بخشى از ماجراى استخدام شهيد مطهرى در دانشكده الهيات:
.
مرحوم راشد به استاد گفت: آقاي مطهري! ما ديگران را با بحثهاي خودمان امتحان ميکنيم ولي شما را با يک بحث تفألي امتحان ميکنيم. کتاب امتحاني، کتاب «منظومه» ملاهادي سبزواري بود. تفألي کتاب را باز ميکنند و بحثي به ميان ميآيد. استاد مطلب را شروع ميکند. بحث را از «منظومه» به «اشارات» ميبرد و از «اشارات» به «اسفار». در اين هنگام، راشد رو به استاد ميکند و ميگويد: صبر کن، ما از 20 بالاتر نداريم، اين نمرة 20 ! حالا مطلب را ادامه بده تا ما استفاده کنيم.
جلسه تعطيل ميشود. استاد ميشود شاگرد، و شاگرد ميشود استاد. استاد مطهري يک ساعت و نيم صحبت ميکند و مطلب را به پايان ميرساند. راشد ميگويد: واقعاً بهره بردم، و اين جمله را دو بار تکرار ميکند.
.
روز معلم را به تمامى استادها و آموزگاران دلسوز، از جمله استادهاى دانشكده الهيات تبریک میگوییم.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
.
مرحوم راشد به استاد گفت: آقاي مطهري! ما ديگران را با بحثهاي خودمان امتحان ميکنيم ولي شما را با يک بحث تفألي امتحان ميکنيم. کتاب امتحاني، کتاب «منظومه» ملاهادي سبزواري بود. تفألي کتاب را باز ميکنند و بحثي به ميان ميآيد. استاد مطلب را شروع ميکند. بحث را از «منظومه» به «اشارات» ميبرد و از «اشارات» به «اسفار». در اين هنگام، راشد رو به استاد ميکند و ميگويد: صبر کن، ما از 20 بالاتر نداريم، اين نمرة 20 ! حالا مطلب را ادامه بده تا ما استفاده کنيم.
جلسه تعطيل ميشود. استاد ميشود شاگرد، و شاگرد ميشود استاد. استاد مطهري يک ساعت و نيم صحبت ميکند و مطلب را به پايان ميرساند. راشد ميگويد: واقعاً بهره بردم، و اين جمله را دو بار تکرار ميکند.
.
روز معلم را به تمامى استادها و آموزگاران دلسوز، از جمله استادهاى دانشكده الهيات تبریک میگوییم.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
#معرفی_کتاب
اکهارت و ابن عربی از بزرگترین نمایندگان عرفان مسیحی و اسلامی هستند. ابن عربی از قرن هفتم هجری تاکنون مشهورترین عارف و بنیانگذار عرفان اسلامی است اما اکهارت اندیشمندی است که از زمان توقیف آثارش از سمت کلیسا تا اواخر قرن ۱۹ حتی در جامعه مسیحی شهرتی نداشت و به صورت یک معما در تاریخ فلسفه غرب است.
قسمتی از متن کتاب : در نطریه وحدت وجود به قرائت ابن عربی و اکهارت نسبت بین خدا و خلق یکسانی در نایکسانی است. عارف از یک طرف با شهود حق و در نتیجه ادراک فنای خویش و عالم معتقد است که غیر از حق که وجود مطلق است چیزی وجود ندارد و ذات او از هرگونه کثرت و تمایزی مبّرا است و از سوی دیگر همین عارف با حس خویش که منکر آن نیز نمی تواند باشد کثرت را ادراک می کند. لذا عارف ذوالعینین است. با یک چشم وحدت را می بیند و با چشمی دیگر کثرت را با یکی خلقِ کثیر را و با دیگری حقّ واحد را. این است که وحدت وجود صرفا با یک گزاره قابل بیان نیست و متشکل از دو قضیه است :
۱. حق با خلق یگانه است.
۲. حق متمایز از خلق است یعنی با آن یگانه و یکسان نیست.
