheduled.
ترجمه: تیم متخصصین برنامه درمانی را طبق زمانبندی اجرا کردند.
---
این ترکیبها در حوزه پزشکی بسیار رایج و کاربردی هستند.
@rayaclass
---
1. Carry out a test
معنی: انجام دادن آزمایش
جمله: The laboratory technician will carry out a blood test to check for infections.
ترجمه: تکنسین آزمایشگاه یک آزمایش خون انجام خواهد داد تا عفونتها بررسی شوند.
---
2. Carry out a procedure
معنی: انجام دادن یک پروسه یا عمل
جمله: The surgeon will carry out a minimally invasive procedure to remove the tumor.
ترجمه: جراح یک عمل کمتهاجمی برای برداشتن تومور انجام خواهد داد.
@rayaclass
---
3. Carry out research
معنی: انجام دادن تحقیق
جمله: Scientists are carrying out research to develop a vaccine for the new virus.
ترجمه: دانشمندان در حال انجام تحقیقات برای تولید واکسن برای ویروس جدید هستند.
@rayaclass
---
4. Carry out an experiment
معنی: انجام دادن آزمایش علمی
جمله: The researchers carried out an experiment to test the drug's effectiveness.
ترجمه: پژوهشگران آزمایشی انجام دادند تا اثربخشی دارو را بررسی کنند.
@rayaclass
---
5. Carry out an examination
معنی: انجام معاینه
جمله: The doctor will carry out a physical examination to determine the cause of your symptoms.
ترجمه: پزشک معاینه بدنی انجام خواهد داد تا علت علائم شما را مشخص کند.
@rayaclass
---
6. Carry out a survey
معنی: انجام دادن نظرسنجی
جمله: The hospital carried out a patient satisfaction survey to improve its services.
ترجمه: بیمارستان نظرسنجی رضایت بیماران را برای بهبود خدمات خود انجام داد.
---
7. Carry out treatment
معنی: انجام درمان
جمله: The team of specialists carried out the treatment plan as scheduled.
ترجمه: تیم متخصصین برنامه درمانی را طبق زمانبندی اجرا کردند.
---
این ترکیبها در حوزه پزشکی بسیار رایج و کاربردی هستند.
@rayaclass
1. Undermine (تحلیل بردن/تضعیف کردن)
معنی: کاهش قدرت، تاثیر یا کارایی چیزی
کالوکیشنها:
Undermine confidence (تضعیف اعتمادبهنفس)
Undermine health (تضعیف سلامتی)
Undermine authority (تضعیف اقتدار)
جمله: Prolonged stress can undermine mental health and lead to serious conditions like depression.
ترجمه: استرس طولانیمدت میتواند سلامتی روان را تضعیف کرده و به شرایط جدی مانند افسردگی منجر شود.
---
2. Undergo (دستخوش چیزی شدن)
معنی: تجربه کردن یا تحمل کردن یک فرآیند یا تغییر
کالوکیشنها:
Undergo surgery (تحت عمل جراحی قرار گرفتن)
Undergo treatment (دریافت درمان)
Undergo a transformation (تجربه یک دگرگونی)
جمله: Patients with severe injuries may need to undergo multiple surgeries for recovery.
ترجمه: بیماران با آسیبهای شدید ممکن است نیاز به انجام چندین عمل جراحی برای بهبودی داشته باشند.
---
3. Underlie (زمینهساز چیزی شدن)
معنی: دلیل یا پایه و اساس چیزی بودن
کالوکیشنها:
Underlie a problem (زمینهساز مشکل بودن)
@rayaclass
Underlie a condition (زمینهساز یک وضعیت پزشکی بودن)
Underlie the cause (زمینهساز علت بودن)
@rayaclass
جمله: Genetic factors may underlie the development of autoimmune diseases.
ترجمه: عوامل ژنتیکی ممکن است زمینهساز توسعه بیماریهای خودایمنی باشند.
