انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه تهران
کدام یک از موارد زیر اولویت شما برای یادگیری است؟
دوستان نظرات و پینشهادات خودتون رو در این باره بفرمایید.
📌نقدی بر فضای حاکم بر دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران
🔸در منتهي رخوت و در منتهاي جهل
دارند اين گمان که به دانش رسيده اند
♦️بسیاری از از سال اول با ورود به دانشگاه تهران و مشاهده وضعیت واقعی دانشگاه دچار افسردگی می شوند؛ شدت این امر برای من که رشته ادیان و عرفان تطبیقی را انتخاب کرده بودم دوچندان است؛ چرا که دانشکده الهیات و معارف اسلامی علاوه بر حمل نام وسوسه کننده دانشگاه تهران، عنوان عظیم الهیات ومعارف اسلامی را به دوش می کشد.
♦️عنوان نخست، عابران دانشگاهی (یا همان شیفتگان مدرک با نشان دانشگاه تهران) را جذب می کند وعنوان دوم،بنیاد گرایان مذهبی را؛ دسته ی اخیر در بهترین حالت تنها هدفشان اثبات آکادمیک دین است نه مطالعه آکادمیک دین؛ هدفی که باید در حوزه های علمیه به دنبال آن بود.
♦️اگر از دانشجویان درباره علت رخوت حاکم بر دانشکده بپرسند، احتمالاً پاسخ آنها عدم التزام اساتید به اخلاق حرفه ای، کاهلی انجمن های علمی، غنی نبودن کتابخانه، حاکم بودن فضای دگم مذهبی، بی انگیزه بودن دانشجویان، نبود روش صحیح تحلیل و پژوهش و ورود افراد ناآشنا به علوم انسانی در مقطع کارشناسی ارشد خواهد بود.
♦️منکر تاثیر این عوامل نیستم اما نداشتن "دغدغه اجتماعی" اصلی ترین ضعف دانشکده الهیات است. در واقع چنین فضایی موجب فراهم شدن بستری برای عوامل بالا شده است.
♦️استاد دانشگاهی که دغدغه اجتماعی ندارد؛ ضبط صوتی است که هر ترم مطالبی را تکرار می کند که نه خود می داند چه سودی دارد و نه موجب انگیزش در دانشجویان می شود. در این وضعیت دانشجویان فعال و دغدغه مند دچار حس بیهودگی می شوند چون به آنها القا می شود رشته تحصیلی آنها ارتباطی با جامعه و مشکلات آن ندارد. نتیجه چنین وضعیتی کاهش سطح مطالبات دانشجویان از دانشکده و اساتید است.
♦️نگاهی به عنوان های ترجمه ها، مقالات و پایان نامه های ارشد و دکتری دلیلی بر این مدعاست. حتی اگر در این رساله ها به دغدغههای اجتماعی هم پرداخته شود، آنها دغدغه های اصلی جامعه نیستند.
♦️متاسفانه تصور جامعه این است که تنها رشته های مهندسی، اقتصاد، جامعه شناسی و ... مفیدند و رشته هایی مانند فلسفه، تاریخ، دین پژوهی تطبیقی و ... را افرادی سرخوش و شکم سیرانتخاب می کنند.
♦️در غرب رشته های دانشگاهی متناسب با مشکلات و دغدغه های اجتماعی شکل می گیرند و بر جامعه تاثیر گذار هستند. به عنوان نمونه میرچا #الیاده (۱۹۰۷ - ۱۹۸۶)، متخصص رومانیایی در حوزه های دین پژوهی تطبیقی، اسطوره شناسی، هند پژوهی و شمنیزم، آثار خود را معطوف به مشکلات روانی (اضطراب، افسردگی و پوچگرایی و...) انسانِ مدرن کرد.
♦️او برای حل این بحران به مطالعه اساطیر جهان، مکاتب هند و حتی شمنیزم روی آورد. از نظر الیاده وضعیت بشر معاصر معلول نادیده گرفتن زمان قدسی و فروکاست زمان به تاریخ است. بر این اساس انسان بدوی و اعصار گذشته به دلیل باور داشتن به اساطیر و زمان قدسی با مشکلات روانی روبرو نبود.(1)
♦️"مسئله" در پژوهش های الیاده در درجه نخست قرار داشت؛ یعنی او از طریق تطبیق راه هایی که دو پارادایم برای حل یک مسئله ارائه می دهند؛ در نهایت سعی در حل مسئله داشت، نه شناخت پارادایم ها(مسئله درجه ی دوم).
🔷برای رسیدن به وضع مطلوب چه باید کرد؟
🔹در نخستین گام دانشجویان علاوه بر تسلط بر زبان های خارجی، روش های تحلیل، پژوهش و نقد آکادمیک باید بتوانند درباره مسائل روز جامعه متناسب با فهم توده مردم بنویسند.( نک: یادداشت پدیدارهای فرهنگی باب روز و تاریخ ادیان از میرچا الیاده)
🔹دانشجویان رشته ی دین پژوهی تطبیقی، فلسفه، تاریخ و ... باید باور کنند که می توانند مانند دانشجویان اقتصاد و مهندسی برای جامعه اثر بخش باشند. البته باید یادآوری کرد که هر کدام از این رشته ها در نوع اثر بخشی متفاوت هستند و نباید انتظار داشت رشته های فلسفه، تاریخ و مطالعات دین پژوهی تاثیری مانند رشته اقتصاد یا مهندسی داشته باشند.