اینجاست که عقل به جمع بندی بین این دو می نشیند چرا که واقعیت هستی یکی بیشتر نیست و هر دو گزاره فوق از نطر عقل نمی توانند صحیح باشند ؛ آیا کثرت واقعی و وحدت ساخته ذهن ماست یا بالعکس و یا اینکه اساسا اندیشه یکسانی در نایکسانی همانا وحدت ضدین و جمع نقضین و به اصطلاح یک پارادوکس است؟ بدین معنا که هر شی هم واحد است هم کثیر؛ عالم هم حق است و هم خلق؛ حق و خلق متمایز و در عین حال یگانه اند. مسلم است که ظاهر این قرائت خود پارادوکسیکال است. بنابراین عقل با دو مسئله روبرو است : اول داوری بین گزارش شهودی مبنی بر وحدت هستی و دوم صدور کثرت از ذات خداوند که واحد علی الاطلاق است و هیچ کثرت و تمایزی در آن راه ندارد.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
اکهارت و ابن عربی از بزرگترین نمایندگان عرفان مسیحی و اسلامی هستند. ابن عربی از قرن هفتم هجری تاکنون مشهورترین عارف و بنیانگذار عرفان اسلامی است اما اکهارت اندیشمندی است که از زمان توقیف آثارش از سمت کلیسا تا اواخر قرن ۱۹ حتی در جامعه مسیحی شهرتی نداشت و به صورت یک معما در تاریخ فلسفه غرب است.
قسمتی از متن کتاب : در نطریه وحدت وجود به قرائت ابن عربی و اکهارت نسبت بین خدا و خلق یکسانی در نایکسانی است. عارف از یک طرف با شهود حق و در نتیجه ادراک فنای خویش و عالم معتقد است که غیر از حق که وجود مطلق است چیزی وجود ندارد و ذات او از هرگونه کثرت و تمایزی مبّرا است و از سوی دیگر همین عارف با حس خویش که منکر آن نیز نمی تواند باشد کثرت را ادراک می کند. لذا عارف ذوالعینین است. با یک چشم وحدت را می بیند و با چشمی دیگر کثرت را با یکی خلقِ کثیر را و با دیگری حقّ واحد را. این است که وحدت وجود صرفا با یک گزاره قابل بیان نیست و متشکل از دو قضیه است :
۱. حق با خلق یگانه است.
۲. حق متمایز از خلق است یعنی با آن یگانه و یکسان نیست.
اینجاست که عقل به جمع بندی بین این دو می نشیند چرا که واقعیت هستی یکی بیشتر نیست و هر دو گزاره فوق از نطر عقل نمی توانند صحیح باشند ؛ آیا کثرت واقعی و وحدت ساخته ذهن ماست یا بالعکس و یا اینکه اساسا اندیشه یکسانی در نایکسانی همانا وحدت ضدین و جمع نقضین و به اصطلاح یک پارادوکس است؟ بدین معنا که هر شی هم واحد است هم کثیر؛ عالم هم حق است و هم خلق؛ حق و خلق متمایز و در عین حال یگانه اند. مسلم است که ظاهر این قرائت خود پارادوکسیکال است. بنابراین عقل با دو مسئله روبرو است : اول داوری بین گزارش شهودی مبنی بر وحدت هستی و دوم صدور کثرت از ذات خداوند که واحد علی الاطلاق است و هیچ کثرت و تمایزی در آن راه ندارد.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
نجف دريابندرى، نوينسنده چيره دست و مترجم آثار ارزشمندى چون وداع با اسلحه، پيرمرد و دريا، گور به گور، رگتايم، آنتيگونه و ده ها اثر مهم ديگر، صبح امروز دار فانى را وداع گفت.
او همچنين مترجم كتاب هاى «تاريخ فلسفه غرب» و «عرفان و منطق» از برترند راسل بوده است، كه از كتاب هاى مرتبط با رشته اديان و عرفان هستند.
از زحمات اين بزرگوار براى شكوفايى علم ترجمه و زبان فارسى قدردانى ميكنيم.
انجمن علمى اديان و عرفان
#نجف_دريابندرى
او همچنين مترجم كتاب هاى «تاريخ فلسفه غرب» و «عرفان و منطق» از برترند راسل بوده است، كه از كتاب هاى مرتبط با رشته اديان و عرفان هستند.
از زحمات اين بزرگوار براى شكوفايى علم ترجمه و زبان فارسى قدردانى ميكنيم.
