کانال منظر پلاس
🌱 مستند شکستن مرزها: علم سیاره ما #documentary 🌱 مستند شکستن مرزها: علم سیاره ما 2020؛ دیوید آتنبورو و دانشمندی به نام یوهان راکستروم، از مرزهای جهانی و بحرانهای عبور از این مرزها از جمله فروپاشی تنوع زیستی زمین و چگونگی جلوگیری از این بحرانها را بررسی…
امیدوارم تکتک مخاطبمانمان، فرصتی را برای تماشای این مستند، کنار بگذارند.
🙏1
در جهانی که «آسانی» به ارزش بدل شده و «سرعت» به فضیلت، اثر «راه کمگذر(The Road Less Traveled)» دکتر اسکات پک همچون ندایی برخاسته از ژرفای روان انسان، ما را به تأملی دوباره در چیستیِ رشد، معنا، و مسئولیت فرا میخواند. این راه، نه شاهراهی هموار، بلکه گذرگاهی پرپیچوخم است؛ مسیری که از دل رنج، انضباط، و صداقت با خویشتن میگذرد و به سوی بلوغِ روانی و معنوی ره میبرد. اما این مسیر، تنها در روان انسان جاری نیست؛ بلکه در کانتکستِ هستی، در قوانینِ حاکم بر طبیعت، و در رسالتِ معماران منظر نیز پژواک دارد.
طبیعت، با زبانِ خاموش اما دقیقِ خود، همواره راهِ کمگذر را برگزیده است. در چرخههای زیستی، در همزیستیِ عناصر، و در بازگشتهای مکرر به تعادل، میتوان ردپایِ همان انضباطی را دید که پک از آن سخن میگوید. هیچ درختی بینیاز از ریشه نیست، هیچ رودخانهای بیپاسخ به جاذبه نمیخروشد، و هیچ زیستبومی بدونِ پذیرشِ محدودیتهایش پایدار نمیماند. طبیعت، استادِ انکارناپذیرِ پذیرش است؛ پذیرشِ قانون، پذیرشِ تغییر، و پذیرشِ رنج بهمثابه بستر زایش.
در این میان، معماران منظر، بهمثابه میانجیگرانِ میان انسان و زمین، دیگر نمیتوانند صرفاً زیبایی را هدف قرار دهند. آنان باید به راهِ کمگذر روی آورند، راهی که از طراحیهایِ سطحی و مصرفمحور فاصله میگیرد و به سوی خلقِ فضاهایی میرود که حافظهی زمین را پاس میدارند، با اقلیم همسازند، و به زیستپذیریِ پایدار میاندیشند. در عصرِ بحرانهای اقلیمی، کمبودِ منابع، و گسستهای فرهنگی، معماری منظر باید نهتنها هنری زیباشناختی، بلکه کنشی اخلاقی و فلسفی باشد؛ کنشی که در آن، هر انتخاب طراحی، بازتابی از مسئولیتپذیری و تعهد به آینده است.
همانگونه که اسکات پک مینویسد: «رشد واقعی، از دل رنج و مسئولیت میگذرد.» این گزاره، اگرچه در روان انسان ریشه دارد، در زیستشناسیِ طبیعت و در فلسفهی طراحی نیز میتوان دید. معمار منظر، اگر بخواهد همنوا با طبیعت باشد، باید دشواریهای مسیر را بپذیرد، یعنی در راهِ کمگذرِ پیچیدگیهای اکولوژیکی، تضادهای فرهنگی، و محدودیتهای منابع گام بردارد.
در نهایت، راهِ کمگذر نه صرفاً یک انتخاب فردی، بلکه یک منش زیستی و حتی یک وظیفهی علمی و حرفهای است؛ راهی که انسان را به خویشتن، به زمین، و به آینده پیوند میزند. و شاید در همین راه است که میتوان دوباره به تعادل رسید. تعادلی که نه در فرار از دشواری، بلکه در آغوشکشیدن آن نهفته است.
برداشت نگارنده از اثر دکتر اسکات پک "The Road Less traveled" که با عنوان «جاده کمگذر» در ایران ترجمه شده است.
🖋 وحید کریم پور
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
طبیعت، با زبانِ خاموش اما دقیقِ خود، همواره راهِ کمگذر را برگزیده است. در چرخههای زیستی، در همزیستیِ عناصر، و در بازگشتهای مکرر به تعادل، میتوان ردپایِ همان انضباطی را دید که پک از آن سخن میگوید. هیچ درختی بینیاز از ریشه نیست، هیچ رودخانهای بیپاسخ به جاذبه نمیخروشد، و هیچ زیستبومی بدونِ پذیرشِ محدودیتهایش پایدار نمیماند. طبیعت، استادِ انکارناپذیرِ پذیرش است؛ پذیرشِ قانون، پذیرشِ تغییر، و پذیرشِ رنج بهمثابه بستر زایش.
در این میان، معماران منظر، بهمثابه میانجیگرانِ میان انسان و زمین، دیگر نمیتوانند صرفاً زیبایی را هدف قرار دهند. آنان باید به راهِ کمگذر روی آورند، راهی که از طراحیهایِ سطحی و مصرفمحور فاصله میگیرد و به سوی خلقِ فضاهایی میرود که حافظهی زمین را پاس میدارند، با اقلیم همسازند، و به زیستپذیریِ پایدار میاندیشند. در عصرِ بحرانهای اقلیمی، کمبودِ منابع، و گسستهای فرهنگی، معماری منظر باید نهتنها هنری زیباشناختی، بلکه کنشی اخلاقی و فلسفی باشد؛ کنشی که در آن، هر انتخاب طراحی، بازتابی از مسئولیتپذیری و تعهد به آینده است.
همانگونه که اسکات پک مینویسد: «رشد واقعی، از دل رنج و مسئولیت میگذرد.» این گزاره، اگرچه در روان انسان ریشه دارد، در زیستشناسیِ طبیعت و در فلسفهی طراحی نیز میتوان دید. معمار منظر، اگر بخواهد همنوا با طبیعت باشد، باید دشواریهای مسیر را بپذیرد، یعنی در راهِ کمگذرِ پیچیدگیهای اکولوژیکی، تضادهای فرهنگی، و محدودیتهای منابع گام بردارد.
در نهایت، راهِ کمگذر نه صرفاً یک انتخاب فردی، بلکه یک منش زیستی و حتی یک وظیفهی علمی و حرفهای است؛ راهی که انسان را به خویشتن، به زمین، و به آینده پیوند میزند. و شاید در همین راه است که میتوان دوباره به تعادل رسید. تعادلی که نه در فرار از دشواری، بلکه در آغوشکشیدن آن نهفته است.
برداشت نگارنده از اثر دکتر اسکات پک "The Road Less traveled" که با عنوان «جاده کمگذر» در ایران ترجمه شده است.
🖋 وحید کریم پور
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
❤6
Forwarded from Hadi Salehi
سلام و عرض ادب
خدمت اساتید محترم و همکاران ارجمند
مدتی است به این فکر می کنم
که چرا صنف محیط و منظر و فضای سبز در کشور ما علیرغم قدمت دوره های آموزشی در دانشگاه ها تشکل لازم پیدا نکرده و این اواخر از چند پروژه بازدید داشتم که به وضوح فقدان یک کارشناس با تجربه و پای کار با پشتیبانی صنفی در آنها دیده می شد
یک پروژه که سال ۸۸ دو ماهی خودم مشاورش بودم
پروژه ای دیگر که ۱۲ سال از احداث بام سبز آن می گذرد
و پروژه ای که در حال احداث است و اتفاقا یکی از قدر ترین های لنداسکیپ به لحاظ علمی و عملی و تجاری مشغول هستند .
در همه این پروژه ها دلایل زیادی وجود دارد که موفق نبوده و یا نخواهند بود .
در میان همکاران
اگر شخصی علاقمند هست و دغدغه صنف دارد و برای اعتلای صنف وقت دارد و می خواهد کمک کند. بسمالله لطفا خصوصی یا عمومی با من تماس بگیرد به این منظور تیم یا گروهی دکوراتیو نخواهیم
ساخت. شرط پای کار بودن و وقت گذاشتن برای اهداف اولویت های صنف خواهد بود .
راهکار های گذشته هیچ دردی از صنف دوا نکرده و متولیان امور
غالبا به دنبال کلاهی برای خود بودن تا صنف و تشکیلات .
اگر همه هم بیایند پای کار جا برای کسی کم نخواهیم داشت .
امیدوارم قبل از ملاقات جناب عجل معلق بتوانیم حداقل ریل گذاری مناسبی برای صنف و آیندگان در راه این صنف از خود باقی بگذاریم .
لطفا این پیام را در گروههای تخصصی تون به اشتراک بگذارید
با تشکر
هادی صالحی
۰۹۱۲۱۱۳۲۷۹۳
۶ تیر ۱۴۰۴
خدمت اساتید محترم و همکاران ارجمند
مدتی است به این فکر می کنم
که چرا صنف محیط و منظر و فضای سبز در کشور ما علیرغم قدمت دوره های آموزشی در دانشگاه ها تشکل لازم پیدا نکرده و این اواخر از چند پروژه بازدید داشتم که به وضوح فقدان یک کارشناس با تجربه و پای کار با پشتیبانی صنفی در آنها دیده می شد
یک پروژه که سال ۸۸ دو ماهی خودم مشاورش بودم
پروژه ای دیگر که ۱۲ سال از احداث بام سبز آن می گذرد
و پروژه ای که در حال احداث است و اتفاقا یکی از قدر ترین های لنداسکیپ به لحاظ علمی و عملی و تجاری مشغول هستند .
در همه این پروژه ها دلایل زیادی وجود دارد که موفق نبوده و یا نخواهند بود .
در میان همکاران
اگر شخصی علاقمند هست و دغدغه صنف دارد و برای اعتلای صنف وقت دارد و می خواهد کمک کند. بسمالله لطفا خصوصی یا عمومی با من تماس بگیرد به این منظور تیم یا گروهی دکوراتیو نخواهیم
ساخت. شرط پای کار بودن و وقت گذاشتن برای اهداف اولویت های صنف خواهد بود .