@rayaclass
---
4. Underestimate (دست کم گرفتن)
معنی: ارزیابی کمتر از واقع از چیزی داشتن
@rayaclass
کالوکیشنها:
Underestimate the importance (دستکم گرفتن اهمیت)
Underestimate the risk (دستکم گرفتن خطر)
Underestimate the impact (دستکم گرفتن تاثیر)
جمله: Never underestimate the importance of early diagnosis in treating chronic diseases.
ترجمه: هرگز اهمیت تشخیص زودهنگام در درمان بیماریهای مزمن را دستکم نگیرید.
---
این کالوکیشنها به شما کمک میکنند تا این کلمات را بهخوبی در متون و جملات به کار ببرید.
معنی: کاهش قدرت، تاثیر یا کارایی چیزی
کالوکیشنها:
Undermine confidence (تضعیف اعتمادبهنفس)
Undermine health (تضعیف سلامتی)
Undermine authority (تضعیف اقتدار)
جمله: Prolonged stress can undermine mental health and lead to serious conditions like depression.
ترجمه: استرس طولانیمدت میتواند سلامتی روان را تضعیف کرده و به شرایط جدی مانند افسردگی منجر شود.
---
2. Undergo (دستخوش چیزی شدن)
معنی: تجربه کردن یا تحمل کردن یک فرآیند یا تغییر
کالوکیشنها:
Undergo surgery (تحت عمل جراحی قرار گرفتن)
Undergo treatment (دریافت درمان)
Undergo a transformation (تجربه یک دگرگونی)
جمله: Patients with severe injuries may need to undergo multiple surgeries for recovery.
ترجمه: بیماران با آسیبهای شدید ممکن است نیاز به انجام چندین عمل جراحی برای بهبودی داشته باشند.
---
3. Underlie (زمینهساز چیزی شدن)
معنی: دلیل یا پایه و اساس چیزی بودن
کالوکیشنها:
Underlie a problem (زمینهساز مشکل بودن)
@rayaclass
Underlie a condition (زمینهساز یک وضعیت پزشکی بودن)
Underlie the cause (زمینهساز علت بودن)
@rayaclass
جمله: Genetic factors may underlie the development of autoimmune diseases.
ترجمه: عوامل ژنتیکی ممکن است زمینهساز توسعه بیماریهای خودایمنی باشند.
@rayaclass
---
4. Underestimate (دست کم گرفتن)
معنی: ارزیابی کمتر از واقع از چیزی داشتن
@rayaclass
کالوکیشنها:
Underestimate the importance (دستکم گرفتن اهمیت)
Underestimate the risk (دستکم گرفتن خطر)
Underestimate the impact (دستکم گرفتن تاثیر)
جمله: Never underestimate the importance of early diagnosis in treating chronic diseases.
ترجمه: هرگز اهمیت تشخیص زودهنگام در درمان بیماریهای مزمن را دستکم نگیرید.
---
این کالوکیشنها به شما کمک میکنند تا این کلمات را بهخوبی در متون و جملات به کار ببرید.
❤3
---
1. Exacerbate (بدتر کردن/تشدید کردن)
معنی: وخیمتر کردن یا شدت بخشیدن به بیماری یا وضعیت
کالوکیشنها:
Exacerbate symptoms (تشدید علائم)
Exacerbate a condition (وخیم کردن یک وضعیت)
Exacerbate pain (تشدید درد)
جمله: Smoking can exacerbate respiratory conditions such as asthma.
ترجمه: سیگار کشیدن میتواند بیماریهای تنفسی مانند آسم را تشدید کند.
---
2. Alleviate (تسکین دادن/کاهش دادن)
معنی: کاهش شدت یا تسکین دادن درد یا علائم
کالوکیشنها:
Alleviate pain (کاهش درد)
Alleviate symptoms (تسکین علائم)
Alleviate suffering (کاهش رنج)
جمله: The medication was prescribed to alleviate the patient’s chronic back pain.
ترجمه: این دارو برای کاهش درد مزمن کمر بیمار تجویز شد.
---
3. Suppress (سرکوب کردن)
معنی: متوقف کردن یا کاهش یک فرآیند زیستی یا واکنش بدن
کالوکیشنها:
Suppress the immune system (سرکوب سیستم ایمنی)
Suppress inflammation (کاهش التهاب)
Suppress symptoms (سرکوب علائم)
جمله: Corticosteroids are often used to suppress inflammation in autoimmune diseases.
