🗓 ۲۵ فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری
فریدالدین ابوحامد ابراهیم بن اسحق عطار کدکنی نیشابوری شاعر و عارف نام آور ایران در قرن ششم و آغاز قرن هفتم است.
از ابتدای کار او اطلاعات اندکی در دست است؛ او بعد از وفات پدرش شغل او را که دکان عطاری (دارو فروشی) بود ادامه داده است. انقلاب حال او هم در زمان پزشکی و داروگری رخ داده است. او که سرمایه کثیر از ادب و شعر اندوخته بود، اندیشه های عرفانی خود را به نظم روان و دل انگیز در می آورد و هم چنان ادامه می داد و این حالت بسیاری از مشایخ است که وصول به مقامات آنها را از تعهد مشاغل دنیوی باز نمی داشت.
در مقدمه ی منطق الطیر تصحیح دکتر شفیعی کدکنی ذکر می کنند که در کتاب لباب الباب از عطار نام برده شده و هم چنین نورالدین عبدالرحمان جامی او را از مریدان شیخ مجدالدین بغدادی معروف به خوارزمی از تربیت یافتگان شیخ نجم الدین کبری شمرده است.
عطار در دوره اعتزال و گوشه گیری که گویا آخر عمر او بوده به نظم مثنوی های بسیار و پدیدآوردن دیوان غزلیات و قصائد و رباعیات خود و تالیف کتاب نفیس "تذکره اولیا" مشغول بود. از میان مثنوی های دل انگیز او از همه مهم تر و شیواتر " منطق الطیر" است که بالغ بر ۴۶۰۰ بیت دارد؛ موضوع آن بحث طیور از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است و مراد از طیور "سالکان راه حق" و مراد از سیمرغ "وجود حق" است.
اثر منثور عطار کتاب "تذکره الاولیا" اوست که از کتب مشهور پارسی و از جمله مآخذ معتبر در شرح احوال و گفتارهای مشایخ صوفیه است. نثر این کتاب ساده و دور از تکلف و مقرون به فصاحت طبیعی کلام فارسی است.
عطار برای بیان مقاصد عالیه عرفانی خود بهترین راه را آوردن کلام بی پیرایه روان و خالی از هر آرایش و پیرایش است برگزیده است. وی اگرچه به ظاهر کلام خود وسعت اطلاع سنائی و استحکام سخن و استادی در ملک سخن ندارد ولی زبان نرم او که از دلی سوخته و عاشق و شیدا برمی آید؛ او حقایق عرفانی را به نحوی بهتر در دل ها جایگزین می کند و توسل او به تمثیلات گوناگون هنگام طرح یک موضوع عرفانی را برای مردم عادی بیشتر آشکار می سازد. شاید به همین علت است که مولانا او را به منزله روح و سنائی را چون چشم او معرفی کرده است.
در تاریخ وفات عطار اختلاف نظر وجود دارد عده ای می گویند عطار در قتل عام نیشابور به سال ۶۱۸ به دست سپاهیان مغول به شهادت رسید اما دکتر شفیعی کدکنی در مقدمه منطق الطیر اظهار می کنند تاریخ مرگ ایشان ۶۲۷ است.
اکنون به یکی از غزل های عرفانی عطار اشاره می کنیم تا از سیر معنوی و تجربه ی روحانی اش بدانیم:
گم شدم در خود نمی دانم کجا پیدا شدم
شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
سایه ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار
راست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم
زآمدن بس بی نشانم وز شدن بس بی خبر
گوییا یک دم برآمد کامدم من یا شدم
می مپرس از من سخن چرا زیرا که چون پروانه ای
در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم
در ره عشق چو دانش باید و بی دانشی
لاجرم در عشق هم نادان و ه دانا شدم
چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت
این عجایب بین که چون بینا و نابینا شدم
خاک بر فرقم اگر یک ذرّه دارم آگهی
تا کجاست آن جا که من سرگشته دل آنجا شدم
چون دل عطّار بیرون دیدم از هر دو جهان
من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم
#عطار_نیشابوری
منابع: ۱- چشمه روشن نوشته دکتر غلامحسین یوسفی ۲- تاریخ ادبیات ایران جلد اول نوشته دکتر ذبیح الله صفا
🆔@ram_ut
فریدالدین ابوحامد ابراهیم بن اسحق عطار کدکنی نیشابوری شاعر و عارف نام آور ایران در قرن ششم و آغاز قرن هفتم است.
از ابتدای کار او اطلاعات اندکی در دست است؛ او بعد از وفات پدرش شغل او را که دکان عطاری (دارو فروشی) بود ادامه داده است. انقلاب حال او هم در زمان پزشکی و داروگری رخ داده است. او که سرمایه کثیر از ادب و شعر اندوخته بود، اندیشه های عرفانی خود را به نظم روان و دل انگیز در می آورد و هم چنان ادامه می داد و این حالت بسیاری از مشایخ است که وصول به مقامات آنها را از تعهد مشاغل دنیوی باز نمی داشت.
در مقدمه ی منطق الطیر تصحیح دکتر شفیعی کدکنی ذکر می کنند که در کتاب لباب الباب از عطار نام برده شده و هم چنین نورالدین عبدالرحمان جامی او را از مریدان شیخ مجدالدین بغدادی معروف به خوارزمی از تربیت یافتگان شیخ نجم الدین کبری شمرده است.
