لعیا ۳۴ سال است که در اسارتِ گذشتهاش است.
همسرِ مُحمَد پس از ۳ سال اشک و آهِ بیخبری از اسارت، به اصرار اطرافیان، شهادتِ شوهرش را پذیرفت و پس از مدتی به عقدِ برادر شوهرش رضا درآمد که فرزندانِ محمد زیر دستِ غریبه بزرگ نشوند.
مُحمَد که برگشت، رضا برای همیشه رفت.
خبرِ شهادتش که رَسید گفتند داوطلبِ میدانِ مین شده بود.
@masnaviX
همسرِ مُحمَد پس از ۳ سال اشک و آهِ بیخبری از اسارت، به اصرار اطرافیان، شهادتِ شوهرش را پذیرفت و پس از مدتی به عقدِ برادر شوهرش رضا درآمد که فرزندانِ محمد زیر دستِ غریبه بزرگ نشوند.
مُحمَد که برگشت، رضا برای همیشه رفت.
خبرِ شهادتش که رَسید گفتند داوطلبِ میدانِ مین شده بود.
@masnaviX
مثنوی مادی
چادر حجابِ برتر است، بیکینی هَم همینطور. @masnaviX
دندانِ گُرگ را بکِشید، جای آهو قفس نیست.
@masnaviX
@masnaviX
«نَـــــــــــــــــــــه غُلام؟»
خشایار مستوفی گفت و یک کشور ارضا شد.
آن روزها همهچیز سادهتر بود.
@masnaviX
خشایار مستوفی گفت و یک کشور ارضا شد.
آن روزها همهچیز سادهتر بود.
@masnaviX
+ : میدی؟
× : نه/آره.
(یک مکالمهِ حقیقی اما غیرواقعی، بدونِ تعارف، دروغ، نقاب، بازیگری، اتلافِ زمان و انرژی که البته مطلقاً استفاده نمیشود.)
@masnaviX
× : نه/آره.
(یک مکالمهِ حقیقی اما غیرواقعی، بدونِ تعارف، دروغ، نقاب، بازیگری، اتلافِ زمان و انرژی که البته مطلقاً استفاده نمیشود.)
@masnaviX
مثنوی مادی
محمود امروز هم 50 هزار تومان دستمزد گرفت، معادل 5 دلار. @masnaviX
محمود امروز پَکَر است تا حدودی هم هَنگ، درحالی که نمیداند «هَنگ کردن» چیست.
او که رفته بود گوشتِ چرخکرده بخرد، با مرغِ مُنجمد برگشت.
@masnaviX
او که رفته بود گوشتِ چرخکرده بخرد، با مرغِ مُنجمد برگشت.
@masnaviX
مثنوی مادی
وَ انسان شَیطان را آفرید. @masnaviX
وَ پَلَشتیهایش را به نام شَیطان سَنَد زد.
@masnaviX
@masnaviX
بهدنبالِ اولین تلاش، معمولا اولین شکست میآید و پس از اولین شکست معمولا شکستِ آخر:
دست کشیدن از تلاش/هدف.
@masnaviX
دست کشیدن از تلاش/هدف.
@masnaviX
درآمدِ کارگر در اروپا، به پول ایران ۲۵ میلیون تومان است.
هزینهِ زندگیِ کارگر در اروپا، به پول ایران ۲۵ میلیون تومان است.
@masnaviX
هزینهِ زندگیِ کارگر در اروپا، به پول ایران ۲۵ میلیون تومان است.
@masnaviX