مثنوی مادی
1.56K subscribers
4 photos
26 links
Download Telegram
وَ قُربانی اوست، که قُربانی کرد.
@masnaviX
فرمود: روزی ۵ مرتبه با خدایت صحبت کن،
ولی خدایت فقط با من صحبت می‌کند.
پذیرفتند و صحبت کردند.
@masnaviX
سعید چراغ قرمزهای بدونِ دوربین را رد می‌کند و با این سرپیچی، انتقامِ همهِ محدودیت‌هایش را از قانون می‌گیرد.
@masnaviX
با گرانیِ دلار، حاجی ۱۵۰ درصد رویِ ساک هایش کشید.
فاحشه اما منصف‌تر بود.
@masnaviX
👍1
به خودش چَک زد که بیدار شود، اما خواب نبود.
@masnaviX
👍3
ماهی از حوض پرسید دریا چگونه است، حوض گفت دریا حوضی بزرگ و بی رحم است.
ماهی که بزرگ دوست داشت دل به دریا زد و مَشمول بی‌رحمی شد.
@masnaviX
بوتاکس، لیفت و پروتز معیارِ مقبولیت اجتماعی هستند، عجیب اینکه تفاوتی ندارد روی چه شخصی نَصب/اِعمال شوند.
@masnaviX
👍1
خبر آمد خبری نیست هنوز.
@masnaviX
وَ اِسانس، چَشیدنِ طعمِ دروغ است.
@masnaviX
👍1
مثنوی مادی
وَ اِسانس، چَشیدنِ طعمِ دروغ است. @masnaviX
موهیتو ترکیبِ نعنایِ پوره شده با آبِ لیمویِ تازه است.
این آشغال هایِ صنعتیِ بطری شده را نمی‌فهمم.
@masnaviX
«از سِنّت خِجالت بِکش»
از سِنّش خِجالت نَکشید و لَحظه را زندگی کرد.
@masnaviX
و دُروغ آن دانهِ بَرفی است که می‌لغزدُ بهمن‌ها آغازُ کاخ‌ها مدفون.
@masnaviX
«پس کِی میخوای یِ زنی بگیری»
مادرش که نمی‌دانست او هر شب یِ زنی دارد، گفت.
@masnaviX
وَ بی‌خوابی، مادرِ تمامِ دردهاست.
@masnaviX
سَبوسِ پُشتِ بَربَری را تا آخرین نَفس فِرچه کرد، او که سنگک را دو رو سَبوس سفارش می‌دهد.
@masnaviX
👍1
آنچه گذشت:
فَن‌های خدایان، فَن‌های خدا را کُشتند.
فَن‌های خدا، فَن‌های خدایان را کُشتند.
@masnaviX
👍1
پُشتِ عینکِ آفتابیِ بزرگ، اغلب چَشمانِ زیبایی مُستَتِر نیست.
@masnaviX
👍2
بویِ خاکِ باران خورده می‌داد/می‌دهد عَطرم، کمی بیش از صَد سال قَبل/بَعد.
@masnaviX
پرویز بازجو نیست ولی بازجویی می‌کند، وقتِ معاشرت.
@masnaviX
👍2
مَسخره کردنِ کَسی که مَسخره است، مَسخره نیست.
@masnaviX
👍4
«من آدمِ صبوری هستم ولی بخشنده نه»
به هَمسرَش گُفت قَبل از چِکاندَنِ ماشَةُ الوِداع.
@masnaviX