عطار در دوره اعتزال و گوشه گیری که گویا آخر عمر او بوده به نظم مثنوی های بسیار و پدیدآوردن دیوان غزلیات و قصائد و رباعیات خود و تالیف کتاب نفیس "تذکره اولیا" مشغول بود. از میان مثنوی های دل انگیز او از همه مهم تر و شیواتر " منطق الطیر" است که بالغ بر ۴۶۰۰ بیت دارد؛ موضوع آن بحث طیور از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است و مراد از طیور "سالکان راه حق" و مراد از سیمرغ "وجود حق" است.
اثر منثور عطار کتاب "تذکره الاولیا" اوست که از کتب مشهور پارسی و از جمله مآخذ معتبر در شرح احوال و گفتارهای مشایخ صوفیه است. نثر این کتاب ساده و دور از تکلف و مقرون به فصاحت طبیعی کلام فارسی است.
عطار برای بیان مقاصد عالیه عرفانی خود بهترین راه را آوردن کلام بی پیرایه روان و خالی از هر آرایش و پیرایش است برگزیده است. وی اگرچه به ظاهر کلام خود وسعت اطلاع سنائی و استحکام سخن و استادی در ملک سخن ندارد ولی زبان نرم او که از دلی سوخته و عاشق و شیدا برمی آید؛ او حقایق عرفانی را به نحوی بهتر در دل ها جایگزین می کند و توسل او به تمثیلات گوناگون هنگام طرح یک موضوع عرفانی را برای مردم عادی بیشتر آشکار می سازد. شاید به همین علت است که مولانا او را به منزله روح و سنائی را چون چشم او معرفی کرده است.
در تاریخ وفات عطار اختلاف نظر وجود دارد عده ای می گویند عطار در قتل عام نیشابور به سال ۶۱۸ به دست سپاهیان مغول به شهادت رسید اما دکتر شفیعی کدکنی در مقدمه منطق الطیر اظهار می کنند تاریخ مرگ ایشان ۶۲۷ است.
اکنون به یکی از غزل های عرفانی عطار اشاره می کنیم تا از سیر معنوی و تجربه ی روحانی اش بدانیم:
گم شدم در خود نمی دانم کجا پیدا شدم
شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
سایه ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار
راست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم
زآمدن بس بی نشانم وز شدن بس بی خبر
گوییا یک دم برآمد کامدم من یا شدم
می مپرس از من سخن چرا زیرا که چون پروانه ای
در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم
در ره عشق چو دانش باید و بی دانشی
لاجرم در عشق هم نادان و ه دانا شدم
چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت
این عجایب بین که چون بینا و نابینا شدم
خاک بر فرقم اگر یک ذرّه دارم آگهی
تا کجاست آن جا که من سرگشته دل آنجا شدم
چون دل عطّار بیرون دیدم از هر دو جهان
من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم
#عطار_نیشابوری
منابع: ۱- چشمه روشن نوشته دکتر غلامحسین یوسفی ۲- تاریخ ادبیات ایران جلد اول نوشته دکتر ذبیح الله صفا
🆔@ram_ut
سايه ويروس كرونا بر برگزارى مراسم عيد پاك
عيد پاك (easter) يكى از اعياد مسيحيت است كه مسيحيان معتقدند عيسى در اين روز پس از به صليب كشيده شدن دوباره زنده شد و برخاست. آنها از اين روز به عنوان رستاخيز مسيح ياد ميكنند.
عيد پاك كه از بزرگترين عيد هاى مسيحت به شمار ميرود هر ساله با گردهمايى ٨٠ هزار نفرى مسيحيان و در واتيكان و سخنرانى پاپ برگزار ميشد.
اما امسال پاپ گردهمايى را فسخ كرد و مثل اكثر كليساهاى ديگر مراسم را بدون جمعيت برگزار كرد و علاقه مندان اين مراسم را بصورت آنلاين دنبال كردند.
لينك سخنرانى پاپ تحت عنوان "شيوع اميد" يا “contagion of hope”
https://www.vaticannews.va/en/pope/news/2020-04/pope-easter-urbi-et-orbi-blessing.html
🆔@Ram_Ut
عيد پاك (easter) يكى از اعياد مسيحيت است كه مسيحيان معتقدند عيسى در اين روز پس از به صليب كشيده شدن دوباره زنده شد و برخاست. آنها از اين روز به عنوان رستاخيز مسيح ياد ميكنند.
عيد پاك كه از بزرگترين عيد هاى مسيحت به شمار ميرود هر ساله با گردهمايى ٨٠ هزار نفرى مسيحيان و در واتيكان و سخنرانى پاپ برگزار ميشد.
اما امسال پاپ گردهمايى را فسخ كرد و مثل اكثر كليساهاى ديگر مراسم را بدون جمعيت برگزار كرد و علاقه مندان اين مراسم را بصورت آنلاين دنبال كردند.