انجمن علمى اديان و عرفان
#نجف_دريابندرى
تراژدى اوزيريس
اوزيريس و ايزيس، ست و نفتيس، فرزندان گب -الهه زمين- و نوت -خداى آسمان- بودند. اوزيريس همسر ايزيس بود و ست شوهر نفتيس. اوزيريس شاهى دانا و انسانى بود كه كشاورزى و دانش هاى پيشرفته اى مثل ساخت صنايع دستى به مردم مصر آموخت. و ست در اين زمان به قدرت و محبوبيت اوزيريس حسادت كرد و نقشه قتل او را ميكشد. به اين شكل كه به پاس قدردانى از زحمات ايزيريس ضيافتى ترتيب داد و صندوقچه اى دقيقا به اندازه اندام اوزيريس ساخت. اندكى از مهمانى گذشت كه بعد از مست شدن حاضران ست صندوقچه را آورد و گفت هر كه در اين صندوقچه جاى بگيرد صندوقچه از آن وى ميشود. چند نفر از مهمانان امتحان كردند اما درست جاى نگرفتند، ايزيريس امتحان كرد و صندوقچه دقيقا اندازه او بود. ست از اين موقعيت استفاده كرد و و در صندوقچه را بست و آن را به رود انداخت. صندوقچه مسافت طولانى را طى كرد و نهايتا به سواحل فنيقيه در بيبلوس رسيد. ايزيس در جستجوى بدن شوهر خود بود كه نهايتا آنرا يافت و بدن او را به مصر بازگرداند. ايزيس در اين زمان باردار بود و در مردابى پنهان شده بود و منتظر بدنيا آمدن فرزندش بود، اما هنوز هم خطر ست او را تهديد ميكرد، ست در هنگام شكار بدن ايزيريس را كه ايزيس پنهان كرده بود يالت و اعضاى بدن او را قطعه قطعه كرد و هر كدام را به قسمتى از مصر فرستاد. نفتيس همسر ست از او جدا ميشود و با ايزيس همراه ميشود تا اعضاى بدن ايزيريس را پيدا كنند و بوسيله سحر و جادو آنها را به هم آورند و بازسازى كنند، پس ايزيريس دوباره زنده شد.
پس از پشت سر گذاشتن خطرات بسيار ايزيس توانست به كمك سحر و طلسم هايى كه هوروس را از تهديدات ست حفظ ميكرد، بدنيا بياورد.
هوروس بعد از به بلوغ رسيدن تصميم گرفت انتقام پدرش را از ست بگيرد و او را نابود سازد. نبرد سنگينى ميان آنها در گرفت هوروس ست را اَخته كرد و در عوض ست يكى از چشم هاى برادرزاده اش را از كاسه درآورد. هوروس در اين نبرد پيروز شد. بعد از اين جنگ هيأت داورى خدايان هوروس را برجاى پدرش اوزيريس بر تخت پادشاهى قرار داد و خود اوزيريس هم از همه گناهان تبرئه شد و بعنوان شاه و داور جهان مردگان انتخاب شد.
اسطوره اين باور را به وضوح توجيه ميكند كه سرانجام شرّ (تجسم سِت) از خير (تجسم اوزيريس و هوروس) شكست ميخورد. و همين طور تاكيدى بر نقش ايزيس بعنوان يك همسر و مادر فراوان تاكيد ميشود.
اسطوره اوزيريس بصورت جامع در منابع كهن مصرى مشاهده نميشود، هر چند در متون اهرام مطالبى درباره اوزيريس يافت ميشود، اما اين اسطوره بصورت كامل توسط پلوتارخ، مورخ يونانى ثبت و ظبط شده.
عكس: خداى اوزيريس
منبع: ريچار كاونديش، اسطوره شناسى
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
اوزيريس و ايزيس، ست و نفتيس، فرزندان گب -الهه زمين- و نوت -خداى آسمان- بودند. اوزيريس همسر ايزيس بود و ست شوهر نفتيس. اوزيريس شاهى دانا و انسانى بود كه كشاورزى و دانش هاى پيشرفته اى مثل ساخت صنايع دستى به مردم مصر آموخت. و ست در اين زمان به قدرت و محبوبيت اوزيريس حسادت كرد و نقشه قتل او را ميكشد. به اين شكل كه به پاس قدردانى از زحمات ايزيريس ضيافتى ترتيب داد و صندوقچه اى دقيقا به اندازه اندام اوزيريس ساخت. اندكى از مهمانى گذشت كه بعد از مست شدن حاضران ست صندوقچه را آورد و گفت هر كه در اين صندوقچه جاى بگيرد صندوقچه از آن وى ميشود. چند نفر از مهمانان امتحان كردند اما درست جاى نگرفتند، ايزيريس امتحان كرد و صندوقچه دقيقا اندازه او بود. ست از اين موقعيت استفاده كرد و و در صندوقچه را بست و آن را به رود انداخت. صندوقچه مسافت طولانى را طى كرد و نهايتا به سواحل فنيقيه در بيبلوس رسيد. ايزيس در جستجوى بدن شوهر خود بود كه نهايتا آنرا يافت و بدن او را به مصر بازگرداند. ايزيس در اين زمان باردار بود و در مردابى پنهان شده بود و منتظر بدنيا آمدن فرزندش بود، اما هنوز هم خطر ست او را تهديد ميكرد، ست در هنگام شكار بدن ايزيريس را كه ايزيس پنهان كرده بود يالت و اعضاى بدن او را قطعه قطعه كرد و هر كدام را به قسمتى از مصر فرستاد. نفتيس همسر ست از او جدا ميشود و با ايزيس همراه ميشود تا اعضاى بدن ايزيريس را پيدا كنند و بوسيله سحر و جادو آنها را به هم آورند و بازسازى كنند، پس ايزيريس دوباره زنده شد.
