"سیزده به در"
تا حالا با خودتان فکر کردهاید که گرهزدن ساقههای سبزه چه ربطی به رفتن به خانه شوهر دارد؟!
چرا در روز سیزدهم فروردین باید سبزه گره زد؟
چرا باید سبزه را توی آب روان انداخت؟
چرا باید از خانه و گاه حتی شهر بیرون رفت و زد به دل طبیعت؟
یا اینکه اصلاً چرا روز سیزدهم فروردین را «سیزدهبهدر» میگویند؟
بگذارید ابتدا از سؤال آخر شروع کنیم و ببینیم که اصلاً «سیزدهبهدر» یعنی چه؟
بسیاری از ما از کودکی شنیده و یاد گرفتهایم که باید روز سیزدهم فروردین را که آخرین روز تعطیلات نوروزی هم هست، در خانه نماند و زد به دل طبیعت تا نحسی آن را از سر بگذرانیم و اصطلاحاً در کنیم. در این ماجرا چند نکته است که بهتر است بدانیم.
اولاً اینکه به نظر اکثر محققین در فرهنگ اساطیری ایران باستان که نوروز و جشنها و آیینها و رسومش برخاسته از آن است، عدد سیزده «نحس» نیست و بهتبع، روز سیزدهم فروردین هم نحوست ندارد که آن را به در کنیم!
اتفاقاً در برخی متون پهلوی از خجستهبودن روز سیزدهم فروردین سخن به میان آمده است.
باور به نحسی عدد سیزده، به روایتی، ارمغان فرهنگ یونانی است که به بسیاری از نقاط جهان راه یافته و فراگیر شده است و به روایتی دیگر نحسی سیزده ریشه در ماجرای شام آخر مسیحیت و خیانت یهودا دارد. البته روایتهای دیگری هم وجود دارد از جمله باور به عمر دوازده هزارساله جهان و آشفتگی هزاره سیزدهم جهان.
با توجه به این نکته برخی از پژوهشگران بر این باورند که «سیزده به در» به معنای «به در کردن سیزده» (و نحسی آن) نیست. بلکه با نظر به اینکه یک معنای واژه «دَر»، «دشت و صحرا» است؛ بنابراین میشود این نظر را پذیرفت که «سیزده به در» یعنی سیزده را در «در و دشت و صحرا»گذراندن.
حالا میرسیم به سؤال دوم که اصلاً چرا باید سیزدهم فروردین را بیرون از خانه و در صحرا و دَر و دشت و دل طبیعت گذراند؟
پاسخ به این پرسش را در ضمن پرداختن به ریشه رسم «سبزه را در آب روان انداختن» خواهیم یافت.
در گاهشماری ایران باستان، هر ماه سی روز بوده و هر روز نامی داشته است. روز سیزدهم هر ماه «تیر» نام داشته و متعلق به ایزد و ستاره «تیر» یا «تیشتر» بوده است.
تیشتر، در اسطورههای ایرانی و زرتشتی، ایزد باران و پدیدآورنده رودها و جویبارها و دریاچهها و آبهاست.
تیشتر هرساله در نبردی حماسی با «اپوشه» یا دیو خشکسالی و قحطی است و سرانجام این ایزد باستانی در نیمروز سیزدهم فروردین بر اپوشه غلبه میکند و او را شکست میدهد.
البته بنا به باور ایرانیان باستان، برای قدرتمندتر کردن «تیشتر» و یاریکردن او در این نبرد، در روز سیزدهم فروردین به دشت و صحرا و کنار رود و چشمه میرفتند و برای تیشتر غذا درست میکردند. ازاینرو میتوان گفت که رفتن به دَر و دشت و غذاخوردن در دل طبیعت، همان رسم هدیه برای ایزد تیشتر است.
همچنین ایرانیان باستان در این روز، بهمنظور سپاسگزاری از ایزد تیشتر(تیر) که آب را به جهانیان نثار میکند، سبزههای رسته در روزهای آغازین سال را به آبهای روان میسپردند و هدیه میکردند.
شاید با این خواسته که ایزد باران و آبهای روان، کشتهای نودَمیده آنها را سیراب کند. (فراموش نکنیم که آب و باران برای مردم کشاورز دشت ایران چقدر حیاتی بوده است)
و اما سؤال آخر؛ چرا دختران و پسران مجرد سبزه گره میزنند و این رسم بختگشایی ریشه در کدام باور اسطورهای دارد؟
برخی از محققان ریشه این رسم و عمل نمادین را در اسطوره آفرینش ایرانی جستوجو کردهاند.
