کانال منظر پلاس
972 subscribers
1.06K photos
176 videos
181 files
650 links
کانالی برای ارائه رویدادهای رشته‌های مهندسی و معماری منظر و ارائه مطالبی کوتاه، با رویکردی متفاوت برای دانش‌پژوهان🌱
🍂
🌳
🌿
🌱
ارتباط با مدیر
@V_A_H_I_D_K_P
وحید کریم پور
Download Telegram
می‌نویسم در ستایش «قناعت»

«قناعت» از جنس آرامش و انتخاب آگاهانه به معنای رضایت به اندک در مقابل «خساست» از جنس ترس و واکنش احساسی به آن ترس به معنای دریغ کردن از بخشش است

در جهانی که «مصرف‌گرایی» به معیاری برای موفقیت بدل شده، «قناعت» نه یک عقب‌گرد، بلکه نوعی پیشروی‌ست. پیشروی به‌سوی معنا، آرامش، و هم‌زیستی با جهان. قناعت، هنر انتخاب است؛ انتخابی آگاهانه برای زیستن با آن‌چه کافی‌ست، نه آن‌چه بیش از کفایت است.

در معماری منظر، «قناعت» در مقابل معماری، به‌زیباترین شکلِ ممکن می‌تواند خود را نشان دهد. چطور؟
معماری مدرن برج‌های شیشه‌ای بی‌ریشه را به ما تحمیل کرد، اما معماری منظر سایه‌سار درختی که با باد می‌رقصد را به ما هدیه داد؛
معماری تزئینات پرزرق‌وبرق را زیبا دانست، اما معماری منظر هماهنگی با توپوگرافی زمین، بافت خاک، و حافظه‌ی زیست‌بوم را زیبا نامید.

قناعت، زبان خاموشی‌ست که با طبیعت گفت‌وگو می‌کند.
در طراحی پایدار، قناعت یعنی پرهیز از تجاوز به زمین، یعنی احترام به اقلیم، یعنی بازگشت به خِرَدِ بومی.
یعنی ساختن با مصالحی که زمین می‌فهمدشان، نه آن‌هایی که بر آن با ردپای کربنی هزینه‌زا، تحمیل می‌شوند.

همان‌طور که در معماری منظر، هر مسیر باید بافت زمین را بخواند، قناعت نیز باید بافت درون را با تفکیک نیاز واقعی از میل کاذب بخواند.
در این نگاه، قناعت نه فقط یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک اصل طراحی‌ست؛
اصلِ «کمتر، اما بهتر»؛ اصلِ «زیبایی در بسندگی».

در باغی که با قناعت طراحی شده، هر گیاه معنا دارد، هر سنگ حافظه‌ای‌ست، و هر سایه، پناهی را برای اندیشه به سازوکار طبیعت فراهم می‌کند.
این باغ، نه فقط زیباست، بلکه زیست‌پذیر است؛ نه فقط برای انسان، بلکه برای پرنده، خاک، و باد.

«قناعت» را پاس بداریم و در زندگی و طراحی‌هایمان لحاظ کنیم.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
1👍1
کانال منظر پلاس
با تشکر از همراهی مخاطبان نتایج متاآنالیز همراه با فایل مربوطه به اشتراک گذاشته می‌شوند👇 عوامل موثر در افزایش مرگ و میر به ترتیب شدت اثر: ۱.روابط اجتماعی: اندازه‌گیری‌های پیچیده از همبستگی اجتماعی ۲.روابط اجتماعی: مقایسه حمایت اجتماعی بالا و پایین ۳.مصرف…
قبل از مطالعه متن زیر، لطفا متاآنالیز فوق را مطالعه کنید.

امروزه با فروپاشی پیوندهای اجتماعی و گسترش اختلالات روانی، بازاندیشی در بنیان‌های «سلامت ذهنی» ضرورتی انکارناپذیر است. یافته‌های متاآنالیز منتشرشده در کانال منظرپلاس نشان می‌دهد که نقصان در همبستگی اجتماعی و کاهش حمایت اجتماعی، از مؤثرترین عوامل در افزایش نرخ مرگ‌ومیر هستند حتی فراتر از مصرف سیگار، چاقی، یا آلودگی هوا. این نتایج، نه‌تنها اهمیت «روابط انسانی» را در بقای زیستی برجسته می‌کنند، بلکه ما را به بازنگری در مفهوم «سلامت» فرامی‌خوانند. منظور از سلامت را نه صرفا فقدان بیماری، بلکه تعادل پیچیده‌ای میان زیست‌شناسی، روان، و اجتماع در نظر بگیرید.

در همین راستا، اطلاعاتی که از کتاب Brain Energy اثر دکتر کریستوفر پالمر، به دست آوردیم، با رویکردی تحول‌گرا، اختلالات روانی را نتیجه‌ای از اختلالات متابولیک مغز تعریف می‌کند. مغز انسان، با مصرف بیش از ۲۰٪ از انرژی پایه بدن، به‌عنوان ارگان مرکزی تنظیم روان، نیازمند عملکرد بهینه‌ی میتوکندری‌ها (یعنی کارخانه‌های ساخت انرژی) است. پالمر نشان می‌دهد که اختلال در عملکرد این واحدهای زیستی، می‌تواند منجر به طیفی از اختلالات روان‌زیستی شود یعنی از افسردگی و اضطراب گرفته تا اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی مقاوم به درمان.

از منظر پالمر، سلامت روانی نه‌تنها به عوامل ژنتیکی یا روان‌کاوانه وابسته است، بلکه به کیفیت تغذیه، خواب، فعالیت بدنی، و اما مهم‌تر از همه محیط اجتماعی و تعاملات انسانی گره خورده است. روابط اجتماعی سالم، از طریق کاهش سطح کورتیزول، افزایش اکسی‌توسین، و تحریک مدارهای پاداش مغزی، به بهبود عملکرد متابولیک مغز(در حقیقت سلامت روان و جامعه) کمک می‌کنند. این تعاملات، نه‌تنها در سطح روان‌شناختی، بلکه در سطح سلولی و زیستی، نقش تنظیم‌گر دارند.

