🏨 هتل هیلبرت؛ هتلی که هیچوقت ظرفیتش تکمیل نمیشود!
📜 تاریخچه
• ایده «هتل هیلبرت» را دیوید هیلبرت (David Hilbert)، یکی از بزرگترین ریاضیدانان قرن بیستم، در حدود سال ۱۹۲۴ برای آموزش مفهوم بینهایت مطرح کرد.
• بعدها این مثال توسط ریاضیدان مجارستانی جرج پولیا (George Pólya) در کلاسهای درس نقل شد و بهتدریج با نام Hilbert's Hotel شهرت جهانی پیدا کرد.
• این مثال بر پایه نظریه مجموعههای گئورگ کانتور بنا شده است؛ همان ریاضیدانی که نشان داد حتی خود «بینهایت» نیز اندازههای مختلفی دارد.
⭕️چرا این مثال مهم است؟
• در دنیای متناهی اگر هتلی با ۱۰۰ اتاق پر باشد، دیگر هیچ مهمان جدیدی را نمیتوان پذیرفت.
• اما برای مجموعههای نامتناهی، مفاهیمی مانند «پر بودن» و «جا داشتن» دیگر معنای معمول خود را از دست میدهند.
به زبان ریاضی:
∞ + 1 = ∞
و حتی
∞ + ∞ = ∞
💢البته این روابط برای اعداد معمولی درست نیستند و فقط در چارچوب نظریه کاردینالهای نامتناهی معنا دارند.
☕️physics cafe
📜 تاریخچه
• ایده «هتل هیلبرت» را دیوید هیلبرت (David Hilbert)، یکی از بزرگترین ریاضیدانان قرن بیستم، در حدود سال ۱۹۲۴ برای آموزش مفهوم بینهایت مطرح کرد.
• بعدها این مثال توسط ریاضیدان مجارستانی جرج پولیا (George Pólya) در کلاسهای درس نقل شد و بهتدریج با نام Hilbert's Hotel شهرت جهانی پیدا کرد.
• این مثال بر پایه نظریه مجموعههای گئورگ کانتور بنا شده است؛ همان ریاضیدانی که نشان داد حتی خود «بینهایت» نیز اندازههای مختلفی دارد.
⭕️چرا این مثال مهم است؟
• در دنیای متناهی اگر هتلی با ۱۰۰ اتاق پر باشد، دیگر هیچ مهمان جدیدی را نمیتوان پذیرفت.
• اما برای مجموعههای نامتناهی، مفاهیمی مانند «پر بودن» و «جا داشتن» دیگر معنای معمول خود را از دست میدهند.
به زبان ریاضی:
∞ + 1 = ∞
و حتی
∞ + ∞ = ∞
💢البته این روابط برای اعداد معمولی درست نیستند و فقط در چارچوب نظریه کاردینالهای نامتناهی معنا دارند.
☕️physics cafe
❤2🔥1
مخزن
جزوه ریاضی-فیزیک۳ .pdf
#دفترچه_خاطرات
یکی از معدود اساتید ما بودند که هر سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری و در شریف گذرانده بودند. استاد عجیبی بودند. اوایلی که در کلاس رف۱ ایشان شرکت میکردم، تصور میکردم شاید این سبک تدریس و رفتار، نوعی شخصیتپردازی برای کلاس باشد؛ اما با گذر زمان، فهمیدم این دقیقاً منش و شخصیت واقعی ایشان است.
کلاس معمولاً در یکنواختترین حالت پیش میرفت. حتی میزان پلک زدن و یا تن صدا، لحظهای تغییر نمیکرد. بعضی اوقات که مشغول نوشتن نکتهای بر روی تخته سیاه بود، بصورت خیلی ناگهانی، دستانِ در حال حرکتش از حرکت باز میایستاد و بدون اینکه پاهایش را ذرهای حرکت بدهد، تقریبا تمام بالا تنهاش را ۱۸۰ درجه میچرخاند و با نگاهی کاملاً ثابت و نافذ، مستقیم در چشمانت نگاه میکرد و میپرسید:(این نکته درسته آقای یوسفیان؟)
واای، خیلی ترسناک بود🫣😖
یادآوری مجددش هم، مو به تن آدم ...
اما واقعا تسلط علمی بینظیر ایشان بر روی مباحث، قِسم بزرگی از نکات بالا را میپوشاند. یادم نمیرود که یکبار دکتر جاویدان در میانهی گفتن یک داستانی، پرانتزی باز کردند و گفتند:(فکر میکنید چرا دکتر خزاعی را جذب کردیم؟چون شریفی بود)
یکی از معدود اساتید ما بودند که هر سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری و در شریف گذرانده بودند. استاد عجیبی بودند. اوایلی که در کلاس رف۱ ایشان شرکت میکردم، تصور میکردم شاید این سبک تدریس و رفتار، نوعی شخصیتپردازی برای کلاس باشد؛ اما با گذر زمان، فهمیدم این دقیقاً منش و شخصیت واقعی ایشان است.
