نقش دین در اقتصاد از دیدگاه ماکس وبر
اگر سرمایهداری زودتر ظهور نکرده است، علتش این است که کاتولیسیسم این امکان را سد میکرد. در واقع، رستگاری در دین کاتولیک از گذر وفاداری به کلیسا تحصیل میشود و نه از راه فعالیت شدید در دنیای خاکی. در ادیان دیگر هم دین نقش پررنگی را در اقتصاد بازی میکند؛ مثلاً یک پیرو آیین کنفوسیوسی دنیا را باید همانگونه که هست، بپذیرد. چنین طرز تفکری مانع رشد سرمایهداری میشود. وبر در اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری خاطرنشان میسازد که میان پروتستانیسم (همچنین کالْوَنیسم، زهدپرستی لوتری، متدیسم و سایر فرقههای برخاسته از انقلاب باپتیست) و توسعهی سرمایهداری رابطهٔ تنگاتنگی وجود دارد. از این رو در قرن هجدهم میتوان به وضوح گرایش به کالونیسم را در میان پویاترین کارآفرینان و بانکداران اروپا نشان داد. چرا چنین وضعی پدید آمد؟ چون در ادامهٔ آموزههای لوتر، پروتستانیسم زاهدانه و آن پاکدینی (پوریتنی) که کالوَن تبلیغ میکرد رفتار اقتصادی خاصی را تشویق میکند. شغل به تکلیف، رسالت و نشانهای از ایمان مبدل میشود. معنای واژهٔ آلمانی Beruf این است. این رفتار حامل مجموعهای از ارزشهاست، همچون میل به پسانداز.
پس مجموعهای از ارزشها، قواعد و رفتارها و در کل یک خلق و خوی جدید است که نخبگان پروتستان را به حکم اخلاق وا میدارد که خود را وقف کار و صنعت کند. این اندیشهی خاص که به موجب آن تکلیف دینی با پرداختن به یک حرفه ادا میشود از مشخصات اخلاق اجتماعی تمدن سرمایهداری و به نحوی پایه و اساس آن است. اما چرا پاکدین (پوریتن) در زندگی خصوصیاش منش صرفهجویی را برمیگزیند؟ انگیزهٔ عمیقی که از کنش پوریتن یک سرمایهدار میسازد کدام است؟ ماکس وبر پیش از پاسخ دادن به این پرسش یادآوری میکند که سرمایهداری صفت خاص غرب مدرن نیست. تمدنهای دیگری هم از نظام سرمایهداری بیبهره نبوده و نیستند. اما خصوصیت سرمایهداری مدرن بیشتر در شیوه ٔ صلحجویانه و عقلانی کسب سود است تا در جستجوی سود.
پس از این توضیح، پاسخی که وبر میدهد به بنیادهای دینی رفتار زاهدانهٔ پروتستانها استناد میکند. در منطق اصلاح دینی (پروتستانیسم) و به خلاف آموزهٔ کاتولیک، فرد موظف نیست دربارهٔ اعمالش به مقامات زمینی (کلیسا) پاسخ بدهد. مؤمن فقط در برابر خدا پاسخگوی اعمالش است. اصلاح دینی، وارث اصول ایمانی آگوستینی تقدیر، علاوه بر آن اعلام میکند که انسان حامل تحولی از پیش موجود است که با عملش در این دنیا نمیتواند مسیر آن را تغییر دهد. چون حکم را خدا صادر کرده است، فقط او برگزیدگان و مطرودان را میشناسد. بنابراین، نزد مؤمن پرسشی دائمی و اضطرابآور دربارهٔ تحولش پس از مرگ (postmortem) پدیدار میشود.
