ایران و عربستان و ریل گذاری مسیر نوین
برقراری روابط دیپلماتیک مابین تهران و ریاض پس از ۷ سال با میانجیگری چین فصلی جدید در روابط بین الملل و مناسبات منطقه خاورمیانه خواهد بود. با تحقق این رویداد تنش ها در منطقه به سمت هرچه کمتر شدن پیش خواهد رفت. با عنایت به سیر تحولات در طی سالیان اخیر به نظر می رسد هر دو کشور تنها راه ممکنه در تنظیم روابط را در گزینه تعامل و برقراری روابط دوجانبه یافته اند. بی تردید همکاری و پذیرش یکدیگر نتایج مثبتی به همراه خواهد داشت که از آن جمله می توان به کاهش تنش در یمن اشاره نمود. این اتفاق مهم که با همراهی کشور چین تحقق پذیرفت نیز نشان از حضور و جایگاه پررنگ این کشور شرقی در معادلات منطقه ای خواهد بود و در عین حال به عنوان یک امتیاز مثبت در برابر ایالات متحده نیز قلمداد می شود.
@persiangulfstudies
برقراری روابط دیپلماتیک مابین تهران و ریاض پس از ۷ سال با میانجیگری چین فصلی جدید در روابط بین الملل و مناسبات منطقه خاورمیانه خواهد بود. با تحقق این رویداد تنش ها در منطقه به سمت هرچه کمتر شدن پیش خواهد رفت. با عنایت به سیر تحولات در طی سالیان اخیر به نظر می رسد هر دو کشور تنها راه ممکنه در تنظیم روابط را در گزینه تعامل و برقراری روابط دوجانبه یافته اند. بی تردید همکاری و پذیرش یکدیگر نتایج مثبتی به همراه خواهد داشت که از آن جمله می توان به کاهش تنش در یمن اشاره نمود. این اتفاق مهم که با همراهی کشور چین تحقق پذیرفت نیز نشان از حضور و جایگاه پررنگ این کشور شرقی در معادلات منطقه ای خواهد بود و در عین حال به عنوان یک امتیاز مثبت در برابر ایالات متحده نیز قلمداد می شود.
@persiangulfstudies
گمانه زنی ها در ارتباط با سرنوشت شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال
پس از اعلام رسمی برقراری مجدد روابط دیپلماتیک مابین ایران و عربستان سعودی گمانه زنی هایی پیرامون آینده شبکه ایران اینترنشنال وابسته به عربسنان سعودی در فضای مجازی شکل رفته است. لازم به ذکر می باشد که این رسانه به عنوان بازوی نرم عربستان در برابر ایران قلمداد می شود و این مهم در اثنای ناآرامی های ۵ سال اخیر نمود خود را به کرات نشان داده بنابراین این ابزار گزینه ای نیست که سعودی ها به راحتی دست از آن بردارند. محتمل است که تغییراتی در سیاستگذاری های آن صورت بپذیرد و یا اینکه وابستگی مدیریتی آن از عربستان به اسراییل تغییر پذیرد. اما واقعیت میدانی این است که رسانه های امنیتی و یا وابسته به دولت های متخاصم و بیگانه چون ایران اینترنشنال و بی بی سی فارسی زمانی از کارایی و اثرگذاری برحذر خواهند شد که در ایران شاهد آزادی و لغو محدودیت رسانه های دیداری و نوشتاری و لغو فیلترینگ شبکه های اجتماعی باشیم.
@persiangulfstudies
پس از اعلام رسمی برقراری مجدد روابط دیپلماتیک مابین ایران و عربستان سعودی گمانه زنی هایی پیرامون آینده شبکه ایران اینترنشنال وابسته به عربسنان سعودی در فضای مجازی شکل رفته است. لازم به ذکر می باشد که این رسانه به عنوان بازوی نرم عربستان در برابر ایران قلمداد می شود و این مهم در اثنای ناآرامی های ۵ سال اخیر نمود خود را به کرات نشان داده بنابراین این ابزار گزینه ای نیست که سعودی ها به راحتی دست از آن بردارند. محتمل است که تغییراتی در سیاستگذاری های آن صورت بپذیرد و یا اینکه وابستگی مدیریتی آن از عربستان به اسراییل تغییر پذیرد. اما واقعیت میدانی این است که رسانه های امنیتی و یا وابسته به دولت های متخاصم و بیگانه چون ایران اینترنشنال و بی بی سی فارسی زمانی از کارایی و اثرگذاری برحذر خواهند شد که در ایران شاهد آزادی و لغو محدودیت رسانه های دیداری و نوشتاری و لغو فیلترینگ شبکه های اجتماعی باشیم.
@persiangulfstudies
پادشاهی عربستان و خاورمیانه نوین
در چارچوب استراتژی بزرگ، پادشاهی عربستان سعودی بر آن است تا خاورمیانه ای نو را بنا کند. خاورمیانه ای که درآن دستکم منازعه عربستان و دیگر دولت ها به صفر برسد. برقراری مناسبات گرم با ترکیه و زدایش دشمنی های پیشین با آنکارا، احیای مناسبات با جمهوری اسلامی ایران و ایضا سوریه، لبنان و عراق، بازگرداندن مجدد دمشق به اتحادیه عرب، طرح و برنامه برای ژرف تر کردن مناسبات با مصر، تلاش برای خاموش کردن جنگ داخلی در سودان، همگی بر پایه این هدف استراتژیک بن سلمان، یعنی ایجاد خاورمیانه ای نوین در جریان است. در واقع وی با درایت و هوشمندی قابل تحسین واز منظری راهبردی در پی به صفر رساندن اختلافاتش با همسایگان و نیز کشورهای واقع در فضای خارج نزدیک است. می بینید که انتقاد سعودی از ترکیه به صفر رسیده و مواضع تند وسفت و سختش نسبت به جمهوری اسلامی نرم تر شده است.
به نطر می رسد بن سلمان و دوست اماراتی اش بن زاید، با همراهی بحرین، می خواهند جمهوری اسلامی تا جایی که ممکن است در این پروژه فعال باشد. در واقع طی این پروژه، گمان میرود هم ایران و هم مصر، ترکیه و اسرائیل با سعودی همراه خواهند شد. البته لازم به همکاری استراتژیک بین این کشورها نیست. تنها سعودی در کانون تحولات قرار خواهد گرفت. در چنین صورتی گام بعدی آشتی دادن و گرم کردن مناسبات ایران- مصر، ایران- بحرین و ایران- اردن خواهد بود.
پادشاهی عربستان سعودی زیر رهبری محمد بن سلمان دیگر حاضر نیست توان کشورش را در فضای رقابت فرقه گرایی فرسوده و هدر دهد. اراده وی و تیمش بر رفاه و خشنودی مردم و ارتقای عربستان متمرکزند. در همین حال از طریق بر عهده گرفتن مسئولیت در دو حوزه عربی- اسلامی به جد خواهان ایفای بازیگر محوری و موثر در فضاهای منطقه ای و جهانی است. به نظر می رسد با وجود انزوای ایران و تمرکز ترکیه، مصر و عراق بر دغدغه های داخلی، بن سلمان بهترین فرصت ها را جهت ارتقای کشورش به دست آورده است. کاهش نزدیک به هیچ شدن نقش ایران در بازار نفت- گاز، انزوای جهانی، دور افتادگی جمهوری اسلامی از صحنه بازیگری در مقیاس منطقه ای و فرامنطقه ای و تلاش تهران برای ایجاد مناسبات بهتر با همسایگان و نیز گرفتاریش در مرزهای خاوری و شمالی و آمریکا و اسرائیل و...، نقش سعودی، امارات و شورای همکاری خلیج فارس را ارتقا داده و به نظر می رسد امروزه روز، آنان کانون و صحنه گردان سیاستگزاری طرح و برنامه های بزرگ منطقه ای شده اند.
دکتر یدالله کریمیپور
@persiangulfstudies
در چارچوب استراتژی بزرگ، پادشاهی عربستان سعودی بر آن است تا خاورمیانه ای نو را بنا کند. خاورمیانه ای که درآن دستکم منازعه عربستان و دیگر دولت ها به صفر برسد. برقراری مناسبات گرم با ترکیه و زدایش دشمنی های پیشین با آنکارا، احیای مناسبات با جمهوری اسلامی ایران و ایضا سوریه، لبنان و عراق، بازگرداندن مجدد دمشق به اتحادیه عرب، طرح و برنامه برای ژرف تر کردن مناسبات با مصر، تلاش برای خاموش کردن جنگ داخلی در سودان، همگی بر پایه این هدف استراتژیک بن سلمان، یعنی ایجاد خاورمیانه ای نوین در جریان است. در واقع وی با درایت و هوشمندی قابل تحسین واز منظری راهبردی در پی به صفر رساندن اختلافاتش با همسایگان و نیز کشورهای واقع در فضای خارج نزدیک است. می بینید که انتقاد سعودی از ترکیه به صفر رسیده و مواضع تند وسفت و سختش نسبت به جمهوری اسلامی نرم تر شده است.
به نطر می رسد بن سلمان و دوست اماراتی اش بن زاید، با همراهی بحرین، می خواهند جمهوری اسلامی تا جایی که ممکن است در این پروژه فعال باشد. در واقع طی این پروژه، گمان میرود هم ایران و هم مصر، ترکیه و اسرائیل با سعودی همراه خواهند شد. البته لازم به همکاری استراتژیک بین این کشورها نیست. تنها سعودی در کانون تحولات قرار خواهد گرفت. در چنین صورتی گام بعدی آشتی دادن و گرم کردن مناسبات ایران- مصر، ایران- بحرین و ایران- اردن خواهد بود.
پادشاهی عربستان سعودی زیر رهبری محمد بن سلمان دیگر حاضر نیست توان کشورش را در فضای رقابت فرقه گرایی فرسوده و هدر دهد. اراده وی و تیمش بر رفاه و خشنودی مردم و ارتقای عربستان متمرکزند. در همین حال از طریق بر عهده گرفتن مسئولیت در دو حوزه عربی- اسلامی به جد خواهان ایفای بازیگر محوری و موثر در فضاهای منطقه ای و جهانی است. به نظر می رسد با وجود انزوای ایران و تمرکز ترکیه، مصر و عراق بر دغدغه های داخلی، بن سلمان بهترین فرصت ها را جهت ارتقای کشورش به دست آورده است. کاهش نزدیک به هیچ شدن نقش ایران در بازار نفت- گاز، انزوای جهانی، دور افتادگی جمهوری اسلامی از صحنه بازیگری در مقیاس منطقه ای و فرامنطقه ای و تلاش تهران برای ایجاد مناسبات بهتر با همسایگان و نیز گرفتاریش در مرزهای خاوری و شمالی و آمریکا و اسرائیل و...، نقش سعودی، امارات و شورای همکاری خلیج فارس را ارتقا داده و به نظر می رسد امروزه روز، آنان کانون و صحنه گردان سیاستگزاری طرح و برنامه های بزرگ منطقه ای شده اند.