راهکار های گذشته هیچ دردی از صنف دوا نکرده و متولیان امور
غالبا به دنبال کلاهی برای خود بودن تا صنف و تشکیلات .
اگر همه هم بیایند پای کار جا برای کسی کم نخواهیم داشت .
امیدوارم قبل از ملاقات جناب عجل معلق بتوانیم حداقل ریل گذاری مناسبی برای صنف و آیندگان در راه این صنف از خود باقی بگذاریم .
لطفا این پیام را در گروههای تخصصی تون به اشتراک بگذارید
با تشکر
هادی صالحی
۰۹۱۲۱۱۳۲۷۹۳
۶ تیر ۱۴۰۴
👏4❤1
Forwarded from انجمن علمی معماری منظر تربیت مدرس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خُرد جنگلهای شهری؛ ابتکاری برای مقابله با تغییرات اقلیمی و حفظ تنوع زیستی
🔸 این ایده که به ابتکار خالق آن ، Akira Miyawaki ، جنگل میاواکی نیز شناخته میشود توانسته است به سرعت از شرق آسیا تا اروپا فراگیر شود.
🔸خرد جنگلها (Pocket Forests) در زمانی کمتر و با سرعت بیشتری توانسته اند مزایای جنگلهای عادی را برای زیست بوم تامین کنند.
🔸از اصلی ترین دلایل رایج شدن آن بومی سازی و توسعه سریع و کم هزینه آنها می باشد.
🔺در این ویدئو اطلاعات کاملتری از این ابتکار زیست محیطی به دست خواهید آورد.
🌱انجمن علمی معماری منظر دانشگاه تربیت مدرس
@TMUlandscape
.
👏2
انجمن علمی معماری منظر تربیت مدرس
خُرد جنگلهای شهری؛ ابتکاری برای مقابله با تغییرات اقلیمی و حفظ تنوع زیستی 🔸 این ایده که به ابتکار خالق آن ، Akira Miyawaki ، جنگل میاواکی نیز شناخته میشود توانسته است به سرعت از شرق آسیا تا اروپا فراگیر شود. 🔸خرد جنگلها (Pocket Forests) در زمانی کمتر و…
طبیعت، واژهای است معادل تعادلی که از مسیر دشوار «رقابت» بر سر «بقا» میگذرد که نتیجه این تعادل، «پایداری» و «تابآوری» در مقابل تهدیدهای طبیعی و انسانی است.
رفتارهای تطبیقی آبگونه طبیعت، نه تنها تضمینی است برای ادامه حیات، بلکه زیبایی «دائمی» است نسبت به نازیبایی طرحهای انسانساختی که شاید گذر زمان همراه با زمینهی طبیعیاش، آن را زیبا جلوه دهد.
«تنوع زیستی» شاید واژهای گنگ (همچو نمایندگی دهانهی چشمهای جوشان از دریای خفته زیر زمین) باشد که جریانات بسیاری از نیروهایی که در درون یک اکوسیستم در تکاپو برای رشد، بقا و ادامه حیات تک تک بازیگران درون آن اکوسیستم خرد و در دید فراتر، اکوسیستم کلان است را نمایندگی میکند.
«تنوع زیستی» یعنی همه مانند یک پدیدهی فراکتال که در هر مقیاسی به یک شکل و ارزشمند هستند، برای «بقا» مهمند. یعنی «احترام» به بستری که مانند یک مادر، بهانه محکمی است برای جمع شدن کنار هم علیرغم تفاوتهایشان. یعنی «داد و ستدی» که هزینههای بقا را کاهش میدهد حتی اگر به قیمت جان تک تکشان تمام شود، زیرا برنامه بلندمدت «بقای» کنونی و «بقای» نسلهای بعدی در اندیشههای غریزهنام آنها برنامهریزی شده است.
طبیعت چیزی از انسان نمیخواهد. حرف طبیعت این است که انسان، رفتار خود را آگاهانه بسنجد. حد و حدود خود را بشناسد و بداند دستدرازی بیش از حد، زندگی این موجود زیادهخواه را به سمتی بیبازگشت خواهد رسانید.
شاید وظیفه معماران منظر این باشد که بتوانند طبیعت را برای نجات طبیعت از دستان ما انسانها، همانگونه که هست، بازنمایی کنند. تا از مقیاس خرد، به نجاتی در مقیاس کلان رسیم و در این دنیای به صورت مصنوعی نامعتادلشده، به تعادلی نسبی دست یابیم.
✍ وحید کریم پور
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
رفتارهای تطبیقی آبگونه طبیعت، نه تنها تضمینی است برای ادامه حیات، بلکه زیبایی «دائمی» است نسبت به نازیبایی طرحهای انسانساختی که شاید گذر زمان همراه با زمینهی طبیعیاش، آن را زیبا جلوه دهد.
«تنوع زیستی» شاید واژهای گنگ (همچو نمایندگی دهانهی چشمهای جوشان از دریای خفته زیر زمین) باشد که جریانات بسیاری از نیروهایی که در درون یک اکوسیستم در تکاپو برای رشد، بقا و ادامه حیات تک تک بازیگران درون آن اکوسیستم خرد و در دید فراتر، اکوسیستم کلان است را نمایندگی میکند.
«تنوع زیستی» یعنی همه مانند یک پدیدهی فراکتال که در هر مقیاسی به یک شکل و ارزشمند هستند، برای «بقا» مهمند. یعنی «احترام» به بستری که مانند یک مادر، بهانه محکمی است برای جمع شدن کنار هم علیرغم تفاوتهایشان. یعنی «داد و ستدی» که هزینههای بقا را کاهش میدهد حتی اگر به قیمت جان تک تکشان تمام شود، زیرا برنامه بلندمدت «بقای» کنونی و «بقای» نسلهای بعدی در اندیشههای غریزهنام آنها برنامهریزی شده است.
طبیعت چیزی از انسان نمیخواهد. حرف طبیعت این است که انسان، رفتار خود را آگاهانه بسنجد. حد و حدود خود را بشناسد و بداند دستدرازی بیش از حد، زندگی این موجود زیادهخواه را به سمتی بیبازگشت خواهد رسانید.
شاید وظیفه معماران منظر این باشد که بتوانند طبیعت را برای نجات طبیعت از دستان ما انسانها، همانگونه که هست، بازنمایی کنند. تا از مقیاس خرد، به نجاتی در مقیاس کلان رسیم و در این دنیای به صورت مصنوعی نامعتادلشده، به تعادلی نسبی دست یابیم.
✍ وحید کریم پور
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
❤1👏1
Forwarded from کانال منظر پلاس
#11
بهای خرمسازی بیابان
طراحی منظر ما به منابع آب وابسته است و بر چرخه آب تأثیر میگذارد. بنابراین، ما بایستی نگاهی آگاهانه و منتقدانه داشته باشیم از اینکه مناظر آبی چگونه فرآیندها و ایدئولوژیهای سیاسی را بازتاب میدهد. پروژههای عظیم هیدرولیک در سرتاسر جهان که با هدف "خرمسازی بیابان" تدارک دیده شدهاند و تا حد زیادی هم باقی ماندند، عمدتاً ساخت دولتهای ملی بوده و اهداف آنها را بازتاب می دهد.
رود اردن از دره هولا به دریای جلیل و از آنجا به دریای مرده(معروف به دریاچه نمک) میریزد. حوضه آن بین مرزهای سیاسی لبنان، سوریه، اسرائیل، اردن و تشکیلات خودگردان فلسطین تقسیم شده است. اسرائیل مقدار آبی را که از طریق سدی در انتهای جنوبی دریای جلیل یعنی بزرگترین منبع آب این ناحیه، به رودخانه اردن می ریزد، در دست دارد. این کنترل آبی، پروژه ملی اسرائیل را جهت آبیاری مناطق خشک، ممکن ساخت. از سویی دیگر، منابع آبی را که در بین کشورهای همسایه تقسیم میشد، خشک کرد و به پیامدهای زیست محیطی فاجعهباری منجر شد.
Yael Bar-Maor → Tel Aviv, Israel
منبع: کتاب ۲۵۰ چیزی که یک معمار منظر بایستی بداند
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
بهای خرمسازی بیابان
طراحی منظر ما به منابع آب وابسته است و بر چرخه آب تأثیر میگذارد. بنابراین، ما بایستی نگاهی آگاهانه و منتقدانه داشته باشیم از اینکه مناظر آبی چگونه فرآیندها و ایدئولوژیهای سیاسی را بازتاب میدهد. پروژههای عظیم هیدرولیک در سرتاسر جهان که با هدف "خرمسازی بیابان" تدارک دیده شدهاند و تا حد زیادی هم باقی ماندند، عمدتاً ساخت دولتهای ملی بوده و اهداف آنها را بازتاب می دهد.
رود اردن از دره هولا به دریای جلیل و از آنجا به دریای مرده(معروف به دریاچه نمک) میریزد. حوضه آن بین مرزهای سیاسی لبنان، سوریه، اسرائیل، اردن و تشکیلات خودگردان فلسطین تقسیم شده است. اسرائیل مقدار آبی را که از طریق سدی در انتهای جنوبی دریای جلیل یعنی بزرگترین منبع آب این ناحیه، به رودخانه اردن می ریزد، در دست دارد. این کنترل آبی، پروژه ملی اسرائیل را جهت آبیاری مناطق خشک، ممکن ساخت. از سویی دیگر، منابع آبی را که در بین کشورهای همسایه تقسیم میشد، خشک کرد و به پیامدهای زیست محیطی فاجعهباری منجر شد.
Yael Bar-Maor → Tel Aviv, Israel
منبع: کتاب ۲۵۰ چیزی که یک معمار منظر بایستی بداند
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👍2
کانال منظر پلاس
#11 بهای خرمسازی بیابان طراحی منظر ما به منابع آب وابسته است و بر چرخه آب تأثیر میگذارد. بنابراین، ما بایستی نگاهی آگاهانه و منتقدانه داشته باشیم از اینکه مناظر آبی چگونه فرآیندها و ایدئولوژیهای سیاسی را بازتاب میدهد. پروژههای عظیم هیدرولیک در سرتاسر…
ما پیش از جنگ هفت اکتبر، در ارتباط با نبوغ اسرائیلیها نه در مدیریت آب بلکه در مصرف بیرویهی آب مطلبی را از کتاب «۲۵۰ چیزی که یک معمار منظر بایستی بداند» خدمت شما ارائه کرده بودیم.
