.
مـــــن تمام پسرهای
سیکس پک دار
پورشه سوار
ابرو شکسته ی
ته ریش دار
لاکچری
عاشق پیشه ی
شلوارک پوش
برنزه ی
جنتلمن مآب
خوش صحبت را
برای شما گذاشتم...
تا از دور برای عکس هایشان غش و ضعف کنید
و هر هفته به دوست دختر جدیدشان فحش بدهید!
سهـــــم مـــــن...
مردی ساده با لبخند های واقعی...
بدون سیکس پک
با اندامی که از زحمت کار ساخته
و پوستی تیره شده زیر آفتاب ظهر سرکارش بود...
مردی که بچگی هایم را حمایت کرد..
به شیطنت هایم با وجود دنیایی از خستگی لبخند زد
و آغوشش همیشه برای من باز است..
مردی که چشم هاش بوی نجابت می دهند
و آنقدر صادقند
که دوستت دارم های هول و بریده بریده اش
از هزار قربان صدقه ی لوس و به روز عجیبتر میچسبد...
و ته ریشش نشان مردانگی ست نه مُد!
مردی که مرا با تمام دخترانگی ام دوست دارد...
@luvablee
مـــــن تمام پسرهای
سیکس پک دار
پورشه سوار
ابرو شکسته ی
ته ریش دار
لاکچری
عاشق پیشه ی
شلوارک پوش
برنزه ی
جنتلمن مآب
خوش صحبت را
برای شما گذاشتم...
تا از دور برای عکس هایشان غش و ضعف کنید
و هر هفته به دوست دختر جدیدشان فحش بدهید!
سهـــــم مـــــن...
مردی ساده با لبخند های واقعی...
بدون سیکس پک
با اندامی که از زحمت کار ساخته
و پوستی تیره شده زیر آفتاب ظهر سرکارش بود...
مردی که بچگی هایم را حمایت کرد..
به شیطنت هایم با وجود دنیایی از خستگی لبخند زد
و آغوشش همیشه برای من باز است..
مردی که چشم هاش بوی نجابت می دهند
و آنقدر صادقند
که دوستت دارم های هول و بریده بریده اش
از هزار قربان صدقه ی لوس و به روز عجیبتر میچسبد...
و ته ریشش نشان مردانگی ست نه مُد!
مردی که مرا با تمام دخترانگی ام دوست دارد...
@luvablee
می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن زکفر و دین دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست
فارغ بودن زکفر و دین دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست
برایِ من بمان.
به خاطرِ تمامِ روزهایی که باهم قدم زدیم
عطرِ چایِ غروب ها که باهم نوشیدیم
به خاطرِ نیمه شب هایی که در خواب به یکدیگر بوسه زدیم
تمامِ صبح هایی که بیدار شدیم و تمامِ دلخوشی هایِ کوچکی که باهم ساختیم
به خاطرِ همه یِ انتظارهایی که برایِ هم کشیدیم
برایِ من بمان.
که دست هایِ تو همیشه گرم است و دست هایِ سردِ من در آنها جای میشوند
برایِ روزهایی که تنها هستیم و دردآلود
تو برایِ من بمان.
که در آغوشت درد فراموشم میشود
بمان.
که نوازش هایت مرا به خواب میبرد
خوابی از جنسِ آرامشِ ابدی
دست هایت سرزمینِ من است
بدنت مرزهایِ امنِ زندگیم است
برایِ من بمان.
که اگر تو نباشی سرمایِ روزگار مرا در بر میگیرد
که من تنهایی از پسِ این شهرِ بدونِ تو بر نخواهم آمد ...❤️
@luvablee
به خاطرِ تمامِ روزهایی که باهم قدم زدیم
عطرِ چایِ غروب ها که باهم نوشیدیم
به خاطرِ نیمه شب هایی که در خواب به یکدیگر بوسه زدیم
تمامِ صبح هایی که بیدار شدیم و تمامِ دلخوشی هایِ کوچکی که باهم ساختیم
به خاطرِ همه یِ انتظارهایی که برایِ هم کشیدیم
برایِ من بمان.
که دست هایِ تو همیشه گرم است و دست هایِ سردِ من در آنها جای میشوند
برایِ روزهایی که تنها هستیم و دردآلود
تو برایِ من بمان.
که در آغوشت درد فراموشم میشود
بمان.
که نوازش هایت مرا به خواب میبرد
خوابی از جنسِ آرامشِ ابدی
دست هایت سرزمینِ من است
بدنت مرزهایِ امنِ زندگیم است
برایِ من بمان.
که اگر تو نباشی سرمایِ روزگار مرا در بر میگیرد
که من تنهایی از پسِ این شهرِ بدونِ تو بر نخواهم آمد ...❤️
@luvablee