روان‌ گفت
1.26K subscribers
75 photos
32 videos
41 files
56 links
«سکوت روان، همیشه بی‌معنا نیست»
‏سهیل بهزادی
ارشد روانشناسی بالینی
روانپویشی فشرده و کوتاه مدت
ISTDP


@Soheilbehzady :ارتباط با من
Download Telegram
Forwarded from روانکاوی به‌ زبان‌ساده (طاهر علیزاده)
در والدگری این نکته را می‌تونیم به عنوان یک اصل در نظر داشته باشیم

🔹ایده آل‌ترین حالت ممکن در فرزند پروری این هست که بچه‌ها مشغولیت واقعی و ذهنی نسبت به وضعیت پدر و مادرشون نداشته باشند و فقط بودن و حمایتشون را حس کنند،برای درک بهتر میتونیم از مثال نفس کشیدن استفاده کنیم

با وجود اینکه وجود اکسیژن و تنفس از مهمترین نیازها هست ولی اصولا نباید شرایط جوری باشه که کسی نگران هوای تنفسش باشه، هوای خوب باید همیشه در جریان باشه و بدون اینکه توجهمون بهش جلب بشه ازش استفاده کنیم
🔹پس کودکانی که درگیر دعواها، مشکلات، بدهکاری ها، مشکلات معیشت و مسکن و بیماری و بیکاری و ورشکستگی و فقر میشوند علاوه بر اینکه نمیتوانند خوب نفس بکشند باید مدام مراقب و نگران این هوا باشند و فرصت لازم را برای رشد و بازی و تحول سالم را از دست میدهند

پس با این فرمول:


✓با آنها درد دل نکنید
✓جلوی آنها دعوا نکنید
✓مشکلات مالی را تا حد توان از بچه ها پنهان کنید
✓جلوی آنها درباره مشکلات مالی و مسکن صحبت نکنید
✓جلوی آنها درباره خطر جنگ و تحریم و اوضاع وحشتناک کشور بحث نکنید


🔹همانطور که بدن نوزاد تا زمان سفت شدن استخوان‌ها ضعیف هست و آماده تحمل فشار فیزیکی زیادی نیست، روان آنها هم تا چندین سال آسیب‌پذیر و شکننده هست و نباید آنها را در معرض استرس‌ها و فشارهای شدید بزرگسالی قرار داد


پ.ن: حواسمون باشه که هیچ کس در این زمینه نمیتونه کامل عمل کنه و از اینکه والد کاملی نبودید خودتون را سرزنش نکنید، فقط این مسأله را به عنوان یک اصل قرار بدیم و سعی کنیم تلاشمون در این راستا باشه
👍75
نفس بکش، آرامش پیدا کن

چند تکنیک ساده برای روزهای سخت


سلام به همه شما که شاید این روزها با استرس، نگرانی یا حتی ترس دست‌وپنجه نرم می‌کنید. زندگی گاهی مثل یه طوفان می‌شه، به‌خصوص تو شرایط سخت مثل جنگ یا بحران.
اما یه ابزار ساده و همیشه همراه داریم که می‌تونه حالمون رو بهتر کنه: نفسمون.
بله، درست شنیدید!
با چند تا نفس درست و حسابی می‌تونید به خودتون آرامش بدید، حتی وسط شلوغی و سختی. من چند تکنیک تنفسی ساده براتون آماده کردم که تو جاهای پراسترس، مثل جنگ یا شرایط بحرانی، خیلی به کار میاد. اینا رو امتحان کنید، به بقیه هم یاد بدید، و ببینید چطور حال دلتون بهتر می‌شه.

۱. نفس شکمی:
مثل یه بادکنک پر و خالی شو
فکر کن شکمت یه بادکنکه که با هر نفس پر و خالی می‌شه. این روش خیلی ساده‌ست و بهت کمک می‌کنه آروم بشی.

چطور انجامش بدم؟

یه جا راحت بشین یا دراز بکش. اگه نمی‌تونی، حتی سرپا هم می‌شه.
یه دست رو بذار رو شکمت، یه دست رو سینه‌ت.
از بینی آروم نفس بکش، طوری که شکمت بیاد بالا (مثل پر شدن بادکنک). سینه‌ت نباید زیاد تکون بخوره.
حالا آروم از دهان یا بینی نفس بده بیرون و شکمت رو بده تو.
این کارو ۴-۵ دقیقه با ریتم آروم تکرار کن. مثلاً ۴ ثانیه نفس بکش، ۴ ثانیه نفس بده بیرون.