حال این مطلب را کمی دقیقتر و مستندتر ارائه میکنیم.
https://youtu.be/Oqh6hGLqAG8
لینک بالا مستندی است با نام «مرگ دریای مرده» محصول شبکه ABC استرالیا در چهار سال پیش (یعنی دو سال قبل از درگیری فعلی) که به وضعیت ذخایر و سیاستهای مدیریت آب در اسرائیل و فلسطین میپردازد و نکات ذیل از آن برداشت میشود:
۱. سبک زندگی مهاجران اروپایی (بعنوان مثال اصرار برای داشتن استخر در هر ویلای شهرکنشینان) و بهرهکشی افراطی از آب کشاورزی، تمام منطقه را به ورشکستگی آبی شدید کشیده که از مصادیق آن، کیلومترها پسروی بحرالمیت(در حقیقت مرگ دریای مرده!)، تبدیل رود اردن به یک باتلاق متعفن و صدها نقطه فرونشست زمین در سراسر اسرائیل(نابغه نامدیریت آبی) است.
۲. عامل اصلی این فاجعه، پروژه عظیم «طرح ملی آبرسانی» اسرائیل است که از دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. این طرح، مسیر طبیعی رود اردن را منحرف کرد تا آب آن به شهرکها و مزارع صنعتی اسرائیلی –بهویژه در صحرای نگب– منتقل شود. در نتیجه، بخش اعظم آبی که باید به بحرالمیت میرسید، به مصارف کشاورزی پرمصرف و اغلب صادراتی مانند کشت پنبه و مرکبات اختصاص یافت. این برداشتهای سنگین، بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای طبیعی منطقه و با بیتوجهی به هشدارهای نهادهای بینالمللی، ادامه یافته و فشار مضاعفی بر منابع آبی وارد کرده است.
۳. در کنار انحراف آب رود اردن، بهرهبرداری صنعتی اسرائیل ضربهای دیگر به بحرالمیت وارد کرده است. شرکتهای معدنی اسرائیلی، بهویژه Dead Sea Works، هر سال میلیونها تن پتاس، برم و نمک از بستر این پهنه استخراج میکنند. این فعالیتها از طریق ایجاد حوضچههای تبخیری عظیم انجام میشود که تبخیر آب را بهشدت افزایش داده و افت سطح بحرالمیت را تسریع میکند. طبق آمار، سطح آب سالانه حدود ۱ تا ۱.۵ متر پایین میرود و مساحت دریاچه در نیمقرن اخیر بیش از یکسوم کاهش یافته است.
۴. پیشرفتهای نقطهای فناورانه، نظیر آبشیرینکنها، حلال این مشکل نبوده و اسرائیل از همان زمان به دنبال دست درازی به منابع آب همسایگان بوده است.
جالب است بدانیم اسرائیل قبل از آنکه به تنش آبی ایران علاقمند شود، با سرمایهگذاری سنگین و پیشبرد سدسازی در بالادست رودخانه نیل در اتیوپی تلاش کرده است که مصر را تا ورطه فروپاشی تحت فشار قرار دهد و رابطه مصر و اتیوپی را تا سر حد درگیری نظامی خدشهدار کند.
برگرفته از مطالب مستند و دکتر ایمان فانی
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
حال این مطلب را کمی دقیقتر و مستندتر ارائه میکنیم.
https://youtu.be/Oqh6hGLqAG8
لینک بالا مستندی است با نام «مرگ دریای مرده» محصول شبکه ABC استرالیا در چهار سال پیش (یعنی دو سال قبل از درگیری فعلی) که به وضعیت ذخایر و سیاستهای مدیریت آب در اسرائیل و فلسطین میپردازد و نکات ذیل از آن برداشت میشود:
۱. سبک زندگی مهاجران اروپایی (بعنوان مثال اصرار برای داشتن استخر در هر ویلای شهرکنشینان) و بهرهکشی افراطی از آب کشاورزی، تمام منطقه را به ورشکستگی آبی شدید کشیده که از مصادیق آن، کیلومترها پسروی بحرالمیت(در حقیقت مرگ دریای مرده!)، تبدیل رود اردن به یک باتلاق متعفن و صدها نقطه فرونشست زمین در سراسر اسرائیل(نابغه نامدیریت آبی) است.
۲. عامل اصلی این فاجعه، پروژه عظیم «طرح ملی آبرسانی» اسرائیل است که از دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. این طرح، مسیر طبیعی رود اردن را منحرف کرد تا آب آن به شهرکها و مزارع صنعتی اسرائیلی –بهویژه در صحرای نگب– منتقل شود. در نتیجه، بخش اعظم آبی که باید به بحرالمیت میرسید، به مصارف کشاورزی پرمصرف و اغلب صادراتی مانند کشت پنبه و مرکبات اختصاص یافت. این برداشتهای سنگین، بدون در نظر گرفتن ظرفیتهای طبیعی منطقه و با بیتوجهی به هشدارهای نهادهای بینالمللی، ادامه یافته و فشار مضاعفی بر منابع آبی وارد کرده است.
۳. در کنار انحراف آب رود اردن، بهرهبرداری صنعتی اسرائیل ضربهای دیگر به بحرالمیت وارد کرده است. شرکتهای معدنی اسرائیلی، بهویژه Dead Sea Works، هر سال میلیونها تن پتاس، برم و نمک از بستر این پهنه استخراج میکنند. این فعالیتها از طریق ایجاد حوضچههای تبخیری عظیم انجام میشود که تبخیر آب را بهشدت افزایش داده و افت سطح بحرالمیت را تسریع میکند. طبق آمار، سطح آب سالانه حدود ۱ تا ۱.۵ متر پایین میرود و مساحت دریاچه در نیمقرن اخیر بیش از یکسوم کاهش یافته است.
۴. پیشرفتهای نقطهای فناورانه، نظیر آبشیرینکنها، حلال این مشکل نبوده و اسرائیل از همان زمان به دنبال دست درازی به منابع آب همسایگان بوده است.
جالب است بدانیم اسرائیل قبل از آنکه به تنش آبی ایران علاقمند شود، با سرمایهگذاری سنگین و پیشبرد سدسازی در بالادست رودخانه نیل در اتیوپی تلاش کرده است که مصر را تا ورطه فروپاشی تحت فشار قرار دهد و رابطه مصر و اتیوپی را تا سر حد درگیری نظامی خدشهدار کند.
برگرفته از مطالب مستند و دکتر ایمان فانی
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
Forwarded from نیرو آنلاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹به سختی آب خوردن
🔹مردمی که سالهای بسیار قدیم و به دور از هرگونه فناوری امروزی، در خشکترین نقاط کشور آب خود را تامین میکرده و در مصرف آن نهایت دقت و مراقبت را داشتند، به لطف حفر متعدد چاههای عمیق و دستاندازی به سفرههای زیرزمینی و مصرف بیمحابای آب در نبود سیاست درست قیمتی برای آب و برق و انرژی، امروز یکی از سختترین کارهایشان آب خوردن شده است.
#ویدیو #مصاحبه
🌐دسترسی به ویدیو کامل گفتگو
@niroonline
🔹مردمی که سالهای بسیار قدیم و به دور از هرگونه فناوری امروزی، در خشکترین نقاط کشور آب خود را تامین میکرده و در مصرف آن نهایت دقت و مراقبت را داشتند، به لطف حفر متعدد چاههای عمیق و دستاندازی به سفرههای زیرزمینی و مصرف بیمحابای آب در نبود سیاست درست قیمتی برای آب و برق و انرژی، امروز یکی از سختترین کارهایشان آب خوردن شده است.
#ویدیو #مصاحبه
🌐دسترسی به ویدیو کامل گفتگو
@niroonline
❤2
نیرو آنلاین
📹به سختی آب خوردن 🔹مردمی که سالهای بسیار قدیم و به دور از هرگونه فناوری امروزی، در خشکترین نقاط کشور آب خود را تامین میکرده و در مصرف آن نهایت دقت و مراقبت را داشتند، به لطف حفر متعدد چاههای عمیق و دستاندازی به سفرههای زیرزمینی و مصرف بیمحابای…
در سرزمینی که «آب»، همواره کالایی کمیاب و گرانبها بوده، ایرانیانِ گذشته با نگاهی حکیمانه و روشی پایدار، توانسته بودند در خشکترین اقلیمها، زندگی را جاری نگه دارند. آنان نه با فناوریهای پیچیده، بلکه با فهمی عمیق از زمین، زمان، و نیاز، سامانههایی چون «قنات» را پدید آوردند که نوعی شاهکاری از مهندسی بومی که با کمترین آسیب به سفرههای زیرزمینی، آب را از دل خاک به سطح میرساندند.
در آن روزگار، «آب» نه صرفاً مایع حیات، بلکه نماد «احترام»، «قناعت»، و «خرد جمعی» بود. هر قطرهاش با دقت تقسیم میشد، در «میرآبی» و «نوبتبندی» رعایت عدالت میشد، و در خانهها، مصرفش با وسواس و مراقبت همراه بود. حتی در معماری، «حوضخانهها» و «آبانبارها»، نشانههایی از فرهنگ ذخیرهسازی و خنکسازی طبیعی بودند.
اما امروز، در عصر چاههای عمیق و پمپهای پرقدرت، آن حکمت دیرینه جای خود را به «مصرف بیمحابا» داده است. دستاندازی گسترده به سفرههای زیرزمینی، نبود سیاستهای قیمتی درست برای آب و انرژی، و غفلت از آموزش عمومی، ما را به نقطهای رسانده که «آب خوردن»، یکی از سختترین کارها شده است. فروچالهها، نشست زمین، و خشکشدن تالابها، دیگر صرفا یک هشدار نیست بلکه داریم با آنها زندگی میکنیم.
در این میان، بازگشت به برخی اصول گذشته، نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهمثابه راهکار، نهتنها «ضروری» است بلکه یک «وظیفه عمومی» است.
از راهکارهای پیشنهادی میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
۱. استفاده از تکنولوژیهای کنترلی مانند سنسورها و نقشهبرداری دیجیتال برای حفظ و بهرهبرداری پایدار از قناتها.
