«کانال رسمی دانشگاه صنعتی اصفهان»
در این سانحه دلخراش که برای خودروی شخصی حامل دو تن از دانشجویان این دانشگاه رخ داد، متأسفانه اسماعیل هادیان قهدریجانی دانشجوی کارشناسی مهندسی کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان به رحمت ایزدی پیوست
هرچی دارم این بند رو میخونم... چشمام داره اسم و فامیل و رشته رو یه چیز دیگه میبینه...
اره اسمی آشنا...
رشتهای آشنا...
نه فقط آشنا... بالاتر از آشنا...
اینکه گاهی با این حقیقت انکار ناپذیر دنیا روبرو بشم...
ببینم...
بخونم...
حس کنم...
درک کنم...
خیلی تکان دهندس...
تکان دهنده ...
شکه کننده...
وهم انگیز...
نمیدونم...
حسش در قلم و کلمه و جمله نمیگنجه...
اصلا در هیچی نمیگنجه...
فقط حس کردنیه...
حسی که شاید در انسان بگنجه...
اونم شاید...
حسی که نیازه هر از گاهی داشته باشم...
ولی هزینه داشتنش خیلی زیاده...
خیلی خیلی زیاده...
فقط یه چیز رو میدونم...
اینکه هیچ کس ذرهای شک نداره بهش...
حتمی...
قطعی...
کاش اینقدر که در تخیلات و شاید و اگر ها سیر میکنیم، هر از گاهی به قطعیات هم فکر کنیم...
فقط یکم...
فقط یکم...
روحش شاد و آرزوی سلامتی برای ماندگان...
اره اسمی آشنا...
رشتهای آشنا...
نه فقط آشنا... بالاتر از آشنا...
اینکه گاهی با این حقیقت انکار ناپذیر دنیا روبرو بشم...
ببینم...
بخونم...
حس کنم...
درک کنم...
خیلی تکان دهندس...
تکان دهنده ...
شکه کننده...
وهم انگیز...
نمیدونم...
حسش در قلم و کلمه و جمله نمیگنجه...
اصلا در هیچی نمیگنجه...
فقط حس کردنیه...
حسی که شاید در انسان بگنجه...
اونم شاید...
حسی که نیازه هر از گاهی داشته باشم...
ولی هزینه داشتنش خیلی زیاده...
خیلی خیلی زیاده...
فقط یه چیز رو میدونم...
اینکه هیچ کس ذرهای شک نداره بهش...
حتمی...
قطعی...
کاش اینقدر که در تخیلات و شاید و اگر ها سیر میکنیم، هر از گاهی به قطعیات هم فکر کنیم...
فقط یکم...
فقط یکم...
روحش شاد و آرزوی سلامتی برای ماندگان...
💔11🕊3
#تجربه
تریلیها را در آغوش بگیریم!!!
شده تا حالا در صحبت با فردی، کم بیارید؟ تو یه حرفی میزنی طرف مقابلت یه حرف دیگه و تو به اندازه کافی دلیل محکم نداری برا صحبت در حالی که طرف مقابل دلیلای قوی داره و میدونی باختی:(. خب واکنشت چیه در اون زمان؟ توی یک جمع چی؟ اصلا اگه بدونی توی یه جمع نظر همه باهات مخالفه، بازم نظرت رو میگی؟ یا نه حرف و نظرت رو قورت میدی و توی دلت نگه میداری تا رسوب کنه؟ اگه دل رو به دریا زدی و گفتی و نتونستی کسی رو متقاعد کنی و همه با کلی دلیل با تریلی از روت رد شدن، واکنشت چیه؟ ناراحت میشی؟ خودخوری؟ سرزنش خودت و بقیه؟ نابود شدن اعتماد به نفس؟
هممون ممکنه توی این شرایط قرار گرفته باشیم و تریلیهای جورواجوری از رومون رد شده باشه و به جایی رسیده باشیم که دیگه از تریلیها فرار میکنیم. این فرار کردن از تریلیها به عنوان اولین واکنش آدم، منطقیه ولی بیاین سناریوی عکسش رو در نظر بگیریم. یعنی شما یک دانش و توانایی دارین و کسی هم بهتون کاری نداره و با کسی هم درباره موضوعات صحبت و بحث نمیکنین و همه چی خوش و خرم بدون هیچ تریلی داره میگذره... خب در این صورت من اشتباه هام رو چطور بفهمم؟
چگونه دیباگ بشم و پیدا کنم باگها رو و درستشون کنم؟
اصلا مگه ممکنه آهن بدون خوردن صدها ضربه و تحمل کردن دمای حدود 1000 درجه، به یک شمشیر تبدیل بشه؟
کربن بدون دما و فشار بالا الماس میشه؟
معلومه که نه نمیشه...
