~Loveaвle
272 subscribers
960 photos
109 videos
27 files
90 links
همون جایی که دلبر خونه داره 🫴🏽

بگو: https://t.iss.one/HarfBeManBOT?start=HBM45678
Download Telegram
Forwarded from Amirabbas Golab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوستان عزيزم ويديو " كودكانه" به كارگرداني مهدي فلك بلند منتشر شد ميتونيد از كانال تلگرامم ببينيد بازم تشكر ميكنم از مهدي فلك بلند و تيم حرفه اي ايشون 🎥♥️
@mehdifalakboland

جدایی نه از فاصله‌هاست
و نه از درهایی که دیگر بسته‌اند
جدایی آنجاست که تو
دیگر از گفتن حرف دلت دست می‌کشی

#شکری_ارباش

@luvablee🐼
همیشه هم نیاز به یه دلیلِ منطقی برایِ کارهایی که میکنی نداری
انجامش بده چون دلت میخواد، چون حال میده، چون خوشحالت میکنه 👌🏻
@luvablee
~Loveaвle
Dev Raaz_ 3D Bollywood Audio Here! – 3D Audio | DILBAR - Full Song | Satyameva Jayate |
*آهنگ تازه رام رحمان ساخته شده در تکنولوژی 8D*.
این آهنگ فقط با هندزفری گوش کنید.
در اولین بار شما این آهنگ را با سر خود می شنوید نه با گوش های خود.
شما احساس می کنید که موسیقی خارج از گوشی نیست.
واقعیت را احساس کن
احساس سحر و جادو کنید
لذت بردن از قدرت موسیقی
*این آهنگ را بدون هندزفری گوش ندهید*
@luvablee
ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩه‌ام
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺩه‌ﺍﻡ
ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺯﻧﯽ،
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ‌ﺩﺍﺭﺩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﭘﺰﺷﮏ ﺑﺎﺷﺪ

ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ نمی‌دﻫﻢ
ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﺤﮑﻢ‌ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ
ﺁﺟﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﭼﯿﻨﻢ
ﺣﺘﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺁﻭﺍﺯ می‌‌خوانم
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻗﻮﻥِ ﻣﻼﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ می‌گیرم

ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﺭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ می‌خورد
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ‌ﻫﺎ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽﻟﺮﺯﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺗﺮﺍﺯﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎه می‌کنند
ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ
ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ می‌کنم .....



📙عشق یک کارگر ساده
#کارل_سندبرگ

@luvablee🐼
تنهایی انتخابم بود ...
لبخندش امّا
همه یِ معادلاط رو بهم ظد 💁🏻‍♀💚
@luvablee
Bimar
Reza Bahram
فکر عاقل کردنم هرگز نباش
من از این دیوانگی سر میروم
@falloftheleaves
یاد بگیرید محکم بودن را، قوی بودن را، کوه و سنگ بودن را...
لازمتان میشود برایِ وقت هایی که آدمهایِ زندگیتان دستشان میرود رویِ نقطه ضعفتان و دلتان را بند میکنند به نبودنشان...
یاد بگیرید که هیچ جایِ زندگی جوابِ محبت هایتان چیزی نمیشود که شما میخواهید...
از من به شما نصیحت،
قوی بودن را یاد بگیرید برایِ تمامِ روزهایی که قرار است تنتان بلرزد از آدم هایی که قلبتان را میلرزانند...
@luvablee
_ تو.. تو.. تو خطرناکی، گیله مردِ کوچک
_ اعتقاد، خطرناک تر است آقا
_ و عشق، از آن هم خطرناک تر است. من میدانم.

📙یک عاشقانه ی آرام
#نادر_ابراهیمی
@luvablee🐼
تکلیفِ مرا روشن کن
یا دوستم داشته باش
یا
همین که گفتم 😒💜
@luvablee
Boghze Darya
Aref
‏از نفس افتاده بودم اومدی
راهمو گم کرده بودم اومدی
تنها نکته یِ منصفانه یِ زندگی اینه که همه با هم داریم پیر میشیم 😪
@luvablee
آه من العشق! قبل از عشق بعد از عشق... عشق قدیمی ترین و پا بر جاترین سنت روی زمین است. عاشق رانده می شود، اما نمی راند. عاشق آزار می بیند،اما آزارش به مورچه هم نمی رسد. عاشق که شدی میفهمی، دلت به کیسه ای مخملی تبدیل می شود، درونش گلوله ای ابریشمی؛ با این دلِ نازک نمی توانی کسی را برنجانی. به صف عشاق می پیوندی. نترس! در عشق که فنا شوی تعارف ظاهری و مقوله های ذهنی دود می شود و می رود به هوا. از آن نقطه به بعد چیزی به نام (( من )) نمی ماند. تمامِ منیَتت می شود صفری بزرگ. آن جا نه شریعت می ماند، نه طریقت، نه معرفت، فقط و فقط حقیقت است که می ماند...