در این میان، نقش طراحی محیطی و معماری منظر، از یک کنش زیبایی‌شناختی به یک مداخله‌ی زیست‌روان‌شناختی ارتقاء می‌یابد. معماران منظر، با خلق فضاهایی که تعامل اجتماعی را تسهیل می‌کنند (از پارک‌های چندمنظوره گرفته تا مسیرهای پیاده‌روی و فضاهای فرهنگی) می‌توانند بستری فراهم آورند برای بازسازی پیوندهای اجتماعی، کاهش استرس مزمن، و تحریک شناختی. این فضاها، با بهره‌گیری از عناصر طبیعی چون نور، گیاهان، و آب، به تنظیم ریتم شبانه‌روزی، کاهش التهاب سیستمیک، و بهبود عملکرد نورونی کمک می‌کنند.

در نتیجه، اگر مغز برای عملکرد سالم نیازمند انرژی پایدار است، و این انرژی از تعامل، حرکت، تغذیه، و آرامش حاصل می‌شود، پس طراحی محیط‌های زیست انسانی باید در خدمت «متابولیسم مغز» باشد. معمار منظر، در این چشم‌انداز، نه صرفاً طراح فضا، بلکه کنشگر سلامت روان، تسهیل‌گر همبستگی اجتماعی، و معمار زیست‌پذیری انسان در عصر بحران‌های روان‌زیستی است. او می‌تواند با خلق فضاهایی که انسان‌ها را به هم نزدیک می‌کند، نه‌تنها به کاهش نرخ مرگ‌ومیر کمک کند، بلکه به احیای روان انسان در جهانِ از هم‌گسیخته‌ی امروز یاری رساند.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
2
آب مانع ساخت‌‍و‌ساز در تهران می‌شود؟

🔸پیشنهاد وزارت نیرو مبنی‌بر توقف ۲ سالۀ ساخت‌وساز در تهران، بیش از آن که یک راه‌حل مدیریتی به نظر برسد، اعترافی دیرهنگام به یک بحران چندوجهی و عمیق است؛ بحرانی که در آن، ۳ رکن حیاتی یک کلان‌شهر یعنی آب، برق و مسکن، به‌طور همزمان در آستانۀ فروپاشی قرار گرفته‌اند.

🔹این پیشنهاد، بازار مسکن پایتخت را که خود با کمبود یک میلیون واحدی و نیاز سالانه به ساخت ۱۵۰ هزار خانۀ جدید دست‌وپنجه نرم می‌کند، در یک بن‌بست بی‌سابقه قرار داده است.

🔹مدافعان این طرح به آمارهای تکان‌دهنده‌ای استناد می‌کنند: در مردادماه سد لار تنها ۶ درصد و مجموعه سدهای لتیان و ماملو فقط ۱۹ درصد ظرفیت داشتند.

🔹این ارقام، واقعیت تلخ کمبود منابع آبی را به تصویر می‌کشند. اما آیا توقف ساخت‌وساز، نشانه گرفتن علت اصلی بحران است یا پاک کردن صورت مسئله؟

🔹این تصمیم، عملاً به معنای قفل کردن دروازه‌های شهر به روی خانوارهای جدید و طبقات متوسط و پایین جامعه است./فارس

یادم هست که در لایوی که با خانم مهندس خدادادی در ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۰ داشتیم، ایشان این نکته را متذکر شده بودند که دیگر پارک‌سازی در تهران به مرحله توقف رسیده است. این نکته را دریابیم که شاید تهران، بتواند طرح توسعه خود را متوقف کند اما حجم این تقاضا بخاطر این قانون پیشنهادی(بهتر است بگوییم چسب زخم)، کم نمی‌شود و به شهرهای شمالی و نزدیک تهران سرایت می‌کند.


منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
اسنپ‌بک،
واژه‌ای است پر از فشار و تهدید برای ما ایرانی‌ها،
شاید طبیعت هم نیازی به نوعی مکانیسم بازگشتی برای حیات خویش داشته باشد
مکانیسمی که در لحظه‌ی بحران، تعادل را بازمی‌گرداند،
نه با تحریم، بلکه با بازآرایی، با باززایش، با بازگشت به اصل.

در معماری منظر، چنین مکانیسمی می‌تواند در قالب طراحی‌های بازدارنده و ترمیم‌گر تجلی یابد؛
فضاهایی که در برابر فروپاشی اجتماعی، انزوای شهری، و گسست‌های زیست‌محیطی،
مانند یک سامانه‌ی خودتنظیم‌گر عمل می‌کنند.

معمار منظر، در این نگاه، نه صرفاً طراح زیبایی، بلکه مهندس تعادل است.
او با خلق فضاهای همبستگی، مسیرهای پیوند، و بسترهای زیست‌پذیر،
مکانیسمی معکوس در برابر اسنپ‌بک سیاسی و اقتصادی می‌سازد، مکانیسمی که به‌جای تحریم، به ترمیم می‌انجامد؛
به‌جای انزوا، به اتصال؛
و به‌جای تهدید، به تاب‌آوری.

در جهانی که فشارهای بیرونی پیوسته در حال افزایش‌اند،
طراحی منظر باید بتواند فشارهای درونی جامعه را آزاد کند،
تا شهر، انسان، و طبیعت، با نوعی در هم‌تنیدگی‌ پایدار،
از مکانیسم‌های تهدید به مکانیسم‌های حیات گذر کنند.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
4
اسنپ‌فروارد، راهی برای عبور از بحران

در مرحله‌ای از زیست جمعی‌مان ایستاده‌ایم که بورس، اخبار، آمارهای اقتصادی، و نوسانات ارز و طلا، چهره‌هایی خسته و نگران را به تصویر می‌کشند. چهره‌هایی که در جست‌وجوی فردایی بهتر، به دیوارهای بی‌اعتمادی تکیه داده‌اند.

در این میان، مکانیسم اسنپ‌بک، برخلاف تحلیل‌های سطحی و مصلحت‌اندیشی‌های کارشناسان پول‌محور، نه‌تنها بی‌اثر نخواهد بود، بلکه همچون لنزی بزرگ‌نما، بحران‌های چندلایه و ریشه‌دار ما را برجسته‌تر خواهد کرد. این مکانیسم، بازگشت تحریم‌ها را به ابزاری برای تشدید فشارهای ساختاری بدل می‌سازد. فشاری که اگر با واکنشی هوشمندانه همراه نشود، می‌تواند به فرسایش امید و توان منجر گردد.

