طبیعیات
417 subscribers
70 photos
42 videos
60 files
64 links
ارتباط با ادمین:
@yazahraa8
Download Telegram
📌تقسیم به اجزاء، همه واقعیت را نشان نمیدهد!

" یک دیدگاه این است که همه چیز از اتمها یا حتی ذرات بنیادی کوچکتر تشکیل شده است و تمام واقعیت با حرکات این ذرات تعیین میشود (که حرکات این ذرات نیز بر اساس برهمکنشهای میان این ذرات تعیین شود).

بر اساس این دیدگاه "کل" چیزی بیش از یک مفهوم انتزاعی نیست. یعنی صرفا یک شیوه مفید و مناسب برای گفت و گو درباره اینکه چگونه ذرات کنش متقابل دارند.

روشن است که دیدگاه مزبور برای انسانها (که از این ذرات تشکیل شده‌اند) نیز صادق است. تلاش برای تجزیه اشیا به آنچه گمان میشود اجزای بنیادین آنهاست، از پیامدهای آشکار چنین دیدگاهی است. این اجزای بنیادین، سازندگان مکانیزم غول آسای جهان فرض میشوند.

اما این نحوه نگریستن به انسان و جهان (به سان یک مکانیزم غول‌آسا) با پیشرفتهای انقلابی جدید در نظریه کوانتوم و نسبیت تعارض دارد و رویکرد کاملا متفاوتی نیاز است.

بنابر نظریه نسبیت اینشتین، سرشت بنیادی جهان را مجموعه‌ای از ذرات سازنده که با یکدیگر کنش متقابل دارند، تشکیل نمیدهد. بلکه شاید بتوان جهان را به سان یک میدان فراگیر و کلی تشریح کرد که اصلی‌ترین کیفیت آن، تمامیت ناگسسته‌ای است که در حرکت و سیلان است!"

👤دیوید بوهم
@physics25
"هیجانی که در آغاز درک بخشی از نظریه نسبیت اینشتین داشتم، خوب به خاطر دارم. تابستان بود و من سال آخر دانشگاه بودم، تعطیلات دانشگاهی را سپری می‌کردم و در ساحلی واقع در کندوفوری در کالابریا، از تابش نور خورشید مدیترانه‌ای یونان لذت می‌بردم. به دور از دغدغه درس و دانشگاه. با آرامش خیال مطالعه می‌کردم. لبه‌های کتابی را که می‌خواندم، موشها جویده بودند، چرا که شبها با آن کتاب، سوراخهای ورود و خروج این موجودات کوچک را به داخل خانه مسدود می‌کردم. خانه‌ای مخروبه و ویران واقع در تپه‌های اومبریا. جایی که معمولا برای رهایی از کلاسهای خسته کننده دانشگاهی در بولونیا به آنجا پناه می‌بردم. هر از گاهی چشمها را از کتاب برداشته، نگاهی به دریای درخشان می‌انداختم. چنین به نظر می‌رسید که واقعا پیچش فضا و زمان را که اینشتین بیان کرده بود، می‌بینم. به گونه‌ای معجزه‌آسا، مثل زمانی که دوستی در گوشم حقیقت پنهان خارق العاده‌ای را زمزمه کند، ناگهان پرده از حقیقت برداشته شد و نظام ساده‌تر و عمیقتری آشکار شد."

👤کارلو روولی- سرخط نظریه گرانش حلقوی
@physics25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ تاثیر جرقه های ذهنی در شکل گیری نظریات
👤 دکتر مهدی گلشنی

🆔 @physics25
طبیعیات
📌مساله شطرنج دوبل! قواعد بازی شطرنج را به این صورت تغییر میدهیم که هر بازیکن، در نوبت خود میتواند دو حرکت متوالی انجام دهد. ثابت کنید یک استراتژی برای سفید وجود دارد که حداقل نبازد! @physics25
پاسخ مساله شطرنج دوبل:
فرض کنید که سیاه بتواند طوری بازی کند که حتما برنده شود. در این صورت سفید در دو حرکت اول خود، یک اسب را به یک خانه می‌برد و بر می‌گرداند! حالا او به جای نفر دوم نشسته است و بایستی بتواند برنده شود (که تناقض است). پس سیاه استراتژی برد ندارد و سفید می‌تواند بازی را حداقل به تساوی بکشاند.‌
📌رادیکال دو
با یک ساعت مچی و یک کفش ورزشی، مقدار تقریبی رادیکال دو را محاسبه کنید!
@physics25
طبیعیات
📌رادیکال دو با یک ساعت مچی و یک کفش ورزشی، مقدار تقریبی رادیکال دو را محاسبه کنید! @physics25
پاسخ:

یک بار کفش را از بند کفش آویزان کنید و با نوسان آن، دوره تناوب نوسان را محاسبه کنید.
بار دیگر بند را از وسط تا کنید و طول این آونگ را نصف کنید. دوباره دوره تناوب نوسان را محاسبه کنید.

