کلمه "precipitate" به چه معناست؟
1.
1.
Anonymous Quiz
55%
تسریع کردن یا موجب شدن
35%
جلوگیری کردن
5%
کاهش دادن
5%
متوقف کردن
کلمه "convulsion" به چه معناست؟
1.
1.
Anonymous Quiz
81%
انقباض غیرارادی عضلات یا تشنج
4%
شل شدن عضلات
9%
التهاب
6%
حالت تهوع
کلمه "extravagance" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
85%
اسراف و زیادهروی
8%
صرفهجویی
6%
خویشتنداری
1%
سادگی
Forwarded from زبان ارشد و دکتری
Dict
ریشه: Dict-
از لاتین Dicere، به معنی گفتن یا بیان کردن.
1. Dictate
Dict (گفتن) + -ate (فعلساز)
معنی: دیکته کردن یا دستور دادن.
2. Prediction
Pre- (پیش) + Dict (گفتن) + -ion (اسمساز)
معنی: پیشبینی.
3. Contradict
Contra- (مقابل) + Dict (گفتن)
معنی: مخالفت کردن یا تناقض داشتن.
4. Addict
Ad- (به سمت) + Dict (گفتن)
معنی: معتاد؛ کسی که به چیزی وابسته شده است.
5. Dictator
Dict (گفتن) + -or (فاعل)
معنی: دیکتاتور؛ حاکمی که خودسرانه فرمان میدهد.
6. Dictionary
Dict (گفتن) + -ionary (اسمساز)
معنی: فرهنگ لغت؛ مجموعهای از کلمات و معانی.
7. Verdict
Ver- (حقیقت) + Dict (گفتن)
معنی: حکم یا رأی دادگاه.
8. Benediction
Bene- (خوب) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: دعای خیر یا برکت.
9. Malediction
Male- (بد) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: نفرین یا بدگویی.
10. Jurisdiction
Juris- (قانون) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: قلمرو قضایی یا قدرت قانونی.
@msrt1
ریشه: Dict-
از لاتین Dicere، به معنی گفتن یا بیان کردن.
1. Dictate
Dict (گفتن) + -ate (فعلساز)
معنی: دیکته کردن یا دستور دادن.
2. Prediction
Pre- (پیش) + Dict (گفتن) + -ion (اسمساز)
معنی: پیشبینی.
3. Contradict
Contra- (مقابل) + Dict (گفتن)
معنی: مخالفت کردن یا تناقض داشتن.
4. Addict
Ad- (به سمت) + Dict (گفتن)
معنی: معتاد؛ کسی که به چیزی وابسته شده است.
5. Dictator
Dict (گفتن) + -or (فاعل)
معنی: دیکتاتور؛ حاکمی که خودسرانه فرمان میدهد.
6. Dictionary
Dict (گفتن) + -ionary (اسمساز)
معنی: فرهنگ لغت؛ مجموعهای از کلمات و معانی.
7. Verdict
Ver- (حقیقت) + Dict (گفتن)
معنی: حکم یا رأی دادگاه.
8. Benediction
Bene- (خوب) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: دعای خیر یا برکت.
9. Malediction
Male- (بد) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: نفرین یا بدگویی.
10. Jurisdiction
Juris- (قانون) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: قلمرو قضایی یا قدرت قانونی.
@msrt1
👍2
Forwarded from زبان ارشد و دکتری
Vid/Vis
ریشه: Vid- / Vis-
از لاتین Videre، به معنی دیدن.
@msrt1
1. Video
Vid (دیدن) + -eo (پسوند)
معنی: ویدئو یا تصاویر متحرک.
2. Visual
Vis (دیدن) + -ual (صفتساز)
معنی: بصری یا مربوط به دید.
3. Vision
Vis (دیدن) + -ion (اسمساز)
معنی: دید یا چشمانداز.
4. Envision
En- (درون) + Vision (دید)
معنی: تجسم کردن یا تصور کردن.
