♦️رییس انجمن زرتشتیان شیراز درگذشت
🔹در پی درگذشت رییس انجمن زرتشتیان شیراز، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس، در گذشت افلاطون سهرابی را به هم کیشان آن مرحوم و جامعه ادیان توحیدی فارس و کشور تسلیت گفت.
🔹افلاطون سهرابی متولد دهم شهریور ۱۳۲۶ در شهر یزد ، سال ها ریاست انجمن زرتشتیان شیراز را بر عهده داشت که بامداد امروز به دلیل بیماری کرونا در یکی از بیمارستانهای شیراز در گذشت.
🆔@Ram_Ut
🔹در پی درگذشت رییس انجمن زرتشتیان شیراز، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس، در گذشت افلاطون سهرابی را به هم کیشان آن مرحوم و جامعه ادیان توحیدی فارس و کشور تسلیت گفت.
🔹افلاطون سهرابی متولد دهم شهریور ۱۳۲۶ در شهر یزد ، سال ها ریاست انجمن زرتشتیان شیراز را بر عهده داشت که بامداد امروز به دلیل بیماری کرونا در یکی از بیمارستانهای شیراز در گذشت.
🆔@Ram_Ut
به مناسبت زادروز جوزف كمبل. اسطوره شناس برجسته آمريكايى. 👇
@Ram_Ut
@Ram_Ut
جوزف کمبل(Joseph Campbell)، برجسته ترين اسطوره شناس آمریکایی و از بزرگترین اسطوره شناسان تاریخ، یکی از جذابترین آموزگاران روزگار ما و ایده پردازی بیمانند است. او همزمان مخاطبش را مجذوب میکند و به اندیشیدن وامیدارد. کمبل راوی قصههای رنگارنگ و شگفتآور اسطورهای از اقصی نقاط جهان است و نه تنها خود اسطوره، بلکه تفسیر آن را هم به قالب قصه میریزد. او چندان مانند یونگ و الیاده در بند نظریه پردازی نیست؛ با این حال آرای نویی را در حوزه اسطورهشناسی مطرح کرد که مهمترین آنها نظریهی « تک اسطوره» است. با این نظریه و عناصر آن، مانند عنصر اسطوره قهرمان و جایگاه محوری آن و همچنین روایتشناسی اسطورهای، کمبل یکی از مهمترین نظریه پردازان و مراجع در عرصه اسطورهشناسی تلقی گردید. اما مفهوم این علم نزد او بسیار گستردهتر از این بود تا جایی که در قلمرو برخی دیگر از دانشهای علوم انسانی نیز نفوذ میکرد.
او اسطورهها را تکه سفالهای شکستهای میداند که حدود دیوارهای نظام باور ما را مشخص میکنند. از نظر او، اسطوره آواز کائنات یا موسیقی افلاک است که با آن به رقص در میآییم، حتی اگر نام آن آهنگ را ندانیم. ترفندهای جادویی یک حکیم کرهای همانقدر او را مجذوب میکند که غزلهای لائوتسه یا برهانهای آکوئیناس، شب عزای فینگان های جیمز جویس، و کوس انالحق زدن های منصور حلاج. کمبل مفسر بیبدیل حیرت انسان در مقابل راز هستی و معمای وجود است. او علت پوشیده همهی رنجهای بشر را میرا بودن میداند که خود شرط اولیهی زندگی است و اینکه اسطوره و دین هر دو از استخوانهای مرگ بر میخیزند. اسطوره از نگاه او نوعی شعر است، و او خود بی شک شاعر اسطورهشناسان.
جادوی کلام کمبل، اسطورهها را از پستوهای مهجور آکادمیک به میان تودههای مردم کشانده است. هیچ اسطورهشناسی جز او قادر به این کار نبوده است، نه فروید، نه یونگ، نه الیاده و نه هیچ کس دیگر. کمبل قابله ولادت دوباره یا رستاخیز اسطوره است. قهرمان آری گفتن به زندگی، عشق به همنوع، همدردی با انسان در گذرگاههای خطیر زندگی و مشارکت سرورآمیز در حرمان های جهان است. کمبل در بنیادهای نظری خود، قرابت شگفتی با حافظ دارد.