دکتر یدالله کریمیپور
@persiangulfstudies
✅ روسیهای که به آن متکی بودیم!
شورش گروه واگنر، نیروهای مزدوری که در جنگ با اکراین از طریق روسیه به کار گرفته شده بودند، حادثهای عجیب نیست!
روسیه جز استیلای خشک نظامی، بلندپروازیهای نمایشی، سابقه ابرقدرتی، و اقتصادی ناکارآمد و فاسد و نفت و گاز دولتی چیزی برای عرضه در جهان ندارد.
از همان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین، با گذشتن یک هفته، و عدم موفقیت سریع مسکو بر اکراین، همه چیز قابل پیشبینی بود. فرسایشی شدن جنگ روزهای بسیار سخت و ناگواری را برای پوتین به همراه خواهد داشت.
بسیاری از تحلیلگران متوجه شدند، جز مقامات کشور ایران!
از دیشب گروه ۲۵ هزار نفره جنگجوی پولیِ واگنر، مسیر حرکت خود را از جهت اکراین به سمت مسکو تغییر داده و ضمن تصرف نسبی شهر جنوبی رستوف، اعلام کرده به سمت مسکو در حرکت است.
رسانههای دولتی ایران تلاش دارند با بیاهمیت شمردن این اقدام مهم گروهی نظامی، دلگرمی میدهند بزودی انها سرکوب خواهند شد!
اگر چه در مسکو عملا حکومت نظامی اعلام شده، بورس روسیه سقوط کرده و روبل، پول رسمی آن کشور در سراشیبی قرار گرفته.
مهم نیست ظرف ۴۸ ساعت یا یک هفته گروه واگنر سرکوب شده، به یک تفاهم شکننده تن بدهند یا نه. مهم آن است که سیستم حاکمیتی مستقر در مسکو، توان نقشآفرینی منطقهای خود را نیز از دست داده. تا چه رسد به نقش جهانیاش.
مشکلات درونی روسیه به خودش مربوط است. ۲۵ هزار نیروی واگنر کشته شوند، یا همه اکراینیهایی که تا بهحال توسط همین گروه مزدور کشته شدهاند، جز تأسف چیزی برای ما نداشته.
اما حاکمیت ما باید متوجه شود، روسیه دیگر ابرقدرتی نیست که بتوان با تکیه بر آن برای غرب شاخ و شانه کشید.
حقیقت این است که پوتین در حملهاش به اکراین اشتباه کرد و در تله ناتو گرفتار شد. حاکمیت ایدئولوژیک محور ایران نیز در حمایتش از پوتین اشتباه کرد و بر اسب بازنده پوتین شرط بست. ارسال پهپاد به روسیه اشتباهی بزرگ بود که دههاتحریم جدید به کشورمان تحمیل نمود.
روشهای پوتین برای تحکیم قدرت، مبتنی است بر روشهای کهنه و ناکارآمد صد سال پیش.
مقامات عالی نظام به تانکهایی که در خیابانهای مسکو برای حفظ پوتین امروز میچرخند دقت کنند. این تانکها نشانه تزلزل است، نشانه ناتوانی است، نه قدرت.
امروز اینترنت در مسکو بشدت فیلتر شده. فیلتر اینترنت نشانه ضعف و فروپاشیدگی است، نه تدبیر.
پوتین ولو کیف و همه اکراین را تصرف کند، که نمیتواند.
ولو گروه نظامی مزدبگیر واگنر را نابود کند.
پوتین در نمایش انتخاباتی باز رئیسجمهور شود.
دیگر روسیه هرگز کشوری اثر گذار و قوی نخواهد شد، با وجود همه بمبهای هستهایش!
روسیه قابل اتکا نیست. قابل سرمایهگذاری نیست. قابل مدلگیری نیست.
در تهران نمیشود فردا تانک آورد.
در ایران واگنر ۲۵ هزار نفره نیست!
دیروز صبح کسی تصور نمیکرد امروز مسکو متشنج و متزلزل باشد.
اما شد.
آیا دولتمردان ما قرار است همچنان چشمهایشان را ببندند!
و پا جای پای پوتین بگذارند!؟
نه روسیه قابل اتکا بود.
نه وضعیت اسفبار ایران و نارضایتیهای اجتماعی قابل دوام است.
نویسنده: رحیم قمیشی
شورش گروه واگنر، نیروهای مزدوری که در جنگ با اکراین از طریق روسیه به کار گرفته شده بودند، حادثهای عجیب نیست!
روسیه جز استیلای خشک نظامی، بلندپروازیهای نمایشی، سابقه ابرقدرتی، و اقتصادی ناکارآمد و فاسد و نفت و گاز دولتی چیزی برای عرضه در جهان ندارد.
از همان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین، با گذشتن یک هفته، و عدم موفقیت سریع مسکو بر اکراین، همه چیز قابل پیشبینی بود. فرسایشی شدن جنگ روزهای بسیار سخت و ناگواری را برای پوتین به همراه خواهد داشت.
بسیاری از تحلیلگران متوجه شدند، جز مقامات کشور ایران!
از دیشب گروه ۲۵ هزار نفره جنگجوی پولیِ واگنر، مسیر حرکت خود را از جهت اکراین به سمت مسکو تغییر داده و ضمن تصرف نسبی شهر جنوبی رستوف، اعلام کرده به سمت مسکو در حرکت است.
رسانههای دولتی ایران تلاش دارند با بیاهمیت شمردن این اقدام مهم گروهی نظامی، دلگرمی میدهند بزودی انها سرکوب خواهند شد!
اگر چه در مسکو عملا حکومت نظامی اعلام شده، بورس روسیه سقوط کرده و روبل، پول رسمی آن کشور در سراشیبی قرار گرفته.
مهم نیست ظرف ۴۸ ساعت یا یک هفته گروه واگنر سرکوب شده، به یک تفاهم شکننده تن بدهند یا نه. مهم آن است که سیستم حاکمیتی مستقر در مسکو، توان نقشآفرینی منطقهای خود را نیز از دست داده. تا چه رسد به نقش جهانیاش.
مشکلات درونی روسیه به خودش مربوط است. ۲۵ هزار نیروی واگنر کشته شوند، یا همه اکراینیهایی که تا بهحال توسط همین گروه مزدور کشته شدهاند، جز تأسف چیزی برای ما نداشته.
اما حاکمیت ما باید متوجه شود، روسیه دیگر ابرقدرتی نیست که بتوان با تکیه بر آن برای غرب شاخ و شانه کشید.
حقیقت این است که پوتین در حملهاش به اکراین اشتباه کرد و در تله ناتو گرفتار شد. حاکمیت ایدئولوژیک محور ایران نیز در حمایتش از پوتین اشتباه کرد و بر اسب بازنده پوتین شرط بست. ارسال پهپاد به روسیه اشتباهی بزرگ بود که دههاتحریم جدید به کشورمان تحمیل نمود.
روشهای پوتین برای تحکیم قدرت، مبتنی است بر روشهای کهنه و ناکارآمد صد سال پیش.
مقامات عالی نظام به تانکهایی که در خیابانهای مسکو برای حفظ پوتین امروز میچرخند دقت کنند. این تانکها نشانه تزلزل است، نشانه ناتوانی است، نه قدرت.
امروز اینترنت در مسکو بشدت فیلتر شده. فیلتر اینترنت نشانه ضعف و فروپاشیدگی است، نه تدبیر.
پوتین ولو کیف و همه اکراین را تصرف کند، که نمیتواند.
ولو گروه نظامی مزدبگیر واگنر را نابود کند.
پوتین در نمایش انتخاباتی باز رئیسجمهور شود.
دیگر روسیه هرگز کشوری اثر گذار و قوی نخواهد شد، با وجود همه بمبهای هستهایش!
روسیه قابل اتکا نیست. قابل سرمایهگذاری نیست. قابل مدلگیری نیست.
در تهران نمیشود فردا تانک آورد.
در ایران واگنر ۲۵ هزار نفره نیست!
دیروز صبح کسی تصور نمیکرد امروز مسکو متشنج و متزلزل باشد.
اما شد.
آیا دولتمردان ما قرار است همچنان چشمهایشان را ببندند!
و پا جای پای پوتین بگذارند!؟
نه روسیه قابل اتکا بود.
نه وضعیت اسفبار ایران و نارضایتیهای اجتماعی قابل دوام است.
نویسنده: رحیم قمیشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر فیاض از هنر فقیر کردن مردم ایران میگوید...
در حالی که ما در ایران درگیر قطعی اینترنت و مسدود کردن همه شبکههای اجتماعی بینالمللی هستیم، ترکمنستان از نخستین شهر هوشمند خود رونمایی کرده است!
شهری به نام «آرکاداخ»که با سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری ساخته شده.
تمام بناهای شهر سفید و ۷ طبقه است
-شهر مجهز به اینترنت 5G است
-فقط خودروهای الکتریکی در شهر حرکت میکنند!
شهری به نام «آرکاداخ»که با سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری ساخته شده.
تمام بناهای شهر سفید و ۷ طبقه است
-شهر مجهز به اینترنت 5G است
-فقط خودروهای الکتریکی در شهر حرکت میکنند!
🔴 حمایت چین و روسیه از ادعای واهی امارات چه معنایی دارد؟
برای چندمین بار است که چین از ادعای واهی امارات مبنی بر اشغال جزایر سهگانه توسط ایران حمایت میکند. پیش از این روسیه نیز حمایت خود را از ادعای ارضی امارات علیه ایران بیان کرده بود. این مسئله دارای معانی مهم زیر است:
۱- راهبرد جمهوری اسلامی در ضدیت با غرب و اتحاد باشرق درحقیقت تاکنون برای منافع ملی ایران بسیار مخرب و خسارتبار بوده است. اتخاذ موازنه قدرت باجهان شرق وغرب یک ضرورت ملی برای حفظ منافع کشور است که تاکنون ناآگاهانه یا عامدانه مورد استفاده قرار نگرفته است.
۲- قدرت دیپلماسی و نفوذ کشور مینیاتوری خلیج فارس امروز حتی از کشور بزرگ و تاریخی ۸۵میلیون نفری ایران درعرصه جهانی به مراتب بیشتر است.
۳- ایران یکطرفه خود را شریک راهبردی چین میداند اما در واقعیت ایران جایگاه بسیار کماهمیتی در سیاست خارجی چین دارد. همانطور که حجم تجارت ایران وچین نشان میدهد ایران با سیاستهای غلط خود یکطرفه وابستگی شدیدی به چین دارد اما چین کمترین جایگاه را برای ایران در نزد شرکای مهم خود قائل است.
