کلمه "skeptical" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
60%
شاک و تردیدآمیز
8%
. مطمئن و قاطع
17%
. منطقی
15%
بیاساس
کلمه "irrational" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
16%
. منطقی
78%
. غیرمنطقی و بیاساس
6%
. محتاطانه
0%
. آرام
کلمه "retrieve" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
93%
. بازگرداندن و بازیابی
2%
. از بین بردن
2%
فراموش کردن
2%
جستجو کردن
کلمه "sparingly" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
14%
1. بهصورت زیاد
53%
2. بهطور صرفهجویانه
12%
3. با بیاحتیاطی
20%
4. بدون محدودیت
کلمه "alleviate" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
85%
کاهش دادن یا تسکین دادن
9%
تشدید کردن
4%
. نادیده گرفتن
2%
جلوگیری کردن
دوستان گرامی، اگر محتوای کانال تلگرامی "رایا" برای شما مفید بوده و به موضوعات آن علاقهمند هستید، از حمایت و همراهی شما سپاسگزار خواهیم بود. همچنین از شما دعوت میکنیم کانال را به دوستان خود، بهویژه آنهایی که به این مطالب علاقهمند هستند، معرفی نمایید. حضور و پشتیبانی شما به ما در ادامه این مسیر انگیزه و انرژی بیشتری خواهد داد.
@rayaclass
@rayaclass
❤4
Raya زبان ارشد و دکتری وزرات بهداشت pinned «دوستان گرامی، اگر محتوای کانال تلگرامی "رایا" برای شما مفید بوده و به موضوعات آن علاقهمند هستید، از حمایت و همراهی شما سپاسگزار خواهیم بود. همچنین از شما دعوت میکنیم کانال را به دوستان خود، بهویژه آنهایی که به این مطالب علاقهمند هستند، معرفی نمایید. حضور…»
کلمه "prudence" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
41%
احتیاط و دوراندیشی
19%
عجله و بیفکری
16%
سخاوت
24%
قدرت و نفوذ
کلمه "biopsy" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
10%
جراحی کامل برای برداشتن یک عضو
87%
نمونهبرداری از بافت برای بررسی
1%
تصویربرداری پزشکی
2%
تجویز دارو
کلمه "affinity" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
48%
نزدیکی و تمایل طبیعی
21%
تضاد و ناهماهنگی
11%
بیعلاقگی
19%
تردید و ابهام
👍1
کلمه "abolish" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
60%
لغو یا از بین بردن
11%
حمایت کردن
18%
تصویب کردن
11%
تغییر دادن
کلمه "cataract" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
10%
تومور مغزی
85%
. آب مروارید
2%
زخم معده
3%
التهاب ریه
کلمه "lancet" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
64%
تیغ جراحی کوچک
15%
سرنگ تزریق
10%
دستگاه بخور
11%
4. آتل
⭕ Cataract: آب مروارید
جمله: "Cataract surgery can restore vision in most patients."
(جراحی آب مروارید میتواند بینایی را در بیشتر بیماران بازگرداند.)
🍁 Contact: تماس داشتن
جمله: "Direct contact with the infected person should be avoided."
(تماس مستقیم با فرد آلوده باید اجتناب شود.)
🍁 Contrast: تضاد / تقابل
جمله: "The contrast between healthy and diseased tissue was clear on the scan."
(تضاد بین بافت سالم و بیمار در اسکن واضح بود.)
🍁 Counteract: خنثی کردن
جمله: "The medication helps counteract the side effects of chemotherapy."
(این دارو به خنثی کردن عوارض جانبی شیمیدرمانی کمک میکند.)
🍁 Contest: مشاجره کردن
جمله: "The patient contested the diagnosis and sought a second opinion."
(بیمار با تشخیص مخالفت کرد و نظر دوم را خواستار شد.)
🍁 Context: بافت / فحوای کلام
جمله: "Understanding the context of symptoms is crucial for accurate diagnosis."
(درک فحوای علائم برای تشخیص دقیق ضروری است.)
🍁 Condemn: محکوم کردن
جمله: "The medical board condemned the use of unapproved treatments."
(هیئت پزشکی استفاده از درمانهای غیرمجاز را محکوم کرد.)
🍁 Contain: جلوگیری / شامل شدن
جمله: "The treatment aims to contain the spread of the infection."
(درمان هدف دارد از گسترش عفونت جلوگیری کند.)
@rayaclass
جمله: "Cataract surgery can restore vision in most patients."
(جراحی آب مروارید میتواند بینایی را در بیشتر بیماران بازگرداند.)
🍁 Contact: تماس داشتن
جمله: "Direct contact with the infected person should be avoided."
(تماس مستقیم با فرد آلوده باید اجتناب شود.)