کمبل در ۲۶ مارس ۱۹۰۷ در نیویورک از یک خانواده کاتولیک ایرلندی مرفه متولد شد و در همین شهر تحصیلات خود را آغاز کرد. در دانشگاه دارتموت بیولوژی و ریاضیات خواند، اما این راهی نبود که او میخواست. پس به دنبال علوم انسانی رفت، به دانشگاه کلمبیا در نیویورک سیتی. در آنجا در ۱۹۲۵ لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت، ۱۹۲۷ ارشد خود را در ادبیات قرون وسطا اخذ کرد و پس از آن به دلایلی از ادامه دکتری انصراف داد؛ در عوض، مدت پنج سال به دور از دنیای شهری به ویژه دانشگاهی، در طبیعت اطراف نیویورک به تأملات و مطالعات جدی دست زد و با روزانه ۹ ساعت مطالعهی منظم، توانست طرح و اندیشهاش را در خصوص تحقیقاتی که در آینده به آنها دامن میزند،به طور کلی شکل دهد.
کمبل در فرانسه و آلمان به مطالعه زبانهای باستانی از جمله سانسکریت و فرانسه قدیم و زبانهای آلمانی و ژاپنی و همچنین روانشناسی یونگی پرداخت. اقامت در اروپا تأثیر عمیقی بر وی نهاد و وی را با شخصیتها و محافل علمی زیادی آشنا کرد؛ از جمله حلقه اورانوس که توسط یونگ بنیان گذارده شده بود. علاوهبر روانشناسان، وی با باستانشناسان بزرگ، مخصوصاً باستانشناسان بزرگ آمریکایی آشنایی یافت و از تجربیاتشان استفاده کرد.
او دانش اسطورهشناسی را در سطح عمومی مطرح کرده است. مجموعه مصاحبههای او با Bill Moyers که پس از مرگش از تلویزیون پخش و به صورت کتاب منتشر شد، گواه بر این مدعا است. این کتاب با نام «قدرت اسطوره» توسط عباس مخبر ترجمه شده و انتشارات مرکز آن را به چاپ رسانیده است. این مجموعه مصاحبهها موج مباحث و فعالیتهای زیادی را در آمریکا ایجاد کرد.
ارتباط او و آثارش با ادبیات و هنر به خصوص با سینما به شدت زیاد است و بیش از هر اسطورهشناس دیگری با سینما رابطه دارد. تفکرات او بر روی نویسندگان و فیلمسازانی چون جورج لوکاس، جیم موریسون، کریستوفر واگلر و دن هارمون کاملاً واضح است. جورج لوکاس جنگ ستارگان را با توجه به آثار و تفکرات کمبل ساخت و خود کمبل نیز در این پروژه مشاور او بود. او با دیگر هنرها مانند ادبیات و نقاشی نیز ارتباط داشت و با آثار ادبی جیمز جویس و توماس مان و همچنین با آثار هنری پیکاسو و برانکوسی آشنا بود و از آنها تأثیرات زیادی پذیرفت.
کمبل از نخستین کسانی است که در آمریکا خوانش نمادین و اسطورهای را از کتاب مقدس و تاریخ انبیا مطرح نمود که با مخالفت برخی محافل رو به رو شد. او البته مانند پل تیلیخ عمق وجود انسانی را الهی میداند و بازگشت به اصل انسانی را بازگشت به وجود الهی انسان میداند.
از مهمترین آثار کمبل میتوان به نقابهای خدا(چهار جلد)، قهرمان هزارچهره،
او اسطورهها را تکه سفالهای شکستهای میداند که حدود دیوارهای نظام باور ما را مشخص میکنند. از نظر او، اسطوره آواز کائنات یا موسیقی افلاک است که با آن به رقص در میآییم، حتی اگر نام آن آهنگ را ندانیم. ترفندهای جادویی یک حکیم کرهای همانقدر او را مجذوب میکند که غزلهای لائوتسه یا برهانهای آکوئیناس، شب عزای فینگان های جیمز جویس، و کوس انالحق زدن های منصور حلاج. کمبل مفسر بیبدیل حیرت انسان در مقابل راز هستی و معمای وجود است. او علت پوشیده همهی رنجهای بشر را میرا بودن میداند که خود شرط اولیهی زندگی است و اینکه اسطوره و دین هر دو از استخوانهای مرگ بر میخیزند. اسطوره از نگاه او نوعی شعر است، و او خود بی شک شاعر اسطورهشناسان.
