گاهی باید به دور خود دیواری کشید تا ببینی چه کسی برای دیدارت از دیوار بالا می آید👐🏻💫
قَدرکسیو ڪِ همیشہ تو دعوا کوتاه میاد رو بدونید
اون کسیہ که از نبودنتون میترسه♥️🥀
اون کسیہ که از نبودنتون میترسه♥️🥀
ᵀᴴᴱᴿᴱ'ˢ ᴬᴸᵂᴬᵞˢ ˢᴼᴹᴱᴼᴺᴱ ᵂᴴᴼ ᶜᴬᴿᴱˢ ᶠᴼᴿ ᵞᴼᵁ ᵂᴵᵀᴴᴼᵁᵀ ᵞᴼᵁᴿ ᴷᴺᴼᵂᴸᴱᴰᴳᴱ ▵
هميشه يكي هست كه بهت اهميت ميده
بدون اينكه خودت بدوني!⚉❥
هميشه يكي هست كه بهت اهميت ميده
بدون اينكه خودت بدوني!⚉❥
Forwarded from توییتر فارسی
نمیدونم چرا عزیزان که هزینه کردند تشریف بردند روسیه برای تماشای فوتبال، کسی یادش نبود میشه فوتبال رو به صورت پخش مستقیم از تلویزیون دید و این هزینه رو به مستمندان داد!
دلشون خواست؟ دوست داشتن؟!
الانم لطفا تو نذر و هيئت و مراسم سيدالشهدا دخالت نكنيد چون مردم دوست دارن!
»حوّا«
@OfficialPersianTwitter
دلشون خواست؟ دوست داشتن؟!
الانم لطفا تو نذر و هيئت و مراسم سيدالشهدا دخالت نكنيد چون مردم دوست دارن!
»حوّا«
@OfficialPersianTwitter
شما هنوز از دستِ آدما ناراحت میشین؟!
هنوز براتون روشن نشده که نباید از آدمیزاد انتظار داشت؟!!!
هنوز براتون روشن نشده که نباید از آدمیزاد انتظار داشت؟!!!
همین که آقاجان از دهانِ لقِ خواهرِ کوچکم شنید
من با فروختنِ گوشواره ام، یک ساز خریده ام،
کمربندش را برداشت و تویِ حیاط دنبالم افتاد که: گیس بُریده! کدام عاقلی طلا را میدهد دادار دودور میخرد؟
ننه جان هم پشتِ آقام درآمد و همینطور که چنگ می انداخت به صورتش گفت: به جایِ این غلطی که کردی، میرفتی کلاسِ احکامی، صوتی، چیزی. نه اینکه مطرب بشوی که فردا تویِ محل اسمت بپیچد و هیچ احمقی درِ این خانه را نزند.
آقاجان که اهلِ این حرفها نبود، تخس شد و گفت: حالا لازم نیست همه آخوند و بانو مجلسی بشوند،
جایِ این تکه چوب، میرفتی کلاس خیاطی که فردا بلد باشی جورابِ شوهرت را بدوزی.
زورم که به آنها نرسید، زدم زیرِ گریه
دستِ آخر هم یک سیلی از آقاجان خوردم و تویِ اتاق حبس شدم.
صبحِ فردا خواهرِ کوچکم آمد و گفت که: ننه جان سازت را داد سمساری و عوضش آینه شمعدان خرید، بیا ببین چقدر خوشگل است!
حالا ده سال از آن روز میگذرد
ازدواج کرده ام و بلدم جورابِ شوهرم را بدوزم
از احکام هم حسابی سرم میشود اما
به آینه که نگاه میکنم، دختری را میبینم که در دوردست ساز میزند ...
🖋نسرین قنواتی
@luvablee
من با فروختنِ گوشواره ام، یک ساز خریده ام،
کمربندش را برداشت و تویِ حیاط دنبالم افتاد که: گیس بُریده! کدام عاقلی طلا را میدهد دادار دودور میخرد؟
ننه جان هم پشتِ آقام درآمد و همینطور که چنگ می انداخت به صورتش گفت: به جایِ این غلطی که کردی، میرفتی کلاسِ احکامی، صوتی، چیزی. نه اینکه مطرب بشوی که فردا تویِ محل اسمت بپیچد و هیچ احمقی درِ این خانه را نزند.
آقاجان که اهلِ این حرفها نبود، تخس شد و گفت: حالا لازم نیست همه آخوند و بانو مجلسی بشوند،
جایِ این تکه چوب، میرفتی کلاس خیاطی که فردا بلد باشی جورابِ شوهرت را بدوزی.
زورم که به آنها نرسید، زدم زیرِ گریه
دستِ آخر هم یک سیلی از آقاجان خوردم و تویِ اتاق حبس شدم.
صبحِ فردا خواهرِ کوچکم آمد و گفت که: ننه جان سازت را داد سمساری و عوضش آینه شمعدان خرید، بیا ببین چقدر خوشگل است!