۴- ایران برای دور زدن تحریم غرب مجبور به دادن باجهای سنگینی نفتی و تجاری ونظامی به چین و روسیه شده با این خیال که این دو قدرت شرق را متحد استراتژیک خود میکند. اما واقعیت این است که چین و روسیه ایران را کشوری منزوی که تحت شدیدترین تحریمهای جهانی است و نزدیکی زیاد با آن برایشان دردسرساز است می بینند؛ به همین دلیل تلاش میکنند نهایت بهره را از کشور تحت تنگنا ببرند.
۵- با توجه به بحرانهای عمیق داخلی در ایران و انزوای سیاسی و اقتصادی ایران در اروپا و آمریکا و درطرف مقابل جایگاه مهم امارات درسیاست خارجه چین و آمریکا و نفوذ مالی و سیاسی امارات در مجامع بینالمللی و اروپایی هرگونه مذاکره یا کشاندن جزایر سهگانه ایران به دادگاه لاهه ممکن است به شکست فاجعهبار ایران و از دست دادن حق قانونی و تاریخی ما نسبت به جزایر سهگانه همیشه ایرانی بیانجامد.
۶- احضار سفیر چین به وزارت خارجه ایران و ابلاغ اعتراض ایران نسبت به هرگونه ادعای ارضی؛ هیچ اهمیت و تاثیری در رویکرد خصمانه چین نداشته است. این نشانه عمق اشتباهات ایران، حکمرانی غلط و بیتوجهی به ملیگرایی و منافع ملی است.
۷- استراتژی ج.ا.ا برای توسعه قدرت، محور مقاومت است که نفوذ سخت با بیشترین هزینه و تحریمها همراه بود و ابعاد صرفا نظامی دارد. درحالیکه مولفههای متعدد نفوذ نرم با کمترین هزینه وجود دارد که موجب توسعه قدرت یک کشور در جهان میگردد مثل تجارت و صادرات قوی، دیپلماسی عمومی پویا، نفوذ فرهنگی و هنری، گسترش زبان ملی، وابستگی صنعتی و گردشگری.... که ایران از همه آنها بیبهره است.
برای چندمین بار است که چین از ادعای واهی امارات مبنی بر اشغال جزایر سهگانه توسط ایران حمایت میکند. پیش از این روسیه نیز حمایت خود را از ادعای ارضی امارات علیه ایران بیان کرده بود. این مسئله دارای معانی مهم زیر است:
۱- راهبرد جمهوری اسلامی در ضدیت با غرب و اتحاد باشرق درحقیقت تاکنون برای منافع ملی ایران بسیار مخرب و خسارتبار بوده است. اتخاذ موازنه قدرت باجهان شرق وغرب یک ضرورت ملی برای حفظ منافع کشور است که تاکنون ناآگاهانه یا عامدانه مورد استفاده قرار نگرفته است.
۲- قدرت دیپلماسی و نفوذ کشور مینیاتوری خلیج فارس امروز حتی از کشور بزرگ و تاریخی ۸۵میلیون نفری ایران درعرصه جهانی به مراتب بیشتر است.
۳- ایران یکطرفه خود را شریک راهبردی چین میداند اما در واقعیت ایران جایگاه بسیار کماهمیتی در سیاست خارجی چین دارد. همانطور که حجم تجارت ایران وچین نشان میدهد ایران با سیاستهای غلط خود یکطرفه وابستگی شدیدی به چین دارد اما چین کمترین جایگاه را برای ایران در نزد شرکای مهم خود قائل است.
۴- ایران برای دور زدن تحریم غرب مجبور به دادن باجهای سنگینی نفتی و تجاری ونظامی به چین و روسیه شده با این خیال که این دو قدرت شرق را متحد استراتژیک خود میکند. اما واقعیت این است که چین و روسیه ایران را کشوری منزوی که تحت شدیدترین تحریمهای جهانی است و نزدیکی زیاد با آن برایشان دردسرساز است می بینند؛ به همین دلیل تلاش میکنند نهایت بهره را از کشور تحت تنگنا ببرند.
۵- با توجه به بحرانهای عمیق داخلی در ایران و انزوای سیاسی و اقتصادی ایران در اروپا و آمریکا و درطرف مقابل جایگاه مهم امارات درسیاست خارجه چین و آمریکا و نفوذ مالی و سیاسی امارات در مجامع بینالمللی و اروپایی هرگونه مذاکره یا کشاندن جزایر سهگانه ایران به دادگاه لاهه ممکن است به شکست فاجعهبار ایران و از دست دادن حق قانونی و تاریخی ما نسبت به جزایر سهگانه همیشه ایرانی بیانجامد.
۶- احضار سفیر چین به وزارت خارجه ایران و ابلاغ اعتراض ایران نسبت به هرگونه ادعای ارضی؛ هیچ اهمیت و تاثیری در رویکرد خصمانه چین نداشته است. این نشانه عمق اشتباهات ایران، حکمرانی غلط و بیتوجهی به ملیگرایی و منافع ملی است.
۷- استراتژی ج.ا.ا برای توسعه قدرت، محور مقاومت است که نفوذ سخت با بیشترین هزینه و تحریمها همراه بود و ابعاد صرفا نظامی دارد. درحالیکه مولفههای متعدد نفوذ نرم با کمترین هزینه وجود دارد که موجب توسعه قدرت یک کشور در جهان میگردد مثل تجارت و صادرات قوی، دیپلماسی عمومی پویا، نفوذ فرهنگی و هنری، گسترش زبان ملی، وابستگی صنعتی و گردشگری.... که ایران از همه آنها بیبهره است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهرگان؛ نوروز پاییزی ایرانیان جهانی شد
جشن مهرگان بهعنوان بیستوپنجمین عنصر میراث فرهنگی ناملموس تمدن ایران به صورت مشترک با کشور تاجیکستان در کمیته بینالمللی میراثفرهنگی یونسکو در پاراگوئه ثبت جهانی شد.
مهرگان با قدمتی بیش از ۳۰۰۰ سال دومین جشن بزرگ ایرانیان بعد از نوروز است که بدلیل قیام پیروزمندانه کاوه آهنگر و چیرگی بر ضحاک ستمگر و به پادشاهی نشستن فریدون همه ساله در ۱۰ تا ۱۶ مهر ماه جشن گرفته میشود. این رویداد فرهنگی و ملی را تبریک میگوییم.
مرکز مطالعات خلیج فارس
www.persiangulfstudies.com
جشن مهرگان بهعنوان بیستوپنجمین عنصر میراث فرهنگی ناملموس تمدن ایران به صورت مشترک با کشور تاجیکستان در کمیته بینالمللی میراثفرهنگی یونسکو در پاراگوئه ثبت جهانی شد.
مهرگان با قدمتی بیش از ۳۰۰۰ سال دومین جشن بزرگ ایرانیان بعد از نوروز است که بدلیل قیام پیروزمندانه کاوه آهنگر و چیرگی بر ضحاک ستمگر و به پادشاهی نشستن فریدون همه ساله در ۱۰ تا ۱۶ مهر ماه جشن گرفته میشود. این رویداد فرهنگی و ملی را تبریک میگوییم.
مرکز مطالعات خلیج فارس
www.persiangulfstudies.com
سوریه تکهتکه شده
فرصت طلبی ترکیه از شرایط منطقه، فرو رفتن روسیه در منجلاب اوکراین و ویران شدن غزه و جنوب لبنان و کم اثر شدن مقاومت در منطقه دومینویی برنامهریزی شده بود که به ترتیب در حال اجرا است و یکی از اثرات این فکتهای موجود آن است که سوریه قدم به قدم به فروپاشی و سقوط نزدیکتر میشود و متاسفانه بنظر میرسد هزاران کشته و میلیاردها دلاری که ایران برای دفاع از سوریه هزینه کرده و بخاطر آن انواع تحریمهای بینالمللی را نیز متحمل شد، اکنون بربادرفته است.
نقشه سوریه ۵ تکه شده در دسامبر ۲۰۲۴
www.persiangulfstudies.com
فرصت طلبی ترکیه از شرایط منطقه، فرو رفتن روسیه در منجلاب اوکراین و ویران شدن غزه و جنوب لبنان و کم اثر شدن مقاومت در منطقه دومینویی برنامهریزی شده بود که به ترتیب در حال اجرا است و یکی از اثرات این فکتهای موجود آن است که سوریه قدم به قدم به فروپاشی و سقوط نزدیکتر میشود و متاسفانه بنظر میرسد هزاران کشته و میلیاردها دلاری که ایران برای دفاع از سوریه هزینه کرده و بخاطر آن انواع تحریمهای بینالمللی را نیز متحمل شد، اکنون بربادرفته است.
نقشه سوریه ۵ تکه شده در دسامبر ۲۰۲۴
www.persiangulfstudies.com
سقوط در راه است
نقشههای ماهوارهای نشان میدهند یک جت شخصی لحظاتی پیش از مبدا دمشق وارد فرودگاه ابوظبی شده است. اگر بشار اسد و خانواده در این هواپیما باشند؛ ساعاتی دیگر سقوط دولت سوریه اعلام خواهد شد.
www.persiangulfstudies.com
نقشههای ماهوارهای نشان میدهند یک جت شخصی لحظاتی پیش از مبدا دمشق وارد فرودگاه ابوظبی شده است. اگر بشار اسد و خانواده در این هواپیما باشند؛ ساعاتی دیگر سقوط دولت سوریه اعلام خواهد شد.
www.persiangulfstudies.com
باید به شکست اعتراف کرد
۱۹ جولای ۱۷۳۳، یعنی حدود۲۹۰ سال پیش، نادر شاه افشار که آخرین سردار مشرق زمین نیز نام داشت؛ در نبرد سامرا از مشهورترین و ماهرترین فرمانده عثمانی، توپال پاشا شکست خورد. ایرانیان ناگزیر شدند با ۳۰/۰۰۰ کشته و زخمی و ۳۵۰۰ اسیر تا همدان و آق دره عقب نشینی کنند.
این نخستین شکست نادر شاه بود. یادآوری می شود که پس اسلام هیچ امیر، فرمانروا و پادشاهی، بیش از نادر، پیروز میدان جنگ ها نبوده است. نقش شکست سامرا از دید تخریب روحیه ایرانیان، کمتر از شکست چالدران نبود. ولی برای نادر همواره پیروز، این شکست بس عبرت آموز بود، زیرا نادر میدانست که توهم پیروزی در هر شرایطی، میتواند خطرناک و مقدمه سقوط باشد.