افراد زیادی هستند در اطرافمون که از ما دانش بهتری دارند و ضربههای خوبی میتونن بهمون بزنن که صافتر بشیم و درستتر حرکت کنیم و ما فقط برای اینکه نکنه له بشیم زیر چکشهاش، هیچ صحبت و نظری در برابر صحبتهاش نمیدیم... در حالی که نمیدونیم حالا حالا باید له بشیم تا بزرگ بشیم... :)
سر کلاس، استاد داره درس میده، یک بخش رو متوجه نمیشیم و سوالی هم نمیپرسیم تا نکنه استاد یا بقیه دانشجوها بشورنمون... ولی نمیدونیم تا خیس نخوریم، جا نمیافتیم... :)
نظر کسی رو میشنویم و جرأت نمیکنیم مخالفت کنیم تا نکنه داریم اشتباه میکنیم... ولی یادمون رفته که تا اشتباه نکنیم نمیتونیم درست رو پیدا کنیم...:)
پس بیاین از امروز فقط یکم بیشتر نسبت به دیروز، بریم زیر تریلیها، ضربه بخوریم، زیر شستوشوها خیس بشیم و توی کورههای با دمای بالاتر قرار بگیریم، تا شاید فقط یکم نسبت به دیروز، جان سختتر بشیم، سفت و سختتر حرکت کنیم، بیشتر جا بیفتیم و پختهتر بشیم...
تریلیها را در آغوش بگیریم!!!
شده تا حالا در صحبت با فردی، کم بیارید؟ تو یه حرفی میزنی طرف مقابلت یه حرف دیگه و تو به اندازه کافی دلیل محکم نداری برا صحبت در حالی که طرف مقابل دلیلای قوی داره و میدونی باختی:(. خب واکنشت چیه در اون زمان؟ توی یک جمع چی؟ اصلا اگه بدونی توی یه جمع نظر همه باهات مخالفه، بازم نظرت رو میگی؟ یا نه حرف و نظرت رو قورت میدی و توی دلت نگه میداری تا رسوب کنه؟ اگه دل رو به دریا زدی و گفتی و نتونستی کسی رو متقاعد کنی و همه با کلی دلیل با تریلی از روت رد شدن، واکنشت چیه؟ ناراحت میشی؟ خودخوری؟ سرزنش خودت و بقیه؟ نابود شدن اعتماد به نفس؟
هممون ممکنه توی این شرایط قرار گرفته باشیم و تریلیهای جورواجوری از رومون رد شده باشه و به جایی رسیده باشیم که دیگه از تریلیها فرار میکنیم. این فرار کردن از تریلیها به عنوان اولین واکنش آدم، منطقیه ولی بیاین سناریوی عکسش رو در نظر بگیریم. یعنی شما یک دانش و توانایی دارین و کسی هم بهتون کاری نداره و با کسی هم درباره موضوعات صحبت و بحث نمیکنین و همه چی خوش و خرم بدون هیچ تریلی داره میگذره... خب در این صورت من اشتباه هام رو چطور بفهمم؟
چگونه دیباگ بشم و پیدا کنم باگها رو و درستشون کنم؟
اصلا مگه ممکنه آهن بدون خوردن صدها ضربه و تحمل کردن دمای حدود 1000 درجه، به یک شمشیر تبدیل بشه؟
کربن بدون دما و فشار بالا الماس میشه؟
معلومه که نه نمیشه...