پس از پشت سر گذاشتن خطرات بسيار ايزيس توانست به كمك سحر و طلسم هايى كه هوروس را از تهديدات ست حفظ ميكرد، بدنيا بياورد.
هوروس بعد از به بلوغ رسيدن تصميم گرفت انتقام پدرش را از ست بگيرد و او را نابود سازد. نبرد سنگينى ميان آنها در گرفت هوروس ست را اَخته كرد و در عوض ست يكى از چشم هاى برادرزاده اش را از كاسه درآورد. هوروس در اين نبرد پيروز شد. بعد از اين جنگ هيأت داورى خدايان هوروس را برجاى پدرش اوزيريس بر تخت پادشاهى قرار داد و خود اوزيريس هم از همه گناهان تبرئه شد و بعنوان شاه و داور جهان مردگان انتخاب شد.
اسطوره اين باور را به وضوح توجيه ميكند كه سرانجام شرّ (تجسم سِت) از خير (تجسم اوزيريس و هوروس) شكست ميخورد. و همين طور تاكيدى بر نقش ايزيس بعنوان يك همسر و مادر فراوان تاكيد ميشود.
اسطوره اوزيريس بصورت جامع در منابع كهن مصرى مشاهده نميشود، هر چند در متون اهرام مطالبى درباره اوزيريس يافت ميشود، اما اين اسطوره بصورت كامل توسط پلوتارخ، مورخ يونانى ثبت و ظبط شده.
عكس: خداى اوزيريس
منبع: ريچار كاونديش، اسطوره شناسى
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
1. بشقاب سفالی قرمز، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
2. بطری روغن، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
3. بشقاب سفالی، پنانگرا، منقوش، قرمز با کتیبه فنیقی، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
4. کوزه سفالی منقوش، گورساتن، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
2. بطری روغن، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
3. بشقاب سفالی، پنانگرا، منقوش، قرمز با کتیبه فنیقی، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
4. کوزه سفالی منقوش، گورساتن، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
روزه در دين زرتشتى
در اين دين تن پرورى و عدم فعاليت مفيد بسيار نكوهش شده
و به همين دليل روزه به معناى نخوردن و نياشاميدن در ساعات مشخصى از روز در دين زرتشتى وجود ندارد.
اما زرتشتيات در روز هاى دوم، دوازدهم، چهاردهم و بيست و يكم هر ماه از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. اين روزها به روزهاى "نَبُر" شناخته ميشوند. واژه "نبر" از منع بريدن سر حيوانات حكايت ميكند. زرتشتيان همچنين پس از مرگ عزيزانشان سه روز از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. برخى از آنها در كل بهمن ماه و سيزده روز جشن نوروز نيز به روزه دارى (نخوردن گوشت) ميپردازند.
در اوستا بر روزه مهمى تاكيد شده كه آن حفظ هفت عضو بدن (دو چشم، دو دست، دو پا و زبان) از تمام بدى هاست.
چنين روزه اى دائمى است و اعضاى بزن همواره بايد از همه آلودگى ها پاك نگاه داشته شود.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
در اين دين تن پرورى و عدم فعاليت مفيد بسيار نكوهش شده
و به همين دليل روزه به معناى نخوردن و نياشاميدن در ساعات مشخصى از روز در دين زرتشتى وجود ندارد.
اما زرتشتيات در روز هاى دوم، دوازدهم، چهاردهم و بيست و يكم هر ماه از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. اين روزها به روزهاى "نَبُر" شناخته ميشوند. واژه "نبر" از منع بريدن سر حيوانات حكايت ميكند. زرتشتيان همچنين پس از مرگ عزيزانشان سه روز از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. برخى از آنها در كل بهمن ماه و سيزده روز جشن نوروز نيز به روزه دارى (نخوردن گوشت) ميپردازند.
