هند
بعد از شنيدن نام اين كشور، "ماهاتما گاندى" و "تجمع اديان بيشمار" شايد اولين چيز هايى باشند كه به ذهن متبادر ميشوند.
از گاندى ميدانيم كه از سردمداران مبارزه با ظلم است اما خشونت در مبارزه او هيچ جايگاهى نداشت. هرچند كه تمرد از آداب و قوانين ظالمانه تمرد از اخلاق نيست، پيروان او حق دفاع از خود در برابر ظلم حكومت را هم نداشتند.
و از شرايط دينى حاكم در هند هم ميدانيم كه پيروان دين هاى مختلف ولو با وجود اختلافاتى حل نشدنى سال هاست در آنجا به نحو مسالمت آميز كنار هم زندگى كرده اند و هند را به عنوان نماد همزيستى مسالمت آميز معرفى كند، حتى قبل از آنكه كشور هاى غربى اين ادعا را بكنند.
اما چه بر سر ميراث گاندى و فرهنگ هندى آمده است كه امروز شاهد درگيرى هاى خشن و نابخردانه در هند هستيم؟
اين اختلافات با وضع قانون جديدى در پارلمان هند آغاز شد كه تبع آن مهاجرانى كه قبل از سال ٢٠١٥ به هند مهاجرت كرده اند و مسلمان نيستند ميتوانند تابعيت هند را دريافت كنند.
وضع اين قانون با اعتراضات زيادى مواجه شد كه عمده معترضين مسلمان بودند. اما در روز هاى اخير گزارش ها از خشونت شديد هندو ها براى سركوب معترضين حكايت ميكند، تا حدى كه پليس هم اعتراف كرده كه نتوانست به خوبى متعصبين هندو را كنترل كند.
اگر از دو جهت به اين اتفاقات بنگريم بايد بپرسيم كه آيا هندو ها فقط معتقدينى متعصب هستند يا ابزار سياسى حزب ناسيوناليست هاى هندو (بهاريتا جاناتا - gbp) كه خود اين قانون را وضع كرده بودند براى سركوب معترضين؟
و از جهت ديگر اما سوالى كه بد نيست كمى در آن تأمل كنيم اين است كه آيا معترضين به اين قانون فقط مسلمانانى هستند كه كه اگر قانون مشابهى وضع ميشد كه به جاى مسلمانان هندو ها يا گروه ديگرى متوجه تبعيض بودند سكوت ميكردند؟
يا انسان هايى هستند كه اعتراضشان به وابسته بودن اعتقادات و تعلقات مذهبى يك شخص در جايگاه آن شخص در جامعه را فرياد ميزنند؟
@ram_ut
بعد از شنيدن نام اين كشور، "ماهاتما گاندى" و "تجمع اديان بيشمار" شايد اولين چيز هايى باشند كه به ذهن متبادر ميشوند.
از گاندى ميدانيم كه از سردمداران مبارزه با ظلم است اما خشونت در مبارزه او هيچ جايگاهى نداشت. هرچند كه تمرد از آداب و قوانين ظالمانه تمرد از اخلاق نيست، پيروان او حق دفاع از خود در برابر ظلم حكومت را هم نداشتند.
و از شرايط دينى حاكم در هند هم ميدانيم كه پيروان دين هاى مختلف ولو با وجود اختلافاتى حل نشدنى سال هاست در آنجا به نحو مسالمت آميز كنار هم زندگى كرده اند و هند را به عنوان نماد همزيستى مسالمت آميز معرفى كند، حتى قبل از آنكه كشور هاى غربى اين ادعا را بكنند.
اما چه بر سر ميراث گاندى و فرهنگ هندى آمده است كه امروز شاهد درگيرى هاى خشن و نابخردانه در هند هستيم؟
اين اختلافات با وضع قانون جديدى در پارلمان هند آغاز شد كه تبع آن مهاجرانى كه قبل از سال ٢٠١٥ به هند مهاجرت كرده اند و مسلمان نيستند ميتوانند تابعيت هند را دريافت كنند.