نخست آن که نادر شکست را پذیرفت. او با احضار افسران خود شروع به اعتراف کرد و همه تقصیرها را به گردن گرفت. در عین حال سرنوشت خود و سربازانش را یکسان دانست و دلاوری ها و پیروزی های گذشته را یادآور شد. به آنان قول داد که جبران کند. اعتراف به اشتباه استراتژیک، جایگاه نادر را نزد فرماندهان بالا برد. به گونه ای که همه در چادر فرماندهی اشک ریخته و به او اطمینان دادند که در رویارویی دوباره با توپال پاشا و ترکان عثمانی تا مرز مرگ خواهند جنگید.
دوم این که به کاتب و منشی خود، میرزا مهدی خان استرآبادیفرمان داد که به همه ولایات، ایالات و رئیسان قبایل نامه نوشته و در خواست اعزام نیرو کند. میرزا مهدی به شیوه دربار صفویه شرحی نگاشت و پس از تعریف و تمجید فراوان از نادر و لشگریانش و ذکر پیروزی های نادر، در پایان نوشت: اندک چشم زخمی به قسمتی از سپاه سپهر دستگاه نادری رسیده است.
چون نادر نامه ها را دید، خشمگین شد و برآشفت و به تندی بر سر میرزا مهدی خان فریاد کشید؛ مردک این دروغ ها و یاوهها چیست که از خود بافتی. ما شکست خورده ایم. دمار از روزگارمان در آمده و رو به فنا هستیم.
واقعگرایی نادر مبنی بر پذیرش شکست، به ویژه اعتراف به اشتباه استراتژیک خویش و در خواست صادقانه و فوری نیرو، با پاسخ مثبت و کلان ایرانیان مواجه شد. چنان که در نبرد سرنوشت ساز انتقامی کرکوک، نه تنها شکست سامرا جبران شد بلکه سپاه عثمانی با از دست دادن ۲۰ هزار فرمانده و تفنگ چی زبده و به ویژه کشته شدن فرمانده پیر, همواره پیروز و شجاع، توپال عثمان، ناچار به عقب نشینی و قبول شکست شد.
لیدل هارت، استراتژیست بریتانیایی دائما میگفت: گام نخست بازیابی برای ارتش شکست خورده، پذیرش شکست از سوی فرمانده کل است. بدون اعتراف به شکست، احتمال بازسازی و نوسازی یا تغیر استراتژی ممکن نیست. تداوم اشتباهات تصمیمگیری و مدام بر طبل پیروزی کوبیدن یک رهبر یا فرمانده عیان است که زمینه ای برای شکست های بعدی یا سقوط و نابودی کامل یک کشور خواهد بود.
(منبع: پناهی سمنانی، نادرشاه (بازتاب حماسه و فاجعه ملی)، انتشارات کتاب نمونه
کتاب جهانگشای نادری نوشتهٔ میرزا مهدی خان منشی استرآبادی -منشی و مورخ نادر شاه افشار- (درگذشت بین ۱۱۷۵ تا ۱۱۸۲ قمری)
دکتر یدالله کریمیپور
www.persiangulfstudies.com
۱۹ جولای ۱۷۳۳، یعنی حدود۲۹۰ سال پیش، نادر شاه افشار که آخرین سردار مشرق زمین نیز نام داشت؛ در نبرد سامرا از مشهورترین و ماهرترین فرمانده عثمانی، توپال پاشا شکست خورد. ایرانیان ناگزیر شدند با ۳۰/۰۰۰ کشته و زخمی و ۳۵۰۰ اسیر تا همدان و آق دره عقب نشینی کنند.
این نخستین شکست نادر شاه بود. یادآوری می شود که پس اسلام هیچ امیر، فرمانروا و پادشاهی، بیش از نادر، پیروز میدان جنگ ها نبوده است. نقش شکست سامرا از دید تخریب روحیه ایرانیان، کمتر از شکست چالدران نبود. ولی برای نادر همواره پیروز، این شکست بس عبرت آموز بود، زیرا نادر میدانست که توهم پیروزی در هر شرایطی، میتواند خطرناک و مقدمه سقوط باشد.
نخست آن که نادر شکست را پذیرفت. او با احضار افسران خود شروع به اعتراف کرد و همه تقصیرها را به گردن گرفت. در عین حال سرنوشت خود و سربازانش را یکسان دانست و دلاوری ها و پیروزی های گذشته را یادآور شد. به آنان قول داد که جبران کند. اعتراف به اشتباه استراتژیک، جایگاه نادر را نزد فرماندهان بالا برد. به گونه ای که همه در چادر فرماندهی اشک ریخته و به او اطمینان دادند که در رویارویی دوباره با توپال پاشا و ترکان عثمانی تا مرز مرگ خواهند جنگید.
دوم این که به کاتب و منشی خود، میرزا مهدی خان استرآبادیفرمان داد که به همه ولایات، ایالات و رئیسان قبایل نامه نوشته و در خواست اعزام نیرو کند. میرزا مهدی به شیوه دربار صفویه شرحی نگاشت و پس از تعریف و تمجید فراوان از نادر و لشگریانش و ذکر پیروزی های نادر، در پایان نوشت: اندک چشم زخمی به قسمتی از سپاه سپهر دستگاه نادری رسیده است.
چون نادر نامه ها را دید، خشمگین شد و برآشفت و به تندی بر سر میرزا مهدی خان فریاد کشید؛ مردک این دروغ ها و یاوهها چیست که از خود بافتی. ما شکست خورده ایم. دمار از روزگارمان در آمده و رو به فنا هستیم.
واقعگرایی نادر مبنی بر پذیرش شکست، به ویژه اعتراف به اشتباه استراتژیک خویش و در خواست صادقانه و فوری نیرو، با پاسخ مثبت و کلان ایرانیان مواجه شد. چنان که در نبرد سرنوشت ساز انتقامی کرکوک، نه تنها شکست سامرا جبران شد بلکه سپاه عثمانی با از دست دادن ۲۰ هزار فرمانده و تفنگ چی زبده و به ویژه کشته شدن فرمانده پیر, همواره پیروز و شجاع، توپال عثمان، ناچار به عقب نشینی و قبول شکست شد.
لیدل هارت، استراتژیست بریتانیایی دائما میگفت: گام نخست بازیابی برای ارتش شکست خورده، پذیرش شکست از سوی فرمانده کل است. بدون اعتراف به شکست، احتمال بازسازی و نوسازی یا تغیر استراتژی ممکن نیست. تداوم اشتباهات تصمیمگیری و مدام بر طبل پیروزی کوبیدن یک رهبر یا فرمانده عیان است که زمینه ای برای شکست های بعدی یا سقوط و نابودی کامل یک کشور خواهد بود.
(منبع: پناهی سمنانی، نادرشاه (بازتاب حماسه و فاجعه ملی)، انتشارات کتاب نمونه
کتاب جهانگشای نادری نوشتهٔ میرزا مهدی خان منشی استرآبادی -منشی و مورخ نادر شاه افشار- (درگذشت بین ۱۱۷۵ تا ۱۱۸۲ قمری)
دکتر یدالله کریمیپور
www.persiangulfstudies.com
ایران چگونه رقابت سنگین در کریدورها را باخت؟
کریدورهای مختلفی برای تجارت و ترانزیت کالا در سالهای اخیر در منطقه پیشنهاد و ساخته شدهاند. علیرغم آنکه ایران بدلیل موقعیت ممتازش باید موقعیت اصلی را برای هر دو مسیر میانی و کریدور شمال جنوب به دست میآورد، اما واقعیت امر نشان از آن دارد که تهران بدلیل تحریمها و جنگهای منطقهای از همسایگان خود تا حدود زیادی عقب مانده و رقبای خود و حتی متحدانی مانند چین و روسیه را مجبور به جستجوی مسیرهای جایگزین کرده است. به واقع ایران عملاً در پروژههای بزرگی مانند ابتکار کمربند و جاده و ترانس کاسپین نادیده گرفته شده است و مسیرهای جایگزین در مناطق مجاور شمال ایران به سرعت در حال پیشرفت هستند. به عنوان مثال، عدم تکمیل راه آهن رشت - آستارا در کریدور شمال ـ جنوب، ایران را از دسترسی به حدود ۷ میلیون تن بار و سالانه ششصد هزار مسافر محروم کرده است.
اندیشکده استیمسون سنتر
www.persiangulfstudies.com
کریدورهای مختلفی برای تجارت و ترانزیت کالا در سالهای اخیر در منطقه پیشنهاد و ساخته شدهاند. علیرغم آنکه ایران بدلیل موقعیت ممتازش باید موقعیت اصلی را برای هر دو مسیر میانی و کریدور شمال جنوب به دست میآورد، اما واقعیت امر نشان از آن دارد که تهران بدلیل تحریمها و جنگهای منطقهای از همسایگان خود تا حدود زیادی عقب مانده و رقبای خود و حتی متحدانی مانند چین و روسیه را مجبور به جستجوی مسیرهای جایگزین کرده است. به واقع ایران عملاً در پروژههای بزرگی مانند ابتکار کمربند و جاده و ترانس کاسپین نادیده گرفته شده است و مسیرهای جایگزین در مناطق مجاور شمال ایران به سرعت در حال پیشرفت هستند. به عنوان مثال، عدم تکمیل راه آهن رشت - آستارا در کریدور شمال ـ جنوب، ایران را از دسترسی به حدود ۷ میلیون تن بار و سالانه ششصد هزار مسافر محروم کرده است.
اندیشکده استیمسون سنتر
www.persiangulfstudies.com
حكايت شنیدنی از کشورهای بازنده در رقابتهای تسلیحاتی
حسنین هیكل ( روزنامه نگار مصري) كه ركورددار مصاحبه با شخصیتهای بزرگ جهانی است نقل كرده است كه در دهه هفتاد میلادی با دفتر راكفلر سرمایهدار بزرگ آمریكا تماس گرفتم و تقاضای مصاحبه كردم. مرا شناختند و راكفلر پشت خط آمد و گفت شما احتمالا مرا با برادرم كه معاون رییس جمهور ایالات متحده است اشتباه گرفتهاید وگرنه من كه چهره سیاسی نیستم كه برای شما جالب باشم. گفتم كه اتفاقا با خود شما میخواستم مصاحبه كنم. وقتی تعیین شد و از قاهره به نیویورک رفتم، در ابتدا از من پرسید برای چه می خواهی با من مصاحبه كنی؟
به او گفتم شما اخیرا در جایی گفته ای كه اگر خروشچف به مسابقه تسلیحاتی ادامه دهد شوروی به زانو در میآید چون شما یک میلیاردری و چهره سیاسی نیستی و روی حساب و كتاب حرف می زنی، آمدم تا روی این موضوع صحبت كنیم، چه اتفاقی قرار است برای مسكو بیفتد؟
راكفلر مقابل تابلوئی كه در دفترش بود رفت و گفت، من خبر محرمانهای درباره سرنوشت جنگ سرد ندارم و اگر داشتم هم آن را به زبان نمیآوردم. استدلال من بسیار ساده است: شما داستان سهم توپ و سهم كره را كه شنیدهای؟ (در آن سال برنده نوبل اقتصاد بر روی سهم تسلیحات نظامی و سهم رفاهی در اقتصاد كشورها تحقیق كرده بود و نسبت بودجه نظامی را به اقتصاد، سهم توپ و بودجه رفاهی را به سهم كره تشبیه كرده بود).