کی به کار میاد؟
وقتی دلت شور می‌زنه یا نمی‌تونی آروم بشی، این روش مثل یه دکمه خاموش برای استرس عمل می‌کنه. تو اردوگاه‌های پناهنده‌ها تو جنگ‌های گذشته، خیلیا با این روش حالشون بهتر شده.

۲. نفس ۴-۷-۸:
خواب و آرامش با یه فرمول جادویی
این یکی مثل یه لالایی برای ذهنته. اگه نمی‌تونی بخوابی یا حس می‌کنی قلبت تند می‌زنه، امتحانش کن

چطور انجامش بدم؟

از بینی ۴ ثانیه نفس بکش.
نفست رو ۷ ثانیه نگه دار (آروم بشمار تو دلت).
حالا ۸ ثانیه از دهان نفس بده بیرون، انگار داری یه شمع رو آروم فوت می‌کنی.
۴-۵ بار این کارو تکرار کن.

کی به کار میاد؟
وقتی حس می‌کنی اضطرابت داره بالا می‌زنه یا شب‌ها خواب به چشمت نمیاد، این روش معجزه می‌کنه. تو جنگ سوریه، خیلی از آدما تو اردوگاه‌ها با این تکنیک تونستن جلوی حمله‌های اضطرابشون رو بگیرن.

۳. نفس جعبه‌ای:
مثل یه مربع آرامش‌بخش
این روش رو سربازا تو جنگ برای آروم و متمرکز موندن استفاده می‌کنن. مثل اینه که ذهنت رو تو یه جعبه امن بذاری.

چطور انجامش بدم؟

۴ ثانیه از بینی نفس بکش.
۴ ثانیه نفست رو نگه دار.
۴ ثانیه از دهان نفس بده بیرون.
۴ ثانیه صبر کن (بدون نفس کشیدن).
انگار داری دور یه مربع می‌چرخی! ۴-۵ دقیقه این کارو ادامه بده.

کی به کار میاد؟
وقتی حس می‌کنی ذهنت شلوغه یا قبل از یه موقعیت سخت نیاز به تمرکز داری، این روش عالیه. سربازا قبل از عملیات ازش استفاده می‌کردن.

۴. نفس یکی‌یکی:
یه بازی با بینی‌ت
این روش یه کم بامزه‌ست و باعث می‌شه هم آروم بشی، هم به یه چیز دیگه فکر کنی. بهش می‌گن تنفس متناوب بینی.

چطور انجامش بدم؟

با انگشت شست دست راست، سوراخ راست بینی‌ت رو بگیر.
از سوراخ چپ ۴ ثانیه نفس بکش.
حالا با انگشت دیگه سوراخ چپ رو بگیر و از سوراخ راست ۴ ثانیه نفس بده بیرون.
دوباره از همون سوراخ راست نفس بکش، بعد سوراخ راست رو بگیر و از چپ نفس بده بیرون.
۵-۱۰ دقیقه ادامه بده، مثل یه رقص آروم با نفست.

کی به کار میاد؟
اگه می‌وقتی ذهنت پر از فکرای جورواجوره، این روش کمک می‌کنه متمرکز بشی. تو جنگ بوسنی، آدمای که نمی‌تونستن از فکرای بد خلاص بشن، با این روش آرامش پیدا کردن.

۵. نفس شمارش معکوس:
مثل یه بازی بچگونه
این یکی برای وقتیه که انقدر استرس داری که نمی‌تونی به چیزای پیچیده فکر کنی. بچه‌ها هم عاشق این روش می‌شن!

چطور انجامش بدم؟

از ۵ تا ۱ بشمار، هر شماره رو با نفس کشیدن هماهنگ کن.
مثلاً: «۵» (نفس بکش)، «۴» (نفسس بده)، «۳» (نفس بکش)، «۲» (نفس بده)، «۱» (نفس بکش).
چند دقیقه این کارو ادامه بده تا حس کنی بدنت شل شده.

کی به کار میاد؟
وقتی همه‌چیز دور سرت می‌چرخه یا می‌خوای بچه‌ها رو آروم کنی این روش خیلی ساده و باحاله.
تو جنگ سوریه، روان‌شناسا اینو به بچه‌های تو اردوگاه یاد دادن و اونا با خنده انجامش می‌دادن.

🔆چندتا نکته مهم برای روزهای سخت:

🔸هر جا، هر وقت:
این تمرینا به هیچ وسیله‌ای نیاز ندارن. تو خونه، تو پناهگاه یا حتی تو راه می‌تونی انجامشون بدی.

🔸آروم آروم شروع کن:
لازم نیست کامل انجام بدی. حتی ۱-۲ دقیقه هم کافیه تا حال بهتر بشه.