۲.آموزش عمومی درباره ارزش آب همانگونه که در گذشته کودکان با فرهنگ «آبداری» بزرگ میشدند، امروز نیز باید آموزشهای زیستمحیطی در مدارس نهادینه شود.
۳. برای جلوگیری از اسراف، باید ارزش(بهای) واقعی منابع در سیاستگذاریها لحاظ شود.
۳. استفاده از مصالح بومی، سایهاندازی طبیعی، و ذخیرهسازی باران در معماریها، معماریهای منظر و طراحیهای شهری.
۴. همانگونه که در گذشته «آببر» و «میرآب» نقش اجتماعی داشتند، امروز نیز باید جوامع محلی در مدیریت منابع دخیل باشند.
اینکه در عمل بخواهیم از مرحله «سختی آب خوردن» به مرحلهای پایدارتر برسیم، باید به نوعی «آگاهی آبزیستمند یا آبتوجهمند» بازگردیم. آگاهیای که زمانی آن را میزیستیم که در آن، هر قطره نه تنها مایهی حیات، بلکه نشانهای از «مسئولیت»، «احترام»، و «پیوند با آینده» بود.
🖋 وحید کریم پور
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
در آن روزگار، «آب» نه صرفاً مایع حیات، بلکه نماد «احترام»، «قناعت»، و «خرد جمعی» بود. هر قطرهاش با دقت تقسیم میشد، در «میرآبی» و «نوبتبندی» رعایت عدالت میشد، و در خانهها، مصرفش با وسواس و مراقبت همراه بود. حتی در معماری، «حوضخانهها» و «آبانبارها»، نشانههایی از فرهنگ ذخیرهسازی و خنکسازی طبیعی بودند.
اما امروز، در عصر چاههای عمیق و پمپهای پرقدرت، آن حکمت دیرینه جای خود را به «مصرف بیمحابا» داده است. دستاندازی گسترده به سفرههای زیرزمینی، نبود سیاستهای قیمتی درست برای آب و انرژی، و غفلت از آموزش عمومی، ما را به نقطهای رسانده که «آب خوردن»، یکی از سختترین کارها شده است. فروچالهها، نشست زمین، و خشکشدن تالابها، دیگر صرفا یک هشدار نیست بلکه داریم با آنها زندگی میکنیم.
در این میان، بازگشت به برخی اصول گذشته، نه بهعنوان نوستالژی، بلکه بهمثابه راهکار، نهتنها «ضروری» است بلکه یک «وظیفه عمومی» است.
از راهکارهای پیشنهادی میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
۱. استفاده از تکنولوژیهای کنترلی مانند سنسورها و نقشهبرداری دیجیتال برای حفظ و بهرهبرداری پایدار از قناتها.
۲.آموزش عمومی درباره ارزش آب همانگونه که در گذشته کودکان با فرهنگ «آبداری» بزرگ میشدند، امروز نیز باید آموزشهای زیستمحیطی در مدارس نهادینه شود.
۳. برای جلوگیری از اسراف، باید ارزش(بهای) واقعی منابع در سیاستگذاریها لحاظ شود.
۳. استفاده از مصالح بومی، سایهاندازی طبیعی، و ذخیرهسازی باران در معماریها، معماریهای منظر و طراحیهای شهری.
۴. همانگونه که در گذشته «آببر» و «میرآب» نقش اجتماعی داشتند، امروز نیز باید جوامع محلی در مدیریت منابع دخیل باشند.
اینکه در عمل بخواهیم از مرحله «سختی آب خوردن» به مرحلهای پایدارتر برسیم، باید به نوعی «آگاهی آبزیستمند یا آبتوجهمند» بازگردیم. آگاهیای که زمانی آن را میزیستیم که در آن، هر قطره نه تنها مایهی حیات، بلکه نشانهای از «مسئولیت»، «احترام»، و «پیوند با آینده» بود.
🖋 وحید کریم پور
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
Forwarded from انجمن علمی معماری منظر تربیت مدرس
نشست علمی و تخصصی
با همکاری مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران و منطقه فرهنگی و گردشگری عباس آباد تهران (اکوپارک عباس آباد)
📆زمان: فردا، یکشنبه ۲۶ مرداد ،۹ تا ۱۲ صبح
📌مکان: خانه شعر و ادبیات منطقه عباس آباد
ورود برای علاقه مندان آزاد است.
.
🌱انجمن علمی معماری منظر دانشگاه تربیت مدرس
@TMUlandscape
"اکوپارکهای شهری تهران و شیوه های نوین طراحی"
با همکاری مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران و منطقه فرهنگی و گردشگری عباس آباد تهران (اکوپارک عباس آباد)
📆زمان: فردا، یکشنبه ۲۶ مرداد ،۹ تا ۱۲ صبح
📌مکان: خانه شعر و ادبیات منطقه عباس آباد
ورود برای علاقه مندان آزاد است.
.
🌱انجمن علمی معماری منظر دانشگاه تربیت مدرس
@TMUlandscape
«در دنیایی با دو درجه گرمتر، بسیاری از شهرهای ساحلی—از جمله میامی، داکا، و جاکارتا—در معرض غرق شدن قرار میگیرند. موجهای گرمای مرگبار، تابستانها هزاران نفر را در هند، اروپا، و حتی مناطق شمالی خواهد کشت. آتشسوزیها، طوفانها، و خشکسالیها نه استثنا، بلکه قاعده خواهند شد. و این، بهترین سناریوی ممکن است.»
«ما در جهانی زندگی میکنیم که در آن، تغییرات اقلیمی نه فقط یک تهدید زیستمحیطی، بلکه یک بحران انسانیست. بحرانی که بر روان، سیاست، اقتصاد، مهاجرت، و حتی اخلاق ما تأثیر میگذارد.
ما با آیندهای روبهرو هستیم که در آن، انتخابهای اخلاقی نه فقط دربارهی مصرف، بلکه دربارهی بقا خواهند بود.
آیا ما آمادهایم که مسئولیت این آینده را بپذیریم؟ یا ترجیح میدهیم در توهمات آرامبخش گذشته پناه بگیریم؟»
«تغییرات اقلیمی، آزمونی برای علم نیست؛ بلکه شرطبندی بر کنش انسانیست.
این بحران، هم فروتنی انسان را میطلبد و هم عظمت او را.
ما خدایان این زمینیم—نه بهخاطر قدرتمان، بلکه بهخاطر مسئولیتمان.
و هنوز، بسیاری از ما ترجیح میدهند از این مسئولیت فرار کنند، نه اینکه آن را بپذیرند.»
«زمین غیرقابل سکونت» نوشتهی دیوید والاس-ولز
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
«ما در جهانی زندگی میکنیم که در آن، تغییرات اقلیمی نه فقط یک تهدید زیستمحیطی، بلکه یک بحران انسانیست. بحرانی که بر روان، سیاست، اقتصاد، مهاجرت، و حتی اخلاق ما تأثیر میگذارد.
ما با آیندهای روبهرو هستیم که در آن، انتخابهای اخلاقی نه فقط دربارهی مصرف، بلکه دربارهی بقا خواهند بود.
آیا ما آمادهایم که مسئولیت این آینده را بپذیریم؟ یا ترجیح میدهیم در توهمات آرامبخش گذشته پناه بگیریم؟»
«تغییرات اقلیمی، آزمونی برای علم نیست؛ بلکه شرطبندی بر کنش انسانیست.
این بحران، هم فروتنی انسان را میطلبد و هم عظمت او را.
ما خدایان این زمینیم—نه بهخاطر قدرتمان، بلکه بهخاطر مسئولیتمان.
و هنوز، بسیاری از ما ترجیح میدهند از این مسئولیت فرار کنند، نه اینکه آن را بپذیرند.»
«زمین غیرقابل سکونت» نوشتهی دیوید والاس-ولز
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
مینویسم در ستایش «قناعت»
«قناعت» از جنس آرامش و انتخاب آگاهانه به معنای رضایت به اندک در مقابل «خساست» از جنس ترس و واکنش احساسی به آن ترس به معنای دریغ کردن از بخشش است
در جهانی که «مصرفگرایی» به معیاری برای موفقیت بدل شده، «قناعت» نه یک عقبگرد، بلکه نوعی پیشرویست. پیشروی بهسوی معنا، آرامش، و همزیستی با جهان. قناعت، هنر انتخاب است؛ انتخابی آگاهانه برای زیستن با آنچه کافیست، نه آنچه بیش از کفایت است.
در معماری منظر، «قناعت» در مقابل معماری، بهزیباترین شکلِ ممکن میتواند خود را نشان دهد. چطور؟
معماری مدرن برجهای شیشهای بیریشه را به ما تحمیل کرد، اما معماری منظر سایهسار درختی که با باد میرقصد را به ما هدیه داد؛
معماری تزئینات پرزرقوبرق را زیبا دانست، اما معماری منظر هماهنگی با توپوگرافی زمین، بافت خاک، و حافظهی زیستبوم را زیبا نامید.
قناعت، زبان خاموشیست که با طبیعت گفتوگو میکند.
در طراحی پایدار، قناعت یعنی پرهیز از تجاوز به زمین، یعنی احترام به اقلیم، یعنی بازگشت به خِرَدِ بومی.
یعنی ساختن با مصالحی که زمین میفهمدشان، نه آنهایی که بر آن با ردپای کربنی هزینهزا، تحمیل میشوند.
همانطور که در معماری منظر، هر مسیر باید بافت زمین را بخواند، قناعت نیز باید بافت درون را با تفکیک نیاز واقعی از میل کاذب بخواند.
در این نگاه، قناعت نه فقط یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک اصل طراحیست؛
اصلِ «کمتر، اما بهتر»؛ اصلِ «زیبایی در بسندگی».
در باغی که با قناعت طراحی شده، هر گیاه معنا دارد، هر سنگ حافظهایست، و هر سایه، پناهی را برای اندیشه به سازوکار طبیعت فراهم میکند.
این باغ، نه فقط زیباست، بلکه زیستپذیر است؛ نه فقط برای انسان، بلکه برای پرنده، خاک، و باد.