ترجمه: کورتیکواستروئیدها اغلب برای کاهش التهاب در بیماریهای خودایمنی استفاده میشوند.
---
4. Diagnose (تشخیص دادن)
معنی: شناسایی یک بیماری بر اساس علائم و آزمایشها
کالوکیشنها:
Diagnose accurately (تشخیص دقیق)
Diagnose early (تشخیص زودهنگام)
Diagnose a condition (تشخیص یک وضعیت)
جمله: The doctor diagnosed the patient with diabetes after reviewing the test results.
ترجمه: پزشک پس از بررسی نتایج آزمایش، دیابت بیمار را تشخیص داد.
---
5. Administer (اعمال کردن/دادن دارو)
معنی: ارائه دارو یا درمان به بیمار
کالوکیشنها:
Administer medication (دادن دارو)
Administer an injection (تزریق انجام دادن)
Administer treatment (اعمال درمان)
جمله: The nurse administered the medication intravenously to the patient.
ترجمه: پرستار دارو را بهصورت وریدی به بیمار تزریق کرد.
---
6. Induce (القاکردن/برانگیختن)
معنی: ایجاد یا تحریک یک فرآیند زیستی یا وضعیت
کالوکیشنها:
Induce labor (القای زایمان)
Induce vomiting (القای استفراغ)
Induce a response (برانگیختن پاسخ)
جمله: Doctors may induce labor if the pregnancy goes beyond 42 weeks.
ترجمه: پزشکان ممکن است زایمان را القا کنند اگر بارداری بیش از ۴۲ هفته طول بکشد.
@rayaclass
---
7. Compromise (به خطر انداختن/تضعیف کردن)
معنی: کاهش یا آسیب زدن به کارکرد یا وضعیت
@rayaclass
کالوکیشنها:
Compromise immunity (تضعیف سیستم ایمنی)
Compromise health (به خطر انداختن سلامتی)
Compromise recovery (به خطر انداختن بهبودی)
@rayaclass
جمله: Chronic stress can compromise the immune system, increasing susceptibility to infections.
ترجمه: استرس مزمن میتواند سیستم ایمنی را تضعیف کرده و آسیبپذیری نسبت به عفونتها را افزایش دهد.
@rayaclass
---
8. Eradicate (ریشهکن کردن)
معنی: بهطور کامل از بین بردن یک بیماری یا مشکل
کالوکیشنها:
Eradicate disease (ریشهکن کردن بیماری)
Eradicate infection (ریشهکن کردن عفونت)
Eradicate completely (ریشهکن کردن کامل)
@rayaclass
جمله: Vaccination programs aim to eradicate polio worldwide.
ترجمه: برنامههای واکسیناسیون هدفشان ریشهکن کردن فلج اطفال در سراسر جهان است.
---
این افعال تخصصی در متون پیشرفته پزشکی بسیار رایج هستند.
1. Exacerbate (بدتر کردن/تشدید کردن)
معنی: وخیمتر کردن یا شدت بخشیدن به بیماری یا وضعیت
کالوکیشنها:
Exacerbate symptoms (تشدید علائم)
Exacerbate a condition (وخیم کردن یک وضعیت)
Exacerbate pain (تشدید درد)
جمله: Smoking can exacerbate respiratory conditions such as asthma.
ترجمه: سیگار کشیدن میتواند بیماریهای تنفسی مانند آسم را تشدید کند.
---
2. Alleviate (تسکین دادن/کاهش دادن)
معنی: کاهش شدت یا تسکین دادن درد یا علائم
کالوکیشنها:
Alleviate pain (کاهش درد)
Alleviate symptoms (تسکین علائم)
Alleviate suffering (کاهش رنج)
جمله: The medication was prescribed to alleviate the patient’s chronic back pain.
ترجمه: این دارو برای کاهش درد مزمن کمر بیمار تجویز شد.