🔸برای بچه‌ها:
اینارو مثل بازی به بچه‌ها یاد بده. مثلاً بگو «بیا شکممونو مثل بادکنک پر کنیم!» یا «مثل سربازا نفس بکش!».

🔸با هم تمرین کنید:
اگه با خانواده یا دوستات هستید، همه با هم نفس بکشید. حس خوبی بهتون می‌ده و به هم نزدیک‌تر می‌شید.

🔸هر روز یه کم:
مثل ورزش، اگه هر روز چند دقیقه تمرین کنی، بدنت یاد می‌گیره بهتر آروم بشه.
4👍4
فرض کنید دامدار هستید و در یک روستا زندگی می کنید ؛

یک جادوگر خوب به شما می گوید می توانی یکی از این دو گزینه را انتخاب کنی.

🔸یک. به خود شما یک گاو و به همسایه شما دو گاو بدهد.
🔸دو. یک گاو از شما و دو گاو از همسایه شما کم کند.

کدام؟
1
روان‌ گفت
فرض کنید دامدار هستید و در یک روستا زندگی می کنید ؛ یک جادوگر خوب به شما می گوید می توانی یکی از این دو گزینه را انتخاب کنی. 🔸یک. به خود شما یک گاو و به همسایه شما دو گاو بدهد. 🔸دو. یک گاو از شما و دو گاو از همسایه شما کم کند. کدام؟
وجه مشترک نیچه و فروید این اندیشه بود که تلقی عدالت به مثابه برابری، بر رشک و حسادت پایه میگیرد-رشک بردن بر دیگری که چیزی دارد که ما نداریم و از آن لذت می برد.

بر این اساس، تقاضای عدالت در نهایت تقاضا برای این است که باید بهره مندی مفرط دیگران چنان کاهش یابد که همگان دسترسی یکسانی به لذت داشتن باشند.
از آنجا که برقراری لذت برابر امکان پذیر نیست چیزی که به جای آن تحمیل می شود سهم برابر از ممنوعیت است.
👍64👏1
ژوئیسانس: لذت + درد.
مازوخیسم: لذت از درد.
👍51
اگر رابطه‌تون بیشتر شبیه یه زخم بازه که مدام التیام پیدا می‌کنه و دوباره درد می‌گیره، وقتشه بپرسید:
"آیا من به عشق چسبیدم، یا به درد عادت کردم؟"
3
احساس گناه:
کار بدی کردم.

احساس شرم:
من آدم بدی هستم.

📍گناه از رفتار می‌گه، شرم از هویت.
👍167👏1🤔1
گناه شما را به سمت اصلاح رابطه می‌برد، اما شرم شما را به سمت ترس از رابطه می‌راند.
شناسایی این دو، اولین قدم برای خروج از دام‌های عاطفی است.
11🕊3👍2🤔2
تا زمانی که آدم ها درگیر فانتزی عشق کامل باشند و نپذیرند که دیگری ناقص است، احتمال «خیانت» وجود دارد.
👏75👍3
راه حل لکانی پذیرش «فقدان» در دل هر رابطه است.

عشق واقعی زمانی آغاز میشود که بپذیریم شریک ما هرگز «همه چیز» نخواهد بود، و این دقیقاً همان چیزی است که او را خاص میکند.
👍74
شدلر تو یکی از توییت هاش در مورد مفهومی آشنا صحبت کرد که به نظر من جالب بود.

🔻چکیده و برداشت رشته توییت شدلر؛

روان‌درمانی واقعی یه فرآیند عمیق و شخصیه که نیاز به رابطه اختصاصی بین درمانگر و مراجع داره. چیزی نیست که بشه مثل یه اپ یا خدمات دیجیتال، انبوه‌سازی کرد. سرمایه‌گذاری‌های بزرگ و سیستم‌های عمومی معمولاً دنبال راه‌حل‌های سریع و کم‌هزینه‌تر هستن، نه درمان عمیق و زمان‌بر.
👍54👏1
سقراط:
«فقط می‌دانم که هیچ نمی‌دانم»

معادل امروزیش:
«فقط می‌دانم که پز کتاب‌خوندنم عالیه!»
10👍6👏1💯1
شاید برای شما هم جالب باشد؛
راستش قصد ندارم تحلیل کنم و بگم آره این کاربر خودش فلانه این حرفش هم ریشه در کودکیش داره!

ولی شما ببینید، خواستید نظرتون هم بگید!
👎73
"خوشبختی هرگز مهم نبوده است..."