کلاس معمولاً در یکنواختترین حالت پیش میرفت. حتی میزان پلک زدن و یا تن صدا، لحظهای تغییر نمیکرد. بعضی اوقات که مشغول نوشتن نکتهای بر روی تخته سیاه بود، بصورت خیلی ناگهانی، دستانِ در حال حرکتش از حرکت باز میایستاد و بدون اینکه پاهایش را ذرهای حرکت بدهد، تقریبا تمام بالا تنهاش را ۱۸۰ درجه میچرخاند و با نگاهی کاملاً ثابت و نافذ، مستقیم در چشمانت نگاه میکرد و میپرسید:(این نکته درسته آقای یوسفیان؟)
واای، خیلی ترسناک بود🫣😖
یادآوری مجددش هم، مو به تن آدم ...
اما واقعا تسلط علمی بینظیر ایشان بر روی مباحث، قِسم بزرگی از نکات بالا را میپوشاند. یادم نمیرود که یکبار دکتر جاویدان در میانهی گفتن یک داستانی، پرانتزی باز کردند و گفتند:(فکر میکنید چرا دکتر خزاعی را جذب کردیم؟چون شریفی بود)
👍2🤣2
در مقابل نکات و سوالات اشتباهی هم که دانشجویان به مطالبشان وارد میکردند هم سیاست خاصی داشتند. همیشه با یک نیمچه لبخندی که مشخص بود از سر تمسخر نیست، به دانشجو میگفتند که :
( حالا فکر نمیکنید اینجوری بشه، یا این درستتر باشه؟)
واقعا همهچیزش با اساتید دیگر تفاوت میکرد. بشدت انسان منظمی بود و اخلاق خاصخودش را داشت. وقتی با او سخن میگفتی، از حالت چهرهاش نمیتوانستی بفهمی آیا منتظر است تا گورت را از اتاقش گم کنی یا اینکه خشنود است که به دیدارش رفتهای. اما یک چیز کاملا واضح و مبرهن بود، اینکه بسیار ماخوذ به حیا و ساکت بود(وگرنه که یک استاد و توی اتاقش جا نمیکردن😂) یادم میآید یکی از سالبالاییها میگفت اگر رو در روی صورتش، بهش بیاحترامی کنی، هیچ نمیگوید و با همان قدمهای آرام که اندکی لرزه به اندامش نمیاندازد، به مسیرش ادامه میدهد.
خاطره جالبی که از کلاسهایش در حافظهام مانده، فکر میکنم مال همان کلاس رف۱ است. ساختمان شیمی، کلاس یک. در میانهی تدریس بود و ما هم سخت مشغول نوشتن و ... که ناگهان فردی لاغراندام و قدبلند، با ریش بسیار عجیب وارد کلاس شد(معلوم بود دانشجو نیست)، همان سر در کلاس ایستاد و با لهجهی بشدت غلیظ بلوچی شروع کرد از دکتر بابت آموزش علم و تربیت شاگردان، تشکر کردن. در آخر هم جملهای از یکی از علمایشان گفت که فقط تیکهی "مولانا عبدالحمید میفرماید" اش در خاطر هست. و ناگهان رفت. دیگر آن کلاس به حالت سابق خود برنگشت، یادم میآید در ردیف جلو هم نشسته بودم. آنقدر خندیده بودم پهلوهایم درد گرفته بودند. به هر حال گذشت.
فکر میکنم آن مرد را هم بعدا به گونی هدایت کرده بودند. بد جایی را برای تبلیغ، انتخاب کرده بود😁
کلاسهای رف۳ ایشان هم عجیب بود. بیشتر بخاطر دانشجویانی که آن درس را برداشته بودند. اکثرا ارشد و تقریبا همگی معلم بودند. البته انگشت شمار هم بودند افرادی که از رشتههای عمران و روانشناسی و ... تغییر رشته داده بودند و ارشد را در فیزیک سپری میکردند.
تصور کنید من در کنار کسی که نوه داشت یا مثلا با پسر هشت سالهاش به کلاس میآمد، در کنار یکدیگر مینشستیم. برای تجربه بار اول، عجیب بود.
چون پایهی فیزیکی نداشتند، گروه برایشان کلاسهای جبرانی گذاشته بود. بعضی وقتها کلاسهای الکتروشان را از پشت پنجره نگاه میکردم، دلم برایشان میسوخت. معلوم بود خیلی توی ذوقشان خورده بود.