وضع اين قانون با اعتراضات زيادى مواجه شد كه عمده معترضين مسلمان بودند. اما در روز هاى اخير گزارش ها از خشونت شديد هندو ها براى سركوب معترضين حكايت ميكند، تا حدى كه پليس هم اعتراف كرده كه نتوانست به خوبى متعصبين هندو را كنترل كند.
اگر از دو جهت به اين اتفاقات بنگريم بايد بپرسيم كه آيا هندو ها فقط معتقدينى متعصب هستند يا ابزار سياسى حزب ناسيوناليست هاى هندو (بهاريتا جاناتا - gbp) كه خود اين قانون را وضع كرده بودند براى سركوب معترضين؟
و از جهت ديگر اما سوالى كه بد نيست كمى در آن تأمل كنيم اين است كه آيا معترضين به اين قانون فقط مسلمانانى هستند كه كه اگر قانون مشابهى وضع ميشد كه به جاى مسلمانان هندو ها يا گروه ديگرى متوجه تبعيض بودند سكوت ميكردند؟
يا انسان هايى هستند كه اعتراضشان به وابسته بودن اعتقادات و تعلقات مذهبى يك شخص در جايگاه آن شخص در جامعه را فرياد ميزنند؟
@ram_ut
مانتره سپند روز یا انارم روز از اسفند ماه برابر با بیست نهم یا سی ام در گاه شماری ایرانی:
جشن اوشیدر یا جشن پایان زمستان برابر با گاهنبار 《همسپت مئدم》است یعنی هنگام برابری شب و روز برگزار می شد. هم چنین هنگام برگزاری این جشن در سیستان به آرزوی بازآمدن سوشیانت برگزار می شد. در هنگام جشن اوشیدر، مردم دختری را بر شتری آذین شده می نشاندند و به یادمان باروری مادر سوشیانت در دریاچه کیانسو (هامون) از نطفه زرتشت، همراه با شادی و نشاط به دریاچه هامون می بردند.
در روز جشن اوشیدر در سغد باستان گرامی داشت مردگان صورت می گرفت.
در این مراسم خانواده ها برای وابستگان سینی ای مسی حاوی برنج پخته، بورانی و مقداری پارچه و پوشاک می فرستادند. این سینی مسی به《پای》موسوم بود. فردی که پای را می برد از صاحب خانه هدایایی دریافت می کرد.
منبع: جشن ها و آیین های ایرانی از دیروز تا امروز تالیف منصوره میر فتاح
@Ram_Ut
جشن اوشیدر یا جشن پایان زمستان برابر با گاهنبار 《همسپت مئدم》است یعنی هنگام برابری شب و روز برگزار می شد. هم چنین هنگام برگزاری این جشن در سیستان به آرزوی بازآمدن سوشیانت برگزار می شد. در هنگام جشن اوشیدر، مردم دختری را بر شتری آذین شده می نشاندند و به یادمان باروری مادر سوشیانت در دریاچه کیانسو (هامون) از نطفه زرتشت، همراه با شادی و نشاط به دریاچه هامون می بردند.
در روز جشن اوشیدر در سغد باستان گرامی داشت مردگان صورت می گرفت.
در این مراسم خانواده ها برای وابستگان سینی ای مسی حاوی برنج پخته، بورانی و مقداری پارچه و پوشاک می فرستادند. این سینی مسی به《پای》موسوم بود. فردی که پای را می برد از صاحب خانه هدایایی دریافت می کرد.
منبع: جشن ها و آیین های ایرانی از دیروز تا امروز تالیف منصوره میر فتاح
@Ram_Ut
سلام بر مخاطبین کانال انجمن علمی ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه تهران
با تبریک فرارسیدن سال نو و با توجه به تعطیلات به وجود آمده به جهت جلوگیری از انتشار بیماری، برنامه ریزی برای بازدید از موزه اسپانیا که تا آخر فروردین در موزه ایران باستان
مستقر است، لغو گردید. امّا از آنجا که قصد تغییر صورت فعالیت های انجمن را در این دوران در دستور کار خود قرار داده ایم، از این رو عکس های تهیه از موزه در این کانال قرار خواهد گرفت.