در اوستا بر روزه مهمى تاكيد شده كه آن حفظ هفت عضو بدن (دو چشم، دو دست، دو پا و زبان) از تمام بدى هاست.
چنين روزه اى دائمى است و اعضاى بزن همواره بايد از همه آلودگى ها پاك نگاه داشته شود.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
خویدوده.pdf
967 KB
در این مقاله که در دوسالانهی فرهنگ و زبانهای باستانی ایران منتشر شده، پژوهشگران از سه دیدگاه متفاوت تاریخی، اسطورهای و علمی یا همان بیولوژیکی، مسئلهی خویدوده(ازدواج محارم) را مورد بررسی قرار دادهاند. در فهرست منابع از اوستای جلیل دوستخواه استفاده شده که چندان در محافل علمی و آکادمیک مورد پذیرش نیست. اما در کل این مقاله در خور توجه است.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
نقش دین در اقتصاد از دیدگاه ماکس وبر
اگر سرمایهداری زودتر ظهور نکرده است، علتش این است که کاتولیسیسم این امکان را سد میکرد. در واقع، رستگاری در دین کاتولیک از گذر وفاداری به کلیسا تحصیل میشود و نه از راه فعالیت شدید در دنیای خاکی. در ادیان دیگر هم دین نقش پررنگی را در اقتصاد بازی میکند؛ مثلاً یک پیرو آیین کنفوسیوسی دنیا را باید همانگونه که هست، بپذیرد. چنین طرز تفکری مانع رشد سرمایهداری میشود. وبر در اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری خاطرنشان میسازد که میان پروتستانیسم (همچنین کالْوَنیسم، زهدپرستی لوتری، متدیسم و سایر فرقههای برخاسته از انقلاب باپتیست) و توسعهی سرمایهداری رابطهٔ تنگاتنگی وجود دارد. از این رو در قرن هجدهم میتوان به وضوح گرایش به کالونیسم را در میان پویاترین کارآفرینان و بانکداران اروپا نشان داد. چرا چنین وضعی پدید آمد؟ چون در ادامهٔ آموزههای لوتر، پروتستانیسم زاهدانه و آن پاکدینی (پوریتنی) که کالوَن تبلیغ میکرد رفتار اقتصادی خاصی را تشویق میکند. شغل به تکلیف، رسالت و نشانهای از ایمان مبدل میشود. معنای واژهٔ آلمانی Beruf این است. این رفتار حامل مجموعهای از ارزشهاست، همچون میل به پسانداز.
پس مجموعهای از ارزشها، قواعد و رفتارها و در کل یک خلق و خوی جدید است که نخبگان پروتستان را به حکم اخلاق وا میدارد که خود را وقف کار و صنعت کند. این اندیشهی خاص که به موجب آن تکلیف دینی با پرداختن به یک حرفه ادا میشود از مشخصات اخلاق اجتماعی تمدن سرمایهداری و به نحوی پایه و اساس آن است. اما چرا پاکدین (پوریتن) در زندگی خصوصیاش منش صرفهجویی را برمیگزیند؟ انگیزهٔ عمیقی که از کنش پوریتن یک سرمایهدار میسازد کدام است؟ ماکس وبر پیش از پاسخ دادن به این پرسش یادآوری میکند که سرمایهداری صفت خاص غرب مدرن نیست. تمدنهای دیگری هم از نظام سرمایهداری بیبهره نبوده و نیستند. اما خصوصیت سرمایهداری مدرن بیشتر در شیوه ٔ صلحجویانه و عقلانی کسب سود است تا در جستجوی سود.
پس از این توضیح، پاسخی که وبر میدهد به بنیادهای دینی رفتار زاهدانهٔ پروتستانها استناد میکند. در منطق اصلاح دینی (پروتستانیسم) و به خلاف آموزهٔ کاتولیک، فرد موظف نیست دربارهٔ اعمالش به مقامات زمینی (کلیسا) پاسخ بدهد. مؤمن فقط در برابر خدا پاسخگوی اعمالش است. اصلاح دینی، وارث اصول ایمانی آگوستینی تقدیر، علاوه بر آن اعلام میکند که انسان حامل تحولی از پیش موجود است که با عملش در این دنیا نمیتواند مسیر آن را تغییر دهد. چون حکم را خدا صادر کرده است، فقط او برگزیدگان و مطرودان را میشناسد. بنابراین، نزد مؤمن پرسشی دائمی و اضطرابآور دربارهٔ تحولش پس از مرگ (postmortem) پدیدار میشود.