بگذریم
دکتر خزاعی، روال ثابتی داشت؛
تمارینش معمولا همان سوالات آخر فصل منبع درس بود و اگر مطالب سر کلاس را خوب میخواندی، طبیعتا نمره کامل در انتظارت بود. اگر هم میخواست شما را اذیت کند، معمولا سوالاتی با خرکاری ریاضی میداد، اما قابل حل و آسان.
نمیدانم چگونه توضیح بدهم، اما حس میکنم بطور شخصیتی روی من اثر گذاشته است. رفتار و سکنات و ...اش، برایم آموزنده بودهاند.
در یک جمله بخواهم برایتان خلاصه کنم این میشود:
"از حاشیه دوری کن و به کارت بپرداز"
بشخصه اگر روزی قرار باشد در حوزه اپتیک فعالیت پژوهشی جدی داشته باشم، واقعاً دوست دارم افتخار همکاری با ایشان را داشته باشم.
برای ایشان، بهترین آرزوها را دارم و از خداوند متعال سلامتی، عزت و توفیق روزافزونشان را مسئلت میکنم.
درپناهحق
یاعلی
بامداد پنجمین روز از مردادماه ۱۴۰۵
حسین حامدیوسفیان
پ.ن: تصویر از متنی است که ایشان به بنده لطف کردند
و به یادگار بر روی جزوهی بنده به نگارش درآوردند.
( حالا فکر نمیکنید اینجوری بشه، یا این درستتر باشه؟)
واقعا همهچیزش با اساتید دیگر تفاوت میکرد. بشدت انسان منظمی بود و اخلاق خاصخودش را داشت. وقتی با او سخن میگفتی، از حالت چهرهاش نمیتوانستی بفهمی آیا منتظر است تا گورت را از اتاقش گم کنی یا اینکه خشنود است که به دیدارش رفتهای. اما یک چیز کاملا واضح و مبرهن بود، اینکه بسیار ماخوذ به حیا و ساکت بود(وگرنه که یک استاد و توی اتاقش جا نمیکردن😂) یادم میآید یکی از سالبالاییها میگفت اگر رو در روی صورتش، بهش بیاحترامی کنی، هیچ نمیگوید و با همان قدمهای آرام که اندکی لرزه به اندامش نمیاندازد، به مسیرش ادامه میدهد.
خاطره جالبی که از کلاسهایش در حافظهام مانده، فکر میکنم مال همان کلاس رف۱ است. ساختمان شیمی، کلاس یک. در میانهی تدریس بود و ما هم سخت مشغول نوشتن و ... که ناگهان فردی لاغراندام و قدبلند، با ریش بسیار عجیب وارد کلاس شد(معلوم بود دانشجو نیست)، همان سر در کلاس ایستاد و با لهجهی بشدت غلیظ بلوچی شروع کرد از دکتر بابت آموزش علم و تربیت شاگردان، تشکر کردن. در آخر هم جملهای از یکی از علمایشان گفت که فقط تیکهی "مولانا عبدالحمید میفرماید" اش در خاطر هست. و ناگهان رفت. دیگر آن کلاس به حالت سابق خود برنگشت، یادم میآید در ردیف جلو هم نشسته بودم. آنقدر خندیده بودم پهلوهایم درد گرفته بودند. به هر حال گذشت.
فکر میکنم آن مرد را هم بعدا به گونی هدایت کرده بودند. بد جایی را برای تبلیغ، انتخاب کرده بود😁
کلاسهای رف۳ ایشان هم عجیب بود. بیشتر بخاطر دانشجویانی که آن درس را برداشته بودند. اکثرا ارشد و تقریبا همگی معلم بودند. البته انگشت شمار هم بودند افرادی که از رشتههای عمران و روانشناسی و ... تغییر رشته داده بودند و ارشد را در فیزیک سپری میکردند.
تصور کنید من در کنار کسی که نوه داشت یا مثلا با پسر هشت سالهاش به کلاس میآمد، در کنار یکدیگر مینشستیم. برای تجربه بار اول، عجیب بود.
چون پایهی فیزیکی نداشتند، گروه برایشان کلاسهای جبرانی گذاشته بود. بعضی وقتها کلاسهای الکتروشان را از پشت پنجره نگاه میکردم، دلم برایشان میسوخت. معلوم بود خیلی توی ذوقشان خورده بود.
بگذریم
دکتر خزاعی، روال ثابتی داشت؛
تمارینش معمولا همان سوالات آخر فصل منبع درس بود و اگر مطالب سر کلاس را خوب میخواندی، طبیعتا نمره کامل در انتظارت بود. اگر هم میخواست شما را اذیت کند، معمولا سوالاتی با خرکاری ریاضی میداد، اما قابل حل و آسان.