---
3. Suppress (سرکوب کردن)
معنی: متوقف کردن یا کاهش یک فرآیند زیستی یا واکنش بدن
کالوکیشنها:
Suppress the immune system (سرکوب سیستم ایمنی)
Suppress inflammation (کاهش التهاب)
Suppress symptoms (سرکوب علائم)
جمله: Corticosteroids are often used to suppress inflammation in autoimmune diseases.
ترجمه: کورتیکواستروئیدها اغلب برای کاهش التهاب در بیماریهای خودایمنی استفاده میشوند.
---
4. Diagnose (تشخیص دادن)
معنی: شناسایی یک بیماری بر اساس علائم و آزمایشها
کالوکیشنها:
Diagnose accurately (تشخیص دقیق)
Diagnose early (تشخیص زودهنگام)
Diagnose a condition (تشخیص یک وضعیت)
جمله: The doctor diagnosed the patient with diabetes after reviewing the test results.
ترجمه: پزشک پس از بررسی نتایج آزمایش، دیابت بیمار را تشخیص داد.
---
5. Administer (اعمال کردن/دادن دارو)
معنی: ارائه دارو یا درمان به بیمار
کالوکیشنها:
Administer medication (دادن دارو)
Administer an injection (تزریق انجام دادن)
Administer treatment (اعمال درمان)
جمله: The nurse administered the medication intravenously to the patient.
ترجمه: پرستار دارو را بهصورت وریدی به بیمار تزریق کرد.
---
6. Induce (القاکردن/برانگیختن)
معنی: ایجاد یا تحریک یک فرآیند زیستی یا وضعیت
کالوکیشنها:
Induce labor (القای زایمان)
Induce vomiting (القای استفراغ)
Induce a response (برانگیختن پاسخ)
جمله: Doctors may induce labor if the pregnancy goes beyond 42 weeks.
ترجمه: پزشکان ممکن است زایمان را القا کنند اگر بارداری بیش از ۴۲ هفته طول بکشد.
@rayaclass
---
7. Compromise (به خطر انداختن/تضعیف کردن)
معنی: کاهش یا آسیب زدن به کارکرد یا وضعیت
@rayaclass
کالوکیشنها:
Compromise immunity (تضعیف سیستم ایمنی)
Compromise health (به خطر انداختن سلامتی)
Compromise recovery (به خطر انداختن بهبودی)
@rayaclass
جمله: Chronic stress can compromise the immune system, increasing susceptibility to infections.
ترجمه: استرس مزمن میتواند سیستم ایمنی را تضعیف کرده و آسیبپذیری نسبت به عفونتها را افزایش دهد.
@rayaclass
---
8. Eradicate (ریشهکن کردن)
معنی: بهطور کامل از بین بردن یک بیماری یا مشکل
کالوکیشنها:
Eradicate disease (ریشهکن کردن بیماری)
Eradicate infection (ریشهکن کردن عفونت)
Eradicate completely (ریشهکن کردن کامل)
@rayaclass
جمله: Vaccination programs aim to eradicate polio worldwide.
ترجمه: برنامههای واکسیناسیون هدفشان ریشهکن کردن فلج اطفال در سراسر جهان است.
---
این افعال تخصصی در متون پیشرفته پزشکی بسیار رایج هستند.
### لغات و کالوکیشنها
#### 🌕 Resumption
Collocations:
- resumption of treatment: از سرگیری درمان
- resumption of normal activities: از سرگیری فعالیتهای عادی
Example in Medicine:
- The resumption of treatment after a short break was crucial for the patient's recovery.
(از سرگیری درمان پس از وقفهای کوتاه برای بهبود بیمار حیاتی بود.)
---
#### 🌕 Consumption
Collocations:
- alcohol consumption: مصرف الکل
- food consumption: مصرف غذا
Example in Medicine:
- Excessive alcohol consumption can lead to liver damage.
(مصرف بیش از حد الکل میتواند باعث آسیب کبد شود.)
---
#### 🗯 Palatable
Collocations:
- palatable medicine: داروی خوشطعم
- palatable food: غذای خوشمزه
Example in Medicine:
- The new syrup was made more palatable to encourage children to take it.
(شربت جدید خوشطعمتر شده بود تا کودکان آن را راحتتر مصرف کنند.)
