اندیشکده راهبردی مهاجر
627 subscribers
294 photos
24 videos
22 files
206 links
اندیشکده مهاجر
Download Telegram
محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی

🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z
____________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
👆محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید👆
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه

🔻قسمت اول

🔸در توجه ما به تاریخ اندیشه خودمان، یک اشکال بسیار اساسی وجود دارد و آن، تکیه بیش از اندازه بر اشتراکات است. هرچند که از جهاتی، این تکیه نقطه قوت ما را تشکیل می دهد و هویتی یکپارچه به ما می‌بخشد، ولی از طرفی هم جلوی فهم درست اندیشه ها را می گیرد و تاریخ ما را بیش از اندازه تکاملی و در نتیجه بی‌نیاز از دوره های اولیه می‌نمایاند. در خوانش امروزین ما از تاریخ فلسفه اسلامی، تمرکز مفسرین بر اشتراکات نظریات و سیر تطور این وجه اشتراکی است؛ و به اختلافات نظری دقیق بین #فلاسفه_اسلامی دقت درخوری مبذول نمی‌شود. هر کشف تازه‌ای در فهم مطالب قدمای فلسفه مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد یا از نظر معرفتی غیرقابل اعتنا خوانده می‌شود، و یا اگر هم به عنوان نکته بدیعی پذیرفته شود، تمام سعی‌ها صرف این می‌شود که حضور آن نظریه در نظرات متأخرین هم توضیح داده و اثبات شود. همین اخلاق علمی باعث شده که پویایی فلسفی ما کاستی گرفته و آموزش و نیز تکرار مکررات، جای پژوهش و نکته‌سنجی را بگیرد. در نتیجه جریان غالب فلسفی تنها از طریق آموزش منتقل و منتشر می‌شود و هر فیلسوف به اندازه تناسب آن با جریان حاکم، به جامعه معرفی می‌شود. این روند نه تنها شارحین و مفسرین بزرگ تاریخ فلسفه اسلامی را از نظرها پنهان داشته است، بلکه باعث شده حتی استاد مبرز مسلمی چون شیخ اشراق هم به حاشیه رفته و تنها از زاویه دید صدرایی‌ها و به میزان ارتباط نظریات شیخ با حکمت متعالیه مورد توجه قرار گیرد. در حالی که می‌توان خصائصی را برای فلسفه شیخ اشراق برشمرد که در #گفتمان_صدرایی حاکم بر فلسفه اسلامی غایب است (و چه بسا که اصلا نظریات خود صدرا فاقد این وجوه باشد) و در عین حال جزو نیازهای اساسی فلسفه معاصر ایران محسوب می‌شود.

🔸اولین ویژگی مثبت فلسفه شیخ اشراق، پیوند وثیق آن با ایران باستان است. ارتباط اندام‌وار فلسفه او با #حکمت_خسروانی حاکم بر ایران دوره باستان، می‌تواند به فلسفه اسلامی بعد بدهد و ریشه مباحث را در نقاطی مستحکم بنا بگذارد. یکی از مشکلات عمده فلسفه اسلامی امروز، بریده بودن از تاریخ و جدا افتادن از زمینه ایرانی آن است. امروزه فلسفه اسلامی یک از انتزاعی‌ترین و بی‌بنیادترین دوره‌های خویش را سپری می‌کند و اگر هم نسبتی با تاریخ برقرار می‌کند، با اروپای قدیم و جدید است. نیاز به تاریخ در جامعه یکی از مهمترین مواردی است که فلسفه باید به آن اعتنا بکند. شیخ اشراق می‌تواند واسطه‌ای باشد که امکان مواجهه ما با تاریخ را تسریع و تعمیق بخشد. از طرف دیگر، پیوند خوردن فلسفه اسلامی از طریق شیخ اشراق با جکمت خسروانی پیش از اسلام می‌تواند ارتباط نظری ما را با سیاست و #فلسفه_سیاسی برقرار کند. در ایران باستان، #اندیشه مشحون از وجوه سیاسی است و متون فلسفهی با فلسفه عملی در هم تنیده است. در ابتدای قرون اسلامی هم چنین وجهی دارد و نظر چشم از صحنه عمل برنگرفته است. منتها هرچه تاریخ ایران اسلامی جلوتر می‌آید، تفکر سیاسی و سیاست ورزی کم‌رنگ‌تر می‌شود و فلسفه به کل از وجوه سیاسی آن خالی می گردد. نظریات شیخ اشراق می تواند از طریق فلسفه ایرانی کهن، پیوند مستحکمی با فلسفه سیاسی برقرار کند و ابعاد اجتماعی فلسفه نظری امروز ما را فربه سازد.

🔸نکته دیگر پیوند خاص #فلسفه_اشراق با قرآن است. در حالتی بدبینانه، می‌توان گفت که تسلط #فلسفه_صدرایی در ایران باعث دور شدن تفکر فلسفی ما از قرآن شده است و اگر فلسفه اشراقی ادامه پیدا می‌کرد، ما به افکر قرآنی نزدیک‌تر بودیم. اما در دیدگاهی خوشبینانه می‌توان گفت که با وجود خدمات زیاد فلسفه صدرایی به فهم قرآن در ایران، اتفاق بدی که حذف #شیخ_اشراق در ایران داشته، دور شدن «ادبیات» فلسفه اسلامی از «ادبیات» قرآنی است. برخی از واژه‌های مهم و اساسی قرآنی در دستگاه شیخ اشراق حضور دارند ولی در #حکمت_متعالیه جایگاهی نیافته‌اند. همین مسأله باعث دور شدن فلسفه از قرآن و ایجاد شکاف بین نقل و عقل، حداقل در زبان تفکر فلسفی ایران بوده است. بازگشت به شیخ اشراق، چه در سطوح بنیادین و چه حداقل در سطوح زبانی، می‌تواند ابوابی از ارتباط فلسفه با قرآن را به روی ما باز کند که امکان ترمیم جدایی موجود بین فلسفه و قرآن را به وجود بیاورد.

🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z


#شیخ_اشراق
#سهروردی
#فلسفه_اسلامی
#فلسفه_صدرایی

______
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
👆محرومیت فلسفه معاصر از نظریه های نوربنیاد شیخ شهید👆
🗓 8 مرداد، روز بزرگداشت شیخ اشراق
📝نویسنده : محمد قائم خانی / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه

🔻قسمت دوم

🔸ویژگی دیگر تفکرات شیخ اشراق، تعامل آن با سایر حوزه‌ها به ویژه ادبیات فارسی است. یکی از مشکلات عمده #فلسفه_اسلامی این است که زبان فنی آن به صورت کامل از زبان #زندگی_مردم و زبان #ادبیات جدا افتاده و همین مسأله باعث چندگانگی و حتی در برخی از موارد چندپارگی ساحات مختلف نظر و عمل انسان ایرانی شده است. این جدایی فلسفه از زبان فارسی باعث شده دیواری قطور بین ساحت نظر و عرصه عمل ایجاد شود. و چون ادبیات محمل اصلی رشد زبان فارسی بوده و هست، فلسفه‌های بی‌اعتنا به ادبیات بیش از دامن زدن به احساسات، کاری از پیش نبرده اند و بین عقل با نثل حائل شده اند. بزرگ شدن شیخ اشراق در عرصه نظر، می‌تواند به نزدیکی دو ساحت مهم نظری و عملی کمک کند و شکاف نظر و عمل را در ایران کم نماید.

🔸این خصائص در کنار نفوذ گسترده و عمیق شخص او در جهان اسلام در زمانی که هنوز از سنین جوانی به میان سالی پا نگذاشته، به هر پژوهشگری حکم می کند که نظریات او، بسیار بیشتر از این که امروز مورد توجه قرار گرفته مطمح نظر اهل فلسفه قرار بگیرد. به خصوص که او در آثارش با یونانیان و #فلاسفه_مشاء مخاطبه داشته و متونش را ناظر به آنها نوشته است. این پایبندی به دقت فلسفی، نقطه قوت #شیخ_اشراق و #صدرا نسبت به عرفاست که می‌تواند راه پیوند فلسفه با دیگر حوزه ها را همراه کند. منتها امروزه وزن شیخ اشراق در کنار ملاصدرا، بسیار کمتر از حق و ظرفیت نظریات اوست و اجازه نقش آفرینی کافی به فلسفه نور او داده نمی‌شودد. تمایل جامعه ما ( حتی در میان #روشنفکران ) به حاکمیت تک صدایی بر حوزه‌های مختلف اندیشه باعث شده است فلسفه اسلامی از نابغه ای چون شیخ اشراق محروم بماند و عرصه های مهم #تفلسف ایرانیان در دوره معاصر مسدود بماند.

🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/E2B7Z


#شیخ_اشراق
#سهروردی
#فلسفه_اسلامی
#فلسفه_صدرایی

__
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
🔴خانم لیلی عشقی و انقلاب 57 و 76 ایران
📝 نویسنده : جواد درویش / مدیر اندیشکده مهاجر

درمورد علل و عوامل انقلاب اسلامی ایران مطالب گوناگونی از منظرهای مختلف نوشته شده است.
🔹برخی از منظر فقهی به موضوع پرداخته اند و نظریه ولایت فقیه امام را مهمترین عامل دانسته اند.
🔹برخی منظر فلسفی و عرفانی صدرایی را اتخاذ کرده اند و امام خمینی را کامل کننده اسفار چهارگانه ملاصدرا قلمداد کرده اند.
🔹برخی هم مسائل اقتصادی و اجتماعی را مهمترین عامل دانسته اند و انقلاب سفید شاه و اختلافات طبقاتی را عامل اصلی دانسته اند.
🔹برخی هم به قول نیویورک تایمز به نقل از رضا امیرخانی دیدن عکس امام در ماه را علت اصلی انقلاب دانسته اند!!

من در بین همه این تبیین ها، تبیین خانم عشقی را بهتر و نزدیک تر به واقعیت انقلاب یافتم:

خانم #لیلی_عشقی فارغ التحصیل دکتری جامعه شناسی از سوربن فرانسه است. ایشان کتابی دارد با عنوان «زمانی میان زمان‌ها یا امام، شیعه و ایران» که سال 69 به زبان فرانسوی نوشته شده و سال گذشته هم به فارسی ترجمه شده است. خود خانم عشقی در رفت و آمدهایی که به ایران داشته یکبار محتوای این کتاب را در سال 78 و اوایل دوره اصلاحات ارائه کرده است.
خانم عشقی در این کتاب سعی کرده که یک تبیین #وجودی و عرفانی از انقلاب ایران ارائه کند که تببین بسیار دقیق و خوبی است. ضمن اینکه نوع عرفان و فلسفه او با عزلت‌نشینی‌های عرفا و فلاسفه ما متفاوت است. بطوریکه خودش میگوید قبل از انقلاب به ایران آمده و با 460 نفر از مردم ایران از جمله مردم حلبی آبادهای اطراف تهران مصاحبه کرده و 50 کیلو کاغذ حاوی این مصاحبه ها را با خودش به فرانسه برده و چندسال به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته است.

🔸ایشان معتقد است که انقلاب ایران یک #حادثه بود. حادثه به معنای تلاقی دو #زمان. یکی زمان ابدی، فراتاریخی و ملکوتی؛ و دیگری زمان فانی، تاریخی و ملکی.
حادثه‌ای مثل تلاقی (ملاقات) شمس و مولانا که تحولات عظیم وجودی را منجر شده. انقلاب ایران مانند همه حادثه‌های اینچنینی دو دوره دارد. یکی دوره شیدایی که در آن اتفاقات از روی عقلانیت عادی و عرفی پیش نمی‌رود. مردمی که از ساواک میترسند، جلوی گلوله تانک می آیند، و فقرایی که به نان شب محتاجند، در صنعت نفت و.. اعتصاب میکنند، بدون توجه به عواقب آن.
خود انقلاب هم به همین دلیل است که مقدمه اش #برنامه‌ریزی اقتصادی و نظامی و.. نبود. اصلا هیچگونه برنامه ریزی در این انقلاب مشابه انقلابها و کودتاهای خارجی، وجود نداشت. بلکه مقدمه این انقلاب، بخشیدن چیزی به مردم به اسم "وجود" یعنی احساس شخصیت مستقل است. که این کار #امام است.
خانم عشقی تبیین خود را کاملا وابسته به مفهوم و وجود "امام" در اعتقادات شیعه میکند. امام از نگاه شیعه دو ویژگی دارد: اولا رابط بین عالم ملک و ملکوت است و ثانیا تاویل کلام خدا توسط او صورت میگرد. او #امام خمینی را تاحد زیادی حائز ویژگی های ائمه دوازدگانه شیعه میداند و به همین دلیل است که برای اولین بار در تاریخ شیعه لقب امام میگیرد و ایشان است که با کلام نافذ و شخصیت الهی خود، این "حادثه" را رقم میزند. به همین جهت انقلاب ایران تا حد زیادی "انفسی" است نه "آفاقی" است؛ ولذا قابل مدلسازی نیست، قابل تبیین علمی نیست و قابل تکرار نیست.

🔸خانم عشقی بعد از رحلت امام را دوره سر عقل آمدن میداند. دوره حادثه و شیدایی که مولوی دیوان شمس مینویسد، حالا گذشته است و الان باید #مثنوی_معنوی بنویسد و از زندگی در زمان تاریخی و زمینی بگوید. لذا بعد از امام، دوره برنامه ریزی، قانون و... است.
او #دوم_خرداد_76 را شبه حادثه‌ای میداند که انقلاب ایران بعد از 18 سال به بلوغ میرسد. لذا از نگاه ایشان نه تنها اصلاحات توبه از انقلاب نیست که ادامه صراط مستقیم آن است. مهمترین دلیلش هم این است که آقای #خاتمی مثل امام، توسعه اقتصادی را مقدم بر توسعه سیاسی و آزادی و استقلال و وجود بخشی و شخصیت بخشی به مردم نمیداند. خاتمی هیچگاه در تبلیغات انتخاباتی برخلاف سایر نامزدها، وعده پول و ارزانی و.. نمیدهد، بلکه به مردم احساس شخصیت میدهد و همین است که 20 میلیون رای می آورد. مثل امام که میگفت ما برای خربزه انقلاب نکردیم. در عین حال خاتمی قانونمداری را اولویت خود مطرح میکند که شاخص دوره دوم حادثه است.

کتاب خانم عشقی را فلاسفه بزرگی چون پل ریکور و ژیل دولوز تحسین کرده‌اند.

____
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🆔 @vaadie
🌐 mohaajer.ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا نخبگان مهاجرت می کنند ؟
🔸با حضور محمد حسین بادامچی مدیرکارگروه علوم انسانی و توسعه
🗓جمعه ۳۰ تیر ۹۶ برنامه ۱۸۰ درجه از شبکه افق
🎞لینک فیلم کامل این برنامه :

🌐 yon.ir/zibwg

🆔 @mohajer_ThinkTank
مشروعه خواهی و استبداد، در مقابل مشروطه‌خواهی و انکار حاکمیت خداوند
📝نویسنده : محمد حسین بنا
🗓11مرداد، شهادت شیخ فضل الله نوری

🔻لینک مطلب :
🌐 yon.ir/y7ONg
__________
🆔 @mohajer_ThinkTank
مشروعه خواهی و استبداد، در مقابل مشروطه‌خواهی و انکار حاکمیت خداوند
📝نویسنده : محمد حسین بنا / عضو کارگروه علوم انسانی و توسعه
🗓به مناسبت 11مرداد، شهادت شیخ فضل الله نوری


🔸یکی از مهم‌ترین نزاع‌های نظری در تاریخ معاصر ایران ‌که منجر به اتفاقات مهم عملی هم شده است، نزاع بین #مشروطه‌_خواهی و مشروعه خواهی است. در یک‌طرف این نزاع بیشتر #روشنفکران و بخشی از #روحانیون قرار داشتند که مشروعه خواهی را عملاً به معنی نفی آزادی و اراده و اختیار انسان می‌دانستند که ثمره آن پذیرش و تأیید استبداد است. درنتیجه از منظر اصحاب این تفکر آزادی‌خواهی در مقابل #مشروعه_خواهی قرار داشت. همین تفکر بود که پس از فتح تهران در نهم مرداد سال ۱۲۸۸ مجتهد مشروعه خواه تهران #شیخ_فضل_الله را به طرز فجیعی به دار آویخت و به شهادت رساند. در طرف دیگر این نزاع بیشتر روحانیون قرار داشتند که پذیرش مشروطه را به معنی انکار توحید تشریعی و نفی حق #حاکمیت _خداوند می‌دانستند که نتیجه چنین نگاهی کفر دانستن مشروطه و کافر دانستن آزادی خواهان مشروطه‌طلب بود. فتوای سید علی سیستانی از علمای دوران مشروطیت این نگاه را به‌خوبی نشان می‌دهد: « المشروطه کفر و المشروطه ‌طلب کافر، ماله مباح و دمه هدر» (به نقل از فریدون آدمیت در کتاب ایدئولوژی نهضت مشروطیت) بر مبنای همین تفکر بود که نمایندگان مجلس و آزادی خواهان مشروطه‌طلب در مجلس و مسجد سپهسالار به توپ بسته شدند.