5. Invisible
In- (نه) + Vis (دیدن) + -ible (صفتساز)
معنی: غیرقابل مشاهده یا نامرئی.
6. Videotape
Vid (دیدن) + -o (پسوند) + Tape (نوار)
معنی: نوار ویدئویی یا فیلم ضبطشده.
7. Supervisor
Super- (بالا) + Vis (دیدن) + -or (فاعل)
معنی: ناظر یا سرپرست.
8. Providence
Pro- (به جلو) + Vid (دیدن) + -ence (اسمساز)
معنی: سرنوشت یا تدبیر الهی.
9. Evidence
E- (خارج) + Vid (دیدن) + -ence (اسمساز)
معنی: مدرک یا شاهد.
10. Revisit
Re- (دوباره) + Vis (دیدن)
معنی: دوباره بازدید کردن یا مراجعه مجدد.
@msrt1
ریشه: Vid- / Vis-
از لاتین Videre، به معنی دیدن.
@msrt1
1. Video
Vid (دیدن) + -eo (پسوند)
معنی: ویدئو یا تصاویر متحرک.
2. Visual
Vis (دیدن) + -ual (صفتساز)
معنی: بصری یا مربوط به دید.
3. Vision
Vis (دیدن) + -ion (اسمساز)
معنی: دید یا چشمانداز.
4. Envision
En- (درون) + Vision (دید)
معنی: تجسم کردن یا تصور کردن.
5. Invisible
In- (نه) + Vis (دیدن) + -ible (صفتساز)
معنی: غیرقابل مشاهده یا نامرئی.
6. Videotape
Vid (دیدن) + -o (پسوند) + Tape (نوار)
معنی: نوار ویدئویی یا فیلم ضبطشده.
7. Supervisor
Super- (بالا) + Vis (دیدن) + -or (فاعل)
معنی: ناظر یا سرپرست.
8. Providence
Pro- (به جلو) + Vid (دیدن) + -ence (اسمساز)
معنی: سرنوشت یا تدبیر الهی.
9. Evidence
E- (خارج) + Vid (دیدن) + -ence (اسمساز)
معنی: مدرک یا شاهد.
10. Revisit
Re- (دوباره) + Vis (دیدن)
معنی: دوباره بازدید کردن یا مراجعه مجدد.
@msrt1
کلمه "dispensary" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
60%
داروخانه یا محل توزیع دارو
10%
آزمایشگاه پزشکی
14%
بیمارستان کوچک
17%
اتاق جراحی
کلمه "infirmary" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
29%
بیمارستان یا درمانگاه
10%
داروخانه
61%
. محل قرنطینه
0%
. آزمایشگاه
ریشه: Tain
از لاتین Tenere، به معنی نگه داشتن یا حفظ کردن.
بارها کلمات مرتبط با این ریشه سوال کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت بوده است
1. Retain
Re- (دوباره) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگه داشتن یا حفظ کردن.
2. Contain
Con- (با هم) + Tain (نگه داشتن)
معنی: شامل شدن یا دربر داشتن.
3. Obtain
Ob- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: به دست آوردن یا کسب کردن.
4. Sustain
Sus- (زیر) + Tain (نگه داشتن)
معنی: پشتیبانی کردن یا حفظ کردن.
5. Maintain
Main- (دست) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگهداری یا حفظ کردن.
@rayaclass
6. Detain
De- (پایین/جدا) + Tain (نگه داشتن)
معنی: بازداشت کردن یا نگه داشتن موقت.
7. Entertain
Enter- (میان) + Tain (نگه داشتن)
معنی: سرگرم کردن یا پذیرایی کردن.
@rayaclass
8. Pertinent
Per- (کاملاً) + Tain (نگه داشتن) + -ent
معنی: مرتبط یا مناسب.
9. Attain
At- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: رسیدن به هدف یا موفقیت.
10. Abstain
Ab- (دور) + Tain (نگه داشتن)
معنی: خودداری کردن یا پرهیز کردن.