در این شرایط چه باید کرد؟ آیا تقدیرگرایانه باید سرنوشتی از پیش نوشته شده را تحمل کرد یا دیوانهوار از این دنیا لذت برد؟ کالون برعکس لوتر فکر میکرد که زندگی یک مسیحی باید به سوی تعهدی در دنیا متمایل شود. به موجب این آموزه، موفقیت زمینی در یک فعالیت شغلی نخست وسیلهای برای ستایش کردن خداست. «خدا از انسان مسیحی میخواهد که زندگی طبق اوامرش صورتی اجتماعی داشته باشد. کار اجتماعی مؤمن کالونیست در دنیا همانا کاری در ستایش پروردگار است.» اما چون خدا فقط از طریق آنهایی که برگزیده است عمل میکند، این موفقیت دنیوی نشانهای از برگزیده شدن است. بهعلاوه، وبر توضیح میدهد که پروتستانها اگر برای کار و پسانداز و ... ارزش زیادی قائلاند از برای نفس کار و پسانداز نیست بلکه اینها وسیلهٔ تأیید رستگاری موعود از راه موفقیت در کسب و کار در این دنیاست.👇
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
اگر سرمایهداری زودتر ظهور نکرده است، علتش این است که کاتولیسیسم این امکان را سد میکرد. در واقع، رستگاری در دین کاتولیک از گذر وفاداری به کلیسا تحصیل میشود و نه از راه فعالیت شدید در دنیای خاکی. در ادیان دیگر هم دین نقش پررنگی را در اقتصاد بازی میکند؛ مثلاً یک پیرو آیین کنفوسیوسی دنیا را باید همانگونه که هست، بپذیرد. چنین طرز تفکری مانع رشد سرمایهداری میشود. وبر در اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری خاطرنشان میسازد که میان پروتستانیسم (همچنین کالْوَنیسم، زهدپرستی لوتری، متدیسم و سایر فرقههای برخاسته از انقلاب باپتیست) و توسعهی سرمایهداری رابطهٔ تنگاتنگی وجود دارد. از این رو در قرن هجدهم میتوان به وضوح گرایش به کالونیسم را در میان پویاترین کارآفرینان و بانکداران اروپا نشان داد. چرا چنین وضعی پدید آمد؟ چون در ادامهٔ آموزههای لوتر، پروتستانیسم زاهدانه و آن پاکدینی (پوریتنی) که کالوَن تبلیغ میکرد رفتار اقتصادی خاصی را تشویق میکند. شغل به تکلیف، رسالت و نشانهای از ایمان مبدل میشود. معنای واژهٔ آلمانی Beruf این است. این رفتار حامل مجموعهای از ارزشهاست، همچون میل به پسانداز.
پس مجموعهای از ارزشها، قواعد و رفتارها و در کل یک خلق و خوی جدید است که نخبگان پروتستان را به حکم اخلاق وا میدارد که خود را وقف کار و صنعت کند. این اندیشهی خاص که به موجب آن تکلیف دینی با پرداختن به یک حرفه ادا میشود از مشخصات اخلاق اجتماعی تمدن سرمایهداری و به نحوی پایه و اساس آن است. اما چرا پاکدین (پوریتن) در زندگی خصوصیاش منش صرفهجویی را برمیگزیند؟ انگیزهٔ عمیقی که از کنش پوریتن یک سرمایهدار میسازد کدام است؟ ماکس وبر پیش از پاسخ دادن به این پرسش یادآوری میکند که سرمایهداری صفت خاص غرب مدرن نیست. تمدنهای دیگری هم از نظام سرمایهداری بیبهره نبوده و نیستند. اما خصوصیت سرمایهداری مدرن بیشتر در شیوه ٔ صلحجویانه و عقلانی کسب سود است تا در جستجوی سود.
پس از این توضیح، پاسخی که وبر میدهد به بنیادهای دینی رفتار زاهدانهٔ پروتستانها استناد میکند. در منطق اصلاح دینی (پروتستانیسم) و به خلاف آموزهٔ کاتولیک، فرد موظف نیست دربارهٔ اعمالش به مقامات زمینی (کلیسا) پاسخ بدهد. مؤمن فقط در برابر خدا پاسخگوی اعمالش است. اصلاح دینی، وارث اصول ایمانی آگوستینی تقدیر، علاوه بر آن اعلام میکند که انسان حامل تحولی از پیش موجود است که با عملش در این دنیا نمیتواند مسیر آن را تغییر دهد. چون حکم را خدا صادر کرده است، فقط او برگزیدگان و مطرودان را میشناسد. بنابراین، نزد مؤمن پرسشی دائمی و اضطرابآور دربارهٔ تحولش پس از مرگ (postmortem) پدیدار میشود.