لينك سخنرانى پاپ تحت عنوان "شيوع اميد" يا “contagion of hope”
https://www.vaticannews.va/en/pope/news/2020-04/pope-easter-urbi-et-orbi-blessing.html
🆔@Ram_Ut
سعدی و عرفان
سعدی از شخصیت های بزرگ ادبیات فارسی است که برای شناخت افکار او کتاب ها و مقاله های بسیار نوشته شده است. مبحثی که در این متن دنبال میشود این است که آیا سعدی در زمره عارفان عصر خویش بوده یا خیر؟
دونالدسن، در برابر کسانی که برای سعدی مقام عرفانی بالایی قایل اند، میگوید: "به پرسش: آیا سعدی خود احساسات صوفیانه داشته به احتمال زیاد باید پاسخ منفی داد، زیرا نهاد عملی سعدی او را بیشتر بر آن میدارد که به مسایل اخلاقی بپردازد و عرفان را به خدمت ایده اخلاقی عالی تری برای زندگی خاکی وا دارد..." (دونالدسن، 1953)
دشتي معتقد است كه سعدی با عرفان و متصوفين در عبوديت به ذات باری تعالی و همچنين در افتادگی و انسانيت؛ قدر مشترک دارد؛ ولي سنخ فكر آنها را ندارد و هيچ وقت در سلک تصوف در نيامده است. (دشتی، 1381)
بسياری سعدی را صوفي شمرده اند."حتي ادوارد براون كه ميان سعدی از يک سو، و عطار و مولوی از سوی ديگر تفاوت ميگذارد و بر آن است كه سخنان سعدی، چون مولوی و عطار، تمام عرفانی نيست؛ بلكه نیمی هيولانی و نيمی ناسوتی است، از وی در كنار همان دو سخنورچون دو سراينده تصوف نام میبرد" (هخامنشی، 1355)
سعدی دیدگاه و مشرب عرفانی خاص دارد و به ّ تصوف رسمی قرن هفتم که بین ّ متصوفه ی آن زمان معمول بوده، نمیاندیشد، یعنی میان حکمت واقعی و عرفان حقیقی تفاوت قايل نیست و غرض هر دو را در وصول به کمال حقیقت یکی میدانست (مژده،351:1366)
اما اگر برای قضاوت گفتار خود سعدی را ملاک قرار دهیم بسیار دشوار است که او را در زمره عارفان بحساب نیاوریم و یا حداقل به این سمت و سو گرایش نداشته است.
درصد زیادی از غزلیات و حتی حکایات بوستان و گلستان سعدی یا محتوای عرفانی دارند، یا نام بزرگان صوفیه مثل بایزید بسطامی، حاتم اصم و جنید ذکر شده، و یا از القاب و اصطلاحات صوفیانه مانند پیر، پارسا، عارف، رضا، تواضع و... استفاده شده است.
همچنین او بار ها خود را در زمره عارفان برمیشمارد و به تمجی از دراویش میپردازد:
طریق درویشان ذکر است و شکر و خدمت و طاعت و ایثار و قناعت و توحید و ّ توکل و تسلیم و ّ هر که بدین صفتها موصوف باشد، درویش است اگرچه در قباست. (سعدی،113:1366)
در نهایت باید اشاره کرد که سعدی به شدت به خرقه و ظواهر تصوف میتازد و خرقه راستین از دیدگاه وی خرقه رضاست: "خرقه درویشان جامه رضات. هر که در این جامه تحمل بی مرادی نکند، مدعی است و خرقه بر وی حرام." (سعدی،1369)
نگاهی شد به:
ماهنامه پژوهش ملل/ دوره اول، شماره 8 مرداد 95
مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز دوره هفدهم، شماره دوم، بهار 1381
🆔@ram_ut
سعدی از شخصیت های بزرگ ادبیات فارسی است که برای شناخت افکار او کتاب ها و مقاله های بسیار نوشته شده است. مبحثی که در این متن دنبال میشود این است که آیا سعدی در زمره عارفان عصر خویش بوده یا خیر؟
دونالدسن، در برابر کسانی که برای سعدی مقام عرفانی بالایی قایل اند، میگوید: "به پرسش: آیا سعدی خود احساسات صوفیانه داشته به احتمال زیاد باید پاسخ منفی داد، زیرا نهاد عملی سعدی او را بیشتر بر آن میدارد که به مسایل اخلاقی بپردازد و عرفان را به خدمت ایده اخلاقی عالی تری برای زندگی خاکی وا دارد..." (دونالدسن، 1953)
دشتي معتقد است كه سعدی با عرفان و متصوفين در عبوديت به ذات باری تعالی و همچنين در افتادگی و انسانيت؛ قدر مشترک دارد؛ ولي سنخ فكر آنها را ندارد و هيچ وقت در سلک تصوف در نيامده است. (دشتی، 1381)
بسياری سعدی را صوفي شمرده اند."حتي ادوارد براون كه ميان سعدی از يک سو، و عطار و مولوی از سوی ديگر تفاوت ميگذارد و بر آن است كه سخنان سعدی، چون مولوی و عطار، تمام عرفانی نيست؛ بلكه نیمی هيولانی و نيمی ناسوتی است، از وی در كنار همان دو سخنورچون دو سراينده تصوف نام میبرد" (هخامنشی، 1355)
سعدی دیدگاه و مشرب عرفانی خاص دارد و به ّ تصوف رسمی قرن هفتم که بین ّ متصوفه ی آن زمان معمول بوده، نمیاندیشد، یعنی میان حکمت واقعی و عرفان حقیقی تفاوت قايل نیست و غرض هر دو را در وصول به کمال حقیقت یکی میدانست (مژده،351:1366)
اما اگر برای قضاوت گفتار خود سعدی را ملاک قرار دهیم بسیار دشوار است که او را در زمره عارفان بحساب نیاوریم و یا حداقل به این سمت و سو گرایش نداشته است.