@rayaclass
از لاتین Tenere، به معنی نگه داشتن یا حفظ کردن.
بارها کلمات مرتبط با این ریشه سوال کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت بوده است
1. Retain
Re- (دوباره) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگه داشتن یا حفظ کردن.
2. Contain
Con- (با هم) + Tain (نگه داشتن)
معنی: شامل شدن یا دربر داشتن.
3. Obtain
Ob- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: به دست آوردن یا کسب کردن.
4. Sustain
Sus- (زیر) + Tain (نگه داشتن)
معنی: پشتیبانی کردن یا حفظ کردن.
5. Maintain
Main- (دست) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگهداری یا حفظ کردن.
@rayaclass
6. Detain
De- (پایین/جدا) + Tain (نگه داشتن)
معنی: بازداشت کردن یا نگه داشتن موقت.
7. Entertain
Enter- (میان) + Tain (نگه داشتن)
معنی: سرگرم کردن یا پذیرایی کردن.
@rayaclass
8. Pertinent
Per- (کاملاً) + Tain (نگه داشتن) + -ent
معنی: مرتبط یا مناسب.
9. Attain
At- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: رسیدن به هدف یا موفقیت.
10. Abstain
Ab- (دور) + Tain (نگه داشتن)
معنی: خودداری کردن یا پرهیز کردن.
@rayaclass
لغات مهم که در متنهای آزمون ارشد تکرار شده
@rayaclass
1. Tease out - فهمیدن
Example: Researchers worked hard to tease out the effects of the new drug.
پژوهشگران برای فهمیدن اثرات داروی جدید سخت تلاش کردند.
2. Comorbidity - چند ابتلایی
Example: Diabetes often presents with comorbidities like hypertension.
دیابت اغلب با چند ابتلایی مثل فشار خون همراه است.
@rayaclass
3. Enactment - تصویب
Example: The enactment of new health policies improved patient care.
تصویب سیاستهای جدید بهبود مراقبت از بیماران را به دنبال داشت.
4. Lenient - ملایم
Example: The doctor took a lenient approach to the patient’s treatment plan.
پزشک رویکرد ملایمی در طرح درمان بیمار اتخاذ کرد.
@rayaclass
5. Discern - تشخیص دادن
Example: It is sometimes difficult to discern the early signs of cancer.
گاهی اوقات تشخیص علائم اولیه سرطان دشوار است.
6. Donor - اهدا کننده
Example: The donor provided a kidney for transplantation.
اهدا کننده یک کلیه برای پیوند فراهم کرد.
7. Nephrectomy - برداشتن کلیه
Example: Nephrectomy is often performed to treat kidney cancer.
برداشتن کلیه اغلب برای درمان سرطان کلیه انجام میشود.
8. Aesthetic - مربوط به زیبایی
Example: The surgery had both functional and aesthetic benefits.
جراحی هم از نظر عملکردی و هم از نظر زیبایی مفید بود.
9. Intersection - تقاطع
Example: Public health lies at the intersection of medicine and social science.
سلامت عمومی در تقاطع پزشکی و علوم اجتماعی قرار دارد.
10. Biocompatible - سازگار با بافتهای زنده
Example: The implant was made of biocompatible materials.
ایمپلنت از مواد سازگار با بافتهای زنده ساخته شده بود.
@rayaclass
@rayaclass
1. Tease out - فهمیدن
Example: Researchers worked hard to tease out the effects of the new drug.
پژوهشگران برای فهمیدن اثرات داروی جدید سخت تلاش کردند.
2. Comorbidity - چند ابتلایی
Example: Diabetes often presents with comorbidities like hypertension.
دیابت اغلب با چند ابتلایی مثل فشار خون همراه است.
@rayaclass
3. Enactment - تصویب
Example: The enactment of new health policies improved patient care.
تصویب سیاستهای جدید بهبود مراقبت از بیماران را به دنبال داشت.