🔸درعین‌حال در همان دوران در عینیت صحنه اجتماع در بین متفکران زیادی اعم از روحانیون و روشنفکران نحوی از #آزادی_خواهی و ضدیت با #استبداد با نوعی از مشروعه خواهی و قائل بودن به حاکمیت دین جمع شده بود. ریشه این مسئله در این است که دو مفهوم مشروطه‌خواهی و مشروعه خواهی در زمینه‌ای واحد مطرح نشده بودند. مشروطه‌خواهی مفهومی ناظر به عمل و در سیاست بود و مشروطه‌خواهی مفهومی متافیزیکی در فلسفه حق‌وحقوق بود.

🔸در بحث از مشروعه و غیرمشروعه مجلس به‌مثابه نهادی حقوقی در نظر گرفته می‌شد و مسئله قانون‌گذاری صورتی متافیزیکی و استعلایی در فلسفه حق داشت. پرسش اصلی مشروعه خواهان این بود که حق مطلق حاکمیت و #قانون_گذاری با کیست؟ و مبنای #قانون چه می‌باید باشد؟ آزادی انسان برای آن‌ها به معنی #آزادی از حکومت تشریعی خداوند و خروج از بندگی خداوند متعال بود.

🔸بحث از مشروطه‌خواهی بحثی در #سیاست و حکومت بود و برای مشروطه خواهان مجلس به‌مثابه نهادی سیاسی بود که به مردم امکان تعیین سرنوشتشان و جلوگیری از خودرایی سلطان را می‌داد. نهاد مجلس شورا تضمین‌کننده #عدالت_اجتماعی بود که جلوی استبداد را می‌گرفت. قانون در این بحث کنترل خودکامگی سلطان بود. آزادی انسان در مسئله مشروطه‌خواهی آزادی در مقابل حکومت استبدادی بود. میرزای نائینی در کتاب خود این مطلب را به‌روشنی بیان می‌کند.

🔺جهت مطالعه کامل این مطلب به لینک زیر مراجعه نمایید :
🌐 yon.ir/y7ONg

#شیخ_فضل_الله_نوری
#انقلاب_اسلامی
#علوم_انسانی_و_توسعه
#اندیشکده_مهاجر
#سیاست


____
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
ارتباط میان تکنولوژی و علم
📚دانشنامه فلسفه استنفورد، فلسفه تکنولوژی،مارتن فرانسن، صفحه 28

#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری

🔸ارتباط نزدیک میان رویه های #علم و #تکنولوژی ممکن است به سهولت تمایزات مهم میان این دو را از نظر دور دارد. موضع غالب علم در میدان دید فلسفی، تشخیص این نکته را برای فیلسوفان دشوار کرد که تکنولوژی به جهت شمولش بر مسائلی که در علم پدیدار نمی شوند سزاوار توجه خاص است. این دیدگاه ناشی از همین عدم تشخیصی اغلب، و شاید تا حدی به نحو شگفت انگیز، به گونه ای ارائه میشود که به حد این مدعا که #تکنولوژی «صرفاً» علم کاربردی است تقلیل می یابد.

🔸 پرسش از رابطهٔ میان علم و تکنولوژی مسئلهٔ محوری یکی از متقدم ترین مباحثات میان فیلسوفان تحلیلی تکنولوژی بود. هنریک اسکولیموفسکی به سال ۱۹۶۶ در ویژه نامه ای از نشریهٔ تکنولوژی و #فرهنگ استدلال کرد که تکنولوژی چیزی کاملا متفاوت با علم است (1966 Skolimowski). به تعبیر او، علم به آنچه هست می پردازد، حال آن که تکنولوژی به آنچه قرار است باشد. چند سال بعد، #هربرت_سایمون در کتاب معروف خود به نام علوم مصنوعات (1969 Simon) با عباراتی تقریباً مشابه بر این تمایز مهم تأکید کرد و گفت دانشمند به این که چیزها چگونه هستند می پردازد اما مهندس به اینکه چیزها چگونه باید باشند. گرچه تصور این که فیلسوفان متقدم قادر به تشخیص این تفاوت در جهت گیری نبوده باشند دشوار است، ممکن است گرایش ایشان، خاصه در سنت #تجربه_گرایی منطقی، به این که دانش را نظامی از قضایا ببیند به این اعتقاد منتهی شده باشد که در تکنولوژی هیچ دعوی معرفتی ای نقشی ایفا نمی کند که نتوان آن را در علم نیز یافت. لذا، از مطالعهٔ تکنولوژی انتظار نمی رفت که چالش تازه ای طرح کند یا در خصوص علایق #فلسفهٔ_تحلیلی شگفتی ساز باشد.

🔸به خلاف، ماریو بونگه (1966 Bunge) از این دیدگاه دفاع می کرد که تکنولوژی علم کاربردی است، اما به شیوهٔ ظریفی که حق مطلب را در مورد تفاوت های علم و تکنولوژی ادا می کند. وی تصدیق می کرد که تکنولوژی ناظر به کنش است، اماکنشی که اساس آن را عمیقاً نظریه تشکیل داده است - این چیزی است که تکنولوژی را از هنرها و صنایع متمایز و با علم هم تراز می کند. به نظر بونگه، نظریه ها در تکنولوژی به دو گونه اند: نظریه های جوهری، " که فراهم آورندهٔ دانش دربارهٔ متعلق کشش اند، و نظریه های عملیاتی، " که به خود کنش می پردازند. نظریه های جوهری تکنولوژی حقیقتاً تا حد زیادی کار بسته ای نظریه های علمی اند. به خلاف، نظریه های عملیاتی مسبوق به نظریه های علمی نیستند، بلکه در خود پژوهش کاربردی زاده می شوند. با این حال، چنانکه وی مدعی می شود، نظریه های عملیاتی حاکی از نوعی وابستگی به علم اند از این جهت که در چنین نظریه هایی روشی علمی به کار می رود. این امر در بردارندهٔ ویژگی هایی است نظیر مدل سازی و آرمانی سازی، استفاده از مفاهیم و #انتزاعیات نظری، و اصلاح نظریه ها با جذب داده های تجربی از طریق پیش بینی یا پس بینی.

🔸 در پاسخ به این بحث، ایان جاروی (Jarvic 1966) پژوهش دربارهٔ جایگاه #معرفت_شناختی قضایای تکنولوژیک و شیوهٔ بایستهٔ متمایز کردن قضایای تکنولوژیک از قضایای علمی را در حکم مسائلی مهم برای هر نوع فلسفهٔ تکنولوژی دانست. این امر حاکی از تحقیقی کامل در باب اشکال مختلف دانش [یا معرفت] است که در هر دو رویه واقع میشوند، و به ویژه از آنجا که دانش علمی پیشاپیش به نحوی بسیار گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است، حاکی از تحقیقی کامل درباب آن صور دانش است که مشخصهٔ تکنولوژی اند و علم فاقد آنهاست یا اهمیت بسیار کمتری در علم دارند. گیلبرت رایل (1949 Ryle) در بافتاری متفاوت تمایزی را میان «دانستن که...» - دانش گزارهای سنتی - و «دانستن چگونگی» و به بیان در نیامده و حتی به بیان درنیامدنی - مطرح کرذه بود. مفهوم «دانستن چگونگی» را مایکل پولانیی ذیل نام دادن مستتر برگرفت و یکی از خصوصیات محوری تکنولوژی قرار داد (1958 Polanyi)؛ وضعیت فعلی این بحث فلسفی در مدخل دانش چگونگی در این دانشنامه آمده است. با این حال، تأکید بیش از حد بر نقش دانش به بیان در نیامده، که اغلب «محاسبات سرانگشتی» نامیده می شود، به آسانی اهمیت روشهای عقلانی در تکنولوژی را دستکم می گیرد. تأکید بر دانش مستتر ممکن است برای تمیز رویه های علم و تکنولوژی نیز نامناسب باشد، زیرا نقش دانش مستتر در علم چه بسا مهمتر از آن باشد که فلسفهٔ رایج علم تصدیق می کند؛ مثلا، در استنتاج ارتباطات علّی بر مبنای شواهد تجربی. این مطلب همچنین مضمونی مهم در نوشته های تامس #کوهن در باب تغییر نظریهٔ علمی بود (1962 Kuhn).