پیشاپیش از کیفیت پایین برخی از عکس ها پوزش می طلبیم؛ چرا که این عکس ها برای ارزیابی و برنامه ریزی توسط گوشی تهیه شده اند.
#در_قرنطینه_باهم
🆔@Ram_Ut
با تبریک فرارسیدن سال نو و با توجه به تعطیلات به وجود آمده به جهت جلوگیری از انتشار بیماری، برنامه ریزی برای بازدید از موزه اسپانیا که تا آخر فروردین در موزه ایران باستان
مستقر است، لغو گردید. امّا از آنجا که قصد تغییر صورت فعالیت های انجمن را در این دوران در دستور کار خود قرار داده ایم، از این رو عکس های تهیه از موزه در این کانال قرار خواهد گرفت.
پیشاپیش از کیفیت پایین برخی از عکس ها پوزش می طلبیم؛ چرا که این عکس ها برای ارزیابی و برنامه ریزی توسط گوشی تهیه شده اند.
#در_قرنطینه_باهم
🆔@Ram_Ut
قطعه سنگ با کنده کاری سر یک اسب سان
غار بارانک (Barranc Cave)
دوره پارینه سنگی ، حدود 17000 ق.م.
🆔@Ram_Ut
غار بارانک (Barranc Cave)
دوره پارینه سنگی ، حدود 17000 ق.م.
🆔@Ram_Ut
1. صدف دو کفه ای مدیترانه ای- حدود 30000 ق.م
2.سرنیزه استخوانی، دوره پرینه سنگی
3. آویز صدفی، فرهنگ سولوتری، دوره پارینه سنگی جدید
4.سوزن استخوانی، دوره پارینه سنگی جدید، 14000-19000 ق.م.
5.تیغه برگی شکل، سنگ جخماق،25000 ق.م.
6,7. تیغه هایی برگی شکل، سنگ جخماق، فرهنگ سولوتری 16000-22000 ق.م.
8. تیغه برگ شکل سنگ جخماق، دوره پارینه سنگی جدید، 17000 ق.م.
9,10. خراشنده انتهایی سنگ چخماق، دوره پارینه سنگی جدید.
11. ابزار هندسی شکل، سنگ چخماق، عصر پارینه سنگی جدید
🆔@Ram_ut
2.سرنیزه استخوانی، دوره پرینه سنگی
3. آویز صدفی، فرهنگ سولوتری، دوره پارینه سنگی جدید
4.سوزن استخوانی، دوره پارینه سنگی جدید، 14000-19000 ق.م.
5.تیغه برگی شکل، سنگ جخماق،25000 ق.م.
6,7. تیغه هایی برگی شکل، سنگ جخماق، فرهنگ سولوتری 16000-22000 ق.م.
8. تیغه برگ شکل سنگ جخماق، دوره پارینه سنگی جدید، 17000 ق.م.
9,10. خراشنده انتهایی سنگ چخماق، دوره پارینه سنگی جدید.
11. ابزار هندسی شکل، سنگ چخماق، عصر پارینه سنگی جدید
🆔@Ram_ut
1. ظرف سفالی، غار مونتگو (Montgo Cave)، دوران نو سنگی، 4900-5500 ق.م
2,3. ظروف سفالی، غار دل لا اور (de L'Or)، دوران نوسنگی، 4900-5500 ق.م.
4. سر تبر سنگی، دوره نوسنگی، 4500-2700
5. مته سنگی، دوره نو سنگی، 5500-4900 ق.م.
6.سر تبر سنگی، دوره نوسنگی، 5000-3000 ق.م.
7.مته سنگی، غار دل لا اور، دوره نوسنگی، 4900-5500 ق.م.
8. قاشق استخوانی، غار دل لا اور، دوره نوسنگی، 4900-5500 ق.م.
9. درفش استخوانی، غار دل لا اور، دوره نوسنگی، 4900-5000 ق.م.
10. دستبند سنگی، آلیکانته، دوره نو سنگی، 3000-5000 ق.م
11. ظرف سفالی، آمفورا، دوره نوسنگی، 4900-5500ق.م.