گفتم بلی. راكفلر ادامه داد، می دانی كه سهم توپ در ایالات متحده یکونیم درصد و در شوروی ١٢ درصد است. اگر جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی ادامه یابد و آمریكا سهم توپ را دو برابر كند شوروی نیز نیاز به همین مقدار دارد كه عقب نیفتد که سهم توپ در آمریكا ٣ درصد و در شوروی ۲۴ درصد خواهد بود و عملا بودجه صنعتی شوروی را خواهد بلعید ولی در آمریكا اتفاق محسوسی نمیافتد.
حال اگر مسابقه تشدید شود و باز هم آمریكا بودجه نظامیاش را دو برابر كند سهم توپ در آمریكا شش درصد میشود و در شوروی به ۴۸ درصد میرسد كه عملا دولت مسكو برای اداره امور كشور فلج میشود و اگر باز آمریكا بودجه نظامیاش را دو برابر كند سهم توپ در آمریكا به ١٢ درصد یعنی نرخ امروز شوروی میرسد اما دیگر اقتصاد شوروی متلاشی خواهد شد. پس در این مسابقه، برنده ما هستیم، و تنها ۱۵ سال طول كشید تا این پیشبینی راكفلر به حقیقت بپیوندد. از تجربیات تاریخ عبرت بگیریم...
مرکز مطالعات خلیج فارس
🌐 www.persiangulfstudies.com
🌐 @persiangulfstudies
🌐 www.instagram.com/persiangulfstudies
حسنین هیكل ( روزنامه نگار مصري) كه ركورددار مصاحبه با شخصیتهای بزرگ جهانی است نقل كرده است كه در دهه هفتاد میلادی با دفتر راكفلر سرمایهدار بزرگ آمریكا تماس گرفتم و تقاضای مصاحبه كردم. مرا شناختند و راكفلر پشت خط آمد و گفت شما احتمالا مرا با برادرم كه معاون رییس جمهور ایالات متحده است اشتباه گرفتهاید وگرنه من كه چهره سیاسی نیستم كه برای شما جالب باشم. گفتم كه اتفاقا با خود شما میخواستم مصاحبه كنم. وقتی تعیین شد و از قاهره به نیویورک رفتم، در ابتدا از من پرسید برای چه می خواهی با من مصاحبه كنی؟
به او گفتم شما اخیرا در جایی گفته ای كه اگر خروشچف به مسابقه تسلیحاتی ادامه دهد شوروی به زانو در میآید چون شما یک میلیاردری و چهره سیاسی نیستی و روی حساب و كتاب حرف می زنی، آمدم تا روی این موضوع صحبت كنیم، چه اتفاقی قرار است برای مسكو بیفتد؟
راكفلر مقابل تابلوئی كه در دفترش بود رفت و گفت، من خبر محرمانهای درباره سرنوشت جنگ سرد ندارم و اگر داشتم هم آن را به زبان نمیآوردم. استدلال من بسیار ساده است: شما داستان سهم توپ و سهم كره را كه شنیدهای؟ (در آن سال برنده نوبل اقتصاد بر روی سهم تسلیحات نظامی و سهم رفاهی در اقتصاد كشورها تحقیق كرده بود و نسبت بودجه نظامی را به اقتصاد، سهم توپ و بودجه رفاهی را به سهم كره تشبیه كرده بود).
گفتم بلی. راكفلر ادامه داد، می دانی كه سهم توپ در ایالات متحده یکونیم درصد و در شوروی ١٢ درصد است. اگر جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی ادامه یابد و آمریكا سهم توپ را دو برابر كند شوروی نیز نیاز به همین مقدار دارد كه عقب نیفتد که سهم توپ در آمریكا ٣ درصد و در شوروی ۲۴ درصد خواهد بود و عملا بودجه صنعتی شوروی را خواهد بلعید ولی در آمریكا اتفاق محسوسی نمیافتد.
حال اگر مسابقه تشدید شود و باز هم آمریكا بودجه نظامیاش را دو برابر كند سهم توپ در آمریكا شش درصد میشود و در شوروی به ۴۸ درصد میرسد كه عملا دولت مسكو برای اداره امور كشور فلج میشود و اگر باز آمریكا بودجه نظامیاش را دو برابر كند سهم توپ در آمریكا به ١٢ درصد یعنی نرخ امروز شوروی میرسد اما دیگر اقتصاد شوروی متلاشی خواهد شد. پس در این مسابقه، برنده ما هستیم، و تنها ۱۵ سال طول كشید تا این پیشبینی راكفلر به حقیقت بپیوندد. از تجربیات تاریخ عبرت بگیریم...
مرکز مطالعات خلیج فارس
🌐 www.persiangulfstudies.com
🌐 @persiangulfstudies
🌐 www.instagram.com/persiangulfstudies
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزم راسخ برای مرگ ۸۵ میلیون ایرانی!
اینجا نیروگاه شهید رجایی قزوین است که شبانهروزی مشغول سوزاندن مازوت و تولید دود در هوا است. این تنها یکی از نیروگاه هایی است که با مازوت کار میکند.
اگر به این فاجعه انسانی، بیش از ۷ میلیون خودرو فرسوده اسقاطی که هر روز در کشور تردد و هوا را آلوده میکنند، فلرهای نفتی، بنزین بیکیفیت داخلی و خودروهای بیکیفیتتر ملی را هم اضافه کنید میتوان برآورد کرد که عزم راسخی برای مرگ ۸۵ میلیون ایرانی و نابودی سرزمینی ایران وجود دارد!
https://www.persiangulfstudies.com
اینجا نیروگاه شهید رجایی قزوین است که شبانهروزی مشغول سوزاندن مازوت و تولید دود در هوا است. این تنها یکی از نیروگاه هایی است که با مازوت کار میکند.
اگر به این فاجعه انسانی، بیش از ۷ میلیون خودرو فرسوده اسقاطی که هر روز در کشور تردد و هوا را آلوده میکنند، فلرهای نفتی، بنزین بیکیفیت داخلی و خودروهای بیکیفیتتر ملی را هم اضافه کنید میتوان برآورد کرد که عزم راسخی برای مرگ ۸۵ میلیون ایرانی و نابودی سرزمینی ایران وجود دارد!
https://www.persiangulfstudies.com
تنها ایرانی دعوت شده به مراسم تحلیف ترامپ چه کسی بود؟
تنها ایرانی که در کنار شخصیتهای مشهور جهانی نظیر ایلان ماسک و مارک زاکربرگ به مراسم تحلیف ترامپ دعوت شده بود؛ دارا خسروشاهی، مدیرعامل موفق اوبر است که به دلیل جایگاه و شهرتش در میان نخبگان حاضر در این مراسم قرار داشت. خسروشاهی پیش از این ۱ میلیون دلار جهت هزینههای مراسم تحلیف به ستاد ترامپکمک کرده بود.
خانواده بزرگ خسروشاهی از کارآفرینان و بنیانگذاران بزرگترین تولید کننده شیرینی و شکلات ایران یعنی گروه صنعتی مینو، مالک کارخانه تولید دارو و تولیپرس در ایران بودند که در سال ۵۷ اموال آنها توسط عدهای کمخرد مصادره شد و باعث مهاجرت این کارآفرین بزرگ و هزاران سرمایهدار دیگر ایرانی به آمریکا شدند. در كيفرخواست مصادره اموال علي و حسن خسروشاهي كه سر و سري در سياست نداشتند، آمده بود « «تغییر ذائقه مردم و ترویج فرهنگ آرایشی غرب از طریق تولید پفک، شیرخشک و لوازم آرایشی بهداشتی»! اين پدر و پسر بعد از مدتي دوندگي برای بازپس گیری اموال، نهايتا با نا اميدي كشور را ترك كردند و به كانادا رفتند. علي خسروشاهي در دهه ۷۰ درگذشت و حسن در كانادا فروشگاهي با عنوان «فيوچر شاپ» را تاسيس كرد كه در زمينه فروش قطعات الكترونيكي فعاليت داشت.
خسروشاهي با هوش و كوشش خود، بزودي اين فروشگاه را به بزرگترين فروشگاه زنجيره اي كانادا با ۹۰ شعبه و حدود ۸۰۰۰ كارمند تبديل كرد و تبديل به يكي از بزرگترين سرمايه داران آن كشور شد.
در عوض، شركت مصادره شده و دولتی شده مينو، امروزه با انبوهی از ناکارآمدی هر روز عقب تر رفت تا از رونق افتاد و ساختمان آن در جاده شهريار تبديل به انبار خودروهاي اسقاطي شد.
خسرو شاهی ثابت کرد که در بیرون از ایران هم کارآفرین و نابغه بزرگی است و استعدادی که اكنون در خدمت جامعه مرفه کاناداست چه بسا می توانست، مشکلی از جامعه گرفتار ایران حل کند. تعدادی از نوادگان خسرو شاهی ها مثل علی و هادی پرتو در فیسبوک، دراپ باکس، زاپوش، ایر بی آن بی و دیگر استارتاپ ها سرمایه گذاری کرده و غولی در این صنعت شدند. امیر و کاوه خسروشاهی در حوزه بانکی در آمریکا فعالیت می کنند. نخستوزیر بریتیش کلمبیا در سال ۲۰۰۳ او را سخاوتمندترین خیر و حامی مردم معرفی کرد
حسن خسروشاهي به عنوان نابغه كارآفريني مدتي است كه نابينا شده و مسلما دیگر به ثروت مصادره شده و اسقاط شده خود در ایران، نیازی ندارد ولی ای کاش تا زنده است از او که تمام داشته هایش ناشی از نبوغ و کار و شرافت بود، اعاده حیثیت شود و از او عذرخواهی کنند.
www.persiangulfstudies.com
تنها ایرانی که در کنار شخصیتهای مشهور جهانی نظیر ایلان ماسک و مارک زاکربرگ به مراسم تحلیف ترامپ دعوت شده بود؛ دارا خسروشاهی، مدیرعامل موفق اوبر است که به دلیل جایگاه و شهرتش در میان نخبگان حاضر در این مراسم قرار داشت. خسروشاهی پیش از این ۱ میلیون دلار جهت هزینههای مراسم تحلیف به ستاد ترامپکمک کرده بود.
