⭕ Cataract: آب مروارید
جمله: "Cataract surgery can restore vision in most patients."
(جراحی آب مروارید میتواند بینایی را در بیشتر بیماران بازگرداند.)
🍁 Contact: تماس داشتن
جمله: "Direct contact with the infected person should be avoided."
(تماس مستقیم با فرد آلوده باید اجتناب شود.)
🍁 Contrast: تضاد / تقابل
جمله: "The contrast between healthy and diseased tissue was clear on the scan."
(تضاد بین بافت سالم و بیمار در اسکن واضح بود.)
🍁 Counteract: خنثی کردن
جمله: "The medication helps counteract the side effects of chemotherapy."
(این دارو به خنثی کردن عوارض جانبی شیمیدرمانی کمک میکند.)
🍁 Contest: مشاجره کردن
جمله: "The patient contested the diagnosis and sought a second opinion."
(بیمار با تشخیص مخالفت کرد و نظر دوم را خواستار شد.)
🍁 Context: بافت / فحوای کلام
جمله: "Understanding the context of symptoms is crucial for accurate diagnosis."
(درک فحوای علائم برای تشخیص دقیق ضروری است.)
🍁 Condemn: محکوم کردن
جمله: "The medical board condemned the use of unapproved treatments."
(هیئت پزشکی استفاده از درمانهای غیرمجاز را محکوم کرد.)
🍁 Contain: جلوگیری / شامل شدن
جمله: "The treatment aims to contain the spread of the infection."
(درمان هدف دارد از گسترش عفونت جلوگیری کند.)
@rayaclass
جمله: "Cataract surgery can restore vision in most patients."
(جراحی آب مروارید میتواند بینایی را در بیشتر بیماران بازگرداند.)
🍁 Contact: تماس داشتن
جمله: "Direct contact with the infected person should be avoided."
(تماس مستقیم با فرد آلوده باید اجتناب شود.)
🍁 Contrast: تضاد / تقابل
جمله: "The contrast between healthy and diseased tissue was clear on the scan."
(تضاد بین بافت سالم و بیمار در اسکن واضح بود.)
🍁 Counteract: خنثی کردن
جمله: "The medication helps counteract the side effects of chemotherapy."
(این دارو به خنثی کردن عوارض جانبی شیمیدرمانی کمک میکند.)
🍁 Contest: مشاجره کردن
جمله: "The patient contested the diagnosis and sought a second opinion."
(بیمار با تشخیص مخالفت کرد و نظر دوم را خواستار شد.)
🍁 Context: بافت / فحوای کلام
جمله: "Understanding the context of symptoms is crucial for accurate diagnosis."
(درک فحوای علائم برای تشخیص دقیق ضروری است.)
🍁 Condemn: محکوم کردن
جمله: "The medical board condemned the use of unapproved treatments."
(هیئت پزشکی استفاده از درمانهای غیرمجاز را محکوم کرد.)
🍁 Contain: جلوگیری / شامل شدن
جمله: "The treatment aims to contain the spread of the infection."
(درمان هدف دارد از گسترش عفونت جلوگیری کند.)
@rayaclass
کلمه "startle" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
72%
ترساندن یا شگفتزده کردن
13%
آرام کردن
13%
گیج کردن
3%
خسته کردن
Forwarded from زبان ارشد و دکتری
Port
ریشه: Port-
*از لاتین Portare، به معنی حمل کردن یا انتقال دادن.
1. Transport
Trans- (عبور از) + Port (حمل کردن)
معنی: حملونقل.
2. Import
Im- (داخل) + Port (حمل کردن)
معنی: وارد کردن (کالا یا داده).
3. Export
Ex- (بیرون) + Port (حمل کردن)
معنی: صادر کردن.
4. Support
Sup- (زیر) + Port (حمل کردن)
معنی: حمایت کردن.
5. Report
Re- (دوباره) + Port (حمل کردن)
معنی: گزارش دادن.
6. Portfolio
Port (حمل کردن) + Folio (صفحه یا پوشه)
معنی: نمونهکار یا پوشه اسناد.