12. ظرف سفالی، غار دل لا اور (de L'Or)،دوره نوسنگی، 4000-4800 ق.م.
🆔@Ram_ut
2,3. ظروف سفالی، غار دل لا اور (de L'Or)، دوران نوسنگی، 4900-5500 ق.م.
4. سر تبر سنگی، دوره نوسنگی، 4500-2700
5. مته سنگی، دوره نو سنگی، 5500-4900 ق.م.
6.سر تبر سنگی، دوره نوسنگی، 5000-3000 ق.م.
7.مته سنگی، غار دل لا اور، دوره نوسنگی، 4900-5500 ق.م.
8. قاشق استخوانی، غار دل لا اور، دوره نوسنگی، 4900-5500 ق.م.
9. درفش استخوانی، غار دل لا اور، دوره نوسنگی، 4900-5000 ق.م.
10. دستبند سنگی، آلیکانته، دوره نو سنگی، 3000-5000 ق.م
11. ظرف سفالی، آمفورا، دوره نوسنگی، 4900-5500ق.م.
12. ظرف سفالی، غار دل لا اور (de L'Or)،دوره نوسنگی، 4000-4800 ق.م.
🆔@Ram_ut
سالروز تولد زرتشت
«چگونه می توان ثابت کرد که حضرت زرتشت در چه سالی متولد شده یا در چه سالی به پیامبری برگزیده شده است؟»
«چیزی که مهم است باور پیروان آن دین یا مذهب است و بس. آنچه در تاریخ سنتی و در اوستا پیاپی آمده و همه اوستاشناسان بدون استثنا باور دارند: روز زایش اشو زرتشت، خورداد از ماه فروردین که روز ششم فروردین می شود بوده، تنها در مورد تاریخ دقیق زایش حضرت زرتشت آن هم بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد، وگرنه در بین پیروان اشو زرتشت اختلافی نیست و همه زرتشتیان جهان تاریخ تولد اشوزرتشت را روز ششم فروردین ماه ۱۷۶۸ سال پیش از میلاد می دانند و از دید ما و همه مذاهب، باور ما در مورد کیش خودمان مهم است و بس.» (پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، اردشیر خورشیدیان، تهران، فروهر, چاپ دوم، ۱۳۸۷ش، ص ۱۷)
🆔@Ram_Ut
«چگونه می توان ثابت کرد که حضرت زرتشت در چه سالی متولد شده یا در چه سالی به پیامبری برگزیده شده است؟»
«چیزی که مهم است باور پیروان آن دین یا مذهب است و بس. آنچه در تاریخ سنتی و در اوستا پیاپی آمده و همه اوستاشناسان بدون استثنا باور دارند: روز زایش اشو زرتشت، خورداد از ماه فروردین که روز ششم فروردین می شود بوده، تنها در مورد تاریخ دقیق زایش حضرت زرتشت آن هم بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد، وگرنه در بین پیروان اشو زرتشت اختلافی نیست و همه زرتشتیان جهان تاریخ تولد اشوزرتشت را روز ششم فروردین ماه ۱۷۶۸ سال پیش از میلاد می دانند و از دید ما و همه مذاهب، باور ما در مورد کیش خودمان مهم است و بس.» (پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، اردشیر خورشیدیان، تهران، فروهر, چاپ دوم، ۱۳۸۷ش، ص ۱۷)
🆔@Ram_Ut
♦️رییس انجمن زرتشتیان شیراز درگذشت
🔹در پی درگذشت رییس انجمن زرتشتیان شیراز، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس، در گذشت افلاطون سهرابی را به هم کیشان آن مرحوم و جامعه ادیان توحیدی فارس و کشور تسلیت گفت.
🔹افلاطون سهرابی متولد دهم شهریور ۱۳۲۶ در شهر یزد ، سال ها ریاست انجمن زرتشتیان شیراز را بر عهده داشت که بامداد امروز به دلیل بیماری کرونا در یکی از بیمارستانهای شیراز در گذشت.