اما راه چاره چیست؟
پاسخ، در خلق و به‌کارگیری یک مکانیسم متقابل نهفته است که نامش را اسنپ‌فروارد (Snap Forward) می‌گذارم.

اسنپ‌فروارد یعنی حرکت هدفمند، سریع، و اولویت‌محور به‌سوی آینده‌ای که با تلاش مضاعف، از دلِ بحران زاده می‌شود. این مکانیسم، نه انکار بحران است و نه فرار از آن؛ بلکه بازتعریف آن است به‌عنوان فرصتی برای بازسازی، بازآرایی، و بازآفرینی مسیرهای فردی و جمعی.

اگر برنامه‌ای بلندمدت داریم، باید با افزایش بهره‌وری و تمرکز، زمان تحقق آن را کاهش دهیم.

اگر پروژه‌ای در دست توسعه است، باید با ساده‌سازی مدل‌ها و حذف پیچیدگی‌های زائد، آن را سریع‌تر به مرحله‌ی اجرا برسانیم.

اگر در مسیر یادگیری و مطالعه هستیم، باید با اولویت‌بندی دقیق و مدیریت انرژی، از اتلاف منابع ذهنی جلوگیری کنیم.

مکانیسم اسنپ‌فروارد، همانند مکانیسم بذری‌ست در دل بیابان، که با نخستین باران، بی‌درنگ شکوفا می‌شود تا بقای خود را تضمین کند. در اینجا، باران، فرصتی است که اکنون داریم تا تصمیمات درست بگیریم.

وحید کریم پور

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👍31
در روزگاری که صدای طبل جنگ، نزدیک‌تر از همیشه به گوش می‌رسد، پرداختن به جایگاه رخدادهای تاریخی در کالبد شهر، ضروری به نظر می‌رسد.

هر جنگ، فارغ از شدت و گستره‌ای، آغازی دارد و پایانی. اما آنچه پایان نمی‌پذیرد، «ردپای آن در حافظه‌ی مکان» است. ردی که گاه در سنگ‌فرش کوچه‌ها، گاه در سکوت میدان‌ها، و گاه در نگاه خسته‌ی بناهای فرسوده، جاودانه می‌شود.

به‌عنوان یک معمار منظر، به باوری بایستی رسید که هر واقعه‌ی تاریخی، به‌ویژه جنگ، باید در لایه‌های مختلف فضاهای شهری و طبیعی بازتاب یابد؛ نه صرفاً به‌عنوان یادبود، بلکه به‌مثابه «بخشی از روایت زیسته‌ی مکان». این بازتاب، حافظه‌ی جمعی را زنده نگه می‌دارد و به شهروندان امکان می‌دهد تا با گذشته‌ی خود، نه از سر فراموشی، بلکه از موضع فهم و تأمل، مواجه شوند.

در معماری منظر، مفهومی وجود دارد به نام «Landscape as palimpsest» به معنای اینکه منظر به‌مثابه دست‌نوشته‌ای است که بارها پاک شده و دوباره نوشته شده، اما آثار پیشین هنوز در دل آن باقی‌ست. جنگ، یکی از آن لایه‌های پررنگ است که نباید پاک شود، بلکه باید با دقت و احترام در طراحی فضاهای شهری بازخوانی شود.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👍2
در آستانه‌ی مدرنیته، زمانی که طبیعت در برابر ماشین و صنعت عقب‌نشینی می‌کرد، ویلیام ترنر با نقاشی‌هایش کوشید تا لحظه‌های گذرا، نورهای لرزان، و آشوب‌های درونی طبیعت را ثبت کند. آثار او نه صرفاً بازنمایی مناظر، بلکه تجربه‌ای شاعرانه از ناپایداری جهان بودند؛ تجربه‌ای که در آن نور، مه، بخار و طوفان، زبان بیان حقیقت می‌شدند. جان راسکین، منتقد و فیلسوف هنر، ترنر را هنرمندی می‌دانست که با صداقت، آنچه را که هست، بی‌پیرایه و بی‌تزیین، بازتاب می‌دهد. این صداقت، در نگاه راسکین، نه فقط فضیلت هنری، بلکه مسئولیتی اخلاقی بود با این مضمون که هنر باید حقیقت را بگوید، حتی اگر آن حقیقت، ناپایدار، مبهم یا دردناک باشد.

در معماری منظر، این نگاه به حقیقت و نور، در آثار پیتر واکر بازتابی معاصر می‌یابد. واکر، با طراحی فضاهایی چون یادمان یازده سپتامبر در نیویورک، نشان می‌دهد که منظر می‌تواند حافظه‌ی جمعی را در خود حمل کند؛ می‌تواند فضایی بسازد که در آن نور، سکوت، و مقیاس، به زبان‌هایی برای سوگواری، تأمل و بازسازی بدل شوند. او همچون ترنر، از تزئینات پرهیز می‌کند و به جای آن، به عناصر بنیادین(آب، سنگ، درخت، و نور) اتکا می‌کند تا تجربه‌ای انسانی و اخلاقی خلق کند. در طراحی‌های واکر، طبیعت رام نمی‌شود، بلکه به‌مثابه شاهدی خاموش از تاریخ، در کنار انسان می‌ایستد؛ همان‌گونه که در نقاشی‌های ترنر، طبیعت نه پس‌زمینه، بلکه شخصیت اصلی روایت است.