در این شرایط چه باید کرد؟ آیا تقدیرگرایانه باید سرنوشتی از پیش نوشته شده را تحمل کرد یا دیوانهوار از این دنیا لذت برد؟ کالون برعکس لوتر فکر میکرد که زندگی یک مسیحی باید به سوی تعهدی در دنیا متمایل شود. به موجب این آموزه، موفقیت زمینی در یک فعالیت شغلی نخست وسیلهای برای ستایش کردن خداست. «خدا از انسان مسیحی میخواهد که زندگی طبق اوامرش صورتی اجتماعی داشته باشد. کار اجتماعی مؤمن کالونیست در دنیا همانا کاری در ستایش پروردگار است.» اما چون خدا فقط از طریق آنهایی که برگزیده است عمل میکند، این موفقیت دنیوی نشانهای از برگزیده شدن است. بهعلاوه، وبر توضیح میدهد که پروتستانها اگر برای کار و پسانداز و ... ارزش زیادی قائلاند از برای نفس کار و پسانداز نیست بلکه اینها وسیلهٔ تأیید رستگاری موعود از راه موفقیت در کسب و کار در این دنیاست.👇
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
خوانشی سریع از اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری سبب میشود که به وبر نظری ایدهآلیستی را نسبت داد که تلویحاً با ادراک ماتریالیستی تاریخ، یعنی ادراک سرمایهداری برخاسته از اخلاق پروتستانی، ترکیب شده است. وبر، برخلاف قرائتهای مارکسیستی، آشکارا درصدد برآمده است که اثبات کند ایدهها میتوانند نقش نیروی محرک را در تاریخ ایفا کنند و به نیروهای اجتماعی مؤثری تبدیل شوند. اما در واقعیت، موضعگیری وبر با آنچه در نگاه اول به نظر میرسد متفاوت است. قصد او این نیست که قدرت عناصر مادی، اقتصادی، فنی و ... را که در توسعهی سرمایهداری سهیم بودهاند انکار کند. هدف وبر جدا کردن یک عامل فرهنگی و تأکید بر کارایی خاص آن است. بنابراین، ریاضتپیشگی از دیدگاه او فقط یک عامل رواداری در میان سایر عواملی بوده است که به نفع توسعهٔ سرمایهداری عمل کردهاند. این نظام اجتماعی-اقتصادی پس از استقرار، مستقل از اخلاق پروتستانی، به پیشرویاش ادامه داده است. حتی از آن بیشتر به افساری مبدل شده است که بخش بزرگی از عادتهای روزمرهٔ ما را هدایت میکند. وبر در اخلاق پروتستانی این ادراک شهودی را در عبارت موجزی خلاصه میکند:«مؤمن پیوریتنی میخواست فقیر باشد و ما مجبوریم فقیر باشیم.»
محققان بسیاری دوره به دوره نظر وبر را نقد کرده و زیر سؤال بردهاند. مثلاً ساموئلسون رابطه میان سرمایهداری و پروتستانیسم را فقط به این دلیل پررنگ میداند که نسبت جمعیت پروتستان در شهرهای آلمان بیشتر از جاهای دیگر است. در وهلهٔ دوم برخی از مؤلفان با آوردن نمونههای ضد تاریخی نشان دادهاند که نظر وبر در همه جا قابل وارسی نیست. مانند اسکاتلند پرسبیترین که با وجود حضور فراگیر ایدههای کالونیستی از سرمایهداری پایداری برخوردار نیست. برخی نیز معتقدند که وبر به نقش دین بیش از استحقاقش اهمیت داده است و از جریانهای تاریخی مانند جریان طلا و افزایش قیمتها در نتیجهی اکتشافهای بزرگ غفلت ورزیده است. تاونیِ مورّخ هم معتقد است اصلاً وجود سرمایهداری است که باعث ظهور پروتستانیسم شده است. او نشان میدهد که این آرمان جدید دینی فقط به دلایل سادهٔ جغرافیایی توانسته در انگلستان پخش شود. لوتی نیز باور دارد ایدئولوژی مرتدسوزی (مراسم سوزاندن از دین برگشتگان) کاتولیکها باعث فرار کارآفرینان لیبرال به سوی قطبهای بازرگانی جدید شد. در آخر هم برخی معتقدند «روح سرمایهداری» که وبر در عنوان کتابش از آن استفاده کرده ذاتی همهٔ جوامع است و دست کم نطفهٔ آن در سرشت انسانها وجود دارد. سومبارت، اقتصاددان آلمانی، میگوید پیوریتانیسم بر خلاف کاتولیسیسم و بهویژه یهودیت، تأثیر اندکی بر توسعهی سرمایهداری داشته است. او به نقش اخلاق تومیستی (منسوب به سنت توماس که به عقلانی کردن زندگی ارج مینهد) و به تقدم زمانی یهودیت در ظهور روح سرمایهداری تأکید میورزد. به نظر سومبارت یهودیت به عقلانی کردن رفتارهای اقتصادی به منظور سوداگری مبادرت میکند، رفتارهایی که نقش تعیینکنندهای در ظهور سرمایهداری داشتهاند.