🔹در گام بعد، دانشجویان علاوه بر رشته تخصصی خود باید نسبت به مبانی علوم انسانی (بخوانید علوم فرهنگی) آگاه باشند؛ به عبارت دیگر بستر رشد علوم انسانی (فرهنگ غرب) و مسائل مربوط به آن را در نظر بگیرند. رشته ای مانند دین پژوهی در غرب مبتنی بر پارادایم ها، پیش فرض ها (اصول موضوعه) و مسائل اجتماعی تمدن غرب شکل گرفته است و نداشتن تصور صحیح از مسئله و اِعمال این نظریات بدون در نظر گرفتن زیر ساخت های آن باعث وعقیم بودن راه حل ها می شود.
🔹درگام سوم، یک دانشجوی مسلمان ایرانی باید شناختی عمیقی از "فرهنگ" چند هزار ساله خود داشته باشد. دینی بودن تاریخ ایرانیان یک واقعیت انکار ناپذیر است.
🔸در منتهي رخوت و در منتهاي جهل
دارند اين گمان که به دانش رسيده اند
♦️بسیاری از از سال اول با ورود به دانشگاه تهران و مشاهده وضعیت واقعی دانشگاه دچار افسردگی می شوند؛ شدت این امر برای من که رشته ادیان و عرفان تطبیقی را انتخاب کرده بودم دوچندان است؛ چرا که دانشکده الهیات و معارف اسلامی علاوه بر حمل نام وسوسه کننده دانشگاه تهران، عنوان عظیم الهیات ومعارف اسلامی را به دوش می کشد.
♦️عنوان نخست، عابران دانشگاهی (یا همان شیفتگان مدرک با نشان دانشگاه تهران) را جذب می کند وعنوان دوم،بنیاد گرایان مذهبی را؛ دسته ی اخیر در بهترین حالت تنها هدفشان اثبات آکادمیک دین است نه مطالعه آکادمیک دین؛ هدفی که باید در حوزه های علمیه به دنبال آن بود.
♦️اگر از دانشجویان درباره علت رخوت حاکم بر دانشکده بپرسند، احتمالاً پاسخ آنها عدم التزام اساتید به اخلاق حرفه ای، کاهلی انجمن های علمی، غنی نبودن کتابخانه، حاکم بودن فضای دگم مذهبی، بی انگیزه بودن دانشجویان، نبود روش صحیح تحلیل و پژوهش و ورود افراد ناآشنا به علوم انسانی در مقطع کارشناسی ارشد خواهد بود.
♦️منکر تاثیر این عوامل نیستم اما نداشتن "دغدغه اجتماعی" اصلی ترین ضعف دانشکده الهیات است. در واقع چنین فضایی موجب فراهم شدن بستری برای عوامل بالا شده است.
♦️استاد دانشگاهی که دغدغه اجتماعی ندارد؛ ضبط صوتی است که هر ترم مطالبی را تکرار می کند که نه خود می داند چه سودی دارد و نه موجب انگیزش در دانشجویان می شود. در این وضعیت دانشجویان فعال و دغدغه مند دچار حس بیهودگی می شوند چون به آنها القا می شود رشته تحصیلی آنها ارتباطی با جامعه و مشکلات آن ندارد. نتیجه چنین وضعیتی کاهش سطح مطالبات دانشجویان از دانشکده و اساتید است.
♦️نگاهی به عنوان های ترجمه ها، مقالات و پایان نامه های ارشد و دکتری دلیلی بر این مدعاست. حتی اگر در این رساله ها به دغدغههای اجتماعی هم پرداخته شود، آنها دغدغه های اصلی جامعه نیستند.
♦️متاسفانه تصور جامعه این است که تنها رشته های مهندسی، اقتصاد، جامعه شناسی و ... مفیدند و رشته هایی مانند فلسفه، تاریخ، دین پژوهی تطبیقی و ... را افرادی سرخوش و شکم سیرانتخاب می کنند.
♦️در غرب رشته های دانشگاهی متناسب با مشکلات و دغدغه های اجتماعی شکل می گیرند و بر جامعه تاثیر گذار هستند. به عنوان نمونه میرچا #الیاده (۱۹۰۷ - ۱۹۸۶)، متخصص رومانیایی در حوزه های دین پژوهی تطبیقی، اسطوره شناسی، هند پژوهی و شمنیزم، آثار خود را معطوف به مشکلات روانی (اضطراب، افسردگی و پوچگرایی و...) انسانِ مدرن کرد.
♦️او برای حل این بحران به مطالعه اساطیر جهان، مکاتب هند و حتی شمنیزم روی آورد. از نظر الیاده وضعیت بشر معاصر معلول نادیده گرفتن زمان قدسی و فروکاست زمان به تاریخ است. بر این اساس انسان بدوی و اعصار گذشته به دلیل باور داشتن به اساطیر و زمان قدسی با مشکلات روانی روبرو نبود.(1)
♦️"مسئله" در پژوهش های الیاده در درجه نخست قرار داشت؛ یعنی او از طریق تطبیق راه هایی که دو پارادایم برای حل یک مسئله ارائه می دهند؛ در نهایت سعی در حل مسئله داشت، نه شناخت پارادایم ها(مسئله درجه ی دوم).
🔷برای رسیدن به وضع مطلوب چه باید کرد؟
🔹در نخستین گام دانشجویان علاوه بر تسلط بر زبان های خارجی، روش های تحلیل، پژوهش و نقد آکادمیک باید بتوانند درباره مسائل روز جامعه متناسب با فهم توده مردم بنویسند.( نک: یادداشت پدیدارهای فرهنگی باب روز و تاریخ ادیان از میرچا الیاده)
🔹دانشجویان رشته ی دین پژوهی تطبیقی، فلسفه، تاریخ و ... باید باور کنند که می توانند مانند دانشجویان اقتصاد و مهندسی برای جامعه اثر بخش باشند. البته باید یادآوری کرد که هر کدام از این رشته ها در نوع اثر بخشی متفاوت هستند و نباید انتظار داشت رشته های فلسفه، تاریخ و مطالعات دین پژوهی تاثیری مانند رشته اقتصاد یا مهندسی داشته باشند.