4. Lenient - ملایم
Example: The doctor took a lenient approach to the patient’s treatment plan.
پزشک رویکرد ملایمی در طرح درمان بیمار اتخاذ کرد.
@rayaclass
5. Discern - تشخیص دادن
Example: It is sometimes difficult to discern the early signs of cancer.
گاهی اوقات تشخیص علائم اولیه سرطان دشوار است.
6. Donor - اهدا کننده
Example: The donor provided a kidney for transplantation.
اهدا کننده یک کلیه برای پیوند فراهم کرد.
7. Nephrectomy - برداشتن کلیه
Example: Nephrectomy is often performed to treat kidney cancer.
برداشتن کلیه اغلب برای درمان سرطان کلیه انجام میشود.
8. Aesthetic - مربوط به زیبایی
Example: The surgery had both functional and aesthetic benefits.
جراحی هم از نظر عملکردی و هم از نظر زیبایی مفید بود.
9. Intersection - تقاطع
Example: Public health lies at the intersection of medicine and social science.
سلامت عمومی در تقاطع پزشکی و علوم اجتماعی قرار دارد.
10. Biocompatible - سازگار با بافتهای زنده
Example: The implant was made of biocompatible materials.
ایمپلنت از مواد سازگار با بافتهای زنده ساخته شده بود.
@rayaclass
🥰1
کلمه "undermine" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
64%
تضعیف کردن
19%
حمایت کردن
7%
تقویت کردن
10%
حذف کردن
👏1
کلمه "debilitate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
67%
تضعیف کردن
11%
ترمیم کردن
3%
تحریک کردن
19%
4. بهبود دادن
لغات ذیل همگی به معنای کاهش دادن وکم کردن دردو.....بارها و بارها مورد سوال بودهاند
1.Relieve
معنی: کاهش دادن، خلاص کردن، فرونشاندن
جمله 1: Painkillers can relieve the severe headaches caused by migraines.
(مسکنها میتوانند سردردهای شدید ناشی از میگرن را کاهش دهند.)
جمله 2: Inhalers are used to relieve breathing difficulties in asthma patients.
(از اسپریهای تنفسی برای کاهش مشکلات تنفسی در بیماران مبتلا به آسم استفاده میشود.)
---
2. Alleviate
معنی: تسکین دادن، کم کردن
جمله 1: Cold compresses can alleviate swelling and discomfort after surgery.
(کمپرس سرد میتواند تورم و ناراحتی پس از جراحی را تسکین دهد.)
جمله 2: Meditation is often recommended to alleviate anxiety and stress.
(مدیتیشن اغلب برای کاهش اضطراب و استرس توصیه میشود.)
---
3. Palliate
معنی: تسکین دادن
جمله 1: Palliative care focuses on relieving the symptoms of terminal illnesses.
(مراقبت تسکینی بر کاهش علائم بیماریهای لاعلاج تمرکز دارد.)
جمله 2: The doctor prescribed medication to palliate the patient’s chronic pain.
(پزشک دارویی برای تسکین درد مزمن بیمار تجویز کرد.)
---
4. Ease
معنی: کاهش دادن، تسکین دادن
جمله 1: Warm baths can ease joint pain caused by arthritis.
(حمامهای گرم میتوانند درد مفاصل ناشی از آرتروز را کاهش دهند.)
جمله 2: Medication is often used to ease postoperative discomfort.
(اغلب از دارو برای کاهش ناراحتی پس از عمل استفاده میشود.)
---
5. Mitigate
معنی: کاهش دادن یا کم کردن اثرات منفی
جمله 1: Proper hydration can mitigate the effects of dehydration during illness.
(آبرسانی مناسب میتواند اثرات کمآبی در طول بیماری را کاهش دهد.)
جمله 2: Vaccines are crucial in mitigating the spread of infectious diseases.
(واکسنها در کاهش گسترش بیماریهای عفونی حیاتی هستند.)