ترنر و واکر، هر دو در رسانه‌های متفاوت، اما با دغدغه‌ای مشترک، به بازنمایی رابطه‌ی انسان با جهان می‌پردازند. ترنر با قلم‌مو، واکر با درخت و سنگ، اما هر دو با نور، مقیاس، و سکوت، فضایی می‌سازند که مخاطب را به تأمل در حقیقت، گذر زمان، و اخلاق حضور دعوت می‌کند. در این میان، معماری منظر، اگر از این دو نگاه بیاموزد، می‌تواند به هنری بدل شود که نه فقط فضا می‌سازد، بلکه حافظه، معنا و تجربه‌ی زیسته را در خود می‌پرورد. منظر، در چنین نگاهی، نه تزئین شهر، بلکه متن زنده‌ای‌ست که جامعه در آن خود را می‌خواند، بازتعریف می‌کند، و به آینده می‌سپارد.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👏1
«روستا» نه فقط در ایران، بلکه در بسیاری از نقاط جهان، در آستانه‌ی یک گذار تاریخی ایستاده است. گذاری از زیست‌بوم‌های تولیدمحورِ سنتی، به فضاهایی چندلایه که در آن اقتصاد، فرهنگ، طبیعت و معنا در هم تنیده‌اند. اما در حال حاضر، روستاهایمان را درگیر امراضی کردیم که آن را به مرحله‌ای از "بحران روستایی" رسانده است. مهاجرت جوانان، فرسایش زیرساخت‌ها، و کاهش بهره‌وری کشاورزی، نمونه‌های از آن امراض هستند. اما روستا همچنان می‌تواند بستری برای بازآفرینی اجتماعی و منظرین باشد. پس، نگاه ما به «روستا» باید لبریز از نیاز توسعه باشد.

در ایران، توسعه‌ی روستایی هم یک ضرورت اقتصادی، و هم یک الزام زیست‌محیطی و فرهنگی‌ست. بخش عمده‌ای از امنیت غذایی کشور، حفاظت از منابع طبیعی، و حفظ تنوع فرهنگی در گرو پایداری همین روستاهاست. اما برای حفظ این پایداری، نیازمند نگاهی فراتر از برنامه‌ریزی بخشی و سیاست‌گذاری متمرکز است. باید روستا را نه به‌عنوان "مسئله‌ای برای حل"، بلکه به‌عنوان "امکانی برای خلق" بازخوانی کرد.

اینجاست که معماری منظر می‌تواند وارد عرصه توسعه روستایی شود. یعنی با تلفیق علم و هتر می‌تواند روستا را از یک فضای منفعل به یک منظر فعال و معنادار تبدیل کند. در ایران، با تنوع اقلیمی بی‌نظیر، میراث فرهنگی غنی، و ظرفیت‌های بومی گسترده، معماری منظر می‌تواند به بازطراحی فضاهای عمومی، احیای مسیرهای طبیعی، و تلفیق عناصر سنتی با فناوری‌های نوین کمک کند تا روستا نه فقط زیست‌پذیر، بلکه زیبا، پویا و پایدار باشد.

اما چالش‌های بسیاری از جمله کمبود زیرساخت‌ها، وابستگی به روش‌های سنتی کشاورزی، ضعف در زنجیره ارزش، و تهدیدهای اقلیمی مانند خشکسالی و سیل، همگی توسعه‌ی روستایی را با مانع مواجه کرده‌اند. در این میان، مهاجرت جوانان به شهرها نه فقط نیروی کار، بلکه حافظان و نقش‌آفرینان فرهنگی و اجتماعی روستا را از آن جدا می‌کند.

در پاسخ به این چالش‌ها، توسعه‌ی روستایی باید بر پایه‌ی مشارکت واقعی جوامع محلی، آموزش‌های بین‌رشته‌ای، و سیاست‌گذاری‌های چندسطحی بنا شود. این رویکرد، در ایران نیز می‌تواند به خلق قطب‌های نوآوری، گردشگری بوم‌محور، و کشاورزی ارگانیک منجر شود، به‌ویژه اگر با حمایت‌های دولتی و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی همراه گردد.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
4
کانال منظر پلاس
#معماران_منظر_معاصر #1 رابرت اسمیتسون(Robert Smithson) آمریکا، 73-1938 یکی از پایه‌گذاران فرم‌های هنری موسوم به هنر زمینی(Land Art) یا هنر محیطی(Environmental Art) است. شهرت جهانی خود را مدیون اثر اسکله مارپیچ(Spiral Jetty) می‌باشد که در سال 1970 خلق کرد…
در جهانِ هنر زمینی یا LandArt، منظر نه صحنه‌ای برای تسخیر، بلکه بستری برای بیان حقیقت است؛ جایی که زمین، خود به زبان می‌آید و فرم، از دلِ فرسایش و رسوب، معنا می‌گیرد.

در امتداد همین منطق، لند آرتی در سرزمین‌های اشغالی پدید آمده که در آن، سیاست به تئاتری بی‌پرده بدل شده است.

تصویر نتانیاهو، چون عروسکی در دستان ترامپ، نه نماد قدرت، بلکه تجسمِ انحلالِ اراده در برابر نمایش است. این اثر، نه تقلیدی از طبیعت، بلکه افشاگرِ ساختارهای پنهان سلطه است؛ زمینی که دیگر خاموش نیست، بلکه با زبان استعاره، حقیقت را فریاد می‌زند.

در این منظر، هنر نه زینتِ قدرت، بلکه نقدِ آن است. و زمین، همچون حافظه‌ای زنده، ردِ خشونت و وابستگی را در خود ثبت می‌کند.


منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👏31
در دل شهرهای معاصر، جایی که سرعت، تراکم و مصرف‌گرایی بر ریتم زندگی سلطه یافته‌اند، نوعی آلودگی پنهان اما فراگیر در حال گسترش است. این پدیده نه در دود کارخانه‌ها و نه در زباله‌های پلاستیکی، بلکه در گسست انسان از فضا، در فقدان سکوت، در بی‌هویتی منظر، و در انباشت تنش‌های حسی و روانی رخ می‌دهد. «روان‌آلودگی» نوعی آلودگی حاصل از اختلال در رابطه‌ی زیستی و زیبایی‌شناختی انسان با محیط است؛ نوعی بی‌قراری فضایی که آرامش را از کالبد شهر و جان شهروندان می‌زداید.

معماری منظر، اگر از سطح تزئینات فراتر رود و به ساحت معنا، حافظه و زیست‌پذیری وارد شود، می‌تواند به‌مثابه «پادروان‌آلودگی یا روان‌پالایگی» عمل کند. این رشته، در پیوند میان زمین، زمان و انسان، ظرفیت آن را دارد که فضاهایی خلق کند که نه‌تنها زیبا، بلکه درمانگر، تأمل‌برانگیز و احیاگر باشند.