🔹در گام بعد، دانشجویان علاوه بر رشته تخصصی خود باید نسبت به مبانی علوم انسانی (بخوانید علوم فرهنگی) آگاه باشند؛ به عبارت دیگر بستر رشد علوم انسانی (فرهنگ غرب) و مسائل مربوط به آن را در نظر بگیرند. رشته ای مانند دین پژوهی در غرب مبتنی بر پارادایم ها، پیش فرض ها (اصول موضوعه) و مسائل اجتماعی تمدن غرب شکل گرفته است و نداشتن تصور صحیح از مسئله و اِعمال این نظریات بدون در نظر گرفتن زیر ساخت های آن باعث وعقیم بودن راه حل ها می شود.
🔹درگام سوم، یک دانشجوی مسلمان ایرانی باید شناختی عمیقی از "فرهنگ" چند هزار ساله خود داشته باشد. دینی بودن تاریخ ایرانیان یک واقعیت انکار ناپذیر است.
"اگر در یونان قدیم بتوان موضوع تفکر و تعلق عمومی مردم را فلسفه نامید، فرضا در دوره های جدیدتر انگلیسی ها را مردمی سیاسی خواند، ایرانیان قدیم و جدید همه وقت مهرجویی و مذهبی بوده اند...روح مذهبی مردم و جامعه آن چنان قوی است که می توان گفت تاکنون در فضای تاریخی فرهنگ ایرانی، انسان غیر مذهبی نزیسته است."(2)
🔹علاوه بر نقش تعیین کننده دین در پیشرفت جامعه و تمدن زایی( نک: کتاب یهودیان و حیات اقتصادی مدرن از ورنر سومبارت، کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری از ماکس وبر، و مباحث جامعه شناسی معرفت)، جایگاه دین در جامعه ی ایرانی مسئولیت بزرگی بر دوش دانشکده ی الهیات می نهد. به ویژه امروزه که به یک "تحول الهیاتی" یا "تغییر در خوانش رسمی از دین" نیازمندیم. البته این امر به معنی مدرنیزاسیون نیست بلکه هرگونه تحولی در نسبت با فرهنگ و مسائل جامعه ی ایرانی باید شکل بگیرد.
🔸پ ن: مقصود نگارنده چنین نیست که همه دانشجویان و اساتید دانشکده الهیات نسبت به جامعه خود بی تفاوت هستند بلکه هنوز اساتیدی هستند که فعالیت های آکادمیک آنها در راستای مسائل اجتماعی است. اما مشکل اصلی دانشجویان فعال و دغدغه مند هستند یا حیران و سرگردان اند یا راهی که می روند به ترکستان ختم می شود.
📚منابع:
1-الیاده، میرچا،اسطوره بازگشت جاودانه، ترجمه بهمن سرکاراتی، تهران، انتشارات طهوری،1384، صص7-12
2-شعبانی، رضا، مبانی تاریخ اجتماعی ایران، تهران، انتشارات قومس،1393،ص 89
دانشجوی ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه تهران
🔹علاوه بر نقش تعیین کننده دین در پیشرفت جامعه و تمدن زایی( نک: کتاب یهودیان و حیات اقتصادی مدرن از ورنر سومبارت، کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری از ماکس وبر، و مباحث جامعه شناسی معرفت)، جایگاه دین در جامعه ی ایرانی مسئولیت بزرگی بر دوش دانشکده ی الهیات می نهد. به ویژه امروزه که به یک "تحول الهیاتی" یا "تغییر در خوانش رسمی از دین" نیازمندیم. البته این امر به معنی مدرنیزاسیون نیست بلکه هرگونه تحولی در نسبت با فرهنگ و مسائل جامعه ی ایرانی باید شکل بگیرد.
🔸پ ن: مقصود نگارنده چنین نیست که همه دانشجویان و اساتید دانشکده الهیات نسبت به جامعه خود بی تفاوت هستند بلکه هنوز اساتیدی هستند که فعالیت های آکادمیک آنها در راستای مسائل اجتماعی است. اما مشکل اصلی دانشجویان فعال و دغدغه مند هستند یا حیران و سرگردان اند یا راهی که می روند به ترکستان ختم می شود.
📚منابع:
1-الیاده، میرچا،اسطوره بازگشت جاودانه، ترجمه بهمن سرکاراتی، تهران، انتشارات طهوری،1384، صص7-12
2-شعبانی، رضا، مبانی تاریخ اجتماعی ایران، تهران، انتشارات قومس،1393،ص 89
دانشجوی ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه تهران
✨ انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه تهران برگزار میکند: ✨
🔰رهبانیت بودایی در دوره آغازین🔰
🔹سخنران: دکتر محمدرضا عدلی
(عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
مولف کتاب "صوفیان و بوداییان"
مدیر داخلی مجله پژوهشنامه ادیان)
⏰چهارشنبه ۲۷ اسفند، ساعت ۱۹
♦️از طریق پخش زنده صفحه اینستاگرام انجمن علمی ادیان و عرفان به آدرس:
https://instagram.com/UTRAM99
--------------------
@Ram_ut
🔰رهبانیت بودایی در دوره آغازین🔰
🔹سخنران: دکتر محمدرضا عدلی
(عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
مولف کتاب "صوفیان و بوداییان"
مدیر داخلی مجله پژوهشنامه ادیان)
⏰چهارشنبه ۲۷ اسفند، ساعت ۱۹
♦️از طریق پخش زنده صفحه اینستاگرام انجمن علمی ادیان و عرفان به آدرس:
https://instagram.com/UTRAM99
--------------------
@Ram_ut
جلسه سوم
«فهمیدن» محوریترین مسئله هرمنویتیک جدید است که همیشه مسبوق است به یک «نفهمیدن». یعنی تا نامفهومیت برایتان پیش نیاید شما به دنبال فهم هرمنویتیکی نخواهید بود. نامفهوم شدن یک متن هم بدین معنی است که آن متن دیگر «به سوالات ما پاسخ نمیدهد».
