وقتی وارد دنیای جدیدت شوی، اولش کمی احساس ناراحتی خواهی کرد. آدم ها وقتی از منطقه امن خودشان بیرون می آیند همیشه احساس سردرگمی می کنند... کلارک تو تشنه ای. جسارت را در تو دیدم. اما تو سرکوبش کردی، کاری که اغلب آدم ها می کنند. فقط خوب زندگی کن، فقط زندگی کن.
📙پس از تو
#جوجو_مویز
@luvablee🐼
📙پس از تو
#جوجو_مویز
@luvablee🐼
Forwarded from Mohsen Chavoshi
Forwarded from 🍂Fall of the leaves🍂 (غ ز ا ل)
~Loveaвle
نامه ای به پسرم: طوری بزرگت میکنم که فکر نکنی چون پسری هر غلطی میتونی بکنی
نامه ای به فرزندِ آیندم:
عزیزم،
من داف نیستم، بلوند ملوندم نیستم، بلد نیستم عشوه بیام
نمیتونم مخِ پدرتو بزنم :(💘
عزیزم،
من داف نیستم، بلوند ملوندم نیستم، بلد نیستم عشوه بیام
نمیتونم مخِ پدرتو بزنم :(💘
کَسی می آید ...
کَسی می آید ...
کَسی که در دلش با ماست،
در نفسش با ماست،
در صدایش با ماست ..
#فروغ_فرخزاد
کَسی می آید ...
کَسی که در دلش با ماست،
در نفسش با ماست،
در صدایش با ماست ..
#فروغ_فرخزاد
پدربزرگم میگفت هروقت مادربزرگم باهاش قهر میکرد در ظرف ترشی رو سفت میکرد که مادربزرگم نتونه بازشون کنه و مجبور شه باهاش حرف بزنه ☹️♥️
~Loveaвle
Farzad Farokh – Ahle Asheghi
سرگذشتِ قلبِ من دچارِ عشق نبود، اهلِ عاشقی نبود،
تو آمدی شدی تمامِ من ❤️
تو آمدی شدی تمامِ من ❤️
✍️ زيباترين زن زندگىام را امروز ديدم. با او قرارى در خيابان داشتم و وقتى كه نشست، وقتى كه انحناهاى طبيعى تنش نيمكت سنگى را مثل رودى آرام لمس كردند، با چشمهاى كنجكاوش نگاهم كرد. بىمضايقه زن بود.
پيكرى رنسانسى و فربه داشت و اين ناهمخوانىاش با جريان روز، جذابش مىكرد.
كتابخوانده و دانا، قشنگ حرف مىزد و صلحى با جهان داشت.
او هيج شبيه عكسهاى روى مجلههاى مد نبود.
چيزى بود كه دوست داشت باشد،
دوست داشت در قهوهاش شكر زياد بريزد و سالادش را با نمک بخورد.
زير چانهاش چروکهايى ريز داشت و در تمام آن مدت، شكم بعد از زايمان بزرگ شدهاش را مخفى نكرد.
خوب ديده بود و خوب خوانده بود و تبليغات گستردهى چگونه لاغر شويم و چگونه چروک زير چشمها را مخفى كنيم، گولش نزده بودند
او در انتهايىترين روزهاى چهل سالگى، پذيرفته بود كه هزار بار شكست خورده و نمرده: خودم كردم، خودم.
مجموعهى زيباييهاى طبيعى انسان.
بعد، راه رفتيم. شاد بود و از خنديدن نمىترسيد. بلند مىخنديد و صداى زنانهى محكمش، مىپيچيد همهجا.
گرتا گاربو نبود،
مارلنه ديتريش نبود،
جين فوندا نبود،
اليزابت تيلور و جين سيبرگ نبود؛
خودش بود.
خودش را پيدا كرده بود و همچنان كه قدم مىزد، سنگهايى را برمىداشت كه مجسمه بسازد.
او همان زن كميابیست كه از ياد رفته. او همان زنيست كه قرنهاست كم پيدا شده و جايش را روبوتهای كم هوش گرفتهاند. او از جايي در همان رنسانس ديگر تكثير نشده. اين است كه دور از اجتماع ظاهربينیهای مفرط، در جنگلهای خلوت قدم میزند و میداند كه كيست و چه میخواهد. اوست كه وزن میدهد به جهان.
زيبايی شبيه آن چيز مبالغهآميزی كه ما تصور میكنيم نيست...
📕 #خاطرات_سوگواری
👤 #رولان_بارت
@luvablee🐼
پيكرى رنسانسى و فربه داشت و اين ناهمخوانىاش با جريان روز، جذابش مىكرد.
كتابخوانده و دانا، قشنگ حرف مىزد و صلحى با جهان داشت.
او هيج شبيه عكسهاى روى مجلههاى مد نبود.
چيزى بود كه دوست داشت باشد،
دوست داشت در قهوهاش شكر زياد بريزد و سالادش را با نمک بخورد.
زير چانهاش چروکهايى ريز داشت و در تمام آن مدت، شكم بعد از زايمان بزرگ شدهاش را مخفى نكرد.
خوب ديده بود و خوب خوانده بود و تبليغات گستردهى چگونه لاغر شويم و چگونه چروک زير چشمها را مخفى كنيم، گولش نزده بودند
او در انتهايىترين روزهاى چهل سالگى، پذيرفته بود كه هزار بار شكست خورده و نمرده: خودم كردم، خودم.
مجموعهى زيباييهاى طبيعى انسان.
بعد، راه رفتيم. شاد بود و از خنديدن نمىترسيد. بلند مىخنديد و صداى زنانهى محكمش، مىپيچيد همهجا.
گرتا گاربو نبود،
مارلنه ديتريش نبود،
جين فوندا نبود،
اليزابت تيلور و جين سيبرگ نبود؛
خودش بود.
خودش را پيدا كرده بود و همچنان كه قدم مىزد، سنگهايى را برمىداشت كه مجسمه بسازد.
او همان زن كميابیست كه از ياد رفته. او همان زنيست كه قرنهاست كم پيدا شده و جايش را روبوتهای كم هوش گرفتهاند. او از جايي در همان رنسانس ديگر تكثير نشده. اين است كه دور از اجتماع ظاهربينیهای مفرط، در جنگلهای خلوت قدم میزند و میداند كه كيست و چه میخواهد. اوست كه وزن میدهد به جهان.
زيبايی شبيه آن چيز مبالغهآميزی كه ما تصور میكنيم نيست...
📕 #خاطرات_سوگواری
👤 #رولان_بارت
@luvablee🐼
مادربُزرگم همیشه میگه: “اگه دلت پُر بود از آدما، بُرو تو آشپزخونه، ظَرف بشور و با دیواراش درد و دل کن! اینجوری هم دلت سبُک میشه، هم خونهت تَمیز...” دستام پوست پوست شدن، بَس که درد و دل کردم.
#مهدیه_صدر
#مهدیه_صدر
آدم که عاشق شد
گرما نمیفهمد
من من نمیفهمد
طوفان نمیفهمد
سرما نمیفهمد
چیزی نمیفهمد
اصلاً نمیفهمد 😶
#علیرضا_آذر
@luvablee
گرما نمیفهمد
من من نمیفهمد
طوفان نمیفهمد
سرما نمیفهمد
چیزی نمیفهمد
اصلاً نمیفهمد 😶
#علیرضا_آذر
@luvablee