7. Deport
De- (جدا کردن) + Port (حمل کردن)
معنی: اخراج کردن (از کشور).
8. Portal
Port (ورودی/حمل کردن) + -al (اسمساز)
معنی: درگاه یا ورودی بزرگ.
9. Porter
Port (حمل کردن) + -er (فاعل)
معنی: باربر.
10. Opportunity
Ob- (مقابل) + Port (بندر/حمل کردن)
معنی: فرصت (ریشه آن اشاره به نزدیک شدن کشتی به بندر دارد).
---
Struct
ریشه: Struct-
*از لاتین Struere، به معنی ساختن یا سازماندهی کردن.
1. Structure
Struct (ساختن) + -ure (اسمساز)
معنی: ساختار.
2. Construct
Con- (با هم) + Struct (ساختن)
معنی: ساختن.
3. Destruct
De- (پایین/جدا) + Struct (ساختن)
معنی: تخریب کردن.
4. Instruction
In- (داخل) + Struct (ساختن) + -ion (اسمساز)
معنی: دستورالعمل یا آموزش.
5. Obstruct
Ob- (مقابل) + Struct (ساختن)
معنی: مانع شدن.
6. Reconstruct
Re- (دوباره) + Struct (ساختن)
معنی: بازسازی کردن.
7. Infrastructure
Infra- (زیر) + Struct (ساختار) + -ure
معنی: زیرساخت.
8. Superstructure
Super- (روی) + Struct (ساختن) + -ure
معنی: روساخت.
9. Misconstruction
Mis- (اشتباه) + Construct (ساختن) + -ion
معنی: سوءتفاهم یا تفسیر غلط.
10. Unstructured
Un- (بدون) + Struct (ساختن) + -ed
معنی: بیساختار یا بینظم.
Mit/Miss
ریشه: Mit- / Miss-
*از لاتین Mittere، به معنی فرستادن.
1. Submit
Sub- (زیر) + Mit (فرستادن)
معنی: تسلیم کردن.
2. Emit
E- (بیرون) + Mit (فرستادن)
معنی: ساطع کردن.
3. Transmit
Trans- (عبور از) + Mit (فرستادن)
معنی: انتقال دادن.
4. Dismiss
Dis- (جدا) + Miss (فرستادن)
معنی: اخراج کردن یا مرخص کردن.
5. Mission
Miss (فرستادن) + -ion (اسمساز)
معنی: مأموریت.
6. Remit
Re- (دوباره) + Mit (فرستادن)
معنی: ارسال مجدد یا بخشودن.
7. Admit
Ad- (به سمت) + Mit (فرستادن)
معنی: پذیرش کردن.
8. Intermission
Inter- (بین) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: وقفه یا استراحت.
9. Omission
O- (بیرون) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: حذف یا از قلم انداختن.
10. Permission
Per- (اجازه کامل) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: اجازه یا مجوز.
@msrt1
ریشه: Port-
*از لاتین Portare، به معنی حمل کردن یا انتقال دادن.
1. Transport
Trans- (عبور از) + Port (حمل کردن)
معنی: حملونقل.
2. Import
Im- (داخل) + Port (حمل کردن)
معنی: وارد کردن (کالا یا داده).
3. Export
Ex- (بیرون) + Port (حمل کردن)
معنی: صادر کردن.
4. Support
Sup- (زیر) + Port (حمل کردن)
معنی: حمایت کردن.
5. Report
Re- (دوباره) + Port (حمل کردن)
معنی: گزارش دادن.
6. Portfolio
Port (حمل کردن) + Folio (صفحه یا پوشه)
معنی: نمونهکار یا پوشه اسناد.
7. Deport
De- (جدا کردن) + Port (حمل کردن)
معنی: اخراج کردن (از کشور).
8. Portal
Port (ورودی/حمل کردن) + -al (اسمساز)
معنی: درگاه یا ورودی بزرگ.
9. Porter
Port (حمل کردن) + -er (فاعل)
معنی: باربر.
10. Opportunity
Ob- (مقابل) + Port (بندر/حمل کردن)
معنی: فرصت (ریشه آن اشاره به نزدیک شدن کشتی به بندر دارد).