#فلسفه_علم
#فلسفه_تکنولوژی
#پنج_شنبه_های_اخلاق_و_فناوری
#ارتباط_علم_و_تکنولوژی
#دانشنامه_فلسفه_استنفورد
#فلسفه_استنفورد
_______
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
🌸 فرا رسیدن
🍃 میلاد عالم آل محمد،
🌸 هشتمین حجت سرمد،
🍃 نگین درخشان وطن،
🌸 السلطان ابا الحسن،
🍃 حضرت رضا(ع)
🌸 مبارک باد🌸

🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
دو انقلاب نافرجام و جابه جايى نزاع دو نهاد دين و دولت
(به مناسبت سالروز امضای فرمان مشروطیت)



✍️ نویسنده: محمد حسین بادامچی

💢 دشواری ذاتی فهم تاریخ بشر آنجاست که روبنای نزاع اصیل میان چپ و راست را همواره نزاعی پوشالی بر سر قدرت میان راست و راست تر پر می کند: همواره بلوک قدرت راست میانه ای هست که در نقش چپ قلابی، علم مطالبات سیاسی و اعتراضات آزادیخواهانه مردم را بدست گیرد و انرژی سیاسی غیرقابل مهار چپ را تحت کنترل تکنسینهای حرفه ای سیاست قرار دهد.

💢 یکی از آن شکافهای اساسی دست راستی در تاریخ معاصر ایران و شاید مهمترین آن،‌ نزاع میان شرع و عرف، روحانی و پادشاه یا نهاد دین و نهاد دولت است. چپ، اگرچه در برهه های کوتاهی در حوالی مشروطه و انقلاب ۵۷ به دشواری توانسته صف بندی کاذب دو نیروی راست را بر هم زند و با یارگیری توأم از شرع و عرف صف بندی اصیلی در برابر ائتلاف پنهان راست گرایان عرفی و شرعی پدید آورد، اما هر بار پس از اندکی اختلال بار دیگر سوزن تاریخ به جای نخستین خود بازگشته است و نیروهای اقتدارگرای عرفی و شرعی به بازی پیچیده خود بر سر تقسیم قدرت و سلطه بر انسان و جامعه ادامه داده اند.

💢 امین الدوله، منورالفکر راست گرای عصر قاجار در روزگاری که دیگر همتایان او سودای سرنگونی پادشاهی ناصرالدین شاه را در سر می پرواندند، در نامه ای به وی، صحنه تحولات سیاسی ایران و بویژه فعال شدن گسل روحانیت و سلطنت را چنین توصیف می کند:

👈تدبیر و کفایت علما باعث تقدم و شدت نفوذ ایشان نشده است، چرا که نفاق و خلاف خودشان با یکدیگر و آن همه معاملات فضیعه و احکام غیرمشروع که از دوایر آنها صادر و حقوق خلق را ضایع می کنند و خون ها که از ظاهر و باطن این قوم در دل مردم هست، بایستی مرجعیت مسلمین یکباره از ایشان منصرف شده باشد. [در واقع] بی اعتنایی و ناحسابی و شرّ و شلتاق دستگاه دولت و سیاق حکمرانی، مردم را نه از روی اعتقاد و اعتماد و نه به دلخوشی و امید به آقایان ملتجی کرده است، بلکه از کام شیر به دهن اژدها می روند. هر روز که دولت یک محکمه منظم و دادخواهی معتدل موجود کند و مردم ببینند که عرض و مال آنها به میزان حق و عدل محفوظ است، برای علمای اعلام جز مسائل حلال و حرام و فتاوی و صلوات و صیام نخواهد ماند.» (به نقل از کتاب جابه جایی دو انقلاب، مهدی نجف زاده، ص ۱۴۵)

💢 نکته بسیار جالب این است که در صورت جابه جایی کلمات «دولت» با «علما» تحلیل امین الدوله را عینا می توان درباره انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ و اقبال مردم به دولت عرفی در برابر حکومت شرعی به کار برد. در واقع این پابرجا بودن صحنه کلی منازعه شرع و عرف به رغم تمام تحولات و مباحثات و حوادث تاریخی، این نکته را به نظر می رساند که ما حصل دو انقلاب بزرگ ملت ایران در دو سده اخیر در نهایت جابه جایی راست و راست تر بوده است: اگر پیش از مشروطه شرع در ناحیه راست میانه و عرف در ناحیه راست تر قرار داشت و علما نمایندگی مطالبات چپ مردم را بر عهده داشتند، امروز عرف در ناحیه راست میانه و شرع در ناحیه راست تر قرار دارد و توسعه خواهان سکولار نمایندگی مطالبات چپ مردم را بر عهده دارند. آنروز نیروهای شرعی عنوان «اعتدالیون» را برای خود می پسندیدند و نیروهای عرفی برای دفع مخافان به استدلال «حفظ نظام و بیضه اسلام» تمسک می کردند و امروز نیروهای عرفی عنوان «اعتدال» را بر خود می گزینند و نیروهای شرعی آنان را به اختلال درنظام و اسلام متهم می کنند.

♦️ این وضعیت در یک کلام یعنی آنکه انقلاب اسلامی هم علی رغم عظمت مضاعف آن نسبت به نهضت مشروطه سرآخر نتوانست که «نظام سیاسی ایرانشهری رسوب کرده در تاریخ ما» را دگرگون کند و باز هم اشباح اسطوره ای دین سالاری و سلطنت روح آنرا به تسخیر درآورده اند. امروز پرسش ما که به آرزوی تاریخی امکان توسعه خارج از ساختار اقتدارگرا و بسته ی عرفی و شرعی می اندیشیم این است که آیا امکان برون رفت از این ساختار منحط تاریخی وجود دارد یا اینکه آنطور که سیدجواد طباطبایی از ما می خواهد باید بپذیریم که ایران، تا بوده همین بوده و تنها انتخاب ما میان سلطنت عرفی و حکومت مطلقه شرعی است؟

—------------
کانال "کارگروه علوم انسانی و توسعه" اندیشکده مهاجر
@humanities_development
#دوشنبه_های_ارائه_کارگروه_توسعه

📚ارائه کتاب «لویاتان» کارل اشمیت
🔺محمدقائم خانی/ پژوهشگر کارگروه توسعه
دوشنبه 30 مرداد، 12 تا 13
🏢 مکان دانشگاه شریف، دفتر اندیشکده مهاجر
🆔 @mohajer_ThinkTank
پروژه ناتمام ملی شدن صنعت نفت ایران
🗓به مناسبت کودتای 28 مرداد 1332
📝محمد حسین بنا / پژوهشگر کارگروه توسعه

🔸از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران در مجلسین شورای ملی و سنا در روزهای پایانی اسفند ماه سال 1329 و شروع ماجراهای نهضت ملی کردن نفت ایران که با کودتای آمریکایی-انگلیسی 28 مرداد 1332 و سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق به پایان رسید، شصت و چند سال می گذرد. هر چند پس از سقوط دولت مصدق و بازگشت شرکت های بزرگ نفتی در قالب قرارداد کنسرسیوم و به دست گرفتن کنترل صنعت نفت ایران عملاً قصه این منبع حیاتی طبیعی به قبل از ملی شدن برگشت، اما پس از تقریباً دو دهه و قدرت گرفتن شرکت ملی نفت ایران ظاهراً کنترل منابع نفتی در اختیار ایران قرار می گرفت و ایران به سمت ملی کردن واقعی نفت خود حرکت می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و خروج شرکت های خارجی عملاً کنترل منابع نفتی در اختیار ایران قرار گرفت و به نظر می رسید ایران حقیقتاً صنعت نفت خود را ملی کرده است.