🆔@Ram_Ut
🔹در پی درگذشت رییس انجمن زرتشتیان شیراز، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس، در گذشت افلاطون سهرابی را به هم کیشان آن مرحوم و جامعه ادیان توحیدی فارس و کشور تسلیت گفت.
🔹افلاطون سهرابی متولد دهم شهریور ۱۳۲۶ در شهر یزد ، سال ها ریاست انجمن زرتشتیان شیراز را بر عهده داشت که بامداد امروز به دلیل بیماری کرونا در یکی از بیمارستانهای شیراز در گذشت.
🆔@Ram_Ut
به مناسبت زادروز جوزف كمبل. اسطوره شناس برجسته آمريكايى. 👇
@Ram_Ut
@Ram_Ut
جوزف کمبل(Joseph Campbell)، برجسته ترين اسطوره شناس آمریکایی و از بزرگترین اسطوره شناسان تاریخ، یکی از جذابترین آموزگاران روزگار ما و ایده پردازی بیمانند است. او همزمان مخاطبش را مجذوب میکند و به اندیشیدن وامیدارد. کمبل راوی قصههای رنگارنگ و شگفتآور اسطورهای از اقصی نقاط جهان است و نه تنها خود اسطوره، بلکه تفسیر آن را هم به قالب قصه میریزد. او چندان مانند یونگ و الیاده در بند نظریه پردازی نیست؛ با این حال آرای نویی را در حوزه اسطورهشناسی مطرح کرد که مهمترین آنها نظریهی « تک اسطوره» است. با این نظریه و عناصر آن، مانند عنصر اسطوره قهرمان و جایگاه محوری آن و همچنین روایتشناسی اسطورهای، کمبل یکی از مهمترین نظریه پردازان و مراجع در عرصه اسطورهشناسی تلقی گردید. اما مفهوم این علم نزد او بسیار گستردهتر از این بود تا جایی که در قلمرو برخی دیگر از دانشهای علوم انسانی نیز نفوذ میکرد.
او اسطورهها را تکه سفالهای شکستهای میداند که حدود دیوارهای نظام باور ما را مشخص میکنند. از نظر او، اسطوره آواز کائنات یا موسیقی افلاک است که با آن به رقص در میآییم، حتی اگر نام آن آهنگ را ندانیم. ترفندهای جادویی یک حکیم کرهای همانقدر او را مجذوب میکند که غزلهای لائوتسه یا برهانهای آکوئیناس، شب عزای فینگان های جیمز جویس، و کوس انالحق زدن های منصور حلاج. کمبل مفسر بیبدیل حیرت انسان در مقابل راز هستی و معمای وجود است. او علت پوشیده همهی رنجهای بشر را میرا بودن میداند که خود شرط اولیهی زندگی است و اینکه اسطوره و دین هر دو از استخوانهای مرگ بر میخیزند. اسطوره از نگاه او نوعی شعر است، و او خود بی شک شاعر اسطورهشناسان.
جادوی کلام کمبل، اسطورهها را از پستوهای مهجور آکادمیک به میان تودههای مردم کشانده است. هیچ اسطورهشناسی جز او قادر به این کار نبوده است، نه فروید، نه یونگ، نه الیاده و نه هیچ کس دیگر. کمبل قابله ولادت دوباره یا رستاخیز اسطوره است. قهرمان آری گفتن به زندگی، عشق به همنوع، همدردی با انسان در گذرگاههای خطیر زندگی و مشارکت سرورآمیز در حرمان های جهان است. کمبل در بنیادهای نظری خود، قرابت شگفتی با حافظ دارد.
کمبل در ۲۶ مارس ۱۹۰۷ در نیویورک از یک خانواده کاتولیک ایرلندی مرفه متولد شد و در همین شهر تحصیلات خود را آغاز کرد. در دانشگاه دارتموت بیولوژی و ریاضیات خواند، اما این راهی نبود که او میخواست. پس به دنبال علوم انسانی رفت، به دانشگاه کلمبیا در نیویورک سیتی. در آنجا در ۱۹۲۵ لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت، ۱۹۲۷ ارشد خود را در ادبیات قرون وسطا اخذ کرد و پس از آن به دلایلی از ادامه دکتری انصراف داد؛ در عوض، مدت پنج سال به دور از دنیای شهری به ویژه دانشگاهی، در طبیعت اطراف نیویورک به تأملات و مطالعات جدی دست زد و با روزانه ۹ ساعت مطالعهی منظم، توانست طرح و اندیشهاش را در خصوص تحقیقاتی که در آینده به آنها دامن میزند،به طور کلی شکل دهد.