خانواده بزرگ خسروشاهی از کارآفرینان و بنیانگذاران بزرگترین تولید کننده شیرینی و شکلات ایران یعنی گروه صنعتی مینو، مالک کارخانه تولید دارو و تولیپرس در ایران بودند که در سال ۵۷ اموال آنها توسط عدهای کمخرد مصادره شد و باعث مهاجرت این کارآفرین بزرگ و هزاران سرمایهدار دیگر ایرانی به آمریکا شدند. در كيفرخواست مصادره اموال علي و حسن خسروشاهي كه سر و سري در سياست نداشتند، آمده بود « «تغییر ذائقه مردم و ترویج فرهنگ آرایشی غرب از طریق تولید پفک، شیرخشک و لوازم آرایشی بهداشتی»! اين پدر و پسر بعد از مدتي دوندگي برای بازپس گیری اموال، نهايتا با نا اميدي كشور را ترك كردند و به كانادا رفتند. علي خسروشاهي در دهه ۷۰ درگذشت و حسن در كانادا فروشگاهي با عنوان «فيوچر شاپ» را تاسيس كرد كه در زمينه فروش قطعات الكترونيكي فعاليت داشت.
خسروشاهي با هوش و كوشش خود، بزودي اين فروشگاه را به بزرگترين فروشگاه زنجيره اي كانادا با ۹۰ شعبه و حدود ۸۰۰۰ كارمند تبديل كرد و تبديل به يكي از بزرگترين سرمايه داران آن كشور شد.
در عوض، شركت مصادره شده و دولتی شده مينو، امروزه با انبوهی از ناکارآمدی هر روز عقب تر رفت تا از رونق افتاد و ساختمان آن در جاده شهريار تبديل به انبار خودروهاي اسقاطي شد.
خسرو شاهی ثابت کرد که در بیرون از ایران هم کارآفرین و نابغه بزرگی است و استعدادی که اكنون در خدمت جامعه مرفه کاناداست چه بسا می توانست، مشکلی از جامعه گرفتار ایران حل کند. تعدادی از نوادگان خسرو شاهی ها مثل علی و هادی پرتو در فیسبوک، دراپ باکس، زاپوش، ایر بی آن بی و دیگر استارتاپ ها سرمایه گذاری کرده و غولی در این صنعت شدند. امیر و کاوه خسروشاهی در حوزه بانکی در آمریکا فعالیت می کنند. نخستوزیر بریتیش کلمبیا در سال ۲۰۰۳ او را سخاوتمندترین خیر و حامی مردم معرفی کرد
حسن خسروشاهي به عنوان نابغه كارآفريني مدتي است كه نابينا شده و مسلما دیگر به ثروت مصادره شده و اسقاط شده خود در ایران، نیازی ندارد ولی ای کاش تا زنده است از او که تمام داشته هایش ناشی از نبوغ و کار و شرافت بود، اعاده حیثیت شود و از او عذرخواهی کنند.
www.persiangulfstudies.com
آیا ترامپ میتواند نام خلیج مکزیک را تغییر دهد؟
دستور ترامپ فقط برای داخل آمریکا اعتبار دارد و هیچ کشوری در دنیا هیچ الزامی ندارد از دستور ترامپ پیروی کند ، اگر آمریکا بتواند در مجمع عمومی سازمان ملل برای نام های جغرافیایی اجماع همه کشورها را فراهم کند میتواند نام جدید را در نقشه های جهان وارد کند اما اجماع جهانی تقریبا محال هست زیرا حتی یک کشور یعنی مکزیک مخالف باشد تغییر عملی نمی شود.
سازمان: UNCSGN مجمع عمومی کنفرانس یکسان سازی نامهای جغرافیایی هر پنج سال یکبار برای تصویب پیشنهادات گروه متخصصان: UNGEGEN برگزار می شود و از نظر حقوقی و با توجه به اصول و مفاد قطعنامه های تصویبی از سال ۱۹۶۴ تا کنون نمی تواند این تغییر را تصویب کند. بویژه دو قطعنامه مربوط به نام های تاریخی.
تغییر نام خلیج مکزیک به «خلیج آمریکا» میتواند بخشی از تلاش ترامپ برای تأکید بر هویت آمریکایی و ملیگرایی باشد. ترامپ با این اقدام، بر حضور و کنترل آمریکا و نفوذ بر این پهنه آبی مهم تأکید میکند. همچنین این اقدام پاسخی نمادین به مسائل سیاسی یا اختلافات با مکزیک تفسیر میشود.
وزارت کشور دولت ترامپ اعلام کرد که نام خلیج مکزیک را به طور رسمی به «خلیج آمریکا» و قله دنالی در آلاسکا را دوباره به «کوه مککینلی» تغییر داده است. ترامپ چند ساعت پس از آغاز به کار خود در روز ۲۰ ژانویه، این فرمان را صادر کرد.
سی میلیون مهاجر لاتینی غیر قانونی در آمریکا زندگی می کنند که نود درصد آنها از مرز مکزیک وارد آمریکا می شوند و مکزیک هیچ ممانعتی از مهاجرت به آمریکا بعمل نمی آورد و ترامپ از این خشمگین است
این تغییر نامها احتمالاً با واکنشهای متفاوتی از سوی افکار عمومی و جوامع محلی مواجه خواهد شد، بهویژه در مورد قله دنالی که نام آن در سال ۲۰۱۵ و در زمان دولت اوباما به احترام فرهنگ بومیان آلاسکا تغییر یافته بود.
بلندترین قله آلاسکا پیشتر به نام «کوه مککینلی» شناخته میشد که به افتخار ویلیام مککینلی، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، نامگذاری شده بود. اما یک بار دیگر هم در سال ۱۹۷۵ و به درخواست دولت ایالتی، نام آن به «دنالی» تغییر یافته بود که در زبان بومی کویوکون به معنای «بلند» است.
وزارت کشور در بیانیه خود اعلام کرد: "این تغییرات، تعهد ملت ما را به حفظ میراث بینظیر ایالات متحده و اطمینان از این که نسلهای آینده آمریکاییها از میراث قهرمانان و داراییهای تاریخیمان پاسداری میکنند، تأیید میکند. "
دونالد ترامپ در سخنرانی مراسم تحلیف خود، مککینلی را که از سال ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱ به عنوان رئیسجمهور جمهوریخواه خدمت کرد، ستود و گفت: «او کشور ما را از طریق تعرفهها و استعدادهایش بسیار ثروتمند کرد — او یک تاجر ذاتی بود.» مککینلی در دورهای توسعهطلبانه رهبری ایالات متحده را بر عهده داشت و در این دوران، هاوایی، گوام و پورتوریکو به عنوان قلمروهای جدید به خاک آمریکا اضافه شدند. هاوایی بعدها به یکی از ایالات آمریکا تبدیل شد.
این تغییر نامها احتمالاً بحثها و واکنشهای بیشتری را در مورد میراث تاریخی و فرهنگی ایالات متحده به همراه خواهد داشت، در حالی که ترامپ میتواند به سازمان زمینشناسی ایالات متحده (USGS) دستور دهد تا نام خلیج مکزیک را به نام خلیج امریکا تغییر دهد، اما چنین تغییری خیلی بعید است که در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شود.
مکزیک، که مانند ایالات متحده دارای خط ساحلی طولانی در اطراف این پهنه آبی است، اعلام کرده که نام «خلیج مکزیک» بهصورت بینالمللی شناخته شده و به عنوان یک مرجع دریانوردی برای صدها سال مورد استفاده قرار گرفته است.
کلودیا شاین بام، رئیسجمهور مکزیک اوایل این ماه به شوخی پیشنهاد کرده بود که آمریکای شمالی، از جمله ایالات متحده، با نام تاریخی «مکزیکن آمریکا» (Mexican America) تغییر نام یابد. این نام در یکی از نقشههای اولیه این منطقه استفاده شده بود.
این اظهارات شاینبام به عنوان پاسخی طنزآمیز به پیشنهاد تغییر نام خلیج مکزیک مطرح شد و نشاندهنده حساسیتهای تاریخی و فرهنگی در مورد نامگذاریهای جغرافیایی است. تغییر نامهایی از این دست، بهویژه در سطح بینالمللی، میتواند چالشبرانگیز باشد و به احتمال زیاد با مقاومت کشورهای دیگر و جامعه جهانی مواجه خواهد شد.
خلیج مکزیک یکی از مهمترین پهنههای آبی جهان است و اهمیت آن از جنبههای مختلف جغرافیایی، اقتصادی، زیستمحیطی و استراتژیک قابل بررسی است. همانطور که تحریف نام خلیج فارس اعتبار ندارد و قابل تغییر نیست، تغییر نام خلیج مکزیک هم اعتباری ندارد.
مرکز مطالعات خلیج فارس
🌐 www.persiangulfstudies.com
🌐 @persiangulfstudies
🌐 www.instagram.com/persiangulfstudies
دستور ترامپ فقط برای داخل آمریکا اعتبار دارد و هیچ کشوری در دنیا هیچ الزامی ندارد از دستور ترامپ پیروی کند ، اگر آمریکا بتواند در مجمع عمومی سازمان ملل برای نام های جغرافیایی اجماع همه کشورها را فراهم کند میتواند نام جدید را در نقشه های جهان وارد کند اما اجماع جهانی تقریبا محال هست زیرا حتی یک کشور یعنی مکزیک مخالف باشد تغییر عملی نمی شود.
سازمان: UNCSGN مجمع عمومی کنفرانس یکسان سازی نامهای جغرافیایی هر پنج سال یکبار برای تصویب پیشنهادات گروه متخصصان: UNGEGEN برگزار می شود و از نظر حقوقی و با توجه به اصول و مفاد قطعنامه های تصویبی از سال ۱۹۶۴ تا کنون نمی تواند این تغییر را تصویب کند. بویژه دو قطعنامه مربوط به نام های تاریخی.
تغییر نام خلیج مکزیک به «خلیج آمریکا» میتواند بخشی از تلاش ترامپ برای تأکید بر هویت آمریکایی و ملیگرایی باشد. ترامپ با این اقدام، بر حضور و کنترل آمریکا و نفوذ بر این پهنه آبی مهم تأکید میکند. همچنین این اقدام پاسخی نمادین به مسائل سیاسی یا اختلافات با مکزیک تفسیر میشود.
وزارت کشور دولت ترامپ اعلام کرد که نام خلیج مکزیک را به طور رسمی به «خلیج آمریکا» و قله دنالی در آلاسکا را دوباره به «کوه مککینلی» تغییر داده است. ترامپ چند ساعت پس از آغاز به کار خود در روز ۲۰ ژانویه، این فرمان را صادر کرد.