رجوع به این لینک جهت اطلاعات بیشتر

منظر شهری، در بهترین حالت، باید همچون یک متن چندلایه عمل کند، یعنی کانتکستی باشد که در آن سکوت، نور، گیاه، بافت، و خاطره در هم تنیده‌اند. در چنین منظری،

فضای سکوت نه به‌معنای فقدان صدا، بلکه به‌معنای حضور آگاهانه‌ی فضاست؛ جایی برای مکث، برای تأمل، برای بازگشت به خویشتن.

نور طبیعی به‌جای نور مصنوعی خشن، می‌تواند ریتم زیستی بدن را تنظیم کند و خلق‌وخو را بهبود بخشد.

گیاهان و عناصر طبیعی نه صرفاً به‌عنوان تزئین، بلکه به‌عنوان موجوداتی زنده که با انسان در تعامل‌اند، نقش آرام‌بخش و تصفیه‌گر دارند.

کانتکست‌های انسانی و خاطره‌مند می‌توانند حس تعلق را تقویت کرده و از بی‌هویتی فضایی بکاهند.

در پست بعدی راه‌کارهایی را جهت کاهش روان‌آلودگی شهری پیشنهاد خواهیم کرد.


منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
1
راهبردهای منظری برای کاهش روان‌آلودگی، اگر بخواهند آن اثرگذاری لازم را برای روان‌پالایگی داشته باشند، باید از سطح مداخله‌های سطحی فراتر روند و به بازسازی رابطه‌ی انسان با محیط بپردازند. این راهبردها را می‌توان در چند محور بنیادین صورت‌بندی کرد:

۱. طراحی فضاهای گذار آرام
در شهرهای شتاب‌زده، فقدان فضاهای میانی میان حرکت و سکون، میان کار و خلوت، خود به منبعی از تنش بدل شده است. معماری منظر می‌تواند با خلق فضاهای گذار—مانند مناظر خطی، مسیرهای سایه‌دار، و میدان‌های کوچک برای مکث—ریتم زندگی را بازتنظیم کند. این فضاها، همچون ضرب‌آهنگ‌های ملایم در موسیقی شهری، امکان تنفس روانی را فراهم می‌سازند.

۲. بازآفرینی سکوت فضایی
سکوت، در منظر، نه فقدان صدا، بلکه حضور آگاهانه‌ی فضاست. طراحی‌هایی که از شلوغی بصری، صوتی و عملکردی می‌کاهند، و به خلوت، تأمل و سکون مجال می‌دهند، می‌توانند به کاهش اضطراب و بازسازی آرامش کمک کنند. استفاده از مصالح طبیعی، بافت‌های نرم، و گیاهان جذب‌کننده‌ی صدا، بخشی از این راهبرد است.

۳. تنوع حسی کنترل‌شده
روان‌آلودگی اغلب از تحریک بیش‌ازحد حواس ناشی می‌شود. معماری منظر می‌تواند با تنظیم تنوع حسی (از نور و رنگ تا بافت و بو) تجربه‌ی فضا را متعادل سازد. طراحی‌هایی که امکان تجربه‌ی چندلایه‌ی فضا را فراهم می‌کنند، بدون آن‌که حواس را خسته یا آشفته کنند، به بازسازی روانی کمک می‌کنند.

۴. احیای خاطره و هویت فضایی
بی‌هویتی منظر، یکی از عوامل روان‌آلودگی‌ست. فضاهایی که فاقد نشانه‌های فرهنگی، تاریخی یا طبیعی‌اند، حس تعلق را تضعیف می‌کنند. معماری منظر می‌تواند با بازآفرینی عناصر بومی، مصالح آشنا، و نشانه‌های خاطره‌مند، پیوند روانی انسان با مکان را تقویت کند. این پیوند، خود به‌مثابه سپری در برابر اضطراب‌های شهری عمل می‌کند.

۵. طراحی منظر به‌مثابه روایت
فضاهای شهری، اگر منفصل و بی‌ارتباط طراحی شوند، تجربه‌ی زیستن را به مجموعه‌ای از گسست‌ها بدل می‌کنند. معماری منظر می‌تواند با خلق پیوستگی روایی در فضا—از طریق مسیرهای معنادار، توالی‌های حسی، و نشانه‌های داستانی—شهر را به متنی بدل کند که انسان بتواند در آن خود را بخواند، بازتعریف کند، و آرام گیرد.

۶. طبیعت‌گرایی درمانی
دسترسی به طبیعت، حتی در مقیاس خرد، تأثیر مستقیمی بر سلامت روان دارد. طراحی منظر باید امکان تماس روزمره با عناصر طبیعی را فراهم کند—از باغچه‌های محلی و دیوارهای سبز گرفته تا تالاب‌های مصنوعی و فضاهای باز چندمنظوره. این تماس، نه‌فقط زیباشناختی، بلکه زیستی و درمانی‌ست.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
🏛 ضرورت حفظ بناهای میراثی مدرن معاصر

📝با تمرکز بر: ثبت و کنترل اصالت معماری قابل‌توجه دوران مدرن ایران

💠سخنرانان:
👤مهندس کامران دیبا
معمار برجسته معاصر

👤دکتر محسن موسوی
عضو پیشین هیئت علمی دانشگاه مازندران

👤دکتر مصطفی بهزادفر
استاد تمام دانشگاه علم و صنعت
رئیس دانشکده مهندسی معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت

👤دکتر فاطمه مهدی‌زاده
استاد تمام دانشگاه علم و صنعت

👤محمد‌مهدی کلانتری
پژ‌وهشگر مقطع دکتری مرمت و احیای بناها و بافت‌های تاریخی

🎙دبیر نشست:
👤بهنوش طاهرخانی
پژوهشگر مقطع دکتری معماری دانشگاه علم و صنعت

زمان برگزاری: پنج‌شنبه ۲۷ شهریور ماه، ساعت ۱۸

💻به صورت مجازی در بستر اسکای‌روم

💠لینک شرکت در جلسه در کانال انجمن علمی مهندسی معماری شبکه نخبگان ایران منتشر خواهد شد. برای شرکت در وبینار، در کانال عضو شوید.

