○~~○~~○~~○~~○
هر دختری [👧]
به اندازه ی تمام زندگی اش [💫]
حس نهفته دارد...
نمی توانی حدس بزنی...
چقدر میمیرد برای زیبایی [👗]
نمی توانی بفهمی ...
چقدر ناخن های بلند با لاک قرمزش را میپرستد [💅]
نمی توانی بفهمی ...
تا چه اندازه برای رژ صورتی براقش جان می دهد [💋]
حتی نمی توانی بفهمی ...
چقدر راز دوست داشتنی پشت این خواستنی هایش وجود دارد...
و با از بین رفتن هر یک راز،یک انگیزه ی بزرگ زندگی اش را می کُشد... [🔫👽]
مثلا....
هر دختری ممکن است یک روز به جان ناخن هایش بیوفتد [😖]
ممکن است یک روز ناخن های بلند و قرمزش به ناخن هایی کوتاه و مشکی تبدیل شود [😔]
و این را بدان که هر دختری...
لابه لای موهایش
مردی را پنهان کرده است...
هر وقت یک دختر را
قیچی به دست دیدی [💇]
بدان عزادار مردیست
که موهایش را نوازش می کرد💎
@luvablee
هر دختری [👧]
به اندازه ی تمام زندگی اش [💫]
حس نهفته دارد...
نمی توانی حدس بزنی...
چقدر میمیرد برای زیبایی [👗]
نمی توانی بفهمی ...
چقدر ناخن های بلند با لاک قرمزش را میپرستد [💅]
نمی توانی بفهمی ...
تا چه اندازه برای رژ صورتی براقش جان می دهد [💋]
حتی نمی توانی بفهمی ...
چقدر راز دوست داشتنی پشت این خواستنی هایش وجود دارد...
و با از بین رفتن هر یک راز،یک انگیزه ی بزرگ زندگی اش را می کُشد... [🔫👽]
مثلا....
هر دختری ممکن است یک روز به جان ناخن هایش بیوفتد [😖]
ممکن است یک روز ناخن های بلند و قرمزش به ناخن هایی کوتاه و مشکی تبدیل شود [😔]
و این را بدان که هر دختری...
لابه لای موهایش
مردی را پنهان کرده است...
هر وقت یک دختر را
قیچی به دست دیدی [💇]
بدان عزادار مردیست
که موهایش را نوازش می کرد💎
@luvablee
ميدونين مشكل از كجا شروع شد؟؟
از اون وقتي كه به خودمون اجازه داديم به يه نفر حس مالكيت داشته باشيم در صورتي كه مالكش نيستيم
مشكل از اونجا شروع شد كه تو سن شونزده هيفده سالگي اونقدر خودمونو وابسته يه غريبه كرديم و از ترك شدنمون يه غول ساختيم كه حتي يادمون رفت بودن و نبودنِ اون به يه دختر خوشگل تر از ما بستگي داره
اون لحظه اي كه به خودت اين حقو دادي بگي 'اون مال منه' همون لحظه بدبختي رو واسه خودت خريدي!!
اون لحظه نميدونستي ده سال ديگه تو بغل يه زن بلوند روي تخت خواب دو نفرشون خوابيده و داره تلفني از مادرش بابت همسر فوق العاده اي كه براش انتخاب كرده تشكر ميكنه :)
اون حق نداشت ادعاي مالكيت كنه براي دختري كه حتي نتونست پاي يه شب شيطنت بچگونش وايسه
اون حق نداشت كل آينده و ذهن و خاطره و زندگي مشترك يه دخترو با يه جفت چشم مشكي و يه عطر تلخ و يه صداي سنگين كه ميگفت تو مال مني تباه كنه
اون حق نداشت كاري كنه كه تو توي بغل مردت به اين فكر كني كه اگه من مال اون بودم پس اينجا چي ميخوام؟؟
ميدونين؟مشكل از جايي شروع شد كه ما "حق" هامون رو نشناختيم
@luvablee
#GN🌙
از اون وقتي كه به خودمون اجازه داديم به يه نفر حس مالكيت داشته باشيم در صورتي كه مالكش نيستيم
مشكل از اونجا شروع شد كه تو سن شونزده هيفده سالگي اونقدر خودمونو وابسته يه غريبه كرديم و از ترك شدنمون يه غول ساختيم كه حتي يادمون رفت بودن و نبودنِ اون به يه دختر خوشگل تر از ما بستگي داره
اون لحظه اي كه به خودت اين حقو دادي بگي 'اون مال منه' همون لحظه بدبختي رو واسه خودت خريدي!!
اون لحظه نميدونستي ده سال ديگه تو بغل يه زن بلوند روي تخت خواب دو نفرشون خوابيده و داره تلفني از مادرش بابت همسر فوق العاده اي كه براش انتخاب كرده تشكر ميكنه :)
اون حق نداشت ادعاي مالكيت كنه براي دختري كه حتي نتونست پاي يه شب شيطنت بچگونش وايسه
اون حق نداشت كل آينده و ذهن و خاطره و زندگي مشترك يه دخترو با يه جفت چشم مشكي و يه عطر تلخ و يه صداي سنگين كه ميگفت تو مال مني تباه كنه
اون حق نداشت كاري كنه كه تو توي بغل مردت به اين فكر كني كه اگه من مال اون بودم پس اينجا چي ميخوام؟؟
ميدونين؟مشكل از جايي شروع شد كه ما "حق" هامون رو نشناختيم
@luvablee
#GN🌙