سی میلیون مهاجر لاتینی غیر قانونی در آمریکا زندگی می کنند که نود درصد آنها از مرز مکزیک وارد آمریکا می شوند و مکزیک هیچ ممانعتی از مهاجرت به آمریکا بعمل نمی آورد و ترامپ از این خشمگین است
این تغییر نامها احتمالاً با واکنشهای متفاوتی از سوی افکار عمومی و جوامع محلی مواجه خواهد شد، بهویژه در مورد قله دنالی که نام آن در سال ۲۰۱۵ و در زمان دولت اوباما به احترام فرهنگ بومیان آلاسکا تغییر یافته بود.
بلندترین قله آلاسکا پیشتر به نام «کوه مککینلی» شناخته میشد که به افتخار ویلیام مککینلی، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، نامگذاری شده بود. اما یک بار دیگر هم در سال ۱۹۷۵ و به درخواست دولت ایالتی، نام آن به «دنالی» تغییر یافته بود که در زبان بومی کویوکون به معنای «بلند» است.
وزارت کشور در بیانیه خود اعلام کرد: "این تغییرات، تعهد ملت ما را به حفظ میراث بینظیر ایالات متحده و اطمینان از این که نسلهای آینده آمریکاییها از میراث قهرمانان و داراییهای تاریخیمان پاسداری میکنند، تأیید میکند. "
دونالد ترامپ در سخنرانی مراسم تحلیف خود، مککینلی را که از سال ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱ به عنوان رئیسجمهور جمهوریخواه خدمت کرد، ستود و گفت: «او کشور ما را از طریق تعرفهها و استعدادهایش بسیار ثروتمند کرد — او یک تاجر ذاتی بود.» مککینلی در دورهای توسعهطلبانه رهبری ایالات متحده را بر عهده داشت و در این دوران، هاوایی، گوام و پورتوریکو به عنوان قلمروهای جدید به خاک آمریکا اضافه شدند. هاوایی بعدها به یکی از ایالات آمریکا تبدیل شد.
این تغییر نامها احتمالاً بحثها و واکنشهای بیشتری را در مورد میراث تاریخی و فرهنگی ایالات متحده به همراه خواهد داشت، در حالی که ترامپ میتواند به سازمان زمینشناسی ایالات متحده (USGS) دستور دهد تا نام خلیج مکزیک را به نام خلیج امریکا تغییر دهد، اما چنین تغییری خیلی بعید است که در سطح بینالمللی به رسمیت شناخته شود.
مکزیک، که مانند ایالات متحده دارای خط ساحلی طولانی در اطراف این پهنه آبی است، اعلام کرده که نام «خلیج مکزیک» بهصورت بینالمللی شناخته شده و به عنوان یک مرجع دریانوردی برای صدها سال مورد استفاده قرار گرفته است.
کلودیا شاین بام، رئیسجمهور مکزیک اوایل این ماه به شوخی پیشنهاد کرده بود که آمریکای شمالی، از جمله ایالات متحده، با نام تاریخی «مکزیکن آمریکا» (Mexican America) تغییر نام یابد. این نام در یکی از نقشههای اولیه این منطقه استفاده شده بود.
این اظهارات شاینبام به عنوان پاسخی طنزآمیز به پیشنهاد تغییر نام خلیج مکزیک مطرح شد و نشاندهنده حساسیتهای تاریخی و فرهنگی در مورد نامگذاریهای جغرافیایی است. تغییر نامهایی از این دست، بهویژه در سطح بینالمللی، میتواند چالشبرانگیز باشد و به احتمال زیاد با مقاومت کشورهای دیگر و جامعه جهانی مواجه خواهد شد.
خلیج مکزیک یکی از مهمترین پهنههای آبی جهان است و اهمیت آن از جنبههای مختلف جغرافیایی، اقتصادی، زیستمحیطی و استراتژیک قابل بررسی است. همانطور که تحریف نام خلیج فارس اعتبار ندارد و قابل تغییر نیست، تغییر نام خلیج مکزیک هم اعتباری ندارد.
مرکز مطالعات خلیج فارس
🌐 www.persiangulfstudies.com
🌐 @persiangulfstudies
🌐 www.instagram.com/persiangulfstudies
مکران از شعار تا عمل
ایجاد پایتخت اقتصادی و صنعتی هوشمند از ضروری ترین نیازهای کشورهای اقتصاد محور است.
امروز با رشد تکنولوژی و بویژه سامانه های حمل و نقل هوایی و ریلی ایجاد پایتختهای هوشمند بیشتر از هر دوره ای ضروری و قابل اجرا شده است بسیاری از کشورها از حدود یک قرن قبل پایتختهای اقتصادی خود را از پایتخت های سنتی و تاریخی جدا کرده اند. یکی از آخرین کشورهایی که بزودی پایتخت هوشمند اقتصادی و صنعتی خود را افتتاح خواهد کرد مصر است، پایتخت مصر سالها بود که از یک وضعیت دشوار ترافیکی و ازدحام و ناکارآمدی رنج می برد. اما مشکلاتی که تهران از آن رنج می برد نیز کمتر از مشکلات قاهره نیست. سالها هست مشکل انتقال پایتخت در حد شعار باقی مانده است اما اکنون دیگر تهران تحمل آلودگی و فشار جمعیتی بیش از این را ندارد. انتقال پایتخت به سواحل مکران و جانمایی شهری اقتصاد محور و صنعتی هوشمند در سواحل مکران واجب و مزایای بسیار زیاد ژئوپلتیکی و ژیواکونومیک دارد. در درجه نخست آب و هوای این منطقه بر خلاف تصوری که ایرانیان از این جغرافیا دارند آب و هوایی مناسب و متفاوت از جنوب غربی ایران است سواحل مکران چهار ماه گرم سال تحت تاثیر بادهای موسمی قطب جنوب ، تا حدودی معتدل و بدور از گرمای شدید است. بیست سال قبل در سفری شخصی از خوزستان تا بندر چابهار را در حاشیه خلیج فارس به بررسی وضعیت جغرافیایی این منطقه پرداختم و همان زمان توجه به مکران را طی مقاله ای یاد آوری نمودم. از آن زمان اقدامات و طرحهایی شروع شد اما هرگز سرعت کافی نداشت بندر چابهار علی رغم اینکه مورد توجه سرمایه گذاران خارجی قرار گرفت اما با موانع بسیار زیاد موجب کاهش انگیزه سرمایه گذاران و حتی دولت هند شد. یکی از دلایل اصلی تحریم ها بود اما موانع دیگری نیز به سیاست های داخلی و نگاههای منفی داخلی مربوط میشد.
اگر ایران بخواهد روی شکوفایی اقتصادی کار کند چاره ای جز سرمایه گذاری برای ایجاد پایتختی اقتصادی صنعتی مدرن و هوشمند در مکران ندارد این منطقه ایران را به جهان وصل می کند نیروگاه های خورشیدی می تواند آب مورد نیاز پایتخت اقتصادی را از دریا تامین نماید ، اما برای تحقق این هدف کارهای زیر بنایی بسیار زیادی مورد نیاز هست در درجه نخست پیدا کردن منطقه ای که از نظر زمین شناسی همه معیارهای لازم را داشته باشد و روی گسل زلزله قرار نداشته باشد تهیه نقشه جامع یک شهر هوشمند باید با مطالعه شهرهای مشابهه پیش بینی نیازهای پنجاه سال آینده را بکند. بلوارها ، متروها و حمل و نقل مدرن باید با پیش بینی های علمی طراحی شود و استقرار محل سکونت از محل صنایع با دقت جانمایی شود. مهمترین مشکلی که در مورد مکران وجود دارد دوری آن از کانون تمرکز جمعیتی ایران است اما این مشکل با توانمند کردن حمل نقل هوایی و ریلی و سایر تکنولوژی های ارتباطی قابل حل است. پایتخت اقتصادی باید دریا محور باشد و ایران در دریای خزر (کاسپین) بدلیل تراکم جمعیتی و نبود زمین مناسب امکان جانمایی چنین شهری را ندارد. اما مکران برای زمین مناسب هیچ محدودیت و مشکلی ندارد. بدلیل وزش بادهای موسمی امکان آلودگی هوا نیز در آن بسیار کم است. کشورهایی که اقدام به ایجاد شهرهای هوشمند کرده اند تجربه گرانبهایی را می توانند به ایران منتقل کنند. هند ، ژاپن و چین در این راه گام های بزرگ و موفقی داشته اند. نیازها و شاخص ها و مشخصات شهرهای هوشمند امروزه کاملا روشن و مشخص است. و از تجربیات و مشاوره با کشورهای موفق می توان بخوبی استفاده نمود.یکی از مشخصات این است که انرژی این شهرها تمام باید از منابع تجدید پذیر خورشید و باد باشد و آب مصرفی دوباره به چرخه تولید و مصرف برگردد.
اما بزرگترین مانعی که در راه چنین موفقیتی وجود دارد مشکل تحریم های اقتصادی، جدا بودن اقتصاد ایران از اقتصاد بین المللی و ناکارآمدیهای داخلی است. پایتخت هوشمند مکران بدون ایجاد قوانین و مقرراتی که بتواند پلی میان تجارت آزاد و آزادی سرمایه گذاری بزند ناموفق خواهد بود. تا ده هزار سال پیش فلات ایران دهها دریاچه و دریای آب شور و شیرین داشته که امروز از آنها خبری نیست و آخرین این دریاچه ها در حاشیه کویر ، از قم و تهران و کاشان تا خراسان محو شده اند که آخرین آنها دریاچه گاوخونی و دریاچه قم هست ، پس ایران روز بروز خشک تر می شود. و نمی توان فقط به منابع آبی موجود و نزولات آسمانی امید چندانی داشت ، بنا بر این انتقال صنایع به حاشیه دریاها و اقیانوس ضرورتی حتمی است. در حال حاضر با مشکلات مالی که ایران از آن رنج می برد صحبت از پایتخت هوشمند و دریا محور در جایی که فعلا هنوز زیر ساختهای لازمه را ندارد به شوخی شباهت دارد اما واقعیت این هست ایران در آینده نزدیک با بحران های زیست محیطی و اقتصادی و اجتماعی متعددی روبرو خواهد بود اگر در برنامه ریزی های کلان بیش از این کوتاهی شود بسیار عواقب سختی👇
ایجاد پایتخت اقتصادی و صنعتی هوشمند از ضروری ترین نیازهای کشورهای اقتصاد محور است.