در فرهنگ اساطیری ایران باستان، «مشی و مشیانه» نخستین جفت انسان هستند که از نطفه کیومرث پدید آمدهاند. در اسطوره آفرینش ایرانی میخوانیم پس از آنکه کیومرث توسط اهریمن کشته شد، بر پهلوی چپ خود بر زمین افتاد و از او نطفه زنده و بالندهای به رنگ سرخ بر زمین ریخت و پس از چهل سال، از این نطفه گیاه ریواس با دو ساقه رویید که در آغاز چنان بههمپیچیده و درهمتنیده بودند که بازوانشان از پشت به شانههایشان آویخته بود و پیکرهایشان به هم چسبیده بود. سپس آن دو، شکل و صورتی انسانی یافتند و روح انسانی در کالبد گیاهیشان دمیده شد و مشی و مشیانه نام گرفتند که نخستین زوج انسان بودهاند.
بنابراین به باور این گروه از محققین، شاید رسم گرهزدن سبزه برای بختگشایی دختران و پسران جوان اشاره به در هم تنیدن مشی و مشیانه داشته باشد و ازدواج و امتزاج این زوج اسطورهای انسان را یادآوری کند.
مصطفی علیزاده
تا حالا با خودتان فکر کردهاید که گرهزدن ساقههای سبزه چه ربطی به رفتن به خانه شوهر دارد؟!
چرا در روز سیزدهم فروردین باید سبزه گره زد؟
چرا باید سبزه را توی آب روان انداخت؟
چرا باید از خانه و گاه حتی شهر بیرون رفت و زد به دل طبیعت؟
یا اینکه اصلاً چرا روز سیزدهم فروردین را «سیزدهبهدر» میگویند؟
بگذارید ابتدا از سؤال آخر شروع کنیم و ببینیم که اصلاً «سیزدهبهدر» یعنی چه؟
بسیاری از ما از کودکی شنیده و یاد گرفتهایم که باید روز سیزدهم فروردین را که آخرین روز تعطیلات نوروزی هم هست، در خانه نماند و زد به دل طبیعت تا نحسی آن را از سر بگذرانیم و اصطلاحاً در کنیم. در این ماجرا چند نکته است که بهتر است بدانیم.
اولاً اینکه به نظر اکثر محققین در فرهنگ اساطیری ایران باستان که نوروز و جشنها و آیینها و رسومش برخاسته از آن است، عدد سیزده «نحس» نیست و بهتبع، روز سیزدهم فروردین هم نحوست ندارد که آن را به در کنیم!
اتفاقاً در برخی متون پهلوی از خجستهبودن روز سیزدهم فروردین سخن به میان آمده است.
باور به نحسی عدد سیزده، به روایتی، ارمغان فرهنگ یونانی است که به بسیاری از نقاط جهان راه یافته و فراگیر شده است و به روایتی دیگر نحسی سیزده ریشه در ماجرای شام آخر مسیحیت و خیانت یهودا دارد. البته روایتهای دیگری هم وجود دارد از جمله باور به عمر دوازده هزارساله جهان و آشفتگی هزاره سیزدهم جهان.
با توجه به این نکته برخی از پژوهشگران بر این باورند که «سیزده به در» به معنای «به در کردن سیزده» (و نحسی آن) نیست. بلکه با نظر به اینکه یک معنای واژه «دَر»، «دشت و صحرا» است؛ بنابراین میشود این نظر را پذیرفت که «سیزده به در» یعنی سیزده را در «در و دشت و صحرا»گذراندن.
حالا میرسیم به سؤال دوم که اصلاً چرا باید سیزدهم فروردین را بیرون از خانه و در صحرا و دَر و دشت و دل طبیعت گذراند؟
پاسخ به این پرسش را در ضمن پرداختن به ریشه رسم «سبزه را در آب روان انداختن» خواهیم یافت.
در گاهشماری ایران باستان، هر ماه سی روز بوده و هر روز نامی داشته است. روز سیزدهم هر ماه «تیر» نام داشته و متعلق به ایزد و ستاره «تیر» یا «تیشتر» بوده است.
تیشتر، در اسطورههای ایرانی و زرتشتی، ایزد باران و پدیدآورنده رودها و جویبارها و دریاچهها و آبهاست.
تیشتر هرساله در نبردی حماسی با «اپوشه» یا دیو خشکسالی و قحطی است و سرانجام این ایزد باستانی در نیمروز سیزدهم فروردین بر اپوشه غلبه میکند و او را شکست میدهد.
البته بنا به باور ایرانیان باستان، برای قدرتمندتر کردن «تیشتر» و یاریکردن او در این نبرد، در روز سیزدهم فروردین به دشت و صحرا و کنار رود و چشمه میرفتند و برای تیشتر غذا درست میکردند. ازاینرو میتوان گفت که رفتن به دَر و دشت و غذاخوردن در دل طبیعت، همان رسم هدیه برای ایزد تیشتر است.
همچنین ایرانیان باستان در این روز، بهمنظور سپاسگزاری از ایزد تیشتر(تیر) که آب را به جهانیان نثار میکند، سبزههای رسته در روزهای آغازین سال را به آبهای روان میسپردند و هدیه میکردند.