🍁 Contrast: تضاد / تقابل
جمله: "The contrast between healthy and diseased tissue was clear on the scan."
(تضاد بین بافت سالم و بیمار در اسکن واضح بود.)
🍁 Counteract: خنثی کردن
جمله: "The medication helps counteract the side effects of chemotherapy."
(این دارو به خنثی کردن عوارض جانبی شیمیدرمانی کمک میکند.)
🍁 Contest: مشاجره کردن
جمله: "The patient contested the diagnosis and sought a second opinion."
(بیمار با تشخیص مخالفت کرد و نظر دوم را خواستار شد.)
🍁 Context: بافت / فحوای کلام
جمله: "Understanding the context of symptoms is crucial for accurate diagnosis."
(درک فحوای علائم برای تشخیص دقیق ضروری است.)
🍁 Condemn: محکوم کردن
جمله: "The medical board condemned the use of unapproved treatments."
(هیئت پزشکی استفاده از درمانهای غیرمجاز را محکوم کرد.)
🍁 Contain: جلوگیری / شامل شدن
جمله: "The treatment aims to contain the spread of the infection."
(درمان هدف دارد از گسترش عفونت جلوگیری کند.)
@rayaclass
کلمه "startle" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
72%
ترساندن یا شگفتزده کردن
13%
آرام کردن
13%
گیج کردن
3%
خسته کردن
Forwarded from زبان ارشد و دکتری
Port
ریشه: Port-
*از لاتین Portare، به معنی حمل کردن یا انتقال دادن.
1. Transport
Trans- (عبور از) + Port (حمل کردن)
معنی: حملونقل.
2. Import
Im- (داخل) + Port (حمل کردن)
معنی: وارد کردن (کالا یا داده).
3. Export
Ex- (بیرون) + Port (حمل کردن)
معنی: صادر کردن.
4. Support
Sup- (زیر) + Port (حمل کردن)
معنی: حمایت کردن.
5. Report
Re- (دوباره) + Port (حمل کردن)
معنی: گزارش دادن.
6. Portfolio
Port (حمل کردن) + Folio (صفحه یا پوشه)
معنی: نمونهکار یا پوشه اسناد.
7. Deport
De- (جدا کردن) + Port (حمل کردن)
معنی: اخراج کردن (از کشور).
8. Portal
Port (ورودی/حمل کردن) + -al (اسمساز)
معنی: درگاه یا ورودی بزرگ.
9. Porter
Port (حمل کردن) + -er (فاعل)
معنی: باربر.
10. Opportunity
Ob- (مقابل) + Port (بندر/حمل کردن)
معنی: فرصت (ریشه آن اشاره به نزدیک شدن کشتی به بندر دارد).
---
Struct
ریشه: Struct-
*از لاتین Struere، به معنی ساختن یا سازماندهی کردن.
1. Structure
Struct (ساختن) + -ure (اسمساز)
معنی: ساختار.
2. Construct
Con- (با هم) + Struct (ساختن)
معنی: ساختن.
3. Destruct
De- (پایین/جدا) + Struct (ساختن)
معنی: تخریب کردن.
4. Instruction
In- (داخل) + Struct (ساختن) + -ion (اسمساز)
معنی: دستورالعمل یا آموزش.
5. Obstruct
Ob- (مقابل) + Struct (ساختن)
معنی: مانع شدن.
6. Reconstruct
Re- (دوباره) + Struct (ساختن)
معنی: بازسازی کردن.
7. Infrastructure
Infra- (زیر) + Struct (ساختار) + -ure
معنی: زیرساخت.
8. Superstructure
Super- (روی) + Struct (ساختن) + -ure
معنی: روساخت.
9. Misconstruction
Mis- (اشتباه) + Construct (ساختن) + -ion
معنی: سوءتفاهم یا تفسیر غلط.
10. Unstructured
Un- (بدون) + Struct (ساختن) + -ed
معنی: بیساختار یا بینظم.
Mit/Miss
ریشه: Mit- / Miss-
*از لاتین Mittere، به معنی فرستادن.
1. Submit
Sub- (زیر) + Mit (فرستادن)
معنی: تسلیم کردن.
2. Emit
E- (بیرون) + Mit (فرستادن)
معنی: ساطع کردن.
3. Transmit
Trans- (عبور از) + Mit (فرستادن)
معنی: انتقال دادن.
4. Dismiss
Dis- (جدا) + Miss (فرستادن)
معنی: اخراج کردن یا مرخص کردن.
5. Mission
Miss (فرستادن) + -ion (اسمساز)
معنی: مأموریت.
6. Remit
Re- (دوباره) + Mit (فرستادن)
معنی: ارسال مجدد یا بخشودن.
7. Admit
Ad- (به سمت) + Mit (فرستادن)
معنی: پذیرش کردن.