امروز با رشد تکنولوژی و بویژه سامانه های حمل و نقل هوایی و ریلی ایجاد پایتختهای هوشمند بیشتر از هر دوره ای ضروری و قابل اجرا شده است بسیاری از کشورها از حدود یک قرن قبل پایتختهای اقتصادی خود را از پایتخت های سنتی و تاریخی جدا کرده اند. یکی از آخرین کشورهایی که بزودی پایتخت هوشمند اقتصادی و صنعتی خود را افتتاح خواهد کرد مصر است، پایتخت مصر سالها بود که از یک وضعیت دشوار ترافیکی و ازدحام و ناکارآمدی رنج می برد. اما مشکلاتی که تهران از آن رنج می برد نیز کمتر از مشکلات قاهره نیست. سالها هست مشکل انتقال پایتخت در حد شعار باقی مانده است اما اکنون دیگر تهران تحمل آلودگی و فشار جمعیتی بیش از این را ندارد. انتقال پایتخت به سواحل مکران و جانمایی شهری اقتصاد محور و صنعتی هوشمند در سواحل مکران واجب و مزایای بسیار زیاد ژئوپلتیکی و ژیواکونومیک دارد. در درجه نخست آب و هوای این منطقه بر خلاف تصوری که ایرانیان از این جغرافیا دارند آب و هوایی مناسب و متفاوت از جنوب غربی ایران است سواحل مکران چهار ماه گرم سال تحت تاثیر بادهای موسمی قطب جنوب ، تا حدودی معتدل و بدور از گرمای شدید است. بیست سال قبل در سفری شخصی از خوزستان تا بندر چابهار را در حاشیه خلیج فارس به بررسی وضعیت جغرافیایی این منطقه پرداختم و همان زمان توجه به مکران را طی مقاله ای یاد آوری نمودم. از آن زمان اقدامات و طرحهایی شروع شد اما هرگز سرعت کافی نداشت بندر چابهار علی رغم اینکه مورد توجه سرمایه گذاران خارجی قرار گرفت اما با موانع بسیار زیاد موجب کاهش انگیزه سرمایه گذاران و حتی دولت هند شد. یکی از دلایل اصلی تحریم ها بود اما موانع دیگری نیز به سیاست های داخلی و نگاههای منفی داخلی مربوط میشد.
اگر ایران بخواهد روی شکوفایی اقتصادی کار کند چاره ای جز سرمایه گذاری برای ایجاد پایتختی اقتصادی صنعتی مدرن و هوشمند در مکران ندارد این منطقه ایران را به جهان وصل می کند نیروگاه های خورشیدی می تواند آب مورد نیاز پایتخت اقتصادی را از دریا تامین نماید ، اما برای تحقق این هدف کارهای زیر بنایی بسیار زیادی مورد نیاز هست در درجه نخست پیدا کردن منطقه ای که از نظر زمین شناسی همه معیارهای لازم را داشته باشد و روی گسل زلزله قرار نداشته باشد تهیه نقشه جامع یک شهر هوشمند باید با مطالعه شهرهای مشابهه پیش بینی نیازهای پنجاه سال آینده را بکند. بلوارها ، متروها و حمل و نقل مدرن باید با پیش بینی های علمی طراحی شود و استقرار محل سکونت از محل صنایع با دقت جانمایی شود. مهمترین مشکلی که در مورد مکران وجود دارد دوری آن از کانون تمرکز جمعیتی ایران است اما این مشکل با توانمند کردن حمل نقل هوایی و ریلی و سایر تکنولوژی های ارتباطی قابل حل است. پایتخت اقتصادی باید دریا محور باشد و ایران در دریای خزر (کاسپین) بدلیل تراکم جمعیتی و نبود زمین مناسب امکان جانمایی چنین شهری را ندارد. اما مکران برای زمین مناسب هیچ محدودیت و مشکلی ندارد. بدلیل وزش بادهای موسمی امکان آلودگی هوا نیز در آن بسیار کم است. کشورهایی که اقدام به ایجاد شهرهای هوشمند کرده اند تجربه گرانبهایی را می توانند به ایران منتقل کنند. هند ، ژاپن و چین در این راه گام های بزرگ و موفقی داشته اند. نیازها و شاخص ها و مشخصات شهرهای هوشمند امروزه کاملا روشن و مشخص است. و از تجربیات و مشاوره با کشورهای موفق می توان بخوبی استفاده نمود.یکی از مشخصات این است که انرژی این شهرها تمام باید از منابع تجدید پذیر خورشید و باد باشد و آب مصرفی دوباره به چرخه تولید و مصرف برگردد.
اما بزرگترین مانعی که در راه چنین موفقیتی وجود دارد مشکل تحریم های اقتصادی، جدا بودن اقتصاد ایران از اقتصاد بین المللی و ناکارآمدیهای داخلی است. پایتخت هوشمند مکران بدون ایجاد قوانین و مقرراتی که بتواند پلی میان تجارت آزاد و آزادی سرمایه گذاری بزند ناموفق خواهد بود. تا ده هزار سال پیش فلات ایران دهها دریاچه و دریای آب شور و شیرین داشته که امروز از آنها خبری نیست و آخرین این دریاچه ها در حاشیه کویر ، از قم و تهران و کاشان تا خراسان محو شده اند که آخرین آنها دریاچه گاوخونی و دریاچه قم هست ، پس ایران روز بروز خشک تر می شود. و نمی توان فقط به منابع آبی موجود و نزولات آسمانی امید چندانی داشت ، بنا بر این انتقال صنایع به حاشیه دریاها و اقیانوس ضرورتی حتمی است. در حال حاضر با مشکلات مالی که ایران از آن رنج می برد صحبت از پایتخت هوشمند و دریا محور در جایی که فعلا هنوز زیر ساختهای لازمه را ندارد به شوخی شباهت دارد اما واقعیت این هست ایران در آینده نزدیک با بحران های زیست محیطی و اقتصادی و اجتماعی متعددی روبرو خواهد بود اگر در برنامه ریزی های کلان بیش از این کوتاهی شود بسیار عواقب سختی👇
مکران از شعار تا عمل
ادامه👇
گریبان گیر اوضاع سیاسی و اقتصادی خواهد شد. سیاست خارجی کشور باید اقتصاد محور و بر پایه منافع متقابل کشورهای شریک ، ضمانتهای لازم را ارایه نماید. اینکه بندرت سرمایه گذاران اصلی جهان رغبت به سرمایه گذاری در ایران دارند تا حدودی روشن هست اما باید مورد ریشه یابی و مناقشه و نقد مداوم قرار گیرد تا موانع بر طرف شود ایران جذاب ترین جغرافیا را برای جذب سرمایه گذار خارجی دارد. موانع همگی قابل برداشتن هست اما توجهیات لازم را باید برای بالاترین مقام تصمیم گیری بروشنی طراحی کرد.
جذابیتهای ایران از تمام کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بیشتر است، اما ناموفق ترین کشور در جذب سرمایه گذار است، سرمایه گذار خارجی ضمانت هایی مشابه با امارات و دبی و حداقل هند می خواهند که در بسیاری از موارد با اهداف ایدئولوژیکی سیاست زدگی و مذهب زدگی همسویی ندارد. هند در سیاستهای اقتصادی خود در ده سال گذشته در جذب سرمایه گذاران خارجی بویژه آمریکایی، ژاپنی، تایوانی و ... بسیار موفق بوده است. چین نیز همچنان و هنوز در این مسیر از هند جلوتر است اگر چه با سیاستهای هژمونی طلبی در مورد تایوان با خطراتی در این مسیر روبرو است .
ادامه👇
گریبان گیر اوضاع سیاسی و اقتصادی خواهد شد. سیاست خارجی کشور باید اقتصاد محور و بر پایه منافع متقابل کشورهای شریک ، ضمانتهای لازم را ارایه نماید. اینکه بندرت سرمایه گذاران اصلی جهان رغبت به سرمایه گذاری در ایران دارند تا حدودی روشن هست اما باید مورد ریشه یابی و مناقشه و نقد مداوم قرار گیرد تا موانع بر طرف شود ایران جذاب ترین جغرافیا را برای جذب سرمایه گذار خارجی دارد. موانع همگی قابل برداشتن هست اما توجهیات لازم را باید برای بالاترین مقام تصمیم گیری بروشنی طراحی کرد.
جذابیتهای ایران از تمام کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بیشتر است، اما ناموفق ترین کشور در جذب سرمایه گذار است، سرمایه گذار خارجی ضمانت هایی مشابه با امارات و دبی و حداقل هند می خواهند که در بسیاری از موارد با اهداف ایدئولوژیکی سیاست زدگی و مذهب زدگی همسویی ندارد. هند در سیاستهای اقتصادی خود در ده سال گذشته در جذب سرمایه گذاران خارجی بویژه آمریکایی، ژاپنی، تایوانی و ... بسیار موفق بوده است. چین نیز همچنان و هنوز در این مسیر از هند جلوتر است اگر چه با سیاستهای هژمونی طلبی در مورد تایوان با خطراتی در این مسیر روبرو است .
یک ایرانی دست راست ایلان ماسک شد
والاستریت ژورنال: امید افشار، دستیار قدیمی ثروتمندترین مرد جهان یعنی ایلان ماسک، یک مدیر اجرایی قدرتمند و موفق است که شرکت خودروهای الکتریکی تسلا را متحول میکند؛ او به دلیل توانایی درک ذهن و خلق و خوی ماسک، اغلب توسط همکارانش با نامهای مستعار مختلف خوانده میشود. افشار با تسلا، اسپیس ایکس و ایکس که قبلا توییتر نام داشت، کار کرده است. او یکی از معتمدین دستیاران ایلان ماسک بوده و است.
وال استریت ژورنال گزارش میدهد که او نیز مانند ماسک روی زمین در کارخانه خوابیده است و به ازای هزینه زندگی شخصی خود، شغل خود را در اولویت قرار میدهد. او تعدیلکننده ایلان ماسک است که نقش مهمی در شکل دهی مجدد تسلا ایفا کرد میکنید.
www.persiangulfstudies.com
والاستریت ژورنال: امید افشار، دستیار قدیمی ثروتمندترین مرد جهان یعنی ایلان ماسک، یک مدیر اجرایی قدرتمند و موفق است که شرکت خودروهای الکتریکی تسلا را متحول میکند؛ او به دلیل توانایی درک ذهن و خلق و خوی ماسک، اغلب توسط همکارانش با نامهای مستعار مختلف خوانده میشود. افشار با تسلا، اسپیس ایکس و ایکس که قبلا توییتر نام داشت، کار کرده است. او یکی از معتمدین دستیاران ایلان ماسک بوده و است.
وال استریت ژورنال گزارش میدهد که او نیز مانند ماسک روی زمین در کارخانه خوابیده است و به ازای هزینه زندگی شخصی خود، شغل خود را در اولویت قرار میدهد. او تعدیلکننده ایلان ماسک است که نقش مهمی در شکل دهی مجدد تسلا ایفا کرد میکنید.
www.persiangulfstudies.com