کمبل در فرانسه و آلمان به مطالعه زبانهای باستانی از جمله سانسکریت و فرانسه قدیم و زبانهای آلمانی و ژاپنی و همچنین روانشناسی یونگی پرداخت. اقامت در اروپا تأثیر عمیقی بر وی نهاد و وی را با شخصیتها و محافل علمی زیادی آشنا کرد؛ از جمله حلقه اورانوس که توسط یونگ بنیان گذارده شده بود. علاوهبر روانشناسان، وی با باستانشناسان بزرگ، مخصوصاً باستانشناسان بزرگ آمریکایی آشنایی یافت و از تجربیاتشان استفاده کرد.
او دانش اسطورهشناسی را در سطح عمومی مطرح کرده است. مجموعه مصاحبههای او با Bill Moyers که پس از مرگش از تلویزیون پخش و به صورت کتاب منتشر شد، گواه بر این مدعا است. این کتاب با نام «قدرت اسطوره» توسط عباس مخبر ترجمه شده و انتشارات مرکز آن را به چاپ رسانیده است. این مجموعه مصاحبهها موج مباحث و فعالیتهای زیادی را در آمریکا ایجاد کرد.
ارتباط او و آثارش با ادبیات و هنر به خصوص با سینما به شدت زیاد است و بیش از هر اسطورهشناس دیگری با سینما رابطه دارد. تفکرات او بر روی نویسندگان و فیلمسازانی چون جورج لوکاس، جیم موریسون، کریستوفر واگلر و دن هارمون کاملاً واضح است. جورج لوکاس جنگ ستارگان را با توجه به آثار و تفکرات کمبل ساخت و خود کمبل نیز در این پروژه مشاور او بود. او با دیگر هنرها مانند ادبیات و نقاشی نیز ارتباط داشت و با آثار ادبی جیمز جویس و توماس مان و همچنین با آثار هنری پیکاسو و برانکوسی آشنا بود و از آنها تأثیرات زیادی پذیرفت.
کمبل از نخستین کسانی است که در آمریکا خوانش نمادین و اسطورهای را از کتاب مقدس و تاریخ انبیا مطرح نمود که با مخالفت برخی محافل رو به رو شد. او البته مانند پل تیلیخ عمق وجود انسانی را الهی میداند و بازگشت به اصل انسانی را بازگشت به وجود الهی انسان میداند.
از مهمترین آثار کمبل میتوان به نقابهای خدا(چهار جلد)، قهرمان هزارچهره،
او اسطورهها را تکه سفالهای شکستهای میداند که حدود دیوارهای نظام باور ما را مشخص میکنند. از نظر او، اسطوره آواز کائنات یا موسیقی افلاک است که با آن به رقص در میآییم، حتی اگر نام آن آهنگ را ندانیم. ترفندهای جادویی یک حکیم کرهای همانقدر او را مجذوب میکند که غزلهای لائوتسه یا برهانهای آکوئیناس، شب عزای فینگان های جیمز جویس، و کوس انالحق زدن های منصور حلاج. کمبل مفسر بیبدیل حیرت انسان در مقابل راز هستی و معمای وجود است. او علت پوشیده همهی رنجهای بشر را میرا بودن میداند که خود شرط اولیهی زندگی است و اینکه اسطوره و دین هر دو از استخوانهای مرگ بر میخیزند. اسطوره از نگاه او نوعی شعر است، و او خود بی شک شاعر اسطورهشناسان.