شاید با این خواسته که ایزد باران و آبهای روان، کشتهای نودَمیده آنها را سیراب کند. (فراموش نکنیم که آب و باران برای مردم کشاورز دشت ایران چقدر حیاتی بوده است)
و اما سؤال آخر؛ چرا دختران و پسران مجرد سبزه گره میزنند و این رسم بختگشایی ریشه در کدام باور اسطورهای دارد؟
برخی از محققان ریشه این رسم و عمل نمادین را در اسطوره آفرینش ایرانی جستوجو کردهاند.
در فرهنگ اساطیری ایران باستان، «مشی و مشیانه» نخستین جفت انسان هستند که از نطفه کیومرث پدید آمدهاند. در اسطوره آفرینش ایرانی میخوانیم پس از آنکه کیومرث توسط اهریمن کشته شد، بر پهلوی چپ خود بر زمین افتاد و از او نطفه زنده و بالندهای به رنگ سرخ بر زمین ریخت و پس از چهل سال، از این نطفه گیاه ریواس با دو ساقه رویید که در آغاز چنان بههمپیچیده و درهمتنیده بودند که بازوانشان از پشت به شانههایشان آویخته بود و پیکرهایشان به هم چسبیده بود. سپس آن دو، شکل و صورتی انسانی یافتند و روح انسانی در کالبد گیاهیشان دمیده شد و مشی و مشیانه نام گرفتند که نخستین زوج انسان بودهاند.
بنابراین به باور این گروه از محققین، شاید رسم گرهزدن سبزه برای بختگشایی دختران و پسران جوان اشاره به در هم تنیدن مشی و مشیانه داشته باشد و ازدواج و امتزاج این زوج اسطورهای انسان را یادآوری کند.
مصطفی علیزاده
🔆۱۷ فروردین، روز سروشگان🔆
🔸سرَوشَه (سروش) به معنی اطاعت، فرمانبرداری یا انضباط، یکی از چهره های محبوب دین زرتشتی است. این ایزد در همه آیینهای دینی حضور دارد، زیرا او در نیایشها و سرودهای مردم جای دارد، و خدایی است که نیایش ها را به بهشت منتقل می کند.
🔸سروش را در سرودش به عنوان سرور آیینهای دینی به یاری می خوانند. از آنجا که مراسم آیینی زرتشتی نیرویی تواناست که بدی را نابود می کند، از این رو سروش نیز چون جنگجوی مسلح و بهترین کشنده دروغ توصیف شده است.
🔸فرمانبرداری که تجسم کلام مقدس است نیرویی است که در نبرد همیشگی علیه نیروهای مخرب شر پیروزی به همراه می آورد. خصوصیت انتزاعی این شخصیت روشن است اما از تصویر پردازی اساطیری نیز عاری نیست مثلا سروش جهان را در شب هنگامی که دیوان این سو و آن سو پرسه می زنند پاسداری می کند.
🔸سروش نخستین کسی بود که گاهان را بر خواند و برسم، شاخههای مقدسی را که در آیینهای دینی به کار میرود، گسترد و دعاها را تقدیم اهورامزدا کرد.
او کسی است که روان را پس از مرگ خوشامد میگوید و از آن مراقبت میکند.
بنابر روزهای ایرانیان باستان هفدهمین روز از هر ماه به نام ایزد سروش نامیده شده است و جشنی به نام جشن سروشگان در این روز برگزار میشود. روز سروش در ماه فروردین از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و جشن سروشگان گرفته میشده است. ایرانیان در این روز به عبادت و نیایش پروردگار پرداخته و به معابد میرفتند.
________
منبع: کتاب شناخت اساطیر ایران اثر جان هینلز
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اينستاگرام: @utram99
🔸سرَوشَه (سروش) به معنی اطاعت، فرمانبرداری یا انضباط، یکی از چهره های محبوب دین زرتشتی است. این ایزد در همه آیینهای دینی حضور دارد، زیرا او در نیایشها و سرودهای مردم جای دارد، و خدایی است که نیایش ها را به بهشت منتقل می کند.
🔸سروش را در سرودش به عنوان سرور آیینهای دینی به یاری می خوانند. از آنجا که مراسم آیینی زرتشتی نیرویی تواناست که بدی را نابود می کند، از این رو سروش نیز چون جنگجوی مسلح و بهترین کشنده دروغ توصیف شده است.
🔸فرمانبرداری که تجسم کلام مقدس است نیرویی است که در نبرد همیشگی علیه نیروهای مخرب شر پیروزی به همراه می آورد. خصوصیت انتزاعی این شخصیت روشن است اما از تصویر پردازی اساطیری نیز عاری نیست مثلا سروش جهان را در شب هنگامی که دیوان این سو و آن سو پرسه می زنند پاسداری می کند.
🔸سروش نخستین کسی بود که گاهان را بر خواند و برسم، شاخههای مقدسی را که در آیینهای دینی به کار میرود، گسترد و دعاها را تقدیم اهورامزدا کرد.