جادوی کلام کمبل، اسطورهها را از پستوهای مهجور آکادمیک به میان تودههای مردم کشانده است. هیچ اسطورهشناسی جز او قادر به این کار نبوده است، نه فروید، نه یونگ، نه الیاده و نه هیچ کس دیگر. کمبل قابله ولادت دوباره یا رستاخیز اسطوره است. قهرمان آری گفتن به زندگی، عشق به همنوع، همدردی با انسان در گذرگاههای خطیر زندگی و مشارکت سرورآمیز در حرمان های جهان است. کمبل در بنیادهای نظری خود، قرابت شگفتی با حافظ دارد.
کمبل در ۲۶ مارس ۱۹۰۷ در نیویورک از یک خانواده کاتولیک ایرلندی مرفه متولد شد و در همین شهر تحصیلات خود را آغاز کرد. در دانشگاه دارتموت بیولوژی و ریاضیات خواند، اما این راهی نبود که او میخواست. پس به دنبال علوم انسانی رفت، به دانشگاه کلمبیا در نیویورک سیتی. در آنجا در ۱۹۲۵ لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت، ۱۹۲۷ ارشد خود را در ادبیات قرون وسطا اخذ کرد و پس از آن به دلایلی از ادامه دکتری انصراف داد؛ در عوض، مدت پنج سال به دور از دنیای شهری به ویژه دانشگاهی، در طبیعت اطراف نیویورک به تأملات و مطالعات جدی دست زد و با روزانه ۹ ساعت مطالعهی منظم، توانست طرح و اندیشهاش را در خصوص تحقیقاتی که در آینده به آنها دامن میزند،به طور کلی شکل دهد.
کمبل در فرانسه و آلمان به مطالعه زبانهای باستانی از جمله سانسکریت و فرانسه قدیم و زبانهای آلمانی و ژاپنی و همچنین روانشناسی یونگی پرداخت. اقامت در اروپا تأثیر عمیقی بر وی نهاد و وی را با شخصیتها و محافل علمی زیادی آشنا کرد؛ از جمله حلقه اورانوس که توسط یونگ بنیان گذارده شده بود. علاوهبر روانشناسان، وی با باستانشناسان بزرگ، مخصوصاً باستانشناسان بزرگ آمریکایی آشنایی یافت و از تجربیاتشان استفاده کرد.
او دانش اسطورهشناسی را در سطح عمومی مطرح کرده است. مجموعه مصاحبههای او با Bill Moyers که پس از مرگش از تلویزیون پخش و به صورت کتاب منتشر شد، گواه بر این مدعا است. این کتاب با نام «قدرت اسطوره» توسط عباس مخبر ترجمه شده و انتشارات مرکز آن را به چاپ رسانیده است. این مجموعه مصاحبهها موج مباحث و فعالیتهای زیادی را در آمریکا ایجاد کرد.
ارتباط او و آثارش با ادبیات و هنر به خصوص با سینما به شدت زیاد است و بیش از هر اسطورهشناس دیگری با سینما رابطه دارد. تفکرات او بر روی نویسندگان و فیلمسازانی چون جورج لوکاس، جیم موریسون، کریستوفر واگلر و دن هارمون کاملاً واضح است. جورج لوکاس جنگ ستارگان را با توجه به آثار و تفکرات کمبل ساخت و خود کمبل نیز در این پروژه مشاور او بود. او با دیگر هنرها مانند ادبیات و نقاشی نیز ارتباط داشت و با آثار ادبی جیمز جویس و توماس مان و همچنین با آثار هنری پیکاسو و برانکوسی آشنا بود و از آنها تأثیرات زیادی پذیرفت.
کمبل از نخستین کسانی است که در آمریکا خوانش نمادین و اسطورهای را از کتاب مقدس و تاریخ انبیا مطرح نمود که با مخالفت برخی محافل رو به رو شد. او البته مانند پل تیلیخ عمق وجود انسانی را الهی میداند و بازگشت به اصل انسانی را بازگشت به وجود الهی انسان میداند.