جادوی کلام کمبل، اسطورهها را از پستوهای مهجور آکادمیک به میان تودههای مردم کشانده است. هیچ اسطورهشناسی جز او قادر به این کار نبوده است، نه فروید، نه یونگ، نه الیاده و نه هیچ کس دیگر. کمبل قابله ولادت دوباره یا رستاخیز اسطوره است. قهرمان آری گفتن به زندگی، عشق به همنوع، همدردی با انسان در گذرگاههای خطیر زندگی و مشارکت سرورآمیز در حرمان های جهان است. کمبل در بنیادهای نظری خود، قرابت شگفتی با حافظ دارد.
کمبل در ۲۶ مارس ۱۹۰۷ در نیویورک از یک خانواده کاتولیک ایرلندی مرفه متولد شد و در همین شهر تحصیلات خود را آغاز کرد. در دانشگاه دارتموت بیولوژی و ریاضیات خواند، اما این راهی نبود که او میخواست. پس به دنبال علوم انسانی رفت، به دانشگاه کلمبیا در نیویورک سیتی. در آنجا در ۱۹۲۵ لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت، ۱۹۲۷ ارشد خود را در ادبیات قرون وسطا اخذ کرد و پس از آن به دلایلی از ادامه دکتری انصراف داد؛ در عوض، مدت پنج سال به دور از دنیای شهری به ویژه دانشگاهی، در طبیعت اطراف نیویورک به تأملات و مطالعات جدی دست زد و با روزانه ۹ ساعت مطالعهی منظم، توانست طرح و اندیشهاش را در خصوص تحقیقاتی که در آینده به آنها دامن میزند،به طور کلی شکل دهد.
کمبل در فرانسه و آلمان به مطالعه زبانهای باستانی از جمله سانسکریت و فرانسه قدیم و زبانهای آلمانی و ژاپنی و همچنین روانشناسی یونگی پرداخت. اقامت در اروپا تأثیر عمیقی بر وی نهاد و وی را با شخصیتها و محافل علمی زیادی آشنا کرد؛ از جمله حلقه اورانوس که توسط یونگ بنیان گذارده شده بود. علاوهبر روانشناسان، وی با باستانشناسان بزرگ، مخصوصاً باستانشناسان بزرگ آمریکایی آشنایی یافت و از تجربیاتشان استفاده کرد.
او دانش اسطورهشناسی را در سطح عمومی مطرح کرده است. مجموعه مصاحبههای او با Bill Moyers که پس از مرگش از تلویزیون پخش و به صورت کتاب منتشر شد، گواه بر این مدعا است. این کتاب با نام «قدرت اسطوره» توسط عباس مخبر ترجمه شده و انتشارات مرکز آن را به چاپ رسانیده است. این مجموعه مصاحبهها موج مباحث و فعالیتهای زیادی را در آمریکا ایجاد کرد.
ارتباط او و آثارش با ادبیات و هنر به خصوص با سینما به شدت زیاد است و بیش از هر اسطورهشناس دیگری با سینما رابطه دارد. تفکرات او بر روی نویسندگان و فیلمسازانی چون جورج لوکاس، جیم موریسون، کریستوفر واگلر و دن هارمون کاملاً واضح است. جورج لوکاس جنگ ستارگان را با توجه به آثار و تفکرات کمبل ساخت و خود کمبل نیز در این پروژه مشاور او بود. او با دیگر هنرها مانند ادبیات و نقاشی نیز ارتباط داشت و با آثار ادبی جیمز جویس و توماس مان و همچنین با آثار هنری پیکاسو و برانکوسی آشنا بود و از آنها تأثیرات زیادی پذیرفت.
کمبل از نخستین کسانی است که در آمریکا خوانش نمادین و اسطورهای را از کتاب مقدس و تاریخ انبیا مطرح نمود که با مخالفت برخی محافل رو به رو شد. او البته مانند پل تیلیخ عمق وجود انسانی را الهی میداند و بازگشت به اصل انسانی را بازگشت به وجود الهی انسان میداند.
از مهمترین آثار کمبل میتوان به نقابهای خدا(چهار جلد)، قهرمان هزارچهره،
اطلس تاریخی اسطورهشناسی جهان(دو جلد) و اساطیر ایران و ادای دین اشاره کرد. برخی دیگر از آثار او مانند الههها توسط بنیاد جوزف کمبل گردآوری و به چاپ رسیده است.