در این شرایط چه باید کرد؟ آیا تقدیرگرایانه باید سرنوشتی از پیش نوشته شده را تحمل کرد یا دیوانهوار از این دنیا لذت برد؟ کالون برعکس لوتر فکر میکرد که زندگی یک مسیحی باید به سوی تعهدی در دنیا متمایل شود. به موجب این آموزه، موفقیت زمینی در یک فعالیت شغلی نخست وسیلهای برای ستایش کردن خداست. «خدا از انسان مسیحی میخواهد که زندگی طبق اوامرش صورتی اجتماعی داشته باشد. کار اجتماعی مؤمن کالونیست در دنیا همانا کاری در ستایش پروردگار است.» اما چون خدا فقط از طریق آنهایی که برگزیده است عمل میکند، این موفقیت دنیوی نشانهای از برگزیده شدن است. بهعلاوه، وبر توضیح میدهد که پروتستانها اگر برای کار و پسانداز و ... ارزش زیادی قائلاند از برای نفس کار و پسانداز نیست بلکه اینها وسیلهٔ تأیید رستگاری موعود از راه موفقیت در کسب و کار در این دنیاست.👇
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
اگر سرمایهداری زودتر ظهور نکرده است، علتش این است که کاتولیسیسم این امکان را سد میکرد. در واقع، رستگاری در دین کاتولیک از گذر وفاداری به کلیسا تحصیل میشود و نه از راه فعالیت شدید در دنیای خاکی. در ادیان دیگر هم دین نقش پررنگی را در اقتصاد بازی میکند؛ مثلاً یک پیرو آیین کنفوسیوسی دنیا را باید همانگونه که هست، بپذیرد. چنین طرز تفکری مانع رشد سرمایهداری میشود. وبر در اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری خاطرنشان میسازد که میان پروتستانیسم (همچنین کالْوَنیسم، زهدپرستی لوتری، متدیسم و سایر فرقههای برخاسته از انقلاب باپتیست) و توسعهی سرمایهداری رابطهٔ تنگاتنگی وجود دارد. از این رو در قرن هجدهم میتوان به وضوح گرایش به کالونیسم را در میان پویاترین کارآفرینان و بانکداران اروپا نشان داد. چرا چنین وضعی پدید آمد؟ چون در ادامهٔ آموزههای لوتر، پروتستانیسم زاهدانه و آن پاکدینی (پوریتنی) که کالوَن تبلیغ میکرد رفتار اقتصادی خاصی را تشویق میکند. شغل به تکلیف، رسالت و نشانهای از ایمان مبدل میشود. معنای واژهٔ آلمانی Beruf این است. این رفتار حامل مجموعهای از ارزشهاست، همچون میل به پسانداز.
پس مجموعهای از ارزشها، قواعد و رفتارها و در کل یک خلق و خوی جدید است که نخبگان پروتستان را به حکم اخلاق وا میدارد که خود را وقف کار و صنعت کند. این اندیشهی خاص که به موجب آن تکلیف دینی با پرداختن به یک حرفه ادا میشود از مشخصات اخلاق اجتماعی تمدن سرمایهداری و به نحوی پایه و اساس آن است. اما چرا پاکدین (پوریتن) در زندگی خصوصیاش منش صرفهجویی را برمیگزیند؟ انگیزهٔ عمیقی که از کنش پوریتن یک سرمایهدار میسازد کدام است؟ ماکس وبر پیش از پاسخ دادن به این پرسش یادآوری میکند که سرمایهداری صفت خاص غرب مدرن نیست. تمدنهای دیگری هم از نظام سرمایهداری بیبهره نبوده و نیستند. اما خصوصیت سرمایهداری مدرن بیشتر در شیوه ٔ صلحجویانه و عقلانی کسب سود است تا در جستجوی سود.
پس از این توضیح، پاسخی که وبر میدهد به بنیادهای دینی رفتار زاهدانهٔ پروتستانها استناد میکند. در منطق اصلاح دینی (پروتستانیسم) و به خلاف آموزهٔ کاتولیک، فرد موظف نیست دربارهٔ اعمالش به مقامات زمینی (کلیسا) پاسخ بدهد. مؤمن فقط در برابر خدا پاسخگوی اعمالش است. اصلاح دینی، وارث اصول ایمانی آگوستینی تقدیر، علاوه بر آن اعلام میکند که انسان حامل تحولی از پیش موجود است که با عملش در این دنیا نمیتواند مسیر آن را تغییر دهد. چون حکم را خدا صادر کرده است، فقط او برگزیدگان و مطرودان را میشناسد. بنابراین، نزد مؤمن پرسشی دائمی و اضطرابآور دربارهٔ تحولش پس از مرگ (postmortem) پدیدار میشود.