در هرمنویتیک جدید، فهمیدن یک «اتفاق» و یک «حادثه» است. به قول برخی زمانیکه شما میگویید «آهان!»، در این نقطهٔ «آهان» حادثهٔ فهمیدن برای شما اتفاق میافتد و فهمیدن تا اتفاق نیفتد و شفاف نشود، ما نه از معنا و نه از نمود خبر داریم.
فهمیدن آزمایشگاهی نیست؛ به همین جهت در علوم انسانی قضایا صددرصد روشن نمیشوند. در فهمیدن قضایای مربوط به علوم انسانی مانند فهمیدن متون دینی، عرفانی، ادبی، فلسفی، کلامی، آثار باستانی، هنری و ... *فهمنده خود بازیگر است*. بازیگر بدان معنا که خود در بازی فهمیدن نقش ایفا میکند. او در فهمیدن یک اثر هنری نقش دارد، او در فهمیدن یک متن دینی یا یک داستان اسطورهای نقش دارد و نقش زیادی هم دارد. اینگونه نیست که اثر هنری یک چیز باشد و ما همگی یک فهم از آن پیدا کنیم. اگر اینگونه بود دیگر این فهمیدنها و تفاسیر متفاوت یافت نمیشد. اگر هم کسی بگوید باید اینطور که من میگویم بفهمی، مانند الهیات مسیحی در قرون وسطی، میشود هرمنویتیک دستوری که دیگر از دایره هرمنویتیک جدید خارج است. پس در مسائل مربوط به علوم انسانی فهمنده خود بازیگر است، در حالیکه در علوم طبیعی و آزمایشگاه فهمنده تا حد زیادی تنها یک مخاطب و تماشاگر است.
بحثی هست به نام «وضعیت هرمنویتیکی» یا «افق هرمنویتیکی» که آنجا پیش میآید که ما انسانها در وضعیتی قرار میگیریم که مرتب باید چیزهایی را بفهمیم(مانند جهان امروز که جهان اطلاعات است و دائم در معرض هجوم اطلاعات قرار داریم).
فهمیدن انواعی دارد. یکی از انواع فهمیدن، فهمیدن کاربردی است، یعنی مثلاً به دنبال این هستیم که کاربرد(function) نهاد دین چیست؟ این جدای از آن است که بگوییم صرفاً خود نهاد دین یعنی چه؟
۵ اصطلاح هست که با فهمیدن در ارتباط است: ۱) نفهمیدن، که خود مانند «فهمیدن» یکجور حادثه است که اتفاق میافتد. ۲)سوءفهم یا بد فهمیدن، ۳)به گونهای دیگر فهمیدن، ۴) بهتر فهمیدن، بدین معنی که ما شاید بتوانیم اکنون پس از صدها یا هزاران سال مولف را بهتر از خودش بفهمیم بدلیل تاریخی که گذشته و آگاهی بیشتری که نسبت به مولف درباره متن و سخنان او بدست آوردهایم. ۵)خلاقانه فهمیدن، که همان بحث سهم فهمنده در فهمیدن است. پیشفرضها، انتظارات و ... که در شخص فهمنده تأثیر میگذارند و در نتیجه در داستان فهمیدن تاثیر دارند. باید همیشه یادمان باشد که متون سرنوشتساز بشریت و فرهنگها مانند اقیانوساند که باید آن را به تلاطم در آورد تا بتوان فهمید، باید با آنها گفتگو کرد، سوال پرسید، از راههای مختلف رفت و از زوایای مختلف به تماشا نشست؛ آنگاه این نوع فهمیدن، فهمیدن خلاقانه است.
#درس_گفتار
#هرمنویتیک
#جلسه_سوم
#محمد_شبستری
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اينستاگرام: @utram99
«فهمیدن» محوریترین مسئله هرمنویتیک جدید است که همیشه مسبوق است به یک «نفهمیدن». یعنی تا نامفهومیت برایتان پیش نیاید شما به دنبال فهم هرمنویتیکی نخواهید بود. نامفهوم شدن یک متن هم بدین معنی است که آن متن دیگر «به سوالات ما پاسخ نمیدهد».
در هرمنویتیک جدید، فهمیدن یک «اتفاق» و یک «حادثه» است. به قول برخی زمانیکه شما میگویید «آهان!»، در این نقطهٔ «آهان» حادثهٔ فهمیدن برای شما اتفاق میافتد و فهمیدن تا اتفاق نیفتد و شفاف نشود، ما نه از معنا و نه از نمود خبر داریم.