📙ملت عشق
#الیف_شافاک
@luvablee🐼
#لجبازی

#قسمت2
🔵منم با خوشحالی و اندکی تعجب از تخت پایین اومدم رفتم صبحونه بخورم که کوفتم شد!
پس بگو مامان محبت کرد واسه این بود!... غلت دیگه ای روی جام زدمو خیلی زود خوابم برد....
به هفته مثل برق و باد گذشت... بابا و نوید یکی از اتاق هارو برای آرشام درست کردن تا بره توش کنگر بخوره لنگر بندازه؟ چقد من از این بشر بدم میاد!اه خدا!... امروز با پرمیس قرار گذاشتیم که بریم برای دانشگاه خرید کنیم!...منو پرمیس هردومون ترم آخر رشته عمران بودیم او نزدیک به لیسانس گرفتنمون بود! | پرمیس دوست صمیمیم بود........از خیلی وقت پیشا میشناختمش.........با اینکه همیشه اختلاف نظر داریم و تو سروکله هم میزنیم ولی خب جونمون واسه هم در میره! توی آینه ایستادمو نگاهی به خودم انداختم. یه مانتو خنک کالباسی به شلوار لی مشکی و شال سفید و صورتی....... موهامم با این کیلیپس گوجه ای ها جمع کرده بودم.... پشت کله م انگار به گمبزه گذاشته بودن! موهای بلوطی و لختمو هم از کج ریخته بودم بیرون..به به چه خوشگل شدما!... خیره شدم به خودم... صورت گرد و پوست روشنی داشتم که نوید همش بهم میگفت شیر برنج در حالی که اونقدرام سفید نیستم!
چشمای درشت کشیده ای داشتم...وای که من چقد رنگ چشمام رو دوست داشتم. چشمام عسلی بود که به حلقه قهوه دورشون رو گرفته بود!... بینیم هم استخونی و خوش حالت بود لبای معمولی باصدای تک زنگ گوشیم فهمیدم که پر میس اومده... کیفم رو سر دوشم گذاشتم و از اتاقم بیرون اومدم بعد از خداحافظی از اهل خونه از خونه بیرون اومدم.....نگاهم به 206 قرمز پر میس افتاد... دوباره حسرت رانندگی به دلم نشست....هیچوقت نتونستم خوب رانندگی کنم برای همینم بابا اجازه نمیداد پشت فرمون بشینم......... در ماشین رو باز کردمو کنار پرمیس نشستم لبخندی زدمو گفتم:
- سلام.چطوری؟
- سلام تو خوبی؟... پاساژ همیشگی دیگه؟ سرم رو به نشونه "بله "تکون دادم و پرمیس هم لبخندی پهنی زد و ماشین رو روشن کرد....
نصفه خریدارو انجام داده بودیم که از خستگی داشتم پس میفتادم...همیشه وقتی بازار میرفتم همین برنامه رو داشتم
خیلی زود خسته میشدم!... توی پاساژ داشتیم دور میخوردیم که با دیدن کافی شاپ وسط پاساژ دست پر میس رو کشیدم! با حرص جیغی کشید و گفت: - هوی این وحشی بازیا چیه؟!!.... همونجور که دستشو میکشیدم غر زدم: - من گشنمه این حرفا حالیم نیست! دستشو از توی دستم بیرون کشید و گفت: . دستمو داغون کردی. خو به کلمه بگو گشنته! - پری جونم... بیا منو مهمون کن از اون بستنی رنگی رنگیا که به چترم روشونه بهم بده..... اخمی کرد و گفت: . چرا تو منو مهمون نمیکنی؟!....اون ترم توی دانشگاه توی بوفه من تورو مهمون کردم! ای زهر مار بگیری!
خودت داری میگی اون ترم توی دانشگاه!....الان ترم جدید شده خو خسیس!... بر خلاف افکارم گفتم: - پری بخر دیگه! یهو به صدایی گفت: - چی میخوای خودم برات بخرم جیگر طلا؟! یا پنج تن.... این دیگه کیه؟!...با چشمای گرد شده از تعجب به دنبال صدا گشتم! با دیدن به پسر کاملا ژیگول دلم میخواست بزنم فکشو پیاده کنم... با دیدنم لبخند دندون نمایی زد و گفت: - ای جان چشماشو!
اخم غلیظی کردم و روبه پر میس گفتم:
- بریم به سمت کافی شاپ رفتیم...شاید پر میس هم نخواست جلوی پسره سوژه بشه که دنبالم اومد... وگرنه من این خسیس رو میشناسم! با پرمیس رفتیم توی کافی شاپ کافی شاپ حالت غرفه ای داشت و خیلی باحال بود.....یه آب نمای بزرگم وسطش بود.... با پرمیس دور یه میز دو نفره نشستیم.......تا نشستیم پرمیس گفت: - بابا اونجوری که تو اخم کردی من نیاز به تعویض شلوار پیدا کردم.. آخه تقصیر توئه که این پسره اومد چرت و پرت گفت! چرا من؟!
خب اگه توی خر خسیس بازی در نمیاوردی ک... همون موقع گارسون اومد و حرف تو دهنم ماسید
اگه نمیومد احتمالا من و پرمیس در حال گیس و گیس کشی بودیم! پر میس نگاهی بهم انداخت و گفت: - چی میخوری؟
لبخند پهنی زدمو گفتم: - از اون بستی رنگیا که روشون چتر داره؟ پرمیس چشم غره ای رفت و گفت:آقا دو تا کافه گلاسه لطفا... یهو گفتم:
-چتر داشته باشه... این دفعه گارسونه خندش گرفت و گفت: - چشم امر دیگه؟! از اینکه گارسون خندید به حس بد بهم دست داد!...خوشم نمیومد کسی مسخره ام كنه!... پر میس گفت: . خیر ممنون!.. گارسونه هم یاداشت کرد و رفت...بعد از رفتن گارسون خریدام رو روی میز گذاشتم...از توی پلاستیک نگاهی بهشون انداختم و گفتم: . به نظرت گربه نره به مانتوم گیر نمیده؟! | منظورم از گربه نره حراست بود!... یه زن فوق العاده چاق با به عینک ته استکانی گرد که رنگشم تیره بود!....من نمیدونم با این عینک تیره چطور جلوشو میدید!
با این حرفم پر میس پقی زد زیر خنده