افراد زیادی هستند در اطرافمون که از ما دانش بهتری دارند و ضربههای خوبی میتونن بهمون بزنن که صافتر بشیم و درستتر حرکت کنیم و ما فقط برای اینکه نکنه له بشیم زیر چکشهاش، هیچ صحبت و نظری در برابر صحبتهاش نمیدیم... در حالی که نمیدونیم حالا حالا باید له بشیم تا بزرگ بشیم... :)
سر کلاس، استاد داره درس میده، یک بخش رو متوجه نمیشیم و سوالی هم نمیپرسیم تا نکنه استاد یا بقیه دانشجوها بشورنمون... ولی نمیدونیم تا خیس نخوریم، جا نمیافتیم... :)
نظر کسی رو میشنویم و جرأت نمیکنیم مخالفت کنیم تا نکنه داریم اشتباه میکنیم... ولی یادمون رفته که تا اشتباه نکنیم نمیتونیم درست رو پیدا کنیم...:)
پس بیاین از امروز فقط یکم بیشتر نسبت به دیروز، بریم زیر تریلیها، ضربه بخوریم، زیر شستوشوها خیس بشیم و توی کورههای با دمای بالاتر قرار بگیریم، تا شاید فقط یکم نسبت به دیروز، جان سختتر بشیم، سفت و سختتر حرکت کنیم، بیشتر جا بیفتیم و پختهتر بشیم...
❤2👍2🕊2👌1
#AP
#SOLID
#DesingPatterns
#Git
ناگفتههای AP...
گیت تقریبا پیشرفته با یکم دورچین:)
https://github.com/navidnasyry/AdvancedProgrammingOverview
سالید:
https://github.com/navidnasyry/SOLID_Overview
دیزاین پترنهای مهم:
https://github.com/navidnasyry/DesignPatterns_Overview
پ ن: با تشکر از llmهای مختلف:))
#SOLID
#DesingPatterns
#Git
ناگفتههای AP...
گیت تقریبا پیشرفته با یکم دورچین:)
https://github.com/navidnasyry/AdvancedProgrammingOverview
سالید:
https://github.com/navidnasyry/SOLID_Overview
دیزاین پترنهای مهم:
https://github.com/navidnasyry/DesignPatterns_Overview
پ ن: با تشکر از llmهای مختلف:))
GitHub
GitHub - navidnasyry/AdvancedProgrammingOverview: This repository is a curated collection of advanced programming concepts, principles…
This repository is a curated collection of advanced programming concepts, principles, and best practices. - navidnasyry/AdvancedProgrammingOverview
#شعر
#لطیفیان
برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها
از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
«حاجت روا شوند هزاران هزارها»
یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها...
ما را به جبر هم که شده سربه زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محض یار»ها...
یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها
شب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اند
برگرد ای توسل شب زنده دارها
این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
ای ایّها العزیز تمام ندارها
علی اکبر لطیفیان
#لطیفیان
برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها
از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
«حاجت روا شوند هزاران هزارها»
یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها...
ما را به جبر هم که شده سربه زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو «مهزیار» شد
یعنی گذشتن از همگان «محض یار»ها...
یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاده بارها
شب ها بدون آمدنت صبح ظلمت اند
برگرد ای توسل شب زنده دارها
این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
ای ایّها العزیز تمام ندارها
علی اکبر لطیفیان
❤7🕊1🤨1
Forwarded from کــُنج☕ (Reza Ghadaksaz)
{ اطعام عید بزرگ غدیر🎉🌱 }
🍲پخت و توزیع غذای گرم بین خانواده های نیازمند
💵هزینه حدودی هر پرس غذا: 100 هزار تومان
💳شماره کارت:
بانک ملی-بنام رضا قدکساز
* با یکبار زدن روی شماره کارت، بصورت خودکار کپی می شود.
"خیریّه حضرت زهرا(س)"
@konje_tanhayee🌱
.
🍲پخت و توزیع غذای گرم بین خانواده های نیازمند
💵هزینه حدودی هر پرس غذا: 100 هزار تومان
💳شماره کارت:
6037991758983880بانک ملی-بنام رضا قدکساز
* با یکبار زدن روی شماره کارت، بصورت خودکار کپی می شود.
"خیریّه حضرت زهرا(س)"
@konje_tanhayee🌱
.