او کسی است که روان را پس از مرگ خوشامد میگوید و از آن مراقبت میکند.
بنابر روزهای ایرانیان باستان هفدهمین روز از هر ماه به نام ایزد سروش نامیده شده است و جشنی به نام جشن سروشگان در این روز برگزار میشود. روز سروش در ماه فروردین از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و جشن سروشگان گرفته میشده است. ایرانیان در این روز به عبادت و نیایش پروردگار پرداخته و به معابد میرفتند.
________
منبع: کتاب شناخت اساطیر ایران اثر جان هینلز
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اينستاگرام: @utram99
☆هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیَافَةِ الله☆
✨فرا رسیدن ماه رمضان، ماه ضیافت الهی مبارک باد✨
@Ram_ut
✨فرا رسیدن ماه رمضان، ماه ضیافت الهی مبارک باد✨
@Ram_ut
نهمین روز از نیمه بدر ماه کایترا در تقویم آیین هندو روز میلاد راما پسر ارشد داساراتا شاه است.
به باور هندوها ویشنو در قالب 10 صورت مختلف انسانی (اوتاره ) مجسم شد که راما هفتمین صورت بوده است.
هندوها راما و همسرش سیتا را زن و شوهری آرمانی میدانند. از آنجا که راما قهرمان شعر حماسی دینی بزرگی به نام رامایانا است، هندوها تولد او را با خواندن داستانهایی از آن برگزار میکنند. همچنین به صورت گروهی به معابد میروند که معبد آیودا در اوتارپرادش یکی از این معابد است و در آن تمثال راما در زیارتگاه قرار گرفته و گروه عبادت کننده با دعا برای رهایی از چرخه مرگ و زندگی، نام او را تکرار میکنند.
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اینستاگرام: @utram99
به باور هندوها ویشنو در قالب 10 صورت مختلف انسانی (اوتاره ) مجسم شد که راما هفتمین صورت بوده است.
هندوها راما و همسرش سیتا را زن و شوهری آرمانی میدانند. از آنجا که راما قهرمان شعر حماسی دینی بزرگی به نام رامایانا است، هندوها تولد او را با خواندن داستانهایی از آن برگزار میکنند. همچنین به صورت گروهی به معابد میروند که معبد آیودا در اوتارپرادش یکی از این معابد است و در آن تمثال راما در زیارتگاه قرار گرفته و گروه عبادت کننده با دعا برای رهایی از چرخه مرگ و زندگی، نام او را تکرار میکنند.
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اینستاگرام: @utram99
🔸انجمنهای علمی دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران،
به مناسبت هفتهی گرامیداشت مقام معلم،
برگزار میکنند🔸
🔹 نظرسنجی انتخاب اساتید برتر هیئت علمی دانشکده الهیات توسط دانشجویان و دانش آموختگان
✅ برای شرکت در نظر سنجی بر لینک زیر کلیک کنید. 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSev90kdS5HLk0tjLJMqxfSOaMzSR-zMsIZpHAYhKK5kajZqmA/viewform?usp=sf_link
⚠️ اطلاعات شخصی رای دهندگان محفوظ خواهد ماند.
🔹 نتایج پس از بررسی نهایی، در پایان هفتهی گرامیداشت مقام معلم اعلام خواهد شد.
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
@JP_LAW_UT1
@SCSQH
@RAM_UT
به مناسبت هفتهی گرامیداشت مقام معلم،
برگزار میکنند🔸
🔹 نظرسنجی انتخاب اساتید برتر هیئت علمی دانشکده الهیات توسط دانشجویان و دانش آموختگان
✅ برای شرکت در نظر سنجی بر لینک زیر کلیک کنید. 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSev90kdS5HLk0tjLJMqxfSOaMzSR-zMsIZpHAYhKK5kajZqmA/viewform?usp=sf_link
⚠️ اطلاعات شخصی رای دهندگان محفوظ خواهد ماند.
🔹 نتایج پس از بررسی نهایی، در پایان هفتهی گرامیداشت مقام معلم اعلام خواهد شد.
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
@JP_LAW_UT1
@SCSQH
@RAM_UT
Google Docs
نظرسنجی اساتید دانشکده ی الهیات و معارف اسلامی
دانشجوی گرامی، سلام. برای شرکت در نظرسنجی کافی ست پس از ثبت اطلاعات شناسایی (نام و شماره دانشجویی)، رشته تحصیلی خود را انتخاب کنید تا به صفحه مورد نظر منتقل شوید. در ثبت اطلاعات دقت کنید چراکه در صورت عدم مطابقت، انتخاب شما از نتیجه نهایی حذف خواهد شد. در…
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه تهران pinned «🔸انجمنهای علمی دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران، به مناسبت هفتهی گرامیداشت مقام معلم، برگزار میکنند🔸 🔹 نظرسنجی انتخاب اساتید برتر هیئت علمی دانشکده الهیات توسط دانشجویان و دانش آموختگان ✅ برای شرکت در نظر سنجی بر لینک زیر کلیک کنید. 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 https:/…»
گاهنبار میدیوزَرِم
از خور روز تا دیبمهر روز از اردی بهشت ماه برابر با یازدهم تا پانزدهم اردیبهشت در گاهشماری ایرانی موعد برگزاری گاهنبار میدیوزرم است.