---
6. Assuage
معنی: تسکین دادن یا آرام کردن
جمله 1: The doctor provided painkillers to assuage the patient’s discomfort.
(پزشک برای تسکین ناراحتی بیمار مسکن تجویز کرد.)
جمله 2: Psychological counseling can help assuage feelings of guilt in patients.
(مشاوره روانشناسی میتواند به کاهش احساس گناه در بیماران کمک کند.)
---
7. Soothe
معنی: آرام کردن، فرونشاندن
جمله 1: The ointment helps soothe irritated skin.
(این پماد به آرام کردن پوست تحریکشده کمک میکند.)
جمله 2: Gentle massages can soothe muscle tension in patients with chronic pain.
(ماساژهای ملایم میتوانند تنش عضلانی را در بیماران مبتلا به درد مزمن کاهش دهند.)
---
8. Subside
معنی: فروکش کردن، کاهش یافتن
جمله 1: After taking the medication, the patient’s fever began to subside.
(پس از مصرف دارو، تب بیمار شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: The swelling around the injury will subside within a few days.
(تورم اطراف جراحت ظرف چند روز فروکش خواهد کرد.)
---
9. Abate
معنی: کاهش یافتن، فروکش کردن
جمله 1: The fever started to abate after the first dose of antibiotics.
(تب پس از اولین دوز آنتیبیوتیک شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: Early treatment can abate the progression of the disease.
(درمان زودهنگام میتواند پیشرفت بیماری را کاهش دهد.)
---
10. Calm
معنی: آرام کردن یا کاهش اضطراب
جمله 1: The nurse administered medication to calm the patient’s severe anxiety.
(پرستار دارویی برای کاهش اضطراب شدید بیمار تجویز کرد.)
جمله 2: Deep breathing techniques can calm the body during panic attacks.
(تکنیکهای تنفس عمیق میتوانند بدن را در طول حملات پانیک آرام کنند.)
@rayaclass
1.Relieve
معنی: کاهش دادن، خلاص کردن، فرونشاندن
جمله 1: Painkillers can relieve the severe headaches caused by migraines.
(مسکنها میتوانند سردردهای شدید ناشی از میگرن را کاهش دهند.)
جمله 2: Inhalers are used to relieve breathing difficulties in asthma patients.
(از اسپریهای تنفسی برای کاهش مشکلات تنفسی در بیماران مبتلا به آسم استفاده میشود.)
---
2. Alleviate
معنی: تسکین دادن، کم کردن
جمله 1: Cold compresses can alleviate swelling and discomfort after surgery.
(کمپرس سرد میتواند تورم و ناراحتی پس از جراحی را تسکین دهد.)
جمله 2: Meditation is often recommended to alleviate anxiety and stress.
(مدیتیشن اغلب برای کاهش اضطراب و استرس توصیه میشود.)
---
3. Palliate
معنی: تسکین دادن
جمله 1: Palliative care focuses on relieving the symptoms of terminal illnesses.
(مراقبت تسکینی بر کاهش علائم بیماریهای لاعلاج تمرکز دارد.)
جمله 2: The doctor prescribed medication to palliate the patient’s chronic pain.
(پزشک دارویی برای تسکین درد مزمن بیمار تجویز کرد.)
---
4. Ease
معنی: کاهش دادن، تسکین دادن
جمله 1: Warm baths can ease joint pain caused by arthritis.
(حمامهای گرم میتوانند درد مفاصل ناشی از آرتروز را کاهش دهند.)
جمله 2: Medication is often used to ease postoperative discomfort.
(اغلب از دارو برای کاهش ناراحتی پس از عمل استفاده میشود.)
---
5. Mitigate
معنی: کاهش دادن یا کم کردن اثرات منفی
جمله 1: Proper hydration can mitigate the effects of dehydration during illness.
(آبرسانی مناسب میتواند اثرات کمآبی در طول بیماری را کاهش دهد.)
جمله 2: Vaccines are crucial in mitigating the spread of infectious diseases.