از مهمترین آثار کمبل میتوان به نقابهای خدا(چهار جلد)، قهرمان هزارچهره،
اطلس تاریخی اسطورهشناسی جهان(دو جلد) و اساطیر ایران و ادای دین اشاره کرد. برخی دیگر از آثار او مانند الههها توسط بنیاد جوزف کمبل گردآوری و به چاپ رسیده است.
جوزف کمبل پس از ۶۲ سال تحقیق و پژوهش در اسطوره و اسطورهشناسی سرانجام در ۳۰ اکتبر ۱۹۸۷ در هونولولو در گذشت. تأثیر عمیق وی نه تنها در آمریکا، بلکه در همه جا بر همه کسانی که در این راستا در حال تحقیق هستند، کاملاً مشهود است. شعار مشهور او: « وجد خود را دنبال کنید.» (Follow your bliss) امروزه تبدیل به نوعی دیدگاه فلسفی شده است. در ادامه توجه شما را به دو ویدیو از سری مصاحبه هایش با بیل مویرز جلب میکنیم.👇
منابع: ١)مبانی اسطوره شناسی؛ عباس مخبر
٢)درآمدی بر اسطوره شناسی؛ بهمن نامور مطلق
@Ram_Ut
جوزف کمبل پس از ۶۲ سال تحقیق و پژوهش در اسطوره و اسطورهشناسی سرانجام در ۳۰ اکتبر ۱۹۸۷ در هونولولو در گذشت. تأثیر عمیق وی نه تنها در آمریکا، بلکه در همه جا بر همه کسانی که در این راستا در حال تحقیق هستند، کاملاً مشهود است. شعار مشهور او: « وجد خود را دنبال کنید.» (Follow your bliss) امروزه تبدیل به نوعی دیدگاه فلسفی شده است. در ادامه توجه شما را به دو ویدیو از سری مصاحبه هایش با بیل مویرز جلب میکنیم.👇
منابع: ١)مبانی اسطوره شناسی؛ عباس مخبر
٢)درآمدی بر اسطوره شناسی؛ بهمن نامور مطلق
@Ram_Ut
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جوزف كمبل، قسمت اول.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جوزف كمبل، قسمت دوم.
1. قطعه سفال منقوش ، دوره مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
2. تیغه سنگی، سنگ چخماق، دوره مس سنگی، 3400-2500 ق.م.
3. تیغه سنگی، سنگ چخماق، دوزه مس سنگی، 3400-2500 ق.م.
4. تیغه سنگی، سنگ چخماق، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره مس سنگی ، 3400-2500 ق.م.
5.تیغه سنگی، سنگ چخماق، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره نو سنگی/مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
6. درفش های استخوانی، دوره مس سنگی 2800-2500 ق.م.
7. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دل راندرو، دوره مس سنگی، 3500-3800 ق.م.
8. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
9. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
10. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
11. سر پیکان، سنگ چخماق، غر دل راندرو، دوره مس سنگی، 2800-2500 ق.م.
12. رشته گردنبند سنگی، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
13. رشته گردنبند سنگی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
14. آویز استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
2. تیغه سنگی، سنگ چخماق، دوره مس سنگی، 3400-2500 ق.م.
3. تیغه سنگی، سنگ چخماق، دوزه مس سنگی، 3400-2500 ق.م.
4. تیغه سنگی، سنگ چخماق، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره مس سنگی ، 3400-2500 ق.م.
5.تیغه سنگی، سنگ چخماق، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره نو سنگی/مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
6. درفش های استخوانی، دوره مس سنگی 2800-2500 ق.م.
7. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دل راندرو، دوره مس سنگی، 3500-3800 ق.م.
8. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
9. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
10. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
11. سر پیکان، سنگ چخماق، غر دل راندرو، دوره مس سنگی، 2800-2500 ق.م.
12. رشته گردنبند سنگی، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
13. رشته گردنبند سنگی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
14. آویز استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
15. اسکلت استخوانی، دوره مس سنگی، 2200-2800 ق.م.
16. شانه استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
17. دکمه استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
18. بت (پیکرک انسانی) استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 2500-3400 ق.م.
19. بت (پیکرک انسانی) استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 2500-3400 ق.م.
20. سوزن استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 2500-3400 ق.م.
@Ram_Ut
16. شانه استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
17. دکمه استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
18. بت (پیکرک انسانی) استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 2500-3400 ق.م.