«قناعت» را پاس بداریم و در زندگی و طراحیهایمان لحاظ کنیم.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
«قناعت» از جنس آرامش و انتخاب آگاهانه به معنای رضایت به اندک در مقابل «خساست» از جنس ترس و واکنش احساسی به آن ترس به معنای دریغ کردن از بخشش است
در جهانی که «مصرفگرایی» به معیاری برای موفقیت بدل شده، «قناعت» نه یک عقبگرد، بلکه نوعی پیشرویست. پیشروی بهسوی معنا، آرامش، و همزیستی با جهان. قناعت، هنر انتخاب است؛ انتخابی آگاهانه برای زیستن با آنچه کافیست، نه آنچه بیش از کفایت است.
در معماری منظر، «قناعت» در مقابل معماری، بهزیباترین شکلِ ممکن میتواند خود را نشان دهد. چطور؟
معماری مدرن برجهای شیشهای بیریشه را به ما تحمیل کرد، اما معماری منظر سایهسار درختی که با باد میرقصد را به ما هدیه داد؛
معماری تزئینات پرزرقوبرق را زیبا دانست، اما معماری منظر هماهنگی با توپوگرافی زمین، بافت خاک، و حافظهی زیستبوم را زیبا نامید.
قناعت، زبان خاموشیست که با طبیعت گفتوگو میکند.
در طراحی پایدار، قناعت یعنی پرهیز از تجاوز به زمین، یعنی احترام به اقلیم، یعنی بازگشت به خِرَدِ بومی.
یعنی ساختن با مصالحی که زمین میفهمدشان، نه آنهایی که بر آن با ردپای کربنی هزینهزا، تحمیل میشوند.
همانطور که در معماری منظر، هر مسیر باید بافت زمین را بخواند، قناعت نیز باید بافت درون را با تفکیک نیاز واقعی از میل کاذب بخواند.
در این نگاه، قناعت نه فقط یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک اصل طراحیست؛
اصلِ «کمتر، اما بهتر»؛ اصلِ «زیبایی در بسندگی».
در باغی که با قناعت طراحی شده، هر گیاه معنا دارد، هر سنگ حافظهایست، و هر سایه، پناهی را برای اندیشه به سازوکار طبیعت فراهم میکند.
این باغ، نه فقط زیباست، بلکه زیستپذیر است؛ نه فقط برای انسان، بلکه برای پرنده، خاک، و باد.
«قناعت» را پاس بداریم و در زندگی و طراحیهایمان لحاظ کنیم.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
❤1👍1
کانال منظر پلاس
با تشکر از همراهی مخاطبان نتایج متاآنالیز همراه با فایل مربوطه به اشتراک گذاشته میشوند👇 عوامل موثر در افزایش مرگ و میر به ترتیب شدت اثر: ۱.روابط اجتماعی: اندازهگیریهای پیچیده از همبستگی اجتماعی ۲.روابط اجتماعی: مقایسه حمایت اجتماعی بالا و پایین ۳.مصرف…
قبل از مطالعه متن زیر، لطفا متاآنالیز فوق را مطالعه کنید.
امروزه با فروپاشی پیوندهای اجتماعی و گسترش اختلالات روانی، بازاندیشی در بنیانهای «سلامت ذهنی» ضرورتی انکارناپذیر است. یافتههای متاآنالیز منتشرشده در کانال منظرپلاس نشان میدهد که نقصان در همبستگی اجتماعی و کاهش حمایت اجتماعی، از مؤثرترین عوامل در افزایش نرخ مرگومیر هستند حتی فراتر از مصرف سیگار، چاقی، یا آلودگی هوا. این نتایج، نهتنها اهمیت «روابط انسانی» را در بقای زیستی برجسته میکنند، بلکه ما را به بازنگری در مفهوم «سلامت» فرامیخوانند. منظور از سلامت را نه صرفا فقدان بیماری، بلکه تعادل پیچیدهای میان زیستشناسی، روان، و اجتماع در نظر بگیرید.
در همین راستا، اطلاعاتی که از کتاب Brain Energy اثر دکتر کریستوفر پالمر، به دست آوردیم، با رویکردی تحولگرا، اختلالات روانی را نتیجهای از اختلالات متابولیک مغز تعریف میکند. مغز انسان، با مصرف بیش از ۲۰٪ از انرژی پایه بدن، بهعنوان ارگان مرکزی تنظیم روان، نیازمند عملکرد بهینهی میتوکندریها (یعنی کارخانههای ساخت انرژی) است. پالمر نشان میدهد که اختلال در عملکرد این واحدهای زیستی، میتواند منجر به طیفی از اختلالات روانزیستی شود یعنی از افسردگی و اضطراب گرفته تا اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی مقاوم به درمان.
از منظر پالمر، سلامت روانی نهتنها به عوامل ژنتیکی یا روانکاوانه وابسته است، بلکه به کیفیت تغذیه، خواب، فعالیت بدنی، و اما مهمتر از همه محیط اجتماعی و تعاملات انسانی گره خورده است. روابط اجتماعی سالم، از طریق کاهش سطح کورتیزول، افزایش اکسیتوسین، و تحریک مدارهای پاداش مغزی، به بهبود عملکرد متابولیک مغز(در حقیقت سلامت روان و جامعه) کمک میکنند. این تعاملات، نهتنها در سطح روانشناختی، بلکه در سطح سلولی و زیستی، نقش تنظیمگر دارند.
در این میان، نقش طراحی محیطی و معماری منظر، از یک کنش زیباییشناختی به یک مداخلهی زیستروانشناختی ارتقاء مییابد. معماران منظر، با خلق فضاهایی که تعامل اجتماعی را تسهیل میکنند (از پارکهای چندمنظوره گرفته تا مسیرهای پیادهروی و فضاهای فرهنگی) میتوانند بستری فراهم آورند برای بازسازی پیوندهای اجتماعی، کاهش استرس مزمن، و تحریک شناختی. این فضاها، با بهرهگیری از عناصر طبیعی چون نور، گیاهان، و آب، به تنظیم ریتم شبانهروزی، کاهش التهاب سیستمیک، و بهبود عملکرد نورونی کمک میکنند.
در نتیجه، اگر مغز برای عملکرد سالم نیازمند انرژی پایدار است، و این انرژی از تعامل، حرکت، تغذیه، و آرامش حاصل میشود، پس طراحی محیطهای زیست انسانی باید در خدمت «متابولیسم مغز» باشد. معمار منظر، در این چشمانداز، نه صرفاً طراح فضا، بلکه کنشگر سلامت روان، تسهیلگر همبستگی اجتماعی، و معمار زیستپذیری انسان در عصر بحرانهای روانزیستی است. او میتواند با خلق فضاهایی که انسانها را به هم نزدیک میکند، نهتنها به کاهش نرخ مرگومیر کمک کند، بلکه به احیای روان انسان در جهانِ از همگسیختهی امروز یاری رساند.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
امروزه با فروپاشی پیوندهای اجتماعی و گسترش اختلالات روانی، بازاندیشی در بنیانهای «سلامت ذهنی» ضرورتی انکارناپذیر است. یافتههای متاآنالیز منتشرشده در کانال منظرپلاس نشان میدهد که نقصان در همبستگی اجتماعی و کاهش حمایت اجتماعی، از مؤثرترین عوامل در افزایش نرخ مرگومیر هستند حتی فراتر از مصرف سیگار، چاقی، یا آلودگی هوا. این نتایج، نهتنها اهمیت «روابط انسانی» را در بقای زیستی برجسته میکنند، بلکه ما را به بازنگری در مفهوم «سلامت» فرامیخوانند. منظور از سلامت را نه صرفا فقدان بیماری، بلکه تعادل پیچیدهای میان زیستشناسی، روان، و اجتماع در نظر بگیرید.
در همین راستا، اطلاعاتی که از کتاب Brain Energy اثر دکتر کریستوفر پالمر، به دست آوردیم، با رویکردی تحولگرا، اختلالات روانی را نتیجهای از اختلالات متابولیک مغز تعریف میکند. مغز انسان، با مصرف بیش از ۲۰٪ از انرژی پایه بدن، بهعنوان ارگان مرکزی تنظیم روان، نیازمند عملکرد بهینهی میتوکندریها (یعنی کارخانههای ساخت انرژی) است. پالمر نشان میدهد که اختلال در عملکرد این واحدهای زیستی، میتواند منجر به طیفی از اختلالات روانزیستی شود یعنی از افسردگی و اضطراب گرفته تا اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی مقاوم به درمان.
از منظر پالمر، سلامت روانی نهتنها به عوامل ژنتیکی یا روانکاوانه وابسته است، بلکه به کیفیت تغذیه، خواب، فعالیت بدنی، و اما مهمتر از همه محیط اجتماعی و تعاملات انسانی گره خورده است. روابط اجتماعی سالم، از طریق کاهش سطح کورتیزول، افزایش اکسیتوسین، و تحریک مدارهای پاداش مغزی، به بهبود عملکرد متابولیک مغز(در حقیقت سلامت روان و جامعه) کمک میکنند. این تعاملات، نهتنها در سطح روانشناختی، بلکه در سطح سلولی و زیستی، نقش تنظیمگر دارند.
در این میان، نقش طراحی محیطی و معماری منظر، از یک کنش زیباییشناختی به یک مداخلهی زیستروانشناختی ارتقاء مییابد. معماران منظر، با خلق فضاهایی که تعامل اجتماعی را تسهیل میکنند (از پارکهای چندمنظوره گرفته تا مسیرهای پیادهروی و فضاهای فرهنگی) میتوانند بستری فراهم آورند برای بازسازی پیوندهای اجتماعی، کاهش استرس مزمن، و تحریک شناختی. این فضاها، با بهرهگیری از عناصر طبیعی چون نور، گیاهان، و آب، به تنظیم ریتم شبانهروزی، کاهش التهاب سیستمیک، و بهبود عملکرد نورونی کمک میکنند.