واه بلا به دور... چرا من هرچی میگم ملت بهم میخندن! گفتم:کوفت به چی میخندی؟! خنده شو خورد و گفت: - یادته ترم اول که بودیم سر طرح ناخنت بهت گیر داد؟!


@luvablee❤️
~Loveaвle pinned «#لجبازی #قسمت2 🔵منم با خوشحالی و اندکی تعجب از تخت پایین اومدم رفتم صبحونه بخورم که کوفتم شد! پس بگو مامان محبت کرد واسه این بود!... غلت دیگه ای روی جام زدمو خیلی زود خوابم برد.... به هفته مثل برق و باد گذشت... بابا و نوید یکی از اتاق هارو برای آرشام درست…»
Khastam
Hoorosh Band
اثر جدید 👌🏻❤️

🆔 @FootFunMusic
❞ هرچه حالِ مردمِ دنیا بدتر باشد، نیازشان به عشق مُبرَم تر است...
آدمها دوست دارند از هر رنجی پناه ببرند به عشق
به آغوشِ گرم و امیدوارِ عشق❤️
که عشق همیشه دلش روشن است
و چشمانش برقِ امید دارد...
روزگار هرچه سیاه تر شود، رسالتِ آنها که از عشق میگویند پر رنگ تر و مهم تر میشود
چون تنها عشق است که میتواند ناجیِ آدمی باشد، در دلِ تاریکی ها و سیاهی ها...❤️
@luvablee
من می خورم و هرکه چو من اهل بود
می خوردنِ من به نزد او سهل بود
می خوردن من حق ز ازل می دانست
گر می نخورم علم خدا جهل بود

#مولانا
@luvablee🐼