---
#### 🗯 Potable
Collocations:
- potable water: آب آشامیدنی
- potable sources: منابع قابل شرب
Example in Medicine:
- Access to potable water is essential for preventing waterborne diseases.
(دسترسی به آب آشامیدنی برای جلوگیری از بیماریهای ناشی از آب آلوده ضروری است.)
---
#### 💥 Intimate
Collocations:
- intimate knowledge: آگاهی صمیمانه/ دقیق
- intimate relationship: رابطه صمیمانه
Example in Medicine:
- An intimate knowledge of the patient's medical history helped the doctor diagnose the issue.
(آگاهی دقیق از سابقه پزشکی بیمار به پزشک کمک کرد تا مشکل را تشخیص دهد.)
---
#### 💥 Intimidate
Collocations:
- intimidating environment: محیط ترسناک
- intimidating behavior: رفتار تهدیدآمیز
Example in Medicine:
- The nurse ensured that the child didn’t feel intimidated during the vaccination process.
(پرستار مطمئن شد که کودک در هنگام واکسیناسیون احساس ترس نکند.)
---
#### ☀️ Connate
Collocations:
- connate abnormalities: ناهنجاریهای مادرزادی
- connate traits: ویژگیهای مادرزادی
Example in Medicine:
- The surgeon specialized in treating connate abnormalities in newborns.
(جراح در درمان ناهنجاریهای مادرزادی نوزادان تخصص داشت.)
---
#### ☀️ Connote
Collocations:
- connote understanding: دلالت بر درک
- connote awareness: دلالت بر آگاهی
Example in Medicine:
- A high fever often connotes the presence of an infection in the body.
(تب بالا معمولاً دلالت بر وجود عفونت در بدن دارد.)
---
#### 🦊 Malodorous
Collocations:
- malodorous wound: زخم بدبو
- malodorous discharge: ترشح بدبو
Example in Medicine:
- A malodorous wound can be a sign of an underlying infection.
(زخم بدبو میتواند نشانهای از عفونت زمینهای باشد.)
---
#### 🦊 Monotonous
Collocations:
- monotonous routine: روال یکنواخت
- monotonous tasks: وظایف یکنواخت
Example in Medicine:
- Working long hours in a monotonous routine can lead to burnout in healthcare professionals.
(کار طولانیمدت در روالی یکنواخت میتواند باعث فرسودگی در کادر درمان شود.)
---
#### 🦊 Autonomous
Collocations:
- autonomous systems: سیستمهای خودمختار
- autonomous decision-making: تصمیمگیری مستقل
Example in Medicine:
- The hospital introduced autonomous systems for monitoring patients' vital signs.
(بیمارستان سیستمهای خودمختار برای پایش علائم حیاتی بیماران معرفی کرد.)
---
#### 🦊 Meticulous
Collocations:
- meticulous examination: معاینه دقیق
- meticulous care: مراقبت دقیق
Example in Medicine:
- The surgeon performed a meticulous examination before proceeding with the operation.
(جراح قبل از انجام عمل، معاینه دقیقی انجام داد.)
---
#### 🥋 Cooperate
Collocations:
- cooperate with healthcare staff: همکاری با
#### 🌕 Resumption
Collocations:
- resumption of treatment: از سرگیری درمان
- resumption of normal activities: از سرگیری فعالیتهای عادی
Example in Medicine:
- The resumption of treatment after a short break was crucial for the patient's recovery.
(از سرگیری درمان پس از وقفهای کوتاه برای بهبود بیمار حیاتی بود.)
---
#### 🌕 Consumption
Collocations:
- alcohol consumption: مصرف الکل
- food consumption: مصرف غذا
Example in Medicine:
- Excessive alcohol consumption can lead to liver damage.
(مصرف بیش از حد الکل میتواند باعث آسیب کبد شود.)
---
#### 🗯 Palatable
Collocations:
- palatable medicine: داروی خوشطعم
- palatable food: غذای خوشمزه
Example in Medicine:
- The new syrup was made more palatable to encourage children to take it.
(شربت جدید خوشطعمتر شده بود تا کودکان آن را راحتتر مصرف کنند.)