معرفی شش گاهان :
شش جشن گاهان ، مربوط به اوقات ششگانه ی آفرینش جهان و جهانیان است. به همین خاطر در آیین ایران باستان، این شش هنگام به شکرانه ی اوقات شش گانه ی عالم خلقت جشن گرفته می شد.
مدت هر یک از این جشن ها پنج روز است که آخرین روز آن را جشن واقعی و گاهنبار است و چهار روز اولی به منزله مقدمات جشن می باشد زیرا کار هر بخش از آفرینش جهان از اولین روز، آغاز شده و در روز پنجم به پایان رسیده است.
هرکدام از شش گاهان را به نامی می خوانند، از جمله:
۱) "میدیوزرم "در چهل و پنجمین روز سال برابر با ۱۵ اردیبهشت که زمین سبز و خرم است.
۲) "میدیوشم" در صد و پنجاهمین روز سال برابر با ۱۵ تیرماه.
۳) "پیتی شهیم" یعنی دانه آور. صد و هشتادمین روز سال برابر با سی ام شهریور؛ وقتی که گندم می رسد و خرمن به دست می آید.
۴) "ایاثرم" یعنی آغاز سرما. دویست و دهمین روز سال برابربا سی ام مهرماه
۵) "میدیارم" در دویست و نودمین روز سال یعنی ۲۰ دی؛ هنگامی که موقع آرامش مردم و چوپانان و کشاورزان است.
۶) "همس پت میدیم"، به معنی برابر شدن ساعات روز و آغاز اعتدال بهاری و جشن فروردین است.
گاهنبار میدیوزرم:
آیین برگزاری این جشن در سپیده دم نخستین روز از چهره گاهنبار آغاز می شود. در آغاز مراسم که در محل آتش وَرهرام ( آتشکده اصلی هر شهر) برگزار می شود، موبدان هوشت (موبد اجرا کننده مراسم در هر محل) " واج یشت گاهنبار " را می خواند، هنگام اجرای واج یشت یکی از موبدان که زَوت نام دارد، بخش هایی از هات های یسنا را میخواند. این مراسم به " یزشن خوانی" موسوم است که محل اجرای آن در یزشن گاه ( اتاق کناری محل نگهداری آتش ور هرام) است.
پس از اتمام یزشن خوانی، شربت پراهوم که از کوبیدن و نرم کردن ساقه گیاه هوم تهیه شده در میان حاضرین توزیع می شود. دهموبد با صدای بلند نام درگذشتگان را اعلام می کند و سپس با درخواست وی شرکت کنندگان برای نو کردن کُشتی همه به پا می خیزند و هماهنگ با موبد رو به سوی روشنایی می کنند و هم آوا با وی اوستای کشتی می خوانند. پس حاضران کشتی را از کمر باز می کنند و در هنگام نیایش آن را دوباره بر کمر می بندند و در پایان نیایش می نشینند.
📚منبع: جشن ها و آیین های ایرانی از دیروز تا امروز نوشته منصوره میرفتاح
از خور روز تا دیبمهر روز از اردی بهشت ماه برابر با یازدهم تا پانزدهم اردیبهشت در گاهشماری ایرانی موعد برگزاری گاهنبار میدیوزرم است.
معرفی شش گاهان :
شش جشن گاهان ، مربوط به اوقات ششگانه ی آفرینش جهان و جهانیان است. به همین خاطر در آیین ایران باستان، این شش هنگام به شکرانه ی اوقات شش گانه ی عالم خلقت جشن گرفته می شد.
مدت هر یک از این جشن ها پنج روز است که آخرین روز آن را جشن واقعی و گاهنبار است و چهار روز اولی به منزله مقدمات جشن می باشد زیرا کار هر بخش از آفرینش جهان از اولین روز، آغاز شده و در روز پنجم به پایان رسیده است.
هرکدام از شش گاهان را به نامی می خوانند، از جمله:
۱) "میدیوزرم "در چهل و پنجمین روز سال برابر با ۱۵ اردیبهشت که زمین سبز و خرم است.
۲) "میدیوشم" در صد و پنجاهمین روز سال برابر با ۱۵ تیرماه.
۳) "پیتی شهیم" یعنی دانه آور. صد و هشتادمین روز سال برابر با سی ام شهریور؛ وقتی که گندم می رسد و خرمن به دست می آید.