💰شرکت در جلسه برای تمامی علاقه‌مندان آزاد و رایگان است.

🏛 در کانال انجمن علمی مهندسی معماری با ما همراه باشید
| @ArchitecturalEng_Association |
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1👍1
📌پارک جنگلی‌های تهران خشک می‌شوند؛ چیتگر و سرخه‌حصار در خطر جدی

⬅️پارک‌های جنگلی بزرگ پایتخت، از جمله چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان، به دلیل کم‌آبی و سوءمدیریت شهرداری در آبیاری، با بحران جدی خشکیدگی و شیوع آفت روبه‌رو شده‌اند.

🔶حسین دماوندی، معاون اداره کل منابع طبیعی، هشدار می‌دهد که این وضعیت به گسترش آفت خطرناک «سوسک پوست‌خوار» منجر شده است و در صورت ادامه این روند، تمام جنگل‌های تهران تهدید می‌شوند.

🌲در حال حاضر، بخشی از درختان پارک‌های چیتگر و سرخه‌حصار کاملا خشک شده‌اند و مسئولان برای مهار آفت، ناچار به قطع درختان با عمر بیش از ۵۰ سال شده‌اند؛ اقدامی که به یک فاجعه زیست‌محیطی نزدیک است./شهرما

تحلیل شما چیست؟
راهکارهای موجود کدامند؟

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
کانال منظر پلاس
📌پارک جنگلی‌های تهران خشک می‌شوند؛ چیتگر و سرخه‌حصار در خطر جدی ⬅️پارک‌های جنگلی بزرگ پایتخت، از جمله چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان، به دلیل کم‌آبی و سوءمدیریت شهرداری در آبیاری، با بحران جدی خشکیدگی و شیوع آفت روبه‌رو شده‌اند. 🔶حسین دماوندی، معاون اداره کل…
خشکیدگی گسترده‌ی پارک‌های جنگلی تهران، از جمله چیتگر، سرخه‌حصار و لویزان، نشان‌دهنده‌ی بحرانی چندلایه در مدیریت اکوسیستم‌های شهر تهران است. این بحران، برخلاف تصور عمومی، صرفاً ناشی از کم‌آبی نیست؛ بلکه حاصل هم‌افزایی عوامل ساختاری، مدیریتی و زیستی هستند که در طول دهه‌های گذشته، بدون بازنگری در اصول طراحی و نگهداری، به شکل‌گیری یک وضعیت شکننده منجر شده‌اند.

نخست، ساختار گیاهی این پارک‌ها عمدتاً مبتنی بر کاشت انبوه گونه‌های سوزنی‌برگ مانند «کاج تهران» بوده است؛ گونه‌هایی که به دلیل هم‌سالی (یعنی یکنواختی سنی) و تک‌گونه‌ای بودن، در برابر آفات چوب‌خوار مانند «سوسک پوست‌خوار» مقاومت پایینی دارند. مطالعات منابع طبیعی نشان می‌دهد که چنین ساختاری، در شرایط تنش محیطی مانند خشکسالی، به‌سرعت دچار فروپاشی زیستی می‌شود. نبود تنوع گونه‌ای و سنی، چرخه‌ی زادآوری طبیعی را مختل کرده و موجب شده که با مرگ درختان مسن، هیچ جایگزین ارگانیکی برای آن‌ها وجود نداشته باشد.

در کنار این ضعف ساختاری، ناکارآمدی سیستم‌های آبیاری نیز به تشدید بحران دامن زده است. «آبیاری» در بسیاری از نقاط این پارک‌ها به‌صورت دستی، نامنظم و بدون سنجش دقیق رطوبت خاک انجام می‌شود. این روش نه‌تنها موجب اتلاف منابع آبی در شرایط بحرانی شده، بلکه با ایجاد تنش آبی مزمن، مقاومت درختان را در برابر آفات و بیماری‌ها کاهش داده است. گزارش‌های رسمی شهرداری نیز حاکی از نبود زیرساخت‌های هوشمند و عدم بهره‌گیری از منابع جایگزین مانند «آب خاکستری» شهری است.

واکنش مدیریتی به این بحران، عمدتاً در قالب قطع درختان کهنسال برای مهار آفات صورت گرفته است؛ اقدامی که بدون ارزیابی دقیقِ سلامت زیستی و بدون برنامه‌ی احیای اکولوژیک، به تخریب حافظه‌ی زیستی شهر و افزایش فرسایش خاک منجر شده است. این نوع مداخله، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت مؤثر به نظر برسد، در بلندمدت موجب تضعیف ساختار اکولوژیک و کاهش کیفیت زیست‌پذیری شهری خواهد شد.

برای مواجهه‌ی مؤثر با این بحران، مجموعه‌ای از راهکارهای عملیاتی و تخصصی باید در دستور کار قرار گیرد نه فقط قطع درختان، از جمله:

۱. تنوع‌بخشی گونه‌ای و سِنّی: بازنگری در ترکیب گیاهی پارک‌ها با استفاده از گونه‌های بومی مقاوم به خشکی و آفات مانند داغداغان، زیتون تلخ، بلوط غرب و سرو شیراز، همراه با کاشت درختان در لایه‌های سنی مختلف، می‌تواند چرخه‌ی زادآوری طبیعی را احیا کرده و تاب‌آوری اکولوژیک را افزایش دهد.

۲. استقرار سیستم‌های آبیاری هوشمند: نصب سنسورهای رطوبت خاک و کنترل مرکزی برای تنظیم زمان و حجم آبیاری بر اساس نیاز واقعی گیاه، همراه با بهره‌گیری از منابع آب خاکستری شهری، می‌تواند مصرف آب را بهینه کرده و از تنش آبی جلوگیری کند.

۳. مدیریت آفات با روش‌های بیولوژیک و پیش‌گیرانه: پایش مستمر سلامت درختان با استفاده از داده‌برداری فضایی و تحلیل GIS، استفاده از فرمون‌های جلب‌کننده، شکارگرهای طبیعی و تله‌های نوری، می‌تواند کنترل آفات را بدون آسیب به اکوسیستم ممکن سازد.