در نهایت تقسیم این دو دوره تناوب، برابر رادیکال دو میشود. (چرا؟!)
هایزنبرگ - فیزیکدان آلمانی و برنده جایزه نوبل فیزیک - برداشت کپلر از کاوش علمی را چنین بیان میکند:

" برای کپلر علم وسیله کسب منافع مادی برای انسان، یا ساختن یک فناوری برای زندگی بهتر در این دنیای ناقص نبود، برعکس علم وسیله ارتقای ذهن، وسیله کسب آرامش در تفکر درباره کمال ابدی خلقت بود."

@physics25
جان اکلس -برنده نوبل فیزیولوژی و پزشکی- در کتاب زیر
How the self controls its brain
@physics25
👤چارلز تاونز - برنده جایزه نوبل در فیزیک

مثال دیگر، احساس اختیار ماست. علم به هیچ نوع اختیاری به معنای معمولی آن اذعان نمی‌کند. مع‌الوصف، من عقیده دارم که اختیار دارم. من آن را قویا احساس می‌کنم. فکر می‌کنم تقریبا هر فرد دیگری نیز چنین است. ما کاملا آزاد نیستیم، اما به نحوی احساس می‌کنیم که اختیار داریم. درست به همین طریق، من وجود خدا و تاثیر او را احساس می‌کنم. من زمانی در آزمایشگاه بودم و پروفسور لمب، که یک شکاک بزرگ بود، جلو آمد و گفت: "چارلی، آیا خدا هیچ وقت به تو در آزمایشگاه کمک کرده است؟" من گفتم: "بلی، من فکر می‌کنم او کمک کرده است."
او نتوانست آن را بپذیرد. او به قدری شگفت‌زده شده بود که ادامه نداد که بپرسد چگونه. توضیح آن کمی مشکلتر است. اما من فکر می‌کنم چیزی وجود دارد. به هر حال من احساسی قوی از حضور خدا دارم. همانطور که بسیاری از مردم دارند.
@physics25
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اساتید دانشگاه که اینقدر از دیگران انتقاد می‌کنند، آیا وقت آن نرسیده که تدریس خودشان را نیز مورد انتقاد قرار دهند؟!
👈بخشی از کلاس فیزیک پایه دانشگاه ام،آی،تی
@physics25
طبیعیات
Photo
مصاحبه با آلن سندج، پدربزرگ کیهان شناسی

سوال: آیا کشفیات نجومی اخیر، پیامدهای کلامی دارند؟

پاسخ: به نظر من نه. گرچه کشف انبساط جهان با نتایج آن درباره امکان چیزی که منجمان با خلقت تطبیق داده‌‌اند، کیهان‌شناسی نجومی را نزدیک به الهیات طبیعی قرون وسطی می‌کند (که تلاش داشت خدا را از طریق شناخت علت نخستین بیابد)، اما این معنایش این نیست که به علت نخستین آنسلم و اکویناس دست یافته باشند.
مع الوصف، مقالات موثق علمی وجود دارند که درباره حوادث بعد از خلقت انفجارگونه اولیه (خلقت از عدم) بحث میکنند. انفجاری که از آن، انواع موادی که میشناسیم (باریونها، الکترونها، پروتونها و غیره) و حتی مقدارشان ساخته شده است. حتی اکنون خلقت ماده فهمیده شده تلقی میشود. مشاهدات نجومی همچنین حاکی از آن بوده‌اند که این حادثه خلقت که به وسیله انبساط جهان رخ داد، فقط یک بار اتفاق افتاده است. انبساط برای همیشه ادامه دارد. یعنی جهان دوباره منقبض نخواهد شد و لذا اینگونه خلقت دوباره رخ نخواهد داد. اما شناخت خلقت، شناخت خالق نیست و یافته‌های نجومی هم نمی‌گویند که چرا آن حادثه رخ داد. خلقت واقعا حادثه‌ای فوق طبیعی است (یعنی خارج از شناخت نظم طبیعی اشیا است) و لذا یک معجزه است. اما خدا را نمیتوان در هیچ یک از این یافته‌های علم شناخت. برای شناخت خداوند اگر حقیقتا پاسخی در حد شناخت محدود انسانی داشته باشد، باید به کتب مقدس رجوع کنیم.
@physics25
"محاکمه مشهور گالیله در حضور هیاتی از کاردینالها که قضاوت را بر عهده داشتند در 1633 برگزار شد و او با هفت رای در برابر سه رای محکوم شناخته شد. این محکومیت به سبب نقض حکمی بود که در 1616 به او ابلاغ و طی آن خواسته شده بود که نباید به حرکت کره زمین معتقد باشد یا آن را آموزش دهد و یا به نحوی از آن جانبداری کند. او بقیه عمر خود را در حالی که در منزل مسکونی خود بازداشت بود، سپری کرد. گالیله از انتشار آثار خود منع شده بود. اما چهار سال پیش از مرگش، موفق شد کتابش را با نام "گفتمانهایی درباب دو علم جدید" در هلند پروتستان در 1638 منتشر سازد. کتاب گفتگوها تا 1822 از فهرست کتب ممنوع خارج نشد. در 1984 هیئتی که به دستور پاپ ژان پل دوم، مامور بررسی مجدد این رویدادها شد، پذیرفت که مقامات رسمی کلیسا در محکوم کردن گالیله به خطا رفته بودند. در 1992 پاپ، رای این هیات را تایید کرد و گفت دو حوزه از معرفت وجود دارد و به سبب عدم تمایز میان آن دو، متکلمان مسیحی تا بدانجا پیش رفتند که مساله‌ای را که در حقیقت به حوزه پژوهش علمی تعلق داشت به طور نابجا در قلمروی عقاید ایمانی وارد کردند.
مفهومی که گالیله از خداوند ارائه می‌کرد با آنچه که مسیحیت کلاسیک معتقد بود، تفاوت چندانی نداشت. او گفت کتاب طبیعت و کتاب مقدس نمی‌توانند متعارض باشند. زیرا آنها را یک نگارنده پدید آورده است. از این رو، عباراتی از کتاب مقدس را که تفسیر لفظ‌ مدارانه آنها با نظریه کپرنیکی متعارض بود، از نو تفسیر کرد. اما با وجود این، او به کتاب مقدس و پیام رهایشگری آن، بسیار معتقد بود. با پیشرفت علم، عقیده به اینکه خداوند از راه کتاب طبیعت شناخته می‌شود امکان اتکای بیشتر به الهیات طبیعی را مهیا ساخت که در نسلهای بعد به دیدگاه جدیدی درباره ارتباط خداوند با طبیعت انجامید."