جوزف کمبل پس از ۶۲ سال تحقیق و پژوهش در اسطوره و اسطورهشناسی سرانجام در ۳۰ اکتبر ۱۹۸۷ در هونولولو در گذشت. تأثیر عمیق وی نه تنها در آمریکا، بلکه در همه جا بر همه کسانی که در این راستا در حال تحقیق هستند، کاملاً مشهود است. شعار مشهور او: « وجد خود را دنبال کنید.» (Follow your bliss) امروزه تبدیل به نوعی دیدگاه فلسفی شده است. در ادامه توجه شما را به دو ویدیو از سری مصاحبه هایش با بیل مویرز جلب میکنیم.👇
منابع: ١)مبانی اسطوره شناسی؛ عباس مخبر
٢)درآمدی بر اسطوره شناسی؛ بهمن نامور مطلق
@Ram_Ut
جوزف کمبل پس از ۶۲ سال تحقیق و پژوهش در اسطوره و اسطورهشناسی سرانجام در ۳۰ اکتبر ۱۹۸۷ در هونولولو در گذشت. تأثیر عمیق وی نه تنها در آمریکا، بلکه در همه جا بر همه کسانی که در این راستا در حال تحقیق هستند، کاملاً مشهود است. شعار مشهور او: « وجد خود را دنبال کنید.» (Follow your bliss) امروزه تبدیل به نوعی دیدگاه فلسفی شده است. در ادامه توجه شما را به دو ویدیو از سری مصاحبه هایش با بیل مویرز جلب میکنیم.👇
منابع: ١)مبانی اسطوره شناسی؛ عباس مخبر
٢)درآمدی بر اسطوره شناسی؛ بهمن نامور مطلق
@Ram_Ut
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جوزف كمبل، قسمت اول.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جوزف كمبل، قسمت دوم.
1. قطعه سفال منقوش ، دوره مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
2. تیغه سنگی، سنگ چخماق، دوره مس سنگی، 3400-2500 ق.م.
3. تیغه سنگی، سنگ چخماق، دوزه مس سنگی، 3400-2500 ق.م.
4. تیغه سنگی، سنگ چخماق، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره مس سنگی ، 3400-2500 ق.م.
5.تیغه سنگی، سنگ چخماق، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره نو سنگی/مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
6. درفش های استخوانی، دوره مس سنگی 2800-2500 ق.م.
7. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دل راندرو، دوره مس سنگی، 3500-3800 ق.م.
8. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
9. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
10. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
11. سر پیکان، سنگ چخماق، غر دل راندرو، دوره مس سنگی، 2800-2500 ق.م.
12. رشته گردنبند سنگی، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
13. رشته گردنبند سنگی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
14. آویز استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
2. تیغه سنگی، سنگ چخماق، دوره مس سنگی، 3400-2500 ق.م.
3. تیغه سنگی، سنگ چخماق، دوزه مس سنگی، 3400-2500 ق.م.
4. تیغه سنگی، سنگ چخماق، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره مس سنگی ، 3400-2500 ق.م.
5.تیغه سنگی، سنگ چخماق، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره نو سنگی/مس سنگی، 3500-2800 ق.م.
6. درفش های استخوانی، دوره مس سنگی 2800-2500 ق.م.
7. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دل راندرو، دوره مس سنگی، 3500-3800 ق.م.
8. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
9. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
10. سرپیکان، سنگ چخماق، غار دِنپاردو (d'en Pardo) ، دوره مس سنگی، 3400-3800 ق.م.
11. سر پیکان، سنگ چخماق، غر دل راندرو، دوره مس سنگی، 2800-2500 ق.م.
12. رشته گردنبند سنگی، غار دلار بارسلا (de la barcella) ، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
13. رشته گردنبند سنگی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3000-2500 ق.م.
14. آویز استخوانی، غار دلار بارسلا (de la barcella)، دوره مس سنگی، 3500-2800 ق.م.