❤4
#شعر
#صغیر_اصفهانی
ای مظهر احد هو یا علی مدد
ای محرم صمد هو یا علی مدد
ای شاه ذور شد هو یا علی مدد
ای میر معتمد هو یا علی مدد
الله را اسد هو یا علی مدد
جان از تو صیقلی یا مرتضی علی
دل از تو منجلی یا مرتضی علی
یا والی الولی یا مرتضی علی
ای ذات تو علی یا مرتضی علی
ای یاد تو مدد هو یا علی مدد
ایجاد جن و انس از حی لم یزل
بهر عبادتست نی فتنه و دغل
ذکر علی بود چون بهترین عمل
پس خلق جن و انس گشتند کز ازل
گویند تا ابد هو یا علی مدد
گسترده هر طرف شیطان ز حیله دام
تا در مقام خود ما را دهد مقام
ما حرز جان کنیم نام تو را مدام
تا آن رجیم را از این خجسته نام
بر رخ کشیم سد هو یا علی مدد
یارب چو بر پرد مرغ روان من
گردد به زیر خاک آندم مکان من
از این سخن مباد افتد زبان من
خواهم که تا به حشر باشد بیان من
پیوسته در لحد هو یا علی مدد
موسی به مهر تو زاد و وفات یافت
عیسی ز لطف تو حسن صفات یافت
خضر از ولای تو آب حیات یافت
نوح از شدائد طوفان نجات یافت
چون گفت بیعدد هو یا علی مدد
عقل از تو مات و نطق در وصفت الکنست
گر خوانمت خدای کفر مبرهن است
ور دانمت جدای آن کفر در من است
از بهر هرکسی حدی معین است
ای بیحدیت حد هو یا علی مدد
ای میر تاج بخش ای شاه تاجدار
ای نفس مصطفی ای شیر کردگار
در قلب سالکان در دور روزگار
از اسم ذوالفقار و ز جسم ذوالفقار
قتال دیو و دد هو یا علی مدد
مخلوق خاص حق خلاق ماسوا
فرمانده عباد فرمان بر خدا
هم خالق زمین هم فاطر سما
ای صاحب یدی کش خوانده کبریا
بالای کل ید هو یا علی مدد
دلخانهٔ خداست تا خانهٔ تو شد
جان مست بادهٔ پیمانهٔ تو شد
اطراف شمع هو پروانهٔ تو شد
هرکس تو را شناخت دیوانهٔ تو شد
غارت گر خرد هو یا علی مدد
والشمس والضحی یعنی بروی تو
واللیل اذا سجی یعنی به موی تو
در دل صغیر راهست آرزوی تو
خواهد که سر نهد بر خاک کوی تو
فارد لما ارد هو یا علی مدد
#صغیر_اصفهانی
ای مظهر احد هو یا علی مدد
ای محرم صمد هو یا علی مدد
ای شاه ذور شد هو یا علی مدد
ای میر معتمد هو یا علی مدد
الله را اسد هو یا علی مدد
جان از تو صیقلی یا مرتضی علی
دل از تو منجلی یا مرتضی علی
یا والی الولی یا مرتضی علی
ای ذات تو علی یا مرتضی علی
ای یاد تو مدد هو یا علی مدد
ایجاد جن و انس از حی لم یزل
بهر عبادتست نی فتنه و دغل
ذکر علی بود چون بهترین عمل
پس خلق جن و انس گشتند کز ازل
گویند تا ابد هو یا علی مدد
گسترده هر طرف شیطان ز حیله دام
تا در مقام خود ما را دهد مقام
ما حرز جان کنیم نام تو را مدام
تا آن رجیم را از این خجسته نام
بر رخ کشیم سد هو یا علی مدد
یارب چو بر پرد مرغ روان من
گردد به زیر خاک آندم مکان من
از این سخن مباد افتد زبان من
خواهم که تا به حشر باشد بیان من
پیوسته در لحد هو یا علی مدد
موسی به مهر تو زاد و وفات یافت
عیسی ز لطف تو حسن صفات یافت
خضر از ولای تو آب حیات یافت
نوح از شدائد طوفان نجات یافت
چون گفت بیعدد هو یا علی مدد
عقل از تو مات و نطق در وصفت الکنست
گر خوانمت خدای کفر مبرهن است
ور دانمت جدای آن کفر در من است
از بهر هرکسی حدی معین است
ای بیحدیت حد هو یا علی مدد
ای میر تاج بخش ای شاه تاجدار
ای نفس مصطفی ای شیر کردگار
در قلب سالکان در دور روزگار
از اسم ذوالفقار و ز جسم ذوالفقار
قتال دیو و دد هو یا علی مدد
مخلوق خاص حق خلاق ماسوا
فرمانده عباد فرمان بر خدا
هم خالق زمین هم فاطر سما
ای صاحب یدی کش خوانده کبریا
بالای کل ید هو یا علی مدد
دلخانهٔ خداست تا خانهٔ تو شد
جان مست بادهٔ پیمانهٔ تو شد
اطراف شمع هو پروانهٔ تو شد
هرکس تو را شناخت دیوانهٔ تو شد
غارت گر خرد هو یا علی مدد
والشمس والضحی یعنی بروی تو
واللیل اذا سجی یعنی به موی تو
در دل صغیر راهست آرزوی تو
خواهد که سر نهد بر خاک کوی تو
فارد لما ارد هو یا علی مدد
❤6🔥1
چند کلمه حرف دلی و البته اندکی تند...
