Forwarded from Iranwire
👆👆ماهی گیری سپاه از آب گل آلود
تسنیم، خبرگزاری وابسته به سپاه، با چاپ (یا تولید) یک توییت دروغ منسوب به وزیر امور خارجه آمریکا، نوشت که تیلرسون به جای تسلیت به ملت ایران، آن کشور را به حمایت از تروریسم متهم کرد. این خبر دروغ خبرگزاری سپاه به احتمال زیاد شروع تبلیغات منفی علیه اهداف داخلی و خارجی سپاه است. بعید نیست که در چند روز دیگر شاهد تولید اخبار کاذب دیگری باشیم که در آنها فعالان مدنی داخلی و منتقدین حکومت هم به دفاع از تروریسم محکوم شوند.
تسنیم، خبرگزاری وابسته به سپاه، با چاپ (یا تولید) یک توییت دروغ منسوب به وزیر امور خارجه آمریکا، نوشت که تیلرسون به جای تسلیت به ملت ایران، آن کشور را به حمایت از تروریسم متهم کرد. این خبر دروغ خبرگزاری سپاه به احتمال زیاد شروع تبلیغات منفی علیه اهداف داخلی و خارجی سپاه است. بعید نیست که در چند روز دیگر شاهد تولید اخبار کاذب دیگری باشیم که در آنها فعالان مدنی داخلی و منتقدین حکومت هم به دفاع از تروریسم محکوم شوند.
☝️☝️☝️
امروز روز جهانى "پناهنده" است. از مواردى مى گذرم كه با پرونده سازى جعلى به اميد واهى رسيدن به بهشت برين يا بهرحال زندگى بهتر از آنچه در وطن داشته اند وضعيت پناهندگى اختيار كرده اند-هرچند اين پديده هم گوياى درد و بيمارى در جامعه است- درباره كسانى حرف مى زنم كه بابت شرايط سياسى، اجتماعى و يا پيدا كردن مشكل با دستگاه حاكم در كشورهاى ديكتاتورى و مستبد، امكان ادامه زندگى و كار در فضاى أمن و آزاد را در موطن از دست داده به ناچار در كشورى ديگر پناه گرفته اند. نگاه خيلى از مردم ما به پناهندگان چيزى شبيه به قربانيان تجاوز است. اغلب اين قربانى است كه بابت تحريك متجاوز، "مراقب نبودن" و اين كه "لابد خودش دلش مى خواسته" ملامت مى شود، تجاوز هم كه امر طبيعى و حق متجاوز است انگار. خيلى ها هم فكر مى كنند پناهنده رفته "آن ور آب" مشغول عيش و نوش دائمى است. غافل از شرايط دشوارى كه پناهنده هر روز با آن دست و پنجه نرم ميكند تا موقعيت خود را در جامعه ميزبان تثبيت كند و البته اضافه كنيد زخمى كهنه را كه بابت رانده شدن از وطن در روح و جان آدم پديد آمده، هر از گاهى بنا بر شرايط دوباره درد مى گيرد. تعجب نميكنم نظامى كه خود اسباب راندن پناهنده را فراهم آورده در تكميل اين تجاوز مسلم، قلدرمآبانه قربانى را "فرارى"، "معاند"، "جيره خوار غرب" و امثالهم بخواند. اما مردمى را درك نمى كنم كه ساكت به تماشاى صحنه تجاوز ايستاده بعد پايش هم كه بيفتد قربانى را با همان ادبيات متجاوز، مى نوازند. حالا بابت اختلاف نظر يا هرچه.
مى فهمم آنها هم قربانى سيستم تجاوزمحورند، اما حق نميدهم چرا كه براى آدمها قدرت تفكر، مسووليت و تشخيص قائلم . به اميد روزى كه شرايط چنان شود تا كسى را نياز به ترك اجبارى موطن و پناهندگى نيفتد.
امروز روز جهانى "پناهنده" است. از مواردى مى گذرم كه با پرونده سازى جعلى به اميد واهى رسيدن به بهشت برين يا بهرحال زندگى بهتر از آنچه در وطن داشته اند وضعيت پناهندگى اختيار كرده اند-هرچند اين پديده هم گوياى درد و بيمارى در جامعه است- درباره كسانى حرف مى زنم كه بابت شرايط سياسى، اجتماعى و يا پيدا كردن مشكل با دستگاه حاكم در كشورهاى ديكتاتورى و مستبد، امكان ادامه زندگى و كار در فضاى أمن و آزاد را در موطن از دست داده به ناچار در كشورى ديگر پناه گرفته اند. نگاه خيلى از مردم ما به پناهندگان چيزى شبيه به قربانيان تجاوز است. اغلب اين قربانى است كه بابت تحريك متجاوز، "مراقب نبودن" و اين كه "لابد خودش دلش مى خواسته" ملامت مى شود، تجاوز هم كه امر طبيعى و حق متجاوز است انگار. خيلى ها هم فكر مى كنند پناهنده رفته "آن ور آب" مشغول عيش و نوش دائمى است. غافل از شرايط دشوارى كه پناهنده هر روز با آن دست و پنجه نرم ميكند تا موقعيت خود را در جامعه ميزبان تثبيت كند و البته اضافه كنيد زخمى كهنه را كه بابت رانده شدن از وطن در روح و جان آدم پديد آمده، هر از گاهى بنا بر شرايط دوباره درد مى گيرد. تعجب نميكنم نظامى كه خود اسباب راندن پناهنده را فراهم آورده در تكميل اين تجاوز مسلم، قلدرمآبانه قربانى را "فرارى"، "معاند"، "جيره خوار غرب" و امثالهم بخواند. اما مردمى را درك نمى كنم كه ساكت به تماشاى صحنه تجاوز ايستاده بعد پايش هم كه بيفتد قربانى را با همان ادبيات متجاوز، مى نوازند. حالا بابت اختلاف نظر يا هرچه.
مى فهمم آنها هم قربانى سيستم تجاوزمحورند، اما حق نميدهم چرا كه براى آدمها قدرت تفكر، مسووليت و تشخيص قائلم . به اميد روزى كه شرايط چنان شود تا كسى را نياز به ترك اجبارى موطن و پناهندگى نيفتد.