19. بت (پیکرک انسانی) استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 2500-3400 ق.م.
20. سوزن استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 2500-3400 ق.م.
@Ram_Ut
#معرفى_پادكست
پادكست فارسى ناوكست؛ اين پادكست ترجمه آزاد كتاب "انسان خردمند: تاريخ مختصر بشر" نوشته يووال نوح هرارى است، اما مطلقا خلاصه اى از كتاب هم نيست...
پادكست ديگرى كه در كنار ناوكست فعاليت ميكند، "واوكست" نام دارد كه به تاريخچه واژگان و ريشه هاى آنها ميپردازد.
اين پادكست ها را ميتوانيد از برنامه castbox در اندرويد و apple podcast در ios دنبال كنيد.
@Ram_Ut
https://t.iss.one/NavCast
پادكست فارسى ناوكست؛ اين پادكست ترجمه آزاد كتاب "انسان خردمند: تاريخ مختصر بشر" نوشته يووال نوح هرارى است، اما مطلقا خلاصه اى از كتاب هم نيست...
پادكست ديگرى كه در كنار ناوكست فعاليت ميكند، "واوكست" نام دارد كه به تاريخچه واژگان و ريشه هاى آنها ميپردازد.
اين پادكست ها را ميتوانيد از برنامه castbox در اندرويد و apple podcast در ios دنبال كنيد.
@Ram_Ut
https://t.iss.one/NavCast
Telegram
ناوکست NavCast
تنها کانال رسمی «ناوکست» .قسمتهای پادکست ِ "ناوکست" در این کانال منتشر میشود. در صورت تمایل به دسترسی سریعتر به قسمتهای پادکست از لینکِ فید یا اپلیکیشن های رایج پادکست، در گوشیهای اندرویدی و آیفون استفاده کنید.
سلسله جلسات حلقه مولوى خوانى؛
شرح داستان طوطى و بازرگان با صداى دكتر محمود شيخ.
لينك گروه در واتساب:
https://chat.whatsapp.com/EW8TkiCIYmp0A1wK1tVFHp
@Ram_Ut
شرح داستان طوطى و بازرگان با صداى دكتر محمود شيخ.
لينك گروه در واتساب:
https://chat.whatsapp.com/EW8TkiCIYmp0A1wK1tVFHp
@Ram_Ut
🗓 ۲۵ فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری
فریدالدین ابوحامد ابراهیم بن اسحق عطار کدکنی نیشابوری شاعر و عارف نام آور ایران در قرن ششم و آغاز قرن هفتم است.
از ابتدای کار او اطلاعات اندکی در دست است؛ او بعد از وفات پدرش شغل او را که دکان عطاری (دارو فروشی) بود ادامه داده است. انقلاب حال او هم در زمان پزشکی و داروگری رخ داده است. او که سرمایه کثیر از ادب و شعر اندوخته بود، اندیشه های عرفانی خود را به نظم روان و دل انگیز در می آورد و هم چنان ادامه می داد و این حالت بسیاری از مشایخ است که وصول به مقامات آنها را از تعهد مشاغل دنیوی باز نمی داشت.
در مقدمه ی منطق الطیر تصحیح دکتر شفیعی کدکنی ذکر می کنند که در کتاب لباب الباب از عطار نام برده شده و هم چنین نورالدین عبدالرحمان جامی او را از مریدان شیخ مجدالدین بغدادی معروف به خوارزمی از تربیت یافتگان شیخ نجم الدین کبری شمرده است.
عطار در دوره اعتزال و گوشه گیری که گویا آخر عمر او بوده به نظم مثنوی های بسیار و پدیدآوردن دیوان غزلیات و قصائد و رباعیات خود و تالیف کتاب نفیس "تذکره اولیا" مشغول بود. از میان مثنوی های دل انگیز او از همه مهم تر و شیواتر " منطق الطیر" است که بالغ بر ۴۶۰۰ بیت دارد؛ موضوع آن بحث طیور از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است و مراد از طیور "سالکان راه حق" و مراد از سیمرغ "وجود حق" است.
اثر منثور عطار کتاب "تذکره الاولیا" اوست که از کتب مشهور پارسی و از جمله مآخذ معتبر در شرح احوال و گفتارهای مشایخ صوفیه است. نثر این کتاب ساده و دور از تکلف و مقرون به فصاحت طبیعی کلام فارسی است.