8. Intermission
Inter- (بین) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: وقفه یا استراحت.
9. Omission
O- (بیرون) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: حذف یا از قلم انداختن.
10. Permission
Per- (اجازه کامل) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: اجازه یا مجوز.
@msrt1
ریشه: Port-
*از لاتین Portare، به معنی حمل کردن یا انتقال دادن.
1. Transport
Trans- (عبور از) + Port (حمل کردن)
معنی: حملونقل.
2. Import
Im- (داخل) + Port (حمل کردن)
معنی: وارد کردن (کالا یا داده).
3. Export
Ex- (بیرون) + Port (حمل کردن)
معنی: صادر کردن.
4. Support
Sup- (زیر) + Port (حمل کردن)
معنی: حمایت کردن.
5. Report
Re- (دوباره) + Port (حمل کردن)
معنی: گزارش دادن.
6. Portfolio
Port (حمل کردن) + Folio (صفحه یا پوشه)
معنی: نمونهکار یا پوشه اسناد.
7. Deport
De- (جدا کردن) + Port (حمل کردن)
معنی: اخراج کردن (از کشور).
8. Portal
Port (ورودی/حمل کردن) + -al (اسمساز)
معنی: درگاه یا ورودی بزرگ.
9. Porter
Port (حمل کردن) + -er (فاعل)
معنی: باربر.
10. Opportunity
Ob- (مقابل) + Port (بندر/حمل کردن)
معنی: فرصت (ریشه آن اشاره به نزدیک شدن کشتی به بندر دارد).
---
Struct
ریشه: Struct-
*از لاتین Struere، به معنی ساختن یا سازماندهی کردن.
1. Structure
Struct (ساختن) + -ure (اسمساز)
معنی: ساختار.
2. Construct
Con- (با هم) + Struct (ساختن)
معنی: ساختن.
3. Destruct
De- (پایین/جدا) + Struct (ساختن)
معنی: تخریب کردن.
4. Instruction
In- (داخل) + Struct (ساختن) + -ion (اسمساز)
معنی: دستورالعمل یا آموزش.
5. Obstruct
Ob- (مقابل) + Struct (ساختن)
معنی: مانع شدن.
6. Reconstruct
Re- (دوباره) + Struct (ساختن)
معنی: بازسازی کردن.
7. Infrastructure
Infra- (زیر) + Struct (ساختار) + -ure
معنی: زیرساخت.
8. Superstructure
Super- (روی) + Struct (ساختن) + -ure
معنی: روساخت.
9. Misconstruction
Mis- (اشتباه) + Construct (ساختن) + -ion
معنی: سوءتفاهم یا تفسیر غلط.
10. Unstructured
Un- (بدون) + Struct (ساختن) + -ed
معنی: بیساختار یا بینظم.
Mit/Miss
ریشه: Mit- / Miss-
*از لاتین Mittere، به معنی فرستادن.
1. Submit
Sub- (زیر) + Mit (فرستادن)
معنی: تسلیم کردن.
2. Emit
E- (بیرون) + Mit (فرستادن)
معنی: ساطع کردن.
3. Transmit
Trans- (عبور از) + Mit (فرستادن)
معنی: انتقال دادن.
4. Dismiss
Dis- (جدا) + Miss (فرستادن)
معنی: اخراج کردن یا مرخص کردن.
5. Mission
Miss (فرستادن) + -ion (اسمساز)
معنی: مأموریت.
6. Remit
Re- (دوباره) + Mit (فرستادن)
معنی: ارسال مجدد یا بخشودن.
7. Admit
Ad- (به سمت) + Mit (فرستادن)
معنی: پذیرش کردن.
8. Intermission
Inter- (بین) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: وقفه یا استراحت.
9. Omission
O- (بیرون) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: حذف یا از قلم انداختن.
10. Permission
Per- (اجازه کامل) + Miss (فرستادن) + -ion
معنی: اجازه یا مجوز.
@msrt1
کلمه "counteract" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
12%
تقویت کردن
79%
خنثی کردن یا مقابله کردن
6%
آغاز کردن
4%
کاهش دادن
کلمه "precipitate" به چه معناست؟
1.
1.
Anonymous Quiz
55%
تسریع کردن یا موجب شدن
35%
جلوگیری کردن
5%
کاهش دادن
5%
متوقف کردن
کلمه "convulsion" به چه معناست؟
1.
1.
Anonymous Quiz
81%
انقباض غیرارادی عضلات یا تشنج
4%
شل شدن عضلات
9%
التهاب
6%
حالت تهوع
کلمه "extravagance" به چه معناست؟
Anonymous Quiz
85%
اسراف و زیادهروی
8%
صرفهجویی
6%
خویشتنداری
1%
سادگی