🔸پس از گذشتن چندین دهه از مبارزات ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد ما با سوالات پرشماری نسبت به اتفاقات آن سال ها مواجه هستیم. اینکه چرا نفت مسئله اصلی کشور شد؟ ایده ملی شدن از کجا ریشه می گرفت؟ آیا ملی کردن صنعت نفت اقدامی در راستای منافع ملی واقعی ما بود؟ چرا دولت مصدق سقوط کرد؟ چرا رابطه دکتر مصدق و آیت الله کاشانی به سردی گرایید؟ و ... اما سوالی که کمتر به آن پرداخته شده است این است که آیا هدف نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران محقق شده است یا خیر؟ به این سوال کمتر توجه می کنیم زیرا پاسخ آن را بدیهی می انگاریم. در نگاهی اولیه به مسائل، هدف جنبش ایرانیان در این جریانات ملی شدن نفت ایران بود و ملی شدن به این معنا بود که کنترل اکتشاف و استخراج و فروش این منبع طبیعی در اختیار دولت ایران باشد. با این منظر و با توجه به اینکه پس از چند دهه و خصوصاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی نفت ایران ملی شده است، می توان نتیجه گرفت که اهداف نهضت ملی شدن صنعت نفت محقق شده است.

🔸اما اگر دقیق تر به ماجرای جنبش ملی شدن نفت ایران نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که مسئله نفت هر چند در این حرکت تاریخی گسترده مردم در سیاست ایران محوریت داشت، ولی مقصود بالاصاله جنبش نبود. هدف اصیل نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران تثبیت حاکمیت ملی ایرانیان و احیای مشروطه ایران بود، نفت در این مبارزات تبدیل به نماد اصلی استقلال خواهی ملت ایران شده بود و مبارزه بر سر ملی بودن نفت مبارزه بر سر ملی بودن حاکمیت در ایران بود. از همین جهت بود که وقتی با محاصره انگلستان ما عملاً تحریم شده بودیم و نمی توانستیم نفت خود را بفروشیم، مسئله مهم دولت ملی دکتر مصدق تبدیل به بازسازی ساختار درونی کشور و اصلاحات نظام کشورداری شد به نحوی که بتوان در نظام ظالمانه سرمایه دارانه حاکم بر دنیا استقلال ملی کشور را حفظ کرد. مهم ترین برنامه برای اصلاح کشور در قالب شعار اقتصاد بدون نفت در آن سال ها بیان می شد. دولت ملی برای آن که حاکمیت کشور واقعاً ملی باشد به درستی به این نتیجه رسیده بود که باید در نظام اقتصادی کشور به نحوی اصلاحات صورت گیرد، که بتوان کشور را بدون نفت اداره کرد.

🔸اگر از این منظر به مسئله نگاه کنیم، آرمان نهضت ملی شدن نفت ایران محقق نشده است. اتفاقاً با توجه به سیاست های سال های پس از کودتا وابستگی اقتصاد ما به نفت بیشتر شد و با پیروزی انقلاب اسلامی هم این روند اصلاح نشد و میراث پهلوی دوم به صورت کامل به جمهوری اسلامی منتقل شد. در نتیجه می توان گفت پروژه ملی شدن نفت ایران و اهداف نهضت ملی ناتمام مانده است و با وابستگی همه شئون زندگی ما به اقتصاد و وابستگی کامل اقتصاد ما به نفت دم زدن از حاکمیت ملی در دنیای کنونی چندان حرف جدی ای نیست. پس می توان گفت برای محقق شدن آرمان های جنبش ملی که در راس آن ملی بودن حاکمیت قرار داشت، یا باید اقتصاد محور همه شئون زندگی ما نباشد و یا پول فروش نفت تنها محور اقتصاد ما نباشد.

🔻مطلب مشابه :
yon.ir/Nuf1z

#توسعه_و_علوم_انسانی
#اندیشکده_مهاجر
#ملی_شدن_نفت
#کودتای_28_مرداد

__
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
Forwarded from علم و دين
📝 تکامل‌گرایی جزمی: راهی برای استقرار مکتب طبیعت‌گرایی
فردا یک شنبه، 5 بعد از ظهر،
🏛پردیس علوم دانشگاه تهران
@philosophy_science_religion

🆔 @scirel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 "هدف از وجود دانشگاهها واقعا چيه؟"
از مجموعه: The School of Life
__________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
علم یونان، ریاضی و فیثاغورث
📚دین و نظم طبیعت/ سید حسین نصر/ ترجمه انشاالله رحمتی/ صفحه 107 الی 111

#یکشنبه_های_علم_و_دین

🔸هم فلسفه و هم #علم_یونانی هر دو در اثر تضعیف ادیان یونانی پابه عرصه هستی گذاشتند و خلایی را پر کردند که همان طور که در فصل قبلی گذشت ، در اثر عقب نشینی جهان بینی دینی ، پدید آمده بود.نخستین فیلسوفان یونانی ، یعنی #ایونیان ، پیشاپیش سخت علاقه مند به نظم طبیعت بودند و در واقع ارسطو آنان را نظریه پردازان طبیعت (فیزیولوگری) خوانده است . همه آن ها مجذوب مطالعه فوسیس (یعنی " چیزی "در اشیاء که موجب همان رفتارهایی است که اشیاء از خود بروز میدهند ) بودند و در طی قرن ششم پیش از میلاد رساله های بسیاری نگاشته شد که عنوان در باب طبیعت ( پری فوسیس ) را برخود داشتند . تلاش برای کشف ماهیت حقیقی فوسیس این عقیده را که آب گوهر همه چیز است ، به تالس الهام کرد .

🔸ایونیان سه اصل اساسی را دربار ه طبیعت تشخیص دادند که پیامدهایی وسیع داشتند و این پیامدها حتی به علم متجدد رسیده است .
1- واقعیاتی وجود دارد که همان موجودات طبیعی اند .
2- مجموع " موجودات طبیعی " ، #واقعیت واحدی را تشکیل میدهند که همان " #عالم_طبیعت " است .
3- وجه مشترک همه " موجودات طبیعی " این است که از " جوهر " یا ماده اولیه تشکیل شده اند .

🔸هرچند نظریه پردازی های اولیه ایونیان در خصوص طبیعت ، اهمیت بسیاری برای فهم خاستگاه فلسفه و علم یونانی دارد ، ولی این مکتب فیثاغوری یعنی همان میراث دار ساحت باطنی دین یونانی است که از اهمیتی اساسی برای فهم دیدگاهی خاص در باره معنای نظم برخوردار است؛ دیدگاهی که طی اعصار وقرون دوام آورده ودر جهان غرب و نیز در جهان اسلام ، تاثیری ژرف هم بر فلسفهه های دینی و همبر علم نهاده است .

🔸هر چند ارسطو همچنان یکی از مهم ترین منابع برای شناخت #فیثاغورث و مکتب اوست (به خصوص در مورد مابعدالطبیعه ، چنین است) ولی درواقع #ارسطو به آن ساحت موسیقایی که در بنیاد کل مفهوم فیثاغورثی از #ریاضیات قرار دارد ، بی اعتنا بوده است . ریاضیاتی که مشخصه مکتب فیثاغورثی بود ، نه ریاضیات به معنای یومیه کلمه ، بلکه ریاضیاتی بود که در آن واحدهم کمی است و هم کیفی، هم #موسیقی است و هم حساب یا هندسه ، عدد فیثاغورثی فقط کمیت نیست ، بلکه یک " حالت وجودی " نیز هست . یک مثال معقول است که ساحت کیفی آن از طریق نغمه های #موسیقایی آشکار میشود ، نغمه هایی که بر طبق قوانین ریاضی پدید آمده و جنبه دیگر آن واقعیتی راکه جنبه کمی اش موضوع بحث حساب یا هندسه است ، عرضه میکنند .

🔸همین ساختار ریاضی موجودات و نه ماده آن هاست که به موجب آن اشیاء همان اند که هستند . عالم به روش ریاضی قابل فهم است ، ولی به شرط آنکه ریاضیات را نه تنها به معنای کمی بلکه به معنای کیفی نیز بفهمیم و تلقی رمزی از آن داشته باشیم . به اعتقاد فیثاغورث، چیزی که موجب نظم در قلمرو طبیعت میشود ،نه صرف یک الگوی ریاضی بلکه الگوهای مبتنی بر هماهنگی یا به تعبیر دقیق تر هماهنگی موسیقایی است .