در نتیجه، اگر مغز برای عملکرد سالم نیازمند انرژی پایدار است، و این انرژی از تعامل، حرکت، تغذیه، و آرامش حاصل میشود، پس طراحی محیطهای زیست انسانی باید در خدمت «متابولیسم مغز» باشد. معمار منظر، در این چشمانداز، نه صرفاً طراح فضا، بلکه کنشگر سلامت روان، تسهیلگر همبستگی اجتماعی، و معمار زیستپذیری انسان در عصر بحرانهای روانزیستی است. او میتواند با خلق فضاهایی که انسانها را به هم نزدیک میکند، نهتنها به کاهش نرخ مرگومیر کمک کند، بلکه به احیای روان انسان در جهانِ از همگسیختهی امروز یاری رساند.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
❤2
آب مانع ساختوساز در تهران میشود؟
🔸پیشنهاد وزارت نیرو مبنیبر توقف ۲ سالۀ ساختوساز در تهران، بیش از آن که یک راهحل مدیریتی به نظر برسد، اعترافی دیرهنگام به یک بحران چندوجهی و عمیق است؛ بحرانی که در آن، ۳ رکن حیاتی یک کلانشهر یعنی آب، برق و مسکن، بهطور همزمان در آستانۀ فروپاشی قرار گرفتهاند.
🔹این پیشنهاد، بازار مسکن پایتخت را که خود با کمبود یک میلیون واحدی و نیاز سالانه به ساخت ۱۵۰ هزار خانۀ جدید دستوپنجه نرم میکند، در یک بنبست بیسابقه قرار داده است.
🔹مدافعان این طرح به آمارهای تکاندهندهای استناد میکنند: در مردادماه سد لار تنها ۶ درصد و مجموعه سدهای لتیان و ماملو فقط ۱۹ درصد ظرفیت داشتند.
🔹این ارقام، واقعیت تلخ کمبود منابع آبی را به تصویر میکشند. اما آیا توقف ساختوساز، نشانه گرفتن علت اصلی بحران است یا پاک کردن صورت مسئله؟
🔹این تصمیم، عملاً به معنای قفل کردن دروازههای شهر به روی خانوارهای جدید و طبقات متوسط و پایین جامعه است./فارس
یادم هست که در لایوی که با خانم مهندس خدادادی در ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۰ داشتیم، ایشان این نکته را متذکر شده بودند که دیگر پارکسازی در تهران به مرحله توقف رسیده است. این نکته را دریابیم که شاید تهران، بتواند طرح توسعه خود را متوقف کند اما حجم این تقاضا بخاطر این قانون پیشنهادی(بهتر است بگوییم چسب زخم)، کم نمیشود و به شهرهای شمالی و نزدیک تهران سرایت میکند.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
🔸پیشنهاد وزارت نیرو مبنیبر توقف ۲ سالۀ ساختوساز در تهران، بیش از آن که یک راهحل مدیریتی به نظر برسد، اعترافی دیرهنگام به یک بحران چندوجهی و عمیق است؛ بحرانی که در آن، ۳ رکن حیاتی یک کلانشهر یعنی آب، برق و مسکن، بهطور همزمان در آستانۀ فروپاشی قرار گرفتهاند.
🔹این پیشنهاد، بازار مسکن پایتخت را که خود با کمبود یک میلیون واحدی و نیاز سالانه به ساخت ۱۵۰ هزار خانۀ جدید دستوپنجه نرم میکند، در یک بنبست بیسابقه قرار داده است.
🔹مدافعان این طرح به آمارهای تکاندهندهای استناد میکنند: در مردادماه سد لار تنها ۶ درصد و مجموعه سدهای لتیان و ماملو فقط ۱۹ درصد ظرفیت داشتند.
🔹این ارقام، واقعیت تلخ کمبود منابع آبی را به تصویر میکشند. اما آیا توقف ساختوساز، نشانه گرفتن علت اصلی بحران است یا پاک کردن صورت مسئله؟
🔹این تصمیم، عملاً به معنای قفل کردن دروازههای شهر به روی خانوارهای جدید و طبقات متوسط و پایین جامعه است./فارس
یادم هست که در لایوی که با خانم مهندس خدادادی در ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۰ داشتیم، ایشان این نکته را متذکر شده بودند که دیگر پارکسازی در تهران به مرحله توقف رسیده است. این نکته را دریابیم که شاید تهران، بتواند طرح توسعه خود را متوقف کند اما حجم این تقاضا بخاطر این قانون پیشنهادی(بهتر است بگوییم چسب زخم)، کم نمیشود و به شهرهای شمالی و نزدیک تهران سرایت میکند.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
اسنپبک،
واژهای است پر از فشار و تهدید برای ما ایرانیها،
شاید طبیعت هم نیازی به نوعی مکانیسم بازگشتی برای حیات خویش داشته باشد
مکانیسمی که در لحظهی بحران، تعادل را بازمیگرداند،
نه با تحریم، بلکه با بازآرایی، با باززایش، با بازگشت به اصل.
در معماری منظر، چنین مکانیسمی میتواند در قالب طراحیهای بازدارنده و ترمیمگر تجلی یابد؛
فضاهایی که در برابر فروپاشی اجتماعی، انزوای شهری، و گسستهای زیستمحیطی،
مانند یک سامانهی خودتنظیمگر عمل میکنند.
معمار منظر، در این نگاه، نه صرفاً طراح زیبایی، بلکه مهندس تعادل است.
او با خلق فضاهای همبستگی، مسیرهای پیوند، و بسترهای زیستپذیر،
مکانیسمی معکوس در برابر اسنپبک سیاسی و اقتصادی میسازد، مکانیسمی که بهجای تحریم، به ترمیم میانجامد؛
بهجای انزوا، به اتصال؛
و بهجای تهدید، به تابآوری.
در جهانی که فشارهای بیرونی پیوسته در حال افزایشاند،
طراحی منظر باید بتواند فشارهای درونی جامعه را آزاد کند،
تا شهر، انسان، و طبیعت، با نوعی در همتنیدگی پایدار،
از مکانیسمهای تهدید به مکانیسمهای حیات گذر کنند.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
واژهای است پر از فشار و تهدید برای ما ایرانیها،
شاید طبیعت هم نیازی به نوعی مکانیسم بازگشتی برای حیات خویش داشته باشد
مکانیسمی که در لحظهی بحران، تعادل را بازمیگرداند،
نه با تحریم، بلکه با بازآرایی، با باززایش، با بازگشت به اصل.
در معماری منظر، چنین مکانیسمی میتواند در قالب طراحیهای بازدارنده و ترمیمگر تجلی یابد؛
فضاهایی که در برابر فروپاشی اجتماعی، انزوای شهری، و گسستهای زیستمحیطی،
مانند یک سامانهی خودتنظیمگر عمل میکنند.
معمار منظر، در این نگاه، نه صرفاً طراح زیبایی، بلکه مهندس تعادل است.
او با خلق فضاهای همبستگی، مسیرهای پیوند، و بسترهای زیستپذیر،
مکانیسمی معکوس در برابر اسنپبک سیاسی و اقتصادی میسازد، مکانیسمی که بهجای تحریم، به ترمیم میانجامد؛
بهجای انزوا، به اتصال؛
و بهجای تهدید، به تابآوری.
در جهانی که فشارهای بیرونی پیوسته در حال افزایشاند،
طراحی منظر باید بتواند فشارهای درونی جامعه را آزاد کند،
تا شهر، انسان، و طبیعت، با نوعی در همتنیدگی پایدار،
از مکانیسمهای تهدید به مکانیسمهای حیات گذر کنند.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
❤4
اسنپفروارد، راهی برای عبور از بحران
در مرحلهای از زیست جمعیمان ایستادهایم که بورس، اخبار، آمارهای اقتصادی، و نوسانات ارز و طلا، چهرههایی خسته و نگران را به تصویر میکشند. چهرههایی که در جستوجوی فردایی بهتر، به دیوارهای بیاعتمادی تکیه دادهاند.
در این میان، مکانیسم اسنپبک، برخلاف تحلیلهای سطحی و مصلحتاندیشیهای کارشناسان پولمحور، نهتنها بیاثر نخواهد بود، بلکه همچون لنزی بزرگنما، بحرانهای چندلایه و ریشهدار ما را برجستهتر خواهد کرد. این مکانیسم، بازگشت تحریمها را به ابزاری برای تشدید فشارهای ساختاری بدل میسازد. فشاری که اگر با واکنشی هوشمندانه همراه نشود، میتواند به فرسایش امید و توان منجر گردد.
اما راه چاره چیست؟
پاسخ، در خلق و بهکارگیری یک مکانیسم متقابل نهفته است که نامش را اسنپفروارد (Snap Forward) میگذارم.
اسنپفروارد یعنی حرکت هدفمند، سریع، و اولویتمحور بهسوی آیندهای که با تلاش مضاعف، از دلِ بحران زاده میشود. این مکانیسم، نه انکار بحران است و نه فرار از آن؛ بلکه بازتعریف آن است بهعنوان فرصتی برای بازسازی، بازآرایی، و بازآفرینی مسیرهای فردی و جمعی.
اگر برنامهای بلندمدت داریم، باید با افزایش بهرهوری و تمرکز، زمان تحقق آن را کاهش دهیم.
اگر پروژهای در دست توسعه است، باید با سادهسازی مدلها و حذف پیچیدگیهای زائد، آن را سریعتر به مرحلهی اجرا برسانیم.
اگر در مسیر یادگیری و مطالعه هستیم، باید با اولویتبندی دقیق و مدیریت انرژی، از اتلاف منابع ذهنی جلوگیری کنیم.
مکانیسم اسنپفروارد، همانند مکانیسم بذریست در دل بیابان، که با نخستین باران، بیدرنگ شکوفا میشود تا بقای خود را تضمین کند. در اینجا، باران، فرصتی است که اکنون داریم تا تصمیمات درست بگیریم.
✍وحید کریم پور
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
در مرحلهای از زیست جمعیمان ایستادهایم که بورس، اخبار، آمارهای اقتصادی، و نوسانات ارز و طلا، چهرههایی خسته و نگران را به تصویر میکشند. چهرههایی که در جستوجوی فردایی بهتر، به دیوارهای بیاعتمادی تکیه دادهاند.