درصد زیادی از غزلیات و حتی حکایات بوستان و گلستان سعدی یا محتوای عرفانی دارند، یا نام بزرگان صوفیه مثل بایزید بسطامی، حاتم اصم و جنید ذکر شده، و یا از القاب و اصطلاحات صوفیانه مانند پیر، پارسا، عارف، رضا، تواضع و... استفاده شده است.
همچنین او بار ها خود را در زمره عارفان برمیشمارد و به تمجی از دراویش میپردازد:
طریق درویشان ذکر است و شکر و خدمت و طاعت و ایثار و قناعت و توحید و ّ توکل و تسلیم و ّ هر که بدین صفتها موصوف باشد، درویش است اگرچه در قباست. (سعدی،113:1366)
در نهایت باید اشاره کرد که سعدی به شدت به خرقه و ظواهر تصوف میتازد و خرقه راستین از دیدگاه وی خرقه رضاست: "خرقه درویشان جامه رضات. هر که در این جامه تحمل بی مرادی نکند، مدعی است و خرقه بر وی حرام." (سعدی،1369)
نگاهی شد به:
ماهنامه پژوهش ملل/ دوره اول، شماره 8 مرداد 95
مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز دوره هفدهم، شماره دوم، بهار 1381
🆔@ram_ut
1. خمره سفالی منقوش، خاکتسردان، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 600/580-550 ق.م.
2. سوسک های مصری مفرغی، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 600/580-550 ق.م.
3. قالب سنگی سرتبر، پنانگرا، 750-900 ق.م.
4. شمش مفرغی، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 600/580-550 ق.م.
5. سرنیزه مفرغی، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 650/580-550 ق.م.
6. ابزار برش مفرغی، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 650/580-550 ق.م.
7. فنر مفرغی، گورستان پنانگرا، دوره آهن (فنیقی)، 625-750 ق.م.
🆔@ram_ut
2. سوسک های مصری مفرغی، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 600/580-550 ق.م.
3. قالب سنگی سرتبر، پنانگرا، 750-900 ق.م.
4. شمش مفرغی، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 600/580-550 ق.م.
5. سرنیزه مفرغی، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 650/580-550 ق.م.
6. ابزار برش مفرغی، پنانگرا، (فنیقی)، دوره آهن، 650/580-550 ق.م.
7. فنر مفرغی، گورستان پنانگرا، دوره آهن (فنیقی)، 625-750 ق.م.
🆔@ram_ut
روزه و روزه دارى يكى از مناسك دينى است كه طى قرون متمادى و در اديان مختلف، به شكلى نياز معنوى و روحى و روانى دينداران را برطرف كرده است.
در اين صفحه سعى ميشود هر شب روزه در يك دين را مورد دقت قرار دهيم.
روزه در يهوديت:
در تورات آمده است كه موسى پيش از دريافت الواح عهد(ده فرمان) ٤٠ روز در كوه سينا از خوردن و آشاميدن پرهيز كرد.
همينطور در سفر تثنيه آمده است كه قوم يهود اغلب در موقعى كه فرصت ميكردند و ميخواستند اظهار عجز و تواضع در برابر خدا نمايند، روزه ميگرفتند تا به گناهان خود اعتراف كرده و بواسطه روزه و توبه رضاى خداوند را بدست آورند.
ايام روزه يهوديان:
روز كيپور بزرگترين روز يهوديان و تعطيلى مدهبى آنها (سپتامبر يا اكتوبر) است كه مومنان روزه ميگيرند و در كنيسه ها دعاى صبر ميخوانند.
روزه ١٠ طوت آغاز محاصره اورشليم توسط بخت النصر.
روزه ١٧ تموز؛ فتح و تخريب معبد اورشليم توسط تيطس سردار رومى در ٥٨٦ ق.م.
روزه ٩ آو؛ خرابى دوباره اورشليم در ٧٠م.
روزه ٣ تبشرى سقوط يهود و كشته شدن جدليا حاكم يهودا.
همچنين روزه هايى با مناسبت شخصى نيز مرسوم است مثل روزه براى فوت والدين يا معلم، روزه عروس و داماد و... اين روزه ها وقت مشخصى ندارند اما روزه هاى كيپور و ٩ آو وقت روزه از غروب تا طلوع خورشيد است و در ديگر روزه ها از هنگام طلوع آفتاب تا مغرب است.
آداب روزه:
دختران از ١٢ و پسران از ١٣ سالگى مكلف به روزه هستند.
بيماران، زنان باردار و شيرده از روزه معاف اند.
زيارت قبور، خوابيدن روى زمين، بيرون آوردن تورات بدون پوشش از جمله كارهاييست كه يهوديان در كنار روزه گرفتن انجام ميدهند.
كتاب مقدس يهوديان روزه بدون توبه اى حقيقى و صميمى بى ارزش ميشمارد و صرفا توجه به ظواهر كارساز نيست.
يهوديان هنگامى كه تهديدى از سوى دشمن يا مصيبت طبيعى احساس ميكردند به روزه عمومى روى مياوردند.