نمیدانم چگونه توضیح بدهم، اما حس میکنم بطور شخصیتی روی من اثر گذاشته است. رفتار و سکنات و ...اش، برایم آموزنده بودهاند.
در یک جمله بخواهم برایتان خلاصه کنم این میشود:
"از حاشیه دوری کن و به کارت بپرداز"
بشخصه اگر روزی قرار باشد در حوزه اپتیک فعالیت پژوهشی جدی داشته باشم، واقعاً دوست دارم افتخار همکاری با ایشان را داشته باشم.
برای ایشان، بهترین آرزوها را دارم و از خداوند متعال سلامتی، عزت و توفیق روزافزونشان را مسئلت میکنم.
درپناهحق
یاعلی
بامداد پنجمین روز از مردادماه ۱۴۰۵
حسین حامدیوسفیان
پ.ن: تصویر از متنی است که ایشان به بنده لطف کردند
و به یادگار بر روی جزوهی بنده به نگارش درآوردند.
❤5👍1
☕️ physics cafe
#دفترچه_خاطرات یکی از معدود اساتید ما بودند که هر سه مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری و در شریف گذرانده بودند. استاد عجیبی بودند. اوایلی که در کلاس رف۱ ایشان شرکت میکردم، تصور میکردم شاید این سبک تدریس و رفتار، نوعی شخصیتپردازی برای کلاس باشد؛ اما با گذر زمان،…
#موقت
بریم برای نگارش یک #دفترچه_خاطرات با موضوع دکتر روشن؟😉
شما هم اگر خاطره جالبی از اساتید دارید
با ما در میون بزارید
بریم برای نگارش یک #دفترچه_خاطرات با موضوع دکتر روشن؟😉
شما هم اگر خاطره جالبی از اساتید دارید
با ما در میون بزارید
👍3
☕️ physics cafe
#حل_مسئله 🔏 بعد از طی شدن مقدار مشخص زمانی، از کدام یک از منبعها، آب بیشتر خارج شده است؟ مشخصات دو منبع، یکسان است، تنها وارون هندسی یکدیگر میباشند. 🛠 جعبه ابزار 🔸معادله برنولی در سیالات P + 1/2ρV² + ρgh = Constant 🔸پایستگی جرم AV=A'V' 🔸قضیه تالس …
#پاسخ_مسئله
📌پاسخ منبع سمت راستی است.
(البته این نتیجهای است که خودم بهش رسیدم و نمیدونم درسته یا نه. استدلالها منطقی بنظر میرسه ولی شرایط آزمون تجربی برام فراهم نبودش)
پ.ن: در این پاسخبرگ، بصورت نسبی مشخص شده که کدوم منبع زودتر تموم میشه
اگر مایل بودید، زمان دقیقش و با فرض اینکه سرعت حرکت سطح آب تقریبا صفر هستش و ارسال میکنم
☕️physics cafe
📌پاسخ منبع سمت راستی است.
(البته این نتیجهای است که خودم بهش رسیدم و نمیدونم درسته یا نه. استدلالها منطقی بنظر میرسه ولی شرایط آزمون تجربی برام فراهم نبودش)
پ.ن: در این پاسخبرگ، بصورت نسبی مشخص شده که کدوم منبع زودتر تموم میشه
اگر مایل بودید، زمان دقیقش و با فرض اینکه سرعت حرکت سطح آب تقریبا صفر هستش و ارسال میکنم
☕️physics cafe
❤🔥1
#هندسه_دیفرانسیل
6⃣ بخش ششم | انتقال موازی؛ چگونه جهت یک بردار را در فضای خمیده حفظ کنیم؟
🔹فرض کنید روی سطح یک کره ایستادهاید و یک پیکان در دست دارید. میخواهید آن را از نقطهای به نقطهای دیگر ببرید، اما بدون آنکه آن را بچرخانید.
🔹در یک صفحهی تخت، این کار کاملاً ساده است؛ کافی است بردار را جابهجا کنید و جهت آن تغییر نخواهد کرد. اما روی یک سطح خمیده، داستان کاملاً متفاوت است.
🔹در فضای خمیده، حتی اگر در تمام مسیر تلاش کنید بردار را نچرخانید، ممکن است پس از رسیدن به مقصد، جهت آن با حالت اولیه تفاوت داشته باشد. این تغییر، ناشی از چرخش خودِ بردار نیست؛ بلکه نتیجهی خمیدگی فضا است.
به این فرآیند، انتقال موازی (Parallel Transport) گفته میشود.