🔸این معنا در مورد معماری قدسی نیز که نظام کیهان را الگو قرار میداده است ، صدق میکند ، کسانی که طی قرون و اعصار از موسیقی #افلاک سخن به میان آورده اند ، همین حقیقت را در مد نظر داشته اند ، کما اینکه گوته آن جا که از #معماری_سنتی به موسیقی منجمد تعبیر میکند ، به همین معنا نظر دارد . این تصویر که نظام طبیعی نه فقط نظامی ریاضی ، بلکه نظامی موسیقایی نیز هست و خود ریاضی هم کیفی و هم کمی است ، میراثی است که مکتب فیثاغورثی برای تمدن غربی و نیز تمدن اسلامی به یادگار گذاشته است.


#نظم_طبیعت
#دین_و_نظم_طبیعت
#سید_حسین_نصر
#انشاالله_رحمتی
______________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🆔 @scirel
🌐 mohaajer.ir
◾️ #شهادت_امام_جواد (ع) تسلیت باد.
__________
◾️اندیشکده مهاجر :
◾️ @mohajer_ThinkTank
◾️ mohaajer.ir
🔴 امام جواد(ع) و تغییر مفهوم علم امام

امشب، شب شهادت #امام_جواد علیه السلام است. پیش از اینها اهتمام داشتم در ولادت و شهادت امام جواد(ع) حتما مطلب کوتاه یا دل نوشته ای درمورد آن بزرگوار بنویسم.
اخیرا کتاب #مکتب_در_فرایند_تکامل نوشته دکتر #مدرسی_طباطبایی استاد دانشگاه پرینستون آمریکا را میخواندم. اسم دکتر آیت الله مدرسی طباطبایی احتمالا این روزها و در جریان فوت مرحوم #مریم_میرزاخانی به گوش شما هم خورده است. ایشان همان کسی است که شوهر میرزاخانی را مسلمان کرد و خاطرات جالبی از اخلاص و ایمان میرزاخانی نقل کرده است.
کتاب مکتب، در فرایند تکامل وقتی به فارسی ترجمه شد جنجالهای زیادی بخصوص در محیط حوزوی ایجاد کرد. منظر کلی این کتاب بسیار عالی و بدیع است. دکتر مدرسی مدعی است بسیاری از مفاهیم مثل #علم_ائمه، جایگاه سیاسی ائمه و عصمت، در طول حیات 250 ساله ائمه تغییر کرده اند. به نظر من هم این مفاهیم ولو اینکه در ذات مفاهیم و در ذهن ذوات مقدسه ائمه ثابت بوده باشند، در اذهان مردم و شیعیان تغییر کرده اند.

1️⃣ برای مثال دکتر مدرسی درمورد #جایگاه_سیاسی ائمه، نقطه عطف را #امام_صادق(ع) میداند که در زمان ایشان فرصت بسیار خوب و استثنایی برای قیام علیه بنی امیه بوجود آمد، ولی ایشان قیام نکردند و این تلقی برخی شیعیان را درمورد نقش سیاسی ائمه تغییر داد. (یکی از مشکلات کتاب همینجاست چون میخواهد بگوید این تلقی به همین شکل در تاریخ تکامل یافت. درصورتیکه از بعد امام صادق اتفاقا تحرکات سیاسی ائمه خیلی زیاد شد. #امام_کاظم(ع) رسما تشکیلاتی از وکلا راه انداخت و علنا در مخالفت حکام بنی‌عباس صحبت میکرد. به همین دلیل برای اولین بار یک امام را زندانی کردند. بعد هم امام رضا و امام جواد را از نزدیک سعی کردند کنترل و محدود کنند و امام هادی و امام عسگری را در حصر و تبعید کردند. لذا عقب نشینی امام صادق را نمیتوان نقطه عطف تاریخی و مفهومی در نقش سیاسی ائمه دانست و بیشتر باید آن را یک تاکتیک در گرفتن زمان برای تقویت عقبه فکری و فرهنگی شیعیان تلقی کرد.)

2️⃣ نقطه عطف دوم از منظر دکتر مدرسی، که مربوط به تلقی مردم و شیعیان درمورد علم و عصمت ائمه میشد، در زمان #امام_جواد(ع) اتفاق می افتد. تا قبل از امام جواد بحثهای زیادی میان شیعیان واقعی ائمه با #غالیان(یعنی کسانی که درمورد ائمه غلو میکردند و ایشان را در عرض خدا میدانستند) و با #مفوضه (یعنی کسانی که میگفتند خدا کارش را به ائمه تفویض کرده و ائمه را در طول خدا میدانستند)، وجود داشت. ولی برخورد محکم ائمه با پیروان این دوگروه، همواره تکلیف را برای شیعیان مشخص میکرد. از نگاه شیعیان تا قبل از امام جواد (بنا به قول آقای مدرسی)، تلقی از امام، علماء الابرار و الاتقیاء بودند. یعنی انسانها بزرگ و متقی که علمشان از همین طرق اکتسابی بدست آمده بود.

🔹 اما شهادت امام رضا وقتی امام جواد فقط 7 سال داشت، مساله #علم_ائمه را بسیار پیچیده کرد. اختلافات زیادی شکل گرفت. برخی منکر امامت امام جواد شدند، رفتند سراغ دیگران و برخی سلسله ائمه را پایان یافته تلقی کردند. در میان کسانی که امام جواد را امام میدانستند هم در مورد نحوه امامت ایشان اختلاف بود. مثلا برخی میگفتند اگرچه ایشان بالقوه امام است ولی باید تا زمان بلوغشان صبر کرد. خود امام جواد و حتی امام رضا در زمان حیاتشان به این مساله با اشاره به آیات قران و نبوت حضرت #عیسی و #سلیمان علیهماالسلام در کودکی پاسخ میدادند.

🔹ولی دکتر مدرسی معتقد است بعد از امام جواد، تلقی بخش مهمی از شیعیان نسبت به علم امام، از یک امر اکتسابی، به یک امر غیبی تغییر کرد. به تبع آن، خود ائمه به انسانهایی ماورا الطبیعی تبدیل شدند. نکته مهم این است که دیگر این عقاید را عقاید غالیان یا مفوضه نمیدانستند. هرچند هنوز هم ائمه مثل امام حسن عسگری(ع) و حتی امام زمان (عج) با تعابیر بسیار تندی عقاید مفوضه را محکوم میکردند. اما جناح مقابلشان (که مفوضه به آنها #مقصره یعنی کسانی که ائمه را از جایگاهشان پایین آورده اند) را هم با صراحت تایید نمیکردند. این جناح معتقد بود امام، یک انسان عادی است که فرق اساسی او با سایرین این است که بر دین خدا و احکام اسلام آگاهی کامل دارد و تفسیر قرآن نزد اوست.

🔹دلیل اصلی عدم تایید صریح این گروه به نظر من برمیگردد به فراگیری زیاد این اختلاف و دودستگی و اینکه ائمه نمیخواستند بیش از این به تشتت شیعیان دامن بزنند و این برخلاف نتیجه گیری دکتر مدرسی است که خود ائمه هم بعد از امام جواد، نگاهشان درمورد علم امام تاحدی تغییر کرده، همانطو که معتقد بود بعد از امام صادق، ائمه نگاهشان درمورد نقش سیاسی ائمه تغییر کرده. ولی من همانطورکه دلایلم را گفتم با هردو مخالفم یعنی به نظرمن نمیتوان تغییر در نگاه ائمه را ثابت کرد، هرچند میتوان نشان داد مردم نگاهشان درمورد این مفاهیم در طول تاریخ، تطوراتی داشته است.
📣📣فراخوان برگزاری اولین همایش بین‌المللی دین، فرهنگ و فناوری تهران و قم📣📣

🕰4 تا 6 اردیبهشت 1397

محورهای اصلی همایش:
• فلسفه و مبانی نظری فناوری
• مناسبات دین و فناوری
• ارزش و فناوری
• فرهنگ و فناوری
• پیوست نگاری فرهنگی فناوری
• فرهنگ و فناوری ارتباطات و اطلاعات و فضای مجازی
• چالش های فرهنگی اجتماعی فناوری
• مسائل فرهنگی سیاستگذاری و آینده پژوهی فناوری درایران
• پیشرفت و فناوری (سخت و نرم)
• دین و فناوری های رسانه
• فناوری و مسائل خانواده و زنان
• مسائل فرهنگی محیط زیست و فناوری

🔸مهلت ارسال چکیده مقالات:
11 دی 1396

🔸اعلام نتایج داوری چکیده مقالات:
1 بهمن 1396

🔸مهلت ارسال اصل مقالات:
20 اسفند 1396

🔸اعلام نتایج داوری مقالات:
25 فروردین 1397

مقالات در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) درج خواهند شد.