---
Struct
ریشه: Struct-
*از لاتین Struere، به معنی ساختن یا سازماندهی کردن.
1. Structure
Struct (ساختن) + -ure (اسمساز)
معنی: ساختار.
2. Construct
Con- (با هم) + Struct (ساختن)
معنی: ساختن.
3. Destruct
De- (پایین/جدا) + Struct (ساختن)
معنی: تخریب کردن.
4. Instruction
In- (داخل) + Struct (ساختن) + -ion (اسمساز)
معنی: دستورالعمل یا آموزش.
5. Obstruct
Ob- (مقابل) + Struct (ساختن)
معنی: مانع شدن.
6. Reconstruct
Re- (دوباره) + Struct (ساختن)
معنی: بازسازی کردن.
7. Infrastructure
Infra- (زیر) + Struct (ساختار) + -ure
معنی: زیرساخت.
8. Superstructure
Super- (روی) + Struct (ساختن) + -ure
معنی: روساخت.
9. Misconstruction
Mis- (اشتباه) + Construct (ساختن) + -ion
معنی: سوءتفاهم یا تفسیر غلط.
10. Unstructured
Un- (بدون) + Struct (ساختن) + -ed
معنی: بیساختار یا بینظم.
Mit/Miss
ریشه: Mit- / Miss-
*از لاتین Mittere، به معنی فرستادن.
1. Submit
Sub- (زیر) + Mit (فرستادن)
معنی: تسلیم کردن.
2. Emit
E- (بیرون) + Mit (فرستادن)
معنی: ساطع کردن.
3. Transmit
Trans- (عبور از) + Mit (فرستادن)
معنی: انتقال دادن.
4. Dismiss
Dis- (جدا) + Miss (فرستادن)
معنی: اخراج کردن یا مرخص کردن.
5. Mission
Miss (فرستادن) + -ion (اسمساز)
معنی: مأموریت.
6. Remit
Re- (دوباره) + Mit (فرستادن)
معنی: ارسال مجدد یا بخشودن.
7. Admit
Ad- (به سمت) + Mit (فرستادن)
معنی: پذیرش کردن.
8. Intermission
Inter- (بین) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: وقفه یا استراحت.
9. Omission
O- (بیرون) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: حذف یا از قلم انداختن.
10. Permission
Per- (اجازه کامل) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: اجازه یا مجوز.
@msrt1
کلمه "counteract" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
12%
تقویت کردن
79%
خنثی کردن یا مقابله کردن
6%
آغاز کردن
4%
کاهش دادن
کلمه "precipitate" به چه معناست؟
1.
1.
Anonymous Quiz
55%
تسریع کردن یا موجب شدن
35%
جلوگیری کردن
5%
کاهش دادن
5%
متوقف کردن
کلمه "convulsion" به چه معناست؟
1.
1.
Anonymous Quiz
81%
انقباض غیرارادی عضلات یا تشنج
4%
شل شدن عضلات
9%
التهاب
6%
حالت تهوع
کلمه "extravagance" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
85%
اسراف و زیادهروی
8%
صرفهجویی
6%
خویشتنداری
1%
سادگی
Forwarded from زبان ارشد و دکتری
Dict
ریشه: Dict-
از لاتین Dicere، به معنی گفتن یا بیان کردن.
1. Dictate
Dict (گفتن) + -ate (فعلساز)
معنی: دیکته کردن یا دستور دادن.
2. Prediction
Pre- (پیش) + Dict (گفتن) + -ion (اسمساز)
معنی: پیشبینی.
3. Contradict
Contra- (مقابل) + Dict (گفتن)
معنی: مخالفت کردن یا تناقض داشتن.
4. Addict
Ad- (به سمت) + Dict (گفتن)
معنی: معتاد؛ کسی که به چیزی وابسته شده است.
5. Dictator
Dict (گفتن) + -or (فاعل)
معنی: دیکتاتور؛ حاکمی که خودسرانه فرمان میدهد.
6. Dictionary
Dict (گفتن) + -ionary (اسمساز)
معنی: فرهنگ لغت؛ مجموعهای از کلمات و معانی.