در هرحال، کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری یک کتاب کلاسیک است که با وجود تمام انتقادات علیه آن باید توسط یک دانشجوی جامعهشناسی خوانده شود و نمیتوان از آن گذشت.
📕 تاریخ اندیشههای جامعهشناسی؛ جلد اول
✍ میشل لالمان/ ترجمهٔ عبدالحسین نیکگهر
انتشارات هرمس
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
محققان بسیاری دوره به دوره نظر وبر را نقد کرده و زیر سؤال بردهاند. مثلاً ساموئلسون رابطه میان سرمایهداری و پروتستانیسم را فقط به این دلیل پررنگ میداند که نسبت جمعیت پروتستان در شهرهای آلمان بیشتر از جاهای دیگر است. در وهلهٔ دوم برخی از مؤلفان با آوردن نمونههای ضد تاریخی نشان دادهاند که نظر وبر در همه جا قابل وارسی نیست. مانند اسکاتلند پرسبیترین که با وجود حضور فراگیر ایدههای کالونیستی از سرمایهداری پایداری برخوردار نیست. برخی نیز معتقدند که وبر به نقش دین بیش از استحقاقش اهمیت داده است و از جریانهای تاریخی مانند جریان طلا و افزایش قیمتها در نتیجهی اکتشافهای بزرگ غفلت ورزیده است. تاونیِ مورّخ هم معتقد است اصلاً وجود سرمایهداری است که باعث ظهور پروتستانیسم شده است. او نشان میدهد که این آرمان جدید دینی فقط به دلایل سادهٔ جغرافیایی توانسته در انگلستان پخش شود. لوتی نیز باور دارد ایدئولوژی مرتدسوزی (مراسم سوزاندن از دین برگشتگان) کاتولیکها باعث فرار کارآفرینان لیبرال به سوی قطبهای بازرگانی جدید شد. در آخر هم برخی معتقدند «روح سرمایهداری» که وبر در عنوان کتابش از آن استفاده کرده ذاتی همهٔ جوامع است و دست کم نطفهٔ آن در سرشت انسانها وجود دارد. سومبارت، اقتصاددان آلمانی، میگوید پیوریتانیسم بر خلاف کاتولیسیسم و بهویژه یهودیت، تأثیر اندکی بر توسعهی سرمایهداری داشته است. او به نقش اخلاق تومیستی (منسوب به سنت توماس که به عقلانی کردن زندگی ارج مینهد) و به تقدم زمانی یهودیت در ظهور روح سرمایهداری تأکید میورزد. به نظر سومبارت یهودیت به عقلانی کردن رفتارهای اقتصادی به منظور سوداگری مبادرت میکند، رفتارهایی که نقش تعیینکنندهای در ظهور سرمایهداری داشتهاند.
در هرحال، کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری یک کتاب کلاسیک است که با وجود تمام انتقادات علیه آن باید توسط یک دانشجوی جامعهشناسی خوانده شود و نمیتوان از آن گذشت.
📕 تاریخ اندیشههای جامعهشناسی؛ جلد اول
✍ میشل لالمان/ ترجمهٔ عبدالحسین نیکگهر
انتشارات هرمس
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
GAHAN NO 9-compressed-1.pdf
546.9 KB
GAHAN NO 10.pdf
473.4 KB
شماره دهم نشریه مجازی گاهان. کتابشناسی تازه های نشر در رشته ادیان و عرفان
Ram
Ram
اول خرداد، بزرگداشت ملاصدرا .
اسلايد آخر: مدرسه خان شيراز
اسلايد آخر: مدرسه خان شيراز