فهمیدن آزمایشگاهی نیست؛ به همین جهت در علوم انسانی قضایا صددرصد روشن نمیشوند. در فهمیدن قضایای مربوط به علوم انسانی مانند فهمیدن متون دینی، عرفانی، ادبی، فلسفی، کلامی، آثار باستانی، هنری و ... *فهمنده خود بازیگر است*. بازیگر بدان معنا که خود در بازی فهمیدن نقش ایفا میکند. او در فهمیدن یک اثر هنری نقش دارد، او در فهمیدن یک متن دینی یا یک داستان اسطورهای نقش دارد و نقش زیادی هم دارد. اینگونه نیست که اثر هنری یک چیز باشد و ما همگی یک فهم از آن پیدا کنیم. اگر اینگونه بود دیگر این فهمیدنها و تفاسیر متفاوت یافت نمیشد. اگر هم کسی بگوید باید اینطور که من میگویم بفهمی، مانند الهیات مسیحی در قرون وسطی، میشود هرمنویتیک دستوری که دیگر از دایره هرمنویتیک جدید خارج است. پس در مسائل مربوط به علوم انسانی فهمنده خود بازیگر است، در حالیکه در علوم طبیعی و آزمایشگاه فهمنده تا حد زیادی تنها یک مخاطب و تماشاگر است.
بحثی هست به نام «وضعیت هرمنویتیکی» یا «افق هرمنویتیکی» که آنجا پیش میآید که ما انسانها در وضعیتی قرار میگیریم که مرتب باید چیزهایی را بفهمیم(مانند جهان امروز که جهان اطلاعات است و دائم در معرض هجوم اطلاعات قرار داریم).
فهمیدن انواعی دارد. یکی از انواع فهمیدن، فهمیدن کاربردی است، یعنی مثلاً به دنبال این هستیم که کاربرد(function) نهاد دین چیست؟ این جدای از آن است که بگوییم صرفاً خود نهاد دین یعنی چه؟
۵ اصطلاح هست که با فهمیدن در ارتباط است: ۱) نفهمیدن، که خود مانند «فهمیدن» یکجور حادثه است که اتفاق میافتد. ۲)سوءفهم یا بد فهمیدن، ۳)به گونهای دیگر فهمیدن، ۴) بهتر فهمیدن، بدین معنی که ما شاید بتوانیم اکنون پس از صدها یا هزاران سال مولف را بهتر از خودش بفهمیم بدلیل تاریخی که گذشته و آگاهی بیشتری که نسبت به مولف درباره متن و سخنان او بدست آوردهایم. ۵)خلاقانه فهمیدن، که همان بحث سهم فهمنده در فهمیدن است. پیشفرضها، انتظارات و ... که در شخص فهمنده تأثیر میگذارند و در نتیجه در داستان فهمیدن تاثیر دارند. باید همیشه یادمان باشد که متون سرنوشتساز بشریت و فرهنگها مانند اقیانوساند که باید آن را به تلاطم در آورد تا بتوان فهمید، باید با آنها گفتگو کرد، سوال پرسید، از راههای مختلف رفت و از زوایای مختلف به تماشا نشست؛ آنگاه این نوع فهمیدن، فهمیدن خلاقانه است.
#درس_گفتار
#هرمنویتیک
#جلسه_سوم
#محمد_شبستری
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اينستاگرام: @utram99
هرمنویتیک - جلسه سوم.pdf
463.2 KB
فایل pdf جلسه سوم هرمنویتیک
"سیزده به در"
تا حالا با خودتان فکر کردهاید که گرهزدن ساقههای سبزه چه ربطی به رفتن به خانه شوهر دارد؟!
چرا در روز سیزدهم فروردین باید سبزه گره زد؟
چرا باید سبزه را توی آب روان انداخت؟
چرا باید از خانه و گاه حتی شهر بیرون رفت و زد به دل طبیعت؟
یا اینکه اصلاً چرا روز سیزدهم فروردین را «سیزدهبهدر» میگویند؟
بگذارید ابتدا از سؤال آخر شروع کنیم و ببینیم که اصلاً «سیزدهبهدر» یعنی چه؟
بسیاری از ما از کودکی شنیده و یاد گرفتهایم که باید روز سیزدهم فروردین را که آخرین روز تعطیلات نوروزی هم هست، در خانه نماند و زد به دل طبیعت تا نحسی آن را از سر بگذرانیم و اصطلاحاً در کنیم. در این ماجرا چند نکته است که بهتر است بدانیم.
اولاً اینکه به نظر اکثر محققین در فرهنگ اساطیری ایران باستان که نوروز و جشنها و آیینها و رسومش برخاسته از آن است، عدد سیزده «نحس» نیست و بهتبع، روز سیزدهم فروردین هم نحوست ندارد که آن را به در کنیم!
اتفاقاً در برخی متون پهلوی از خجستهبودن روز سیزدهم فروردین سخن به میان آمده است.
باور به نحسی عدد سیزده، به روایتی، ارمغان فرهنگ یونانی است که به بسیاری از نقاط جهان راه یافته و فراگیر شده است و به روایتی دیگر نحسی سیزده ریشه در ماجرای شام آخر مسیحیت و خیانت یهودا دارد. البته روایتهای دیگری هم وجود دارد از جمله باور به عمر دوازده هزارساله جهان و آشفتگی هزاره سیزدهم جهان.
با توجه به این نکته برخی از پژوهشگران بر این باورند که «سیزده به در» به معنای «به در کردن سیزده» (و نحسی آن) نیست. بلکه با نظر به اینکه یک معنای واژه «دَر»، «دشت و صحرا» است؛ بنابراین میشود این نظر را پذیرفت که «سیزده به در» یعنی سیزده را در «در و دشت و صحرا»گذراندن.
حالا میرسیم به سؤال دوم که اصلاً چرا باید سیزدهم فروردین را بیرون از خانه و در صحرا و دَر و دشت و دل طبیعت گذراند؟
پاسخ به این پرسش را در ضمن پرداختن به ریشه رسم «سبزه را در آب روان انداختن» خواهیم یافت.
در گاهشماری ایران باستان، هر ماه سی روز بوده و هر روز نامی داشته است. روز سیزدهم هر ماه «تیر» نام داشته و متعلق به ایزد و ستاره «تیر» یا «تیشتر» بوده است.