7. Verdict
Ver- (حقیقت) + Dict (گفتن)
معنی: حکم یا رأی دادگاه.
8. Benediction
Bene- (خوب) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: دعای خیر یا برکت.
9. Malediction
Male- (بد) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: نفرین یا بدگویی.
10. Jurisdiction
Juris- (قانون) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: قلمرو قضایی یا قدرت قانونی.
@msrt1
ریشه: Dict-
از لاتین Dicere، به معنی گفتن یا بیان کردن.
1. Dictate
Dict (گفتن) + -ate (فعلساز)
معنی: دیکته کردن یا دستور دادن.
2. Prediction
Pre- (پیش) + Dict (گفتن) + -ion (اسمساز)
معنی: پیشبینی.
3. Contradict
Contra- (مقابل) + Dict (گفتن)
معنی: مخالفت کردن یا تناقض داشتن.
4. Addict
Ad- (به سمت) + Dict (گفتن)
معنی: معتاد؛ کسی که به چیزی وابسته شده است.
5. Dictator
Dict (گفتن) + -or (فاعل)
معنی: دیکتاتور؛ حاکمی که خودسرانه فرمان میدهد.
6. Dictionary
Dict (گفتن) + -ionary (اسمساز)
معنی: فرهنگ لغت؛ مجموعهای از کلمات و معانی.
7. Verdict
Ver- (حقیقت) + Dict (گفتن)
معنی: حکم یا رأی دادگاه.
8. Benediction
Bene- (خوب) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: دعای خیر یا برکت.
9. Malediction
Male- (بد) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: نفرین یا بدگویی.
10. Jurisdiction
Juris- (قانون) + Dict (گفتن) + -ion
معنی: قلمرو قضایی یا قدرت قانونی.
@msrt1
👍2
Forwarded from زبان ارشد و دکتری
Vid/Vis
ریشه: Vid- / Vis-
از لاتین Videre، به معنی دیدن.
@msrt1
1. Video
Vid (دیدن) + -eo (پسوند)
معنی: ویدئو یا تصاویر متحرک.
2. Visual
Vis (دیدن) + -ual (صفتساز)
معنی: بصری یا مربوط به دید.
3. Vision
Vis (دیدن) + -ion (اسمساز)
معنی: دید یا چشمانداز.
4. Envision
En- (درون) + Vision (دید)
معنی: تجسم کردن یا تصور کردن.
5. Invisible
In- (نه) + Vis (دیدن) + -ible (صفتساز)
معنی: غیرقابل مشاهده یا نامرئی.
6. Videotape
Vid (دیدن) + -o (پسوند) + Tape (نوار)
معنی: نوار ویدئویی یا فیلم ضبطشده.
7. Supervisor
Super- (بالا) + Vis (دیدن) + -or (فاعل)
معنی: ناظر یا سرپرست.
8. Providence
Pro- (به جلو) + Vid (دیدن) + -ence (اسمساز)
معنی: سرنوشت یا تدبیر الهی.
9. Evidence
E- (خارج) + Vid (دیدن) + -ence (اسمساز)
معنی: مدرک یا شاهد.
10. Revisit
Re- (دوباره) + Vis (دیدن)
معنی: دوباره بازدید کردن یا مراجعه مجدد.
@msrt1
ریشه: Vid- / Vis-
از لاتین Videre، به معنی دیدن.
@msrt1
1. Video
Vid (دیدن) + -eo (پسوند)
معنی: ویدئو یا تصاویر متحرک.
2. Visual
Vis (دیدن) + -ual (صفتساز)
معنی: بصری یا مربوط به دید.
3. Vision
Vis (دیدن) + -ion (اسمساز)
معنی: دید یا چشمانداز.
4. Envision
En- (درون) + Vision (دید)
معنی: تجسم کردن یا تصور کردن.
5. Invisible
In- (نه) + Vis (دیدن) + -ible (صفتساز)
معنی: غیرقابل مشاهده یا نامرئی.
6. Videotape
Vid (دیدن) + -o (پسوند) + Tape (نوار)
معنی: نوار ویدئویی یا فیلم ضبطشده.
