Raya زبان ارشد و دکتری وزرات بهداشت
209 subscribers
56 photos
5 links
رایا
Download Telegram
کلمه "secretion" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
77%
ترشح
9%
جذب
8%
دفع
6%
التهاب
Dict

ریشه: Dict-
از لاتین Dicere، به معنی گفتن یا بیان کردن.

1. Dictate
Dict (گفتن) + -ate (فعل‌ساز)
معنی: دیکته کردن یا دستور دادن.


2. Prediction
Pre- (پیش) + Dict (گفتن) + -ion (اسم‌ساز)
معنی: پیش‌بینی.


3. Contradict
Contra- (مقابل) + Dict (گفتن)
معنی: مخالفت کردن یا تناقض داشتن.


4. Addict
Ad- (به سمت) + Dict (گفتن)
معنی: معتاد؛ کسی که به چیزی وابسته شده است.


5. Dictator
Dict (گفتن) + -or (فاعل)
معنی: دیکتاتور؛ حاکمی که خودسرانه فرمان می‌دهد.


6. Dictionary
Dict (گفتن) + -ionary (اسم‌ساز)
معنی: فرهنگ لغت؛ مجموعه‌ای از کلمات و معانی.


7. Verdict
Ver- (حقیقت) + Dict (گفتن)
معنی: حکم یا رأی دادگاه.


8. Benediction
Bene- (خوب) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: دعای خیر یا برکت.


9. Malediction
Male- (بد) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: نفرین یا بدگویی.


10. Jurisdiction
Juris- (قانون) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: قلمرو قضایی یا قدرت قانونی.

@msrt1
👍2
Vid/Vis

ریشه: Vid- / Vis-
از لاتین Videre، به معنی دیدن.
@msrt1

1. Video
Vid (دیدن) + -eo (پسوند)
معنی: ویدئو یا تصاویر متحرک.


2. Visual
Vis (دیدن) + -ual (صفت‌ساز)
معنی: بصری یا مربوط به دید.


3. Vision
Vis (دیدن) + -ion (اسم‌ساز)
معنی: دید یا چشم‌انداز.


4. Envision
En- (درون) + Vision (دید)
معنی: تجسم کردن یا تصور کردن.


5. Invisible
In- (نه) + Vis (دیدن) + -ible (صفت‌ساز)
معنی: غیرقابل مشاهده یا نامرئی.


6. Videotape
Vid (دیدن) + -o (پسوند) + Tape (نوار)
معنی: نوار ویدئویی یا فیلم ضبط‌شده.


7. Supervisor
Super- (بالا) + Vis (دیدن) + -or (فاعل)
معنی: ناظر یا سرپرست.


8. Providence
Pro- (به جلو) + Vid (دیدن) + -ence (اسم‌ساز)
معنی: سرنوشت یا تدبیر الهی.


9. Evidence
E- (خارج) + Vid (دیدن) + -ence (اسم‌ساز)
معنی: مدرک یا شاهد.


10. Revisit
Re- (دوباره) + Vis (دیدن)
معنی: دوباره بازدید کردن یا مراجعه مجدد.
@msrt1
کلمه "chronic" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
84%
مزمن
6%
موقت
6%
شدید
4%
خفیف
کلمه "hesitancy" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
79%
تردید
4%
اطمینان
6%
شجاعت
11%
مقاومت
ریشه: Tain
از لاتین Tenere، به معنی نگه داشتن یا حفظ کردن.


بارها کلمات مرتبط با این ریشه سوال کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت بوده است
1. Retain
Re- (دوباره) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگه داشتن یا حفظ کردن.