---
#### 🗯 Potable
Collocations:
- potable water: آب آشامیدنی
- potable sources: منابع قابل شرب
Example in Medicine:
- Access to potable water is essential for preventing waterborne diseases.
(دسترسی به آب آشامیدنی برای جلوگیری از بیماریهای ناشی از آب آلوده ضروری است.)
---
#### 💥 Intimate
Collocations:
- intimate knowledge: آگاهی صمیمانه/ دقیق
- intimate relationship: رابطه صمیمانه
Example in Medicine:
- An intimate knowledge of the patient's medical history helped the doctor diagnose the issue.
(آگاهی دقیق از سابقه پزشکی بیمار به پزشک کمک کرد تا مشکل را تشخیص دهد.)
---
#### 💥 Intimidate
Collocations:
- intimidating environment: محیط ترسناک
- intimidating behavior: رفتار تهدیدآمیز
Example in Medicine:
- The nurse ensured that the child didn’t feel intimidated during the vaccination process.
(پرستار مطمئن شد که کودک در هنگام واکسیناسیون احساس ترس نکند.)
---
#### ☀️ Connate
Collocations:
- connate abnormalities: ناهنجاریهای مادرزادی
- connate traits: ویژگیهای مادرزادی
Example in Medicine:
- The surgeon specialized in treating connate abnormalities in newborns.
(جراح در درمان ناهنجاریهای مادرزادی نوزادان تخصص داشت.)
---
#### ☀️ Connote
Collocations:
- connote understanding: دلالت بر درک
- connote awareness: دلالت بر آگاهی
Example in Medicine:
- A high fever often connotes the presence of an infection in the body.
(تب بالا معمولاً دلالت بر وجود عفونت در بدن دارد.)
---
#### 🦊 Malodorous
Collocations:
- malodorous wound: زخم بدبو
- malodorous discharge: ترشح بدبو
Example in Medicine:
- A malodorous wound can be a sign of an underlying infection.
(زخم بدبو میتواند نشانهای از عفونت زمینهای باشد.)
---
#### 🦊 Monotonous
Collocations:
- monotonous routine: روال یکنواخت
- monotonous tasks: وظایف یکنواخت
Example in Medicine:
- Working long hours in a monotonous routine can lead to burnout in healthcare professionals.
(کار طولانیمدت در روالی یکنواخت میتواند باعث فرسودگی در کادر درمان شود.)
---
#### 🦊 Autonomous
Collocations:
- autonomous systems: سیستمهای خودمختار
- autonomous decision-making: تصمیمگیری مستقل
Example in Medicine:
- The hospital introduced autonomous systems for monitoring patients' vital signs.
(بیمارستان سیستمهای خودمختار برای پایش علائم حیاتی بیماران معرفی کرد.)
---
#### 🦊 Meticulous
Collocations:
- meticulous examination: معاینه دقیق
- meticulous care: مراقبت دقیق
Example in Medicine:
- The surgeon performed a meticulous examination before proceeding with the operation.
(جراح قبل از انجام عمل، معاینه دقیقی انجام داد.)
---
#### 🥋 Cooperate
Collocations:
- cooperate with healthcare staff: همکاری با
کادر درمان
- cooperate in treatment: همکاری در درمان
Example in Medicine:
- Patients who cooperate with healthcare staff often experience better outcomes.
(بیمارانی که با کادر درمان همکاری میکنند، معمولاً نتایج بهتری دارند.)
---
#### 🥋 Coordinate
Collocations:
- coordinate efforts: هماهنگ کردن تلاشها
- coordinate care: هماهنگی در مراقبت
Example in Medicine:
- The medical team worked to coordinate care for the patient’s post-surgery recovery.
(تیم پزشکی تلاش کرد تا مراقبتهای بعد از عمل بیمار را هماهنگ کند.)
---
#### 🏀 Obstacle
Collocations:
- overcome an obstacle: غلبه بر مانع
- significant obstacle: مانع قابلتوجه
Example in Medicine:
- Financial difficulties can be a significant obstacle to accessing healthcare.