ژیژک معتقد است ما اغلب فکر می‌کنیم خوشبختی یعنی به چیزی که می‌خواهیم برسیم، اما مشکل اینجاست که ما حتی نمی‌دانیم واقعاً چه می‌خواهیم! او می‌گوید:

"ما چیزها را نه برای لذت بردن از آنها، بلکه برای لذت بردن از آرزوی داشتن‌شان می‌خواهیم."

یعنی گاهی لذتِ خیال‌پردازی درباره یک چیز، بیشتر از خود آن چیز است.

"خوشبختی برای فرصت‌طلبان است..."

به گفته ژیژک، خوشبختیِ سطحی متعلق به کسانی است که بدون پرسشگری زندگی می‌کنند. او با طعنه می‌گوید:

"اگر می‌خواهی خوشحال بمانی، احمق بمان!"

چون فکر می‌کند جامعه امروز از ما می‌خواهد همیشه "مثبت‌اندیش" باشیم و عمیقاً فکر نکنیم.

"رضایت واقعی در مبارزه است، مخصوصاً مبارزه با خودمان..."

ژیژک معتقد است زندگی اصیل، زندگی‌ای است که درگیر تناقض‌ها و کشمکش‌ها باشد. او می‌گوید:

"حقیقت همیشه دردناک است"

و انسان‌های بزرگ(مثل فلاسفه یا انقلابیون) هرگز در آرامش و خوشبختیِ سطحی زندگی نکرده‌اند. آنها همیشه در حال نبرد با خود و جهان هستند.

"استادان واقعی هرگز خوشحال نیستند..."

این جمله یادآور نظر ژیژک درباره "لذتِ رنج" است. او با الهام از روانکاوی می‌گوید:

ما ناخودآگاه عاشق موانع خود هستیم.

یعنی گاهی ترجیح می‌دهیم در رنجِ آشنا بمانیم تا وارد ناشناخته‌ها شویم. به همین دلیل، کسانی که عمیقاً فکر می‌کنند، به دنبال "خوشبختیِ پیش‌ساخته" نیستند.

ژیژک به ما یادآوری می‌کند که شاید به جای دنبال کردن خوشبختیِ کلیشه‌ای، بهتر باشد بپذیریم زندگی پر از تناقض و کشمکش است.

"هیچ چیز کامل نیست، و همین نقص‌هاست که زندگی را واقعی می‌کند."
10🕊2👍1👏1
درسی از دل درد

در گوشه‌ای از آتن باستان، زیر سایه درختان زیتون، ارسطو با شاگردانش نشسته بود. نسیم خنکی برگ‌ها را تکان می‌داد و او با نگاهی عمیق به جمع گفت: «ما بدون درد نمی‌توانیم یاد بگیریم.» شاگردانش با تعجب به او خیره شدند. این جمله ساده، اما پرمعنا، چون بذری در ذهن آن‌ها کاشته شد و قرن‌ها بعد، در اندیشه‌های دیگران ریشه دواند. سال‌ها بعد، در سرزمینی دور، نیچه، فیلسوف ژرمن، در خلوت خود قلم به دست گرفت و نوشت: «آنچه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌کند.» او که طوفان‌های زندگی را تجربه کرده بود، باور داشت که رنج، مانند آتشی است که فولاد روح را آبدیده می‌کند. دردی که انسان را به زانو درمی‌آورد، همان نیرویی است که او را به سوی قله‌های خودشناسی و قدرت می‌کشاند. در سوی دیگر جهان، جان دیویی، معلم بزرگ، در کلاس‌هایش از تجربه سخن می‌گفت. او به شاگردانش آموخت که یادگیری واقعی در دل چالش‌ها رخ می‌دهد. وقتی با مشکلی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، ذهنمان بیدار می‌شود، تأمل می‌کنیم و از میان سختی‌ها، درس‌هایی عمیق برمی‌داریم. گویی هر مانع، دری است به سوی فهمی نو. ویکتور فرانکل، در تاریکی اردوگاه‌های کار اجباری، معنای زندگی را جست‌وجو کرد. او که درد را با تمام وجود لمس کرده بود، دریافت که رنج، اگر با آگاهی در آغوش گرفته شود، می‌تواند به نوری تبدیل شود که مسیر زندگی را روشن می‌کند. او به ما آموخت که حتی در عمیق‌ترین دردها، بذر معنا و یادگیری نهفته است. کارل یونگ، در اتاق مطالعه‌اش، از سایه‌های درون سخن گفت. او باور داشت که برای شناخت خود، باید با تاریکی‌های وجودمان روبه‌رو شویم. این مواجهه، هرچند دردناک، ما را به سوی یکپارچگی و حکمت می‌برد. درد، در نگاه او، کلیدی بود برای گشودن درهای پنهان روان. سقراط، استاد ارسطو، در کوچه‌های آتن با پرسش‌هایش ذهن‌ها را به چالش می‌کشید. او با دیالکتیک خود، مردم را وادار می‌کرد تا با نادانی‌هایشان روبه‌رو شوند. این درد فکری، هرچند تلخ، راه را برای آگاهی و یادگیری هموار می‌کرد. امروزه، روان‌شناسان از «رشد پس از سانحه» سخن می‌گویند. آن‌ها دیده‌اند که چگونه انسان‌ها پس از طوفان‌های زندگی، قوی‌تر، عمیق‌تر و داناتر از خاکستر رنج‌هایشان برمی‌خیزند. تدسکی و کالهون این را به ما یادآوری کردند که درد، نه‌تنها ویرانگر نیست، بلکه می‌تواند بستری برای تحول و بازآفرینی باشد. و این‌گونه، از آتن باستان تا امروز، حکایت درد و یادگیری ادامه دارد. هر فیلسوف، هر متفکر و هر انسانی که با سختی روبه‌رو شده، این حقیقت را دریافته است: درد، استاد سخت‌گیر اما عادلی است که درس‌هایش، اگر با شجاعت پذیرفته شوند، ما را به سوی رشد و کمال می‌برند.
👍43👏2🔥1
گفتمان روانپزشکیِ مسلط، با تقلیلِ پیچیدگی‌های سوژه انسانی به مجموعه‌ایی از نشانه‌ های تشخیصی و پروتکل‌های دارویی، میل به نفیِ ناخودآگاه دارد و انسان را به موجودی مکانیکی (ماشینوار) تبدیل میکند.
👍6👏51
حریم روان‌شناسی، از جنجالِ اینفلوئنسری جداست.
👍95👏1
«تکرار ترما در فرد و جامعه، سبب تکرار تاریخ می‌شود.»
👍92
دفعه بعد که شروع به کندن پوست لب و جوش روی صورت کردیم به این جمله هم فکر کنیم؛