2. Contain
Con- (با هم) + Tain (نگه داشتن)
معنی: شامل شدن یا دربر داشتن.


3. Obtain
Ob- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: به دست آوردن یا کسب کردن.


4. Sustain
Sus- (زیر) + Tain (نگه داشتن)
معنی: پشتیبانی کردن یا حفظ کردن.


5. Maintain
Main- (دست) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگهداری یا حفظ کردن.
@rayaclass

6. Detain
De- (پایین/جدا) + Tain (نگه داشتن)
معنی: بازداشت کردن یا نگه داشتن موقت.


7. Entertain
Enter- (میان) + Tain (نگه داشتن)
معنی: سرگرم کردن یا پذیرایی کردن.

@rayaclass
8. Pertinent
Per- (کاملاً) + Tain (نگه داشتن) + -ent
معنی: مرتبط یا مناسب.


9. Attain
At- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: رسیدن به هدف یا موفقیت.


10. Abstain
Ab- (دور) + Tain (نگه داشتن)
معنی: خودداری کردن یا پرهیز کردن.

@rayaclass
لغات مهم که در متنهای آزمون ارشد تکرار شده

@rayaclass

1. Tease out - فهمیدن

Example: Researchers worked hard to tease out the effects of the new drug.

پژوهشگران برای فهمیدن اثرات داروی جدید سخت تلاش کردند.



2. Comorbidity - چند ابتلایی

Example: Diabetes often presents with comorbidities like hypertension.

دیابت اغلب با چند ابتلایی مثل فشار خون همراه است.

@rayaclass

3. Enactment - تصویب

Example: The enactment of new health policies improved patient care.

تصویب سیاست‌های جدید بهبود مراقبت از بیماران را به دنبال داشت.



4. Lenient - ملایم

Example: The doctor took a lenient approach to the patient’s treatment plan.

پزشک رویکرد ملایمی در طرح درمان بیمار اتخاذ کرد.

@rayaclass

5. Discern - تشخیص دادن

Example: It is sometimes difficult to discern the early signs of cancer.

گاهی اوقات تشخیص علائم اولیه سرطان دشوار است.



6. Donor - اهدا کننده

Example: The donor provided a kidney for transplantation.

اهدا کننده یک کلیه برای پیوند فراهم کرد.



7. Nephrectomy - برداشتن کلیه

Example: Nephrectomy is often performed to treat kidney cancer.

برداشتن کلیه اغلب برای درمان سرطان کلیه انجام می‌شود.



8. Aesthetic - مربوط به زیبایی

Example: The surgery had both functional and aesthetic benefits.

جراحی هم از نظر عملکردی و هم از نظر زیبایی مفید بود.



9. Intersection - تقاطع

Example: Public health lies at the intersection of medicine and social science.

سلامت عمومی در تقاطع پزشکی و علوم اجتماعی قرار دارد.



10. Biocompatible - سازگار با بافت‌های زنده



Example: The implant was made of biocompatible materials.

ایمپلنت از مواد سازگار با بافت‌های زنده ساخته شده بود.

@rayaclass
🥰1
لغات ذیل همگی به معنای کاهش دادن و‌کم کردن دردو.....بارها و بارها مورد سوال بوده‌اند
1.Relieve


معنی: کاهش دادن، خلاص کردن، فرونشاندن

جمله 1: Painkillers can relieve the severe headaches caused by migraines.
(مسکن‌ها می‌توانند سردردهای شدید ناشی از میگرن را کاهش دهند.)

جمله 2: Inhalers are used to relieve breathing difficulties in asthma patients.
(از اسپری‌های تنفسی برای کاهش مشکلات تنفسی در بیماران مبتلا به آسم استفاده می‌شود.)



---

2. Alleviate

معنی: تسکین دادن، کم کردن

جمله 1: Cold compresses can alleviate swelling and discomfort after surgery.
(کمپرس سرد می‌تواند تورم و ناراحتی پس از جراحی را تسکین دهد.)

جمله 2: Meditation is often recommended to alleviate anxiety and stress.
(مدیتیشن اغلب برای کاهش اضطراب و استرس توصیه می‌شود.)



---

3. Palliate

معنی: تسکین دادن

جمله 1: Palliative care focuses on relieving the symptoms of terminal illnesses.
(مراقبت تسکینی بر کاهش علائم بیماری‌های لاعلاج تمرکز دارد.)