🔹انتقال موازی روشی است برای جابهجایی یک بردار به گونهای که تا حد ممکن جهت ذاتی آن حفظ شود. اما اگر مسیر حرکت یک حلقهی بسته را تشکیل دهد، بردار پس از بازگشت به نقطهی آغاز، ممکن است دیگر دقیقاً در همان جهت اولیه نباشد.
☕️physics cafe
6⃣ بخش ششم | انتقال موازی؛ چگونه جهت یک بردار را در فضای خمیده حفظ کنیم؟
🔹فرض کنید روی سطح یک کره ایستادهاید و یک پیکان در دست دارید. میخواهید آن را از نقطهای به نقطهای دیگر ببرید، اما بدون آنکه آن را بچرخانید.
🔹در یک صفحهی تخت، این کار کاملاً ساده است؛ کافی است بردار را جابهجا کنید و جهت آن تغییر نخواهد کرد. اما روی یک سطح خمیده، داستان کاملاً متفاوت است.
🔹در فضای خمیده، حتی اگر در تمام مسیر تلاش کنید بردار را نچرخانید، ممکن است پس از رسیدن به مقصد، جهت آن با حالت اولیه تفاوت داشته باشد. این تغییر، ناشی از چرخش خودِ بردار نیست؛ بلکه نتیجهی خمیدگی فضا است.
به این فرآیند، انتقال موازی (Parallel Transport) گفته میشود.
🔹انتقال موازی روشی است برای جابهجایی یک بردار به گونهای که تا حد ممکن جهت ذاتی آن حفظ شود. اما اگر مسیر حرکت یک حلقهی بسته را تشکیل دهد، بردار پس از بازگشت به نقطهی آغاز، ممکن است دیگر دقیقاً در همان جهت اولیه نباشد.
☕️physics cafe
🔥1
https://homes.cs.washington.edu/~shayan/islam.html
پسر چه آدمای عجیبی توی زمانه ما زندگی میکنند
"حتما بخونید"
☕️physics cafe
پسر چه آدمای عجیبی توی زمانه ما زندگی میکنند
"حتما بخونید"
☕️physics cafe
❤🔥2
📖 #واژهنامه
81. Operator /ˈɑː.pə.reɪ.t̬ɚ/ – عملگر (تکرار با مفهوم جدید)
➤ A mathematical object that maps a function or vector to another function or vector (e.g., Hamiltonian, momentum operator in QM).
🔹 شیء ریاضی که یک تابع یا بردار را به تابع یا بردار دیگر نگاشت میدهد (مثل همیلتونی، عملگر تکانه در مکانیک کوانتوم).
📌 مثال: Apply the Laplacian operator to the wavefunction. (عملگر لاپلاس را روی تابع موج اعمال کنید.)
82. Hermitian operator /hɜːrˈmɪt.i.ən ˈɑː.pə.reɪ.t̬ɚ/ – عملگر هرمیتی
➤ An operator that equals its own adjoint (self-adjoint); guarantees real eigenvalues, essential in quantum mechanics for observables.
🔹 عملگری که با الحاقی خودش برابر است (خودالحاقی)؛ تضمین میکند مقادیر ویژه حقیقی باشند، در مکانیک کوانتوم برای کمیتهای مشاهدپذیر ضروری است.
📌 مثال: The Hamiltonian is a Hermitian operator. (همیلتونی یک عملگر هرمیتی است.)
83. Hilbert space /ˈhɪl.bɜːrt speɪs/ – فضای هیلبرت
➤ A complete vector space equipped with an inner product, where quantum states live.
🔹 فضای برداری کامل همراه با ضرب داخلی، که حالتهای کوانتومی در آن ساکن هستند.
📌 مثال: The wavefunctions form a Hilbert space. (توابع موج یک فضای هیلبرت میسازند.)
84. Fourier transform /ˈfʊr.i.eɪ trænsˈfɔːrm/ – تبدیل فوریه
➤ A mathematical operation that decomposes a function into its constituent frequencies (time ↔ frequency domain).
🔹 عملیات ریاضی که یک تابع را به فرکانسهای سازندهاش تجزیه میکند (زمان ↔ حوزه فرکانس).
📌 مثال: Take the Fourier transform of the pulse to find its frequency spectrum. (تبدیل فوریهی پالس را بگیرید تا طیف فرکانسی آن را پیدا کنید.)
85. Laplace transform /ləˈplɑːs trænsˈfɔːrm/ – تبدیل لاپلاس
➤ An integral transform that converts a differential equation into an algebraic equation (very useful in circuit analysis and control theory).