👤ایان باربور
📌گالیله و کتاب طبیعت
@physics25
📌زمان چیست؟ مکان چیست؟!

"مبحث زمان و مکان ازجمله مباحث مهم فلسفی است که همواره مورد توجه اندیشمندان و فیلسوفان بوده، و پیوسته تازگی و طراوت خود را حفظ کرده، و هیچ‌گاه دستخوش کهنگی و پژمردگی نگشته و پرونده آن به بایگانی سپرده نشده است. با اینکه نوابغ فلسفه شرق و غرب درباره آنها بسیار اندیشیده و سخن گفته‌اند و ازجمله فیلسوف بزرگ شرق، ابن‌سینا در طبیعیات شفاء به‌تفصیل پیرامون آنها قلم‌فرسایی کرده است، هنوز هم جای ژرف‌اندیشی و پژوهش و کاوش در زوایای این مبحث وجود دارد.

نظریات فیلسوفان و صاحب‌نظران به‌قدری درباره زمان و مکان، مختلف و متناقض و مشتمل بر آراء شگفت‌انگیز است، که کمتر مسئله فلسفی‌ای را می‌توان با آن مقایسه کرد؛ مثلاً از یک سوی، زمان و مکان را از جواهر مجرد شمرده‌اند و از سوی دیگر آنها را تا سرحد امور وهمی و پنداری تنزل داده‌اند و «کانت» فیلسوف مشهور آلمانی آنها را از امور ذهنی و به تعبیر خودش «صورت حساسیت» دانسته است، ولی غالب فیلسوفان آنها را از اعراض خارجی به‌شمار آورده‌اند.

در این میان فیلسوف بزرگ اسلامی صدرالمتألهین شیرازی در مسئله زمان، گوی سبقت را از همگان ربوده و نظریه بسیار مهم و استواری را ارائه داده که می‌توان آن را سخن نهایی در این مسئله دانست. نیز می‌توان این نظریه را پایه‌ای اساسی برای اثبات حرکت جوهریه تلقی کرد که دست‌کم تبیین فلسفی آن، از ابتکارات و نوآوری‌های این فیلسوف بزرگ می‌باشد."

📚آموزش فلسفه، جلد دوم
@physics25
📌یک گفت و گو در یک گروه تلگرامی کاملا خصوصی بین برخی فیزیکدانان:

سوال: آقای دکتر ج، به نظر شما میشه با مبانی علم دینی، مکانیک کوانتومی فعلی رو قبول کرد؟ آیا میشه قبول کرد که مکانیک کوانتومی، حقایقی رو به ما میگه؟

پاسخ:
برخی از مدلهای کوانتومی صریحا با مبانی ما ناسازگارند، مثل کوانتوم کپنهاگی، که مسئلۀ شانس را وارد میکنه...
ولی مدلهایی هست که من شخصا آنها را خارج از میانی توحیدی نمی‌بینم مثل کوانتوم بوهمی...

