مثنوی مادی
1.56K subscribers
4 photos
26 links
Download Telegram
خبر آمد خبری نیست هنوز.
@masnaviX
وَ اِسانس، چَشیدنِ طعمِ دروغ است.
@masnaviX
👍1
مثنوی مادی
وَ اِسانس، چَشیدنِ طعمِ دروغ است. @masnaviX
موهیتو ترکیبِ نعنایِ پوره شده با آبِ لیمویِ تازه است.
این آشغال هایِ صنعتیِ بطری شده را نمی‌فهمم.
@masnaviX
«از سِنّت خِجالت بِکش»
از سِنّش خِجالت نَکشید و لَحظه را زندگی کرد.
@masnaviX
و دُروغ آن دانهِ بَرفی است که می‌لغزدُ بهمن‌ها آغازُ کاخ‌ها مدفون.
@masnaviX
«پس کِی میخوای یِ زنی بگیری»
مادرش که نمی‌دانست او هر شب یِ زنی دارد، گفت.
@masnaviX
وَ بی‌خوابی، مادرِ تمامِ دردهاست.
@masnaviX
سَبوسِ پُشتِ بَربَری را تا آخرین نَفس فِرچه کرد، او که سنگک را دو رو سَبوس سفارش می‌دهد.
@masnaviX
👍1
آنچه گذشت:
فَن‌های خدایان، فَن‌های خدا را کُشتند.
فَن‌های خدا، فَن‌های خدایان را کُشتند.
@masnaviX
👍1
پُشتِ عینکِ آفتابیِ بزرگ، اغلب چَشمانِ زیبایی مُستَتِر نیست.
@masnaviX
👍2
بویِ خاکِ باران خورده می‌داد/می‌دهد عَطرم، کمی بیش از صَد سال قَبل/بَعد.
@masnaviX
پرویز بازجو نیست ولی بازجویی می‌کند، وقتِ معاشرت.
@masnaviX
👍2
مَسخره کردنِ کَسی که مَسخره است، مَسخره نیست.
@masnaviX
👍4
«من آدمِ صبوری هستم ولی بخشنده نه»
به هَمسرَش گُفت قَبل از چِکاندَنِ ماشَةُ الوِداع.
@masnaviX
انگلیسی را با لهجهِ اصفهانی حرف می‌زند،
مهاجرِ یِک شَبهِ بُریدهِ از وطن.
@masnaviX
👍1
حیوان از آدمِ زنده می‌ترسد، انسان از آدمِ مُرده.
@masnaviX
👍1
والدَینِ بَچهِ ۱۱ ساله‌ای که نمی‌تواند از خیابان عبور کند، احمَق و خائِن به اویَند.
@masnaviX
👍1
نامِ دُخترش «هانا» و پسرش «یزدان» بود، اگر یکی دوتا از تَصمیماتش جابجا شده بودند.
@masnaviX
👍1
مَردها اِجازه ندارند احساسات لَطیف داشته باشند.
نتیجه بسیار غَم‌انگیز است، مَردها چَندین برابرِ زن‌ها دِق (سَکته) می‌کنند.
@masnaviX
👍1
دخترِ خانگیِ لازَروَرقی را کلاسِ شِنا ثبت‌نام کرد، مادرش.
دختر هم گاهی پَس از بازگشت، مایو و حولهِ خُشک را درونِ لباسشویی می‌انداخت.
@masnaviX
👍1