نگاهى شد به مقاله اكرم امانى، كارشناس ارشد اديان و عرفان.
#روزه_در_اديان
🖋تلگرام: @ram_um
📌اينستاگرام: @utram99
در اين صفحه سعى ميشود هر شب روزه در يك دين را مورد دقت قرار دهيم.
روزه در يهوديت:
در تورات آمده است كه موسى پيش از دريافت الواح عهد(ده فرمان) ٤٠ روز در كوه سينا از خوردن و آشاميدن پرهيز كرد.
همينطور در سفر تثنيه آمده است كه قوم يهود اغلب در موقعى كه فرصت ميكردند و ميخواستند اظهار عجز و تواضع در برابر خدا نمايند، روزه ميگرفتند تا به گناهان خود اعتراف كرده و بواسطه روزه و توبه رضاى خداوند را بدست آورند.
ايام روزه يهوديان:
روز كيپور بزرگترين روز يهوديان و تعطيلى مدهبى آنها (سپتامبر يا اكتوبر) است كه مومنان روزه ميگيرند و در كنيسه ها دعاى صبر ميخوانند.
روزه ١٠ طوت آغاز محاصره اورشليم توسط بخت النصر.
روزه ١٧ تموز؛ فتح و تخريب معبد اورشليم توسط تيطس سردار رومى در ٥٨٦ ق.م.
روزه ٩ آو؛ خرابى دوباره اورشليم در ٧٠م.
روزه ٣ تبشرى سقوط يهود و كشته شدن جدليا حاكم يهودا.
همچنين روزه هايى با مناسبت شخصى نيز مرسوم است مثل روزه براى فوت والدين يا معلم، روزه عروس و داماد و... اين روزه ها وقت مشخصى ندارند اما روزه هاى كيپور و ٩ آو وقت روزه از غروب تا طلوع خورشيد است و در ديگر روزه ها از هنگام طلوع آفتاب تا مغرب است.
آداب روزه:
دختران از ١٢ و پسران از ١٣ سالگى مكلف به روزه هستند.
بيماران، زنان باردار و شيرده از روزه معاف اند.
زيارت قبور، خوابيدن روى زمين، بيرون آوردن تورات بدون پوشش از جمله كارهاييست كه يهوديان در كنار روزه گرفتن انجام ميدهند.
كتاب مقدس يهوديان روزه بدون توبه اى حقيقى و صميمى بى ارزش ميشمارد و صرفا توجه به ظواهر كارساز نيست.
يهوديان هنگامى كه تهديدى از سوى دشمن يا مصيبت طبيعى احساس ميكردند به روزه عمومى روى مياوردند.
نگاهى شد به مقاله اكرم امانى، كارشناس ارشد اديان و عرفان.
#روزه_در_اديان
🖋تلگرام: @ram_um
📌اينستاگرام: @utram99
بخشى از ماجراى استخدام شهيد مطهرى در دانشكده الهيات:
.
مرحوم راشد به استاد گفت: آقاي مطهري! ما ديگران را با بحثهاي خودمان امتحان ميکنيم ولي شما را با يک بحث تفألي امتحان ميکنيم. کتاب امتحاني، کتاب «منظومه» ملاهادي سبزواري بود. تفألي کتاب را باز ميکنند و بحثي به ميان ميآيد. استاد مطلب را شروع ميکند. بحث را از «منظومه» به «اشارات» ميبرد و از «اشارات» به «اسفار». در اين هنگام، راشد رو به استاد ميکند و ميگويد: صبر کن، ما از 20 بالاتر نداريم، اين نمرة 20 ! حالا مطلب را ادامه بده تا ما استفاده کنيم.
جلسه تعطيل ميشود. استاد ميشود شاگرد، و شاگرد ميشود استاد. استاد مطهري يک ساعت و نيم صحبت ميکند و مطلب را به پايان ميرساند. راشد ميگويد: واقعاً بهره بردم، و اين جمله را دو بار تکرار ميکند.
.
روز معلم را به تمامى استادها و آموزگاران دلسوز، از جمله استادهاى دانشكده الهيات تبریک میگوییم.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
.
مرحوم راشد به استاد گفت: آقاي مطهري! ما ديگران را با بحثهاي خودمان امتحان ميکنيم ولي شما را با يک بحث تفألي امتحان ميکنيم. کتاب امتحاني، کتاب «منظومه» ملاهادي سبزواري بود. تفألي کتاب را باز ميکنند و بحثي به ميان ميآيد. استاد مطلب را شروع ميکند. بحث را از «منظومه» به «اشارات» ميبرد و از «اشارات» به «اسفار». در اين هنگام، راشد رو به استاد ميکند و ميگويد: صبر کن، ما از 20 بالاتر نداريم، اين نمرة 20 ! حالا مطلب را ادامه بده تا ما استفاده کنيم.
جلسه تعطيل ميشود. استاد ميشود شاگرد، و شاگرد ميشود استاد. استاد مطهري يک ساعت و نيم صحبت ميکند و مطلب را به پايان ميرساند. راشد ميگويد: واقعاً بهره بردم، و اين جمله را دو بار تکرار ميکند.
.