سوال: میشه بیشتر توضیح بدید؟

پاسخ:
ما در جهان بینی توحیدی قائلیم که عالم دقیق و منظم بنا شده است و علیت در تمام شئون آن برقرار است... کوانتوم استاندارد میگوید در جهان میکروسکوپی شانس حاکم است و علیتی نیست... این با مبانی فکری و فلسفی ما ناسازگاره... لذا نمیتوان چنین مدلی را در چهارچوب توحیدی قرار داد... نگرش توحیدی یک بزرگراهی را به ما نشان میدهد که در این بزرگراه می‌توانی هر طور خواستی و هر کجایش رانندگی کنی... ولی حواست هست که از حدود قرمز و مرزهای مجاز بیرون نروی...
در عوض کوانتوم بوهمی فرض می‌کند در ابعاد میکروسکوپی علیت حاکم است... لذا این نظریه در نگرش توحیدی قابل قبول تر است و مثل اینکه در ان بزرگراه دارد رانندگی میکند... آن صحبت از به هم پیوستگی عالم و اثر متقابل تمامی اجزاء میکند... اینها خیلی به نگرش توحیدی نزدیک است...
البته این به این معنا نیست که این نظریه نهایی است، باید کار کرد و به حقایق بیشتری پی برد...
مکانیک کوانتومی به ما میگوید تصورمان از فضا-زمان درست نیست... عالم در یک سطح زیرین به هم متصل است، غیرموضعی است... به ما میگوید ناظر در خود فیزیک و دینامیک نقش بازی میکند... میگوید جهان میکروسکوپی عجایبی دارد که قبلا ما نمیدانستیم... میگوید الزاما همه چیز قابل تقلیل به سطح میکروسکوپی نیست... و غیره
اینها هم فهم جدید است که در قرن گذشته به دست آمد و در بستر کوانتوم... پس حقایقی برای ما روشن شده است... البته خیلی حقابق هم روشن نشده است و برخی از آنها را هم سرپوش گذاشتند...

@physics25
Energy.pdf
299.9 KB
⭕️ نگرش فلسفی علامه طباطبائی و شهید مطهری به دو قانون فیزیکی
(قانون اول نیوتون و قانون بقای ماده و انرژی)

#فلسفه_فیزیک
@physics25
phys2F1.pdf
287.4 KB
📌نیروی الکتریکی
زمان لازم برای مطالعه 30 دقیقه
@physics25
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌مفهوم ابدیت
👈مسجد دانشگاه صنعتی شریف
@physics25
"علم و دین، تاریخی دیرینه از تعاملی پرکشش داشته‌اند. اما وقتی من جوانتر بودم، آن تعامل سالم به نظر نمیرسید. مثلا هنگامی که من دانشجوی فوق لیسانس در موسسه تکنولوژی کالیفرنیا بودم، حتی استاد راهنمایم به خاطر جهتگیری دینی‌ام به من پرخاش کرد! من همواره چنین اندیشیده‌ام که علم و دین باهم نامرتبط نیستند و باید صمیمانه و به نحو باز، با یکدیگر تعامل داشته باشند.
بعدها در اوایل 1960 هنگامی که در دانشگاه کلمبیا بودم، آبای کلیسای ریورساید، واقع در نزدیکی دانشگاه کلمبیا، از من خواستند درباره دیدگاه‌هایم برایشان سخنرانی کنم. زیرا من از معدود عالمانی بودم که آنها میدانستند به کلیسا میروم. با کمال تعجب یک هفته بعد از سخنرانی من، شخصی سخنرانی من را خواند و تلفنی از من درخواست کرد که آیا میتواند سخنرانی من را درباره ارتباط علم و دین را که شنیده بود، چاپ کند؟ او می‌خواست صحبتهای من درباره همه چیز را در مجله فکر، وابسته به IBM که وی سردبیر آن بود، چاپ کند. کمی بعد، سردبیر مجله فارغ التحصیلان ام.آی.تی آن را خواست آنها را در مجله‌اش چاپ کند و چنین کرد. اما یکی از فارغ التحصیلان برجسته ام.آی.تی برایش نوشت که اگر او مطالبی مانند آنچه درباره دین چاپ کرده است، دوباره چاپ کند، وی هرگز کاری با ام.آی.تی نخواهد داشت! این امر البته مرا تشویق کرد در پی دعوتها، صحبتها، و مقالات بیشتری درباره این موضوع باشم. اما دیدگاه رایج بیشتر علمای آن زمان، حکایت از آن داشت که انسان نمیتواند یک دانشمند با گرایش دینی باشد. نوعی کراهت به بحثهای روحانی و معنوی وجود داشت."

👤چارلز تاونز، برنده جایزه نوبل در فیزیک
🆔@physics25