تیشتر، در اسطورههای ایرانی و زرتشتی، ایزد باران و پدیدآورنده رودها و جویبارها و دریاچهها و آبهاست.
تیشتر هرساله در نبردی حماسی با «اپوشه» یا دیو خشکسالی و قحطی است و سرانجام این ایزد باستانی در نیمروز سیزدهم فروردین بر اپوشه غلبه میکند و او را شکست میدهد.
البته بنا به باور ایرانیان باستان، برای قدرتمندتر کردن «تیشتر» و یاریکردن او در این نبرد، در روز سیزدهم فروردین به دشت و صحرا و کنار رود و چشمه میرفتند و برای تیشتر غذا درست میکردند. ازاینرو میتوان گفت که رفتن به دَر و دشت و غذاخوردن در دل طبیعت، همان رسم هدیه برای ایزد تیشتر است.
همچنین ایرانیان باستان در این روز، بهمنظور سپاسگزاری از ایزد تیشتر(تیر) که آب را به جهانیان نثار میکند، سبزههای رسته در روزهای آغازین سال را به آبهای روان میسپردند و هدیه میکردند.
شاید با این خواسته که ایزد باران و آبهای روان، کشتهای نودَمیده آنها را سیراب کند. (فراموش نکنیم که آب و باران برای مردم کشاورز دشت ایران چقدر حیاتی بوده است)
و اما سؤال آخر؛ چرا دختران و پسران مجرد سبزه گره میزنند و این رسم بختگشایی ریشه در کدام باور اسطورهای دارد؟
برخی از محققان ریشه این رسم و عمل نمادین را در اسطوره آفرینش ایرانی جستوجو کردهاند.
در فرهنگ اساطیری ایران باستان، «مشی و مشیانه» نخستین جفت انسان هستند که از نطفه کیومرث پدید آمدهاند. در اسطوره آفرینش ایرانی میخوانیم پس از آنکه کیومرث توسط اهریمن کشته شد، بر پهلوی چپ خود بر زمین افتاد و از او نطفه زنده و بالندهای به رنگ سرخ بر زمین ریخت و پس از چهل سال، از این نطفه گیاه ریواس با دو ساقه رویید که در آغاز چنان بههمپیچیده و درهمتنیده بودند که بازوانشان از پشت به شانههایشان آویخته بود و پیکرهایشان به هم چسبیده بود. سپس آن دو، شکل و صورتی انسانی یافتند و روح انسانی در کالبد گیاهیشان دمیده شد و مشی و مشیانه نام گرفتند که نخستین زوج انسان بودهاند.
بنابراین به باور این گروه از محققین، شاید رسم گرهزدن سبزه برای بختگشایی دختران و پسران جوان اشاره به در هم تنیدن مشی و مشیانه داشته باشد و ازدواج و امتزاج این زوج اسطورهای انسان را یادآوری کند.
مصطفی علیزاده
تا حالا با خودتان فکر کردهاید که گرهزدن ساقههای سبزه چه ربطی به رفتن به خانه شوهر دارد؟!
چرا در روز سیزدهم فروردین باید سبزه گره زد؟
چرا باید سبزه را توی آب روان انداخت؟
چرا باید از خانه و گاه حتی شهر بیرون رفت و زد به دل طبیعت؟
یا اینکه اصلاً چرا روز سیزدهم فروردین را «سیزدهبهدر» میگویند؟
بگذارید ابتدا از سؤال آخر شروع کنیم و ببینیم که اصلاً «سیزدهبهدر» یعنی چه؟
بسیاری از ما از کودکی شنیده و یاد گرفتهایم که باید روز سیزدهم فروردین را که آخرین روز تعطیلات نوروزی هم هست، در خانه نماند و زد به دل طبیعت تا نحسی آن را از سر بگذرانیم و اصطلاحاً در کنیم. در این ماجرا چند نکته است که بهتر است بدانیم.
اولاً اینکه به نظر اکثر محققین در فرهنگ اساطیری ایران باستان که نوروز و جشنها و آیینها و رسومش برخاسته از آن است، عدد سیزده «نحس» نیست و بهتبع، روز سیزدهم فروردین هم نحوست ندارد که آن را به در کنیم!
اتفاقاً در برخی متون پهلوی از خجستهبودن روز سیزدهم فروردین سخن به میان آمده است.
باور به نحسی عدد سیزده، به روایتی، ارمغان فرهنگ یونانی است که به بسیاری از نقاط جهان راه یافته و فراگیر شده است و به روایتی دیگر نحسی سیزده ریشه در ماجرای شام آخر مسیحیت و خیانت یهودا دارد. البته روایتهای دیگری هم وجود دارد از جمله باور به عمر دوازده هزارساله جهان و آشفتگی هزاره سیزدهم جهان.
با توجه به این نکته برخی از پژوهشگران بر این باورند که «سیزده به در» به معنای «به در کردن سیزده» (و نحسی آن) نیست. بلکه با نظر به اینکه یک معنای واژه «دَر»، «دشت و صحرا» است؛ بنابراین میشود این نظر را پذیرفت که «سیزده به در» یعنی سیزده را در «در و دشت و صحرا»گذراندن.
حالا میرسیم به سؤال دوم که اصلاً چرا باید سیزدهم فروردین را بیرون از خانه و در صحرا و دَر و دشت و دل طبیعت گذراند؟
پاسخ به این پرسش را در ضمن پرداختن به ریشه رسم «سبزه را در آب روان انداختن» خواهیم یافت.