(واکسنها در کاهش گسترش بیماریهای عفونی حیاتی هستند.)
---
6. Assuage
معنی: تسکین دادن یا آرام کردن
جمله 1: The doctor provided painkillers to assuage the patient’s discomfort.
(پزشک برای تسکین ناراحتی بیمار مسکن تجویز کرد.)
جمله 2: Psychological counseling can help assuage feelings of guilt in patients.
(مشاوره روانشناسی میتواند به کاهش احساس گناه در بیماران کمک کند.)
---
7. Soothe
معنی: آرام کردن، فرونشاندن
جمله 1: The ointment helps soothe irritated skin.
(این پماد به آرام کردن پوست تحریکشده کمک میکند.)
جمله 2: Gentle massages can soothe muscle tension in patients with chronic pain.
(ماساژهای ملایم میتوانند تنش عضلانی را در بیماران مبتلا به درد مزمن کاهش دهند.)
---
8. Subside
معنی: فروکش کردن، کاهش یافتن
جمله 1: After taking the medication, the patient’s fever began to subside.
(پس از مصرف دارو، تب بیمار شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: The swelling around the injury will subside within a few days.
(تورم اطراف جراحت ظرف چند روز فروکش خواهد کرد.)
---
9. Abate
معنی: کاهش یافتن، فروکش کردن
جمله 1: The fever started to abate after the first dose of antibiotics.
(تب پس از اولین دوز آنتیبیوتیک شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: Early treatment can abate the progression of the disease.
(درمان زودهنگام میتواند پیشرفت بیماری را کاهش دهد.)
---
10. Calm
معنی: آرام کردن یا کاهش اضطراب
جمله 1: The nurse administered medication to calm the patient’s severe anxiety.
(پرستار دارویی برای کاهش اضطراب شدید بیمار تجویز کرد.)
جمله 2: Deep breathing techniques can calm the body during panic attacks.
(تکنیکهای تنفس عمیق میتوانند بدن را در طول حملات پانیک آرام کنند.)
@rayaclass
کلمه "imperative" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
58%
ضروری یا واجب
5%
اختیاری
21%
بیاهمیت
17%
پیشگیرانه
کلمات ذیل همگی به معنای تضعیف کردن بارها سوال کنکور بوده
@rayaclass
1. Debilitate
معنی: تضعیف کردن، ناتوان کردن
جمله 1: Prolonged illnesses can debilitate the immune system.
(بیماریهای طولانیمدت میتوانند سیستم ایمنی را تضعیف کنند.)
جمله 2: Chemotherapy can temporarily debilitate the patient’s overall strength.
(شیمیدرمانی میتواند بهطور موقت قدرت کلی بیمار را کاهش دهد.)
---
2. Weaken
معنی: ضعیف کردن
جمله 1: A lack of essential nutrients can weaken the body’s natural defenses.
(کمبود مواد مغذی ضروری میتواند دفاع طبیعی بدن را تضعیف کند.)
جمله 2: Chronic stress may weaken the effectiveness of the immune response.
(استرس مزمن ممکن است اثربخشی پاسخ ایمنی را کاهش دهد.)
---
3. Undermine
معنی: تحلیل بردن، سست کردن
جمله 1: Smoking can undermine the body’s ability to heal from injuries.
(سیگار کشیدن میتواند توانایی بدن در بهبود زخمها را کاهش دهد.)
جمله 2: Long-term use of steroids can undermine bone density.
(استفاده طولانیمدت از استروئیدها میتواند تراکم استخوان را کاهش دهد.)
---
4. Exhaust
معنی: تخلیه کردن انرژی یا کاهش قدرت
جمله 1: Prolonged physical labor can exhaust a person’s strength quickly.
(کار بدنی طولانیمدت میتواند بهسرعت قدرت فرد را تخلیه کند.)
جمله 2: Severe illnesses often exhaust the body’s immune system.