۴) "ایاثرم" یعنی آغاز سرما. دویست و دهمین روز سال برابربا سی ام مهرماه
۵) "میدیارم" در دویست و نودمین روز سال یعنی ۲۰ دی؛ هنگامی که موقع آرامش مردم و چوپانان و کشاورزان است.
۶) "همس پت میدیم"، به معنی برابر شدن ساعات روز و آغاز اعتدال بهاری و جشن فروردین است.
گاهنبار میدیوزرم:
آیین برگزاری این جشن در سپیده دم نخستین روز از چهره گاهنبار آغاز می شود. در آغاز مراسم که در محل آتش وَرهرام ( آتشکده اصلی هر شهر) برگزار می شود، موبدان هوشت (موبد اجرا کننده مراسم در هر محل) " واج یشت گاهنبار " را می خواند، هنگام اجرای واج یشت یکی از موبدان که زَوت نام دارد، بخش هایی از هات های یسنا را میخواند. این مراسم به " یزشن خوانی" موسوم است که محل اجرای آن در یزشن گاه ( اتاق کناری محل نگهداری آتش ور هرام) است.
پس از اتمام یزشن خوانی، شربت پراهوم که از کوبیدن و نرم کردن ساقه گیاه هوم تهیه شده در میان حاضرین توزیع می شود. دهموبد با صدای بلند نام درگذشتگان را اعلام می کند و سپس با درخواست وی شرکت کنندگان برای نو کردن کُشتی همه به پا می خیزند و هماهنگ با موبد رو به سوی روشنایی می کنند و هم آوا با وی اوستای کشتی می خوانند. پس حاضران کشتی را از کمر باز می کنند و در هنگام نیایش آن را دوباره بر کمر می بندند و در پایان نیایش می نشینند.
📚منبع: جشن ها و آیین های ایرانی از دیروز تا امروز نوشته منصوره میرفتاح
دوره های برنامه علمی فرهنگی طلوع:
-دوره الهیات در روزگار ما(دکتر همایون همتی)
-دوره اسلامپژوهی در غرب(دکتد همایون همتی)
-دوره حدیث پژوهی، مبانی فهم و اصول نقد(دکتر مجید معارف)
اطلاعات بیشتر در @tolouwomen
~~~~~~~~~
@RAM_UT
-دوره الهیات در روزگار ما(دکتر همایون همتی)
-دوره اسلامپژوهی در غرب(دکتد همایون همتی)
-دوره حدیث پژوهی، مبانی فهم و اصول نقد(دکتر مجید معارف)
اطلاعات بیشتر در @tolouwomen
@RAM_UT
انجمنهای علمی دانشکده الهیات و معارف اسلامی ضمن تشکر از شرکت کنندگان در نظرسنجی و عرض تبریک خدمت اساتید منتخب به استحضار میرسانند:
اساتید برتر هیئت علمی گروه ادیان و عرفان براساس نظرسنجی دانشجویی به ترتیب اولویت:
۱. جناب آقای دکتر محمود شیخ
۲. جناب آقای دکتر بهزاد حمیدیه
۳. جناب آقای دکتر قربان علمی
در پایان سلامتی و موفقیت روز افزون همه اساتید به ویژه سه استاد مذکور را از درگاه خداوند منّان خواستاریم.
@RAM_UT
اساتید برتر هیئت علمی گروه ادیان و عرفان براساس نظرسنجی دانشجویی به ترتیب اولویت:
۱. جناب آقای دکتر محمود شیخ
۲. جناب آقای دکتر بهزاد حمیدیه
۳. جناب آقای دکتر قربان علمی
در پایان سلامتی و موفقیت روز افزون همه اساتید به ویژه سه استاد مذکور را از درگاه خداوند منّان خواستاریم.
@RAM_UT
آیا انسان های معاصر میتوانند از میراث صوفیه بهره ای ببرند؟
ما به خصوص در مغرب زمین در جهانی به سر می بریم که بر تغییر تاکید می ورزد و همه آنچه پیرامون ماست را منسوخ و از مدافتاده می پندارند. به نظر می رسد فکر، هنر، فرهنگ و حتی دین نسل قبل برای ما قدیمی و مهجور است و جز در احوال غم و حسرت و نوستالژی برای ما موضوعیت ندارند؛ در چنین جهانی چگونه میتوان از میراث تصوف که بیش از هزار سال تاریخ مردان و زنانی کاملا متفاوت با ما را مخاطب ساخته بهره برد؟ در پاسخ باید گفت ما امروزه همان حقیقتی که نیاکان ما در گذشته حامل آن بوده اند در درون خود داریم، ژرف ترین مسائل مثل امید داشتن، کشف سعادت، توانایی رویارویی با واقعیت مرگ به همان صورتی است که برای زنان و مردان در گذشته بوده و آنها مخاطب تعالیم صوفیه بوده اند.