در گاهشماری ایران باستان، هر ماه سی روز بوده و هر روز نامی داشته است. روز سیزدهم هر ماه «تیر» نام داشته و متعلق به ایزد و ستاره «تیر» یا «تیشتر» بوده است.
تیشتر، در اسطورههای ایرانی و زرتشتی، ایزد باران و پدیدآورنده رودها و جویبارها و دریاچهها و آبهاست.
تیشتر هرساله در نبردی حماسی با «اپوشه» یا دیو خشکسالی و قحطی است و سرانجام این ایزد باستانی در نیمروز سیزدهم فروردین بر اپوشه غلبه میکند و او را شکست میدهد.
البته بنا به باور ایرانیان باستان، برای قدرتمندتر کردن «تیشتر» و یاریکردن او در این نبرد، در روز سیزدهم فروردین به دشت و صحرا و کنار رود و چشمه میرفتند و برای تیشتر غذا درست میکردند. ازاینرو میتوان گفت که رفتن به دَر و دشت و غذاخوردن در دل طبیعت، همان رسم هدیه برای ایزد تیشتر است.
همچنین ایرانیان باستان در این روز، بهمنظور سپاسگزاری از ایزد تیشتر(تیر) که آب را به جهانیان نثار میکند، سبزههای رسته در روزهای آغازین سال را به آبهای روان میسپردند و هدیه میکردند.
شاید با این خواسته که ایزد باران و آبهای روان، کشتهای نودَمیده آنها را سیراب کند. (فراموش نکنیم که آب و باران برای مردم کشاورز دشت ایران چقدر حیاتی بوده است)
و اما سؤال آخر؛ چرا دختران و پسران مجرد سبزه گره میزنند و این رسم بختگشایی ریشه در کدام باور اسطورهای دارد؟
برخی از محققان ریشه این رسم و عمل نمادین را در اسطوره آفرینش ایرانی جستوجو کردهاند.
در فرهنگ اساطیری ایران باستان، «مشی و مشیانه» نخستین جفت انسان هستند که از نطفه کیومرث پدید آمدهاند. در اسطوره آفرینش ایرانی میخوانیم پس از آنکه کیومرث توسط اهریمن کشته شد، بر پهلوی چپ خود بر زمین افتاد و از او نطفه زنده و بالندهای به رنگ سرخ بر زمین ریخت و پس از چهل سال، از این نطفه گیاه ریواس با دو ساقه رویید که در آغاز چنان بههمپیچیده و درهمتنیده بودند که بازوانشان از پشت به شانههایشان آویخته بود و پیکرهایشان به هم چسبیده بود. سپس آن دو، شکل و صورتی انسانی یافتند و روح انسانی در کالبد گیاهیشان دمیده شد و مشی و مشیانه نام گرفتند که نخستین زوج انسان بودهاند.
بنابراین به باور این گروه از محققین، شاید رسم گرهزدن سبزه برای بختگشایی دختران و پسران جوان اشاره به در هم تنیدن مشی و مشیانه داشته باشد و ازدواج و امتزاج این زوج اسطورهای انسان را یادآوری کند.
مصطفی علیزاده
🔆۱۷ فروردین، روز سروشگان🔆
🔸سرَوشَه (سروش) به معنی اطاعت، فرمانبرداری یا انضباط، یکی از چهره های محبوب دین زرتشتی است. این ایزد در همه آیینهای دینی حضور دارد، زیرا او در نیایشها و سرودهای مردم جای دارد، و خدایی است که نیایش ها را به بهشت منتقل می کند.
🔸سروش را در سرودش به عنوان سرور آیینهای دینی به یاری می خوانند. از آنجا که مراسم آیینی زرتشتی نیرویی تواناست که بدی را نابود می کند، از این رو سروش نیز چون جنگجوی مسلح و بهترین کشنده دروغ توصیف شده است.
🔸فرمانبرداری که تجسم کلام مقدس است نیرویی است که در نبرد همیشگی علیه نیروهای مخرب شر پیروزی به همراه می آورد. خصوصیت انتزاعی این شخصیت روشن است اما از تصویر پردازی اساطیری نیز عاری نیست مثلا سروش جهان را در شب هنگامی که دیوان این سو و آن سو پرسه می زنند پاسداری می کند.
🔸سروش نخستین کسی بود که گاهان را بر خواند و برسم، شاخههای مقدسی را که در آیینهای دینی به کار میرود، گسترد و دعاها را تقدیم اهورامزدا کرد.
او کسی است که روان را پس از مرگ خوشامد میگوید و از آن مراقبت میکند.
بنابر روزهای ایرانیان باستان هفدهمین روز از هر ماه به نام ایزد سروش نامیده شده است و جشنی به نام جشن سروشگان در این روز برگزار میشود. روز سروش در ماه فروردین از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و جشن سروشگان گرفته میشده است. ایرانیان در این روز به عبادت و نیایش پروردگار پرداخته و به معابد میرفتند.
________
منبع: کتاب شناخت اساطیر ایران اثر جان هینلز
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اينستاگرام: @utram99
🔸سرَوشَه (سروش) به معنی اطاعت، فرمانبرداری یا انضباط، یکی از چهره های محبوب دین زرتشتی است. این ایزد در همه آیینهای دینی حضور دارد، زیرا او در نیایشها و سرودهای مردم جای دارد، و خدایی است که نیایش ها را به بهشت منتقل می کند.
🔸سروش را در سرودش به عنوان سرور آیینهای دینی به یاری می خوانند. از آنجا که مراسم آیینی زرتشتی نیرویی تواناست که بدی را نابود می کند، از این رو سروش نیز چون جنگجوی مسلح و بهترین کشنده دروغ توصیف شده است.