📧ایمیل: [email protected]

🏫آدرس دبیرخانه مرکزی همایش: قم، پردیسان، بلوار دانشگاه، دانشگاه باقرالعلوم (ع)، طبقه دوم، اتاق 205

📞تلفن: 32136697-025 – 32136562-025

📠نمابر: 32504860-025

🔻لطفا جهت اطلاع از محورهای کامل همایش، به آدرس سایت مراجعه فرمایید
www.icrct.ir/fa
برگزار کننده: دانشگاه باقرالعلوم (ع)
با همکاری شورای عالی انقلاب فرهنگی و دانشگاه صنعتی شریف
با مشارکت دانشگاه‌ها و مراکز اجرایی و پژوهشی

________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🌐 mohaajer.ir
رستگاری بلعم و شبکه پیچیده دال و مدلول معرفتی-انسانی (قسمت اول)

✍️نویسنده: محمد خانی

💢 می ‌خواهیم از شخصیتی بسیار مهم در تاریخ بنی اسرائیل صحبت کنیم. از بلعم باعور و ماجرای او در برابر حضرت موسی (ع). منتها برای فهم عمق نظر قرآن راجع به آن شخص، نیازمند مقدمه ‌ای کوتاهیم که بتواند برخی از عبارات مورد نیاز ما را از ابهام دربیاورد.

♦️ مقدمه ای در باب رستگاری

💢 در مسأله تقرب به حضرت حق و تفسیر رستگاری بر اساس آن، اختلافات زیادی بین نگاه ‌های فلسفی و فقهی وجود دارد و هر کدام از این‌ ها هم با قرائت ‌های زیاد خود، به تنوع فهم این مسأله کمک می‌ کنند. ورود کلام به عنوان علمی ما بین این دو نگاه هم بر پیچیدگی مسأله می ‌افزاید و گوناگونی حالات را زیاد می ‌کند. با این همه ویژگی ‌های یکسانی را می ‌توان نام برد که بین همه (یا اکثر قریب به اتفاق) این نگاه‌ ها یکسان است. در این متن با یکی از مهمترین این خصائص کار داریم که همان، ارتباط مستقیم دال و مدلول معرفتی-سیاسی در این رویکردهاست. این گفتمان ‌ها در این مسأله با هم تضادی ندارند که هر دالی (چه در عرصه معرفتی و چه در بنیاد عملی و حقوقی حرکت انسان) به مدلولی خاص منجر می ‌شود و حرکت درونی کمالی مومنین به سمت ذات باری تعالی، درون زنجیره دال و مدلول ‌های در هم تنیده انجام می‌شود.
در برابر چنین دیدگاهی، عرفا قرار دارند که به جای تأکید بر ماهیت و ارتباط یکتای دال و مدلول، از منظری وجودی به رستگاری نزدیک می شوند و به همین دلیل از تکثر مدلول ‌های مرتبط با یک دال سخن می ‌گویند. عرفا با فهم تکثر در مقام اسم و صفات حضرت باری (پس از مقام ذات)، خواب سلسله دال و مدلول منتهی به رستگاری را بر می ‌آشوبند و در برابر فلاسفه و فقها و متکلمین، از راه‌های رستگاری (در برابر تک‌راه) سخن به میان می ‌آورند. در این نگاه، مسأله تقرب با فرمول ‌های آبجکتیو حل ناشدنی است و مسأله در بنیادهای وجودی انسان پی گرفته می ‌شود. آنها مسأله رستگاری را در شبکه دال و مدلول‌ های ایستا و منجمد مختلف نمی ‌جویند و قضاوتی این چنین را تحویل انسان به ماهیاتی می دانند که سعی در تعین نحوه بودن انسان دارند. این اختلاف بزرگ باعث شده تا در طول تاریخ کشمکش‌ های بزرگی بین عرفا با فقها و فلاسفه ایجاد شود و نزاعی عظیم میان مدعیان قرائت درست از دین به وجود آید. اما اکثر عرفا هم به خاطر توقف در ساحت اسماء الهی، نتوانستند از سیطره رویکردهای کلی ‌نگر بیرون بیایند و تنها اراده حضرت باری را به رسمیت شناختند. در جهان ایشان، باز هم انسان درون شبکه‌ ای از دال و مدلول‌ های ذیل اراده خدا اسیر شد، هرچند که این بار خود شبکه اصالتی نداشت و صرف اراده حضرت حق مبین سرنوشت انسان گردید. در برابر این نگاه مسلط، عرفایی هم بودند که توانستند کمی به شقاوت و سعادت در نسبت با امر جزئی نزدیک شوند و راهی انسان‌ گرایانه در مسأله رستگاری بجویند. در این نگاه، نه تنها دال و مدلول ‌ها اهمیت خود را از دست نمی‌ دهند، بلکه تا سر حد شقاوت و سعادت اخروی مهم می ‌شوند. البته نه از آن جهت که شبکه دال و مدلول را می سازند،‌ بلکه از جهت بستر سازی آن برای اراده انسان. اینان که به اراده و کنش موقعیت ‌مند روی آورده بودند، بستگی رستگاری کلی به تصمیم جزئی را درک کردند و با اهمیت دادن به عمل انسانی برای رستگاری، دال و مدلول ‌های جهان انسانی را به رسمیت شناختند و در کنار اراده خدا، اراده انسان را برجسته کردند. هرچند این معیت، نه از جنس حلول و تخلی بلکه از سنخی دیگر است. این جا در کنار «مدلول ها» (ی معرفتی و اخلاقی و سیاسی و غیره)، از «اراده‌ها» سخن به میان می ‌آید و به جای جستجوی رستگاری در زمینه‌ای مطلق و منطقی، به زمینه ‌ای روایی که تحمل نسبی بودن تعامل اراده‌ ها را در بستر دال و مدلول ‌‎ها داشته باشد، منتقل می ‌شود. در این نگاه می ‌توان به صراحت از برگشت ‌پذیر بودن مسیر انسان سالک و از دست رفتن موهبت ‌های پیشین عالم بالا سخن گفت و شقاوت و سعادت را حتی در دنیای غیرمادی، قرین هم دانست. در این نگاه است که می‌ توان از شقاوت کامل پس از درجات بالای سعادت سخن گفت و به روایت «امر مطلق» و «امر کلی» درون موقعیت اعمال یک اراده بر امری جزئی پرداخت.

—------------
کانال "کارگروه علوم انسانی و توسعه" اندیشکده مهاجر
@humanities_development
رستگاری بلعم و شبکه پیچیده دال و مدلول معرفتی-انسانی (قسمت دوم)