حالا ده سال از آن روز میگذرد
ازدواج کرده ام و بلدم جورابِ شوهرم را بدوزم
از احکام هم حسابی سرم میشود اما
به آینه که نگاه میکنم، دختری را میبینم که در دوردست ساز میزند ...
🖋نسرین قنواتی
@luvablee
ببین!
قُلدُر بازی درنیار
نمیخواد اَدایِ آدمایِ جنگجویِ همیشه موفق رو از خودت دربیاری
نمیخواد زخماتو پنهون کنی
لزومی نداره الکی بخندی و یواشکی اشک بریزی
واقعاً احتیاجی نیست خودتو سرد و سخت نشون بدی
گاهی وقتا لازمه آدما ببازن
لازمه باختشون رو بفهمن، باهاش روبرو شن
به همه نشون بدن که باختن، که ناراحتن
بد نیست اگه کنار بیای با دردت
بد نیست اگه گریه کنی
واقعاً بد نیست
ما آدما خلق شدیم که ببازیم همونقدر که حق داریم بِبَریم
ببازیم عمرمون رو، کسی که دوست داریم رو، خودمون رو ...
اعتراضی هم وارد نیست
کی میتونه لذتِ پیروزی بعدِ باخت رو کتمان کنه؟
کی میتونه زیرِ سوال ببره محکمتر ایستادنش رو بعد از آخرین زمین خوردنش؟
اَدایِ خندیدن درنیار
بذار بفهمن باختی، ناراحتی، دلگیری
بذار ببینن، حس کنن
بذار وقتی از جات پاشدی بفهمن چی کشیدی که به اینجا برسی ...
بذار بفهمی .. آره خودت!
بذار بفهمی که چقدر محکمی
بذار بفهمن، بذار بفهمی ...
- نورا مرغوب
@luvablee
قُلدُر بازی درنیار
نمیخواد اَدایِ آدمایِ جنگجویِ همیشه موفق رو از خودت دربیاری
نمیخواد زخماتو پنهون کنی
لزومی نداره الکی بخندی و یواشکی اشک بریزی
واقعاً احتیاجی نیست خودتو سرد و سخت نشون بدی
گاهی وقتا لازمه آدما ببازن
لازمه باختشون رو بفهمن، باهاش روبرو شن
به همه نشون بدن که باختن، که ناراحتن
بد نیست اگه کنار بیای با دردت
بد نیست اگه گریه کنی
واقعاً بد نیست
ما آدما خلق شدیم که ببازیم همونقدر که حق داریم بِبَریم
ببازیم عمرمون رو، کسی که دوست داریم رو، خودمون رو ...
اعتراضی هم وارد نیست
کی میتونه لذتِ پیروزی بعدِ باخت رو کتمان کنه؟
کی میتونه زیرِ سوال ببره محکمتر ایستادنش رو بعد از آخرین زمین خوردنش؟
اَدایِ خندیدن درنیار
بذار بفهمن باختی، ناراحتی، دلگیری
بذار ببینن، حس کنن
بذار وقتی از جات پاشدی بفهمن چی کشیدی که به اینجا برسی ...
بذار بفهمی .. آره خودت!
بذار بفهمی که چقدر محکمی
بذار بفهمن، بذار بفهمی ...
- نورا مرغوب
@luvablee
30 Salegi
Ehsan Khaje Amiri
اومدی تا بره فصل دیوونگی
شدی آرامش کل این زندگی❤
باتو هر ثانیه عاشقانه س برام
آرزوهامو از کی به جز تو بخوام
🆔 @FootFunMusic
شدی آرامش کل این زندگی❤
باتو هر ثانیه عاشقانه س برام
آرزوهامو از کی به جز تو بخوام
🆔 @FootFunMusic
اون اصلا هم جذاب نبود...
رفتارِشم اصلا دلنشین نبود!
شوخی هاشم اصلا خنده دار نبود!
آدمایی هم که دورش و تو زندگیش بودن اصلا خوشبخت نبودن!!
اخه چرا باید از حضور یک آدمِ معمولی خوشحال باشن و بخوان ساعتها رو با اون بگذرونن!؟
فاصله ی اون از یه آدم "خاص" تا یک آدم "معمولی" فقط دوست داشتنِ من بود...
او معمولی شده بود چون من دیگر "دوسش نداشتم"....
@luvablee💜
رفتارِشم اصلا دلنشین نبود!
شوخی هاشم اصلا خنده دار نبود!
آدمایی هم که دورش و تو زندگیش بودن اصلا خوشبخت نبودن!!
اخه چرا باید از حضور یک آدمِ معمولی خوشحال باشن و بخوان ساعتها رو با اون بگذرونن!؟
فاصله ی اون از یه آدم "خاص" تا یک آدم "معمولی" فقط دوست داشتنِ من بود...
او معمولی شده بود چون من دیگر "دوسش نداشتم"....
@luvablee💜