عطار برای بیان مقاصد عالیه عرفانی خود بهترین راه را آوردن کلام بی پیرایه روان و خالی از هر آرایش و پیرایش است برگزیده است. وی اگرچه به ظاهر کلام خود وسعت اطلاع سنائی و استحکام سخن و استادی در ملک سخن ندارد ولی زبان نرم او که از دلی سوخته و عاشق و شیدا برمی آید؛ او حقایق عرفانی را به نحوی بهتر در دل ها جایگزین می کند و توسل او به تمثیلات گوناگون هنگام طرح یک موضوع عرفانی را برای مردم عادی بیشتر آشکار می سازد. شاید به همین علت است که مولانا او را به منزله روح و سنائی را چون چشم او معرفی کرده است.
در تاریخ وفات عطار اختلاف نظر وجود دارد عده ای می گویند عطار در قتل عام نیشابور به سال ۶۱۸ به دست سپاهیان مغول به شهادت رسید اما دکتر شفیعی کدکنی در مقدمه منطق الطیر اظهار می کنند تاریخ مرگ ایشان ۶۲۷ است.
اکنون به یکی از غزل های عرفانی عطار اشاره می کنیم تا از سیر معنوی و تجربه ی روحانی اش بدانیم:
گم شدم در خود نمی دانم کجا پیدا شدم
شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
سایه ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار
راست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم
زآمدن بس بی نشانم وز شدن بس بی خبر
گوییا یک دم برآمد کامدم من یا شدم
می مپرس از من سخن چرا زیرا که چون پروانه ای
در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم
در ره عشق چو دانش باید و بی دانشی
لاجرم در عشق هم نادان و ه دانا شدم
چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت
این عجایب بین که چون بینا و نابینا شدم
خاک بر فرقم اگر یک ذرّه دارم آگهی
تا کجاست آن جا که من سرگشته دل آنجا شدم
چون دل عطّار بیرون دیدم از هر دو جهان
من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم
#عطار_نیشابوری
منابع: ۱- چشمه روشن نوشته دکتر غلامحسین یوسفی ۲- تاریخ ادبیات ایران جلد اول نوشته دکتر ذبیح الله صفا
🆔@ram_ut
فریدالدین ابوحامد ابراهیم بن اسحق عطار کدکنی نیشابوری شاعر و عارف نام آور ایران در قرن ششم و آغاز قرن هفتم است.
از ابتدای کار او اطلاعات اندکی در دست است؛ او بعد از وفات پدرش شغل او را که دکان عطاری (دارو فروشی) بود ادامه داده است. انقلاب حال او هم در زمان پزشکی و داروگری رخ داده است. او که سرمایه کثیر از ادب و شعر اندوخته بود، اندیشه های عرفانی خود را به نظم روان و دل انگیز در می آورد و هم چنان ادامه می داد و این حالت بسیاری از مشایخ است که وصول به مقامات آنها را از تعهد مشاغل دنیوی باز نمی داشت.
در مقدمه ی منطق الطیر تصحیح دکتر شفیعی کدکنی ذکر می کنند که در کتاب لباب الباب از عطار نام برده شده و هم چنین نورالدین عبدالرحمان جامی او را از مریدان شیخ مجدالدین بغدادی معروف به خوارزمی از تربیت یافتگان شیخ نجم الدین کبری شمرده است.
عطار در دوره اعتزال و گوشه گیری که گویا آخر عمر او بوده به نظم مثنوی های بسیار و پدیدآوردن دیوان غزلیات و قصائد و رباعیات خود و تالیف کتاب نفیس "تذکره اولیا" مشغول بود. از میان مثنوی های دل انگیز او از همه مهم تر و شیواتر " منطق الطیر" است که بالغ بر ۴۶۰۰ بیت دارد؛ موضوع آن بحث طیور از یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است و مراد از طیور "سالکان راه حق" و مراد از سیمرغ "وجود حق" است.
اثر منثور عطار کتاب "تذکره الاولیا" اوست که از کتب مشهور پارسی و از جمله مآخذ معتبر در شرح احوال و گفتارهای مشایخ صوفیه است. نثر این کتاب ساده و دور از تکلف و مقرون به فصاحت طبیعی کلام فارسی است.