روز معلم را به تمامى استادها و آموزگاران دلسوز، از جمله استادهاى دانشكده الهيات تبریک میگوییم.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
#معرفی_کتاب
اکهارت و ابن عربی از بزرگترین نمایندگان عرفان مسیحی و اسلامی هستند. ابن عربی از قرن هفتم هجری تاکنون مشهورترین عارف و بنیانگذار عرفان اسلامی است اما اکهارت اندیشمندی است که از زمان توقیف آثارش از سمت کلیسا تا اواخر قرن ۱۹ حتی در جامعه مسیحی شهرتی نداشت و به صورت یک معما در تاریخ فلسفه غرب است.
قسمتی از متن کتاب : در نطریه وحدت وجود به قرائت ابن عربی و اکهارت نسبت بین خدا و خلق یکسانی در نایکسانی است. عارف از یک طرف با شهود حق و در نتیجه ادراک فنای خویش و عالم معتقد است که غیر از حق که وجود مطلق است چیزی وجود ندارد و ذات او از هرگونه کثرت و تمایزی مبّرا است و از سوی دیگر همین عارف با حس خویش که منکر آن نیز نمی تواند باشد کثرت را ادراک می کند. لذا عارف ذوالعینین است. با یک چشم وحدت را می بیند و با چشمی دیگر کثرت را با یکی خلقِ کثیر را و با دیگری حقّ واحد را. این است که وحدت وجود صرفا با یک گزاره قابل بیان نیست و متشکل از دو قضیه است :
۱. حق با خلق یگانه است.
۲. حق متمایز از خلق است یعنی با آن یگانه و یکسان نیست.
اینجاست که عقل به جمع بندی بین این دو می نشیند چرا که واقعیت هستی یکی بیشتر نیست و هر دو گزاره فوق از نطر عقل نمی توانند صحیح باشند ؛ آیا کثرت واقعی و وحدت ساخته ذهن ماست یا بالعکس و یا اینکه اساسا اندیشه یکسانی در نایکسانی همانا وحدت ضدین و جمع نقضین و به اصطلاح یک پارادوکس است؟ بدین معنا که هر شی هم واحد است هم کثیر؛ عالم هم حق است و هم خلق؛ حق و خلق متمایز و در عین حال یگانه اند. مسلم است که ظاهر این قرائت خود پارادوکسیکال است. بنابراین عقل با دو مسئله روبرو است : اول داوری بین گزارش شهودی مبنی بر وحدت هستی و دوم صدور کثرت از ذات خداوند که واحد علی الاطلاق است و هیچ کثرت و تمایزی در آن راه ندارد.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
اکهارت و ابن عربی از بزرگترین نمایندگان عرفان مسیحی و اسلامی هستند. ابن عربی از قرن هفتم هجری تاکنون مشهورترین عارف و بنیانگذار عرفان اسلامی است اما اکهارت اندیشمندی است که از زمان توقیف آثارش از سمت کلیسا تا اواخر قرن ۱۹ حتی در جامعه مسیحی شهرتی نداشت و به صورت یک معما در تاریخ فلسفه غرب است.
قسمتی از متن کتاب : در نطریه وحدت وجود به قرائت ابن عربی و اکهارت نسبت بین خدا و خلق یکسانی در نایکسانی است. عارف از یک طرف با شهود حق و در نتیجه ادراک فنای خویش و عالم معتقد است که غیر از حق که وجود مطلق است چیزی وجود ندارد و ذات او از هرگونه کثرت و تمایزی مبّرا است و از سوی دیگر همین عارف با حس خویش که منکر آن نیز نمی تواند باشد کثرت را ادراک می کند. لذا عارف ذوالعینین است. با یک چشم وحدت را می بیند و با چشمی دیگر کثرت را با یکی خلقِ کثیر را و با دیگری حقّ واحد را. این است که وحدت وجود صرفا با یک گزاره قابل بیان نیست و متشکل از دو قضیه است :
۱. حق با خلق یگانه است.
۲. حق متمایز از خلق است یعنی با آن یگانه و یکسان نیست.
اینجاست که عقل به جمع بندی بین این دو می نشیند چرا که واقعیت هستی یکی بیشتر نیست و هر دو گزاره فوق از نطر عقل نمی توانند صحیح باشند ؛ آیا کثرت واقعی و وحدت ساخته ذهن ماست یا بالعکس و یا اینکه اساسا اندیشه یکسانی در نایکسانی همانا وحدت ضدین و جمع نقضین و به اصطلاح یک پارادوکس است؟ بدین معنا که هر شی هم واحد است هم کثیر؛ عالم هم حق است و هم خلق؛ حق و خلق متمایز و در عین حال یگانه اند. مسلم است که ظاهر این قرائت خود پارادوکسیکال است. بنابراین عقل با دو مسئله روبرو است : اول داوری بین گزارش شهودی مبنی بر وحدت هستی و دوم صدور کثرت از ذات خداوند که واحد علی الاطلاق است و هیچ کثرت و تمایزی در آن راه ندارد.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
نجف دريابندرى، نوينسنده چيره دست و مترجم آثار ارزشمندى چون وداع با اسلحه، پيرمرد و دريا، گور به گور، رگتايم، آنتيگونه و ده ها اثر مهم ديگر، صبح امروز دار فانى را وداع گفت.
او همچنين مترجم كتاب هاى «تاريخ فلسفه غرب» و «عرفان و منطق» از برترند راسل بوده است، كه از كتاب هاى مرتبط با رشته اديان و عرفان هستند.