در این میان، مکانیسم اسنپبک، برخلاف تحلیلهای سطحی و مصلحتاندیشیهای کارشناسان پولمحور، نهتنها بیاثر نخواهد بود، بلکه همچون لنزی بزرگنما، بحرانهای چندلایه و ریشهدار ما را برجستهتر خواهد کرد. این مکانیسم، بازگشت تحریمها را به ابزاری برای تشدید فشارهای ساختاری بدل میسازد. فشاری که اگر با واکنشی هوشمندانه همراه نشود، میتواند به فرسایش امید و توان منجر گردد.
اما راه چاره چیست؟
پاسخ، در خلق و بهکارگیری یک مکانیسم متقابل نهفته است که نامش را اسنپفروارد (Snap Forward) میگذارم.
اسنپفروارد یعنی حرکت هدفمند، سریع، و اولویتمحور بهسوی آیندهای که با تلاش مضاعف، از دلِ بحران زاده میشود. این مکانیسم، نه انکار بحران است و نه فرار از آن؛ بلکه بازتعریف آن است بهعنوان فرصتی برای بازسازی، بازآرایی، و بازآفرینی مسیرهای فردی و جمعی.
اگر برنامهای بلندمدت داریم، باید با افزایش بهرهوری و تمرکز، زمان تحقق آن را کاهش دهیم.
اگر پروژهای در دست توسعه است، باید با سادهسازی مدلها و حذف پیچیدگیهای زائد، آن را سریعتر به مرحلهی اجرا برسانیم.
اگر در مسیر یادگیری و مطالعه هستیم، باید با اولویتبندی دقیق و مدیریت انرژی، از اتلاف منابع ذهنی جلوگیری کنیم.
مکانیسم اسنپفروارد، همانند مکانیسم بذریست در دل بیابان، که با نخستین باران، بیدرنگ شکوفا میشود تا بقای خود را تضمین کند. در اینجا، باران، فرصتی است که اکنون داریم تا تصمیمات درست بگیریم.
✍وحید کریم پور
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👍3❤1
در روزگاری که صدای طبل جنگ، نزدیکتر از همیشه به گوش میرسد، پرداختن به جایگاه رخدادهای تاریخی در کالبد شهر، ضروری به نظر میرسد.
هر جنگ، فارغ از شدت و گسترهای، آغازی دارد و پایانی. اما آنچه پایان نمیپذیرد، «ردپای آن در حافظهی مکان» است. ردی که گاه در سنگفرش کوچهها، گاه در سکوت میدانها، و گاه در نگاه خستهی بناهای فرسوده، جاودانه میشود.
بهعنوان یک معمار منظر، به باوری بایستی رسید که هر واقعهی تاریخی، بهویژه جنگ، باید در لایههای مختلف فضاهای شهری و طبیعی بازتاب یابد؛ نه صرفاً بهعنوان یادبود، بلکه بهمثابه «بخشی از روایت زیستهی مکان». این بازتاب، حافظهی جمعی را زنده نگه میدارد و به شهروندان امکان میدهد تا با گذشتهی خود، نه از سر فراموشی، بلکه از موضع فهم و تأمل، مواجه شوند.
در معماری منظر، مفهومی وجود دارد به نام «Landscape as palimpsest» به معنای اینکه منظر بهمثابه دستنوشتهای است که بارها پاک شده و دوباره نوشته شده، اما آثار پیشین هنوز در دل آن باقیست. جنگ، یکی از آن لایههای پررنگ است که نباید پاک شود، بلکه باید با دقت و احترام در طراحی فضاهای شهری بازخوانی شود.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
هر جنگ، فارغ از شدت و گسترهای، آغازی دارد و پایانی. اما آنچه پایان نمیپذیرد، «ردپای آن در حافظهی مکان» است. ردی که گاه در سنگفرش کوچهها، گاه در سکوت میدانها، و گاه در نگاه خستهی بناهای فرسوده، جاودانه میشود.
بهعنوان یک معمار منظر، به باوری بایستی رسید که هر واقعهی تاریخی، بهویژه جنگ، باید در لایههای مختلف فضاهای شهری و طبیعی بازتاب یابد؛ نه صرفاً بهعنوان یادبود، بلکه بهمثابه «بخشی از روایت زیستهی مکان». این بازتاب، حافظهی جمعی را زنده نگه میدارد و به شهروندان امکان میدهد تا با گذشتهی خود، نه از سر فراموشی، بلکه از موضع فهم و تأمل، مواجه شوند.
در معماری منظر، مفهومی وجود دارد به نام «Landscape as palimpsest» به معنای اینکه منظر بهمثابه دستنوشتهای است که بارها پاک شده و دوباره نوشته شده، اما آثار پیشین هنوز در دل آن باقیست. جنگ، یکی از آن لایههای پررنگ است که نباید پاک شود، بلکه باید با دقت و احترام در طراحی فضاهای شهری بازخوانی شود.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👍2
در آستانهی مدرنیته، زمانی که طبیعت در برابر ماشین و صنعت عقبنشینی میکرد، ویلیام ترنر با نقاشیهایش کوشید تا لحظههای گذرا، نورهای لرزان، و آشوبهای درونی طبیعت را ثبت کند. آثار او نه صرفاً بازنمایی مناظر، بلکه تجربهای شاعرانه از ناپایداری جهان بودند؛ تجربهای که در آن نور، مه، بخار و طوفان، زبان بیان حقیقت میشدند. جان راسکین، منتقد و فیلسوف هنر، ترنر را هنرمندی میدانست که با صداقت، آنچه را که هست، بیپیرایه و بیتزیین، بازتاب میدهد. این صداقت، در نگاه راسکین، نه فقط فضیلت هنری، بلکه مسئولیتی اخلاقی بود با این مضمون که هنر باید حقیقت را بگوید، حتی اگر آن حقیقت، ناپایدار، مبهم یا دردناک باشد.
در معماری منظر، این نگاه به حقیقت و نور، در آثار پیتر واکر بازتابی معاصر مییابد. واکر، با طراحی فضاهایی چون یادمان یازده سپتامبر در نیویورک، نشان میدهد که منظر میتواند حافظهی جمعی را در خود حمل کند؛ میتواند فضایی بسازد که در آن نور، سکوت، و مقیاس، به زبانهایی برای سوگواری، تأمل و بازسازی بدل شوند. او همچون ترنر، از تزئینات پرهیز میکند و به جای آن، به عناصر بنیادین(آب، سنگ، درخت، و نور) اتکا میکند تا تجربهای انسانی و اخلاقی خلق کند. در طراحیهای واکر، طبیعت رام نمیشود، بلکه بهمثابه شاهدی خاموش از تاریخ، در کنار انسان میایستد؛ همانگونه که در نقاشیهای ترنر، طبیعت نه پسزمینه، بلکه شخصیت اصلی روایت است.
ترنر و واکر، هر دو در رسانههای متفاوت، اما با دغدغهای مشترک، به بازنمایی رابطهی انسان با جهان میپردازند. ترنر با قلممو، واکر با درخت و سنگ، اما هر دو با نور، مقیاس، و سکوت، فضایی میسازند که مخاطب را به تأمل در حقیقت، گذر زمان، و اخلاق حضور دعوت میکند. در این میان، معماری منظر، اگر از این دو نگاه بیاموزد، میتواند به هنری بدل شود که نه فقط فضا میسازد، بلکه حافظه، معنا و تجربهی زیسته را در خود میپرورد. منظر، در چنین نگاهی، نه تزئین شهر، بلکه متن زندهایست که جامعه در آن خود را میخواند، بازتعریف میکند، و به آینده میسپارد.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
در معماری منظر، این نگاه به حقیقت و نور، در آثار پیتر واکر بازتابی معاصر مییابد. واکر، با طراحی فضاهایی چون یادمان یازده سپتامبر در نیویورک، نشان میدهد که منظر میتواند حافظهی جمعی را در خود حمل کند؛ میتواند فضایی بسازد که در آن نور، سکوت، و مقیاس، به زبانهایی برای سوگواری، تأمل و بازسازی بدل شوند. او همچون ترنر، از تزئینات پرهیز میکند و به جای آن، به عناصر بنیادین(آب، سنگ، درخت، و نور) اتکا میکند تا تجربهای انسانی و اخلاقی خلق کند. در طراحیهای واکر، طبیعت رام نمیشود، بلکه بهمثابه شاهدی خاموش از تاریخ، در کنار انسان میایستد؛ همانگونه که در نقاشیهای ترنر، طبیعت نه پسزمینه، بلکه شخصیت اصلی روایت است.
ترنر و واکر، هر دو در رسانههای متفاوت، اما با دغدغهای مشترک، به بازنمایی رابطهی انسان با جهان میپردازند. ترنر با قلممو، واکر با درخت و سنگ، اما هر دو با نور، مقیاس، و سکوت، فضایی میسازند که مخاطب را به تأمل در حقیقت، گذر زمان، و اخلاق حضور دعوت میکند. در این میان، معماری منظر، اگر از این دو نگاه بیاموزد، میتواند به هنری بدل شود که نه فقط فضا میسازد، بلکه حافظه، معنا و تجربهی زیسته را در خود میپرورد. منظر، در چنین نگاهی، نه تزئین شهر، بلکه متن زندهایست که جامعه در آن خود را میخواند، بازتعریف میکند، و به آینده میسپارد.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👏1
«روستا» نه فقط در ایران، بلکه در بسیاری از نقاط جهان، در آستانهی یک گذار تاریخی ایستاده است. گذاری از زیستبومهای تولیدمحورِ سنتی، به فضاهایی چندلایه که در آن اقتصاد، فرهنگ، طبیعت و معنا در هم تنیدهاند. اما در حال حاضر، روستاهایمان را درگیر امراضی کردیم که آن را به مرحلهای از "بحران روستایی" رسانده است. مهاجرت جوانان، فرسایش زیرساختها، و کاهش بهرهوری کشاورزی، نمونههای از آن امراض هستند. اما روستا همچنان میتواند بستری برای بازآفرینی اجتماعی و منظرین باشد. پس، نگاه ما به «روستا» باید لبریز از نیاز توسعه باشد.