(بیماریهای شدید اغلب سیستم ایمنی بدن را خسته میکنند.)
---
5. Impair
معنی: مختل کردن، آسیب زدن
جمله 1: Excessive alcohol consumption can impair liver function.
(مصرف بیش از حد الکل میتواند عملکرد کبد را مختل کند.)
جمله 2: Vision can be impaired temporarily due to certain medications.
(بینایی ممکن است بهطور موقت به دلیل مصرف برخی داروها مختل شود.)
---
6. Deteriorate
معنی: بدتر شدن، تحلیل رفتن
جمله 1: Without treatment, the patient’s condition may deteriorate rapidly.
(بدون درمان، وضعیت بیمار ممکن است بهسرعت بدتر شود.)
جمله 2: Poor nutrition can deteriorate bone density over time.
(تغذیه نامناسب میتواند به مرور تراکم استخوان را کاهش دهد.)
@rayaclass
@rayaclass
1. Debilitate
معنی: تضعیف کردن، ناتوان کردن
جمله 1: Prolonged illnesses can debilitate the immune system.
(بیماریهای طولانیمدت میتوانند سیستم ایمنی را تضعیف کنند.)
جمله 2: Chemotherapy can temporarily debilitate the patient’s overall strength.
(شیمیدرمانی میتواند بهطور موقت قدرت کلی بیمار را کاهش دهد.)
---
2. Weaken
معنی: ضعیف کردن
جمله 1: A lack of essential nutrients can weaken the body’s natural defenses.
(کمبود مواد مغذی ضروری میتواند دفاع طبیعی بدن را تضعیف کند.)
جمله 2: Chronic stress may weaken the effectiveness of the immune response.
(استرس مزمن ممکن است اثربخشی پاسخ ایمنی را کاهش دهد.)
---
3. Undermine
معنی: تحلیل بردن، سست کردن
جمله 1: Smoking can undermine the body’s ability to heal from injuries.
(سیگار کشیدن میتواند توانایی بدن در بهبود زخمها را کاهش دهد.)
جمله 2: Long-term use of steroids can undermine bone density.
(استفاده طولانیمدت از استروئیدها میتواند تراکم استخوان را کاهش دهد.)
---
4. Exhaust
معنی: تخلیه کردن انرژی یا کاهش قدرت
جمله 1: Prolonged physical labor can exhaust a person’s strength quickly.
(کار بدنی طولانیمدت میتواند بهسرعت قدرت فرد را تخلیه کند.)
جمله 2: Severe illnesses often exhaust the body’s immune system.
(بیماریهای شدید اغلب سیستم ایمنی بدن را خسته میکنند.)
---
5. Impair
معنی: مختل کردن، آسیب زدن
جمله 1: Excessive alcohol consumption can impair liver function.
(مصرف بیش از حد الکل میتواند عملکرد کبد را مختل کند.)
جمله 2: Vision can be impaired temporarily due to certain medications.
(بینایی ممکن است بهطور موقت به دلیل مصرف برخی داروها مختل شود.)
---
6. Deteriorate
معنی: بدتر شدن، تحلیل رفتن
جمله 1: Without treatment, the patient’s condition may deteriorate rapidly.
(بدون درمان، وضعیت بیمار ممکن است بهسرعت بدتر شود.)
جمله 2: Poor nutrition can deteriorate bone density over time.
(تغذیه نامناسب میتواند به مرور تراکم استخوان را کاهش دهد.)
@rayaclass
👍1
کلمه "condemn" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
81%
محکوم کردن
6%
تحسین کردن
11%
تأیید کردن
3%
اجتناب کردن
دانستن
کالوکیشن های کلمات میتواند کمک شایانی در پاسخ به سوالهای لغت کند
کلمه alleviate (به معنی کاهش دادن یا تسکین دادن) در حوزه پزشکی کاربرد زیادی دارد و با کلمات مختلفی همنشین میشود. در زیر برخی از collocations رایج با معنی فارسی و جملهای در حیطه پزشکی آمده است:
---
1. Alleviate pain
معنی: کاهش درد
جمله: Doctors often use opioids to alleviate severe pain in cancer patients.