از زحمات اين بزرگوار براى شكوفايى علم ترجمه و زبان فارسى قدردانى ميكنيم.
انجمن علمى اديان و عرفان
#نجف_دريابندرى
او همچنين مترجم كتاب هاى «تاريخ فلسفه غرب» و «عرفان و منطق» از برترند راسل بوده است، كه از كتاب هاى مرتبط با رشته اديان و عرفان هستند.
از زحمات اين بزرگوار براى شكوفايى علم ترجمه و زبان فارسى قدردانى ميكنيم.
انجمن علمى اديان و عرفان
#نجف_دريابندرى
تراژدى اوزيريس
اوزيريس و ايزيس، ست و نفتيس، فرزندان گب -الهه زمين- و نوت -خداى آسمان- بودند. اوزيريس همسر ايزيس بود و ست شوهر نفتيس. اوزيريس شاهى دانا و انسانى بود كه كشاورزى و دانش هاى پيشرفته اى مثل ساخت صنايع دستى به مردم مصر آموخت. و ست در اين زمان به قدرت و محبوبيت اوزيريس حسادت كرد و نقشه قتل او را ميكشد. به اين شكل كه به پاس قدردانى از زحمات ايزيريس ضيافتى ترتيب داد و صندوقچه اى دقيقا به اندازه اندام اوزيريس ساخت. اندكى از مهمانى گذشت كه بعد از مست شدن حاضران ست صندوقچه را آورد و گفت هر كه در اين صندوقچه جاى بگيرد صندوقچه از آن وى ميشود. چند نفر از مهمانان امتحان كردند اما درست جاى نگرفتند، ايزيريس امتحان كرد و صندوقچه دقيقا اندازه او بود. ست از اين موقعيت استفاده كرد و و در صندوقچه را بست و آن را به رود انداخت. صندوقچه مسافت طولانى را طى كرد و نهايتا به سواحل فنيقيه در بيبلوس رسيد. ايزيس در جستجوى بدن شوهر خود بود كه نهايتا آنرا يافت و بدن او را به مصر بازگرداند. ايزيس در اين زمان باردار بود و در مردابى پنهان شده بود و منتظر بدنيا آمدن فرزندش بود، اما هنوز هم خطر ست او را تهديد ميكرد، ست در هنگام شكار بدن ايزيريس را كه ايزيس پنهان كرده بود يالت و اعضاى بدن او را قطعه قطعه كرد و هر كدام را به قسمتى از مصر فرستاد. نفتيس همسر ست از او جدا ميشود و با ايزيس همراه ميشود تا اعضاى بدن ايزيريس را پيدا كنند و بوسيله سحر و جادو آنها را به هم آورند و بازسازى كنند، پس ايزيريس دوباره زنده شد.
پس از پشت سر گذاشتن خطرات بسيار ايزيس توانست به كمك سحر و طلسم هايى كه هوروس را از تهديدات ست حفظ ميكرد، بدنيا بياورد.
هوروس بعد از به بلوغ رسيدن تصميم گرفت انتقام پدرش را از ست بگيرد و او را نابود سازد. نبرد سنگينى ميان آنها در گرفت هوروس ست را اَخته كرد و در عوض ست يكى از چشم هاى برادرزاده اش را از كاسه درآورد. هوروس در اين نبرد پيروز شد. بعد از اين جنگ هيأت داورى خدايان هوروس را برجاى پدرش اوزيريس بر تخت پادشاهى قرار داد و خود اوزيريس هم از همه گناهان تبرئه شد و بعنوان شاه و داور جهان مردگان انتخاب شد.
اسطوره اين باور را به وضوح توجيه ميكند كه سرانجام شرّ (تجسم سِت) از خير (تجسم اوزيريس و هوروس) شكست ميخورد. و همين طور تاكيدى بر نقش ايزيس بعنوان يك همسر و مادر فراوان تاكيد ميشود.
اسطوره اوزيريس بصورت جامع در منابع كهن مصرى مشاهده نميشود، هر چند در متون اهرام مطالبى درباره اوزيريس يافت ميشود، اما اين اسطوره بصورت كامل توسط پلوتارخ، مورخ يونانى ثبت و ظبط شده.
عكس: خداى اوزيريس
منبع: ريچار كاونديش، اسطوره شناسى
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
اوزيريس و ايزيس، ست و نفتيس، فرزندان گب -الهه زمين- و نوت -خداى آسمان- بودند. اوزيريس همسر ايزيس بود و ست شوهر نفتيس. اوزيريس شاهى دانا و انسانى بود كه كشاورزى و دانش هاى پيشرفته اى مثل ساخت صنايع دستى به مردم مصر آموخت. و ست در اين زمان به قدرت و محبوبيت اوزيريس حسادت كرد و نقشه قتل او را ميكشد. به اين شكل كه به پاس قدردانى از زحمات ايزيريس ضيافتى ترتيب داد و صندوقچه اى دقيقا به اندازه اندام اوزيريس ساخت. اندكى از مهمانى گذشت كه بعد از مست شدن حاضران ست صندوقچه را آورد و گفت هر كه در اين صندوقچه جاى بگيرد صندوقچه از آن وى ميشود. چند نفر از مهمانان امتحان كردند اما درست جاى نگرفتند، ايزيريس امتحان كرد و صندوقچه دقيقا اندازه او بود. ست از اين موقعيت استفاده كرد و و در صندوقچه را بست و آن را به رود انداخت. صندوقچه مسافت طولانى را طى كرد و نهايتا به سواحل فنيقيه در بيبلوس رسيد. ايزيس در جستجوى بدن شوهر خود بود كه نهايتا آنرا يافت و بدن او را به مصر بازگرداند. ايزيس در اين زمان باردار بود و در مردابى پنهان شده بود و منتظر بدنيا آمدن فرزندش بود، اما هنوز هم خطر ست او را تهديد ميكرد، ست در هنگام شكار بدن ايزيريس را كه ايزيس پنهان كرده بود يالت و اعضاى بدن او را قطعه قطعه كرد و هر كدام را به قسمتى از مصر فرستاد. نفتيس همسر ست از او جدا ميشود و با ايزيس همراه ميشود تا اعضاى بدن ايزيريس را پيدا كنند و بوسيله سحر و جادو آنها را به هم آورند و بازسازى كنند، پس ايزيريس دوباره زنده شد.