جمله 2: The doctor prescribed medication to palliate the patient’s chronic pain.
(پزشک دارویی برای تسکین درد مزمن بیمار تجویز کرد.)



---

4. Ease

معنی: کاهش دادن، تسکین دادن

جمله 1: Warm baths can ease joint pain caused by arthritis.
(حمام‌های گرم می‌توانند درد مفاصل ناشی از آرتروز را کاهش دهند.)

جمله 2: Medication is often used to ease postoperative discomfort.
(اغلب از دارو برای کاهش ناراحتی پس از عمل استفاده می‌شود.)



---

5. Mitigate

معنی: کاهش دادن یا کم کردن اثرات منفی

جمله 1: Proper hydration can mitigate the effects of dehydration during illness.
(آب‌رسانی مناسب می‌تواند اثرات کم‌آبی در طول بیماری را کاهش دهد.)

جمله 2: Vaccines are crucial in mitigating the spread of infectious diseases.
(واکسن‌ها در کاهش گسترش بیماری‌های عفونی حیاتی هستند.)



---

6. Assuage

معنی: تسکین دادن یا آرام کردن

جمله 1: The doctor provided painkillers to assuage the patient’s discomfort.
(پزشک برای تسکین ناراحتی بیمار مسکن تجویز کرد.)

جمله 2: Psychological counseling can help assuage feelings of guilt in patients.
(مشاوره روان‌شناسی می‌تواند به کاهش احساس گناه در بیماران کمک کند.)



---

7. Soothe

معنی: آرام کردن، فرونشاندن

جمله 1: The ointment helps soothe irritated skin.
(این پماد به آرام کردن پوست تحریک‌شده کمک می‌کند.)

جمله 2: Gentle massages can soothe muscle tension in patients with chronic pain.
(ماساژهای ملایم می‌توانند تنش عضلانی را در بیماران مبتلا به درد مزمن کاهش دهند.)



---

8. Subside

معنی: فروکش کردن، کاهش یافتن

جمله 1: After taking the medication, the patient’s fever began to subside.
(پس از مصرف دارو، تب بیمار شروع به کاهش کرد.)

جمله 2: The swelling around the injury will subside within a few days.
(تورم اطراف جراحت ظرف چند روز فروکش خواهد کرد.)



---

9. Abate

معنی: کاهش یافتن، فروکش کردن

جمله 1: The fever started to abate after the first dose of antibiotics.
(تب پس از اولین دوز آنتی‌بیوتیک شروع به کاهش کرد.)

جمله 2: Early treatment can abate the progression of the disease.
(درمان زودهنگام می‌تواند پیشرفت بیماری را کاهش دهد.)



---

10. Calm

معنی: آرام کردن یا کاهش اضطراب

جمله 1: The nurse administered medication to calm the patient’s severe anxiety.
(پرستار دارویی برای کاهش اضطراب شدید بیمار تجویز کرد.)

جمله 2: Deep breathing techniques can calm the body during panic attacks.
(تکنیک‌های تنفس عمیق می‌توانند بدن را در طول حملات پانیک آرام کنند.)

@rayaclass
کلمات ذیل همگی به معنای تضعیف کردن بارها سوال کنکور بوده
@rayaclass

1. Debilitate

معنی: تضعیف کردن، ناتوان کردن

جمله 1: Prolonged illnesses can debilitate the immune system.
(بیماری‌های طولانی‌مدت می‌توانند سیستم ایمنی را تضعیف کنند.)

جمله 2: Chemotherapy can temporarily debilitate the patient’s overall strength.
(شیمی‌درمانی می‌تواند به‌طور موقت قدرت کلی بیمار را کاهش دهد.)



---

2. Weaken

معنی: ضعیف کردن

جمله 1: A lack of essential nutrients can weaken the body’s natural defenses.
(کمبود مواد مغذی ضروری می‌تواند دفاع طبیعی بدن را تضعیف کند.)