۴. بازطراحی ساختار فضایی پارک‌ها: ایجاد فضاهای گذار با پوشش گیاهی چندلایه برای کاهش تبخیر و افزایش رطوبت نسبی، طراحی مسیرها و نقاط تجمع با مصالح نفوذپذیر و سایه‌انداز طبیعی، می‌تواند فشار انسانی بر نواحی حساس را کاهش دهد و شرایط زیستی را تثبیت کند.

۵. مداخله تدریجی و احیای مشارکتی: اجرای برنامه‌های احیای تدریجی با مشارکت جوامع محلی، دانشجویان و متخصصان منظر، تدوین پروتکل‌های ارزیابی سلامت درختان پیش از هرگونه قطع، و نظارت بین‌رشته‌ای، می‌تواند فرآیند احیا را از حالت ضربتی و پرهزینه خارج کرده و به یک مسیر پایدار تبدیل کند.

در مجموع، بحران خشکیدگی پارک‌های جنگلی تهران را باید به‌عنوان یک مسئله‌ی ساختاری و مدیریتی تلقی کرد که تنها با بازنگری در اصول طراحی منظر، استقرار زیرساخت‌های هوشمند، و تلفیق دانش زیستی و فنی قابل حل است. این بحران، نه یک حادثه‌ی طبیعی، بلکه نتیجه‌ی یک روند مدیریتی ناپایدار است که نیازمند اصلاحات بنیادین در سیاست‌گذاری شهری و طراحی اکولوژیک است.
بحران آبی یک طرف، عدم لحاظ آن در مسائل طراحی و مدیریتی در طرف دیگر قرار می‌گیرد. طراح و مدیر پول می‌گیرد تا تمام این موارد را لحاظ کند وگرنه هر انسانی می‌تواند بگوید که کم‌آبی است و دست‌مزدش را به میزان خالی‌کردن شانه‌‌اش دریافت کند.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
تقدیر رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از همت و تعهد دکتر محمدرضا تابش در ارتقای دانش و فرهنگ محیط زیستی

در پی ترجمه کتاب بین‌المللی «چشم‌انداز منابع جهانی ۲۰۲۴؛ روند را تغییر دهید»، تألیف ۵۰ دانشمند زیر نظر سازمان ملل متحد، توسط دکتر محمدرضا تابش استاد دانشگاه و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور طی نامه‌ای رسمی از وی قدردانی کرد.

این کتاب با هدف به‌روزرسانی دانش مدیریت منابع طبیعی و محیط‌زیست و تبیین شیوه‌های استفاده و نگهداشت منابع جهانی با رویکرد دستیابی به توسعه پایدار، به سیاستگذاران، مدیران، مدرسان و دانشجویان حوزه محیط‌زیست به زبان فارسی ترجمه شده است.

دکتر تابش در دیدار با دکتر مسعود پزشکیان، این کتاب را به وی تقدیم کرده بود که مورد توجه ویژه رئیس‌جمهور قرار گرفت. به دستور رئیس‌جمهور مقرر شد این اثر «ایرانیزه» شده و در جلسه هیأت دولت مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

متعاقب این دستور،با همت کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست، اهم مباحث کتاب همراه با امکان‌سنجی اجرای آن در ایران، در یکی از جلسات اخیر هیأت دولت مطرح و مورد توجه اعضای کابینه قرار گرفت./فارس

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
1
انجمن علمی معماری منظر ایران برگزار می‌کند:

کاربردهای هوش مصنوعی در پژوهش‌های معماری منظر

🟣میزبان : دکتر رضا کسروی
(عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)

🟣ارائه کننده: دکتر محمدرضا مهربانی گلزار
(عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی)

زمان : پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۴
ساعت ۱۰ صبح
جلسه به صورت آنلاین در گوگل میت برگزار می‌شود.

لینک حضور در جلسه:
https://meet.google.com/poy-frzx-dsu

حضور برای عموم آزاد است.

@nazarac
4👍1👎1
کانال منظر پلاس
#91 #Book #English #Planning #کتاب #انگلیسی #برنامه‌ریزی The High Cost of Free Parking, Updated Edition Author(s): Donald Shoup 2011 800 pages یکی از منابع مهم در زمینهٔ برنامه‌ریزی شهری و حمل‌ونقل که به بررسی اثرات پارکینگ رایگان بر روی شهرها و جوامع می‌پردازد…
در شهر، همه‌چیز به ظاهر ختم نمی‌شود. خیابان‌ها، ساختمان‌ها، درخت‌ها و نورپردازی‌ها تنها پوسته‌ای هستند از آن‌چه واقعاً شهر را می‌سازد. آن‌چه در پس این پوسته معنا می‌یابد، سیاست‌گذاری شهری، نظم حقوقی، و کیفیت حکمرانی است. وقتی شهروندی در تهران با این واقعیت روبه‌رو می‌شود که جریمهٔ پارک دوبل کمتر از هزینهٔ پارکینگ رسمی‌ست، انتخابش نه بر اساس اخلاق، بلکه بر اساس منطق اقتصادی شکل می‌گیرد. این تصمیم کوچک، نشانه‌ای بزرگ از اختلال در سازوکارهای شهری، جایی که قانون نه بازدارنده، بلکه بی‌اثر شده است.

این دقیقاً همان نقطه‌ای‌ست که دونالد شاوپ در کتاب تأثیرگذارش با عنوان «هزینه‌‌ی بالای پارکینگ رایگان» به آن می‌پردازد. او نشان می‌دهد که پارکینگ رایگان یا ارزان، برخلاف ظاهرش، هزینه‌های سنگینی برای شهرها دارد: از افزایش ترافیک و آلودگی گرفته تا بی‌عدالتی فضایی و وابستگی بیشتر به خودرو. در واقع، وقتی سیاست‌های شهری به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که تخلف ارزان‌تر از رعایت قانون باشد، شهروندان به‌طور ناخودآگاه به بی‌نظمی دعوت می‌شوند. این نه تقصیر مردم، بلکه ضعف در طراحی سیاست است.