عطار برای بیان مقاصد عالیه عرفانی خود بهترین راه را آوردن کلام بی پیرایه روان و خالی از هر آرایش و پیرایش است برگزیده است. وی اگرچه به ظاهر کلام خود وسعت اطلاع سنائی و استحکام سخن و استادی در ملک سخن ندارد ولی زبان نرم او که از دلی سوخته و عاشق و شیدا برمی آید؛ او حقایق عرفانی را به نحوی بهتر در دل ها جایگزین می کند و توسل او به تمثیلات گوناگون هنگام طرح یک موضوع عرفانی را برای مردم عادی بیشتر آشکار می سازد. شاید به همین علت است که مولانا او را به منزله روح و سنائی را چون چشم او معرفی کرده است.
در تاریخ وفات عطار اختلاف نظر وجود دارد عده ای می گویند عطار در قتل عام نیشابور به سال ۶۱۸ به دست سپاهیان مغول به شهادت رسید اما دکتر شفیعی کدکنی در مقدمه منطق الطیر اظهار می کنند تاریخ مرگ ایشان ۶۲۷ است.
اکنون به یکی از غزل های عرفانی عطار اشاره می کنیم تا از سیر معنوی و تجربه ی روحانی اش بدانیم:
گم شدم در خود نمی دانم کجا پیدا شدم
شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
سایه ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار
راست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم
زآمدن بس بی نشانم وز شدن بس بی خبر
گوییا یک دم برآمد کامدم من یا شدم
می مپرس از من سخن چرا زیرا که چون پروانه ای
در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم
در ره عشق چو دانش باید و بی دانشی
لاجرم در عشق هم نادان و ه دانا شدم
چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت
این عجایب بین که چون بینا و نابینا شدم
خاک بر فرقم اگر یک ذرّه دارم آگهی
تا کجاست آن جا که من سرگشته دل آنجا شدم
چون دل عطّار بیرون دیدم از هر دو جهان
من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم
#عطار_نیشابوری
منابع: ۱- چشمه روشن نوشته دکتر غلامحسین یوسفی ۲- تاریخ ادبیات ایران جلد اول نوشته دکتر ذبیح الله صفا
🆔@ram_ut
سايه ويروس كرونا بر برگزارى مراسم عيد پاك
عيد پاك (easter) يكى از اعياد مسيحيت است كه مسيحيان معتقدند عيسى در اين روز پس از به صليب كشيده شدن دوباره زنده شد و برخاست. آنها از اين روز به عنوان رستاخيز مسيح ياد ميكنند.
عيد پاك كه از بزرگترين عيد هاى مسيحت به شمار ميرود هر ساله با گردهمايى ٨٠ هزار نفرى مسيحيان و در واتيكان و سخنرانى پاپ برگزار ميشد.
اما امسال پاپ گردهمايى را فسخ كرد و مثل اكثر كليساهاى ديگر مراسم را بدون جمعيت برگزار كرد و علاقه مندان اين مراسم را بصورت آنلاين دنبال كردند.
لينك سخنرانى پاپ تحت عنوان "شيوع اميد" يا “contagion of hope”
https://www.vaticannews.va/en/pope/news/2020-04/pope-easter-urbi-et-orbi-blessing.html
🆔@Ram_Ut
عيد پاك (easter) يكى از اعياد مسيحيت است كه مسيحيان معتقدند عيسى در اين روز پس از به صليب كشيده شدن دوباره زنده شد و برخاست. آنها از اين روز به عنوان رستاخيز مسيح ياد ميكنند.
عيد پاك كه از بزرگترين عيد هاى مسيحت به شمار ميرود هر ساله با گردهمايى ٨٠ هزار نفرى مسيحيان و در واتيكان و سخنرانى پاپ برگزار ميشد.
اما امسال پاپ گردهمايى را فسخ كرد و مثل اكثر كليساهاى ديگر مراسم را بدون جمعيت برگزار كرد و علاقه مندان اين مراسم را بصورت آنلاين دنبال كردند.
لينك سخنرانى پاپ تحت عنوان "شيوع اميد" يا “contagion of hope”
https://www.vaticannews.va/en/pope/news/2020-04/pope-easter-urbi-et-orbi-blessing.html
🆔@Ram_Ut