ترجمه: پزشکان اغلب از داروهای مخدر برای کاهش درد شدید در بیماران مبتلا به سرطان استفاده میکنند.
---
2. Alleviate symptoms
معنی: تسکین علائم
جمله: The antihistamine helped alleviate the symptoms of the allergic reaction.
ترجمه: آنتیهیستامین به تسکین علائم واکنش آلرژیک کمک کرد.
---
3. Alleviate discomfort
معنی: کاهش ناراحتی
جمله: Applying a cold compress can alleviate the discomfort caused by swelling.
ترجمه: استفاده از کمپرس سرد میتواند ناراحتی ناشی از تورم را کاهش دهد.
---
4. Alleviate suffering
معنی: کاهش رنج
جمله: Palliative care aims to alleviate suffering in patients with terminal illnesses.
ترجمه: مراقبت تسکینی به کاهش رنج بیماران مبتلا به بیماریهای لاعلاج میپردازد.
@rayaclass
---
5. Alleviate pressure
معنی: کاهش فشار
جمله: Surgery is sometimes necessary to alleviate pressure on the spinal cord.
ترجمه: گاهی جراحی برای کاهش فشار بر روی نخاع ضروری است.
@rayaclass
---
6. Alleviate anxiety
معنی: کاهش اضطراب
@rayaclass
جمله: Deep breathing exercises can help alleviate anxiety in patients before surgery.
ترجمه: تمرینات تنفس عمیق میتوانند به کاهش اضطراب بیماران قبل از جراحی کمک کنند.
@rayaclass
کالوکیشن های کلمات میتواند کمک شایانی در پاسخ به سوالهای لغت کند
کلمه alleviate (به معنی کاهش دادن یا تسکین دادن) در حوزه پزشکی کاربرد زیادی دارد و با کلمات مختلفی همنشین میشود. در زیر برخی از collocations رایج با معنی فارسی و جملهای در حیطه پزشکی آمده است:
---
1. Alleviate pain
معنی: کاهش درد
جمله: Doctors often use opioids to alleviate severe pain in cancer patients.
ترجمه: پزشکان اغلب از داروهای مخدر برای کاهش درد شدید در بیماران مبتلا به سرطان استفاده میکنند.
---
2. Alleviate symptoms
معنی: تسکین علائم
جمله: The antihistamine helped alleviate the symptoms of the allergic reaction.
ترجمه: آنتیهیستامین به تسکین علائم واکنش آلرژیک کمک کرد.
---
3. Alleviate discomfort
معنی: کاهش ناراحتی
جمله: Applying a cold compress can alleviate the discomfort caused by swelling.
ترجمه: استفاده از کمپرس سرد میتواند ناراحتی ناشی از تورم را کاهش دهد.
---
4. Alleviate suffering
معنی: کاهش رنج
جمله: Palliative care aims to alleviate suffering in patients with terminal illnesses.
ترجمه: مراقبت تسکینی به کاهش رنج بیماران مبتلا به بیماریهای لاعلاج میپردازد.
@rayaclass
---
5. Alleviate pressure
معنی: کاهش فشار
جمله: Surgery is sometimes necessary to alleviate pressure on the spinal cord.
ترجمه: گاهی جراحی برای کاهش فشار بر روی نخاع ضروری است.
@rayaclass
---
6. Alleviate anxiety
معنی: کاهش اضطراب
@rayaclass
جمله: Deep breathing exercises can help alleviate anxiety in patients before surgery.
ترجمه: تمرینات تنفس عمیق میتوانند به کاهش اضطراب بیماران قبل از جراحی کمک کنند.
@rayaclass
کلمه "intervene" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
89%
مداخله کردن
5%
نادیده گرفتن
2%
3. عقبنشینی کردن
5%
جلوگیری کردن