عکس و فیلما که میبینیم از ترورهای انجام شده، کل ساختمون سالمه فقط یه طبقه نابود شده...کل خونه های اطراف سالمه فقط یه خونه...
این نقطه زنی دقیق مگه فرایندی جز فرایند زیر رو طی کرده؟
1. جمعآوری دادهها از منابع مختلف و متعدد
2. تمیز کردن و اعتبارسنجی دادهها
3. ادغام و integration دادهها و اطلاعات
4. تحلیل و آنالیز دادهها و اطلاعات
5. تصمیمگیری بر اساس تحلیلهای انجام شده بر روی دادههای معتبر
6. تایید و اعتبارسنجی نهایی تصمیم گرفتهشده
7. در نهایت اجرا و execute کردن تصمیم
همه این مراحل رو باهاش آشناییم مخصوصا اگه تو دانشگاه چار تا درس هوشی پاس کرده باشیم...
ولی نمیدونیم که چقدر از دنیا توی تک تک اینا عقبیم...
نمیدونیم چقدر ضعف داریم توی تکنولوژی و علم و فن...
که اینقدر رااااحت این حد از اطلاعات رو تونستن دستهبندی، ادغام، تحلیل و در نهایت تصمیمگیری و اجرا بکنن، با اطمینان هم اجرا بکنن و در نهایت کاملا درست هم به نتیجهای که میخوان برسن...:(
نمیدونیم چقدر ضعف داریم توی تکنولوژی و علم و فن...
و چقدر انگیزهای وجود نداره برای ارتقای این سطح...
انگیزه باید کجا باشه؟ خب معلومه اولین جاش دانشگاس که اونم یافت می نشود گشتهایم ما...:(
و خب این موارد بر تنفر من
به کارهایی که در دانشگاه فقط انجام میشه و هیچ خروجیای نداره تو واقعیت و کشور اضافه میکنه...
و همچنین به استادهایی که فقط با دادن مقاله و بالا بردن h-index دارن سطح علمیشون رو شوآف میکنن و تو عمرشون هیچ کاری که به درد بخوره رو انجام ندادن و رو پروداکشن نبردن...و از اون بدتر بین دانشجوها هم شده معیاری برای قضاوت استادا...
بابا فرق داره... به خدا فرق داره دنیای فانتزی و همه چی گل و بلبل دانشگاه با صنعت و واقعیت و یه کاری که واقعا به درد بخوره... ممکنه یکی بگه چرا کاری کنیم ک به درد بخوره ک خب اوشون دیگه تو یه لیگ دیگس و من حرفی ندارم...
ولی ای کاش ...
کاش یکم بیشتر دنیای واقعی رو ببینیم...
ببینیم با همین تکنولوژی ها و علم و دانشی که ما نداریم، دارن چه کارایی میکنن و چه بلاهایی سر بقیه میارن...
کاش میتونستیم دانشجوها رو فراری ندیم... کاش میتونستیم نگهشون داریم تا در بهترین حالت خودشون شکوفا بشن...
کاش میتونستیم نه هم سطحشون... بلکه فقط به گرد خاکشون برسیم و بیشتر و بیشتر حرفی برا گفتن داشته باشیم...
و کلی کاش دیگه که فقط گفتنشون نه تنها به درد نمیخوره بلکه به دردها اضافه میکنه... :(
در نهایت
امیدوارم هرچه زودتر برسه شبی که وقتی میریم بخوابیم با خودمون بگیم
آخیش...تموم شداااا(شدنااا)
👍11❤1🤩1😍1💔1