به ژرف ترین معنا ما همان موجوداتی هستیم که برای جاودانگی آفریده شده ایم و به حق لایتناهی که ورای محدودیت های ذهنی و جسمی است نیازمندیم. برخی همچنان طالب عشق و آن نور معرفت رهایی بخش اند که می تواند وجود ما را نورانی کند. در میان بوق و کرنا علم مدرن شخصیت باطنی که فوق قیل و قال عالم قرار دارد خویش را تسلیم نیرو خارج نمی کند و هم چنان در درون ما زنده است.
این میراثی است که نه صرفا اهمیت تاریخی داشته باشد بلکه حقیقی زنده در اینجا و اکنون است.پیام تصوف، ادبیات و موسیقی آن اهمیت دارد زیرا در اینجا و اکنون مخاطب دارد و به موضوعات فوق العاده عمیق و واقعی می پردازد. تصوف می آموزد چگونه با خدا تنها باشیم و در این تنهایی سعادتمند شویم، چه تعداد انسان امروزه از تنهایی رنج می برد و در اثر آن دچار افسردگی می شود؟ پیام صوفیه می تواند آن حالت فلاکت بار را به حالتی سرور آمیز تبدیل کند.
سفر به گلشن حقیقت چیزی نیست که فقط برای مردان و زنان گذشته اهمیت داشته است بلکه برای انسان امروز همان گونه سفر برتر است و این پیام در مورد همه ی لحظات و مکان ها برای انسان امروز و آینده صادق است.
📚 گلشن حقیقت نوشته سید حسین نصر ترجمه انشالله رحمتی
ما به خصوص در مغرب زمین در جهانی به سر می بریم که بر تغییر تاکید می ورزد و همه آنچه پیرامون ماست را منسوخ و از مدافتاده می پندارند. به نظر می رسد فکر، هنر، فرهنگ و حتی دین نسل قبل برای ما قدیمی و مهجور است و جز در احوال غم و حسرت و نوستالژی برای ما موضوعیت ندارند؛ در چنین جهانی چگونه میتوان از میراث تصوف که بیش از هزار سال تاریخ مردان و زنانی کاملا متفاوت با ما را مخاطب ساخته بهره برد؟ در پاسخ باید گفت ما امروزه همان حقیقتی که نیاکان ما در گذشته حامل آن بوده اند در درون خود داریم، ژرف ترین مسائل مثل امید داشتن، کشف سعادت، توانایی رویارویی با واقعیت مرگ به همان صورتی است که برای زنان و مردان در گذشته بوده و آنها مخاطب تعالیم صوفیه بوده اند.
به ژرف ترین معنا ما همان موجوداتی هستیم که برای جاودانگی آفریده شده ایم و به حق لایتناهی که ورای محدودیت های ذهنی و جسمی است نیازمندیم. برخی همچنان طالب عشق و آن نور معرفت رهایی بخش اند که می تواند وجود ما را نورانی کند. در میان بوق و کرنا علم مدرن شخصیت باطنی که فوق قیل و قال عالم قرار دارد خویش را تسلیم نیرو خارج نمی کند و هم چنان در درون ما زنده است.
این میراثی است که نه صرفا اهمیت تاریخی داشته باشد بلکه حقیقی زنده در اینجا و اکنون است.پیام تصوف، ادبیات و موسیقی آن اهمیت دارد زیرا در اینجا و اکنون مخاطب دارد و به موضوعات فوق العاده عمیق و واقعی می پردازد. تصوف می آموزد چگونه با خدا تنها باشیم و در این تنهایی سعادتمند شویم، چه تعداد انسان امروزه از تنهایی رنج می برد و در اثر آن دچار افسردگی می شود؟ پیام صوفیه می تواند آن حالت فلاکت بار را به حالتی سرور آمیز تبدیل کند.
سفر به گلشن حقیقت چیزی نیست که فقط برای مردان و زنان گذشته اهمیت داشته است بلکه برای انسان امروز همان گونه سفر برتر است و این پیام در مورد همه ی لحظات و مکان ها برای انسان امروز و آینده صادق است.
📚 گلشن حقیقت نوشته سید حسین نصر ترجمه انشالله رحمتی
هرمنوتیک متون دینی چیست؟
محمد مجتهد شبستری
۱- بسیار میپرسند که منظور از هرمنوتیک متون دینی چیست. پاسخ کوتاه این است که محتوای متون دینی مانند همۀ متون زبانی دیگر یک سلسله «فهمیدهشدهها» هستند که پیش از ما، که اکنون میخواهیم آنها را بفهمیم، از سوی پدیدآورندگان آن متون فهمیده شدهاند. بنابراین، فهم از آن متون، در واقع فهمِ فهم دیگران است؛ یعنی فهمِ فهم پدیدآورندگان آن متون.
در هر گفتار یا نوشتار، از هرگونه که باشد: اِخبار، انذار، تبشیر، تهدید، تطمیع، تمنّی، امر و نهی، خواهش و … . روایت و یا غیر آن، گوینده یا نویسنده فهمی از اِخبار، انذار، تبشیر، تهدید و … خود دارد که غیر از عمل اِخبار، انذار، تبشیر، تهدید و … میباشد.