🔸فرمانبرداری که تجسم کلام مقدس است نیرویی است که در نبرد همیشگی علیه نیروهای مخرب شر پیروزی به همراه می آورد. خصوصیت انتزاعی این شخصیت روشن است اما از تصویر پردازی اساطیری نیز عاری نیست مثلا سروش جهان را در شب هنگامی که دیوان این سو و آن سو پرسه می زنند پاسداری می کند.
🔸سروش نخستین کسی بود که گاهان را بر خواند و برسم، شاخههای مقدسی را که در آیینهای دینی به کار میرود، گسترد و دعاها را تقدیم اهورامزدا کرد.
او کسی است که روان را پس از مرگ خوشامد میگوید و از آن مراقبت میکند.
بنابر روزهای ایرانیان باستان هفدهمین روز از هر ماه به نام ایزد سروش نامیده شده است و جشنی به نام جشن سروشگان در این روز برگزار میشود. روز سروش در ماه فروردین از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و جشن سروشگان گرفته میشده است. ایرانیان در این روز به عبادت و نیایش پروردگار پرداخته و به معابد میرفتند.
________
منبع: کتاب شناخت اساطیر ایران اثر جان هینلز
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اينستاگرام: @utram99
☆هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیَافَةِ الله☆
✨فرا رسیدن ماه رمضان، ماه ضیافت الهی مبارک باد✨
@Ram_ut
✨فرا رسیدن ماه رمضان، ماه ضیافت الهی مبارک باد✨
@Ram_ut
نهمین روز از نیمه بدر ماه کایترا در تقویم آیین هندو روز میلاد راما پسر ارشد داساراتا شاه است.
به باور هندوها ویشنو در قالب 10 صورت مختلف انسانی (اوتاره ) مجسم شد که راما هفتمین صورت بوده است.
هندوها راما و همسرش سیتا را زن و شوهری آرمانی میدانند. از آنجا که راما قهرمان شعر حماسی دینی بزرگی به نام رامایانا است، هندوها تولد او را با خواندن داستانهایی از آن برگزار میکنند. همچنین به صورت گروهی به معابد میروند که معبد آیودا در اوتارپرادش یکی از این معابد است و در آن تمثال راما در زیارتگاه قرار گرفته و گروه عبادت کننده با دعا برای رهایی از چرخه مرگ و زندگی، نام او را تکرار میکنند.
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اینستاگرام: @utram99
به باور هندوها ویشنو در قالب 10 صورت مختلف انسانی (اوتاره ) مجسم شد که راما هفتمین صورت بوده است.
هندوها راما و همسرش سیتا را زن و شوهری آرمانی میدانند. از آنجا که راما قهرمان شعر حماسی دینی بزرگی به نام رامایانا است، هندوها تولد او را با خواندن داستانهایی از آن برگزار میکنند. همچنین به صورت گروهی به معابد میروند که معبد آیودا در اوتارپرادش یکی از این معابد است و در آن تمثال راما در زیارتگاه قرار گرفته و گروه عبادت کننده با دعا برای رهایی از چرخه مرگ و زندگی، نام او را تکرار میکنند.
🖋تلگرام: @ram_ut
📌اینستاگرام: @utram99
🔸انجمنهای علمی دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران،
به مناسبت هفتهی گرامیداشت مقام معلم،
برگزار میکنند🔸
🔹 نظرسنجی انتخاب اساتید برتر هیئت علمی دانشکده الهیات توسط دانشجویان و دانش آموختگان
✅ برای شرکت در نظر سنجی بر لینک زیر کلیک کنید. 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSev90kdS5HLk0tjLJMqxfSOaMzSR-zMsIZpHAYhKK5kajZqmA/viewform?usp=sf_link
⚠️ اطلاعات شخصی رای دهندگان محفوظ خواهد ماند.
🔹 نتایج پس از بررسی نهایی، در پایان هفتهی گرامیداشت مقام معلم اعلام خواهد شد.
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
@JP_LAW_UT1
@SCSQH
@RAM_UT
به مناسبت هفتهی گرامیداشت مقام معلم،
برگزار میکنند🔸
🔹 نظرسنجی انتخاب اساتید برتر هیئت علمی دانشکده الهیات توسط دانشجویان و دانش آموختگان
✅ برای شرکت در نظر سنجی بر لینک زیر کلیک کنید. 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSev90kdS5HLk0tjLJMqxfSOaMzSR-zMsIZpHAYhKK5kajZqmA/viewform?usp=sf_link
⚠️ اطلاعات شخصی رای دهندگان محفوظ خواهد ماند.
🔹 نتایج پس از بررسی نهایی، در پایان هفتهی گرامیداشت مقام معلم اعلام خواهد شد.
@anjoman_elmi_falsafeh_elh
@JP_LAW_UT1
@SCSQH
@RAM_UT
Google Docs
نظرسنجی اساتید دانشکده ی الهیات و معارف اسلامی
دانشجوی گرامی، سلام. برای شرکت در نظرسنجی کافی ست پس از ثبت اطلاعات شناسایی (نام و شماره دانشجویی)، رشته تحصیلی خود را انتخاب کنید تا به صفحه مورد نظر منتقل شوید. در ثبت اطلاعات دقت کنید چراکه در صورت عدم مطابقت، انتخاب شما از نتیجه نهایی حذف خواهد شد. در…
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه تهران pinned «🔸انجمنهای علمی دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران، به مناسبت هفتهی گرامیداشت مقام معلم، برگزار میکنند🔸 🔹 نظرسنجی انتخاب اساتید برتر هیئت علمی دانشکده الهیات توسط دانشجویان و دانش آموختگان ✅ برای شرکت در نظر سنجی بر لینک زیر کلیک کنید. 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 https:/…»