(مشکلات مالی میتوانند مانع قابلتوجهی در دسترسی به خدمات درمانی باشند.)
---
#### 🏀 Obsolete
Collocations:
- obsolete equipment: تجهیزات منسوخ
- obsolete methods: روشهای قدیمی
Example in Medicine:
- The hospital replaced its obsolete equipment with state-of-the-art machines.
(بیمارستان تجهیزات منسوخ خود را با دستگاههای پیشرفته جایگزین کرد.)
@rayaclass
- cooperate in treatment: همکاری در درمان
Example in Medicine:
- Patients who cooperate with healthcare staff often experience better outcomes.
(بیمارانی که با کادر درمان همکاری میکنند، معمولاً نتایج بهتری دارند.)
---
#### 🥋 Coordinate
Collocations:
- coordinate efforts: هماهنگ کردن تلاشها
- coordinate care: هماهنگی در مراقبت
Example in Medicine:
- The medical team worked to coordinate care for the patient’s post-surgery recovery.
(تیم پزشکی تلاش کرد تا مراقبتهای بعد از عمل بیمار را هماهنگ کند.)
---
#### 🏀 Obstacle
Collocations:
- overcome an obstacle: غلبه بر مانع
- significant obstacle: مانع قابلتوجه
Example in Medicine:
- Financial difficulties can be a significant obstacle to accessing healthcare.
(مشکلات مالی میتوانند مانع قابلتوجهی در دسترسی به خدمات درمانی باشند.)
---
#### 🏀 Obsolete
Collocations:
- obsolete equipment: تجهیزات منسوخ
- obsolete methods: روشهای قدیمی
Example in Medicine:
- The hospital replaced its obsolete equipment with state-of-the-art machines.
(بیمارستان تجهیزات منسوخ خود را با دستگاههای پیشرفته جایگزین کرد.)
@rayaclass
The word "corroborate"
"تأیید کردن" or "تقویت کردن."
چند جمله از این لغت را با هم بخوانیم
کنکور ۱۴۰۳ از سوالهای کنکور بوده است .
@rayaclass
1. The results of the new clinical trial help to corroborate previous findings about the efficacy of the drug.
• نتایج آزمایش بالینی جدید به تأیید یافتههای قبلی درباره اثربخشی دارو کمک میکند.
@rayaclass
2. The doctor sought additional tests to corroborate the initial diagnosis of the patient.
• پزشک به دنبال آزمایشهای اضافی بود تا تشخیص اولیه بیمار را تأیید کند.
3. Multiple studies have been conducted to corroborate the link between lifestyle choices and heart disease.
• مطالعات متعددی برای تأیید ارتباط بین انتخابهای سبک زندگی و بیماری قلبی انجام شده است.
@rayaclass
4. The patient's symptoms were corroborated by imaging studies, confirming the need for surgery.
• علائم بیمار با مطالعات تصویربرداری تأیید شد و نیاز به جراحی را تأیید کرد.
"تأیید کردن" or "تقویت کردن."
چند جمله از این لغت را با هم بخوانیم
کنکور ۱۴۰۳ از سوالهای کنکور بوده است .
@rayaclass
1. The results of the new clinical trial help to corroborate previous findings about the efficacy of the drug.
• نتایج آزمایش بالینی جدید به تأیید یافتههای قبلی درباره اثربخشی دارو کمک میکند.
@rayaclass
2. The doctor sought additional tests to corroborate the initial diagnosis of the patient.
• پزشک به دنبال آزمایشهای اضافی بود تا تشخیص اولیه بیمار را تأیید کند.
3. Multiple studies have been conducted to corroborate the link between lifestyle choices and heart disease.
• مطالعات متعددی برای تأیید ارتباط بین انتخابهای سبک زندگی و بیماری قلبی انجام شده است.
@rayaclass
4. The patient's symptoms were corroborated by imaging studies, confirming the need for surgery.
• علائم بیمار با مطالعات تصویربرداری تأیید شد و نیاز به جراحی را تأیید کرد.
کلمه "pursue" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
89%
دنبال کردن یا پیگیری کردن
2%
رها کردن
8%
متوقف کردن
2%
جلوگیری کردن