✍️نویسنده: محمد خانی

♦️مقایسه روایت بلعم در عهد عتیق و قرآن

💢 به سراغ سفر اعداد عهد عتیق می‌رویم و داستان بلعم را پی می‌گیریم. ماجرا از حمله بنی اسرائیل به رهبری حضرت موسی و به امر حضرت حق، به سرزمین ‌هایی که در روایات اسلامی همه جزو شام محسوب می‌ شوند، آغاز می ‌شود. یهوه به بنی اسرائیل وعده داده بود که کنعان را محل استقرار ایشان بگرداند. از این رو اجازه حمله به شهرهای مختلف شام را به بنی اسرائیل برای گرفتن کل آن سرزمین می‌ دهد. آنها در مجموعه حملات خویش، به «موآب» می‌ رسند که بخشی از سرزمین وعده داده شده است. پادشاه موآب که از سیطره سپاه موسی بیمناک است، فرستادگانی را نزد بلعم می ‌فرستد تا برای نابودی بنی اسرائیل دعا کنند. بلعم مرد خدا و اهل تهجد و نیایش است و چنان مقام رفیعی یافته که مستحاب‌الدعوه گشته و همه خواسته ‌هایش در دم مورد اجابت خدای تعالی قرار می ‌گیرد. ارتباط او با پادشاه جالب است و جالب تر از آن، ارتباط او با خداست. در عهد عتیق پس از نقل درخواست فرستاده پادشاه، جواب بلعم در آيه 22 می‌خوانیم که بسیار درخور بذل توجه است: «او به ایشان گفت: «این شب را در اینجا بمانید، تا چنانکه خداوند به من گوید، به شما باز گویم.» و سروران موآب نزد بلعم ماندند.» در این عبارات، بلعم کاملا در جایگاه یک نبی ظاهر می‌ شود که منتظر نظر خدا می ‌ماند. او خود تصمیم نمی‌ گیرد، بلکه از خدا می ‌پرسد که چه باید بکند. «خدا به بلعم گفت: «با ایشان مرو و قوم را لعنت مکن زیرا مبارک هستند.» بلعم در جواب نوکران بالاق گفت: «اگر بالاق خانه خود را پر از نقره و طلا به من بخشد، نمی‌ توانم از فرمان یهوه خدای خود تجاوز نموده، کم یا زیاد عمل آورم. پس الآن شما نیز امشب در اینجا بمانید تا بدانم که خداوند دیگر به من چه خواهد گفت.» و خدا در شب نزد بلعم آمده، وی را گفت: «اگر این مردمان برای طلبیدن تو بیایند برخاسته، همراه ایشان برو، اما کلامی را که من به تو گویم به همان عمل نما.» از این روایت کاملا واضح است که نقشه ارتباط بلعم با حضرت موسی (ع) را یهوه خود کشیده است. در ادامه داستان، فرشته ‌ای بر سر راه الاغ بلعم قرار می ‌گیرد و موجب تنش بین او و حیوان می‌ شود. الاغ از رفتن سر باز می ‌زند و بلعم که فرشته را نمی ‌بیند، از در تخاصم با حیوان در می ‌آید. در نهایت بلعم به بالای تپه می‌ رسد و در هر سه بار که خدا از او می‌ خواهد که بنی اسرائیل را برکت دهد، او فرمان می ‌برد، و در برابر چشم مردم و پادشاه چنین می‌ کند. پادشاه که انتظار نفرین داشته، با برکت او مواجه می ‌شود و نقشه خویش نقش بر آب می ‌بیند. این دو با هم درگیری لفظی پیدا می‌ کنند و در آخر کار بدون حصول نتیجه ‌ای از هم جدا می ‌شوند. سپاه بنی اسرائیل حمله می ‌کند و موآب به دست ایشان فتح می ‌شود.

💢 تحلیل روایت کتاب مقدس ما را به محوریت یهوه در نحوه پیش رفتن ماجراهای بلعم می رساند. در این داستان، همه چیز به خدا برمی‌ گردد و ارده الهی بر همه سیطره دارد. بلعم و بنی ‌اسرائیل به رهبری حضرت موسی (ع) سعادت‌ مندند چون طبق خواسته الهی عمل می‌ کنند، ولی موآبیان و پادشاه‌ شان نابود می ‌شوند چون در برابر اراده خدا قرار می‌ گیرند. همه چیز به اراده خدا تعلق دارد و رستگاری در پناه خواست او معنی می ‌یابد. با این تحلیل می‌ توان روایت کتاب مقدس را فهمید و مشکلی هم پیدا نکرد. مگر تمرکز بر مسأله عقلانیت و اخلاق و زیر سوال بردن بنیاد اخلاقی وعده یهوه و حمله بنی ‌اسرائیل. مانند بسیاری از بخش‌ های عهد عتیق، اخلاق و منطق در این داستان هم محلی از اعراب ندارد. همین بی ‌اهمیتی اخلاق و معرفت باعث می‌شود هیچ شبکه‌ای از دال و مدلول‌ها در این روایت به وجود نیاید و در نتیجه، مفسر کتاب مقدس اصلا با چالش ‌های پیش گفته رودررو نباشد. چالش سختی که عرفا برای تجمیع بین اراده خدا و شبکه انسانی دال و مدلول با آن مواجه شدند، در روایت عهد عتیق جایی ندارد و مفسر با آن روبه‌رو نمی‌ گردد.

—------------
کانال "کارگروه علوم انسانی و توسعه" اندیشکده مهاجر
@humanities_development
افلاطون، واقعیت و طبیعت
📚دین و نظم طبیعت/ سید حسین نصر/ ترجمه انشاالله رحمتی/ صفحه 113 الی 116

#یکشنبه_های_علم_و_دین

🔸افلاطون استدلال میکند که هر آن چه " شدن دارد "یعنی دستخوش صیرورت می شود ، باید صانع یا علتی داشته باشد که این صانع یا علت در مورد کیهان همان دمیورژ ( جهان آفرین ) است که افلاطون آن را به صنعتگر ، به علتی که " گفته میشود همان عقل کل ، مالک آسمان و زمین است مانند میکند .

🔸این عبارت تیمائوسف حاکی از علت نظم #عالم و #تکوین آن است ؛ بدین صورت که اولا علت نظم عالم ،خیریت #مبدا_الهی است و ثانیا خلقت این عالم بر حسب عالم مثال و به تقلید از آن صورت گرفته است ؛بنابراین نظم سرمدی عالم مثال در عالم صیرورت بازتاب یافته است .

🔸به علاوه #افلاطون به مساله بی نظمی نیز ، که این هم در عالم موجود است ، اهتمام داشته است . این بی نظمی هم معلول کثرت " صور کلی (مثل ) است و هم معلول شدت و ضعف تصاویر ( یا رونوشت های ) مثل . این هردو نوع بی نظمی با مکان مرتبط است که افلاطون از آن به " زهدان تغییر " و "مادر هر گونه صیرورت " تعبیر میکند .، یعنی مکان پذیرنده صور کلی است ولی خود " صورت کلی " نیست و بنابراین نظم هم نیست ، زیرا هر نظمی از صور کلی ناشی میشود . میتوان گفت عقل الهی نمی تواند بر " جنبه عبث " موجودات در عالم ،به طور کامل فایق آید و ماده همچنان به نحوی از عمل دمیورژسرپیچی میکند .این سرپیچی را نیز در نابسمانی های مشهود در طبیعت میتوان دید ، ولی عمدتا #معقولیت بر نامعقولیت و #نظم و بر بی نظمی بطور کامل سیطره دارد . خیر که افلاطون آن را همان معقولیت میداند بسیار بر شر غلبه دارد و در واقع همان ذات #واقعیت است ، زیرا مبدا واقعیت همان خیر اعلی یا ایواگاثون است .

🔸عالم آفریده دمیورژ نه تنها نظم یا کاسموس است ، بلکه نظم زنده ای است که به خیر معطوف است و ذاتا غایتمند است . جسم #عالم دارای جان (نفس) ، یعنی همان " جان جهان " است و عقل یا نوس در همین " جان " سکنی گزیده است . باید گفت جهان بالاتر از هر چیز شبیه است به " مخلوق زنده ای " که همه دیگر مخلوقات زنده ، فردا و جمعا ، اجزای آنند .

🔸افلاطون علاوه براین بر خلاف دیدگاه های شکاکان و ماده باوران روزگارش تاکید ورزیده است که نظم عالم معلول تصادف نیست و بنابراین اعتقاد راسخ دارد که " جان جهان "بر " جسم جهان " تقدم دارد و نظم عیان شده در عالم را در درون خود شامل است .
از آنجا که فقط و فقط صور کلی کاملا معقولند ، به همان اندازه که یک شئی مادیت پیدا میکند ، به همان اندازه از حریم معقولیت فاصله میگیرد .

🔸علاقه افلاطون به #نظم_طبیعت در عالمی مخلوق خداوند ، که در آن واحد هم اندامه ای زنده و هم معقول است ، در واقع نه به ماده موجودات طبیعت بلکه به صور کلی متجلی شده در آن ها معطوف شده است . همین صور کلی است که از طریق عالم ، که بر همه جسم عالم مسلط است ، به طبیعت نظم اعطا میکند .

🔸شگفت نیست که می بینیم #اندیشه افلاطون به صورتی این همه آسان و بی تکلف در عوالم دینی ادیان ابراهیمی یکتاپرست ، تلفیق شده و قدیس آگوستین گفته است افلاطون یک مسیحی پیش از مسیح بود در عین حال ، برخی از بزرگترین حکما و اولیا مسلمان مانند ابن عربی را ، افلاطون روزگار خویش نامیده اند.


#نظم_طبیعت
#دین_و_نظم_طبیعت
#سید_حسین_نصر
#انشاالله_رحمتی
__________
اندیشکده مهاجر :
🆔 @mohajer_ThinkTank
🆔 @scirel
🌐 mohaajer.ir