در ایران، توسعهی روستایی هم یک ضرورت اقتصادی، و هم یک الزام زیستمحیطی و فرهنگیست. بخش عمدهای از امنیت غذایی کشور، حفاظت از منابع طبیعی، و حفظ تنوع فرهنگی در گرو پایداری همین روستاهاست. اما برای حفظ این پایداری، نیازمند نگاهی فراتر از برنامهریزی بخشی و سیاستگذاری متمرکز است. باید روستا را نه بهعنوان "مسئلهای برای حل"، بلکه بهعنوان "امکانی برای خلق" بازخوانی کرد.
اینجاست که معماری منظر میتواند وارد عرصه توسعه روستایی شود. یعنی با تلفیق علم و هتر میتواند روستا را از یک فضای منفعل به یک منظر فعال و معنادار تبدیل کند. در ایران، با تنوع اقلیمی بینظیر، میراث فرهنگی غنی، و ظرفیتهای بومی گسترده، معماری منظر میتواند به بازطراحی فضاهای عمومی، احیای مسیرهای طبیعی، و تلفیق عناصر سنتی با فناوریهای نوین کمک کند تا روستا نه فقط زیستپذیر، بلکه زیبا، پویا و پایدار باشد.
اما چالشهای بسیاری از جمله کمبود زیرساختها، وابستگی به روشهای سنتی کشاورزی، ضعف در زنجیره ارزش، و تهدیدهای اقلیمی مانند خشکسالی و سیل، همگی توسعهی روستایی را با مانع مواجه کردهاند. در این میان، مهاجرت جوانان به شهرها نه فقط نیروی کار، بلکه حافظان و نقشآفرینان فرهنگی و اجتماعی روستا را از آن جدا میکند.
در پاسخ به این چالشها، توسعهی روستایی باید بر پایهی مشارکت واقعی جوامع محلی، آموزشهای بینرشتهای، و سیاستگذاریهای چندسطحی بنا شود. این رویکرد، در ایران نیز میتواند به خلق قطبهای نوآوری، گردشگری بوممحور، و کشاورزی ارگانیک منجر شود، بهویژه اگر با حمایتهای دولتی و سرمایهگذاری بخش خصوصی همراه گردد.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
در ایران، توسعهی روستایی هم یک ضرورت اقتصادی، و هم یک الزام زیستمحیطی و فرهنگیست. بخش عمدهای از امنیت غذایی کشور، حفاظت از منابع طبیعی، و حفظ تنوع فرهنگی در گرو پایداری همین روستاهاست. اما برای حفظ این پایداری، نیازمند نگاهی فراتر از برنامهریزی بخشی و سیاستگذاری متمرکز است. باید روستا را نه بهعنوان "مسئلهای برای حل"، بلکه بهعنوان "امکانی برای خلق" بازخوانی کرد.
اینجاست که معماری منظر میتواند وارد عرصه توسعه روستایی شود. یعنی با تلفیق علم و هتر میتواند روستا را از یک فضای منفعل به یک منظر فعال و معنادار تبدیل کند. در ایران، با تنوع اقلیمی بینظیر، میراث فرهنگی غنی، و ظرفیتهای بومی گسترده، معماری منظر میتواند به بازطراحی فضاهای عمومی، احیای مسیرهای طبیعی، و تلفیق عناصر سنتی با فناوریهای نوین کمک کند تا روستا نه فقط زیستپذیر، بلکه زیبا، پویا و پایدار باشد.
اما چالشهای بسیاری از جمله کمبود زیرساختها، وابستگی به روشهای سنتی کشاورزی، ضعف در زنجیره ارزش، و تهدیدهای اقلیمی مانند خشکسالی و سیل، همگی توسعهی روستایی را با مانع مواجه کردهاند. در این میان، مهاجرت جوانان به شهرها نه فقط نیروی کار، بلکه حافظان و نقشآفرینان فرهنگی و اجتماعی روستا را از آن جدا میکند.
در پاسخ به این چالشها، توسعهی روستایی باید بر پایهی مشارکت واقعی جوامع محلی، آموزشهای بینرشتهای، و سیاستگذاریهای چندسطحی بنا شود. این رویکرد، در ایران نیز میتواند به خلق قطبهای نوآوری، گردشگری بوممحور، و کشاورزی ارگانیک منجر شود، بهویژه اگر با حمایتهای دولتی و سرمایهگذاری بخش خصوصی همراه گردد.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
❤4
کانال منظر پلاس
#معماران_منظر_معاصر #1 رابرت اسمیتسون(Robert Smithson) آمریکا، 73-1938 یکی از پایهگذاران فرمهای هنری موسوم به هنر زمینی(Land Art) یا هنر محیطی(Environmental Art) است. شهرت جهانی خود را مدیون اثر اسکله مارپیچ(Spiral Jetty) میباشد که در سال 1970 خلق کرد…
در جهانِ هنر زمینی یا LandArt، منظر نه صحنهای برای تسخیر، بلکه بستری برای بیان حقیقت است؛ جایی که زمین، خود به زبان میآید و فرم، از دلِ فرسایش و رسوب، معنا میگیرد.
در امتداد همین منطق، لند آرتی در سرزمینهای اشغالی پدید آمده که در آن، سیاست به تئاتری بیپرده بدل شده است.
تصویر نتانیاهو، چون عروسکی در دستان ترامپ، نه نماد قدرت، بلکه تجسمِ انحلالِ اراده در برابر نمایش است. این اثر، نه تقلیدی از طبیعت، بلکه افشاگرِ ساختارهای پنهان سلطه است؛ زمینی که دیگر خاموش نیست، بلکه با زبان استعاره، حقیقت را فریاد میزند.
در این منظر، هنر نه زینتِ قدرت، بلکه نقدِ آن است. و زمین، همچون حافظهای زنده، ردِ خشونت و وابستگی را در خود ثبت میکند.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
در امتداد همین منطق، لند آرتی در سرزمینهای اشغالی پدید آمده که در آن، سیاست به تئاتری بیپرده بدل شده است.
تصویر نتانیاهو، چون عروسکی در دستان ترامپ، نه نماد قدرت، بلکه تجسمِ انحلالِ اراده در برابر نمایش است. این اثر، نه تقلیدی از طبیعت، بلکه افشاگرِ ساختارهای پنهان سلطه است؛ زمینی که دیگر خاموش نیست، بلکه با زبان استعاره، حقیقت را فریاد میزند.
در این منظر، هنر نه زینتِ قدرت، بلکه نقدِ آن است. و زمین، همچون حافظهای زنده، ردِ خشونت و وابستگی را در خود ثبت میکند.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
👏3❤1
در دل شهرهای معاصر، جایی که سرعت، تراکم و مصرفگرایی بر ریتم زندگی سلطه یافتهاند، نوعی آلودگی پنهان اما فراگیر در حال گسترش است. این پدیده نه در دود کارخانهها و نه در زبالههای پلاستیکی، بلکه در گسست انسان از فضا، در فقدان سکوت، در بیهویتی منظر، و در انباشت تنشهای حسی و روانی رخ میدهد. «روانآلودگی» نوعی آلودگی حاصل از اختلال در رابطهی زیستی و زیباییشناختی انسان با محیط است؛ نوعی بیقراری فضایی که آرامش را از کالبد شهر و جان شهروندان میزداید.
معماری منظر، اگر از سطح تزئینات فراتر رود و به ساحت معنا، حافظه و زیستپذیری وارد شود، میتواند بهمثابه «پادروانآلودگی یا روانپالایگی» عمل کند. این رشته، در پیوند میان زمین، زمان و انسان، ظرفیت آن را دارد که فضاهایی خلق کند که نهتنها زیبا، بلکه درمانگر، تأملبرانگیز و احیاگر باشند.
رجوع به این لینک جهت اطلاعات بیشتر
منظر شهری، در بهترین حالت، باید همچون یک متن چندلایه عمل کند، یعنی کانتکستی باشد که در آن سکوت، نور، گیاه، بافت، و خاطره در هم تنیدهاند. در چنین منظری،
فضای سکوت نه بهمعنای فقدان صدا، بلکه بهمعنای حضور آگاهانهی فضاست؛ جایی برای مکث، برای تأمل، برای بازگشت به خویشتن.
نور طبیعی بهجای نور مصنوعی خشن، میتواند ریتم زیستی بدن را تنظیم کند و خلقوخو را بهبود بخشد.
گیاهان و عناصر طبیعی نه صرفاً بهعنوان تزئین، بلکه بهعنوان موجوداتی زنده که با انسان در تعاملاند، نقش آرامبخش و تصفیهگر دارند.
کانتکستهای انسانی و خاطرهمند میتوانند حس تعلق را تقویت کرده و از بیهویتی فضایی بکاهند.
در پست بعدی راهکارهایی را جهت کاهش روانآلودگی شهری پیشنهاد خواهیم کرد.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
معماری منظر، اگر از سطح تزئینات فراتر رود و به ساحت معنا، حافظه و زیستپذیری وارد شود، میتواند بهمثابه «پادروانآلودگی یا روانپالایگی» عمل کند. این رشته، در پیوند میان زمین، زمان و انسان، ظرفیت آن را دارد که فضاهایی خلق کند که نهتنها زیبا، بلکه درمانگر، تأملبرانگیز و احیاگر باشند.
رجوع به این لینک جهت اطلاعات بیشتر
منظر شهری، در بهترین حالت، باید همچون یک متن چندلایه عمل کند، یعنی کانتکستی باشد که در آن سکوت، نور، گیاه، بافت، و خاطره در هم تنیدهاند. در چنین منظری،
فضای سکوت نه بهمعنای فقدان صدا، بلکه بهمعنای حضور آگاهانهی فضاست؛ جایی برای مکث، برای تأمل، برای بازگشت به خویشتن.
نور طبیعی بهجای نور مصنوعی خشن، میتواند ریتم زیستی بدن را تنظیم کند و خلقوخو را بهبود بخشد.
گیاهان و عناصر طبیعی نه صرفاً بهعنوان تزئین، بلکه بهعنوان موجوداتی زنده که با انسان در تعاملاند، نقش آرامبخش و تصفیهگر دارند.
کانتکستهای انسانی و خاطرهمند میتوانند حس تعلق را تقویت کرده و از بیهویتی فضایی بکاهند.
در پست بعدی راهکارهایی را جهت کاهش روانآلودگی شهری پیشنهاد خواهیم کرد.
منظرپلاس🌱
@manzarplus 🌱
❤1