در این شرایط چه باید کرد؟ آیا تقدیرگرایانه باید سرنوشتی از پیش نوشته شده را تحمل کرد یا دیوانهوار از این دنیا لذت برد؟ کالون برعکس لوتر فکر میکرد که زندگی یک مسیحی باید به سوی تعهدی در دنیا متمایل شود. به موجب این آموزه، موفقیت زمینی در یک فعالیت شغلی نخست وسیلهای برای ستایش کردن خداست. «خدا از انسان مسیحی میخواهد که زندگی طبق اوامرش صورتی اجتماعی داشته باشد. کار اجتماعی مؤمن کالونیست در دنیا همانا کاری در ستایش پروردگار است.» اما چون خدا فقط از طریق آنهایی که برگزیده است عمل میکند، این موفقیت دنیوی نشانهای از برگزیده شدن است. بهعلاوه، وبر توضیح میدهد که پروتستانها اگر برای کار و پسانداز و ... ارزش زیادی قائلاند از برای نفس کار و پسانداز نیست بلکه اینها وسیلهٔ تأیید رستگاری موعود از راه موفقیت در کسب و کار در این دنیاست.👇
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
خوانشی سریع از اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری سبب میشود که به وبر نظری ایدهآلیستی را نسبت داد که تلویحاً با ادراک ماتریالیستی تاریخ، یعنی ادراک سرمایهداری برخاسته از اخلاق پروتستانی، ترکیب شده است. وبر، برخلاف قرائتهای مارکسیستی، آشکارا درصدد برآمده است که اثبات کند ایدهها میتوانند نقش نیروی محرک را در تاریخ ایفا کنند و به نیروهای اجتماعی مؤثری تبدیل شوند. اما در واقعیت، موضعگیری وبر با آنچه در نگاه اول به نظر میرسد متفاوت است. قصد او این نیست که قدرت عناصر مادی، اقتصادی، فنی و ... را که در توسعهی سرمایهداری سهیم بودهاند انکار کند. هدف وبر جدا کردن یک عامل فرهنگی و تأکید بر کارایی خاص آن است. بنابراین، ریاضتپیشگی از دیدگاه او فقط یک عامل رواداری در میان سایر عواملی بوده است که به نفع توسعهٔ سرمایهداری عمل کردهاند. این نظام اجتماعی-اقتصادی پس از استقرار، مستقل از اخلاق پروتستانی، به پیشرویاش ادامه داده است. حتی از آن بیشتر به افساری مبدل شده است که بخش بزرگی از عادتهای روزمرهٔ ما را هدایت میکند. وبر در اخلاق پروتستانی این ادراک شهودی را در عبارت موجزی خلاصه میکند:«مؤمن پیوریتنی میخواست فقیر باشد و ما مجبوریم فقیر باشیم.»
محققان بسیاری دوره به دوره نظر وبر را نقد کرده و زیر سؤال بردهاند. مثلاً ساموئلسون رابطه میان سرمایهداری و پروتستانیسم را فقط به این دلیل پررنگ میداند که نسبت جمعیت پروتستان در شهرهای آلمان بیشتر از جاهای دیگر است. در وهلهٔ دوم برخی از مؤلفان با آوردن نمونههای ضد تاریخی نشان دادهاند که نظر وبر در همه جا قابل وارسی نیست. مانند اسکاتلند پرسبیترین که با وجود حضور فراگیر ایدههای کالونیستی از سرمایهداری پایداری برخوردار نیست. برخی نیز معتقدند که وبر به نقش دین بیش از استحقاقش اهمیت داده است و از جریانهای تاریخی مانند جریان طلا و افزایش قیمتها در نتیجهی اکتشافهای بزرگ غفلت ورزیده است. تاونیِ مورّخ هم معتقد است اصلاً وجود سرمایهداری است که باعث ظهور پروتستانیسم شده است. او نشان میدهد که این آرمان جدید دینی فقط به دلایل سادهٔ جغرافیایی توانسته در انگلستان پخش شود. لوتی نیز باور دارد ایدئولوژی مرتدسوزی (مراسم سوزاندن از دین برگشتگان) کاتولیکها باعث فرار کارآفرینان لیبرال به سوی قطبهای بازرگانی جدید شد. در آخر هم برخی معتقدند «روح سرمایهداری» که وبر در عنوان کتابش از آن استفاده کرده ذاتی همهٔ جوامع است و دست کم نطفهٔ آن در سرشت انسانها وجود دارد. سومبارت، اقتصاددان آلمانی، میگوید پیوریتانیسم بر خلاف کاتولیسیسم و بهویژه یهودیت، تأثیر اندکی بر توسعهی سرمایهداری داشته است. او به نقش اخلاق تومیستی (منسوب به سنت توماس که به عقلانی کردن زندگی ارج مینهد) و به تقدم زمانی یهودیت در ظهور روح سرمایهداری تأکید میورزد. به نظر سومبارت یهودیت به عقلانی کردن رفتارهای اقتصادی به منظور سوداگری مبادرت میکند، رفتارهایی که نقش تعیینکنندهای در ظهور سرمایهداری داشتهاند.