7. Supervisor
Super- (بالا) + Vis (دیدن) + -or (فاعل)
معنی: ناظر یا سرپرست.
8. Providence
Pro- (به جلو) + Vid (دیدن) + -ence (اسمساز)
معنی: سرنوشت یا تدبیر الهی.
9. Evidence
E- (خارج) + Vid (دیدن) + -ence (اسمساز)
معنی: مدرک یا شاهد.
10. Revisit
Re- (دوباره) + Vis (دیدن)
معنی: دوباره بازدید کردن یا مراجعه مجدد.
@msrt1
کلمه "dispensary" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
60%
داروخانه یا محل توزیع دارو
10%
آزمایشگاه پزشکی
14%
بیمارستان کوچک
17%
اتاق جراحی
کلمه "infirmary" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
29%
بیمارستان یا درمانگاه
10%
داروخانه
61%
. محل قرنطینه
0%
. آزمایشگاه
ریشه: Tain
از لاتین Tenere، به معنی نگه داشتن یا حفظ کردن.
بارها کلمات مرتبط با این ریشه سوال کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت بوده است
1. Retain
Re- (دوباره) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگه داشتن یا حفظ کردن.
2. Contain
Con- (با هم) + Tain (نگه داشتن)
معنی: شامل شدن یا دربر داشتن.
3. Obtain
Ob- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: به دست آوردن یا کسب کردن.
4. Sustain
Sus- (زیر) + Tain (نگه داشتن)
معنی: پشتیبانی کردن یا حفظ کردن.
5. Maintain
Main- (دست) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگهداری یا حفظ کردن.
@rayaclass
6. Detain
De- (پایین/جدا) + Tain (نگه داشتن)
معنی: بازداشت کردن یا نگه داشتن موقت.
7. Entertain
Enter- (میان) + Tain (نگه داشتن)
معنی: سرگرم کردن یا پذیرایی کردن.
@rayaclass
8. Pertinent
Per- (کاملاً) + Tain (نگه داشتن) + -ent
معنی: مرتبط یا مناسب.
9. Attain
At- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: رسیدن به هدف یا موفقیت.
10. Abstain
Ab- (دور) + Tain (نگه داشتن)
معنی: خودداری کردن یا پرهیز کردن.
@rayaclass
از لاتین Tenere، به معنی نگه داشتن یا حفظ کردن.
بارها کلمات مرتبط با این ریشه سوال کنکور ارشد و دکتری وزارت بهداشت بوده است
1. Retain
Re- (دوباره) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگه داشتن یا حفظ کردن.
2. Contain
Con- (با هم) + Tain (نگه داشتن)
معنی: شامل شدن یا دربر داشتن.
3. Obtain
Ob- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: به دست آوردن یا کسب کردن.
4. Sustain
Sus- (زیر) + Tain (نگه داشتن)
معنی: پشتیبانی کردن یا حفظ کردن.
5. Maintain
Main- (دست) + Tain (نگه داشتن)
معنی: نگهداری یا حفظ کردن.
@rayaclass
6. Detain
De- (پایین/جدا) + Tain (نگه داشتن)
معنی: بازداشت کردن یا نگه داشتن موقت.
7. Entertain
Enter- (میان) + Tain (نگه داشتن)
معنی: سرگرم کردن یا پذیرایی کردن.
@rayaclass
8. Pertinent
Per- (کاملاً) + Tain (نگه داشتن) + -ent
معنی: مرتبط یا مناسب.
9. Attain
At- (به سمت) + Tain (نگه داشتن)
معنی: رسیدن به هدف یا موفقیت.
10. Abstain
Ab- (دور) + Tain (نگه داشتن)
معنی: خودداری کردن یا پرهیز کردن.
@rayaclass
لغات مهم که در متنهای آزمون ارشد تکرار شده
@rayaclass
1. Tease out - فهمیدن
Example: Researchers worked hard to tease out the effects of the new drug.
پژوهشگران برای فهمیدن اثرات داروی جدید سخت تلاش کردند.
2. Comorbidity - چند ابتلایی
Example: Diabetes often presents with comorbidities like hypertension.