جمله 2: Chronic stress may weaken the effectiveness of the immune response.
(استرس مزمن ممکن است اثربخشی پاسخ ایمنی را کاهش دهد.)



---

3. Undermine

معنی: تحلیل بردن، سست کردن

جمله 1: Smoking can undermine the body’s ability to heal from injuries.
(سیگار کشیدن می‌تواند توانایی بدن در بهبود زخم‌ها را کاهش دهد.)

جمله 2: Long-term use of steroids can undermine bone density.
(استفاده طولانی‌مدت از استروئیدها می‌تواند تراکم استخوان را کاهش دهد.)



---

4. Exhaust

معنی: تخلیه کردن انرژی یا کاهش قدرت

جمله 1: Prolonged physical labor can exhaust a person’s strength quickly.
(کار بدنی طولانی‌مدت می‌تواند به‌سرعت قدرت فرد را تخلیه کند.)

جمله 2: Severe illnesses often exhaust the body’s immune system.
(بیماری‌های شدید اغلب سیستم ایمنی بدن را خسته می‌کنند.)



---

5. Impair

معنی: مختل کردن، آسیب زدن

جمله 1: Excessive alcohol consumption can impair liver function.
(مصرف بیش از حد الکل می‌تواند عملکرد کبد را مختل کند.)

جمله 2: Vision can be impaired temporarily due to certain medications.
(بینایی ممکن است به‌طور موقت به دلیل مصرف برخی داروها مختل شود.)



---

6. Deteriorate

معنی: بدتر شدن، تحلیل رفتن

جمله 1: Without treatment, the patient’s condition may deteriorate rapidly.
(بدون درمان، وضعیت بیمار ممکن است به‌سرعت بدتر شود.)

جمله 2: Poor nutrition can deteriorate bone density over time.
(تغذیه نامناسب می‌تواند به مرور تراکم استخوان را کاهش دهد.)


@rayaclass
👍1
دانستن
کالوکیشن های کلمات میتواند کمک شایانی در پاسخ به سوالهای لغت کند


کلمه alleviate (به معنی کاهش دادن یا تسکین دادن) در حوزه پزشکی کاربرد زیادی دارد و با کلمات مختلفی هم‌نشین می‌شود. در زیر برخی از collocations رایج با معنی فارسی و جمله‌ای در حیطه پزشکی آمده است:


---

1. Alleviate pain

معنی: کاهش درد

جمله: Doctors often use opioids to alleviate severe pain in cancer patients.
ترجمه: پزشکان اغلب از داروهای مخدر برای کاهش درد شدید در بیماران مبتلا به سرطان استفاده می‌کنند.


---

2. Alleviate symptoms

معنی: تسکین علائم

جمله: The antihistamine helped alleviate the symptoms of the allergic reaction.
ترجمه: آنتی‌هیستامین به تسکین علائم واکنش آلرژیک کمک کرد.


---

3. Alleviate discomfort

معنی: کاهش ناراحتی

جمله: Applying a cold compress can alleviate the discomfort caused by swelling.
ترجمه: استفاده از کمپرس سرد می‌تواند ناراحتی ناشی از تورم را کاهش دهد.


---

4. Alleviate suffering

معنی: کاهش رنج

جمله: Palliative care aims to alleviate suffering in patients with terminal illnesses.
ترجمه: مراقبت تسکینی به کاهش رنج بیماران مبتلا به بیماری‌های لاعلاج می‌پردازد.
@rayaclass

---

5. Alleviate pressure

معنی: کاهش فشار

جمله: Surgery is sometimes necessary to alleviate pressure on the spinal cord.
ترجمه: گاهی جراحی برای کاهش فشار بر روی نخاع ضروری است.
@rayaclass

---

6. Alleviate anxiety

معنی: کاهش اضطراب
@rayaclass

جمله: Deep breathing exercises can help alleviate anxiety in patients before surgery.
ترجمه: تمرینات تنفس عمیق می‌توانند به کاهش اضطراب بیماران قبل از جراحی کمک کنند.

@rayaclass