در هرحال، کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری یک کتاب کلاسیک است که با وجود تمام انتقادات علیه آن باید توسط یک دانشجوی جامعهشناسی خوانده شود و نمیتوان از آن گذشت.
📕 تاریخ اندیشههای جامعهشناسی؛ جلد اول
✍ میشل لالمان/ ترجمهٔ عبدالحسین نیکگهر
انتشارات هرمس
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
محققان بسیاری دوره به دوره نظر وبر را نقد کرده و زیر سؤال بردهاند. مثلاً ساموئلسون رابطه میان سرمایهداری و پروتستانیسم را فقط به این دلیل پررنگ میداند که نسبت جمعیت پروتستان در شهرهای آلمان بیشتر از جاهای دیگر است. در وهلهٔ دوم برخی از مؤلفان با آوردن نمونههای ضد تاریخی نشان دادهاند که نظر وبر در همه جا قابل وارسی نیست. مانند اسکاتلند پرسبیترین که با وجود حضور فراگیر ایدههای کالونیستی از سرمایهداری پایداری برخوردار نیست. برخی نیز معتقدند که وبر به نقش دین بیش از استحقاقش اهمیت داده است و از جریانهای تاریخی مانند جریان طلا و افزایش قیمتها در نتیجهی اکتشافهای بزرگ غفلت ورزیده است. تاونیِ مورّخ هم معتقد است اصلاً وجود سرمایهداری است که باعث ظهور پروتستانیسم شده است. او نشان میدهد که این آرمان جدید دینی فقط به دلایل سادهٔ جغرافیایی توانسته در انگلستان پخش شود. لوتی نیز باور دارد ایدئولوژی مرتدسوزی (مراسم سوزاندن از دین برگشتگان) کاتولیکها باعث فرار کارآفرینان لیبرال به سوی قطبهای بازرگانی جدید شد. در آخر هم برخی معتقدند «روح سرمایهداری» که وبر در عنوان کتابش از آن استفاده کرده ذاتی همهٔ جوامع است و دست کم نطفهٔ آن در سرشت انسانها وجود دارد. سومبارت، اقتصاددان آلمانی، میگوید پیوریتانیسم بر خلاف کاتولیسیسم و بهویژه یهودیت، تأثیر اندکی بر توسعهی سرمایهداری داشته است. او به نقش اخلاق تومیستی (منسوب به سنت توماس که به عقلانی کردن زندگی ارج مینهد) و به تقدم زمانی یهودیت در ظهور روح سرمایهداری تأکید میورزد. به نظر سومبارت یهودیت به عقلانی کردن رفتارهای اقتصادی به منظور سوداگری مبادرت میکند، رفتارهایی که نقش تعیینکنندهای در ظهور سرمایهداری داشتهاند.
در هرحال، کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری یک کتاب کلاسیک است که با وجود تمام انتقادات علیه آن باید توسط یک دانشجوی جامعهشناسی خوانده شود و نمیتوان از آن گذشت.
📕 تاریخ اندیشههای جامعهشناسی؛ جلد اول
✍ میشل لالمان/ ترجمهٔ عبدالحسین نیکگهر
انتشارات هرمس
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
GAHAN NO 9-compressed-1.pdf
546.9 KB
GAHAN NO 10.pdf
473.4 KB
شماره دهم نشریه مجازی گاهان. کتابشناسی تازه های نشر در رشته ادیان و عرفان
Ram
Ram
اول خرداد، بزرگداشت ملاصدرا .
اسلايد آخر: مدرسه خان شيراز
اسلايد آخر: مدرسه خان شيراز
به آگاهی اعضای محترم کانال انجمن علمی ادیان و عرفان می رساند، در لیالی پر فیض قدر، گفت و گویی پیرامون ماهیت این شب های پر برکت میان دکتر حسن ابراهیمی، استاد فلسفه و عرفان دانشگاه تهران، و پروفسور جیمز موریس، استاد ابن عربی شناس دانشگاه بوستون آمریکا در رادیو گفت و گو برگزار شد که صوت آن تقدیم می گردد.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99