🔹 تبدیل انتگرالی که یک معادله دیفرانسیل را به یک معادله جبری تبدیل میکند (در تحلیل مدارها و نظریه کنترل بسیار مفید است).
📌 مثال: Use Laplace transform to solve the differential equation. (برای حل معادله دیفرانسیل از تبدیل لاپلاس استفاده کنید.)
86. Delta function (Dirac delta) /ˈdel.tə ˈfʌŋk.ʃən/ /dɪˈræk ˈdel.tə/ – تابع دلتا (دیراک)
➤ A generalized function that is zero everywhere except at zero, with an integral of one; used to model point sources and impulses.
🔹 تابع تعمیمیافتهای که همهجا صفر است به جز در نقطه صفر، با انتگرال برابر یک؛ برای مدلسازی چشمههای نقطهای و ضربهها استفاده میشود.
📌 مثال: Represent a point charge as a delta function in the charge density. (بار نقطهای را به صورت تابع دلتا در چگالی بار نمایش دهید.)
87. Green's function /ɡriːnz ˈfʌŋk.ʃən/ – تابع گرین
➤ A mathematical function used to solve inhomogeneous differential equations; represents the response of a system to a point source.
🔹 تابع ریاضی برای حل معادلات دیفرانسیل ناهمگن؛ پاسخ یک سیستم به یک چشمهی نقطهای را نمایش میدهد.
📌 مثال: Find the Green's function for the wave equation. (تابع گرین معادله موج را پیدا کنید.)
88. Curvilinear coordinates /ˌkɜːr.vəˈlɪn.i.ər koʊˈɔːr.dɪ.nəts/ – مختصات خمیدهخط
➤ Coordinate systems (e.g., spherical, cylindrical) where the basis vectors change with position; essential in electrodynamics and general relativity.
🔹 دستگاههای مختصاتی (مثل کروی، استوانهای) که بردارهای پایه با مکان تغییر میکنند؛ در الکترودینامیک و نسبیت عام ضروری هستند.
📌 مثال: Use spherical coordinates to solve the problem. (برای حل مسئله از مختصات کروی استفاده کنید.)
89. Tensor /ˈten.sɚ/ – تانسور
➤ A multi-dimensional array that generalizes scalars, vectors, and matrices; transforms according to specific rules under coordinate changes (core in GR).
🔹 آرایهای چندبعدی که نردهایها، بردارها و ماتریسها را تعمیم میدهد؛ تحت تغییر مختصات طبق قوانین خاصی تبدیل میشود (هستهی نسبیت عام).
📌 مثال: The stress-energy tensor describes the distribution of matter and energy. (تانسور تنش-انرژی توزیع ماده و انرژی را توصیف میکند.)
81. Operator /ˈɑː.pə.reɪ.t̬ɚ/ – عملگر (تکرار با مفهوم جدید)
➤ A mathematical object that maps a function or vector to another function or vector (e.g., Hamiltonian, momentum operator in QM).
🔹 شیء ریاضی که یک تابع یا بردار را به تابع یا بردار دیگر نگاشت میدهد (مثل همیلتونی، عملگر تکانه در مکانیک کوانتوم).
📌 مثال: Apply the Laplacian operator to the wavefunction. (عملگر لاپلاس را روی تابع موج اعمال کنید.)
82. Hermitian operator /hɜːrˈmɪt.i.ən ˈɑː.pə.reɪ.t̬ɚ/ – عملگر هرمیتی
➤ An operator that equals its own adjoint (self-adjoint); guarantees real eigenvalues, essential in quantum mechanics for observables.
🔹 عملگری که با الحاقی خودش برابر است (خودالحاقی)؛ تضمین میکند مقادیر ویژه حقیقی باشند، در مکانیک کوانتوم برای کمیتهای مشاهدپذیر ضروری است.
📌 مثال: The Hamiltonian is a Hermitian operator. (همیلتونی یک عملگر هرمیتی است.)
83. Hilbert space /ˈhɪl.bɜːrt speɪs/ – فضای هیلبرت
➤ A complete vector space equipped with an inner product, where quantum states live.
🔹 فضای برداری کامل همراه با ضرب داخلی، که حالتهای کوانتومی در آن ساکن هستند.
📌 مثال: The wavefunctions form a Hilbert space. (توابع موج یک فضای هیلبرت میسازند.)
84. Fourier transform /ˈfʊr.i.eɪ trænsˈfɔːrm/ – تبدیل فوریه
➤ A mathematical operation that decomposes a function into its constituent frequencies (time ↔ frequency domain).
🔹 عملیات ریاضی که یک تابع را به فرکانسهای سازندهاش تجزیه میکند (زمان ↔ حوزه فرکانس).