پوستِ ما آرشیوِ احساس گناهِ نخستین‌مان از کشف لذتِ بدن است.
2
🔻این اپیزود از پادکست «رختکن بازنده‌ها» رو به همه، به‌ویژه اونایی که مستقیماً با انسان‌ها سروکار دارن، پیشنهاد می‌کنم گوش بدند.

چرا؟

یه زمانی جایی خوندم که روانشناسیِ واقعی رو نه در کتاب‌های خشکِ دانشگاهی، که باید تو ادبیات، رمان و شعر جستجو کرد. اونجاست که می‌شود لایه‌های زنده و متحرکِ وجود آدمی رو دید، نه لاشهٔ بی‌جانِ کالبدشکافی‌شده‌ای که فقط برای تدریس به کار می‌ره.

شاید اگر من بیام و صرفاً بگم: «علائم هشداردهندهٔ خودکشی ایناست»، یا «سوگ این‌طوری تجربه می‌شه»، شما آن عمق تراژیک و انسانی ماجرا رو حس نکنید. اما امان از روزی که خودتون یا یکی از نزدیک‌هاتون، چنین تجربه‌ای رو از سر بگذرونید. اون موقع است که واقعیت، بی‌پرده و بی‌رحم، خودش رو، رو می‌کنه ، آن‌قدر تلخ و تند که دیگه جایی برای «یادگیری» به معنای متداولش باقی نمی‌مونه.

پس بهترین راه، مواجههٔ غیرمستقیم با چنین تجربه‌هایی‌ست؛ از طریق روایت‌هایی که هنرمندانه پرداخته شدن. اینکه من چقدر این اپیزود رو دوست دارم یا مفید می‌دونم، چندان مهم نیست ، باید خودتون گوش بدید و قضاوت کنید. اما مطمئنم این قسمت (که به افراد زیر ۱۸ سال پیشنهاد نمی‌کنم) به‌خوبی توانسته یک تجربه سنگین رو روایت کند و تصویری ملموس از آن ارائه دهد — آن‌قدر که به راحتی می‌شود مصداق‌هایش را در اطرافمان دید.

بیشتر از این اگر توضیح بدم، گزافه‌گویی شده. گوش بدید و اگر تمایل داشتید، نظرتون رو با ما هم در میان بذارید.

📌پ.ن: منابع مشابه زیادی وجود داره که من با خیلی از آن‌ها آشنا نیستم.اگر شما منبعی (پادکست، کتاب، اثر هنری) می‌شناسید که چنین حسی رو انتقال می‌ده، حتماً بهم معرفی کنید.
👍31