دیابت اغلب با چند ابتلایی مثل فشار خون همراه است.
@rayaclass
3. Enactment - تصویب
Example: The enactment of new health policies improved patient care.
تصویب سیاستهای جدید بهبود مراقبت از بیماران را به دنبال داشت.
4. Lenient - ملایم
Example: The doctor took a lenient approach to the patient’s treatment plan.
پزشک رویکرد ملایمی در طرح درمان بیمار اتخاذ کرد.
@rayaclass
5. Discern - تشخیص دادن
Example: It is sometimes difficult to discern the early signs of cancer.
گاهی اوقات تشخیص علائم اولیه سرطان دشوار است.
6. Donor - اهدا کننده
Example: The donor provided a kidney for transplantation.
اهدا کننده یک کلیه برای پیوند فراهم کرد.
7. Nephrectomy - برداشتن کلیه
Example: Nephrectomy is often performed to treat kidney cancer.
برداشتن کلیه اغلب برای درمان سرطان کلیه انجام میشود.
8. Aesthetic - مربوط به زیبایی
Example: The surgery had both functional and aesthetic benefits.
جراحی هم از نظر عملکردی و هم از نظر زیبایی مفید بود.
9. Intersection - تقاطع
Example: Public health lies at the intersection of medicine and social science.
سلامت عمومی در تقاطع پزشکی و علوم اجتماعی قرار دارد.
10. Biocompatible - سازگار با بافتهای زنده
Example: The implant was made of biocompatible materials.
ایمپلنت از مواد سازگار با بافتهای زنده ساخته شده بود.
@rayaclass
@rayaclass
1. Tease out - فهمیدن
Example: Researchers worked hard to tease out the effects of the new drug.
پژوهشگران برای فهمیدن اثرات داروی جدید سخت تلاش کردند.
2. Comorbidity - چند ابتلایی
Example: Diabetes often presents with comorbidities like hypertension.
دیابت اغلب با چند ابتلایی مثل فشار خون همراه است.
@rayaclass
3. Enactment - تصویب
Example: The enactment of new health policies improved patient care.
تصویب سیاستهای جدید بهبود مراقبت از بیماران را به دنبال داشت.
4. Lenient - ملایم
Example: The doctor took a lenient approach to the patient’s treatment plan.
پزشک رویکرد ملایمی در طرح درمان بیمار اتخاذ کرد.
@rayaclass
5. Discern - تشخیص دادن
Example: It is sometimes difficult to discern the early signs of cancer.
گاهی اوقات تشخیص علائم اولیه سرطان دشوار است.
6. Donor - اهدا کننده
Example: The donor provided a kidney for transplantation.
اهدا کننده یک کلیه برای پیوند فراهم کرد.
7. Nephrectomy - برداشتن کلیه
Example: Nephrectomy is often performed to treat kidney cancer.
برداشتن کلیه اغلب برای درمان سرطان کلیه انجام میشود.
8. Aesthetic - مربوط به زیبایی
Example: The surgery had both functional and aesthetic benefits.
جراحی هم از نظر عملکردی و هم از نظر زیبایی مفید بود.
9. Intersection - تقاطع
Example: Public health lies at the intersection of medicine and social science.
سلامت عمومی در تقاطع پزشکی و علوم اجتماعی قرار دارد.
10. Biocompatible - سازگار با بافتهای زنده
Example: The implant was made of biocompatible materials.
ایمپلنت از مواد سازگار با بافتهای زنده ساخته شده بود.
@rayaclass
🥰1
کلمه "undermine" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
64%
تضعیف کردن
19%
حمایت کردن
7%
تقویت کردن
10%
حذف کردن
👏1
کلمه "debilitate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
67%
تضعیف کردن
11%
ترمیم کردن
3%
تحریک کردن
19%
4. بهبود دادن
لغات ذیل همگی به معنای کاهش دادن وکم کردن دردو.....بارها و بارها مورد سوال بودهاند
1.Relieve
معنی: کاهش دادن، خلاص کردن، فرونشاندن
جمله 1: Painkillers can relieve the severe headaches caused by migraines.