📌 مثال: Take the Fourier transform of the pulse to find its frequency spectrum. (تبدیل فوریهی پالس را بگیرید تا طیف فرکانسی آن را پیدا کنید.)
85. Laplace transform /ləˈplɑːs trænsˈfɔːrm/ – تبدیل لاپلاس
➤ An integral transform that converts a differential equation into an algebraic equation (very useful in circuit analysis and control theory).
🔹 تبدیل انتگرالی که یک معادله دیفرانسیل را به یک معادله جبری تبدیل میکند (در تحلیل مدارها و نظریه کنترل بسیار مفید است).
📌 مثال: Use Laplace transform to solve the differential equation. (برای حل معادله دیفرانسیل از تبدیل لاپلاس استفاده کنید.)
86. Delta function (Dirac delta) /ˈdel.tə ˈfʌŋk.ʃən/ /dɪˈræk ˈdel.tə/ – تابع دلتا (دیراک)
➤ A generalized function that is zero everywhere except at zero, with an integral of one; used to model point sources and impulses.
🔹 تابع تعمیمیافتهای که همهجا صفر است به جز در نقطه صفر، با انتگرال برابر یک؛ برای مدلسازی چشمههای نقطهای و ضربهها استفاده میشود.
📌 مثال: Represent a point charge as a delta function in the charge density. (بار نقطهای را به صورت تابع دلتا در چگالی بار نمایش دهید.)
87. Green's function /ɡriːnz ˈfʌŋk.ʃən/ – تابع گرین
➤ A mathematical function used to solve inhomogeneous differential equations; represents the response of a system to a point source.
🔹 تابع ریاضی برای حل معادلات دیفرانسیل ناهمگن؛ پاسخ یک سیستم به یک چشمهی نقطهای را نمایش میدهد.
📌 مثال: Find the Green's function for the wave equation. (تابع گرین معادله موج را پیدا کنید.)
88. Curvilinear coordinates /ˌkɜːr.vəˈlɪn.i.ər koʊˈɔːr.dɪ.nəts/ – مختصات خمیدهخط
➤ Coordinate systems (e.g., spherical, cylindrical) where the basis vectors change with position; essential in electrodynamics and general relativity.
🔹 دستگاههای مختصاتی (مثل کروی، استوانهای) که بردارهای پایه با مکان تغییر میکنند؛ در الکترودینامیک و نسبیت عام ضروری هستند.
📌 مثال: Use spherical coordinates to solve the problem. (برای حل مسئله از مختصات کروی استفاده کنید.)
89. Tensor /ˈten.sɚ/ – تانسور
➤ A multi-dimensional array that generalizes scalars, vectors, and matrices; transforms according to specific rules under coordinate changes (core in GR).
🔹 آرایهای چندبعدی که نردهایها، بردارها و ماتریسها را تعمیم میدهد؛ تحت تغییر مختصات طبق قوانین خاصی تبدیل میشود (هستهی نسبیت عام).
📌 مثال: The stress-energy tensor describes the distribution of matter and energy. (تانسور تنش-انرژی توزیع ماده و انرژی را توصیف میکند.)
90. Covariant / Contravariant /koʊˈver.i.ənt/ /ˌkɑːn.trəˈver.i.ənt/ – هموردا / پادوردا
➤ Two transformation properties of vectors/tensors under coordinate changes: covariant components transform like basis vectors, contravariant like coordinates.
🔹 دو خاصیت تبدیل بردارها/تانسورها تحت تغییر مختصات: مؤلفههای هموردا مانند بردارهای پایه تغییر میکنند، پادوردا مانند مختصات.
📌 مثال: The metric tensor relates covariant and contravariant components. (تانسور متریک مؤلفههای هموردا و پادوردا را به هم مرتبط میکند.)
☕️physics cafe
➤ Two transformation properties of vectors/tensors under coordinate changes: covariant components transform like basis vectors, contravariant like coordinates.
🔹 دو خاصیت تبدیل بردارها/تانسورها تحت تغییر مختصات: مؤلفههای هموردا مانند بردارهای پایه تغییر میکنند، پادوردا مانند مختصات.
📌 مثال: The metric tensor relates covariant and contravariant components. (تانسور متریک مؤلفههای هموردا و پادوردا را به هم مرتبط میکند.)