هرمنوتیک متون دینی این است که آن فهمهای همراه اِخبار و انذار و … را بفهمیم که فهمهای نویسندگان یا گویندگان آن متون است.
۲- هیچ گفتار یا نوشتار، از آن فهم که گفتیم عاری نیست، فرق نمیکند گوینده در حال عادی سخن بگوید یا بنوسید، یا در حال جذبه یا در حالت رؤیا (vision) یا هر حالت و وضعیت دیگر. در تمامی این حالتها و وضعیتها، گونهای فهم، عمل گفتار را همراهی میکند.
۳- به نظر صاحب این قلم، متن قرآن مجید از دو قاعدۀ کلی که بیان شد مستثنی نیست و متن قرآن مجید خود یک فهمیده شده است و کار ما فهمیدن آن فهمیدهشده میباشد. قرآن فهمیده شدۀ پیامبر اسلام است، فهم نبوی آواز جهان.
۴- حتی اگر این اعتقاد را بپذیرم که کلمات و جملات قرآن در حالتی که نام وحی یا رؤیا و یا هر نام دیگری بر آن مینهند از جایی به پیامبر اسلام رسیده و داده شده و او آنها را به هر ترتیب و به هر صورت که باشد به دیگران منتقل کرده است، باز هم از پذیرش این مطلب گریزی نیست که این گرفتن و منتقل کردن هم گونهای «فهیمدهشدن» است. این مدعا از آنجا برمیخیزد که معتقدیم پیدایش زبان انسانی از هر منشاء و به هر ترتیب که باشد پیدایش یک «فهم» است و لاغیر.
* به نقل از: مجتهد شبستری، محمد (۱۳۹۶). نقد بنیادهای فقه و کلام؛ سخنرانیها، مقالات، گفتگوها، نشر الکترونیکی در مرکز نشر آثار و افکار محمد مجتهد شبستری. صص. ۳۲۳-۴
محمد مجتهد شبستری
۱- بسیار میپرسند که منظور از هرمنوتیک متون دینی چیست. پاسخ کوتاه این است که محتوای متون دینی مانند همۀ متون زبانی دیگر یک سلسله «فهمیدهشدهها» هستند که پیش از ما، که اکنون میخواهیم آنها را بفهمیم، از سوی پدیدآورندگان آن متون فهمیده شدهاند. بنابراین، فهم از آن متون، در واقع فهمِ فهم دیگران است؛ یعنی فهمِ فهم پدیدآورندگان آن متون.
در هر گفتار یا نوشتار، از هرگونه که باشد: اِخبار، انذار، تبشیر، تهدید، تطمیع، تمنّی، امر و نهی، خواهش و … . روایت و یا غیر آن، گوینده یا نویسنده فهمی از اِخبار، انذار، تبشیر، تهدید و … خود دارد که غیر از عمل اِخبار، انذار، تبشیر، تهدید و … میباشد.
هرمنوتیک متون دینی این است که آن فهمهای همراه اِخبار و انذار و … را بفهمیم که فهمهای نویسندگان یا گویندگان آن متون است.
۲- هیچ گفتار یا نوشتار، از آن فهم که گفتیم عاری نیست، فرق نمیکند گوینده در حال عادی سخن بگوید یا بنوسید، یا در حال جذبه یا در حالت رؤیا (vision) یا هر حالت و وضعیت دیگر. در تمامی این حالتها و وضعیتها، گونهای فهم، عمل گفتار را همراهی میکند.
۳- به نظر صاحب این قلم، متن قرآن مجید از دو قاعدۀ کلی که بیان شد مستثنی نیست و متن قرآن مجید خود یک فهمیده شده است و کار ما فهمیدن آن فهمیدهشده میباشد. قرآن فهمیده شدۀ پیامبر اسلام است، فهم نبوی آواز جهان.
۴- حتی اگر این اعتقاد را بپذیرم که کلمات و جملات قرآن در حالتی که نام وحی یا رؤیا و یا هر نام دیگری بر آن مینهند از جایی به پیامبر اسلام رسیده و داده شده و او آنها را به هر ترتیب و به هر صورت که باشد به دیگران منتقل کرده است، باز هم از پذیرش این مطلب گریزی نیست که این گرفتن و منتقل کردن هم گونهای «فهیمدهشدن» است. این مدعا از آنجا برمیخیزد که معتقدیم پیدایش زبان انسانی از هر منشاء و به هر ترتیب که باشد پیدایش یک «فهم» است و لاغیر.
* به نقل از: مجتهد شبستری، محمد (۱۳۹۶). نقد بنیادهای فقه و کلام؛ سخنرانیها، مقالات، گفتگوها، نشر الکترونیکی در مرکز نشر آثار و افکار محمد مجتهد شبستری. صص. ۳۲۳-۴