پس از پشت سر گذاشتن خطرات بسيار ايزيس توانست به كمك سحر و طلسم هايى كه هوروس را از تهديدات ست حفظ ميكرد، بدنيا بياورد.
هوروس بعد از به بلوغ رسيدن تصميم گرفت انتقام پدرش را از ست بگيرد و او را نابود سازد. نبرد سنگينى ميان آنها در گرفت هوروس ست را اَخته كرد و در عوض ست يكى از چشم هاى برادرزاده اش را از كاسه درآورد. هوروس در اين نبرد پيروز شد. بعد از اين جنگ هيأت داورى خدايان هوروس را برجاى پدرش اوزيريس بر تخت پادشاهى قرار داد و خود اوزيريس هم از همه گناهان تبرئه شد و بعنوان شاه و داور جهان مردگان انتخاب شد.
اسطوره اين باور را به وضوح توجيه ميكند كه سرانجام شرّ (تجسم سِت) از خير (تجسم اوزيريس و هوروس) شكست ميخورد. و همين طور تاكيدى بر نقش ايزيس بعنوان يك همسر و مادر فراوان تاكيد ميشود.
اسطوره اوزيريس بصورت جامع در منابع كهن مصرى مشاهده نميشود، هر چند در متون اهرام مطالبى درباره اوزيريس يافت ميشود، اما اين اسطوره بصورت كامل توسط پلوتارخ، مورخ يونانى ثبت و ظبط شده.
عكس: خداى اوزيريس
منبع: ريچار كاونديش، اسطوره شناسى
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
1. بشقاب سفالی قرمز، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
2. بطری روغن، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
3. بشقاب سفالی، پنانگرا، منقوش، قرمز با کتیبه فنیقی، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
4. کوزه سفالی منقوش، گورساتن، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
2. بطری روغن، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
3. بشقاب سفالی، پنانگرا، منقوش، قرمز با کتیبه فنیقی، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
4. کوزه سفالی منقوش، گورساتن، پنانگرا، دوره آهن، (فنیقی)، 600-700 ق.م.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
روزه در دين زرتشتى
در اين دين تن پرورى و عدم فعاليت مفيد بسيار نكوهش شده
و به همين دليل روزه به معناى نخوردن و نياشاميدن در ساعات مشخصى از روز در دين زرتشتى وجود ندارد.
اما زرتشتيات در روز هاى دوم، دوازدهم، چهاردهم و بيست و يكم هر ماه از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. اين روزها به روزهاى "نَبُر" شناخته ميشوند. واژه "نبر" از منع بريدن سر حيوانات حكايت ميكند. زرتشتيان همچنين پس از مرگ عزيزانشان سه روز از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. برخى از آنها در كل بهمن ماه و سيزده روز جشن نوروز نيز به روزه دارى (نخوردن گوشت) ميپردازند.
در اوستا بر روزه مهمى تاكيد شده كه آن حفظ هفت عضو بدن (دو چشم، دو دست، دو پا و زبان) از تمام بدى هاست.
چنين روزه اى دائمى است و اعضاى بزن همواره بايد از همه آلودگى ها پاك نگاه داشته شود.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99
در اين دين تن پرورى و عدم فعاليت مفيد بسيار نكوهش شده
و به همين دليل روزه به معناى نخوردن و نياشاميدن در ساعات مشخصى از روز در دين زرتشتى وجود ندارد.
اما زرتشتيات در روز هاى دوم، دوازدهم، چهاردهم و بيست و يكم هر ماه از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. اين روزها به روزهاى "نَبُر" شناخته ميشوند. واژه "نبر" از منع بريدن سر حيوانات حكايت ميكند. زرتشتيان همچنين پس از مرگ عزيزانشان سه روز از خوردن گوشت پرهيز ميكنند. برخى از آنها در كل بهمن ماه و سيزده روز جشن نوروز نيز به روزه دارى (نخوردن گوشت) ميپردازند.
در اوستا بر روزه مهمى تاكيد شده كه آن حفظ هفت عضو بدن (دو چشم، دو دست، دو پا و زبان) از تمام بدى هاست.
چنين روزه اى دائمى است و اعضاى بزن همواره بايد از همه آلودگى ها پاك نگاه داشته شود.
🖋تلگرام: @ram_ut 📌اينستاگرام: @utram99