(مسکنها میتوانند سردردهای شدید ناشی از میگرن را کاهش دهند.)
جمله 2: Inhalers are used to relieve breathing difficulties in asthma patients.
(از اسپریهای تنفسی برای کاهش مشکلات تنفسی در بیماران مبتلا به آسم استفاده میشود.)
---
2. Alleviate
معنی: تسکین دادن، کم کردن
جمله 1: Cold compresses can alleviate swelling and discomfort after surgery.
(کمپرس سرد میتواند تورم و ناراحتی پس از جراحی را تسکین دهد.)
جمله 2: Meditation is often recommended to alleviate anxiety and stress.
(مدیتیشن اغلب برای کاهش اضطراب و استرس توصیه میشود.)
---
3. Palliate
معنی: تسکین دادن
جمله 1: Palliative care focuses on relieving the symptoms of terminal illnesses.
(مراقبت تسکینی بر کاهش علائم بیماریهای لاعلاج تمرکز دارد.)
جمله 2: The doctor prescribed medication to palliate the patient’s chronic pain.
(پزشک دارویی برای تسکین درد مزمن بیمار تجویز کرد.)
---
4. Ease
معنی: کاهش دادن، تسکین دادن
جمله 1: Warm baths can ease joint pain caused by arthritis.
(حمامهای گرم میتوانند درد مفاصل ناشی از آرتروز را کاهش دهند.)
جمله 2: Medication is often used to ease postoperative discomfort.
(اغلب از دارو برای کاهش ناراحتی پس از عمل استفاده میشود.)
---
5. Mitigate
معنی: کاهش دادن یا کم کردن اثرات منفی
جمله 1: Proper hydration can mitigate the effects of dehydration during illness.
(آبرسانی مناسب میتواند اثرات کمآبی در طول بیماری را کاهش دهد.)
جمله 2: Vaccines are crucial in mitigating the spread of infectious diseases.
(واکسنها در کاهش گسترش بیماریهای عفونی حیاتی هستند.)
---
6. Assuage
معنی: تسکین دادن یا آرام کردن
جمله 1: The doctor provided painkillers to assuage the patient’s discomfort.
(پزشک برای تسکین ناراحتی بیمار مسکن تجویز کرد.)
جمله 2: Psychological counseling can help assuage feelings of guilt in patients.
(مشاوره روانشناسی میتواند به کاهش احساس گناه در بیماران کمک کند.)
---
7. Soothe
معنی: آرام کردن، فرونشاندن
جمله 1: The ointment helps soothe irritated skin.
(این پماد به آرام کردن پوست تحریکشده کمک میکند.)
جمله 2: Gentle massages can soothe muscle tension in patients with chronic pain.
(ماساژهای ملایم میتوانند تنش عضلانی را در بیماران مبتلا به درد مزمن کاهش دهند.)
---
8. Subside
معنی: فروکش کردن، کاهش یافتن
جمله 1: After taking the medication, the patient’s fever began to subside.
(پس از مصرف دارو، تب بیمار شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: The swelling around the injury will subside within a few days.
(تورم اطراف جراحت ظرف چند روز فروکش خواهد کرد.)
---
9. Abate
معنی: کاهش یافتن، فروکش کردن
جمله 1: The fever started to abate after the first dose of antibiotics.
(تب پس از اولین دوز آنتیبیوتیک شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: Early treatment can abate the progression of the disease.
(درمان زودهنگام میتواند پیشرفت بیماری را کاهش دهد.)
---
10. Calm
معنی: آرام کردن یا کاهش اضطراب
جمله 1: The nurse administered medication to calm the patient’s severe anxiety.
(پرستار دارویی برای کاهش اضطراب شدید بیمار تجویز کرد.)
جمله 2: Deep breathing techniques can calm the body during panic attacks.
(تکنیکهای تنفس عمیق میتوانند بدن را در طول حملات پانیک آرام کنند.)
@rayaclass
1.Relieve
معنی: کاهش دادن، خلاص کردن، فرونشاندن
جمله 1: Painkillers can relieve the severe headaches caused by migraines.