شهر، در این نگاه، دیگر صرفاً کالبدی فیزیکی نیست. «منظر شهری یعنی سیاست شهری». یعنی مجموعه‌ای از تصمیمات، قوانین، و انگیزه‌هایی که رفتار شهروندان را شکل می‌دهند. اگر جریمهٔ پارک دوبل کمتر از هزینهٔ پارکینگ باشد، این نه فقط یک اشتباه عددی، بلکه یک شکست در حکمرانی است، یعنی نوعی شلختگی حکومتی که باید اصلاح شود.

آقای شوپ پیشنهاد می‌کند که قیمت‌گذاری واقعی برای پارکینگ خیابانی، بازگشت درآمد پارکینگ به محله‌ها، و حذف الزام ساخت پارکینگ در ساختمان‌های جدید می‌تواند شهر را به تعادل برساند. این اصلاحات، هرچند کوچک، می‌توانند رفتار شهروندان را تغییر دهند، اعتماد عمومی را بازسازی کنند، و شهر را از یک فضای بی‌نظم به یک زیست‌بوم انسانی و منصفانه تبدیل کنند.

تهران، مانند بسیاری از کلان‌شهرهای جهان، نیازمند بازنگری در سیاست‌های خُرد شهری است. منظور از سیاست‌های خرد همین امثال قیمت‌گذاری ناتراز پارکینگ است. زیرا شهر، در نهایت، نه فقط جایی برای عبور، بلکه فضایی برای زیستن است. و زیستن، نیازمند نظم، عدالت، و سیاست‌گذاری هوشمندانه است.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
کانال منظر پلاس
در شهر، همه‌چیز به ظاهر ختم نمی‌شود. خیابان‌ها، ساختمان‌ها، درخت‌ها و نورپردازی‌ها تنها پوسته‌ای هستند از آن‌چه واقعاً شهر را می‌سازد. آن‌چه در پس این پوسته معنا می‌یابد، سیاست‌گذاری شهری، نظم حقوقی، و کیفیت حکمرانی است. وقتی شهروندی در تهران با این واقعیت…
در ادامه باب سیاست‌گذاری ناتراز شهری

در ایران، دست‌فروشی همچنان در حاشیهٔ سیاست‌گذاری شهری باقی مانده است و نه به‌عنوان یک فعالیت اقتصادی مشروع، بلکه به‌عنوان یک تخلف قابل مجازات که اخبار تلخش به گوشمان می‌رسد. برخورد اخیر مأموران شهرداری قزوین با دست‌فروشان، که منجر به تشکیل پرونده قضایی برای هر دو طرف شد، تنها یک نمونه از تنش‌های مزمن میان ساختار رسمی مدیریت شهری و اقتصاد غیررسمی خیابانی است. این برخوردها، که گاه با خشونت و بازداشت همراه‌اند، نشان می‌دهند که شهر نه به‌عنوان زیست‌بوم اجتماعی، بلکه به‌عنوان فضای کنترل و حذف تعریف شده است.

اما شهر، در معنای واقعی، همانطور که گفته بودیم، صرفاً مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و درختان نیست. شهر، منظری زنده از روابط انسانی، سیاست‌های عمومی، و عدالت فضایی است. منظر شهری نه‌تنها به ظاهر فیزیکی، بلکه به نحوهٔ تعامل نهادهای رسمی با شهروندان، به‌ویژه اقشار کم‌درآمد، بستگی دارد. وقتی دست‌فروشی به‌جای آن‌که به رسمیت شناخته شود، سرکوب می‌شود، در واقع بخشی از پویایی شهری و در یک کلام «منظر شهری» از بین می‌رود.

در سطح جهانی، تجربه‌های موفقی در ساماندهی دست‌فروشان وجود دارد. مقاله‌ای در فصلنامهٔ «اقتصاد و برنامه‌ریزی شهری» به چهار رویکرد در مواجهه با دست‌فروشی اشاره می‌کند با عناوین رویکرد «ضد، روادارانه، سازگار، و همه‌شمول» که در زمان مناسب در منظرپلاس بررسی خواهند شد. در کشورهایی مانند هند، برزیل، و حتی ایالات متحده، دست‌فروشی نه‌تنها به رسمیت شناخته شده، بلکه در برخی موارد به‌عنوان بخشی از «هویت شهری» تقویت شده است. در شهر بمبئی، مناطق مشخصی برای فعالیت دست‌فروشان تعریف شده و اتحادیه‌های محلی نقش واسطه میان شهرداری و فروشندگان را ایفا می‌کنند. در نیویورک، مجوزهای خیابانی برای فروشندگان غذا و کالاهای کوچک صادر می‌شود تا هم نظم شهری حفظ شود و هم اقتصاد غیررسمی به رسمیت شناخته شود.

در ایران اما، فقدان برنامه‌ریزی فضایی و اقتصادی برای مشاغل غیررسمی باعث شده تا منظر شهری دچار اغتشاش بصری و عملکردی شود. این اغتشاش نه حاصل حضور دست‌فروشان، بلکه نتیجهٔ نبود سیاست‌های جامع و انسانی در مدیریت شهری است.

بنابراین، برخورد قضایی با دست‌فروشان، آن‌هم در شرایطی که رکود اقتصادی، تورم، و بیکاری در کشور رو به افزایش است، نه‌تنها راه‌حل نیست، بلکه نشانه‌ای از شلختگی حکمرانی شهری است. اگر قرار است منظر شهری بهبود یابد، باید ابتدا سیاست‌های شهری بازنگری شوند. یعنی در مقابل حذف دست‌فروشان، با ساماندهی، گفت‌وگو، و به رسمیت شناختن نقش آن‌ها در اقتصاد شهری، این بار ناترازی سیاست‌گذاری را از روی دوش شهر برداریم.

«شهر، باید جایی برای همه باشد. نه فقط برای صاحبان سرمایه، بلکه برای آن‌هایی که با یک چرخ دستی و چند کالای ساده، سهمی از خیابان را طلب می‌کنند.»

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
نسخه دیجیتال ماه جولای مجله معماری منظر(LAM) سال 2025

توجه داشته باشید که یک دانشجوی معماری منظر ساکن آمریکا باید ۱۶ دلار برای تهیه مجله معماری منظر بپردازد اما این مجله معتبر به صورت کاملا رایگان در اختیار شما قرار می‌گیرد.

منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
1