☕️physics cafe
🔥3❤1
Forwarded from فیزیک با طعم چای
#کتاب_فروشی
📚سمفونی مردگان
👤عباس معروفی
📍انتشارات ققنوس
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای ایرانی
🗓سال انتشار: ۱۴۰۳
🔴قیمت فعلی کتاب: ۵۵۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۳۵۰.۰۰۰تومان
📚سال بلوا
👤عباس معروفی
📍انتشارات ققنوس
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای ایرانی
🗓سال انتشار: ۱۴۰۴
🔴قیمت فعلی کتاب: ۵۵۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۳۵۰.۰۰۰تومان
📚عقاید یک دلقک
👤هاینریش بل
🗣محمد اسماعیل زاده
📍انتشارات چشمه
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای آلمانی
🗓سال انتشار: ۱۳۹۶
🔴قیمت فعلی کتاب: ۳۹۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۲۰۰.۰۰۰
📚آناکارنینا
👤لئون تولستوی
🗣فاراز سیمونیان
📍انتشارات گوتنبرگ
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای روسی
🗓سال انتشار: ۱۳۹۱
🔴قیمت فعلی کتاب: ۹۶۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۵۰۰.۰۰۰
📚بادام
👤وون پیونگ سون
🗣فاطمه قربان زاده
📍انتشارات یوشیتا
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای کره ای
🗓سال انتشار: ۱۴۰۳
🔴قیمت فعلی کتاب: ۳۸۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۱۸۰.۰۰۰
---------------------------------------------
♻️برای هماهنگی بیشتر"@MACTEV"
☕️فیزیک با طعم چای
📚سمفونی مردگان
👤عباس معروفی
📍انتشارات ققنوس
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای ایرانی
🗓سال انتشار: ۱۴۰۳
🔴قیمت فعلی کتاب: ۵۵۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۳۵۰.۰۰۰تومان
📚سال بلوا
👤عباس معروفی
📍انتشارات ققنوس
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای ایرانی
🗓سال انتشار: ۱۴۰۴
🔴قیمت فعلی کتاب: ۵۵۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۳۵۰.۰۰۰تومان
📚عقاید یک دلقک
👤هاینریش بل
🗣محمد اسماعیل زاده
📍انتشارات چشمه
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای آلمانی
🗓سال انتشار: ۱۳۹۶
🔴قیمت فعلی کتاب: ۳۹۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۲۰۰.۰۰۰
📚آناکارنینا
👤لئون تولستوی
🗣فاراز سیمونیان
📍انتشارات گوتنبرگ
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای روسی
🗓سال انتشار: ۱۳۹۱
🔴قیمت فعلی کتاب: ۹۶۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۵۰۰.۰۰۰
📚بادام
👤وون پیونگ سون
🗣فاطمه قربان زاده
📍انتشارات یوشیتا
🔸زبان کتاب: فارسی
🔹موضوع کتاب: رمانهای کره ای
🗓سال انتشار: ۱۴۰۳
🔴قیمت فعلی کتاب: ۳۸۰.۰۰۰
🟢قیمت کتاب با تخفیف ویژه: ۱۸۰.۰۰۰
---------------------------------------------
♻️برای هماهنگی بیشتر"@MACTEV"
☕️فیزیک با طعم چای
🔥2
☕️ physics cafe
#پاسخ_مسئله 📌پاسخ منبع سمت راستی است. (البته این نتیجهای است که خودم بهش رسیدم و نمیدونم درسته یا نه. استدلالها منطقی بنظر میرسه ولی شرایط آزمون تجربی برام فراهم نبودش) پ.ن: در این پاسخبرگ، بصورت نسبی مشخص شده که کدوم منبع زودتر تموم میشه اگر مایل بودید،…
#پاسخ_مسئله
در این پاسخبرگ، بررسی شده است که اگر این دو موجود بیآزار را رها کنیم، زمانی که لازم است تا کاملا خالی شود، چقدر است و در ضمن یک مقایسه کوچیک هم بینشون انجام شده است
پ.ن: حقیقتا نمیدونم درسته یا نه
اگر نکتهای به ذهنتون رسید، به اشتراک بگذارید
☕️physics cafe
در این پاسخبرگ، بررسی شده است که اگر این دو موجود بیآزار را رها کنیم، زمانی که لازم است تا کاملا خالی شود، چقدر است و در ضمن یک مقایسه کوچیک هم بینشون انجام شده است
پ.ن: حقیقتا نمیدونم درسته یا نه
اگر نکتهای به ذهنتون رسید، به اشتراک بگذارید
☕️physics cafe
☕️ physics cafe pinned «آشنایی با گرایش محاسبات و اطلاعات کوانتومی در رشته فیزیک ارائه دهندگان: دکتر وحید کریمیپور دکتر صالح رحیمی-کشاری دکتر صادق رئیسی 🎞 ویدیو در یوتیوب 🎧 فایل صوتی از aparat.com/v/bRiFc ما در ۸ برنامه به معرفی گرایشهای فیزیک پرداختیم. در این برنامهها…»