(مسکنها میتوانند سردردهای شدید ناشی از میگرن را کاهش دهند.)
جمله 2: Inhalers are used to relieve breathing difficulties in asthma patients.
(از اسپریهای تنفسی برای کاهش مشکلات تنفسی در بیماران مبتلا به آسم استفاده میشود.)
---
2. Alleviate
معنی: تسکین دادن، کم کردن
جمله 1: Cold compresses can alleviate swelling and discomfort after surgery.
(کمپرس سرد میتواند تورم و ناراحتی پس از جراحی را تسکین دهد.)
جمله 2: Meditation is often recommended to alleviate anxiety and stress.
(مدیتیشن اغلب برای کاهش اضطراب و استرس توصیه میشود.)
---
3. Palliate
معنی: تسکین دادن
جمله 1: Palliative care focuses on relieving the symptoms of terminal illnesses.
(مراقبت تسکینی بر کاهش علائم بیماریهای لاعلاج تمرکز دارد.)
جمله 2: The doctor prescribed medication to palliate the patient’s chronic pain.
(پزشک دارویی برای تسکین درد مزمن بیمار تجویز کرد.)
---
4. Ease
معنی: کاهش دادن، تسکین دادن
جمله 1: Warm baths can ease joint pain caused by arthritis.
(حمامهای گرم میتوانند درد مفاصل ناشی از آرتروز را کاهش دهند.)
جمله 2: Medication is often used to ease postoperative discomfort.
(اغلب از دارو برای کاهش ناراحتی پس از عمل استفاده میشود.)
---
5. Mitigate
معنی: کاهش دادن یا کم کردن اثرات منفی
جمله 1: Proper hydration can mitigate the effects of dehydration during illness.
(آبرسانی مناسب میتواند اثرات کمآبی در طول بیماری را کاهش دهد.)
جمله 2: Vaccines are crucial in mitigating the spread of infectious diseases.
(واکسنها در کاهش گسترش بیماریهای عفونی حیاتی هستند.)
---
6. Assuage
معنی: تسکین دادن یا آرام کردن
جمله 1: The doctor provided painkillers to assuage the patient’s discomfort.
(پزشک برای تسکین ناراحتی بیمار مسکن تجویز کرد.)
جمله 2: Psychological counseling can help assuage feelings of guilt in patients.
(مشاوره روانشناسی میتواند به کاهش احساس گناه در بیماران کمک کند.)
---
7. Soothe
معنی: آرام کردن، فرونشاندن
جمله 1: The ointment helps soothe irritated skin.
(این پماد به آرام کردن پوست تحریکشده کمک میکند.)
جمله 2: Gentle massages can soothe muscle tension in patients with chronic pain.
(ماساژهای ملایم میتوانند تنش عضلانی را در بیماران مبتلا به درد مزمن کاهش دهند.)
---
8. Subside
معنی: فروکش کردن، کاهش یافتن
جمله 1: After taking the medication, the patient’s fever began to subside.
(پس از مصرف دارو، تب بیمار شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: The swelling around the injury will subside within a few days.
(تورم اطراف جراحت ظرف چند روز فروکش خواهد کرد.)
---
9. Abate
معنی: کاهش یافتن، فروکش کردن
جمله 1: The fever started to abate after the first dose of antibiotics.
(تب پس از اولین دوز آنتیبیوتیک شروع به کاهش کرد.)
جمله 2: Early treatment can abate the progression of the disease.
(درمان زودهنگام میتواند پیشرفت بیماری را کاهش دهد.)
---
10. Calm
معنی: آرام کردن یا کاهش اضطراب
جمله 1: The nurse administered medication to calm the patient’s severe anxiety.
(پرستار دارویی برای کاهش اضطراب شدید بیمار تجویز کرد.)
جمله 2: Deep breathing techniques can calm the body during panic attacks.
(تکنیکهای تنفس عمیق میتوانند بدن را در طول حملات پانیک آرام کنند.)
@rayaclass
کلمه "imperative" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
58%
ضروری یا واجب
5%
اختیاری
21%
بیاهمیت
17%
پیشگیرانه